اقدام آمريكا براي گنجانيدن نام شبكه « المنار » در فهرست سازمانهاي
تروريستي , يك بدعت خطرناك و در عين حال يك اقدام انفعالي است كه
نشان مي دهد واشنگتن در راه مقابله با امواج آگاه كننده يك رسانه مستقل
عرب تا چه اندازه ناتوان است . واشنگتن با اين حركت نشان داد كه قادر به
تحمل وپذيرش واقعيت نيست و خود را در موضعي مي بيند كه با « سانسور »
به جنگ با واقعيت هاي عيني و ملموس خاورميانه رفته است ولي با
تلخكامي , احساس مي كنند كه حتي در اين مقوله هم ناكام و درمانده اند.
تصميم واشنگتن براي حذف شبكه تلويزيوني « المنار » از ماهواره ها به
دنبال تصميم فرانسه براي ممنوعيت پخش برنامه هاي اين شبكه در سراسر
اروپا صورت مي گيرد. بدنبال اين تصميم فرانسه و آمريكا , آژانس يهود با
صدور بيانيه اي , مراتب خرسندي و حمايت خود را از حذف شبكه
تلويزيوني « المنار » از ماهواره ها براي پخش در اروپا و آمريكا را اعلام و از
اين تصميم قدرداني كرد.
حتي اگر اعلام خشنودي آژانس يهود از تصميمات فرانسه و آمريكا هم
صورت نمي گرفت , كاملا آشكار بود كه اين تصميم تحت فشار لابي
صهيونيست ها در اروپا و آمريكا اتخاذ شده است . « سيلوان شالوم » وزير
خارجه رژيم صهيونيستي طي هفته اخير 2 بار اعتراف كرد كه اسرائيل
بكمك آژانس يهود در اروپا و آمريكا يك رشته فعاليتها و فشارهاي وسيع , و
مستمر عليه افشاگريهاي شبكه تلويزيوني « المنار » انجام داده و توسط
سفراي خود در اروپا دست به فعاليتهاي گسترده اي زده كه پس از گذشت
چندين ماه به اهداف مورد نظر دست يافته و موفق گرديده پخش برنامه هاي
اين شبكه را متوقف كند.
جرم بزرگ شبكه « المنار » اينست كه با تنظيم و پخش برنامه اي تحت
عنوان « رجال صدقوا » به افشاي ماهيت جنايات ضدانساني ارتش اشغالگر
صهيونيستي در لبنان و فلسطين پرداخته و مظلوميت مردم لبنان و فلسطين و
رشادتهاي شهداي مقاومت اسلامي لبنان فلسطين را به تصوير كشيده است .
پخش اين گزارشات خبري در ميان مسلمانان مستقيم فرانسه و اروپا با
استقبال ويژه اي مواجه شده و تبليغات رسانه هاي صهيونيستي , آمريكائي
واروپائي براي وارونه جلوه دادن واقعيت هاي تاريخ معاصر لبنان را خنثي
كرده است .
انجمن يهوديان فرانسه بعنوان بازوي محلي « آژانس يهود » در فرانسه
ضمن طرح شكايتي در دادگاه اين كشور بر ضد شبكه « المنار » , مدعي شده
است كه پخش اين برنامه زمينه هاي تشويق به خشونت و تروريسم را فراهم
مي كند. گفته مي شود كه دادگاههاي فرانسه تامدتي در برابر اين ادعاي آژانس
يهود مقاومت كردند لكن با اعمال فشار لابي صهيونيست ها به زانو درآمدند
و با اعلام ممنوعيت پخش برنامه هاي شبكه تلويزيوني « المنار » در واقع در
برابر محافل صهيونيستي , تسليم شدند
واقعيت اينست كه افشاي ماهيت نژادپرستانه و عملكرد تروريستي
اسرائيل كه عليه مردم لبنان و فلسطين رواداشته , مي تواند گامي در جهت
آگاه ساختن افكار عمومي جهان محسوب شود و به آنها نشان دهد كه
عملكرد جنايتكاران جنگي حاكم بر اسرائيل با تعاليم و آئين يهود , منافات
دارد و به اين ترتيب هرگونه بدبيني احتمالي نسبت به آئين يهود را نيز از
ميان ببرد.
در واقع , اگر يهوديان فرانسه و آمريكا صداقت داشتند , هرگونه افشاگري
عليه صهيونيست ها , در درجه اول بايستي توسط پيروان آئين يهود صورت
مي گرفت . اين آنها هستند كه بايستي براي بهبود چهره يهوديان در هرگوشه
از جهان تلاش كنند و به دنياي معاصر ثابت كنند كه حتي يهوديان هم از
جنايات اشغالگران صهيونيست ابراز نفرت و انزجار مي كنند ونخستين
مخالفين جنايت سازمان يافته اسرائيل عليه بشريت هستند.
