
زنان در سينماي ايران عنوان مقاله اي است كه در نشريه شماره 18 علمي ـ پژوهشي هنرهاي
زيباي دانشگاه تهران توسط مهدي سلطاني گردفرامرزي درج شده و در آن به تحليل محتواي
فيلم هاي سينماي ايران در ارتباط با زنان در چهار دهه چهل , پنجاه و شصت و هفتاد پرداخته
شده است . قسمت قبلي اين مقاله چهارشنبه 11 آذر ماه منتشر شد . اينك قسمت پاياني كه به
تحليل جايگاه زنان در سينماي ايران در دهه 70 اختصاص دارد , از نظر خوانندگان گرامي
مي گذرد.
دهه 1370
سينماي دهه هفتاد را بايد به دو دوره قبل از دوم خرداد 1376 و پس از
آن تقسيم كرد كه داراي تفاوت هايي در سبك و شيوه نگرش مي باشد , هر
چند شباهت هاي بسياري هم دارد.
در نيمه اول دهه هفتاد تا خرداد 76 , به واسطه وضعيت جامعه و عبور از
دوران جنگ و شروع بازسازي كشور و بروز برخي ناهنجاري ها در عرصه
جامعه , فيلم هاي اين دوران بازنماي اين مسايل مي شود. به ويژه از اين
دوران است كه زنان نقش عمده اي در فيلم ها بر عهده مي گيرند و گاه به
صورت شخصيت اصلي ظاهر ميشوند. آنها در اين دوره براي كسب هويت
در فيلم ها تلاش ميكنند كه مظاهر آن را مي توان در كشمكش آنها با شوهران
بر سر مسايل مشترك , تلاش براي كسب استقلال , نشان دادن فداكاري
بي منت زنان در قبال شوهران و زير سئوال بردن ارزش هاي سنتي پذيرفته
شده در باره زنان و وظايف سنتي آنان در خانواده ديد كه معمولا اين
مضامين در قالب داستاني عاطفي و خانوادگي بيان مي شوند.
اگر دهه 60 را دوره فراموشي پرداخت به مسئله « عشق زنان و مردان »
بدانيم , در اوايل دهه 70 سعي مفرطي براي بازگشت به اين مسئله مي شود .
فيلم هايي همچون « دو فيلم با يك بليت » (1370 ) , « ديگه چه خبر » (1372 ) ,
« ناصرالدين شاه آكتورسينما » (1371 ) , « نرگس » (1371 , « سارا » (1372 ) ,
« همسر » (1373 ) و « روسري آبي (1374 ) نماياي مسايل گفته شده هستند .
دو فيلمي كه از نيمه اول اين دهه براي تحليل انتخاب شده , فيلم هاي
« عروس » (بهروز افخمي , 1370 ) و « هنرپيشه » (مخملباف , 1372 ) است كه
پرفروش ترين فيلم هاي سال هاي نمايش بوده اند (جاوداني , 1380 ) .
در فيلم « عروس » , رضا , پسري كه به خاطر بدست آوردن همسرش
دست به هر كاري , حتي قاچاق دارو زده و حالا پولدار شده است , همراه
همسرش براي ماه عسل به شمال مي روند كه در راه با فردي تصادف مي كنند.
رضا از ترس قانون فرار مي كند و همسرش را به خانه يكي از اقوام مي برد.
ولي همسرش راضي نمي شود و به كمك مصدوم باز مي گردد. او در آخر فيلم
به خاطر بي وفايي شوهرش و كارهاي غير قانوني او مي خواهد از او جدا
شود , ولي با نهيب پسرعمه در مي يابد كه شوهرش به خاطر او و پدرش
دست به همه اين كارها زده است و او بايد شريك شوهرش در همه مشكلات
باشد. در اين فيلم تا حدودي ناهنجاري هاي درون خانواده نشان داده ميشود.
مخالفت پدر با ازدواج آن دو بخاطر بي پولي پسر و حبس دختر در خانه و
ساير ناهنجاري هاي از اين دست . روي هم رفته اين آغاز پرداخت به مسايل
زنان به عنوان يك موجود انساني مي باشد. اينكه مشكلات يك زن را در راه
استقلال از خانه پدر نشان ميدهد و نيز تلاش او را براي فهم اطراف خود و
تصميم گيري مستقل به تصوير مي كشد.
در فيلم « هنرپيشه » , اكبر عبدي , هنرپيشه معروف سينما , به خاطر نازايي
زنش سيمين بسيار افسرده و غمگين است . زنش به هزاران حيله متوسل
مي شود تا شايد بچه دار شود , اما نهايتا چون نمي تواند بچه دار شود به يك
فداكاري دست مي زند و زني كولي را پيدا مي كند كه به طور موقت با عبدي
زندگي كند. عبدي ابتدا قبول نمي كند , اما سپس راضي ميشود و با كولي
صيغه مي كند و از او صاحب بچه اي مي گردد. مرد در اين دوران به كولي دل
مي بندد , اما كولي براي اينكه زندگي او با زنش (سيمين ) از هم پاشيده نشود
از زندگي او خارج مي شود. اين فيلم نيز به مسائل زنان به طور واضح
پرداخته و تلاش زن ها براي فداكاري در زندگي را به خوبي نشان مي دهد در
ضمن به برخي معضلات زنان مثل تحت انقياد مردان بودن و نداشتن
استقلال معيشتي و وابستگي مادي آنها به شوهر اشاره مي شود.
