
شماره جديد نشريه « نرگس انتظار » در خوزستان منتشر شد.
اين نشريه فرهنگي ـ دانشجويي كه به موضوع مهدويت
اختصاص دارد به همت معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي
خوزستان در دانشگاه شهيد چمران امكان انتشار يافته
است .
براي انتشار اين نشريه , عده اي از دانشجويان معرفت شناس و
منتظر دورهم گرد آمده و به عنوان هيات تحريريه قلم مي زنند.
در سرمقاله اين نشريه كه عنوان « سلام علي آل ياسين » را بر
پيشاني خود دارد , آمده است : « و اينك ما , طولاني شدن سالهاي
غيبت را لمس مي كنيم , اما تا به حال براي خروج از اين وضعيت
چه كرده ايم ! آيا تا به حال فكر كرده ايم يكي از عوامل طولاني
شدن غيبت , غفلت ماست
امام صادق (ع ) در نجوا با فرزندش مهدي عليه السلام
مي فرمايند : اي آقاي من ! غيبت تو , خواب را از ديدگانم سلب
نموده و زندگاني را بر من تنگ كرده و آرامش قلبم را از من گرفته
است . اي آقاي من ! غيبت تو , مصائب و اندوه مرا براي هميشه
دردآور نموده است .
پس بيائيد ما نيز اينگونه امام زمانمان را بخواهيم و بخوانيم و
هر صبح و شام , با دستان گشوده و آكنده از دعا بر درگاه حضرت
دوست , از او بخواهيم كه زمينه و مقدمات ظهور آن حضرت را
فراهم فرمايد.
اين نشريه در 32 صفحه منتشر شده و علاقمندان براي تهيه آن
مي توانند با معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي دانشگاه شهيد چمران
تماس حاصل نمايند.

|
جامعه شناسي آينده
|
قسمت دوم و پاياني
دكتر تقي آزاد
ارمكي
روش هاي تحقيق در آينده نگري
جامعه شناسي آينده نگري , از آن رو كه يكي از گرايش ها و
شاخه هاي جامعه شناسي است مي تواند از همه روشها و ابزار
موجود تحقيق بهره جويد. بنابراين , بكارگيري روش هاي
تاريخي , مقايسه اي و تطبيقي , تجربي و تكنيكهاي تحقيق
چون مصاحبه , مشاهده , پرسشنامه و امثال آن ضروري است .
از طرف ديگر به لحاظ خاص بودن موضوع جامعه شناسي
آينده , استفاده از مفاهيم , اصول , نظريات و روش هاي خاص
امكان پذير است .
« پاريلو » و همكارانش در كتاب مشكلات اجتماعي معاصر
مدعي اند كه مي توان از سه روش خاص براي مطالعه مشكلات
اجتماعي در آينده و يا آينده مشكلات اجتماعي استفاده كرد.
1 ـ روش تحليل اثر روند كه متوجه بررسي يك الگو در
بزرگ شدن مشكل است و نحوه تحقيق آينده آن را مطرح و
بازگو مي كند. در اين روش با روند و تمايلي كه امور و وقايع
اجتماعي دارند مي توان به بيان آينده امور و احتمال تغيير در
آنها پرداخت . مثلا در زمان حاضر ديده ميشود كه تمايل و
جريان اصلي , وجود مسايلي از اين قبيل است :
وجود حاكميت آمريكا بر جهان , وجود آسيبهاي متعدد
اجتماعي چون طلاق , اعتياد , بزهكاري , نابرابري و توسعه
تكنولوژي شركتهاي چند مليتي روش تمايل موثر با پيش
فرض اين كه جامعه موجود ثابت خواهد بود تمايلات موجود
همچنان باقي خواهند ماند , مي تواند به چگونگي آينده (توسعه
يافته و يا توسعه نيافته ) هر يك از عوامل موجود جامعه
بپردازد. روش تمايل موثر داراي يك اشكال عمده اي است كه
به احتمال تغيير در شرايط موجود و از بين رفتن ثبات
برمي گردد. در صورتي كه روابط جهاني تغيير يابد و يا اين كه
تكنولوژي به جاي كاركردهاي مثبت داراي كاركردهاي منفي
شود , در اين صورت جامعه دچار بحران ميشود و پيش بيني ها
تحقق نخواهد يافت .
