
به مناسبت سالروز رحلت آيت الله العظمي گلپايگاني
هجدهم آذر سالروز رحلت فقيه بزرگ و مجاهد سترگ حضرت آيت الله
العظمي گلپايگاني است .
آيت الله العظمي گلپايگاني در سال 1316 قمري در يكي از روستاهاي
گلپايگان ديده به جهان گشود. هنوز پنج سالش تمام نشده بود كه تحصيل را آغاز
كرد. او در طول تحصيل از محضر بسياري از علماي بزرگ بهره مند شد وسرانجام
پس از سال ها تحصيل وتهذيب فقيهي نام آور گرديد.
آيت الله العظمي گلپايگاني علم وتقوا را با هم در آميخته بود. همچنان كه
وجودش سراسر عشق به قرآن كريم واهل بيت عصمت و طهارت بود.
آيت الله العظمي گلپايگاني علاوه بر آن كه در تربيت طلاب و هدايت مردم به
سوي دين پرتلاش بود , در مبارزات سياسي نيز از مراجع پيشگام محسوب مي شد.
مبارزه ايشان با رژيم ستمگر پهلوي از زمان رضاخان آغاز شد و با برنامه هاي
ضد اسلامي آن رژيم مقابله كرد. او گاهي شخصا با برنامه هاي ضد اسلامي رژيم
رضاخان مقابله مي كرد و با ماموران رضاخان درگير مي شد. ايشان در اين زمينه
خاطره اي نقل كرده مي گويند :
هنگام كشف حجاب , شبي براي شركت در مجلس عزاداري و سوگواري امام
حسين (ع ) همراه با خانواده ام حركت مي نموديم . ناگهان پاسباني پيش آمده وبا
اعتراض گفت : چرا اين خانم با حجاب بيرون آمده است
من عصباني شدم و دست پيش برده كه تفنگش را بگيرم , او مي كشيد و من
مي كشيدم كه گفت : اين تفنگ پر است و خطرناك است و ممكن است بيرون برود.
گفتم : باشد! بيرون برود تا يكباره از دست شما خلاص بشويم . آخر اين وقت
شب چه كسي به تو مي گويد كه متعرض شوي و ما را ناراحت كني
خلاصه از هم جدا شديم واو مرتب مي گفت : شما مملكت را خراب كرده ايد و
منهم هرچه مي گفت . جوابش را مي دادم تا از هم دور شديم .
از همان زمان كه مبارزات امام خميني با رژيم شاه آغاز شد , آيت الله
گلپايگاني با جديت امام را همراهي كردند و هر زمان كه لازم مي شد با صدور
اعلاميه با صلابت تمام وحشي گريهاي رژيم شاه را محكوم مي كردند واز مردم
مي خواستند در برابر اعمال ضد اسلامي رژيم شاه مقاومت كنند. در تمام دوران
مبارزه مردم ايران با رژيم شاه , به ويژه در سالهاي 1356 و 1357 شمسي , همواره
نام آيت الله العظمي گلپايگاني به عنوان يك مرجع مجاهد مطرح بود.
پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي نيز آيت الله گلپايگاني با تمام وجود
به انقلاب اسلامي ياري رساند. در كتاب ديدار با ابرار به بخشي از حمايت ها و
ياري هاي آيت الله گلپايگاني نسبت به انقلاب اسلامي در دوره پس از پيروزي
چنين اشاره شده است :
مرجع بزرگوار كه از دير باز شاهد ظلمها و جنايتها و حق كشيها و بي عدالتيهاي
فراوان بود , واز وجود يك نظام سياسي ناشايست وبدون صلاحيت در راس هرم
سياسي كشور رنج مي برد , واز بدو حركت توفنده و گسترده روحانيت به رهبري
حضرت امام در جهت محو رژيم استبدادي از هيچ كوششي فروگذار ننموده بود
وبرپايي نظام عدل اسلامي را دقيقه شماري مي كرد , اينك كه در سايه
جانفشانيهاي ملت مسلمان ايران و روشن بيني مراجع تقليد و روحانيت پيروزي
نهضت را به چشم مي ديد از هر گونه حمايت و پشتيباني و جهت دهي وراهنمايي
دريغ نورزيد ودر اين راستا اقداماتي را به شرح ذيل انجام دادند :
1 ـ هماره در جهت تاييد مواضع حضرت امام و حفظ موقعيت ايشان گام
برداشته وايشان را به عنوان رهبر نظام تثبيت مي نمودند و مكرر مردم را به پيروي
از دستورات ايشان مي خواندند و تمام اقدامات ايشان را صحه گذاشته و تصويب
مي كردند. از جمله پس از تكفير امام و حكم به ارتداد جبهه ملي , معظم له نيز
بلافاصله اين حكم را مورد تاييد خويش قرار دادند.
