روزنامه جمهوري اسلامي 17/09/1383 صفحه جبهه و جنگ
ويژگيهاي شاگردان مكتب عشق




بسيج مدرسه عشق و شهادت است كه هركس در آن نتوان راه يافت عنوان بسيجي از زيباترين , جامع ترين , فني ترين , جذاب ترين و دوست داشتني ترين اسمهاست . اين نام مبارك دربردارنده همه خوبيها و زيبائيهاست . درباره بسيج گرچه سخني بسيار گفته شده است ليكن , بي گمان بدترين سخني كه با ويژگيهاي بسيج منطبق و به زيبايي صورت و سيرت اين دليرمردان عرصه عشق و ايمان را ترسيم نموده است , از آن امام راحل عظيم الشان است .
« بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنام است كه پيروانش برگلدسته هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده اند. بيسج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن , نام و نشان در گمنامي و بي نشاني گرفته اند. بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نموده اند. »
بنابراين شجره طيبه بسيج بدست ملكوتي امام راحل (ره ) غرس گرديد و با خون مقدس هزاران بسيجي گمنام آبياري و تنومند گشت . عملكرد مثبت و سازنده بسيج و بسيجي در حفاظت از مرزهاي فرهنگي و جغرافيايي , برخورد با دشمنان داخلي و خارجي , حضور در صحنه هاي كمك رساني , اين قطعه بيست و پنج ساله تاريخ بعد از انقلاب اسلامي را شكوهي خاص بخشيد , و برگ زرين ديگري بر كارنامه درخشان بسيجيان تاريخ افزوده با توجه به اينكه هفته بسيج را پشت سر گذاشتيم اما مي خواهيم نگاهي گذارا به اين بياندازيم كه : بسيجي كيست , بسيج چيست و بسيجي چه ويژگيهايي دارد
براي دريافت معناي بسيج بايد كتاب فرهنگ عشق را گشود و در لغتنامه ملكوت جستجو كرد و در پهنه الهام تفحص نمود چرا كه فرهنگ ها و لغت نامه هاي موجود عظمت معناي ايثار و اخلاص و تجلي روح الهي در پيكر خليفه هاي خدا را برنمي تابند. اين تجلي روح الهي را نه تنها فرهنگ هاي كوچك كه كوههاي بزرگ هم توان و تاب را نخواهند داشت .
بنيان بسيج را الهام خداوندي پي افكند و فرماندهي آن را روح خدا در كالبد خلق برعهده گرفت و اسوه هاي آن . سرداران شهادت و پيام آوران شهامت و استقلال و شرف از جولانگاه جولان تا خاك مقدس خوزستان يعني اصحاب بندگان خوب خدا هستند. لذا آنچه اندر وصف نيايد را نتوان وصف نمود مگر به جرات اداي تكليف براي ابلاغ پيام خون شهيدان و با اذعان به عجز و ناتواني خويش .
بسيج و بسيجيان را مي شود از زوايه هاي مختلف مورد بررسي و كنكاش قرار داد , مثل جايگاه بسيج و بسيجيان , وظايف و مسئوليتها , اسلام و فرهنگ بسيجي , بسيجي و ولايت , ويژگيهاي بسيجي و... ما در اين جا قصد داريم به يكي از اين موارد يعني ويژگيهايي بسيجي بپردازيم تا توانسته باشيم قدمي هرچند كوچك در اين راه برداشته باشيم انشاالله .
ويژگيهاي بسيجي
بسيجي همان مسلمان واقعي است كه اسلام خطوط فكري و اخلاقي او را ترسيم كرده است .
