روزنامه جمهوري اسلامي 30/09/1383 صفحه كتاب و كتابخواني
استيضاح دولت در حضور ملت


روزهاي پاياني آذر ماه , مصادف با ششمين سالگرد رحلت خطيب توانا , حجت الاسلام والمسلمين مرحوم محمد تقي فلسفي است . به همين مناسبت , كتاب « استيضاح دولت در حضور ملت » را كه به تازگي از سوي دفتر نشر فرهنگ اسلامي منتشر شده است , معرفي مي نماييم . در مقدمه اين كتاب كه حاوي يكي از نطق هاي مشهور و تاريخي مرحوم فلسفي است , چنين مي خوانيم :
سالهاي 1340 و 1341 در تاريخ كشور ما از مقاطع حساس به حساب مي آيد. اين سالها همزمان با اوج رقابت هاي موسوم به جنگ سرد ميان دو ابر قدرت آمريكا و شوروي بود. امريكاييها در يافته بودند كه برپايي نظامهاي ديكتاتوري در كشورهاي تحت سلطه آنان , زمينه مناسبي را براي ظهور نهضتهاي كمونيستي و چپ گراي متمايل به شوروي ايجاد مي كند. بنابراين درصدد انجام نمايشي از اصلاحات اجتماعي , اقتصادي و سياسي در اين كشورها برآمدند. اين اصلاحات به طور همزمان در كشورهاي ايران , آرژانتين و برزيل پيگيري شد و بنابر همين سياست در ايران , دكتر علي اميني از چهره هاي نزديك به امريكاييها به نخست وزيري رسيد. او به عنوان اولين گام , اجراي اصلاحات ارضي را دنبال كرد.
اما بروز دو حادثه مهم در اين سالها روند اتفاقات را به گونه اي ديگر رقم زد : از سويي با درگذشت آيت الله بروجردي (فروردين 1340 ) شاه احساس كرد كه تنها مانع جدي انجام اصلاحات آمريكايي رفع شده است و حوزه علميه قم , ديگر مرجع صاحب نفوذ و مقتدري نخواهد داشت : از سوي ديگر , شاه با بركناري اميني و انتصاب يكي از نزديكان خود , يعني اسدالله علم به نخست وزيري تلاش كرد تا خود , شخصا رهبري اجراي اصلاحات مورد نظر آمريكاييان را بر عهده بگيرد و حمايت آنان را براي ادامه حكومت خود به دست آورد. به همين جهت كابينه علم در مدت كوتاهي , لايحه انجمنهاي ايالتي وولايتي و پس از آن , رفراندوم اصول شش گانه شاه و ملت را در دستور كار قرار داد.
اما امام خميني (ره ) كه دريافته بود مبارزه با رژيم , تنها به پشتوانه مرجعيت و روحانيت ممكن است , و مي دانست سكوت حوزه پس از درگذشت آيت الله العظمي بروجردي به انزواي كامل مرجعيت در صحنه سياسي و اجتماعي مي انجامد , از ابتداي تصميم به مخالفت جدي با طرحهاي دولت علم گرفت و با صدور بيانيه هاي متعدد و ايجاد اتحاد ميان مراجع , عليه اقدامات دولت , علم را در پيشبرد بسياري از برنامه هاي خود ناكام گذاشت .
رژيم شاه در آن زمان , خود را در اوج اقتدار مي ديد , لذا با اين مخالفتها كه دامنه آن به تظاهرات و تحصن مردمي هم كشيده شده بود , به سختي برخورد كرد . از مهر سال 41 تا خرداد سال 42 , ايران شاهد مخالفتهاي گسترده مردم به رهبري مراجع و در مقابل , سركوب و ارعاب دولت بود. از جمله اين درگيريها مي توان به مضروب شدن بازاريان تهران دردوم بهمن 41 , غارت بازار قم و دستگيري مردم در سوم بهمن 41 و مهم تر از همه , كشتار فيضيه در فروردين 42 اشاره كرد . در پي اين اقدامات , منابر روضه در محرم سال 1342 (خرداد 42 ) رنگ و بوي سياسي گرفت و علما سخنرانيهاي خود را به محكوميت و تقبيح اقدامات دولت و شاه اختصاص دادند.
