
حجت الاسلام والمسلمين محمدتقي فلسفي
اشاره
27 آذر ماه مصادف است با سالروز رحلت عالم انديشمند
و خطيب توانا مرحوم حجت الاسلام والمسلمين محمدتقي
فلسفي . اين روحاني آگاه و پرهيزكار و مسئول و متعهد , تمام
لحظات عمر شريف خويش را در مسير تبليغ و ترويج معارف
اصيل اسلام سپري ساخت و با مجاهدات علمي و عملي خود
جلوه هاي مختلف تعاليم و قوانين و احكام و ارزش هاي مقدس
اين دين مبين و حيات بخش را براي مردم جامعه تبيين و
تشريح نمود و به دليل همين تلاش هاي وقفه ناپذير علمي براي
تنوير افكار عمومي و بينش آفريني هاي ديني در ميان مردم به
ويژه نسل جوان , از جانب رهبر كبير انقلاب اسلامي و
بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني
« زبان گوياي اسلام » لقب گرفت .
به مناسبت سالگرد ارتحال اين عالم جليل القدر گزيده اي
از درسهاي ارزشمند او درباره « دعا » را از نظر مي گذرانيم .
دعاي شريف « مكارم الاخلاق » (1 ) صحيفه سجاديه حاوي
تعاليمي مهم و درسهايي آموزنده و انسانساز است و به هر
نسبت كه افراد علاقه مند و با ايمان در مضامين آن دقت كنند و
محتواي آن را بنيكي فراگيرند و دستورهايش را عملا به كار
بندند , به همان نسبت از سعادت واقعي و كمال راستين
برخوردار مي گردند و به مكارم اخلاق و سجاياي انساني
متخلق مي شوند. البته اگر اين دعا شرح و تفسير شود و
جملات آن با استفاده از آيات و اخبار , مورد بحث و بررسي
قرار گيرد , قطعا فوايد و نتايج آن براي مسلمانان بيشتر خواهد
بود.
امام سجاد(ع ) در ابتداي دعا , بر پيامبر گرامي اسلام و اهل
بيت معظمش درود مي فرستد و در پيشگاه الهي عرض مي كند :
اللهم صل علي محمد و آله و بلغ بايماني اكمل الايمان . (2 )
خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست و ايمان مرا به
كاملترين مدارج آن برسان .
در جمله اول , يعني « صلوات بر پيامبر اسلام » دو مطلب
قابل بحث است : يكي مشروعيت اصل دعا در آيين مقدس
اسلام , و آن ديگر درود بر نبي معظم اسلام قبل از آغاز دعا.
اما موضوع اول , يعني « مشروعيت دعا از نظر شرع مقدس »
يكي از قطعي ترين امور ديني و از جمله ضروريات اسلام
است , يعني قرآن شريف و روايات پيغمبر و ائمه معصومين
عليهم السلام اين مطلب را به مردم آموخته اند كه مسلمانان و
پيروان قرآن بايد حوائج و مقاصد خود را و حل مشكلات و
گرفتاري هاي خويش را در پيشگاه خدا عرضه كنند و از ذات
اقدس او بخواهند كه آن مشكلات را حل نمايد و آن گرفتاري ها
را برطرف سازد. بنابراين اصل مشروعيت دعا در اسلام قطعي و
مسلم است .
جالب آنكه نه تنها در دين اسلام دعا امري است قطعي و
مسلم , بلكه در اديان انبياي گذشته و نزد پيامبران سلف نيز
مسئله دعا يك امر حتمي بوده و پيشوايان الهي اين مطلب را به
مردم گفته و آموخته اند. علاوه بر اين خودشان در مواقع و
موارد متعدد در پيشگاه باري تعالي دعا كرده اند و خداوند
بعضي از آن دعاها را در قرآن شريف آورده است . يك مورد در
قضيه حضرت شيخ الانبيا والمرسلين , ابراهيم خليل است .