2 ـ با پيروزي انقلاب موضوعات بحث خويش را تغيير داده و مباحث بيع را
نيمه تمام گذارده و به بحث پيرامون قضا , حدود و شهادات پرداختند (كه تقريرات
اين دروس به چاپ رسيده است )
3 ـ ايشان همواره در جهت تاييد نظام و پشتيباني از آن گامهاي موثر برداشته
ديگران را نيز بدين امر توصيه مي نمودند. از سخنان ايشان است :
« دولت را بايد در اين برهه حساس زماني , كه بيشترين هزينه ها را صرف امور
جنگ تحميلي مي نمايد , كمك بيشتري نمود واز هر طريقي كه امكان دارد سعي
شود كه باري از روي دوش دولت برداشته شود. »
4 ـ اشخاص صالح وشايسته را به شركت در پستهاي كشور ـ از قبيل : امامت
جمعه , نمايندگي مجلس , قضاوت , شوراي نگهبان ـ توصيه نموده و از آنها
مي خواستند كه تصدي اين گونه امور را بر عهده بگيرند.
5 ـ معظم له براي تقويت نظام در مراسم گوناگون راي گيري از اولين سال
پيروزي تا كنون شركت نموده وبا دادن راي مثبت در همه پرسيها دولت را تاييد
نموده و مكرر ارگانها ونهادها و مسئولين كشوري را به حضور پذيرفته وبا
رهنمودهاي خويش راه روشن را در پيش پاي آنان مي نهادند.
6 ـ ايشان در جواب استفتائات مردم , آنان را به عدم تخطي از مقررات نظام و
پيروي از دستورات دولت فراخوانده ودر اين راستا آنان را از فروش اجناس قاچاق
نهي مي فرمودند. ودر مواقع مختلف با دادن بيانيه ها آنانرا به شركت در همه پرسيها
وراهپيمائي ها دعوت مي نمودند.
7 ـ با شروع جنگ تحميلي , مرجع عاليقدر با كوششهاي فراوان درصدد
حمايت مادي و معنوي از رزمندگان اسلام ودولت اسلامي برآمده واين كارها را به
انجام رسانيدند :
الف ـ به مقلدين خويش اجازه فرمودند تا ثلث از سهم مبارك امام را به
مصرف جبهه هاي نبرد برسانند.
ب ـ هر از چندگاه يكبار هيئت هايي را براي ديدار با رزمندگان اسلام و
بررسي مشكلات آنان وعيادت از مجروحين راهي جبهه ها مي كردند.
ج ـ هر چند وقت يكبار هداياي جنسي و نقدي همراه با كاميونهايي مملو از
مواد غذايي مختلف به سوي جبهه ها مي فرستادند.
د ـ در مواقع حساس همچون عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر پيامهايي
حماسي صادر نموده و رزمندگان اسلام را ستوده و مورد تشويق قرار مي دادند.
هـ ـ براي پاسخگويي به مسائل شرعي مورد نياز سپاه توحيد كتابي كه در بر
گيرنده احكام نماز و ساير مسائل بود , ترتيب دادند.
و ـ بسيار اوقات پس از حمله ها بود كه بيمارستان معظم له از بيماران عادي
تخليه شده وبطور دربست در اختيار رزمندگان اسلام و مجروحين قرار مي گرفت .

