
دو تن از پزشكياران بخش فوريتهاي پزشكي در انگليس نسبت به ادعاي
خودكشي دكتر « ديويد كلي » ابراز ترديد كردند.
دكتر كلي كارشناس ارشد تسليحات غيرمتعارف در وزارت دفاع انگليس
تيرماه سال 82 پس از متهم كردن دولت كارگري « توني بلر » به بزرگنمايي در
گزارش مربوط به تسليحات كشتار جمعي عراق به طرز مشكوكي فوت كرد.
وي در گفت و گو با برنامه « تودي پروگرام » شبكه چهارم راديو
بي . بي . سي كه خرداد ماه سال 82 پخش شد , گفته بود : « اين ادعاي دولت
انگليس كه عراق مي تواند ظرف 45 دقيقه تسليحات كشتار جمعي خود را
بكار گيرد , درست نيست و صرفا براي توجيه تهاجم نظامي به آن كشور در
گزارش گنجانده شد » .
دولت انگليس گزارش تسليحات كشتار جمعي عراق را پاييز سال 81
منتشر كرد و موفق شد ازاين طريق موافقت پارلمان و حمايت افكار عمومي
را براي مشاركت در جنگ عراق جلب كند.
ادعاي خودكشي دكتر كلي كه از سوي دولت انگليس مطرح شده بود ,
تابستان سال گذشته از سوي هيات تحقيق قاضي « هاتون » نيز كه توسط بلر
براي بررسي مرگ اين كارشناس تشكيل شده بود , مورد تاييد قرار گرفت .
قاضي هاتون در گزارش خود با استناد به بريدگي رگ مچ دست دكتر كلي
و وجود چند بسته قرص آرام بخش در جيب كت وي , نتيجه گيري كرد كه
اين كارشناس ارشد وزارت دفاع خودكشي كرد.
دو پزشكيار بخش فوريتهاي پزشكي انگليس كه پس از كشف جسد دكتر
كلي نخستين كساني بودند كه جسدش را معاينه كردند , در مصاحبه اي با
هفته نامه « آبزرور » چاپ لندن گفتند كه به عقيده آنها بريدگي مچ دست كلي
به هيچ عنوان نمي توانست موجب مرگ وي شود.
« ديو بارتلت » و « ونسا هانت » تاكيد كردند , « زماني كه آنها جسد بي جان
كلي را در ميان جنگل مشاهده كردند خون چنداني در اطراف وي مشاهده
نمي شد و لباسهايش نيز عاري از هرگونه خون بود » .
به اعتقاد اين دو , زماني كه فردي رگ دست خود را قطع مي كند خون تا
حدي با فشار به اطراف فوران مي كند كه تمام بدن فرد مصدوم غرق در خون
مي شود . اين دو پزشكيار پر سابقه كه هر كدام بين 15 تا 20 سال به دليل
شغل خود با موارد زيادي از خودكشي با قطع رگ دست برخورد داشته اند ,
متذكر شدند فوت فردي بر اثر قطع رگ مچ دست احتمالش بسيار كم است .
آنها گفتند كه در دوران خدمت خود تنها يك مورد خودكشي را به ياد
دارند كه فرد با قطع رگ مچ دست خود جان باخت .
يكي از اين پزشكياران گفت , تنها موردي كه ما شاهد بوديم فردي با قطع
رگ مچ دست خود جان باخت , تمامي بدن و اتاق وي مملو از خون شده
بود. هانت افزود : خونريزي اين فرد به حدي شديد بود كه خون جاري شده
از بدن وي حتي سقف را نيز آغشته كرده بود , اين منظره همانند اين بود كه
شما در حدود سه ليتر شير را به اطراف يك اتاق بپاشيد , در پرونده كلي
چنين ميزان خوني به هيچ عنوان در اطراف بدن وي مشاهده نمي شد.
وي سپس با مورد ترديد قرار دادن نتيجه گيري تحقيقات هاتون گفت : در
صورتي كه چنين حادثه اي براي يكي از اعضاي خانواده من اتفاق افتاده بود
و من خود صحنه مرگ وي را مشاهده كرده بودم به هيچ عنوان صدور چنين
رايي توسط دادگاه را نمي پذيرفتم .