1 ـ تقوا
تقوا در لغت به معناي خودنگهداري و پرهيز است و در اصطلاح ديني به معناي خويشتن داري از چيزي است كه زيان آخرتي دارد. از امام صادق (ع ) سوال شد : تفسير تقوا چيست حضرت فرمودند : ان لايفقدك الله حيث امرك و لايرك حيث نهاك
« تقوا آن است كه خداوند تو را در جايي كه امر كرده است غايب نبيند و در جايي كه نهي كرده است مشاهده نكند »
2 ـ عشق به خداوند
از جمله ويژگيهاي مهم بسيجي عشق به خداوند است . عشق عبارت از بحث شديد است و محبت در لغت به معناي رغبت و تمايل به چيز لذت بخش است . معناي اصطلاحي محبت كه نزديك به معناي لغوي آن مي باشد عبارت از حلقه اي است كه شيئي را به شيئي ديگر متصل مي كند , بنابراين صحبت يك حقيقت دروني است كه ظرف آن قلب انسان است بنابراين از مقوله لفظ نمي باشد. از اين رو كساني كه بدون علقه و تمايل دروني اظهار محبت مي كنند دوستان لفظي هستند و حقيقي به عنوان محبت در دل آنها وجود ندارد.
محبت داراي مراتب و درجاتي است كه بالاترين درجه آن عشق گويند و آن خاص خداوند است چنانچه قرآن كريم مي فرمايد : « والذين آمنوا اشد حباالله
« كساي كه ايمان آورده اند شديدترين محبت رابه خداوند دارند »
خاستگاه عشق و محبت يكي از سه مورد عقل , فطرت و شهوت مي باشد. محبتي كه برخواست از عقل است محبتي ارزشي و بدور از وساوس شيطاني و هيجانهاي شهواني است و بهترين نوع محبت است كه نمونه آن محبت به خداوند , اوليا خدا و ارزشهاي الهي است .
محبتي كه برخاسته از فطرت نظير محبت به فرزندان , والدين , اشياي ساخته شده دست بشر و امثال آن است اگر به خاطر خداوند باشد محبتي ارزشي است و در غيراينصورت تنها ارزش عاطفي و مادي دارد. اما محبت برخاسته از شهوت كه حوزه وسيعي دارد و موارد فراواني چون خوردنيها , نوشيدنيها , پوشيدنيها , بوئيدنيها , شنيدنيها , رياست ها , اموال و جنس مخالف را دربرمي گيرد اگر به حرام تعلق گيرد محبتي ضدارزشي و اگر به حلال تعلق گيرد محبتي است كه ارزش يا ضد ارزشي را به همراه ندارد چرا كه اينها متاع دنياست .
نتيجه اينكه خاستگاه محبت عقل , فطرت و شهرت است و محبت بر سه قسم ارزشي , ضد ارزشي و غيرارزشي تقسيم مي شود و محبوبيت يك چيز بخاطر ارزشها و يا منافعي است كه در محبوب وجود دارد و اندازه محبت به اندازه ارزشها و منافع موجود در محبوب مي باشد.
محبت به خداوند علقه اي است ضروري , ذاتي , حقيقي , ارزشي , معقول , مطلق و داراي پاداش كه انسان يا هر موجود ديگر را به خداي تعالي متصل مي كند. بنابراين محبت به خداوند يك محبت كامل است و غير از آن تمام محبتها محدود و ناقص و آنها نقي گرديد زيرا با بيان علقه محبت لفظي و بيان كلمه ذاتي محبت تبعي و غيراصلي , و با بيان حقيقي محبت كاذب و با بيان ارزشي , محبت ضدارزشي و با بيان عقلي محبت شهوي و با بيان مطلق , محبت محدود و مقيد , و با بيان داراي پاداش محبت بدون پاداش نفي مي گردد.
عشق به خداوند هم با تعريف محبت به او تفاوتي نخواهد داشت جز اينكه عشق علقه اي شديد است . با عشق است كه ا نسان زنده و پاينده است و به مقام بلند « والذين آمنوا اشد حبالله » بار مي يابد و مرتبه بلند محبوبيت نزد خداوند را از آن خود مي كند.