|
مظهر شريعت و صداقت ناب
|
به مناسبت سالروز شهادت امام جعفرصادق (ع )
در روزگاري كه قول راست و فعل درست ناياب بود و تزوير در عرصه
سياسي و اجتماعي و ديني به يك روش معمول تبديل شده بود , صداقت
ناب , دين و شريعت ناب و علم ناب يكي از مهم ترين نيازها به شمار
مي رفت . در اين زمان هر شخص و هر گروه سياسي و اجتماعي و يا هر
فرقه اي به منظور دست يابي به اهداف خود , راه تزوير پيش مي گرفت . به
عنوان مثال عباسيان كه از عناصر مهم در صحنه ي آن روزگار بودند , اساس و
بنياد كارشان به تزوير و نادرستي در فعل و قول بنا شده بود. آنها با شعار
« الرضا من آل محمد » , بر امواج انقلابي كه عليه امويان بود , سوار شدند , اما
در نهايت , همه چيز را به نام خود تمام كردند و با تزوير و ناراستي بر اريكه ي
قدرت نشستند. آن ها با شعار حمايت از آل محمد كه مظهر اعلايش در آن
زمان , صادق آل محمد بود , پيش آمدند ولي در عمل رهبري جهان اسلام را
به آل عباس كه شايستگي و جايگاهي نداشت سپردند. در زمينه هاي ديگر نيز
وضع بهتر از اين نبود و فرقه ها و جريان هاي مختلف به تناسب اهدافي كه
داشتند , دين , فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي را به شكل دلخواهي كه مطابقتي
با تعاليم وحي نداشت , عرضه مي كردند. بنابر اين , جامعه از هر نظر نيازمند
بزرگ مردي بود كه در تمام ابعاد , حقايق دين را با صداقت و راستي تمام به
امت اسلام نشان دهد تا آنها را از گمراهي نجات يابند.
آن بزرگ مردي كه در آن روزگار آشفته به اين نياز امت اسلام پاسخ داد ,
پيشواي ششم و صادق آل محمد عليه السلام بود. امام صادق با صداقت و
درست كرداري كامل , شريعت ناب الهي را براي مردم بازگو كرد و بدين
ترتيب انقلاب بزرگي در عرضه و تفهيم معارف دين به وجود
آورد.
خورشيد دانش و معرفت امام صادق (ع ) فروزان تر از آن است كه بتوان
عمق و گستره ي آن را باز نماياند. از بحر بي كران دانش امام حدود چهارهزار
نفر به طور مستقيم بهره مي بردند. هر كدام از اين چهار هزار نفر به تناسب
ظرفيت خويش , معارف زلالي را كه از امام برمي گرفتند به سراسر جهان
اسلام منتقل مي كردند. اين امر سبب مي شد كه مسلمانان در عصري كه
آشفتگي هاي فكري و ديني , فضا را تيره و تار كرده بود , با اساس معارف
اسلامي آشنا شوند. همان طور كه دانش آموختگان مكتب امام , معارف اصيل
را در پهنه ي جغرافيايي اسلام پخش مي كردند , شاگردان و مرتبطين اين
دانش آموختگان مكتب جعفري نيز آموخته هاي خودرا نسل اندر نسل در دل
زمان جاري مي ساختند تا نسل هاي آينده محروم از تعاليم اسلام نشوند.
گستره دانش امام , همه ي ابعاد و شاخه هاي مختلف علوم را فرا گرفته بود
و امام در هر بابي از ابواب علوم اعم از خداشناسي , فقه , فلسفه , تربيت ,
اخلاق و ساير علوم , دانشي در حد اعلا به تشنگان حقيقت آموختند.
دانشمنداني كه هر كدام در زمينه اي خاص متخصص و سرآمد روزگار بودند ,
در همان زمينه از دانش امام بهره مي بردند و به سطح دانش خويش
مي افزودند كه اين امر حكايت از گستردگي و عمق حيرت انگيز دانش امام
داشت . دانش آموختگان مكتب امام از يك سو افرادي بودند كه در فقه و
تفسير و علم توحيد سخنانشان حجت بود و از سوي ديگر كساني همچون
جابربن حيان كه از سرآمدان علوم كيميا و رياضي در تاريخ هستند به
شاگردي امام صادق افتخار مي كردند.