موقعي كه هاجر و اسماعيل را به سرزمين بي آب و گياه مكه
آورد و آنان را در آنجا مستقر نمود , عرض كرد :
ربنا اني اسكنت من ذريتي بواد غير ذي زرع عند بيتك
المحرم ربنا ليقيموا الصلوه . (3 )
پروردگارا! من كساني از اهل بيت و ذريه خود را در اين
سرزمين بي آب و گياه , در كنار بيت مقدست اسكان داده ام
براي آنكه اقامه نماز كنند و دينت را برپا دارند. آنگاه دعا
مي كند و مي گويد :
فاجعل افئده من الناس تهوي اليهم . (4 )
بار الها! تفضل كن و در مقابل اين خدمت ديني , دلهاي
مردم را به آنان متمايل بنما.
دعاي ديگري كه خدا در قرآن آورده , از حضرت
زكرياست . او در ايام پيري و شكستگي خود و در روزگار پيري
همسر خود به پيشگاه الهي عرض مي كند :
و اني خفت الموالي من ورائي و كانت امراتي عاقرا فهب
لي من لدنك وليا . (5 )
خداوندا! من بعد از خود در امر دين تو از كسان و بستگانم
خائفم . پروردگارا در اين سنين پيري خودم و همسرم , به لطف
و كرمت به ما فرزندي عنايت كن كه جانشين من شود و مسائل
مربوط و متناسب با من را انجام دهد.
باري تعالي دعاي او را مستجاب كرد و حضرت يحيي را به
وي عطا فرمود.
اما دعاي سوم از حضرت موسي بن عمران (ع ) است .
موقعي كه موسي (ع ) از طرف خداوند مامور مي شود نزد فرعون
برود و او را به دين حق دعوت كند , اين امر خطير و بزرگ را به
لطف الهي مي پذيرد ولي دعا مي كند و مي گويد :
رب اشرح لي صدري و يسرلي امري واحلل عقده من
لساني يفقهوا قولي . (6 )
بارالها! تو به من در اين كار بزرگ , شرح صدر عنايت فرما ,
مشكلات مرا در اين راه آسان كن و زبان مرا گويا نما تا آنان
سخنان مرا بفهمند و به دين تو متوجه شوند.
آيات ديگري نيز در قرآن شريف هست كه خداوند در آنها
از دعاي پيامبران سخن گفته و قضاياي آنان را نقل نموده
است .
مقصود از ذكر اين چند آيه توضيح اين مطلب است كه
مسئله مشروعيت دعا نه فقط در دين مقدس اسلام است و نه
فقط پيغمبر اسلام و ائمه معصومين عليهم السلام خود دعا
كرده اند , بلكه دعا در اديان سلف هم مشروعيت داشته و جزو
تعاليم الهي بوده و پيامبران خدا و پيشوايان دين هم مشكلات
و تمنيات خود را در پيشگاه خدا عرضه مي كردند , دعا
مي نمودند , و از او اجابت مي خواستند.
در اولين جمله اي كه امام سجاد(ع ) در دعاي « مكارم
الاخلاق » آورده , درود بر پيغمبر است :
اللهم صل علي محمد و آله .
اين جمله داراي دو بعد است . بعد اول اين است كه دعا
مشروعيت دارد , خواه موضوع دعا درود بر پيغمبر اسلام باشد
و خواه موضوع آن مسائل و مطالب دگر , و انبياي گذشته نيز
اين برنامه را داشتند.
اما مسئله درود بر پيغمبر اكرم در آغاز دعا مطلب دگري را
هم دربردارد و آن اينكه تمنيات و تقاضاهاي مردم , به علل
متعدد , گاهي قابل استجابت است و گاهي قابل پذيرفتن نيست .
آنجايي كه مقبول درگاه الهي است عمل مي شود اما آنجايي كه
مورد قبول واقع نمي شود , علل و عوامل متعدد دارد و موانعي
بر سر راه تحقق آن تقاضاست كه بدان سبب قابل قبول
پروردگار نيست . اين مطلب در خلال روايات و اخبار اهل بيت
آمده و قسمتهايي را خاطرنشان ساخته اند. از جمله دعاهاي
مردود , دعاهايي است كه برخلاف نظام احسن عالم و قضاي
قطعي خدا باشد. مثلا اگر كسي دعا كند كه « پروردگار » ! من
هميشه زنده بمانم و هرگز از دنيا نروم » , دعايش پذيرفتني
نيست , زيرا :
هر نفسي شربت مرگ را مي چشد.