انسان بانيل به مقام بلند عشق به خداست كه طعم بالاترين لذت را حس مي كند و در وادي مقدس آن به آرامش بار مي يابد و قطره ناچيز وجود خود را محو ذات مقدس حضرت حق مي مي كند. بايد توجه داشت كه اين عشق يك طرفه نيست كه خدا نيز عاشق بنده اش مي گردد و در اين صورت عبد و معبود , عاشق و معشوق يكديگر مي گردند و اين بالاترين افتخاري است كه نصيب بنده عاشق خدا مي گردد. در بيان صفات محبت خدا آمده است : كه خداوند به پيامبر صلي الله عليه و اله فرمود : « اي احمد! اين گونه نيست كه هر كس گفت من خدا را دوست دارم مرا دوست داشته باشد تا اينكه قوت كمي از دنيا برگيرد , و پوشيدني سطح پايني انتخاب كند , و سجود و قيام داشته باشد , و سكوت كند و توكل بر من نمايد و بسيار گريه كند , و كم بخندد , و با هواي نفس مخالفت ورزد , و مسجد را خانه خود قرار دهد , و علم را مصاحب خود سازد , زهد را همنشين خود نمايد , و علما را دوستان , و فقرا را رفيق هاي خود قرار دهد , و بدنبال رضايت من باشد , و از گنهكاران فرار كند , و به ذكر من مشغول باشد. و همواره تسبيح گويد , و به وعده عمل كند , و به عهد خود وفا نمايد , و قلبش را پاك و در نماز پاكيزه گرداند. و در انجام واجبات تلاش نمايد , و به ثواب نزد من راغب باشد , و از عذاب ترسان و به دوستانم نزديك و با آن ها همنشين باشد.
3 ـ رضا به قضاي الهي


ويژگي ديگر بسيجي رضا به مقدرات الهي و خواست خداوند تعالي است , چرا كه او حكيم است و جز به صلاح بندگان خود عمل نمي كند. بنابراين هر چه بر او مقدر كند خير اوست .
مومن بايد از سختي ها و راحتي هايي كه به او مي رسد بطور يكسان استقبال كند در اين صورت است كه به مقام بلند رضا بار يافته است .
امام صادق عليه السلام فرمود : در شگفتم از مرد مسلمان كه خداي عزوجل براي او سرنوشتي مقدر نكند جز آنكه خير او باشد , اگر بدنش با قيچي ها بريده شود خير اوست و اگر تمام شرق و غرب زمين را مالك شود خير اوست
مومن با رسيدن به مقام رضا آرامش مي يابد و حالت اعتراض از صفحه روحش رخت بر مي بندد و كسي كه بر خداوند معترض و از او ناراضي نباشد از طمانينه و آرامش خاصي برخوردار است . از آينده دلهره اي ندارد و بر سختيهاي گذشته اظهار ناراحتي نمي كند , چه اينكه پيامبر صلي عليه و اله هرگز نسبت به گذشته نمي فرمود : اي كاش غير از اين مي شد . (4 )
4 ـ تسليم
بسيجي كه همان مومن حقيقي است در برابر احكام الهي تسليم است و به دستورات الهي عمل مي كند , او هرگز علم مخالفت باخداوند بلند نمي كند و هيچگاه علم سبز تسليم را بر زمين نمي نهد , آنچه فقها اسلام از احكام دين بيان مي كنند با طيب خاطر مي پذيرد و حتي اگر بر خلاف ذهن او باشد كمترين خم به ابروي جانش نخواهد آمد. او بر حرف دين حرفي نخواهد زد و اسلام را بطور كامل مي پذيرد و اين تفاوت روشن بسيجي با كساني است كه بخشي از اسلام را كه با منافع و خواسته هاي آنها اصطاكي ندارد مي پذيرند و بخشي را كه با آنان همساز نيست رد مي كنند.
5 ـ بندگي
بسيجي بنده واقعي خداست , او اين بندگي را مي شناسد و به آن پايبند است چرا كه ارزش خود را در آن مي بيند و فلسفه خلقت را در آن مشاهده مي كند چه اينكه خداوند مي فرمايد.
« ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون » من جن و انس را نيافريدم مگر باينكه مرا پرستش كنند.