نه تنها فروغ دانش امام قرن دوم هجري را تابان كرده بود بلكه سلوك
عملي آن بزرگوار نيز بهترين راه هدايت بود. امام معتقد بود كه اگر هدايت
تنها در محدوده ي گفتار و امور نظري قرار گيرد و با عمل شخص هدايتگر
همراه نباشد , اثر نخواهد داشت , لذا در اين زمينه مي فرمود : دعوتگري كه
خود اهل عمل نيست , همانند تيراندازي است كه كماني براي تيراندازي
ندارد. در عصر امام , افراد ديگري نيز وجود داشتند كه مدعي هدايت مردم
بودند ولي از آن جا كه تيرانداز بدون كمان بودند كسي به گفتارشان توجه
نمي كرد. اما امام كسي بود كه صداقت گفتارش را اعمال نوراني و سلوك
الهي اش تصديق مي كرد. بنابر اين , همچنانكه درياي بيكران دانش امام
هزاران دانشمند و فرزانه ي جهان اسلام را شيفته و هدايت مي كرد , اعمال و
رفتار آن بزرگوار نيز عموم مردم را به سوي حق فرا مي خواند. بنابراين ,
همه ي طبقات از خاص و عام مجذوب امام بودند. توجهي كه خاص و عام
به امام نشان مي دادند براي خلفايي كه دشمن امام بودند بسيار نگران كننده
بود و حسادت آنها را برمي انگيخت , به طوري كه همواره با بهانه هاي
بي اساس براي امام مزاحمت ايجاد مي كردند و سعي داشتند تا در روند
فعاليت امام وقفه ايجاد كنند. نجات مردم , از اصول اساسي زندگي امام
صادق (ع ) بود. البته اين نجات بخشي , هم ابعاد آخرتي و معنوي را در بر
مي گرفت و هم ابعاد دنيايي راشامل مي شد. زيرا امام به ملازمه دنيا و آخرت
نظر داشت و شرط شيعه بودن را اين مي دانست كه انسان هم به امور آخرت
بپردازد و هم به امور دنيا. در ابعاد آخرتي و معنوي , تمام تلاش امام اين بود
كه مردم را به سوي خدا كه مبدا خير و هستي است فرا خواند و از عشق
ورزي به دنيا كه آن را اساس همه ي شرور , خطاها و شقاوت ها مي دانست ,
پرهيز دهد. گذشته از اين , سعي آن بزرگوار اين بود كه براي نجات مردم از
جهل , سطح معرفت عمومي را ارتقا دهد و از اين طريق , زكات علم را كه نشر
و آموختن آن به ديگران مي دانست , بپردازد. و اما نجاتبخشي امام در بعد
دنيايي , جلوه اي شكوهمند دارد.
تاريخ موارد متعددي از سلوك عملي امام در اين زمينه را به خاطر
سپرده است . نقل است كه امام زميني داشت كه در آن درختاني به عمل آمده
بود. آن بزرگوار در اين زمين كار مي كرد و زماني هم كه ميوه هاي درختان
مي رسيد. دستور مي داد همه ي موانع را بردارند تا مردم آزادانه از ميوه ها
استفاده كنند. طبق دستور امام , براي كودكان و پيراني هم كه در همسايگي باغ
بودند و توان رفتن به باغ را نداشتند , سهمي تعيين شده بود كه براي آن ها
فرستاده مي شد. سرانجام آنچه از محصول باقي مي ماند به مدينه مي آوردند
و بين فقراي مدينه تقسيم مي كردند. امام طبق سيره ي اجداد مطهرش ,
شب ها كيسه اي را كه آن را از گوشت و نان و ساير مايحتاج زندگي پركرده بود
به دوش مي گرفت و در دل تاريك شب بين نيازمندان تقسيم مي كرد. اين
كمك چنان پنهاني انجام مي گرفت كه حتي شخص نيازمند نيز اطلاعي از
شخص كمك كننده نداشت . زيرا امام معتقدبود ياري بايد به گونه اي باشد كه
حتي دست چپ از كمك دست راست به ديگران مطلع نشود. اين نيازمندان
ياور خود را زماني شناختند كه امام به شهادت رسيد و كسي براي آنها نان و
گوشتي نبرد.
