بسم الله الرحمن الرحيم
ديروز در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران حوادثي رخ
داد كه نه در شان دانشجويان بود , نه در شان دانشگاه و نه در شان رئيس
جمهور.
اگر جزئيات حادثه را يكبار ديگر مرور كنيم , با تمامي وجودمان بايستي
در برابر لحظه لحظه وقايعي كه رخ داده , احساس تاثر و تاسف نمائيم .
ايكاش در محيط دانشگاهمان شاهد اين صحنه هاي چندش آور نمي بوديم كه
عده اي خود را در صف دانشجويان جا بزنند , بجاي آنها سخن بگويند و
براي همه , تعيين تكليف كنند. شايد اگر اين جماعت مدعي , مواضع مقبولي
مي داشتند , كمتر جاي نگراني بود ولي واقعيت اينست كه نه شيوه بيان , نه
محتواي كلام و نه آهنگ حركت اين عده , هيچكدام با منطق و جايگاه
دانشگاه كه مركز علم و منطق است تناسبي ندارد.
رئيس جمهور تلاش كرد با متانت ديدگاههايش را در جمع دانشجويان
تشريح كند , به آسيب شناسي حركت اصلاح طلبي در طول سالهاي اخير
بپردازد , اصول و ارزشهاي مورد قبول را فهرست كند و ديدگاههاي خود
براي حال و آينده را جمع بندي نمايد.
رئيس جمهور به تشريح بنيانها و مولفه هاي اصلي تشكيل دهنده
حركتهاي دانشجوئي در كشور پرداخت و خاطرنشان كرد كه دانشجويان ,
ميراث دار ضديت با سلطه بيگانه و مبارزه با استبداد هستند. وي به نقد
آندسته از ديدگاههاي تندروانه و انحرافي پرداخت كه نغمه هاي خروج از
حاكميت را ساز كرده اند و هدفشان همراهي با بيگانگان و كشاندن نيروهاي
انقلاب از زيرخيمه انقلاب است . او با صراحت گفت : « راه درست , حركت
در درون نظام جمهوري اسلامي است و آنسوي جمهوري اسلامي , يقينا يك
نظام دمكراتيك نخواهد بود. »
رئيس جمهور با بياني رسا به نقد جبهه مدعي اصلاحات نيز پرداخت و
سعي كرد بدون آنكه از مسير حق خارج شود , به تبيين نقاط قوت و ضعف آن
بپردازد.
او خاطرنشان ساخت : « اگر همه اصلاح طلبان , بدون احساسات و با
شعارهاي آغاز حركت اصلاح گرائي حركت مي كردند , قطعا امروز وضعي
بهتر از اين مي داشتيم » .
رئيس جمهور در اينجا تلاش كرد مرز بين نيروهاي وفادار به انقلاب را با
كسانيكه با اهداف و برنامه هاي خاصي وارد صحنه شده اند و چه بسا
عهده دار « ماموريتي ويژه » بوده اند , جدا كند و به همگان نشان دهد كه وي و
همفكرانش همچنان به اصول و اهداف انقلاب اسلامي وفادارند. وي تصريح
كرد « در متن جنبش اصلاحات نبايد تجربه عملكرد گروههاي پيكار و
مجاهدين خلق (منافقين ) تكرار شود. » رئيس جمهور در فراز ديگري از
سخنانش افزود : كار جنبش اصلاحات نبايد به جائي برسد كه كساني بنام آن ,
عليه آن قيام كنند و وارد عمل شوند » .
رئيس جمهور در جمع بندي اين بخش از سخنان خود شجاعانه اعلام
داشت : « متاسفانه از اردوگاه اصلاح طلبان , صداهائي را مي شنويم كه از
دشمنان اين ملك و ملت نمي شنويم . » آقاي خاتمي در تبيين ديدگاههايش
درباره ضرورت اتكا به نيروي مردم و حركت در مسير سازگار با دين و
معيارهاي ديني گفت : « در كشور ما , مردم سالاري بجز از راه سازگاري آن با
دين , محقق نمي شود. »
اينها مواضع روشن , متين و مستحكمي است كه رئيس جمهور در
جمع بندي شرايط 7 سال گذشته به آن رسيده است . اگرچه برخي از
محورهاي اين جمع بندي , عينا همان مواردي است كه دلسوزان انقلاب و
نظام از همان ابتدا درباره آن هشدار مي دادند و به موجهين و عناصر
استخواندار در جبهه اصلاحات يادآور مي شدند كه بايستي جبهه اصلاحات
مرزبندي هاي روشني با دشمنان ملت داشته باشد , خطوط قرمز خود را
مشخص كند و صراحتا بگويد كه صرفا به اصلاحات در زيرخيمه انقلاب
مي انديشد و هرگز حاضر نيست در مسيري حركت كند كه دشمنان قسم
خورده اسلام و انقلاب و كشور , خواهان آنند.
البته اينها نكات مهمي است ولي امروز شايد جاي گلايه و اعتراض در
اين باره نباشد , چرا كه بهرحال امروزه رئيس جمهور و همفكرانش قاعدتا به
همين جمع بندي رسيده اند و اگرچه فرصتهاي فراواني از ميان رفت , ولي
مسئله اصلي امروز ما , نكات مهم تري را در بر مي گيرد.