كل نفس ذائقه الموت . (7 )
يا دعا كند كه « بارالها! جواني من هميشه ثابت بماند و من
هرگز به پيري و فرسودگي دچار نشوم » , اين دعا نيز قابل عمل و
استجابت نيست , زيرا قضاي قطعي خداوند اين است كه انسان
از طفوليت به نوجواني و جواني برسد , سپس به ميانسالي
برسد , و اگر عمر داشته باشد به پيري برسد و آنچنان فرسوده
شود كه تمام قوا را از دست داده و معلومات خود را فراموش
كرده باشد. اين برنامه ها را خداوند به قضاي خود مقرر فرموده
و در قرآن شريف آمده است .
گاهي افراد از روي عدم توجه و بي علمي دعاهايي مي كنند
كه از نظر حفظ نظام عالم عملي نيست و ائمه معصومين
عليهم السلام در مواقعي به افراد تذكر داده اند و آن تذكرات به
صورت حديث در كتب اخبار آمده , تا مردمي كه از آن به بعد
مي آيند و پيرو اسلام اند متوجه آن دقايق و نكات باشند. در
حديثي از امام صادق (ع ) آمده است كه فرموده , دعا كننده
نگويد :
اللهم لا تحوجني الي احد من خلقك فانه ليس من احد الا
هو محتاج الي الناس بل يقول اللهم لا تحوجني الي شرار
خلقك , و لا يقول اللهم اني اعوذبك من الفتنه بل يقول من
مضلات الفتن و ان لايسال فوق قدره فانه يستحق الحرمان . (8 )
آن كس كه دعا مي كند نگويد : « بارالها! مرا محتاج به
هيچيك از مخلوقين خود منما , زيرا انساني نيست مگر آنكه
محتاج به مردم است . اگر مي خواهد دعاي صحيح بنمايد
بگويد : خداوندا! مرا به اشرار خلقت محتاج منما.
در جمله دوم مي فرمايد : كسي نگويد : « خدايا! از فتنه و
امتحان به تو پناه مي برم , زيرا آزمايش مردم قطعي است و
حتما همه افراد در زندگي بايد مورد آزمايش قرار گيرند , بلكه
در مقام دعا بگويد : خدايا! از آن امتحاناتي كه موجب لغزش
مي شود و باعث گمراهي و كجروي انسان مي گردد به تو پناه
مي برم .
و همچنين مي فرمايد : هيچ فرد دعاكننده اي , از خداوند ,
بالاتر از قدر و منزلت و ارزش خود تقاضا ننمايد , زيرا چنين
انساني كه تقاضاي بي مورد و فوق مقدار و وزن خود مي نمايد
شايسته محروميت است كه به آن دعا دست نيابد و آن دعا از
وي پذيرفته نشود.
حديث ديگر از علي (ع ) است :
سمع (ع ) رجلا يدعو لصاحبه فقال : لا اراك الله مكروها.
فقال (ع ) : انما دعوت له بالموت , ان من عاش في الدنيا لابدا ان
يري المكروه . (9 )
مردي در حضور علي (ع ) درباره دوست خود دعا كرد و
گفت : خداوند هيچ ناملايم و مكروهي را براي او پيش نياورد و
درباره او روا ندارد. علي (ع ) كه اين دعا را شنيد به او فرمود :
شما براي دوستت دعا كرده اي به مرگ , يعني مي گويي : خدايا
دوست مرا از دنيا ببر و به حيات او خاتمه بده , زيرا انسان زنده
و كسي كه در دنيا زندگي مي كند لابد و ناچار بايد به ناملايمات
و مكروهاتي دچار گردد.
اين چند نمونه روشنگر اين حقيقت است كه مردم بدانند
چرا اغلب دعاها مستجاب نمي شود. يك قسمت بي اثر ماندن
دعاها مستند به اين است كه خواسته هاي آنها برخلاف نظام
آفرينش است . اما علل و عوامل ديگري هم هست كه موجب
عدم استجابت است و دعا در پيشگاه الهي مورد قبول واقع
نمي شود و به اجابت نمي رسد.
