
كتاب « امام خميني و نظام مطلوب جهاني » كه حاوي
مجموعه مقالات همايش بزرگداشت يك صدمين سالگرد ميلاد
حضرت امام خميني مي باشد , به كوشش علي داستاني بيركي و
توسط موسسه چاپ و نشر عروج در 135 صفحه منتشر شده
است .
عرفان در انديشه امام خميني , شخصيت چندبعدي امام
خميني , نظام اجتماعي مورد نظر امام خميني , اسلام در
انديشه و عمل امام خميني و... از عناويني است كه در فهرست
كتاب مذكور به چشم مي خورد.

|
چشم انداز فقهي و حقوقي
|

كتاب « چشم انداز فقهي و حقوقي حقوق مالكيت هاي
فكري با تاكيد بر ديدگاه فقهي امام خميني » را جواد عربيان
نوشته و انتشارات پژوهشكده امام خميني آن را در 274
صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير
ديده مي شود : پيشينه تاريخي حقوق مالكيت هاي فكري , تبيين
حقوقي مالكيت هاي فكري , مالكيت هاي ادبي و هنري , حقوق
مادي و معنوي پديدآوردندگان , مالكيت هاي صنعتي و
تجارتي , تبيين فقهي مالكيت هاي فكري و حقوق متعلقه ,
حقوق مالكيت هاي فكري در فقه عامه و عناوين متعدد ديگر.

|
چكاد انديشه
|

كتاب « چكاد انديشه » را كه سيري در شخصيت و
انديشه هاي امام خميني مي باشد , به اهتمام علي دارابي تدوين
شده و نشر هماهنگ آن را در 243 صفحه منتشر كرده است . در
فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : نگاهي به
زندگاني امام خميني , امام خميني و مهار بحران هاي دهه
شصت , امام خميني و روابط ايران و آمريكا , آسيب شناسي
انقلاب اسلامي از نگاه امام راحل , نسل جوان از ديدگاه
امام خميني , اسلام ناب و اسلام آمريكايي در انديشه
امام خميني , جنبش بيداري اسلامي به روايت امام خميني ,
حال و آينده نظام اسلامي در كلام امام راحل , آزادي در
انديشه امام خميني و...

|
عدل اصل دوم دين اسلام
|

كتاب « عدل اصل دوم دين اسلام » را قطب الدين محمد
رستگار نوشته و نشر آسيا نا در قم آن را در 192 صفحه منتشر
كرده است . معناي عدل خدا , تعريف حقيقت عدل , و عدل
خدا در جهان تكوين , عدل خدا در آفرينش جهان , عدل خدا
در ادامه زندگي موجودات , عدل خداوند در مجازات , عدل
الهي , عدل بندگان خدا , عدل انساني چيست , عدالت
اجتماعي و عناوين متعدد ديگر.