2 ـ روش تحليل آثار متقابل در صدد بررسي همه نيروهاي
اجتماعي مرتبط و موثر در امري اجتماعي براي نيروهاي
اجتماعي مرتبط و موثر در امري اجتماعي براي يافتن اثرات و
روابط بين پديده هاست . در اين روش اثر هر يك از امور و
مشكلات اجتماعي بر ديگري مورد توجه قرار مي گيرد و امكان
طرح جايگاه عمومي جامعه وجود خواهد داشت . به عنوان
مثال , براساس اين روش مي توان با بيان ميزان اثر بحران
اخلاقي برساخت خانواده , نظام فرهنگي , روابط اقتصادي و
روابط بين المللي احتمال وقوع حوادثي معين را مطرح ساخت .
بحران اخلاقي در اثر گذشت زمان رفع نگردد و در مقابل ,
ارزش هاي جمعي جامعه دچار اختلال شود , هر نوع احتمال
تغييري وجود خواهد داشت . فصل مشترك همه تغييرات
ممكن , تغيير در ساختار جامعه واز بين رفتن فرهنگ موجود
خواهد بود.
3 ـ روش سوم را طرح « سناريوهاي متعدد » خوانده اند . در
اين روش امكان طرح سناريوهاي متعدد براي هر امر اجتماعي
در آينده وجود دارد. هر يك از سناريوها بايد مبتني بر طرح
واقعيتهاي موجود و احتمالات ممكن باشد. هر سناريو به طور
قطع در جهت بيان نتايج احتمالي وقوع پديده ها و امور
اجتماعي خواهد بود. در اين روش , جامعه شناس آينده نگر با
سناريوهاي متعددي در مورد هر پديده اجتماعي روبرو است و
نوعي انعطاف در تحليل و بررسي و قضاوت خواهد داشت .
به نظر مي آيد روش درست مطالعه و بررسي در جامعه
شناسي آينده , تركيبي از هر سه روش مذكور باشد. روش
تحليلي آينده نگري مي تواند متكي بر چند اصل باشد :
1 ـ شناخت دقيق و علمي از واقعيتها به دست مي دهد
2 ـ روند و تمايل هر يك از پديده ها بازگو مي شود
3 ـ رابطه بين پديده هاي مورد نظر شناخته شده و ميزان اثر
گذاري هر يك بر ديگري بازگو گردد و شبكه روابط موجود بين
پديده ها مطرح شود.
4 ـ با اتكا بر اصول سه گانه فوق , احتمالات (سناريوهاي
ممكن ) طرح گردد.
باتوجه به اصول مذكور روش تحليلي آينده نگري اولا :
متكي بر شناخت علمي واقعيتها خواهد بود. ثانيا نگاه چند
بعدي را اصل قرار مي دهد و از يك سونگري اجتناب خواهد
گرديد. ثالثا طرح نظرگاه كلي و كلان , امكان پذير مي شود.
و رابعا انعطاف پذيري كافي در شناخت آينده با وجود
سناريوهاي متعدد وجود خواهد داشت .
آينده آينده گرايي
سه رويكرد آينده گرايي كه با توجه به لابيرنت تغيير شكل
گرفته است , عبارتند از : آينده گرايي بحراني , آينده گرايي
تكاملي و آينده گرايي مفيدي . در صورتي كه اين روند اتفاق
افتد , مي توان اميدوار بود كه بشر از آشفتگي رهايي يافته و به
سوي آينده اي مثبت (هر چند نه مدينه فاضله ) سوق مي يابد.
بشر با بهره گيري از توان بالقوه اش در زمينه هاي معنوي , روان
شناختي , اجتماعي و فني , مراحل تكاملي را طي خواهد كرد.
