روزنامه جمهوري اسلامي 28/09/1383 صفحه امام

حديث نور
مديريت صحيح و الهي , كليد فتح جهان
حديث نور

امام خميني در حكمي خطاب به دادستان انقلاب اسلامي مجازات اعدام را محدود به دو مورد نمودند متن حكم به اين شرح است : « آقاي دادستان دادگاه انقلاب اسلامي در غير از دو مورد زير : 1 ـ كسي كه ثابت شود آدم كشته است . 2 ـ كسي كه فرمان كشتار عمومي داده است و يا مرتكب شكنجه اي شده باشد , هيچ دادگاهي حق ندارد حكم اعدام صادر كند و نبايد اشخاص در غير از دو مورد مذكور اعدام شود , تخلف از اين امر جرم است و موجب ثبوت قصاص . »
مسووليت سنگين مادي
58,2,24
امام خميني در ديدار با گروهي از بانوان , مسووليت بزرگ مادران در تربيت كودكان را مورد تاكيد قرار داده و در بخشي از بيانات خود فرمودند : « شما خانمها شرف مادري داريد , كه در اين شرف از مردها جلو هستيد , و مسئوليت تربيت بچه در دامن خودتان داريد. اول مدرسه اي كه بچه دارد , دامن مادر است . مادر خوب , بچه خوب تربيت مي كند , و خداي نخواسته , اگر مادر منحرف باشد , بچه از همان توي دامن مادر , منحرف بيرون مي آيد.... شما اين مسئوليت بزرگ را داريد كه بايد بچه هاي خودتان را كه نوزاد هستند , و نفوسشان .... تربيت را زود قبول مي كند , خوب و بد را زود قبول مي كند , شما از اول كه اين بچه ها در دامان شما بزرگ مي شوند , مسئول افعال و اعمال آنها هم شما هستيد.
اسلام و اقليتهاي مذهبي
58,2,24
اعضاي جامعه كليميان ايران با امام خميني ديدار كردند. امام خميني در اين ديدار ضمن بيان برخورد اسلام با اقليتهاي مذهبي و رفتار احترام آميز با آنها , فرمودند : « جامعه يهود و ساير جوامعي كه در ايران هستند و اهل اين ملت هستند , اسلام با آنها همان رفتار را مي كند كه با ساير اقشار ملت مي كند. اسلام بر آنها ابدا اجحاف جايز نمي داند. ابدا اينطور نيست كه آنها را بخواهد در مضيقه اي بگذارد. برخلاف اصل تربيت اسلام است , برخلاف وحي است , برخلاف آن چيزي است كه خداي تبارك و تعالي مي خواهد همه بشر به رفاه باشند , به سعادت باشند. اسلام تابع احكام الهي است و همان طوري كه خداي تبارك و تعالي براي اقشار ملتها احترام قائل است , اسلام هم احترام قائل است , مطمئن باشيد... شما مطمئن باشيد كه در جمهوري اسلامي ظلم نيست . ما نه ظلم مي كنيم , نه مظلوم مي شويم . اين چيزي است كه اسلام به ما نشان داده , ظلم نكنيد , مظلوم هم نشويد »
پاسخگويي به مدعيان دروغين حقوق بشر
58,2,25
رژيم پهلوي و ايادي و مزدوران آن در طول حكومت خود , جنايات و ستمهاي فراواني را در حق مردم , علما و انديشمندان مومن و انقلابي و مبارز اعمال نمودند و انسانهاي آزاده بسياري را زير شكنجه هاي دژخيمان به شهادت رساندند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل نظام جمهوري اسلامي , با حكم الهي و قوانين شرعي و پس از محاكمه , سران جنايتكار و خون آشام رژيم به جزاي اعمال خويش رسيدند.
مدعيان باصطلاح حقوق بشر كه تا آن زمان , سكوت كرده بودند و بلكه با اعمال خويش مهر تائيد بر جنايات رژيم مي زدند , با پيروزي انقلاب و مشاهده مجازات انقلابي جنايتكاران با حربه دفاع از حقوق بشر به ميدان آمده و به انتقاد و اعتراض پرداختند.