اين دو پزشكيار با اظهار اينكه دليلي براي مرگ دكتر كلي نمي توانند
ارائه كنند , تاكيد كردند كه به نظر آنها مسلما مرگ وي به دليل زخم موجود
بر مچ دستش نبوده است . اين دو پزشكيار تاكيد كردند كه آنها هنگام معاينه
جسد دكتر كلي متوجه زخم مچ دست وي شده بودند و مقداري خون خشك
شده نيز در اطراف زخم موجود بود , اما مقدار آن كاملا غير محسوس بود.
آنها گفتند كه لباسهاي دكتر كلي بكلي عاري از هرگونه خون بود و تنها
لكه كوچكي از خون روي آستين سمت چپ پيراهن وي و لكه بسيار كوچكي
نيز بر روي شلوارش وجود داشت .
اين دو پزشكيار با غير عادي ارزيابي كردن اين وضعيت , تاكيد كردند كه
چنين وضعيتي كاملا غير قابل توجيه است .
آنها گفتند : « يك فرد بايد پيش از فوت به دليل خونريزي حداقل سه ليتر
خون از دست بدهد در صورتي كه حتي در اطراف محوطه اي كه جنازه كلي
در آن بود نيز اثري از چنين ميزان خون مشاهده نمي شد » .
اين دو پزشكيار متذكر شدند , در صورتي كه دكتر كلي از دست راست
خود براي بريدن رگ ناحيه مچ دست چپش استفاده كرده بود , فشار خون
ناشي از برش موجب مي شد بلافاصله مقدار زيادي خون با فوران دست
راست وي را نيز آغشته كند در صورتي كه دست راست دكتر كلي كاملا عاري
از هرگونه اثري از خون بود.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

|
طرح « خاورميانه بزرگ »
تلاش براي تصاحب گلوگاه هاي جهان اسلام
|

وزراي خارجه 20 كشور خاورميانه و شمال آفريقا به همراه
وزراي خارجه 8 كشور صنعتي , با گردهمائي خود در شهر رباط
مراكش تلاش كردند به طرح استعماري آمريكا تحت عنوان
« خاورميانه بزرگ » رسميت و مشروعيت بدهند ولي مثل هميشه
با مخالفت هاي مردمي مواجه شدند.
شايد اگر كارنامه سياه اشغالگران عراق در پيش چشمان
حيرت زده دنياي اسلام قرار نداشت , اين طرح آمريكائي فرصتي
براي سرپوش گذاشتن بر اهداف شوم آمريكا در خاورميانه به
وجود مي آورد. ولي پرونده قطور جنايات جنگي آمريكا در
عراق , ديگر جاي هيچگونه خوشبيني , حتي براي افراد
خوش باور هم باقي نگذاشته است .
اصل طرح خاورميانه بزرگ , محصول رايزني محافل
جنگ طلب در آمريكا است كه به موجب آن , قرار است آمريكا به
هر قيمت ممكن براي دستيابي به سلطه مطلق بر منابع نفت
خاورميانه و در اختيار گرفتن كنترل مستقيم سرزمين هاي
استراتژيك دنياي اسلام , وارد عمل شود و زمينه هاي مورد
انتظار براي تامين اهداف خود را فراهم سازد.
اطلاعات موجود نشان مي دهد سابقه اين طرح به سالهاي
قبل از پيروزي بوش كوچك در انتخابات 1379 آمريكا باز
مي گردد و محافل پنهان در آمريكا براي تحقق همين برنامه بود كه
بوش كوچك را نامزد رياست جمهوري خود اعلام كردند , با
تقلب در انتخابات رياست جمهوري آمريكا در سال 1379 وي
را به كاخ سفيد فرستادند و با اقدامات بعدي , زمينه هاي مورد
نظر براي تحقق همين هدف را از ديدگاه خود فراهم ساختند.