|
نظارت همگاني
|

كتاب « نظارت همگاني و امربه معروف و نهي ازمنكر » را
محمد حسن روزبه نوشته و موسسه فرهنگي دانش و انديشه
معاصر آن را در 186 صفحه منتشر كرده است . در صفحات
پاياني كتاب مذكور از مجموع بحث هاي مطرح شده , چنين
نتيجه گيري شده است .
در اين چند فصل كمي از زواياي نظارت و امربه معروف را
بررسي كرديم , از آنچه گفته شد , چنين برمي آيد كه نظارت در
اسلام در ابعاد مختلف مطرح است . خداوند خود ناظر بر
جهان و بر اعمال ماست , همو فرشتگاني را هم موكل بر ما كرده
است تا اعمال ما را ثبت و ضبط كنند.
با توجه به خصوصيات انسان از جمله اختيار و نيز
احتمال خطا و اشتباه و همچنين ويژگي هاي روحي مثل
وسوسه پذيري از شيطان و نفس حيواني و ديگر خصوصيات ,
لازم است كه انسان بر خويش نظارت داشته باشد. در متون
ديني محاسبه نفس و حسابرسي از آن و معارف ديگري در اين
زمينه براي اين منظور و براي راهنمايي و كمك در امر نظارت
انسان بر خويشتن , ارائه شده است . علاوه بر نظارت دروني كه
محصول آن به عنوان تقوي شناخته مي گردد , نظارت بيروني
هم در ابعاد مختلف و براي حراست از فرد و بنيادهاي اجتماعي
وضع شده است . اصولا هر جمعي بدون اين نظارت فرو خواهد
پاشيد و در اسلام نظارت عمومي تحت عنوان امربه معروف و
نهي ازمنكر آمده است كه شامل روابط فردي حتي در
خصوصي ترين محل زندگي يعني خانواده تا محل هاي عمومي
و نسبت به همه افراد و شامل روابط پيچيده اجتماعي و
حكومت و حاكميت تا روابط بين الملل مي شود. خلاصه همه
زواياي زندگي فردي واجتماعي انسان هاي با ايمان را كه در
اجتماع ايماني گرد هم آمده اند , دربرمي گيرد.
از جمله مهم ترين حوزه هاي نظارت , نظارت بر قدرت و
سياست است كه در دو مرحله صورت مي گيرد , يكي , در
مرحله توليد قدرت و ديگري در مرحله مصرف و هزينه كردن
قدرت است . در نظارت بر قدرت نظارت متقابل ملت بر دولت
و دولت بر ملت مطرح است , زيرا همان گونه كه حاكمان ممكن
است , برخطا باشند و از قدرت سو استفاده كنند , مردمان نيز
ممكن است , بر خطا باشند و از قدرت خويش سواستفاده
كنند. علاوه بر اين هركدام را بر ديگري حقوقي است كه
استيفاي آن مستلزم نظارت بر يكديگر است . اين نوع نظارت
همچنين شامل نظارت ملت بر ملت و دولت بر دولت هم
مي شود. خلاصه اين كه اساس و محور در اسلام حق و عدالت
است و براي رسيدن به آن لازم است كه همواره با هوشياي و
دقت كامل جريان امور با معيارها محك زده شوند و از كمي ها و
كاستي ها و احيانا انحرافات اولا , آگاهي به دست آيد و ثانيا ,
برطرف گردند و چون همه انسان ها در مسير حركت هستند و در
همه ابعاد زندگي روبه سوي حق و روبه جهان ابدي دارند , لازم
است كه برخود و براجتماع خود در همه ابعاد نظارت كنند تا از
راه نمانند , خوبي ها را برپا دارند و از بدي ها جلوگيري نمايند.
هركس به اندازه توانايي و ميزان دانايي اش از حق و ميزان
پايبندي اش به عدالت به اين وظيفه مبادرت
مي نمايد.
امربه معروف و نظارت هم محكوم به حق و عدالت است ,
يعني نمي تواند خارج از چارچوب عمل خويش , عمل نمايد و
ناقض اصول حق و عدالت باشد , به همين دليل آمران و ناهيان
و ناظران ملزمند شرايط و حدودي را رعايت كنند و همچنين به
دليل همين ملاك ها شرايط و ويژگي هايي را كسب كنند كه از
جمله مهم ترين اين ملاك ها آگاهي است . بدون آگاهي از
معروف و منكر بدون آگاهي از شرايط زمانه عمل به اين واجب
امكان ندارد و از جمله اين ويژگي هامتخلق بودن به
اخلاق الاهي است . كسي كه فاقد اين آگاهي ها و ويژگي هاست .
خودش از حق و عدالت بيرون افتاده است و كسي كه كور است
و لنگ چگونه عصاكش كور ديگر و راهبر خواهد
بود
نكته آخر در موضوع امربه معروف و نهي ازمنكر اين است
كه امرونهي در قالب شيوه هايي صورت مي گيرد و شرع اسلام
قالب ها و شيوه ها را به عقلا واگذار كرده است . عقلا و پايبندان
به شرع با آگاهي از معروف و منكر و از حدود و ضوابط آن و با
آگاهي از افراد و ويژگي هاي انساني و خصوصيات جوامع و
شرايط و اوضاع و احوال زمانه با بهره گيري از تجارب بشري و
به تناسب موقعيت ها بهترين راه ها و قالب ها را براي نظارت و
تحقق امر به معروف و نهي ازمنكر برمي گزينند.
اصولا هر اجتماعي بدون امربه معروف و
نهي ازمنكر و بدون نظارت همگاني , فرومي پاشد.
در حوزه نظارت , هم نظارت ملت بر دولت و هم
نظارت دولت بر ملت مطرح است .