امام خميني در بيانات روشنگرانه اي به تشريح خيانت و بند و بست مدعيان حقوق بشر و جفاكاري نسبت به مستضعفان پرداخته و در بخشي از سخنان خود فرمودند : « اين طرفدارهاي حقوق بشر , اين حقه بازها ـ كه مي خواهند همه منافع ماها را بدهند به اربابهايشان ـ آن روز خفه شده بودند , قلمهايشان شكسته بود. حالا كه ما اينها را پيدا كرديم و چندتايشان كشتيم , محاكمه كرده اند و اقرار كرده اند به اينكه چه كردند و چه كردند پرونده هايشان معلوم است كه چه كردند , حالا صدايشان درآمده ايشان در بخش ديگري از بيانات خود فرمودند : « اين جمعيتي كه در آمريكا , يا در جاهاي ديگر , درست شده است به عنوان جمعيت « حقوق بشر » جمعيت كذا و كذا , اينها را ـ همه ـ آنها درست كرده اند براي اينكه حقوق بشر را ضايع كنند. اين همه خيانت اين مرد نانجيب به ايران كرده است و اين همه قتل و غارت كرده است , حالا كه مي گويند اين بايد به قتل برسد... اينهايي كه مي گويند حقوق بشر حالا صدايشان درآمده و اظهار تاسف مي كنند. »
اين اعتراضها و انتقادها و عكس العمل ها نسبت به حقوق بشر! در حالي صورت مي گرفت كه گروههاي ضد انقلاب و منافقين بسياري از شخصيتهاي انقلابي و مبارز نظام همچون : آيت الله مطهري , آيت الله بهشتي , آيت الله مفتح و ائمه جمعه را بشهادت مي رساندند و در اين موارد هيچ دفاعي از حقوق بشر از سوي مدعيان آن بعمل نمي آمد.

مديريت صحيح و الهي , كليد فتح جهان


علي معصومي (وزوايي )
گرچه در باره مديريت , تعاريف گوناگون وجود دارد ولي در يك جمع بندي مي توان گفت كه مديريت , هنر , دانش و توانايي هاي ويژه اي براي به كارگيري , تجهيز و راه اندازي و حركت دادن افراد و امكانات مادي و غيرمادي در جهت رسيدن به اهداف مورد نظر است . با اين كه در يك مديريت صحيح و موثر , بايد همه عوامل و عناصر و امكانات مادي و معنوي به نحو مطلوب به كار گرفته شود , ولي اساسي ترين عاملي كه هر مدير در حوزه مديريت خود(چه در حوزه مديريت هاي كلان و ملي و جهاني و چه در حوزه مديريت هاي خرد و ريز مديريت ها) بايد آن را به درستي به كار بگيرد , عامل انساني است . ناموفق ترين مديران كساني هستند كه از به كارگيري و حركت دادن و فعال كردن نيروها و افراد تحت مديريت خود ناتوان باشند , برعكس , موفق ترين مديران (در هر سطحي كه مديريت مي نمايند) كساني هستند كه به خوبي از عامل انساني بهره برداري كنند و بتوانند نيروها و افراد و اجزاي انساني تحت مديريت خود را فعال نمايند و توانايي هاي بالقوه و بالفعل آن ها را به خوبي شكوفا كنند.
براي شكوفاكردن توانايي هاي بالقوه و بالفعل افراد نيز بايد زمينه هايي توسط مديران مهيا شود كه مهم ترين آن ها ايجاد انگيزه مي باشد. طبق بررسي هاي دانشمندان علوم انساني و روان شناسان , فرق كارايي افراد با انگيزه و بي انگيزه بسيار زياد است و كارآيي افرادي كه انگيزه آن ها محدود به همين است كه به ناگزير فقط شغلي براي گذران زندگي داشته باشند , بسيار ناچيز و در حد 20 درصد از توانايي هاي عمومي آن ها است , برعكس , انگيزه هاي قوي مادي و معنوي , مي تواند بيش از 90 درصد از توانايي هاي بالقوه و بالفعل افراد را شكوفا نمايد و مديران را در راه رسيدن به اهداف مورد نظر به طور حيرت انگيزي كمك نمايد.
يافته هاي روان شناسان و دانشمندان علوم انساني در باره نقش بسيار فوق العاده مديريت صحيح نيروهاي انساني و تاثير آن در فعال كردن انسان ها و فعليت بخشيدن به استعداد آن ها , فراوان است , همچنان كه يافته هاي دانش جديد در باره نقش انگيزه ها در پيشبرد كار نيز بسيار قابل توجه مي باشد , ولي در اين جا به همين اشاره بسنده مي كنيم و اندكي نيز در باره موضوع اصلي بحث كه « نقش و تاثير بسيار شگرف مديريت صحيح و الهي در پيشبرد كارها و دست يابي به اهداف از ديدگاه « امام خميني » است , سخن مي گوييم .
