روزنامه جمهوري اسلامي 17/09/1383 صفحه سرمقاله
آنها كه در نظام آموزش عالي لانه كرده اند


بسم الله الرحمن الرحيم
ديروز در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران حوادثي رخ داد كه نه در شان دانشجويان بود , نه در شان دانشگاه و نه در شان رئيس جمهور.
اگر جزئيات حادثه را يكبار ديگر مرور كنيم , با تمامي وجودمان بايستي در برابر لحظه لحظه وقايعي كه رخ داده , احساس تاثر و تاسف نمائيم . ايكاش در محيط دانشگاهمان شاهد اين صحنه هاي چندش آور نمي بوديم كه عده اي خود را در صف دانشجويان جا بزنند , بجاي آنها سخن بگويند و براي همه , تعيين تكليف كنند. شايد اگر اين جماعت مدعي , مواضع مقبولي مي داشتند , كمتر جاي نگراني بود ولي واقعيت اينست كه نه شيوه بيان , نه محتواي كلام و نه آهنگ حركت اين عده , هيچكدام با منطق و جايگاه دانشگاه كه مركز علم و منطق است تناسبي ندارد.
رئيس جمهور تلاش كرد با متانت ديدگاههايش را در جمع دانشجويان تشريح كند , به آسيب شناسي حركت اصلاح طلبي در طول سالهاي اخير بپردازد , اصول و ارزشهاي مورد قبول را فهرست كند و ديدگاههاي خود براي حال و آينده را جمع بندي نمايد.
رئيس جمهور به تشريح بنيانها و مولفه هاي اصلي تشكيل دهنده حركتهاي دانشجوئي در كشور پرداخت و خاطرنشان كرد كه دانشجويان , ميراث دار ضديت با سلطه بيگانه و مبارزه با استبداد هستند. وي به نقد آندسته از ديدگاههاي تندروانه و انحرافي پرداخت كه نغمه هاي خروج از حاكميت را ساز كرده اند و هدفشان همراهي با بيگانگان و كشاندن نيروهاي انقلاب از زيرخيمه انقلاب است . او با صراحت گفت : « راه درست , حركت در درون نظام جمهوري اسلامي است و آنسوي جمهوري اسلامي , يقينا يك نظام دمكراتيك نخواهد بود. »
رئيس جمهور با بياني رسا به نقد جبهه مدعي اصلاحات نيز پرداخت و سعي كرد بدون آنكه از مسير حق خارج شود , به تبيين نقاط قوت و ضعف آن بپردازد.
او خاطرنشان ساخت : « اگر همه اصلاح طلبان , بدون احساسات و با شعارهاي آغاز حركت اصلاح گرائي حركت مي كردند , قطعا امروز وضعي بهتر از اين مي داشتيم » .
رئيس جمهور در اينجا تلاش كرد مرز بين نيروهاي وفادار به انقلاب را با كسانيكه با اهداف و برنامه هاي خاصي وارد صحنه شده اند و چه بسا عهده دار « ماموريتي ويژه » بوده اند , جدا كند و به همگان نشان دهد كه وي و همفكرانش همچنان به اصول و اهداف انقلاب اسلامي وفادارند. وي تصريح كرد « در متن جنبش اصلاحات نبايد تجربه عملكرد گروههاي پيكار و مجاهدين خلق (منافقين ) تكرار شود. » رئيس جمهور در فراز ديگري از سخنانش افزود : كار جنبش اصلاحات نبايد به جائي برسد كه كساني بنام آن , عليه آن قيام كنند و وارد عمل شوند » .
رئيس جمهور در جمع بندي اين بخش از سخنان خود شجاعانه اعلام داشت : « متاسفانه از اردوگاه اصلاح طلبان , صداهائي را مي شنويم كه از دشمنان اين ملك و ملت نمي شنويم . » آقاي خاتمي در تبيين ديدگاههايش درباره ضرورت اتكا به نيروي مردم و حركت در مسير سازگار با دين و معيارهاي ديني گفت : « در كشور ما , مردم سالاري بجز از راه سازگاري آن با دين , محقق نمي شود. »
اينها مواضع روشن , متين و مستحكمي است كه رئيس جمهور در جمع بندي شرايط 7 سال گذشته به آن رسيده است . اگرچه برخي از محورهاي اين جمع بندي , عينا همان مواردي است كه دلسوزان انقلاب و نظام از همان ابتدا درباره آن هشدار مي دادند و به موجهين و عناصر استخواندار در جبهه اصلاحات يادآور مي شدند كه بايستي جبهه اصلاحات مرزبندي هاي روشني با دشمنان ملت داشته باشد , خطوط قرمز خود را مشخص كند و صراحتا بگويد كه صرفا به اصلاحات در زيرخيمه انقلاب مي انديشد و هرگز حاضر نيست در مسيري حركت كند كه دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب و كشور , خواهان آنند.
البته اينها نكات مهمي است ولي امروز شايد جاي گلايه و اعتراض در اين باره نباشد , چرا كه بهرحال امروزه رئيس جمهور و همفكرانش قاعدتا به همين جمع بندي رسيده اند و اگرچه فرصتهاي فراواني از ميان رفت , ولي مسئله اصلي امروز ما , نكات مهم تري را در بر مي گيرد.