يكي از تاثيرگذارترين سخنرانيهاي محرم , سخنراني شب عاشوراي مرحوم حجت الاسلام والمسلمين فلسفي ـ خطيب مشهور ـ بود كه در مسجد شيخ عبدالحسين در بازار تهران ايراد شد . ايشان در سخنان خود , دولت علم را در 10 ماده مورد استيضاح قرار داد و از دولت علم به سختي انتقاد كرد. اين سخنراني در جمع هزاران نفر از مردم ايراد شد و در پي آن , دو روز بعد , ماموران رژيم شاه آقاي فلسفي را دستگير و روانه زندان كردند.
در برخي صفحات ديگر كتاب مذكور نيز چنين مي خوانيم :
جامعيت اسلام
نخستين مطلبي كه بايد به عرض شما برسانم , اين است كه اسلام ديني است جامع و كامل و حاوي تمام برنامه هاي زندگي . اسلام درباره عقايد , اخلاق , معاملات , سياسيات , اجتماعيات و خلاصه درباره كليه شئون زندگاني با مردم صحبت كرده است . فصلي را كه بنده امشب بحث مي كنم , يكي از آن فصولي است كه اسلام بيان داشته است . البته شايد براي بعضي از شنوندگان محترم عجيب به نظر آيد كه آيا در مسجد , در شب عاشورا اصول اين بحث درست است و چه صورتي دارد
مسجد كانون جنبش ها
قبلا بايد متوجه باشيد كه مسجد براي مسلمانان , هسته اصلي و مركز تمام فعاليت ها و حركت ها بوده است . در موقع نماز , در مسجد اقامه جماعت مي شود , در موقع موعظه , پيامبر اسلام در مسجد با مردم سخن مي گويد. در موقع تدريس , براي مردم درس مي دهد , در مباحث اخلاق , مسجد , دانشكده روانشناسي است . در وقت لشكركشي , مسجد مركز ستاد فرماندهي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بود. در موقع اعزام مامور وصول ماليات , مسجد نقش وزارت دارايي را داشت . در تمام موارد و مواقع پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از شان و موقعيت مسجد استفاده مي كرد و به نفع تمام امور فردي و اجتماعي مردم , با آنان سخن مي گفت و راه سعادت مردم را در محيط مسجد براي مردم بيان مي كرد.
بنابراين مسجد در عين اينكه جايگاه عبادت و نيايش است , در عين حال مدرسه است . در عين اينكه براي مردم مركز تربيت است , در عين حال مركزي است براي راهنمايي ارتش و اعزام نيرو و سرباز به جبهه جنگ , اين نخستين جمله من ....
روحانيت نمي توند از سياست دور باشد
دولت اسلام , حكومت اسلام , آيين اسلام , قانون اسلام , عين سياست است . در دين اسلام , سياست , عين دين است . مذهب مسيح بن مريم است كه از سياست جداست و سياست ندارد. اسلام نماز دارد , روزه دارد , ارتش دارد. شهرباني دارد , دادگستري دارد , قواي انتظامي دارد , بيت المال دارد , قرارداد بين الملل دارد , مرز داري دارد , اصول اقتصادي دارد , بنابراين اسلام از سياست جدا نيست و مرزي ميان آن دو وجود ندارد.
اين , جواب ديني , ممكن است دولت بگويد كه از نظر منطق دين , دولت قانع نمي شود , دولت به اتكا قانون است .