معني اين كار اينست كه اشغال عراق و تلاش براي روي كار
آوردن يك رژيم دست نشانده با تركيب جديد در عراق بخش
مقدماتي از يك طرح بزرگتر محسوب مي شود كه واشنگتن با
اجراي آن سعي دارد در دنياي اسلام , بطور مستقيم و با تكيه بر
قدرت نظامي خود وارد عمل شود و با تصاحب سرزمين هاي
استراتژيك و گلوگاههاي حياتي دنياي اسلام , بر نفت خاورميانه
و منابع انرژي مورد نياز دنيا مسلط گردد.
در واقع , اصلي ترين هدف اعلام نشده آمريكا از تلاش براي
سلطه بر كشورهاي خاورميانه , بدست گرفتن كنترل منابع نفتي
منطقه و نقش آفريني در مقوله « امنيت انرژي » مورد نياز رقباي
خود در اروپا و آسيا است . درك اين نكته به ما كمك مي كند كه به
اهميت و حساسيت حوادث زنجيره اي در طول سالهاي اخير
بخوبي پي ببريم و اين مهم را دريابيم كه بدون در نظر گرفتن نفت
و گاز خاورميانه , هزينه كردن آمريكا براي برقراري باصطلاح
دمكراسي در كشورهاي عربي , فقط يك شعار بدون محتوا خواهد
بود كه حتي عوام الناس را هم نمي تواند فريب دهد.
همه به ياد دارند كه اشغالگران عراق در توجيه جنايات
جنگي خود چنين وانمود مي كردند كه بخاطر فراهم آوردن
زمينه هاي تحقق دمكراسي در عراق است كه به عراق لشكركشي
كرده اند و دشمنان دمكراسي را سركوب مي كنند تا بلكه نهال
دمكراسي در عراق به بار بنشيند.
البته هيچ يك از اهداف اوليه واشنگتن در حمله به عراق
تامين نشد و كارنامه سياه آمريكا در عراق و اقدامات جنون آميز
ژنرالهاي آمريكائي و طيف وسيع كشتار مردم عراق , ديگر جائي
براي رجزخوانيهاي آمريكا و رسانه هاي حقوق بگير از واشنگتن
باقي نگذاشت كه بتواند بر جنايات آمريكا در عراق سرپوش
بگذارند و به تحقق اهداف اصلي واشنگتن , كمك نمايند.
با اينهمه , هنوز هم نومحافظه كاران جنگ طلب در واشنگتن
براي اجراي همين طرح در ساير كشورهاي عربي و اسلامي
وسوسه شده اند. آنهابا تلخكامي احساس مي كنند كه براي تحقق
اهداف شوم خود , فرصت هاي محدودي در اختيار دارند و از
همين لحظه هاي باقيمانده هم بايستي براي براندازي
حكومت هاي عرب منطقه و روي كار آوردن نظام هاي مطيع تر ,
بهره گيرند.
يك نكته اساسي كه نبايد از آن غافل شد , نقش اصلي
صهيونيست ها در اين زمينه است . صهيونيست ها محرك اصلي
واشنگتن براي ورود به اين جرگه و انجام هر اقدام لازم به هر
قيمت ممكن در اين زمينه هستند.
تصادفي نيست كه وزيرخارجه رژيم صهيونيستي , يكي از
مدعوين « اجلاس رباط » بود. حضور وزير خارجه رژيم
صهيونيستي در اجلاسي كه قرار است درباره آينده اعراب منطقه
تصميم گرفته شود , يك « اهميت سمبليك » دارد و بدين معني
است كه صهيونيست ها ديگر نيازي به پرده پوشي احساس
نمي كنند بلكه حتي بخاطر تحقير اعراب هم كه شده , سعي دارند
كه حضور خود را در اجلاسي كه قرار است سرنوشت اعراب
منطقه را رقم بزند , ضروري و حتي حياتي جلوه مي دهند.