|
بررسي مباني فرهنگ غرب
|

كتاب « بررسي مباني فرهنگ غرب و پي آمدهاي آن » را حبيب الله طاهري
نوشته و بوستان كتاب قم آن را در 312 صفحه منتشر كرده است . كتاب
مذكور شش فصل دارد و عناوين فصول و برخي مطالب آن چنين مي باشد :
ضرورت شناخت فرهنگ غرب , توطئه دشمنان اسلام و انقلاب , قرآن
ونظريه توطئه , اهداف توطئه , معرفي فرهنگ غرب , اصول حاكم بر فرهنگ
اسلامي , اصول حاكم بر فرهنگ غرب , بررسي اصول حاكم بر فرهنگ غرب ,
پي آمدهاي فرهنگ غرب و... در بخشي از مقدمه كتاب چنين آمده است :
ضرورت شناخت فرهنگ غرب
گسترش روز افزون حجم اطلاعات و سرعت شگفت انگيز ارسال و
انتقال هاي پيام فرهنگي , سياسي و بازرگاني و همچنين تاثير شگرف
شگردهاي اطلاعاتي و تبليغاتي رسانه هاي عمومي غرب در عصر ارتباطات و
اطلاعات , برآگاهان اوضاع سياسي و فرهنگي جهان , پوشيده نيست . به
موازات ارتباطي كه روز به روز با عمق بيش تري صورت مي پذيرد لازم است
سطح آگاهي ما از حفظ و مشي ها , شيوه ها و جهات ارتباطي با ديگران ارتقا
يابد , گفتني است در اين زمينه هر چه ميزان آگاهي و شناخت ما از اوضاع
جاري زمان افزايش يابد و گام هاي خود را محتاطانه تر و آگاهانه تر برداريم ,
در برخورد با حوادث سهمگين فرهنگي و سياسي آسيب ناپذيرتر خواهيم
ماند كه فرمودند :
العالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس .
چنان چه پديده اي چون جهاني كردن فرهنگ و يا فرهنگ جهاني را در
نظر بگيريم , اهميت آگاهي و ضرورت شناخت ما نسبت به جهان پيرامون
خود و ترفندهاي غرب , بيش تر احساس مي شود. امروزه غرب به سركردگي
آمريكا از طريق ابزارهاي ارتباطي و كالاهاي فرهنگي خود , فرهنگ هاي حاكم
بر جوامع كوچك تر را تحت تاثير و نفوذ خود قرار داده است .
اكنون بيش از هر دوره ديگر كانون فرهنگ و ارزش هاي الهي , انساني ما ,
در تيررس سلاح هاي فرهنگي غرب قرار گرفته است به گونه اي كه با اندكي
بي توجهي و غفلت ممكن است در كام فرهنگ غرب استحاله گرديم و در
چرخش سياست جهاني كردن فرهنگ , نسبت به اصالت هاي ارزشي و
فرهنگي خويش بيگانه شويم , نظر به نقشي كه كارپردازان فرهنگي و فرهنگ
مداران سياسي غرب به ويژه آمريكا در روند شكل پذيري فرهنگ جهاني ايفا
كرده و مي كنند , پديده هايي چون جهاني كردن فرهنگ يا به تعبير بهتر
آمريكايي كردن فرهنگ را بايد دو روي يك سكه دانست و اين يكي از
بي شمار ترفندها و توطئه هايي است كه استكبار جهاني در مسير مقابله و
مبارزه با فرهنگ اصيل وناب اسلامي و قرآني به كار بسته است .
بنابر اين , ما هيچ گاه نبايد از توطئه هاي دشمن نيرومند و قوي پنجه
خود غافل شويم , چرا كه غفلت همان و غرق شدن در فرهنگ منحط غرب ,
همان .
توطئه دشمنان اسلام و انقلاب
انقلاب شكوهمند اسلامي ايران با تجديد حيات فرهنگ ديني
مشعل هاي فروزان رسالت محمد را در دوران معاصر برافروخت و در پرتو
روشنگري خود چهره واقعي , ولي پنهان دشمنان بشريت را آشكار ساخت .
خام انديشي است اگر بپنداريم فرزندان كافران مكه و منافقان مدينه كه
بخش بزرگي از منافع كلان خود را به سبب پيروزي انقلاب در منطقه و نقاط