هنگامي كه يكي از پيام هاي امام خميني را كه در آذر 1367 هـ . ش خطاب به ملت ايران و بسيجيان صادر فرموده اند , مرور مي كردم , در آن پيام به اين جمله برخوردم كه « با مديريت صحيح و خوب , مي توان اسلام را فاتح جهان نمود » (1 )
ابتدا باور اين سخن برايم اندكي سنگين بود , ولي بلافاصله به مثالي كه خود امام در اين باره آورده بودند , توجه كردم . مثالي كه امام خميني براي يك مديريت صحيح و خوب آورده بودند , مديريت جنگ تحميلي بود(2 ) كه گرچه شرق و غرب و تقريبا عموم كشورهاي منطقه به طور مستقيم و غير مستقيم از متجاوز به صورت هاي مختلف و انحاي گوناگون حمايت مي كردند , ولي در نهايت در اثر يك مديريت صحيح و الهي , متجاوز شكست خورد و همه حاميان ريز و درشت شرمسار و نااميد شدند.
همان طور كه همه مي دانند و كاملا روشن است , چيزي كه ما را در جريان جنگ تحميلي پيروز كرد , نه امكانات مادي و اقتصادي و نظامي بود و نه حمايت ها و تحركات و گفت و گوهاي سياسي و نه تعامل ذليلانه با نهادها و سازمان هاي به اصطلاح بين المللي .
آنچه در مديريت جنگ تحميلي محور پيروزي محسوب مي شود , همان عامل انساني است كه قبلا در باره نقش آن اندكي سخن گفته شد. بار اصلي و اساسي پيروزي ما در جنگ تحميلي , بر دوش ملتي بود كه انگيزه بسيار قوي الهي و ارزش مدارانه داشتند و به همين دليل در راه اهداف و ارزش هاي متعالي خود سر از پا نمي شناختند و حاضر بودند هر خطر و هر وضعيت دشواري را بپذيرند تا فرمان رهبري كه عملا و نظرا به چيزي غير از اجراي فرامين الهي , سعادت و عزت عموم مردم , عدالت , كرامت انسان ها و... نمي انديشيد , برزمين نماند. به عبارت ديگر , در جنگ تحميلي , همان چيزي كه قرآن مجيد مي فرمايد , اتفاق افتاد و جمع قليل و با انگيزه و ايمان , توانستند بر جمع كثيري كه از همه نوع امكانات مادي و اقتصادي و تسليحاتي و سياسي برخوردار بودند ولي انگيزه قابل دفاع و حق مدار نداشتند , پيروز شوند.
از لحاظ مديريت صحيح و با انگيزه , چگونگي پيروزي انقلاب اسلامي نيز شبيه جنگ تحميلي است . به عبارت ديگر , اساسا تمام حيات مبارزاتي امام خميني , مصداق بارز همان سخن معظم له است كه در باره مديريت صحيح فرموده اند . يعني اين كه آن بزرگوار از سال 1341 كه مبارزات خود را آغاز كردند , با رهبري و مديريت الهي و مبتني بر انگيزه هاي خدايي , توانستند بزرگترين تحول قرن را به وجود بياورند و ابتدا مبارزاني با انگيزه و سپس ملتي با انگيزه هاي قوي الهي به وجود آورند و در نهايت با پيروزي انقلاب اسلامي , جهت حركت سياسي و تاريخي جهان اسلام را تغيير دهند و همه جهان استعمار و استكبار و عوامل ريز و درشت آن ها را به عقب برانند.
اگر به كارنامه پيامبران و اوليا نيز بنگريم , يكي از علل اساسي موفقيت آن ها در تحريض و ترغيب مردم به كارهاي فوق العاده و غلبه بر مشكلات گسترده و فعليت بخشيدن صد درصدي به توانايي هاي افراد را در همين مي يابيم كه توانستند در ميان مردم و پيروان خود , انگيزه هاي قوي الهي ايجاد كنند و به مديريت صحيح و الهي عينيت ببخشند.