گردانندگان شبكه تلويزيوني « المنار » در اين زمينه تصريح كرده اند كه
« افشاي جنايات اسرائيل را نمي توان اقدامي عليه يهوديان تلقي كرد و ما با
يهوديان مخالفتي نداريم بلكه با صهيونيست ها و رژيم اشغالگر صهيونيستي
و قتل عامي كه عليه فلسطيني ها صورت گرفته و مي گيرد , مخالفيم » .
اين , موضوع روشني است كه ماهيت و ابعاد آن به خوبي قابل درك است
و بعنوان يك « استدلال محكمه پسند » مي توان آنرا پذيرفت . اما چرا فرانسه
عليرغم صراحت و روشني مطلب و اينكه افشاي جنايات صهيونيست ها
هرگز بمنزله موضعي عليه يهوديان تلقي نمي شود , تصميم به اعلام ممنوعيت
پخش برنامه هاي شبكه تلويزيوني « المنار » گرفته است در واقع همه چيز به
فشار لابي صهيونيست ها برمي گردد كه باعث شده فرانسه به زانو درآيد و
اعتبار جهاني خود را نيز خدشه دار كند.
فرانسه با اين تصميم خود نشان داد كه طالب حق نيست و صرفا بر
اساس ديدگاههاي سياسي و تحت فشار محافل صهيونيستي , همه چيز را و
حتي شعارهاي هميشگي خود را نيز كاملا زيرپا گذاشته و فقط بر مبناي
ملاحظات سياسي خود بنفع اشغالگران صهيونيست موضع گرفته است .
بدين ترتيب فرانسه نشان داده است كه از افشاي جنايات رژيم
صهيونيستي واهمه دارد و به سهم خود سعي مي كند بر اين جنايات سرپوش
بگذارد و آنرا توجيه كند. اين يك سابقه و اقدام خطرناك است كه البته با
ماهيت فريبكارانه فرانسه نيز كاملا تطبيق دارد.
اين اقدام غيرقابل توجيه فرانسه , مبناي تصميم آمريكا نيز قرار گرفته
است . وزارت امور خارجه آمريكا اعلام كرده است كه شبكه تلويزيوني
« المنار » را به فهرست سازمانهاي تروريستي اين وزارتخانه افزوده است !
نكته جالب توجه اينكه غرب و بويژه آمريكا براي سخن پراكني و جنگ
رواني عليه ساير كشورها و ملتها , همواره به ايجاد شبكه هاي راديو ـ
تلويزيوني پرداخته و با تبليغات شبانه روزي خود سعي دارد مخاطبين بيشتر
ي را بسوي خود جلب كند.
آمريكا براي چندين دهه مدعي بوده است كه از آزادي ملتها و از آگاه
شدن آنها از واقعيت هاي دنياي معاصر حمايت مي كند و حتي خود را پيشتاز
اطلاع رساني شفاف و بدون سانسور معرفي كرده است . اين اقدام آمريكا
براي حذف و سانسور كامل يك شبكه تلويزيوني كه مطابق خواسته هاي
آمريكا عمل نمي كند , بخوبي نشان مي دهد كه واشنگتن فقط مطالبي را مجاز
مي داند و تحمل مي كندكه عينا مطابق خواسته هاي آمريكا و اشغالگران
صهيونيست باشد. البته در آمريكاي امروز كه بوش كوچك رئيس جمهور
آن , « اريل شارون » جلاد اسرائيلي را دوست عزيز خودش مي نامد , چنين
اتفاقاتي چندان هم غيرمنتظره نيست .تا اين اواخر , شبكه تبليغات جهاني ,
در انحصار صهيونيست ها بود. صهيونيست شايد هيچ قدرتي را در جهان ,
در موضع زور آزمائي باشبكه تبليغات جهاني خود نمي ديده اند ولي توسل
صهيونيستها به اين شيوه هاي انفعالي براي سانسور يك شبكه تلويزيوني
عربي و اسلامي نشان مي دهد كه آنها از شكسته شدن انحصار تبليغاتي خود
در جهان تا چه اندازه واهمه دارند.اين بدان معني است كه صهيونيست ها از
امواج آگاه كننده اي كه مي تواند خط بطلان بر روي تمامي تبليغات فريبكارانه
آنها بكشد , تا چه اندازه وحشت كرده اند.ناگفته پيداست كه سرمايه گذاري
محدود شبكه تلويزيوني « المنار » با ميلياردها دلار سرمايه گذاري
صهيونيست ها در شبكه تبليغات جهاني قابل مقايسه نيست ولي مسئله
اينست كه صهيونيست ها از هم اكنون با تلخكامي احساس مي كنند كه افسانه
شكست ناپذيري امپراطوري تبليغاتي آنها باطل شده و آنها شكست خود را
از هم اكنون قطعي و حتمي الوقوع مي دانند.