آينده گرايي بحراني
هواداران اين رويكرد , به طور كلي نسبت به آينده بشر
بدبين بوده و رشد جمعيت , صنعتي شدن , آلودگي و... را غير
قابل كنترل مي دانند و ذخاير زمين و توان بشر را محدود. از بين
هوداران سرشناس اين رويكرد مي توان از الوين تافلر مولف
نام برد . او عقيده دارد : « ما Future Shock كتاب پرفروش
سواركاران بينوا و بي بقاعي هستيم كه راكب اسبهاي وحشي
تغيير هستيم , بدون آن كه اميدي داشته باشيم كه زماني بتوانيم
كنترل اين اسب وحشي را به دست آوريم » . از ديگر آثار
نمايانگر اين ديدگاه مي توان به « محدوديت هاي رشد » اشاره
كرد كه اولين گزارش كلوپ رم بود كه در سال 1972 منتشر شد .
با انتشار اين گزارش رهبران اقتصادي و سياسي متوجه آينده
مشكل آفرين جهان شدند. در نتيجه گيري اين اثر آمده :
« يا جلوي رشد را بگيريد يا بميريد. » بر مبناي اين گزارش
ذخاير زمين طي صد سال آينده به انتها خواهد رسيد. در نتيجه
جهان به سوي فاجعه اي پيش مي رود. آثاري حتي بديبنانه تر از
اعضاي اين كلوپ سالها بعد منتشر شد. براي مثال كتاب « صد
صفحه درباره آينده » يكي از اين آثار به شمار مي رود. يكي از
كتابهاي مربوط به اعضاي اين كلوپ كتاب كاري كنيد كه اتفاق
افتد , راهنماي مثبت براي آينده » لحني خوش بينانه تر دارد.
مولفان اين اثر تغيير فردي را كليد حل مشكل آينده مي دانند.
آنها عقيده دارند : « مشكل بيرون از ما نيست , بلكه در درون
ماست . ما خود بايد تغييري باشيم كه آرزويش را داريم » .
مولفان اين كتاب با پرداختن به زمينه هاي كليدي چون محيط
زيست , دفاع , گرسنگي و ارزشها , اين احساس را به خواننده
مي دهند كه تنها با ايثار فرد فرد ماست كه مي توان از دوران
آشفتگي گذر كرد. به طور كلي اين ديدگاه آينده اي روشن براي
بشريت پيش بيني
نمي كند.
آينده گرايي تكاملي
رويكرد آينده نگري تكاملي , به طور خاص به يك جز
مي پردازد كه در ديدگاه بحراني ناديده گرفته شده است و آن
چشم انداز تكاملي است . از ديدگاه رويكرد , بحران امروز ,
خودسكوي پرتاب تكاملي است , هر چند مخاطره آميز , لكن
طبيعي و عاملي است كه از طريق تطابق و نوآوري و ظرفيتهاي
جديد موجب گذر از مرحله انتقالي ميشود.
براي اثبات نظريه خود , هواداران اين رويكرد , به
گذشته هاي دور و آنچه در آن دوران بر انسان گذشته است ,
برمي گردند و فرضيه اي كوانتمي ارايه مي كنند. بر اين مبنا
دگرگوني كوانتمي سنت است , بحرانها قبل از دگرگوني پيش
مي آيند و مشكلات عوامل نيرو دهنده رو به تكامل هستند.
مبناي هر تغيير كوانتمي , نوآوري طبيعي است با شالوده اي
تكنولوژيكي , تكنولوژي پديده اي طبيعي است و ما جديدا به
آن دست يافته ايم .
ديدگاه تكاملي آنقدر خوش بينانه است كه قبول آن مشكل
به نظر مي رسد. برخي عقيده دارند كه قبول اين ديدگاه
مي تواند ما را آنچنان نسبت به آينده خوش بين سازد كه نسبت
به كارهايي كه بايد براي رسيدن به آن آينده درخشان انجام
دهيم , كور شويم . هواداران اين رويكرد امكانات و ظرفيت هاي
جديد را دو نقطه اوج عملكرد انسان مي دانند و سعي دارند به
گشتالت توانايي هاي انسان دست يابند.