با نگاه گذرا به سخنان و همچنين به سيره سياسي و مبارزاتي امام خميني , اين موضوع به خوبي روشن مي شود كه عامل انساني در ديدگاه مديريتي امام خميني , جايگاه اساسي و محوري دارد و معظم له به هيچ عامل و ابراز مديريتي تا اين حد ارزش قائل نيستند و اگر انسان ها هر قدر اندك باشند , با مديريت صحيح و الهي , كارهاي بسيار بزرگي مي توانند انجام دهند. برعكس , هر قدر هم كه امكانات مادي و اقتصادي فراوان باشد و هر قدر كه انسان ها در كثريت باشند , اگر مديريتي مبتني بر شكوفا كردن انگيزه هاي قوي , به ويژه انگيزه هاي الهي و ارزش مدار در آن ها وجود نداشته باشد , كار چندان چشمگيري صورت نخواهد گرفت .
اهميت عامل انساني در مديريت خرد و كلان و در مديريت جزئي و ملي و جهاني , در نگاه امام خميني به قدري است آن رهبر بزرگ پيوسته و در اين باره تاكيد مي فرمودند و از مديران در سطوح مختلف جزئي و ملي مي خواستند نسبت به اين عامل مهم و اساسي حساس باشند , زيرا در نظر معظم له بي توجهي به عامل مذكور و از دست دادن مردم , مساوي بود با زمين گيرشدن مديريت ها , توقف روند پيشرفت , گستاخ شدن دشمنان , از هم پاشيدن نظام جامعه و....
قطعا در اين جا بررسي همه سخنان امام خميني پيرامون عامل انساني مديريت و اهميت مردم , مقدور نيست , بنابر اين فقط به يك سخنراني آن رهبر بزرگ كه اتفاقا آن سخنراني نيز در آذرماه يكي از سال هاي حيات امام خميني ايراد شده است , نگاه گذرا مي افكنيم .امام خميني در اين سخنراني , مردم و عامل انساني را حلال همه مشكلات و موانع پيش روي مي دانند و مي فرمايند : در هر صورت , من عرضم به آقايان اين است كه منحصر به شما هم نيست , به هركس كه هست اين است توجه كنيد به اين كه شما با مردم دوست باشيد... ما براي خاطر حفظ يك كشوري , براي خاطر استقلال يك كشوري كه باز يك قدرت هايي بيايند دوباره در كشور ما و بخواهند چه بكنند , بايد مردم را نگه داريم . هر كدام در هر جا كه هستيد مردم را همراه خودتان نگه داريد , و مردم را با هم جوش بدهيد... آقا , مردم تا حالا در اين چند سال آخر كه چه قدر زحمت كشيده اند. مردم خيلي خوب اند. مردم واقعا خوب اند. شايد نظير ملت ايران در هيچ جا نباشد. ماها بديم . آن ها (مردم ) خيلي خوب اند. من گاهي در ذهنم اين معنا مي آيد كه اگر در آخرت ـ من خودم را مي گويم ـ من جهنم بروم آن كسي كه براي من كاري كرده , به خيال اين كه من آدم هستم , براي من يك كاري كرده است در بهشت باشد. مي گويند بهشت مشرف به جهنم است , مي بينند آن ها را خوب من چه جواب بدهم او را اين ها(مردم ) به من بگويند كه ما براي تو مثلا « الله اكبر » گفتيم , تظاهر كرديم , تو جوري بودي كه رفتي جهنم و ما براي خاطر تو بهشت رفتيم . تو خودت ملعون بودي , رفتي جهنم . اين مردم خوب اند , اين خوب ها را نگه داريد. اين مردم خوب را باخودتان همراه كنيد. وقتي تمام استان ها , اشخاصي كه در استانداري هستند , تمام اين استاندارها بنا را بر اين بگذارند كه كارهاي خودشان را خوب انجام بدهند , در خدمت مردم باشند , حالي كنند به مردم كه حكومت اسلامي , حكومت خدمت است . پيغمبر اكرم خدمتگزار مردم بود با اين كه مقامش آن بود ولي خدمتگزار بود , خدمت مي كرد... اين قلب هاي صاف پاك مردم را نگه داريد.