نمايشگاه هنر معاصر ژاپن با عنوان « آفتاب تابان »
در موزه هنرهاي معاصر تهران
نمايشگاه هنرمندان معاصر ژاپني با عنوان « آفتاب تابان » از روز دوشنبه
83,9,23 در موزه هنرهاي معاصر تهران افتتاح گرديد .
آثار ارائه شده در اين نمايشگاه ضمن بهره مندي از ويژگي هاي هويت
ملي و فرهنگي كشور ژاپن , نمايانگر آخرين دستاوردهاي هنرمندان معاصر
اين كشور در زمينه هاي گوناگون ويدئو , چيدمان و هنر اجرا در كنار
شيوه هاي متداول نقاشي است .
اين هنرمندان كه آثارشان در موزه ها و مراكز مختلف هنري جهان
ازجمله آمريكا , كانادا , فرانسه , سوئد , لهستان , كره و تركيه به نمايش
درآمده است ريشه در تبار , نژاد , مذهب , فرهنگ , سنت , زبان و تاريخ
مشترك دارند و از طريق هنر به درك و تفاهم بيشتر مي رسند. بررسي هنر
معاصر ژاپن , نه فقط به درك اسرار اين سرزمين پر از راز و رمز كمك مي كند
بلكه چگونگي رسيدن ژاپني ها را , از سنتي ريشه دار و محكم , به مدرنيسمي
جهاني روشن مي سازد.
اين نمايشگاه از روز سه شنبه 83,9,24 تا اواخر دي ماه همه روزه از
ساعت 9 صبح تا 6 بعدازظهر و جمعه ها از ساعت 2 تا 6 بعدازظهر پذيراي
بازديدكنندگان مي باشد.
آيين نامه تاسيس و فعاليت سازمانهاي تهيه و توليد فيلم تصويب شد
به پيشنهاد معاونت امور سينمايي و با تاييد وزير فرهنگ و ارشاد
اسلامي , آيين نامه تاسيس , شرايط فعاليت و رده بندي سازمانهاي تهيه و
توليد فيلم مورد تصويب قرار گرفت و وارد مراحل اجرايي شد.
آيين نامه مذكور در هشت فصل و بيست و سه ماه تهيه و تدوين شده
است .
برهمين اساس , شرايط و حجم فعاليت , سطح ارتباطات حرفه اي داخلي
و خارجي , نحوه ميزان استفاده از تسهيلات , اعتبارات و امتيازات دولتي و
غيردولتي برمبناي رده كسب شده توسط اين سازمانها تعيين
مي شود.
آيين نامه تاسيس , شرايط فعاليت و رده بندي سازمانهاي تهيه و توليد
فيلم جهت اجرا به اداره كل نظارت و ارزشيابي معاونت امور سينمايي و
سمعي و بصري ابلاغ شده است .
عارف عباسي هنرمند جوان گيلاني درگذشت
عارف عباسي هنرمند جوان گيلاني در سن 24 سالگي به علت بيماري
سرطان درگذشت .
وي فارغ التحصيل رشته گرافيك علاوه بر طراحي و گرافيك به عنوان
نويسنده , شاعر و بازيگر نيز آثاري از خود به يادگار گذاشت از مهمترين
كارهاي او در زمينه طراحي و گرافيك , صفحه آرايي جلد شماره دو ماهنامه
سبزينه كادوس و اجراي بيش از ده پوستر و بروشور نمايش , اجراي
دكوراسيون كنگره شعر در سايه غزل و جشنواره هنرهاي تجسمي دانشگاه
پيام نور و... , بازي در نمايش هاي « بوي باران لطيف » است و ايفاي نقش به
عنوان بازيگر و منشي صحنه سريال « جستجو » كه به زودي از شبكه باران
اين استان پخش خواهد شد.
عباسي پيش از اين به مدت دو سال همكار حوزه هنري گيلان و عضو
هيات مديره انجمن شعر اين اداره بود. از او شعر و داستان , نمايشنامه و
مقالاتي نيز بر جاي مانده كه پاره اي از آنها در نشريات مختلف به چاپ
رسيده است .
عارف عباسي روز شنبه چهاردهم آذرماه پس از طي يك دوره دو ساله
بيماري درگذشت .
نمايشگاه عكس جولان در شيراز
نمايشگاه عكس « جولان » از 16 لغايت 25 آذر ماه در شيراز برگزار
مي شود.