6 ـ اخلاص
از جمله ويژگيهاي اخلاقي بسيجي اخلاص است كه اعمال او را فرا گرفته است . بسيجي عاشق خداست , به خدا مي انديشد و براي او حركت مي كند. و براي همين است كه امام بسيجيان حضرت امام خميني (ره ) فرمودند : بسيج لشكر مخلص خداست .
به تحقيق زيباترين و ارزشمندترين حركتها حركتهاي بسيجي است كه از روح بزرگ او نشات مي گيرد , نبايد اين حركتها كمترين رنگ غير الهي بگيرد. مومن بايد براي خدا عمل كند و در نزد او اعتبار پيدا كند چرا كه اعتبارهاي دنيوي اعتبار ندارند.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود : بنده به حقيقت اخلاص نمي رسد تا اينكه به آنجا برسد كه دوست نداشته باشد براي كاري كه براي خدا انجام داده است مورد ستايش قرار گيرد.
7 ـ تواضع
ويژگي ديگر اخلاق بسيجي تواضع و فروتني است . گردن فرازي و سبكسري از ساخت روح او بدور است , سر به زيري را سيره خود قرار مي دهد و با اين تواضع به خداي خود تقرب مي جويد. اميرالمومنين عليه السلام فرمود : عليك بالتواضع فانه من اعظم العباده » متواضع باشد كه تواضع از بهترين عبادات است .
در برخي روايات آمده است كه تواضع به اين است كه به نشستن در قسمتهاي پايين مجالس راضي باشد , و با هر كسي روبرو شوي سلام كني , و از مجادله بپرهيزي و بدي را به نيكي پاسخ دهي و خشم خود را فروبري و با مردم چنان رفتار كني كه مي خواهي با تو رفتار كنند.
8 ـ عزت نفس
ويژگي ديگر اخلاق بسيجي عزت نفس است , بسيجي حاضر نيست خود را حقير كرده و ذليل ديگران گرداند. او عزت را از خداي عزيز دريافت كرده است , زيرا عزت تنها از آن خداست چه اينكه قرآن مي فرمايد : « ان العزه لله جميعا » همه عزت از آن خداست ,
بنا بر روايات پيامبر و اهل بيت او سبب عزت مومن : اطاعت از خداوند , تقوا , شجاعت , توكل , فروبردن خشم , صبر , عفو , حق گرايي و قطع طمع از برخورداريهاي مردم است .
درخواست از مردم موريانه عزت است .
9 ـ ايثار
ايثار عبارت است از مقدم كردن ديگران بر خويش و بسيجي داراي چنين صنعتي است .


اميرالمومنين عليه السلام فرمود : ايثار بالاترين بخشش و جوانمردي است .
ايثار در ارتباط جان و مال صورت مي پذيرد و بسيجي در طول تاريخ پر افتخار خود ثابت كرده است كه از ايثار جان و مال خود در راه خدا دريغ ندارد.
10 ـ شجاعت
شجاعت از جمله صفاتي است كه بسيجي به آن قوام مي گيرد. صفت شجاعان با سخنان و رفتارشجاعانه تجلي مي يابد و تا شخصي وابستگي به دنيا داشته باشد نمي تواند شجاعت داشته باشد. حضور در ميدان نبرد , سخن حق در برابر صاحبان زر و زور سيره شجاعان روزگار بوده است .
11 ـ شهادت طلبي
شهادت در راه خدا بهترين مرگي است كه ممكن است كسي به آن نايل شود. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : بالاي هر كار نيكي , كار ديگري وجود دارد تا اينكه مرد در راه خدا كشته شود. وقتي در راه خداي عزوجل كشته شد بالاي آن كار نيكي وجود ندارد.
12 ـ سرسختي با دشمنان
سرسختي دربرابر دشمنان شناخته شده اسلام از جمله ويژگيهاي اخلاقي يك بسيجي است . معيار بسيجي اسلام است و هر كسي با اسلام سازش ندارد بسيجي با او سازش ندارد. قرآن كريم مي فرمايد :
محمد رسول الله والذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم » محمد فرستاده خداست و ياران او بر كافران بسيار سخت و با يكديگر مهربانند.