مختلف جهان از دست داده اند , از كينه و دشمني با انقلاب اسلامي دست
برمي دارند و راه صلح و صفا و سازگاري و گفت و گو را پيش مي گيرند. عمر
كوتاه انقلاب وزخم هاي فراواني كه در اين مدت اندك در جنگ تحميلي ,
محاصره اقتصادي , مسدود كردن حساب هاي ملت ايران , جاسوسي و
عمليات مخفي و تروريستي , برپيكره بزرگترين انقلاب جهان معاصر از سوي
دشمنان داخلي و خارجي وارد آمده است , گواهي روشن بر توطئه مستمر
دشمنان اسلام و انقلاب است .
استكبار جهاني به سركردگي آمريكاي جنايت كار كه با پيروزي انقلاب
اسلامي منافع سرشار اقتصادي و سلطه سياسي خود را در منطقه از دست
داده اند پس از تجربه تلخ هجوم نظامي و سياسي , اكنون در پي ايجاد
دگرگوني در عناصر فرهنگي و ارزش ها هستند كه سد عظميي در مقابل تحقق
مقاصد سياسي و اقتصادي آنان در منطقه و جهان ايجاد كرده است , اين
مهم جز از راه ارتباط با اقشار مختلف مردم و گفت و گو با آنان امكان پذير
نيست . رسانه هاي گروهي به ويژه مطبوعات كشور به دليل گستره وسيع
مخاطبان و تنوع مباحث , كارآمدترين حربه براي گفت و گوي فرهنگ بيگانه
با ملت مسلمان ايران هستند , تا جايي كه عناصر وابسته به سازمان هاي
جاسوسي در اظهاراتشان به اين هدف شوم (يعني تهاجم فرهنگي و تضعيف
فرهنگ اسلام ) آشكارا ابراز مي كنند.
« ديويد كيو » رابط سازمان سيا با عناصر ضدانقلاب
مي گويد :
مهم ترين حركت در براندازي نظام جمهوري اسلامي , تغيير فرهنگ
جامعه ايران است و ما مصمم به آن هستيم .
جهان خواران و ترويج فرهنگ انسانمداري
جهان خواران سلطه گر در سرتاسر قرن اخير , باهمه امكانات كوشيده اند
تا جهان بيني اومانيسم را در همه جهان به ويژه در كشورهاي جهان سوم و
خصوصا كشورهاي اسلامي توسعه دهند و هدف آنان سرسپردگي مطلق و
وابستگي همه جانبه سياسي , فرهنگي و اقتصادي و غارت فرهنگ و منابع
كشورها بوده است .در اين رابطه آنان با استفاده از توان و تكنولوژي فوق
مدرن در صنعت ارتباطات , و پيش از آن با فرستادن مسيونرهاي مسيحي به
عنوان سپاهيان صلح و برانگيختن عناصر خود باخته بومي كشورهادراجراي
انواع برنامه ها و روش هايي كه غالبا در پوشش علمي نيز فاقد هرگونه ارزش
واقعي است , و سرانجام با به كارگيري تمامي شيوه ها و ابزارهاي مخرب
سعي كرده فرهنگي را كه ريشه الهي دارد و محور همه حركت هاي آن بينش
توحيدي است به عنوان سد محكمي كه در مقابل آنان قرار دارد , از ميان
بردارند.
آري , آن چه امروزه جهان خواران را بيش از هر چيز ديگري به وحشت
انداخته است قدرت اسلام و حضور فعال آن در عرصه هاي مختلف سياسي ,
اقتصادي و فرهنگي است .
بنابر اين , طبيعي است كه استكبار جهاني , در راس اهداف خويش ,
جهان اسلام را كه به عنوان آخرين دين الهي , همواره در برابر تجاوزات
بي شرمانه غرب ايستاده است , به طور جدي آماج حملات شديد فرهنگي
خود قرار دهد و با ترويج فرهنگ الحادي و آلوده خويش از راه اشاعه منكر
مبتذل مادي ونشان دادن مظاهر فريبنده دنياي صنعتي , در فرهنگ اصيل
اسلامي رخنه كرده , ارزش ها و باورهاي ديني را سست نمايد واندك اندك