از منطق دين مي گذرم , بياييم به سراغ قانون اساسي , جوان ها! و مردم مسلمان ! در اين كوران عجيبي كه الان هست ـ بايد اين مطلب را كاملا دقت كنيد ـ آيا روحانيت نمي تواند به موجب قانون در سياست مداخله كند , يا مي تواند عجيب است , گاهي هيات حاكمه مي گويد : آقا فقط صحبت ديني كنيد , فقط ذكر مصيبت , سياست از ديانت جداست . مگر سياست پايه اش قانون اساسي نيست مگر در قانون اساسي نوشته نشده است كه مذهب رسمي كشور آيين جعفري است 2 مگر در قانون اساسي ننوشته است كه قوانين بايد مخالف اسلام باشد مگر در قانون اساسي ننوشته است اگر مجلس راي داد و علما مخالفت كردند , جنبه قانونيت ندارد 3 اولين بار است كه اين حرف را از يك عمامه به سر مي شنويد
قدرت روحانيت
آقايان ! به موجب قانون اساسي , هيچ قدرتي در مملكت به حد قدرت روحانيت نيست . چرا گوش بدهيد! : اگر يك قانون بخواهد درست شود , اول لايحه مي آورند به مجلس شوري , بحث مي كنند و به اكثريت راي مي گيرند , وقتي راي كامل شد و قانون شد , هيچ قدرتي نمي تواند آن قانون را بشكند , مگر قدرت مجلس شوري و سنا با هم . آيا دولت مي تواند قانون را بشكند نه , آيا دستگاه قضايي و قواي ديوان كشور , قوه قضايي , مي توانند قانون را بشكنند نه , آيا يك وكيل , دو وكيل , سه وكيل , ده وكيل , بيست سناتور , مي توانند قانون را بشكنند نه . اما يك مجتهد , به موجب قانون اساسي مي تواند قانون را بشكند. كافي است كه در زير قانون بنويسد : اين قانون برخلاف شرع است و قانونيت ندارد.
شايد جوانها فكر كنند و بگويند چطور اين همه قدرت به يك نفر مجتهد داده شده اين يك نفر مجتهد چرا اين قدر قدرت دارد جواب مي دهم : آقاجان ! اين مجتهد دو جنبه دارد : يك جنبه شخصي و يك جنبه مقامي . از جنبه شخصي , مجتهد يك راي بيشتر ندارد , اما در مقام و موقعيت خود , يعني مقام فتوي , مجتهد نيست , بلكه خداي مجتهد است , پيامبر اسلام است , قانون قرآن است كه دستور مي دهد. بنابراين , وقتي گفته مي شود « مجتهد مي تواند به تنهايي قانون را لغو كند » يعني خدا قانون را لغو مي كند. چون مجتهد به امر خدا مي گويد. بنابراين , در مملكت , مجتهدي كه به تنهايي قدرتش از قدرت بيست نماينده , سي سناتور بيشتر است , مجتهدي كه به موجب قانون اساسي , از قوه مقننه و از هيات دولت قدرتش بيشتر است , نمي تواند در سياست دخالت كند ! اين مسخره نيست ! اين حرف بي اساس نيست !
مجتهد , مقامي است كه ملت ايران به او راي داده است و اگر دولتي بگويد « مجتهد و عمامه به سر در سياست مداخله نكند » , سخني بر خلاف قانون اساسي گفته و سخن برخلاف راي مردم است . بنابراين , بنده به عنوان زبان مجتهدين و زبان مسلمين و زبان روحانيت , از مقام قانون اساسي براي مجتهدين , استفاده مي كنم و در حضور مردم , دولت را استيضاح مي كنم و حقيقت را به گوش دولت مي رسانم و اميدوارم اين استيضاح ملي در دنيا منعكس شود.
يك سوال پيش مي آيد , بپرسيد : « آقاي فلسفي ! چطور استيضاح مي كنيد ! اين كار مجلس است ! » جواب مي دهم : مملكتي كه آزادي در آن مرده است : در مملكتي كه قانون اساسي عملا لگدكوب شده است , در مملكتي كه مجلس شوري مرده است , در مملكتي كه مجلس سنا مرده است , در مملكتي كه تمام روح آزادي لگد كوب شده است , فقط يك قدرت در اين مملكت باقي مانده و يك چراغ روشن است و آن چراغ نوراني حضرت محمد بن عبدالله (صلوات حضار) صلي الله عليه و آله و سلم است . من در اين ايام خفقان و در غيبت مجلس و در دوره تعطيل قانون اساسي , چرا از حسين عليه السلام استفاده نكنم و چرا دولت را استيضاح نكنم تمام مطالعه را امروز به خصوص درباره منبر امشب كرده ام , چون منبر امشب , معلول فداكاري بزرگترين سرباز راه خدا , فرزند فاطمه عليه السلام , حسين بن علي عليه السلام است , اين حساب را با كمال دقت كرده ام .