يكي از مواضعي كه امام براي صرف مال تعيين فرموده بود , اصلاح بين
مومنان و سالم سازي روابط اجتماعي بين افراد بود.امام به برخي از شاگردان
و ياران خويش دستور داده بود هرگاه ميان دو تن از ياران حضرت اختلافي
به وجود آمد , ميان آنان صلح و سازش برقرار كنند و از مالي كه امام در
اختيارشان قرار داده بود , دراين زمينه استفاده كنند. آري در روزگاري كه دنيا
دوستان در جمع مال حرص مي ورزيدند و آن را مايه مباهات و فخر فروشي
كرده بودند , امام صادق نه تنها كمترين اعتنايي به ثروت و مال نشان
نمي دادند بلكه آن را وسيله اي براي هدايت جامعه , ياري مردم و اصلاح
روابط اجتماعي قرار داده بودند تا براي ديگران نيز درسي باشد.
نجات مردم از گرفتارهاي و ياري آنها در مشكلات زندگي در ديده امام
به قدري اهميت داشت كه آن را وسيله اي براي تقرب به ذات حضرت
پروردگار مي دانست . آن بزرگوار براي نشان دادن اهميت اين امر به يكي از
ياران خود فرمود : اي پسر جندب , كسي كه در راه برآوردن نياز برادرش گام
برمي دارد , همانند كسي است كه بين صفا و مروه سعي مي كند و كسي كه نياز
برادرش را برطرف مي كند همچون كسي است كه در راه خدا در خون خويش
غلتيده است و خداوند هيچ مردمي را عذاب نكرد مگر هنگامي كه حقوق
برادران تهيدست خود را خوار و سبك شمردند.
در روزگار امام شيوه ي زندگي متعينين و برخورداري هاي دنيادوستان ,
يكي از عوامل عمده اي بود كه جامعه ي اسلامي را به سوي دنيادوستي و
غفلت از خدا سوق مي داد. زيرا روش زندگي دنيايي اين گروه بي تاثير در
رفتار جمعي مردم نبود. امام براي جلوگيري از اين تاثير منفي به مردم هشدار
مي داد و زندگي پاك وخدايي را گوشزد مي كرد. امام در اين باره مي فرمود :
خوشا به حال بنده اي كه به خاطر نعمت ها و زرق و برق هاي دنيايي كه به
خطاكاران داده شده , به آنان غبطه نخورد. خوشا به حال بنده اي كه در پي به
دست آوردن آخرت باشد و به خاطر آن تلاش كند. خوشا به حال بنده اي كه
آرزوهاي دروغين او را به خود سرگرم نسازد.
البته امام به همين گروه متعين نيز هشدار مي داد تا به خود آيند و راه خدا
را در پيش بگيرند. نوشته اند كه روزي منصور عباسي به امام پيغام داد كه چرا
همانند ديگران نزد ما نمي آيي . امام پاسخ فرمود : ما چيزي نداريم كه بخاطر
آن از تو بترسيم و چيزي نزد تو نيست كه ما را تمناي آن باشد , و تو نه در
نعمتي هستي كه تو را به خاطر آن تهنيت بگوييم و نه در مصيبتي كه به خاطر
آن تورا تسليت دهيم , پس به چه كاري نزد تو بيايم .
منصور در پاسخ امام نوشت : با ما همراه شو تا نصحيتمان كني .
امام در پاسخ فرمود : هر كسي دنيا بخواهد , تو را نصيحت نمي گويد و هر
كس آخرت را بخواهد با تو همنشين نمي شود.
به هر حال , اين گونه سخنان و محبوبيت روز افزوني كه امام در نزد مردم
داشت , سبب شد عباسيان نتوانند آن وجود پرخير و بركت را تحمل كنند و
براي از ميان برداشتن آن امام بزرگ مصمم شوند. سالروز شهادت امام جعفر
صادق عليه السلام را به همه ي پيروان راهش تسليت مي گوييم .