در بين تمام دعاها يك دعا كه قطعا و جزما هميشه
مستجاب مي شود , دعاي صلوات است , يعني اينكه انسان
بگويد :
اللهم صل علي محمد و آل محمد.
اين يك تمنايي است كه قطعا پذيرفته درگاه الهي است و
هر دعاكننده اي ذكر صلوات را بگويد و تقاضاي درود براي
پيغمبر و آل پيغمبر بنمايد خداوند دعاي او را مستجاب مي كند
و به پيغمبرش درود مي فرستد. در اين مورد در روايات آمده كه
چون دعاي درود بر پيغمبر قطعا مورد پذيرش است , شما براي
اينكه دعاهاي دگرتان مستجاب شود قبل از دعا كردن , به رسول
اكرم و اهل بيتش صلوات بفرستيد و سپس تقاضاي خود را
بگوييد , زيرا دعاي صلوات مورد قبول حتمي است و
درخواست شما هم كه در كنار دعاي صلوات به پيشگاه خدا
عرضه شده زمينه پذيرش بهتر و عالي تر دارد و در اين باره
رواياتي است كه به بعضي از آنها اشاره مي شود.
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
لايزال الدعا محجوبا حتي يصلي علي محمد و آل
محمد . (10 )
هميشه دعاها در پشت پرده است , يعني نمي تواند آزادانه
به پيشگاه الهي راه پيدا كند تا وقتي كه مشتمل بر درود به
پيغمبر باشد.
حديث دوم : علي (ع ) مي فرمايد :
كل دعا محجوب عن السما حتي يصلي علي محمد و
آله . (11 )
دعاها محجوب و محروم از وصول به مقامات عاليه است
تا وقتي كه درود به پيغمبر فرستاده شود.
اما حديث سوم :
عن ابيعبدالله (ع ) قال : اذا دعا احدكم فليبد بالصلوه علي
النبي فان الصلوه علي النبي مقبوله و لم يكن الله ليقبل بعض
الدعا و يرد بعضه . (12 )
امام صادق (ع ) مي فرمايد : وقتي يكي از شما در پيشگاه
خداوند دعا مي كند البته تقاضاي خود را با صلوات بر پيامبر
آغاز كند چه آنكه درود بر پيامبر , مقبول درگاه الهي است و
خداوند چنين نمي كند كه دعايي را كه شامل چند مطلب است
و با صلوات بر نبي آغاز شده قسمتي را بپذيرد و قسمت ديگر
آن را رد كند. در اينجا بمورد است تذكر داده شود كه روايت
دگري هم از امام صادق (ع ) آمده كه فرموده است :
و ان يختم دعا بالصلوه علي محمد و آل
محمد . (13 )
علاوه بر آنكه در آغاز دعا صلوات بفرستد , در پايان دعا
هم درود بفرستد و مجموعه تمنيات خود را آغاز كند با دعاي
به پيغمبر و پايان بدهد با دعاي به پيغمبر.
از آنچه مذكور افتاد دو مطلب به دست آمد : اول آنكه دعا
در دين مقدس اسلام و تمام اديان آسماني مشروعيت دارد ,
انبياي سلف و همچنين پيمبر اسلام و ائمه معصومين , خود دعا
بسيار كرده اند و پيروان خود را به تقاضا از درگاه باري تعالي
تشويق نموده اند. اما موضوع دوم كه روشن شد اين است كه هر
تمنايي ممكن است مورد قبول واقع شود يا آنكه مردود درگاه
الهي گردد. اما دعايي كه مسلما پذيرفته مي شود , تقاضاي
صلوات بر محمد و آل محمد است . اولياي دين توصيه كرده اند
كه مستدعيات خود را محفوف به صلوات بنماييد و در ابتدا و
انتهاي آن بر پيامبر درود بفرستيد تا دعاي شما شايسته قبول
باشد و در معرض اجابت خداوند بزرگ واقع شود و مقصد و
مقصود شما تحقق يابد. از اين رو امام سجاد(ع ) دعاي « مكارم
الاخلاق » را با صلوات بر پيامبر آغاز نموده , بدين منظور كه
ساير مطالب مورد درخواست كه قسمت به قسمت در اين دعا
به پيشگاه خدا عرض مي كند به اجابت برسد و مورد قبول
درگاه باري تعالي واقع شود.