به گزارش ستاد خبري حوزه هنري , اين نمايشگاه با 50 عكس از
« اسدالله شيرين فشان » با موضوع اماكن و بقاع متبركه كشورهاي سوريه و
لبنان برپاست .
لازم به ذكر است نمايشگاه عكس « جولان » به همت واحد تجسمي
حوزه هنري فارس در گالري آن حوزه هنري واقع در انتهاي بلوار شهيد
مطهري , روبروي مجتمع تجاري سينا برپاست .

|
نسل جوان « در به در » در « در » !
|
نگاهي به نمايش « در » نوشته علي محمد
رحيمي و كارگرداني اوليائي و رحيمي
محمد كلاته جعفري
نمايش « در » در واقع تركيبي از پنج نمايش كوتاه و بلند است كه
وجه اشتراك اصلي شان وجود « در » به عنوان شيئي محوري در
اين نمايشهاست .
« در » نويسنده اي به نام « علي محمد رحيمي » دارد و دو
كارگردان كه يكي « عليرضا اوليائي » و ديگري « علي محمد
رحيمي » است . مشخصات اين نمايشها در بروشور اجرا آمده
است ; بي خانمان (به كارگرداني عليرضا اوليائي ) , فاصله
(رحيمي ) , بزن به چاك (اوليائي ) , نامه (رحيمي ) , شير پاك كن
(اوليائي ) و در (رحيمي ).
نمايش با بي خانمان شروع مي شود. مردي ژوليده و خانه
به دوش كه در سرماي استخوان سوز به دنبال جايي براي
خواب و استراحت مي گردد و هنگامي كه چشمش به دري
مي خورد , بر آن مي كوبد تا شايد سري از آن برون آيد. او در
طول اجرا در واقع متصل كننده نمايشها به يكديگر است و در
يك صحنه نيز از دو گرداننده نمايش كتك مفصلي مي خورد.
در « فاصله » دختر و پسر جواني كه به يكديگر علاقه بسيار
دارند و مايلند زندگي توام با خوشبختي و سعادت را با يكديگر
آغاز كنند , موانعي از جمله يك « در » بسته را در مقابل خود
مي بينند.
بازيگران اين نمايش سهيلا صالحي و بهرام سروري نژاد
هستند.
در « بزن به چاك » زوجي جوان كه شغل اصليشان دزدي
است , آمده اند تا دزدي بزرگي را صورت دهند و پس از آن به
زندگي بي دغدغه اي , فارغ از سرقت و جنايت و.... مشغول
شوند. در اين نمايش نيز موقعيت ايجاب مي كند كه اين زن و
مرد مكنونات قلبي خود را بروز داده و خود نيز به شناخت
تازه اي از موقعيت خود دست يابند. بازيگران اين نمايش
« شبنم مقدمي » و « داريوش فائزي » هستند. هم در اين نمايش و
هم در نمايش قبلي , گرايشات ديني و اعتقادي اين دو زوج
برملا مي شود و مشخص مي شود كه پايگاه اعتقادي اين دو
زوج از كاستي هاي فراوان رنج مي برد و شايد يكي از مسايلي كه
آنها هيچگاه به طور عميق و اصولي بدان نپرداخته اند و اكنون
رنج اين كاستي را احساس مي كنند , سست ايماني و سست
عقيدگي ايشان بوده است .
در نمايش « نامه » پيرمرد و پيرزني سالهاست كه به ياد
پسرشان روزگار مي گذرانند و طريقه خواستگاري و ازدواج
خود را به خاطر آورده و بازي مي كنند.
در يكي از اين يادآوري ها و بازي ها , پيرمرد كه بسيار كم
حوصله و غرغرو است , به دليل خرابي در پشت آن مانده و
رازي را برملا مي كند كه در اين افشاگري مشخص مي شود ,
تمام نامه هايي كه به ظاهر از پسرشان دريافت مي شده , نوشته
خود پيرمرد هستند.
اين نمايش آشكارا با دو نمايش ديگر تفاوت دارد , هم از
نظر چيدمان صحنه و هم نوع ارتباط شخصيت ها و قصه اي كه
ظاهرا به دل تماشاگر بيشتر مي نشيند. در واقع طنز ملموس و
گاه كلامي كه بين پيرمرد و پيرزن جريان دارد و بازي خوب هر
دو بازيگر اين بخش , ارتباط با اجرا را از ميان ساير بخش ها
بيشتر جلوه مي دهد. بازيگران « نامه » سهيلا صالحي و مسعود
ميرطاهري هستند.