به راستي , خشم و خروش كساني كه ديروز هنوز كلامي را از خاتمي نشنيده , فرياد اعتراض به آسمان بلند كردند , مخالفت با چه چيزي بود آيا به حرفها او اعتراض داشتند آيا به مواضعش ايرادي داشتند يا آنكه ماموريت داشتند با ملتهب ساختن فضاي دانشگاه , جو ارعاب و تهديد را حاكم سازند و چنين اهداف ديگري را دنبال نمايند
طبعا اگر به سخنان رئيس جمهور اعتراضي بود , عقل و منطق و ادب ايجاب مي كرد بگذارند حرفهايش را مطرح كند , مواضعش را بيان نمايد و سپس بصورتي متين به طرح ديدگاه خود بپردازند و اگر با مواضع خاتمي مخالف بودند , قاعدتا فرصت مي يافتند كه ديدگاه مطلوب خود را بيان كنند و صراحتا بگويند كه چه مي خواهند و دقيقا به چه چيزي معترضند. اما اين شيوه هاي برخورد زورمدارانه و بي منطق , هرگز شايسته يك محيط دانشجوئي نيست كه عده اي با هتاكي و رجزخواني , سعي كنند فرصتي براي تفكر و تدبر باقي نگذارند , بي هيچ منطقي , فرياد بكشند و تصور كنند كه با غوغاسالاري مي توانند حرف نامربوط و باطل خود را به كرسي بنشانند.
البته حوادث بعدي و شعارهاي ضدانقلابي همين جماعت در دنباله مراسم و حتي در ساعت هاي بعد نشان داد كه ماهيت اصلي اين جمع , به كجا مي تواند وابسته باشد. اين يك حركت دقيقا سازمان يافته بود كه پيشاپيش براي به زير سئوال بردن حركت هاي دانشجوئي نزد مردم و نيروهاي انقلاب , طراحي شده بود و اگرچه فرصت هاي مورد انتظار خود را به دست آورد كه خود را نشان دهد ولي باقيمانده آبروي خود را هم در اين فرصت هاي طلائي , از دست داد.
اكنون لازم است گروههاي مختلف دانشجوئي , در قبال اين حركت ضداخلاقي و اين اقدام مردمي , موضع خود را روشن كنند و با صراحت به دوست و دشمن بفهمانند كه دانشجو و دانشگاه , همچنان در زير خيمه انقلاب قرار دارد و هر تلاش موذيانه اي براي رو در رو قرار دادن دانشجو و دانشگاه از يكطرف با پيكره نظام و انقلاب , پيشاپيش محكوم به شكست و ناكامي است .
محافل دانشجوئي بايستي چنين عناصر مشكوكي را طرد كنند و به اين عناصر فرصت طلب فرصت ندهند كه بنام آنها و از جانب آنها , عليه انقلاب و نظام و كشور , موضع دشمن پسندانه اتخاذ كنند و مردم را به دانشجو و دانشگاه بدبين نمايند.
فراموش نكنيم كه برخي از دست اندركاران امور در جاي جاي نظام اجرائي و از جمله در وزارت علوم و آموزش عالي كمابيش براي فراهم كردن زمينه ها و حتي دامن زدن به همين بازيهاي رسوا , نقش آفرين بوده اند و اگر اين مسائل به درستي ريشه يابي شود , مسائل فراواني آشكار خواهد شد. ولي بهرحال مساله به جائي رسيده كه ديگر با كسانيكه در دانشگاههاي ما و نظام آموزش عالي كشور « لانه گذاري » كرده اند , جاي مجامله و مماشات نيست .
حوادث ديروز نشان داد كه هرگونه تلاش براي برهم ريختن خطوط قرمز نظام و زيرپا گذاشتن اصول و آرمانها , به زيان كل جامعه است و فقط كساني را براي نقش آفريني وسوسه خواهد كرد كه حتي پرچمداران جبهه مدعي اصلاحات را هم « هو » مي نمايند و آنها را دروغگو و فريبكار خطاب مي كنند.
اين , تجربه مهمي است كه اگرچه بسيار گران بدست آمده ولي بايستي همگان از آن درس عبرت بگيرند و دريابند كه بازي كردن با اصول و آرمانها , حتي اگر براي جذب نيرو يا حذف رقيب هم باشد , اقدام خطرناكي است كه فقط دشمنان را طلبكار مي كند و آنها بقدري گستاخ مي شوند كه از هر فرصتي براي طلبكار سواستفاده مي كنند و با تجمع در هر جاي مناسب , زمينه هاي تشكيل دمل هاي چركيني را فراهم مي نمايند كه معالجه و مداواي آن , دستكم از توان مدعيان اصلاح طلبي خارج است .

تصحيح و پوزش
نام سرمقاله ديروز « جمهوري اسلامي و زرسالاران اقتدارطلب » بود كه اشتباها به دليل حذف شدن حرف « و » در مرحله حروفچيني , ناقص چاپ شد. ضمن تصحيح , از خوانندگان گرامي پوزش مي طلبيم .