اين كشاورزها و نمي دانم ـ كارگرها و اين ها بودند كه شما را به استانداري رساندند , و الا شما را استاندار نمي كردند... اين مردم بودند كه اين دولت را به وجود آوردند و اين رئيس جمهور را رئيس جمهور كردند... ما بايد درست توجه داشته باشيم به اين مسائل و خدا را حاضر ببينيم همه جا. در قلوب ما حاضر است , در هر مجلس حاضر است , ما در محضر خدا هستيم . وقتي ما در محضر خدا هستيم , بندگان خدا كه عزيز خدا هستند , در محضر خدا ما به آن ها اذيت بكنيم , اين جرم بخشودني نيست . بايد نگه داريم اين ها را , اگر بخواهيد كشور شما دوباره اسير نشود و همه چيز را از شما نگيرند... اگر بخواهيد مملكتتان مال خودتان باشد و مال خود اين ملت باشد , بايد اين ملت را به همان گرميي كه هست نگه داريد. و تخيل اين كه ما يا به شرق متمايل باشيم با به غرب متمايل باشيم , اين در ذهنتان اصلا ديگر وارد نشود , و نگذاريد در ذهن كساني ديگري كه با شما تماس دارند يا ملت وارد بشود.اين ها را همين طور منسجم نگه داريد... فتح قلوب بالاتر از فتح كشورهاست . اين را حفظش بكنيد , و دائما در نظرتان باشد كه ما يك بنده خدايي هستيم كه اين مردم ما را به اين محل رساندند , و ما بايد براي آن ها خدمت بكنيم ... آن چيزي كه اساس است در اين مملكت , و هم سياسيت اقتضا مي كند , هم ديانت اقتضا مي كند , هم انصاف و وجدان اقتضا مي كند , اين است كه اين خدمتگزارهايي كه مجاني براي شما دارند خدمت مي كنند , و براي حكومت دارند خدمت مي كنند , اين ها را ارجشان بدانيد , كه اگر خداي نخواسته اين پيوند سست بشود و گسسته بشود , خداي نخواسته كار همان است كه اول بود... بايد جوري باشيد كه مرد مثل مادر شما را در آغوش بگيرند , الان اين جورند مردم , اين را حفظش كنيد.مملكتتان با اين ترتيب حفظ خواهد شد. هر روزي براي مملكت مشكل پيدا مي شود , حلالش خود مردم باشند. الان اين مشكلي كه براي كشور ما پيدا شده (جنگ تحميلي ) , خوب مردم دارند كمك مي كنند , حلالش خود اين مردم هستند(3 ) ....
جامه و ميهن ما از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون , بارها مديريت صحيح و الهي را تجربه كرده و شيريني آن را نيز چشيده است كه بر شمردن مصاديق آن در اين مجال ممكن نيست . بنابر اين , تنها به اين نكته اشاره مي شود كه دشمني هاي بسيار گسترده و پردامنه دشمنان اسلام , به ويژه دشمني استعمار و استكبار غرب با جهان اسلام و نظام جمهوري اسلامي ايران معلول همين است كه بزرگان اسلام و جمهوري اسلامي ايران با مديريت الهي و مبتني بر ايجاد انگيزه قوي ايماني , در ميان مسلمانان , توانسته اند موفقيت هاي بسيار چشمگير در عرصه هاي مختلف به دست آورند. اكنون دشمنان جهاني اسلام و جمهوري اسلامي ايران از اين موضوع واهمه دارند كه همين مديريت هاي صحيح و الهي و مبتني بر انگيزه هاي ايماني , به تعبير امام خميني اسلام را فاتح جهان كند و به سيطره چند قرني و ظالمانه غرب به طور اساسي پايان دهد , يعني همان چيزي كه مسلمانان با الهام از روش و انديشه امام خميني كه مبتني بر مديريت صحيح و الهي است , به زودي مي توانند جامه تحقق به آن بپوشانند. ان شاالله
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 21 , ص .195
2 ـ همان .
3 ـ صحيفه امام , جلد 13 , ص 383 تا .388
امام خميني : با مديريت صحيح و خوب , مي توان اسلام را فاتح جهان نمود.
امام خميني : شما با مردم دوست باشيد , بايد مردم را نگه داريد; هر كدام در هر جا كه هستيد , مردم را همراه خودتان نگه داريد; مردم را با هم جوش بدهيد. مردم خيلي خوب اند , مردم واقعا خوب اند , شايد نظير ملت ايران در هيچ جا نباشد. اين خوب ها را نگه داريد. اين قلب هاي صاف پاك مردم را نگه داريد. اگر بخواهيد كشور شما دوباره اسير نشود و همه چيز را از شما نگيرند , اگر بخواهيد مملكتتان مال خودتان باشد و مال خود اين ملت باشد , بايد اين ملت را به همان گرميي كه هست , نگه داريد. فتح قلوب , بالاتر از فتح كشورهاست . هر روزي براي اين مملكت مشكل پيدا مي شود , بايد حلالش خود مردم باشند