واشنگتن حتي از وزراي خارجه كشورهاي « گروه 8 » هم
سواستفاده تبليغاتي مي كند و به اين ترتيب سعي دارد از
يكطرف , تصميمات و اهداف خود را « بين المللي » معرفي كند و
از سوي ديگر از توان و ظرفيت ساير كشورها براي جا انداختن
طرح خود و عادي سازي شرايط تحقق اهدافش بهره
گيرد. »
در واقع همه شركت كنندگان اجلاس رباط بمنظور بررسي
طرح واشنگتن براي آينده خاورميانه عربي , دانسته يا ندانسته ,
خواسته يا ناخواسته بعنوان ابزارهاي بي اراده اي در جهت
زمينه سازي براي اجراي طرحهاي آمريكا تبديل شده اند. اين
دقيقا مشابه همان شرايطي است كه آمريكا در دوران تصويب
قطعنامه هاي توجيه كننده اعمال فشار عليه عراق در شوراي
امنيت سازمان ملل فراهم ساخته بود و ساير كشورها را به دنبال
خود مي كشانيد. ولي سرانجام وقتي آنها دريافتند فريب
خورده اند كه ديگر بسيار دير شده بود و آمريكا به تنهائي و حتي
بدون اعتنا به ديدگاه ها و مواضع كشورهائي كه مخالف حمله به
عراق بودند , به اين كشور حمله كرد و با اشغال عراق همه را در
مقابل يك عمل انجام شده , قرار داد.
طرح واشنگتن براي آينده خاورميانه , در واقع « فاز تكميلي
اشغال عراق » است . اصرار واشنگتن براي برقراري دمكراسي در
خاورميانه , فقط با مقايسه همين اصرارها در مورد عراق است كه
معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند. در حقيقت قرار است
همان كشتارها , همان جنايات , همان شكنجه ها و همان برنامه ها
عينا در ساير كشورهاي عرب خاورميانه هم تكرار شود. اگر
ملتهاي مسلمان و عرب سكوت كنند , بايستي در انتظار تكرار
همين فجايع عليه خودشان باشند و هتك نواميس خود را در
زندانها , از هم اكنون حتمي بدانند.
اينكه در عراق دستكم 200 هزار تن توسط اشغالگران شرور
آمريكائي قتل عام شدند , يك اتهام نيست بلكه ارقامي است كه
توسط منابع رسمي آمريكائي اعلام شده است . و اگر به ازاي هر
كشته اي , دو نفر هم زخمي شده باشند , حدود 400 هزار مجروح
و معلول برروي دست مردم مظلوم عراق مانده است . در واقع
هيچ خانواده و فاميلي نيست كه از اين جنايات وحشيانه آمريكا
لطمه نخورده باشد و حدود 3 درصد جامعه عراق در اين فجايع
بزرگ , به قتل رسيده اند يا معلول و مجروح شده اند كه انصافا
يك فاجعه عظيم تلقي مي شود. ديگر جاي خوشبيني و ترديد
نيست . ملتهاي مسلمان اگر در برابر توطئه هاي آمريكا و
صهيونيست ها ساكت بمانند , اشغالگران شرور آمريكائي به
نابودي قطعي « حرث و نسل » آنها خواهند پرداخت . و ريشه
زندگي در دنياي عرب را خواهند سوزاند. خوشبختانه طيف
وسيعي از مردم مسلمان مراكش با درك ابعاد اين توطئه هاي
عظيم آمريكائي ـ صهيونيستي وارد عمل شده اند و فرياد
اعتراض و مخالفت خود را بلند كرده اند. امروز ديگر جاي درنگ
نيست . همه بايستي تمامي استعدادهاي خود را براي درك
توطئه هاي آمريكا به كار بگيرند و براي درهم شكستن طرحهاي
آمريكائي به وظيفه تعطيل ناپذير خود عمل كنند و مطمئن باشند
كه اگر امروز وارد صحنه نشوند , فردا بسيار دير است . تجربه هاي
تلخ مردم مظلوم عراق , اين نكته را به همگان ثابت مي كند كه
ديگر جاي درنگ نيست و نمي توان توطئه هاي آمريكا را دستكم
گرفت .
اصلي ترين هدف اعلام نشده آمريكا از تلاش براي
سلطه بر كشورهاي خاورميانه , بدست گرفتن كنترل
منابع نفتي منطقه و نقش آفريني در مقوله « امنيت
انرژي » مورد نياز رقباي خود در اروپا و آسيا است

|
|