نمايش بعدي كه نسبت به بقيه بسيار كوتاه تر است , « شير
پاك كن » نام دارد. اين بخش در واقع بيانيه نويسنده و
كارگردانهاي نمايش « در » در خصوص وقايع و شخصيت هاي
آن است .
آخرين نمايش « در » با نام « در » و با بازي بنفشه توانايي و
مسعود ميرطاهري اجرا مي شود. اين بخش ساز خودش را
مي زند و بسيار متفاوت تر از چند نمايش اجرا شده قبلي است .
هم از نظر نوع شخصيت پردازي و هم شيوه اجرا و طراحي
صحنه . به اين ترتيب نمايش « در » مستقل ترين نمايش در بين
نمايشهاي اجرا شده با اين عنوان است .
از يك منظر كلي « در » بازتاب دهنده دغدغه ها و گرايشات
نسل جوان تئاتر كشور است و جالب اينجاست كه از طيف هاي
گوناگون بازيگران تئاتر در اين نمايش ايفاي نقش مي كنند.
بازيگراني كه در جاي خود تجربه كارگرداني را نيز در كارنامه
هنري خود دارند; مثل بنفشه توانايي , داريوش فائزي و بهرام
سروري نژاد.
بي اغراق مي توان گفت كه اگر قرار است كسي با يك
نمايش , به بسياري از خلق و خوها و تجربه هاي نسل جوان
تئاتري پي ببرد , مي تواند « در » را به عنوان نمايشي كه اين
ويژگيها را منعكس مي كند , ببيند.
در واقع اميدها و نااميدي ها و خوشي ها و ناخوشي ها و
انواع و اقسام تضادهاي ديگر و در يك كلام , دربه دري اعتقادي
نسل جوان و بن بست هاي فرارو در اين نمايش مشهود است . هر
چند در اجرا , نيمه دوم نمايش از افت محسوس ريتم رنج
مي برد و مي شد چيدمان را به گونه اي انجام داد كه اين افت
ريتم هم از بين برود. اما در نهايت مي توان گفت كه تماشاگر
« در » قطعا از تماشاي آن ناراضي نخواهد بود.

|
مقصر كيست !
|
پيرامون اتفاقات جشنواره تئاتر ايران زمين
به نظر آنها كه نوار ضبط شده مراسم اختتاميه جشنواره
تئاتر ايران زمين را ديده اند , ابعاد اتفاقات و صحنه هايي كه در
اين مراسم رخ داده است , بسيار فراتر از تصوري است كه
مي توان درباره ي وقيح و شنيع بودن و در يك كلام غير قابل
بيان و نگاشتن ماوقع اين صحنه ها به لحاظ مسايل اخلاقي به
ذهن آورد. در اين خصوص مسوولان جشنواره بايد پاسخگو
باشند و حساب پس دهند.
اما به زعم نگارنده , انجام چنين مراسمي ماحصل
تصميمات و اتفاقاتي است كه طي سالها در حوزه هنر و فرهنگ
صورت گرفته و يا رخ داده است و قطعا به سادگي نمي توان
مقصر يا مقصران اصلي اين قصور را نام برد.
واقعيت تلخ و تاسف بار اين است كه علي رغم وعده و
وعيدها و شعارهاي بسياري كه در باره فرهنگ و هنر و از طريق
نهادهاي گوناگون داده شده است هيچ بنيان محكم و استواري
براي عملي كردن اين حرف و شعارها بنا نشده است . چرا كه
فرهنگ يك اتفاق نيست كه انقلابي و ناگهاني رخ دهد و يا تغيير
كند.
اگر به نشريات و آثاري كه همچون سندهاي مكتوب در
بايگاني ها باقي است , نگاهي بياندازيم , متوجه مي شويم كه در
تمامي دوره هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ومديريت هاي
ديگري چون حوزه هنري , سازمان صدا و سيما , سازمان
فرهنگي و هنري شهرداري و... دلسوزاني از سر صداقت
يادداشت ها و نقدهايي را در حوزه هنر و فرهنگ نگاشته اند و
هشدارهايي را مستقيم و غير مستقيم داده اند كه متاسفانه
هيچگاه به صورت اسامي و ريشه اي به آنها وقعي نهاده نشده و
بسياري اوقات اين نوشته ها و مطالب با چوب جناحي بودن و
خط و خطوط سياسي داشتن نويسنده يا نشريه رانده شد.