جرم بزرگ شبكه « المنار » اين است كه به افشاي ماهيت
جنايات ضدانساني ارتش اشغالگر صهيونيستي در لبنان و
فلسطين پرداخته و مظلوميت مسلمانان را به تصوير كشيده
است .
اگر يهوديان فرانسه و آمريكا صداقت داشتند , هر گونه
افشاگري عليه جنايات ضد انساني صهيونيست ها در درجه اول
بايستي توسط پيروان آئين يهود صورت مي گرفت و آنها به
دنياي معاصر نشان مي دادند كه از جنايات اسرائيل متنفرند.
نكته جالب توجه اينكه غرب و بخصوص آمريكا براي چندين
دهه خود را پيشتاز اطلاع رساني شفاف و بدون سانسور معرفي
كرده ولي امروزه حتي از پخش يك افشاگري محدود هم
وحشت دارند!
شبكه تبليغات جهاني صهيونيسم از شكسته شدن انحصار
تبليغاتي خود بشدت واهمه دارد و شكست امپراطوري
تبليغاتي خود را حتمي الوقوع مي داند.

|
« ابومازن » و مشكلات پيش رو
|

سرانجام همانگونه كه پيش بيني مي شد « مروان برغوثي » دبير جنبش فتح
در كرانه باختري كه در زندان رژيم صهيونيستي به سر مي برد تحت فشارهاي
شديد , انصراف خود را از نامزدي رياست حكومت خودگردان اعلام كرد.
باتوجه به موقعيت سياسي برغوثي و محبوبيت او در ميان فلسطيني ها مسئله
كانديداتوري وي , مقامات ميانه رو حكومت خودگردان را در روزهاي اخير
به شدت نگران كرده بود. به همين جهت بود كه بلافاصله پس از اعلام
نامزدي برغوثي , سران ساف به ديدار وي در زندان « بئرالسبع » اسرائيل
شتافتند تا او را به كناره گيري و انصراف ترغيب سازند. با اينحال اظهارات
چند روز قبل وكيل برغوثي مبني بر اصرار وي بر نامزدي رياست حكومت
خودگردان , موجب شد كه « فاروق قدومي » وزير خارجه حكومت
خودگردان و دبيركل جنبش فتح , برغوثي را به اخراج از جنبش فتح تهديد
كند اين درحالي بود كه براساس يك نظرسنجي كه اخيرا در ميان دانشجويان
دانشگاه فلسطيني « بيرزيت » انجام شد برغوثي 52 درصد آرا و ابومازن تنها
38 درصد را كسب كرد كه اين مسئله , نشانگر نفوذ برغوثي در ميان
فلسطيني ها , به ويژه جوانان فلسطيني است . برغوثي از چهره هاي مبارز
فلسطين محسوب مي شود كه در انتفاضه اول و همچنين انتفاضه الاقصي
نقش موثري داشته است . رژيم صهيونيستي برغوثي را به طراحي چندين
عمليات شهادت طلبانه متهم و زنداني كرده است و تابستان گذشته نيز او را
به پنج بار حبس ابد محكوم كرد.
حضور برغوثي در صحنه مبارزات انتخاباتي حتي واكنش آمريكا را
برانگيخت و پاول در اين باره گفت : ورود برغوثي به صحنه سياسي فلسطين
مي تواند « مشكل ساز » باشد.
همانگونه كه ذكر شد از ميان 9 نامزد رياست حكومت خودگردان كه در
مقابل ابومازن قرارداشتند تنها مروان برغوثي بود كه مي توانست پيروزي
ابومازن را به چالش بكشد و 8 كانديد ديگر در اندازه اي نيستند كه با ابومازن
به رقابت جدي بپردازند.
از اين 8 نفر , 2 نفر از آنها يعني « حسن خريشه » و « عبدالستار قاسم »
طي چند روز اخير به دلايلي كه آنرا « عدم وجود امكان رقابت » خوانده اند از
ادامه رقابت كناره گيري كردند. از سوي ديگر در تازه ترين نظرسنجي ها پس از
كناره گيري ابومازن , بيش از نيمي از فلسطيني ها اعلام كرده اند به ابومازن راي
خواهند داد. به اين ترتيب از هم اكنون بايد ابومازن را به عنوان جانشين
عرفات تلقي كرد. در همين راستا , هم رژيم صهيونيستي , هم آمريكا و هم
اروپا طي يك ماه گذشته به حمايت از ابومازن برخاسته و از رهبري وي بر
تشكيلات خودگردان طرفداري كرده اند.