حالا چه موادي براي دولت قابل استيضاح مي باشد اين خود يك مطلب جداگانه اي است . بند ده ماده استيضاح تهيه كرده ام كه اين ده ماده را احتياطا نوشته ام , مبادا از قلم بيفتد و حافظه ام كمك نكند. اما خيال نكنيد موارد استيضاح دولت , همين ده ماده است . من ده ماده اي نوشته ام كه باب منطق روحانيت است و گرنه دولت اين قدر بد عمل كرده , اين قدر عيوب و نواقص قانوني دارد , كه اگر موارد استيضاحش روي قلم و كاغذ بيايد , از پنجاه تا هم تجاوز مي كند. حال شما فعلا به همين ده تا قناعت كنيد!
برخي موارد استيضاح دولت توسط مرحوم فلسفي چنين مي باشد :
مدرسه فيضيه
چرا مدرسه فيضيه را خراب كردند 5 چرا وحشي گري كردند چرا جنايت كردند طلاب جواني كه پدر و مادرشان آنها را فرستاده بودند تا درس بخوانند , چرا مادران را در داغ آنها گريان كردند اين طلبه اي كه در يك محيط كوچك با ماهي سي تومان و چهل تومان زندگي مي كند , كولر ندارد , تهويه ندارد , وسايل زندگي عالي ندارد , نان و پنير مي خورد , شاگرد امام صادق است , با قناعت زندگي مي كند , اين عمل غيرانساني چه بود خراب كردند , ويران كردند , طلبه ها را از بام به رودخانه انداختند (گريه حضار) دست شكستند و پا شكستند. خيانت كردند , جنايت كردند , خلاف انسانيت رفتار كردند , چرا دولت بايد جواب بگويد! مگر چقدر اين مملكت هرج و مرج و بي بند و بار است كه دولت از قدرتهاي نظامي و انتظامي درمجراي غلط استفاده كند آن هم با چه رسوايي !
آقايان ! يك نفر كه روز وفات امام صادق (عليه السلام ) جلوي صحن مطهر حضرت معصومه عليهما السلام بود , گفت ديدم فرستنده سيار بي سيم , در حالي كه مامور در پشتش نشسته است , همه اش دارد خبر مي دهد : الو , الو , ما بر قم مسلطيم , قم تسليم شد , اوضاع در اختيار ماست , مردم قدرت مقامت نياوردند , ما غلبه كرديم !
من چه بگويم نمي خواهم بي ادبانه صحبت كنم , اما مودب تر از اين كلمه ندارم : سياه باد روي شما , سياه باد! شما مگر رفته ايد براي ملت ايران شهرهاي قفقاز را فتح كرده ايد ! شما مگر رفته ايد بحرين را منتقل به ايران كرده ايد و به مام وطن برگردانده ايد ! آيا حيا نمي كنيد كه يك عده طلبه مظلوم را كتك زده ايد و با بي سيم مملكت خبر مي دهيد , قم تسليم شد ! مگر طلبه در جبهه جنگ بود ! والله اگر اين كارهاي غيرانساني شما در دنيا منعكس شود , رسواييد. آن وقت مي گوييد ما در دنيا سربلند شده ايم ! رسوا شديد! عملي كه سه هزار سال قبل نمي كردند , شما در صحن فيضيه و در شهر مقدس و روحاني قم , در دانشگاه پرافتخار امام صادق , در كنار قبر حضرت معصومه عليهما السلام انجام داده ايد! چرا كرديد دولت ! جواب بدهيد!