ريشه اعتقادات امت اسلامي رابخشكاند و سپس از دو دستاورد تمدن جديد
غرب كه يكي تكنولوژي و ديگر آلودگي اخلاقي و بي بند و باري فرهنگي
است , مسلمانان را در منجلاب فساد , غرق نمايد , آن گاه است كه سلطه
سياسي و اقتصادي به آساني ميسر خواهد بود. بنابر اين , تهاجم فرهنگي
براي استكبار جهاني در راس همه كارها قرار دارد.
آن چه امروزه ابر جنايت كاران , با بهره گيري از تكنولوژي ارتباطات و
برنامه هاي ماهواره اي , با شعار تحقق دهكده واحد جهاني وهمسان سازي
فرهنگي براي جهاني كردن فرهنگ خود تبليغ مي كنند همه وهمه در زمينه
همين اهداف شيطاني است .امپرياليسم خبري در بمباران اطلاعاتي و
تبليغاتي انحصاري خود كه هدفي جز نابودي ملل محروم به ويژه كشورهاي
اسلامي ندارد , درصدد آن است كه غرب را به عنوان نژاد برتر به جهانيان
معرفي كند و با تزريق تدريجي فرهنگ مسموم آن به منافع استكباري و
نامسلماني خويش دست يابد.
اگر چه به طور طبيعي , قدرت تكنولوژي ارتباطي با فرهنگ ندارد ولي
مي بينيم كه تاكنون هراندازه توان تكنولوژي غرب افزايش يافته ميزان سلطه
فرهنگي آن نير بيش تر شده است و اين به منش او وابسته است كه در واقع
سلطه گري و برتري جويي است .
مسئوليت انديشوران در برابر تهاجم فرهنگي
چنان كه در نكات پيشين اشاره شده , انگيزه تهاجم فرهنگي , نخست
ايجاد خودباختگي و روح بي تفاوتي درجامعه نسبت به ارزش هاي اصيل
خودي و تخريب هويت مذهبي و ملي آن جامعه مي باشد و سپس ايجاد
جامعه اي تازه كه منكرات و باورهاي جهان غرب را بپذيرد و عقايد
وارزش هاي ديني و فكري خود را دور بزند و از نظر فرهنگ مصرف در الگوي
مصرفي غرب غرق شود. در اين صورت است كه با نابودي فرهنگ يك كشور
زمينه براي رشد سيطره سياسي و اقتصادي و گسترش سلطه همه جانبه
استكبار جهاني هموار خواهد شد.
اينك سوال اين است كه وظيفه چيست بر انديشوران و فرهيختگان آن
جامعه مورد تهاجم چه مسئوليتي متوجه است آيا آنان بايد بنشينند و
نظاره گر غارت فرهنگ اصيل خود و سلطه فرهنگ بيگانه باشند يا اين كه
وظيفه , مقابله با اين شبيخون فرهنگي است و سكوت در برابر آن ها گناهي
نابخشودني است
پاسخ اين سوال بر همگان روشن است كه دفاع از كيان و فرهنگ اصيل
اسلامي و مقابله باتهاجم فرهنگي دشمن , امري ضروري ووظيفه اي حتمي
است , امامقابله در هر مورد به تناسب همان مورد است , براي دفاع از حريم
فرهنگ دين و طرد فرهنگ بيگانه نياز به دو آگاهي است : نخست بايد به
فرهنگ خودي آگاهي كامل داشت تا در مقام دفاع از آن درست دفاع كرد و به
قول معروف به جاي اصلاح ابرو , چشم را كور نكرد ودر مرحله دوم بايد به
ابعاد فرهنگ مهاجر و فلسفه آن آشنا بود , زيرا بدون آگاهي از اصول حاكم بر
آن و پي آمدهاي آن و شگردهاي تبليغاتي آن , مقابله با آن جز شكست در
ميدان مبارزه ثمر ديگري نخواهد داشت ....
رابط سازمان جاسوسي آمريكا با ضدانقلاب , چنين
مي گويد : مهم ترين حركت در براندازي نظام جمهوري
اسلامي , تغيير فرهنگ جامعه ايران است و آمريكا مصمم است
اين كار را انجام دهد.

|
|
|
|
|
|