(منبع : شرح و تفسير دعاي مكارم الاخلاق , اثر مرحوم
حجت الاسلام والمسلمين فلسفي , ج 1 )
پاورقي :
1 ـ دعاي بيستم از ادعيه صحيفه سجاديه .
2 ـ دو جمله آغاز دعاي « مكارم الاخلاق » .
3 و 4 ـ سوره 14 , آيه .37 5 ـ سوره 19 , آيه .5
6 ـ سوره 20 , آيه هاي 25 الي .28
7 ـ سوره 3 , آيه .185
8 ـ سفينه البحار , مجلد اول , صفحه .447
9 ـ شرح ابن ابي الحديد بر نهج البلاغه , ج 20 , ص .289
10 ـ كافي , ج 2 , ص .491 11 ـ سفينه البحار , ص 448 ,
ضمن شرح كلمه « دعا » . 12 ـ امالي شيخ طوسي , ج 1 , ص
.157
13 ـ سفينه البحار , ص 448 , ضمن شرح كلمه « دعا » .
دعاي شريف « مكارم الاخلاق » حاوي تعاليم مهم
و درس هاي آموزنده و انسان ساز مي باشد و لازم
است اهل ايمان در مضامين آن دقت كنند و محتواي
آن را به نيكي فرا گيرند و دستورهايش را به كار
بندند.
مرحوم حجت الاسلام والمسلمين فلسفي با
مجاهدات علمي و عملي خود جلوه هاي مختلف
تعاليم و قوانين و احكام و ارزش هاي مقدس دين
مبين و حيات بخش اسلام را براي مردم جامعه تبيين
و تشريح نمود و به دليل همين تلاش هاي وقفه ناپذير
از جانب رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيان گذار نظام
جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني , « زبان
گوياي اسلام » لقب يافت .

|
مجاهد بزرگ سنگر حوزه و دانشگاه
|

در روز 27 آذر 1358 ه' ش آيت الله دكتر محمدمفتح بدست گروهك
منحرف فرقان ترور شد وبه شهادت رسيد.
آيت الله مفتح در سال 1307 هجري شمسي در همدان بدنيا آمد . در هفت
سالگي پا به دبستان نهاد و پس از اتمام دوره دبستان جهت فراگيري معارف
اسلامي به مدرسه مرحوم آخوند ملاعلي رهسپار شد پس از آن به قم هجرت
نمودو در حوزه علميه قم مدارج و مراحل علمي را پيمود , همچنين در علوم
دانشگاهي نيزموفق به اخذ بالاترين مدرك علمي گرديد و پس از كسب
معارف حوزه اي و معلومات دانشگاهي در سنگر حوزه به تعليم و تدريس
پرداخت و در كنار اين فعاليت به تدريس در دبيرستان نيزهمت گماشت و در
اين دو سنگر براي نزديك ساختن دو قشر دانش پژوه و طلاب تلاش
نمود.
پس ازاوج گيري مبارزه روحانيت وتبعيد حضرت امام خميني
رضوان الله تعالي عليه به مبارزه در ابعاد مختلف آن ادامه داد تا اينكه رژيم
شاه براي جلوگيري از اين فعاليت ها اقدام به اخراج ايشان از آموزش
وپرورش و تبعيد به نقاط دور افتاده نمود.
پس از پايان يافتن دوران تبعيد , ساواك از ورود او به قم جلوگيري كرد
در نتيجه ايشان مجبور به اقامت در تهران شدند.
با اقامت شهيد مفتح در تهران فصل ديگري اززندگي سراسر مبارزه او
آغاز گشت كه عبارت بود از تدريس در دانشكده الهيات در كنار استاد شهيد
مرتضي مطهري و فعاليت چشمگير در مسجد جاويد , اين فعاليتها باعث
شد كه ساواك به مسجد جاويد يورش ببرد وشهيد مفتح را به همراه آيت الله
خامنه اي دستگير و مسجد را تعطيل نمايد.