نه تنها فروغ دانش امام صادق عليه السلام , قرن دوم هجري
را تابان كرده بود , بلكه سلوك عملي آن بزرگوار نيز بهترين راه
هدايت بود
از بحر بي كران دانش امام صادق عليه السلام , حدود
چهارهزا رنفر به طور مستقيم بهره مي بردند. هر كدام از اين
چهارهزار نفر به تناسب ظرفيت خويش , معارف زلالي راكه از
امام برمي گرفتند , به سراسر جهان اسلام منتقل مي كردند. اين
امر سبب مي شد مسلمانان در عصري كه آشفتگي فكري و
ديني , فضا را تيره و تار كرده بود , با اساس معارف اسلام آشنا
شوند

استفتائات
تقليد(4 )
عدول از حي به حي
|
سوال : آيا از مجتهدي مي توان به مجتهد مساوي او عدول
كرد
آيت الله صافي گلپايگاني : احوط در خصوص مسائلي كه ياد گرفته
ترك عدول به مساوي است .
آيت الله خامنه اي : عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده ديگر
جايز است . در صورتي كه مجتهد دوم به نظر مكلف اعلم
باشد , واجب مي شود عدول به او بنابر احتياط , خصوصا در
صورتي كه فتواي اعلم در مسئله مخالف فتواي غيراعلم
باشد.
آيت الله فاضل لنكراني : لازم است به اعلم رجوع شود.
آيت الله بهجت : عدول از مجتهد زنده به مجتهد ديگر , در صورت
تساوي دو مجتهد در اعلميت , درجميع مسائل يا در بعض
مسائل كه ارتباطي با هم ندارند , جايز است , ولي احوط ترك
عدول است مگر به اعلم , و حكم او رعيت نيز مانند اعلميت
است .
آيت الله ميرزاجواد تبريزي : چنانچه مجتهد اول اعلم از مجتهد
دوم باشد يا محتمل الاعلميه باشد عدول از اول به دوم جايز
نيست و اگر مجتهد دوم اعلم از مجتهد اول يا محتمل الاعلميه
بخصوصه باشد عدول به دومي واجب است و اگر هر دو
محتمل الاعلميه باشند در مسائلي كه از اولي ياد گرفته نبايد به
دومي مراجعه كند و در غير آن مسائل به دومي مي تواند
مراجعه كند , والله العالم .
آيت الله سيستاني : تقليد از اعلم واجب است و اگر مساوي بدانيد
يا احتمال تساوي بدهيد مخيريد در عمل بجز در موارد علم
اجمالي به تكليف مانند قصد و تمام كه احتياط واجب در
صورت اختلاف جمع است .
آيت الله نوري همداني : در صورتي كه مجتهد دوم اعلم باشد
رجوع به او واجب است و اگر مساوي باشد و تا حال در آن
مساله به فتواي مجتهد اول عمل نكرده رجوع جايز است و اگر
عمل كرده رجوع جايز
نيست .

|
دوستي اهل بيت پيامبر
|
مسافري از خراسان به حضور امام باقر(ع ) شرفياب مي شود , او تمام
اين راه دور را , پياده طي كرده است . پاهايش را كه از كفش درآورد , شكافته
شده و ترك برداشته بود , رو كرد به امام باقر(ع ) و عرض نمود :
به خدا سوگند من را نياورد از آنجا كه آمدم مگر دوستي شما اهل بيت .
امام فرمود : به خدا سوگند اگر سنگي ما را دوست بدارد , خداوند آن را با ما
محشور كند و قرين گرداند و « هل الدين الاالحب » , آيا دين چيزي غير از
دوستي است
آنچنانكه از روايات برمي آيد , روح و جوهر دين غير از محبت چيزي
نيست , زيرا اساسا اين علاقه و محبت است كه اطاعت مي آورد.
(نقل از هدايتها و حكايتها در آثار استادشهيد مرتضي مطهري )

| | |
|