آنها عقيده دارند كه توانايي ها هم به اندازه مشكلات
طبيعي هستند , لكن ما هنوز قادر به درك آنها نبوده ايم . آنها
توانايي ها را به مواردي چون : آگاهي گسترش يافته , چه از ديد
ذاتي و چه فكري , محيط زيست توسعه يافته , همكاريهاي
افزايش يافته , زندگي گسترده , تفكر گسترده , مي دانند. آنها
مي گويند امروزه ميليونها نفر مدنيت مي كنند , دعا مي كنند و به
زمزمه هاي ذاتي خود گوش مي دهند. و بدين وسيله آگاهي خود
را نسبت به آگاهي متمركز , افزايش مي دهند. تكامل عبارت
است از تجربه افزايش آگاهي . اين همان چيزي است كه از نظر
اين گروه در حال اتفاق افتادن است و همان چيزي است كه آنها
توانايي مي خوانند.اگر ماهيت به سوي اين آگاهي كلي پيش
نرود , هيچ يك از توانايي هاي ديگر شكوفا نخواهند شد , زيرا
نيروهاي خودـ مخربي بر ما غلبه مي كند , از سوي ديگر آنها به
ذخاير فضا معتقدند و عقيده دارند كه همان گونه كه كشاورزي
تمدنهاي مدرن را به وجود آورد , « فرهنگ فضايي » به تمدن
كيهاني منجر مي شود. همكاريها باعث مي شود كه كلي به وجود
بيايد كه به مراتب تواني بيشتر از مجموع اجزايش دارد. با درك
ارتباط بين فكر و بدن و تكامل بيولوژيكي , به « شرايط بهينه »
مي رسيم . از طريق دست يابي به فن آوري هاي جديد , انسان از
انتخاب اجباري مشاغل فارغ مي شود و بهتر مي تواند خود را
براي افزايش ذهني آگاهي تربيت كند و در نتيجه توانمندي
شگرفي مي يابد.
در نتيجه سنتز تمامي اين توانمندي ها , ما به گونه اي جديد
تبديل خواهيم شد كه توان حل مشكلات آينده جهان را
خواهيم داشت .
نظريه جديد توانمند تغيير
آينده گرايي تكاملي , نظريه اي قدرتمند ارائه مي كند كه
مي تواند به ما نشان دهد جهان چگونه درزمان لازم خود را
نجات مي دهد. بر مبناي اين نظريه , ميزان نوآوريهاي مثبت در
زمان تغيير نظام , افزايش مي يابد , به نظر مي رسد. طبيعت
فرايندهاي نهفته اي را در شرايط تغيير منسجم تصاعدي نشان
دهد.
دانشمند بلژيكي , « الياپريگوگين » نمونه اي از آن را نشان
داده است . در جامعه نيز امروزه مشاهده مي كنيم كه ميليونها
انسان در گروههاي سازمان يافته گردهم مي آيند تا بهترين راه
را براي حل مشكلات و برآورده شدن نيازهايشان بيابند. اين
امر شامل مواردي از برداشت و آموزش گرفته تا ساختن
جامعه , حفاظت از محيط زيست , افزايش آگاهي , حفظ صلح
و... ميشود.
به عقيده گروهي از انديشمندان , عنصر حياتي كه هم در
آينده گرايي بحراني و هم تكاملي به فراموشي سپرده شده است ,
فرديت و نياز به عشق , تعلق داشتن , شادي , معنا و... است . به
عبارت ديگر در هر دو نظريه فوق انگيزندگي و وابستگي به روح
يا به خدا كه در طول تاريخ به صورت روشن نمايان بوده
فراموش شده است .