به نظر مي رسد طرح به قدرت رساندن ميانه روهاي سازمان آزاديبخش
فلسطين بدون مشكل پي مي رود. با اينحال , اگرچه ابومازن از هم اينك خود
را پيروز انتخابات 20 دي ماه مي بيند ولي مسائلي وجود دارد كه مي تواند
حكومت ابومازن را با مشكلات جدي در آينده مواجه سازد. قطعا
حمايت هاي رژيم صهيونيستي و آمريكا و همچنين اروپا از ابومازن بدون
چشمداشت نيست و اولين خواسته آنها كه صريحا نيز به آن اشاره كرده اند
سركوب گروههاي مبارز فلسطيني و خاموش ساختن قيام فلسطيني ها عليه
اشغالگران است كه از آن به پوشش « مبارزه با تروريسم » نام مي برند. اين
موضوع مي تواند يكي از موانع عمده راه براي ابومازن باشد.
اگرچه موضع ابومازن با همين سياست و متوقف ساختن موج قيام
فلسطيني ها و به ويژه عمليات مسلحانه همسو مي باشد و آنرا در اظهارات
اخير خود در گفتگو با روزنامه « الشرق الاوسط » با اين عنوان كه « مبارزه
مسلحانه عليه اسرائيل اشتباه است » بر زبان رانده است ولي ابومازن نه
امكانات محقق ساختن اين آرزوي خود را دارا مي باشد و نه اصولا قدرت و
شهامت اجراي آن را دارد زيرا باتوجه به پايگاه نه چندان مستحكم وي در
ميان فلسطيني ها , چنين اقداماتي حكومت وي را به سوي فروپاشي سريع
پيش خواهد برد.
از سوي ديگر , ابومازن قطعا واقف است كه شرايط جامعه فلسطيني با
ساير جوامع يك تفاوت اساسي دارد. براي فلسطيني ها در وهله اول و
اولويت ارجح , موضوع آزادسازي سرزمين اشغال شده آنها قرار دارد و
وظيفه هر حاكمي كه در فلسطين برسر كار آيد صرفا در نحوه حكومت وي
منحصر نمي باشد زيرا در اصل فلسطيني ها هنوز كشور و وطني ندارند كه فرد
منتخب بر آن حكومت كند. اين ويژگي جامعه فلسطين وظيفه هر رهبر
سياسي را سنگين تر مي كند. از اين رو افكار عمومي فلسطين نيز از ابومازن
انتظار دارند خواسته آرماني و تاريخي آنها يعني ايجاد يك كشور براي
فلسطيني ها را اولويت اصلي سياست خود قرار دهد.
با اينحال آنچه كه سابقه سياسي و تجربه يك دوره كوتاه نخست وزير
ابومازن در گذشته , نشان مي دهد خط مشي وي بر مصالحه جويي با رژيم
صهيونيستي استوار است . هرچند تاريخ چند دهه اخير نشان داده است
صهيونيستها هرگز حاضر نبوده و نخواهند بود حقوق اساسي فلسطيني ها را
به آنها مسترد سازند و در واقع در سرميز مذاكره , فلسطيني ها همواره مغبون
بوده اند. اكنون بايد ديد كه ابومازن با دو محور اصلي بحران فلسطين يعني
« آرمان تاريخي ملت فلسطين براي آزادسازي سرزمين خود » و « سياست
صهيونيستها براي تداوم اشغال خاك فلسطيني و سركوب فلسطيني ها »
چگونه برخورد خواهد كرد.
اين مسائل مسلما ابومازن را در آينده با دشوارهاي جدي مواجه خواهد
ساخت . زيرا بار صهيونيستي شخصيت ابومازن به مراتب بيشتر از بار
فلسطيني او است و وي با چنين هويتي نمي تواند بر جامعه دردمند فلسطين
كه زخمهاي ديرينه اي از صهيونيسم را بر پيكر مجروح خود دارد , حكومت
موفقي داشته باشد.
آمريكا , اروپا و رژيم صهيونيستي از ابومازن حمايت كرده و
خواستار خاموش ساختن قيام ملت فلسطين و سركوب انتفاضه
توسط وي شده اند
هر حركتي از سوي ابومازن براي توقف مبارزه عليه
صهيونيستها در فلسطين اشغالي , حكومت وي را به سوي
فروپاشي سوق خواهد داد

| |