به راستي , خشم و خروش كساني كه ديروز هنوز كلامي را از خاتمي
نشنيده , فرياد اعتراض به آسمان بلند كردند , مخالفت با چه چيزي بود آيا
به حرفها او اعتراض داشتند آيا به مواضعش ايرادي داشتند يا آنكه
ماموريت داشتند با ملتهب ساختن فضاي دانشگاه , جو ارعاب و تهديد را
حاكم سازند و چنين اهداف ديگري را دنبال نمايند
طبعا اگر به سخنان رئيس جمهور اعتراضي بود , عقل و منطق و ادب
ايجاب مي كرد بگذارند حرفهايش را مطرح كند , مواضعش را بيان نمايد و
سپس بصورتي متين به طرح ديدگاه خود بپردازند و اگر با مواضع خاتمي
مخالف بودند , قاعدتا فرصت مي يافتند كه ديدگاه مطلوب خود را بيان كنند
و صراحتا بگويند كه چه مي خواهند و دقيقا به چه چيزي معترضند. اما اين
شيوه هاي برخورد زورمدارانه و بي منطق , هرگز شايسته يك محيط
دانشجوئي نيست كه عده اي با هتاكي و رجزخواني , سعي كنند فرصتي براي
تفكر و تدبر باقي نگذارند , بي هيچ منطقي , فرياد بكشند و تصور كنند كه با
غوغاسالاري مي توانند حرف نامربوط و باطل خود را به كرسي بنشانند.
البته حوادث بعدي و شعارهاي ضدانقلابي همين جماعت در دنباله
مراسم و حتي در ساعت هاي بعد نشان داد كه ماهيت اصلي اين جمع , به كجا
مي تواند وابسته باشد. اين يك حركت دقيقا سازمان يافته بود كه پيشاپيش
براي به زير سئوال بردن حركت هاي دانشجوئي نزد مردم و نيروهاي انقلاب ,
طراحي شده بود و اگرچه فرصت هاي مورد انتظار خود را به دست آورد كه
خود را نشان دهد ولي باقيمانده آبروي خود را هم در اين فرصت هاي
طلائي , از دست داد.
اكنون لازم است گروههاي مختلف دانشجوئي , در قبال اين حركت
ضداخلاقي و اين اقدام مردمي , موضع خود را روشن كنند و با صراحت به
دوست و دشمن بفهمانند كه دانشجو و دانشگاه , همچنان در زير خيمه
انقلاب قرار دارد و هر تلاش موذيانه اي براي رو در رو قرار دادن دانشجو و
دانشگاه از يكطرف با پيكره نظام و انقلاب , پيشاپيش محكوم به شكست و
ناكامي است .
محافل دانشجوئي بايستي چنين عناصر مشكوكي را طرد كنند و به اين
عناصر فرصت طلب فرصت ندهند كه بنام آنها و از جانب آنها , عليه انقلاب و
نظام و كشور , موضع دشمن پسندانه اتخاذ كنند و مردم را به دانشجو و
دانشگاه بدبين نمايند.
فراموش نكنيم كه برخي از دست اندركاران امور در جاي جاي نظام
اجرائي و از جمله در وزارت علوم و آموزش عالي كمابيش براي فراهم كردن
زمينه ها و حتي دامن زدن به همين بازيهاي رسوا , نقش آفرين بوده اند و اگر
اين مسائل به درستي ريشه يابي شود , مسائل فراواني آشكار خواهد شد. ولي
بهرحال مساله به جائي رسيده كه ديگر با كسانيكه در دانشگاههاي ما و نظام
آموزش عالي كشور « لانه گذاري » كرده اند , جاي مجامله و مماشات نيست .
حوادث ديروز نشان داد كه هرگونه تلاش براي برهم ريختن خطوط قرمز
نظام و زيرپا گذاشتن اصول و آرمانها , به زيان كل جامعه است و فقط كساني
را براي نقش آفريني وسوسه خواهد كرد كه حتي پرچمداران جبهه مدعي
اصلاحات را هم « هو » مي نمايند و آنها را دروغگو و فريبكار خطاب مي كنند.
اين , تجربه مهمي است كه اگرچه بسيار گران بدست آمده ولي بايستي
همگان از آن درس عبرت بگيرند و دريابند كه بازي كردن با اصول و آرمانها ,
حتي اگر براي جذب نيرو يا حذف رقيب هم باشد , اقدام خطرناكي است كه
فقط دشمنان را طلبكار مي كند و آنها بقدري گستاخ مي شوند كه از هر فرصتي
براي طلبكار سواستفاده مي كنند و با تجمع در هر جاي مناسب , زمينه هاي
تشكيل دمل هاي چركيني را فراهم مي نمايند كه معالجه و مداواي آن , دستكم
از توان مدعيان اصلاح طلبي خارج است .
تصحيح و پوزش
نام سرمقاله ديروز « جمهوري اسلامي و زرسالاران اقتدارطلب » بود كه
اشتباها به دليل حذف شدن حرف « و » در مرحله حروفچيني , ناقص چاپ
شد. ضمن تصحيح , از خوانندگان گرامي پوزش مي طلبيم .

|