آينده گرايي تكاملي الگوها را شناسايي كرده ولي در مورد
الگوساز نقصان دارد. او مخلوق را مي بيند و نه خالق را.
آينده گرايي معنوي
در خلا متافيزيكي تجربه گرايي غرب , آينده گرايي معنوي
ظهور مي كند و با خود آخرين اميد را براي بشريت به ارمغان
مي آورد. اين ديدگاه بر مبناي تجربه معنوي افراد بسياري كه
برخي از آنها آينده گرا بوده اند و گروهي ديگر افراد عادي به
شمار مي رفتند , شكل گرفته است و بر اين باور است كه يك
فكر يا انديشه خلاق در كاينات فعال است و ما و تمامي زندگي
توسط فرآيند خلاق , خلاق شده ايم , و به عنوان توليدات اين
فرآيند مي توانيم الگوهاي آفرينش را بشناسيم زيرا خودمان اين
الگوها هستيم .
هماهنگي انسان با طبيعت در مورد تمايل به آگاهي , آزادي
و نظم , از اصول رويكرد ديني است . آينده گرايي معنوي نوعي
ارتباط در حال بلوغ را با انديشه خلاق تجربه مي كند. در مورد
تجربه معنوي , ارتباطي نو بين بشر و خدا برقرار مي شود. انسان
اين احساس را دارد كه براي انتقال خود و جهان بر مبناي
قوانين تكامل , نياز به اتحاد با انديشه خلاق دارد , اين اتحاد در
سطح بالاتر , آگاهي , آزادي و وحدت را به ارمغان مي آورد.
هواداران اين نظريه بر اين باورند كه نيرويي كه كاينات را
آفريده با انسان تمام نمي شود , زيرا « نيرو با انسان
است » .
آينده گرايان معنوي اطمينان خاطر دارند كه طبيعت انسان
در حال تكامل يافتن است و در هر مرحله از تكامل , افزايش
آگاهي مشاهده مي شود. ماهيت طبيعت بدينگونه است كه هر
كجا با سدي در برابر رشد برخورد كند , سطح انديشه را ارتقا
مي بخشد.
شايان ذكر است كه اين نظريه , ارتباطي را بين گروه اقليت
آينده گرا و اكثريت وسيعي از مردم كه به خالق اعتقاد دارند ,
برقرار كرده است .
آنچه مسلم است اين كه هر سه رويكرد ياد شده در آينده
نگري سهمي به سزا داشته اند. اگر هر سه رويكرد را در كنار
يكديگر قرار دهيم مي توانيم خط مشي براي تكامل آگاهي
بيابيم .
آينده گرايي بحراني ضروري است تا مشكلات ناشي از
رشد بيش از حد رانشان دهد و به ما بگويد براي جلوگيري از
آن چه بايد بكنيم .
آينده گرايي تكاملي براي درك الگوهاي انتقال طبيعت ,
آفرينش كل نظامها , كشف ظرفيتهاي جديد براي رسيدن به
آينده اي مثبت با بهره گيري از تمامي پتانسيل هاي بشر ,
ضروري است .
و هر دو رويكرد فوق نيازي به آينده گرايان معنوي دارند.
تنها از طريق وابستگي به خالق و عشق به يكديگر , به نوع
اجزاي همان خالق است كه مي توانيم بر بحران فايق آمده و
پتانسيلها را واقعيت بخشيم .
نگارنده مقاله عقيده دارد كه با تكامل تكنولوژي و افزايش
سطح آگاهي و تعاون و همكاري بشري , امكان فائق آمدن بر
مشكلات جهان آينده وجود دارد.
به نقل از كتاب اميد
سه رويكرد آينده گرايي كه با توجه به لابيرنت تغيير
شكل گرفته است , عبارتند از : آينده گرايي بحراني ,
آينده گرايي تكاملي و آينده گرايي معنوي . در
صورتي كه اين روند اتفاق افتاد , مي توان اميدوار
بود كه بشر از آشفتگي رهايي يافته و به سوي
آينده اي مثبت سوق مي يابد.

|
|