سربازي طلاب
دولت , بايد بگوييد چطور و چرا بدون موازين قانوني , طلاب را به سربازي برديد 6 قانون خود را لگدكوب كرديد اينها محصلند. سند تحصيلي دارند (وزارت ) فرهنگ , آنها را محصل شناخته است . چرا به قانونتان احترام نكرديد چرا به حيثيت قانون تكريم نكرديد بالاتر بگويم , يكي ازطلابي كه گرفتار شده است , به من تلفن كرد و گفت : « فلاني ! به ورقه هاي فرهنگي ما اعتنا نكردند. يكي از طلاب مريض بود , بردند براي معاينه , اول هيات پزشكي گفتند كه از سربازي معاف است . اما وقتي فهميدند كه طلبه است , خط زدند و گفتند : سرباز! سرباز! تمام قانون را در مورد طلاب شكستند. اين عمل , سربازگيري نيست , اين جنگ مستقيم با امام صادق عليه السلام بود. مي خواستيد حوزه علميه را بكوبيد چرا قانون را شكستيد و چرا فيضيه را از بين برديد »
ايجاد محيط رعب و وحشت در قم
چرا در قم محيط رعب و وحشت به وجود آورديد آنهايي كه از قم آمده بودند , مي گفتند , در غروب روز وفات امام صادق (عليه السلام ) زن و مرد , پير وجوان , مردم مسلمان قم , مثل مردمي بودند كه لشكر اجنبي با تانك و زره پوش به آنها حمله كرده بود! زن ها ترسان , بچه ها گريان , مردان مضطرب . آيا يك دولتي با ملت خود اين طور عمل مي كند چرا مرعوب كرديد مردم شريف و محترم مسلمان شهرستان مذهبي قم را بالاترين وقاحت و ركيك ترين عمل اينكه قدغن كردند 48 ساعت اتوبوس ها و تاكسي ها طلاب را سوار نكنند! ببين چه شرم آور است ! بالاتر بگويم : اي دنيا! اي جهان انسانيت ! بشنويد صداي ما را , در دنيايي كه در جبهه جنگ طرف را اگر زخمي است , مداوا مي كنند , مردم ! اگر نمي دانيد , بدانيد : طلاب زخمي را از بيمارستان ها بيرون ريختند! (گريه حضار) واي بر اين حكومت ! واي بر اين هيات حاكمه ! واي بر اين مملكتي كه اين قدر بايد زير چكمه شكنجه و قانون شكني و نادرستي و تجاوز گرفتار باشد!
در پايان كتاب حاضر , متن نامه امام خميني خطاب به مرحوم فلسفي درج شده است در اين نامه مي خوانيم .
بسم الله الرحمن الرحيم
حضرت حجت الاسلام آقاي فلسفي دامت افاضاته
لازم است از بيانات حساس جنابعالي در اين وقت اختناق عجيب تشكر كنم . امروز روزي است كه حضرات مبلغين محترم و خطبا معظم , دين خود را به دين اثبات فرمايند. امروز روزي است كه يا بايد رضايت خداوند غفور را جلب نمايند , يا خداي ناخواسته به سخط ذات مقدسش مبتلا شوند

امروز روزي است كه نظر مبارك امام زمان صلوات الله عليه به حضرات مبلغين اسلام دوخته شده است و ملاحظه مي فرمايند كه آقايان به چه نحو خدمت خود را به شرع مقدس ابراز و دين خود را ادا مي فرمايند. از قرار مسموع اغلب گويندگان محترم با ما هم آواز هستند. اميد است خداوند تعالي آن شواذي كه از حبس , از زجر , از خوف بيم دارند , بيدار فرمايد. متمني است مراتب احترام و سلام مرا به مبلغين ابلاغ فرماييد. ضمنا چون براي تجديد ساختمان مدرسه فيضيه كه قبلا با جنابعالي نيز صحبتي شده بود , حسابي در بانك صادرات شعبه قم باز شده است و بنا است كه از روز تاسوعا و عاشورا نيز بانك سپرده را قبول كند , اگر صلاح ديديد تذكري به مسلمين بدهيد. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته .
روح الله الموسوي الخميني
خطيب توانا مرحوم فلسفي مي گويد :
مسجد براي مسلمانان , هسته اصلي و مركز تمام فعاليت ها و حركت ها است . در عين اين كه مسجد جايگاه عبادت و نيايش است , مدرسه و مركز تربيت و مركز سياست نيز مي باشد. آيين اسلام , قانون اسلام , عين سياست است . در دين اسلام , سياست , عين ديانت است .