شهيد مفتح پس از آزادي اززندان , امام جماعت مسجدي در نزديكي
حسينيه ارشاد را تقبل نمود و در جلسه اي با حضور مرحوم آيت الله طالقاني
و متفكر شهيد استاد مطهري آن مسجد را بنام « مسجد قبا » نامگذاري كردند.
به اين ترتيب بار ديگر براي پيشبرد اهداف نهضت اسلامي , پايگاه ديگري
تشكيل يافت و باداير شدن كلاسهاي معارف اسلامي و ايراد سخنراني و
تشكيل كتابخانه و صندوق خيريه و اردوهاي تابستاني ويژه جوانان و
نوجوانان ... حركت پرشور اسلامي باآگاه سازي نسل جوان و قشر دانشجو
تداوم يافت .
در پايان ماه رمضان مقارن با سال 1356 شهيد مفتح نماز عيد فطر را با
حضور بيش از 5 هزار نفر در زير برق سلاحها و در حضور نظاميان تا دندان
مسلح رژيم طاغوت برگزار كرد.
شهيد مفتح نماز عيدفطر سال 1357 را نيز برگزار كرد . اين نماز در
تپه هاي قيطريه به امامت آن شهيد بزرگوار برگزار شد و بعد از آن اولين
تظاهرات ميليوني در تهران به راه افتاد. اين تظاهرات با سيل پرخروش ملت
و با شعار « نصرمن الله و فتح قريب » از شمال تهران آغاز گشت . سربازان
رژيم در آنروز از هجوم و حمله به مردم و پرتاب مكرر گاز اشك آور نتيجه اي
نگرفتند و مايوسانه به شخص دكتر مفتح حمله كردند و او را مضروب و
مجروح كردند.
پس از انجام اين راهپيمائي , درتهران حكومت نظامي اعلام گشت و
كشتار 17 شهريور اتفاق افتاد . شهيد مفتح در اولين ساعات حكومت نظامي
بوسيله عناصر ساواك دستگير شد و بيش از دو ماه در زندان به سربرد تا
اينكه با اوج گيري انقلاب اسلامي و آزادي زندانيان سياسي , ازبند رژيم
طاغوت رهايي جست .
با تشكيل شوراي انقلاب از طرف امام خميني قدس سره به عضويت اين
شورا درآمد و بهنگام بازگشت شكوهمند امام به ميهن , در كميته تدارك
استقبال از امام شركت داشت .
بعد ازپيروزي انقلاب براي تشكيل كميته هاي انقلاب اسلامي فعاليت
چشمگيري نمود و خود سرپرستي كميته منطقه 4 تهران را به عهده داشت .
آخرين مسئوليت شهيد مفتح سرپرستي دانشكده الهيات و عضويت در
شوراي گسترش آموزش عالي كشور بود كه بخوبي در اين سنگر انجام وظيفه
نمود.
شهيد مفتح از شخصيت هاي برجسته علمي محسوب مي شد و از او
تاليفات با ارزشي بجا مانده است . مهمترين اثر اين شهيد بزرگوار حاشيه اي
است كه بر « اسفار » ملاصدرا نوشته است . برخي از آثار اين شهيد عبارتند
از : كتاب روش انديشه در علم منطق , ترجمه تفسير مجمع البيان , مقاله
وحدت روحاني و دانشگاهي , مقالات متعدد در مجلات مكتب اسلام ,
مكتب تشيع , و معارف جعفري ....
عمرپربركت اين شهيد بزرگوار در راه تبليغ و ترويج اسلام در ميان اقشار
مختلف مردم بويژه نسل جوان و دانشجويان سپري شد و او يك لحظه از اين
تلاش و جهاد مقدس آرام نگرفت . يكي از اهداف بزرگ و مقدس شهيد مفتح
ايجاد پيوند ميان « حوزه » و « دانشگاه » و ايجاد رابطه بين « طلبه » و
« دانشجو » بود.

|
|