13 ـ انس و مهرباني با دوستان
يكي ديگر از ويژگي هاي بسيجيان انس و مهرباني با دوستان است . در اين خصوص رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايد : بهترين مومنان كسي است كه با مومنين انس مي گيرد , و خيري نيست در كسي كه الفت نمي گيرد و الفت نمي پذيرد.
14 ـ نشاط ديني .
بسيجي نشاط ديني دارد. اعمال و گفتار او بوي عطر دين مي دهد , روحيه او , روحيه مذهبي و معنوي است و از انضباط ديني برخوردار است . انجام احكام اسلام براي او آسان وگوارا است و با شور و نشاط به وظايف واجب خود اقدام مي كند , با نشاط نماز مي گذارد و با روحيه شاد روزه مي گيرد , بدون ترديد و سستي به هر يك از وظايف خود اقدام مي كند و با اقتدار در ميدانهاي مختلف وارد مي شود و در ارتباط با امر دين با كسي تعارف و رو دربايستي ندارد.
15 ـ غيرت و حيا
غيرت , فتوت و مردانگي از ويژگيهاي هر بسيجي است . بسيجي نسبت به پاكي و طهارت اخلاقي خانواده و جامعه اش اهميت زياد مي دهد و با كمال وجود با بي عفتي , بي حجابي , پرده دري و بي حيايي در جامعه مخالفت مي ورزد چرا كه مردي كه نسبت به اين امور بي تفاوت باشد مردانگي ندارد. تساهل و تسامح نسبت به عفت و حجاب جامعه عين بي غيرتي و خلاف فتوت و مردانگي است .
16 ـ حلم و بزرگواري
حلم به معناي بردباري است و بسيجي بايد تحصيل چنين صفتي را در اولويتهاي تحصيل اخلاق حسنه خود قرار دهد زيرا مي خواهد در جامعه حركت فرهنگي كند و تحولات اخلاقي ايجاد نمايد و معلوم است كه تحولات اخلاقي و فرهنگي بدون بردباري و بزرگواري ميسر نيست .
17 ـ زهد و سادگي
زهد و سادگي يكي ديگر از ويژگيهاي بسيجيان است . زهد عبارت از بي رغبتي به دنياست . در روايات و ادعيه فراواني آمده است كه زهد عبارت از اين است كه بر دنياي از دست رفته خود افسوس نخوري و بر آنچه نصيب تو مي گردد خوشحال نشوي . و در برخي روايات آمده است زهد به حرام كردن حلال و از بين بردن اموال نيست بلكه به اين است كه به آنچه در دست داري به بيش از آنچه نزد خداوند است تكيه نكني . يعني به دنيا بيش از آخرت تكيه نكن . زهد و سادگي در زندگي داروي بسياري از دردهاي روحي و رواني مردم امروز است .
حضرت امام خميني (ره ) بزرگترين بسيجي عالم فرمودند : خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد.
18 ـ حق پذيري
حق پذيري ويژگي ديگر بسيجي است , او كلام و عمل حق را از ديگران مي پذيرد وهرگز بر اشتباه خود اصرار ندارد. همان گونه كه بيان شد او سخن حق را از دشمن هم مي پذيرد.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : حق را از هر كوچك و بزرگي بپذير اگر چه او دشمن تو باشد و باطل را از هر كوچك و بزرگي رد كن اگر چه او دوست تو باشد.
آري بسيجيان اين ويژگيها را دارند كه امام راحل عظيم الشان خود را يك بسيجي مي دانست و به آن افتخار مي كرد. همين ويژگيهاست كه تمام احراران و آزادگان جهان خود را بسيجي مي دانند و تمام مستكبران و زورگويان و قلدران دنيا از اين اسم و هيبت به خود مي لرزند چرا كه به قول آن پير سفر كرده « اگر تفكر بسيجي بر اين كشور طنين انداز شود » ديگر بايد از هيچ قدرت و ابرقدرتي نترسيد. والسلام
نادر مرادي نيا