وضعيت كنوني حاصل اين بي توجهي ها و ندانم
كاري هاست . مثلا در همين حوزه تئاتر و در همين صفحه هنر و
ادبيات روزنامه جمهوري اسلامي و در دوره مديريت قبلي
مركز هنرهاي نمايشي كه اتفاقا مديريت اداره كل نمايش راديو
را هم به عهده داشت , بارها مطالبي نگاشته شد كه متوليان
تئاتر , اين هنر را به راه هايي هدايت مي كنند كه انتهايش
« تركستان » است . اما آن مديريت چندين سال دوام آورد و
آنقدر اهمال و تساهل و تسامح كرد كه كار از كار گذشت . بارها
در همين صفحه و صفحات برخي روزنامه هاي ديگر نوشته شد
كه شوراي نظارت مركز هنرهاي نمايشي متاسفانه به آثاري
اجازه اجرا مي دهد كه آرام آرام تئاتر را به سمت و سويي
خاص كه حاصلش ولنگاري است مي كشاند. و متاسفانه
مديريت وقت مركز هنرهاي نمايشي با آوردن چهره هايي موجه
در راس و بدنه اين شورا (مثل حسين مسافر آستانه , كارگردان
خورشيد كاروان ) و سكوت اين چهره ها در برابر
تصميم گيريهاي مسوولين مركز , هدايتگر جرياني در هنرهاي
نمايشي شد كه نتيجه اش جز صحنه هايي نظير اختتاميه تئاتر
اهواز چيز ديگري نمي توانست باشد.
به تصور نگارنده , اگر قرار بر پاسخگويي و تشكيل
دادگاهي به اين منظور باشد , قطعا مي بايست مسوولان قبلي هم
حضور داشته باشند و يادشان از كشته خويش به هنگام درو
افتد!
نهادهاي فرهنگي و هنري ديگر نيز به همين منوال بايد
پاسخ دهند. مگر نه اينكه كميسيون امور بانوان سازمان فرهنگي
و هنري شهرداري تهران به برخي از زنان شركت كننده لوح
عفاف داده است مگر نه اينكه صدا و سيما هم گاه
مسامحه هايي در تصويب و تاييد فيلمنامه ها و تصاويري كرده
است كه حاصلش دريده شدن برخي پرده هاي اخلاقي وانساني
بوده است مگر نه اينكه حوزه هنري , چه در زمان مديريت
قبلي و حتي در شكل كنوني ـ به برخي نمايشها و آثار اجراي
عمومي داده است كه برخي از اصول و مباني ارزشي را زير
سئوال برده است
به همين دليل است كه نمي توان مقصر اصلي را به سادگي
معرفي كرد و به جز آن تغيير چنين شرايطي بسيار دشوار است
و شايد راه به تعطيلي هر چه فعاليت فرهنگي و هنري ببرد.
البته بايد كار را از جايي شروع كرد و به مصداق
ضرب المثل « ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است » اقدامي
اساسي انجام داد. اما راه حل اساسي با بسترسازي و كار
فرهنگي تعريف مي شود. همانگونه كه چنين شرايطي به تدريج
و طي سالها رخ داده است , بايد ريشه اي و اصولي , آن رابه
جايگاه درست بازگرداند والا اوضاع از اين كه هست , خرابتر
مي شود.
انجام مراسمي نظير اختتاميه جشنواره تئاتر
ايران زمين , ماحصل تصميمات و اتفاقاتي است كه
طي سالها در حوزه هنر و فرهنگ رخ داده و قطعا به
سا دگي نمي توان مقصر يا مقصران اصلي اين قصور
را نام برد.
ابعاد اتفاقات و صحنه هايي كه در اين مراسم
رخ داده , بسيار فراتر از تصوري است كه مي توان
درباره وقيح و شنيع بودن و در يك كلام غيرقابل
بيان بودن و نگا شتن ماوقع اين صحنه ها به لحاظ
مسايل اخلاقي به ذهن آورد.

| | |