چنانچه ديده ميشود , نيمه اول دهه هفتاد را بايد يك دوره انتقالي در
سينماي ايران در زمينه پرداخت به مسائل زنان به شمار آورد. بدين صورت
كه در اين دوران است كه زنان كوشش مي كنند در سينماي ايران جاي پايي
براي خود باز كنند و به عنوان شخصيت هاي درجه اول فيلم , خود را نشان
دهند و تلاش كنند به طرح مسايل و مشكلات زنان در اجتماع نايل شوند و از
اين طريق حق استقلال راي و موجوديت خود را به اثبات برسانند. اما با همه
اينها هنوز هم فضايي از همكاري بين زوجين وجود دارد , با اين تفاوت كه
بيشتر اين فداكاري ها از سوي زنان نشان داده مي شود و اينكه زنان هستند كه
تمام زندگي خود را تقديم مرد مي كنند و مردان اگر چه فداكاري هايي
مي كنند , اما چيز زيادي براي دادن به زنان در مقابل خدماتي كه آنها انجام
مي دهند , ندارند. اين مضامين در دو فيلم مطرح شده بالا به خوبي نمايان
است , با اين همه در اين دوران تضاد بين زن و مرد به تمامي نشان داده
نمي شود , به گونه اي كه به از هم گسيختگي روابط دو جنس منجر شود , بلكه
معمولا اين تضاد , در نهايت به توافق مي انجامد. توافقي كه نقش توازن قوا
ميان زن و مرد را , چنانكه در عروس و هنر پيشه ديده مي شود , به عهده
مي گيرد. در عروس و هنرپيشه زن و شوهر پس از كشمكش بسيار در مي يابند
كه به يكديگر احتياج دارند , اما اين احتياجي است كه متقابلا ايجاد مي گردد.
از رويكرد نظري فيلم هاي نيمه اول دهه هفتاد , عليرغم اين كه نقدهاي
اساسي به پدر سالاري وارد مي كنند , اما هرگز به تقابل كامل با آن
نمي انجامند و فقط در حد ديدگاهي برابري طلبانه فرو مي مانند.
در نيمه دوم دهه هفتاد به خصوص پس از خرداد 76 همراه با آزاد شدن
جو جامعه و تغيير وضع جامعه در جهت احقاق حقوق زنان و نيز بروز
ناهنجاري هاي بسيار در روابط زنان و مردان , موقعيت خوبي براي طرح
مسايل و مشكلات اجتماعي زنان و پرداخت به ستمديدگي آنان از سوي
مردان پيش آمد. به خصوص اينكه جمعيت عظيم زنان تحصيل كرده در
دانشگاه و جاهاي ديگر جامعه خواهان آزادي بيشتر در عرصه هاي اجتماعي
و تحقق آرزوهاي در دل مانده خود بودند. بنابراين محصول اين شرايط ,
ظهور يك سري فيلم هاي زن مدار و فمينيستي شد كه هنوز ادامه دارد و با
استقبال مردم مخصوصا زنان مواجه شده است . به طوري كه تنها « در سال
1377 از ميان فيلمهايي كه ساخته و يا اكران شده اند , حداقل سي فيلم
وجود داشته اند كه در آن فيلم ها يا زن نقش اول را ايفا كرده و يا اين كه در
كنار نقش اول از اهميت مساوي برخوردار بوده است » (راود راد , 1379 ,
ص 73 ) . فيلم هايي كه رويكردي به نفع زنان دارند و انتقاد از وضعيت
اجتماعي موجود زنان را وجهه نظر خود قرار داده اند. در اين فيلم ها
مضاميني همچون برابري طلبي جنسيتي , استقلال خواهي اقتصادي , رد
سلطه مردان و ستيز با آنها (پدر , شوهر و...) به عنوان سرپرست و آزادي
خواهي در انتخاب امور مختلف زندگي از جمله عشق , تحصيل و شغل , از
سوي زنان مطرح ميشوند . فيلم هايي مثل « دو زن » (تهمينه ميلاني , 1378 ) ,
« قرمز » (فريدون جيراني , 1378 ) و « شوكران » (بهروز افخمي , 1379 ) از
اين دست مي باشند. اين سه فيلم كه پرفروش ترين فيلم هاي نيمه دوم دهه
هفتاد هستند (جاوداني : 1380 ) , هر يك صبغه اي آشكارا فمينيستي با
گرايش ستمگري جنسيتي دارند.
فيلم « دو زن » ماجراي يك دختر دانشجوي شهرستاني را نشان مي دهد
كه عليرغم علاقه اش به درس خواندن , به واسطه مزاحمت پسري بي سر و پا
مجبور به ترك تحصيل ميشود و در روزي كه قرار است به شهرستان برود
توسط پسر تعقيب مي شود و دختر با ماشين به بچه اي مي زند و بچه مي ميرد
و او مجبور به پرداخت ديه و پسر به سيزده سال زندان محكوم مي شود.
دختر (فرشته ) , تن به ازدواج اجباري با ناجي خود , مردي كه ديه او را
پرداخته است , مي دهد. مرد كه تحصيلات پاييني دارد , همواره به زنش
مشكوك است . زن را حبس مي كند و حتي نمي گذارد تلفن كند , مبادا دوست
مردي داشته باشد. زن از او بچه دار و مجبور به رها كردن همه چيز مي شود ,
حتي پس از باز شدن دانشگاه ها مرد از رفتن زن به دانشگاه جلوگيري مي كند.
نهايتا زن براي نجات خود از خانه مي گريزد كه با پسر مزاحم سابق كه از
زندان رها شده , مواجه مي گردد. پسر مي خواهد او را بكشد كه شوهر سر
مي رسد و پسر شوهر را مي كشد. اكنون پس از مرگ شوهر , دختر نمي داند
چه بايد بكند , هم خود را آزاد و هم خود را بدبخت احساس مي كند و عامل
تمام بدبختي هاي خود را مردان اطراف خود مي داند. اين فيلم صبغه اي
شديدا فمينيستي دارد. سه مرد اصلي داستان يعني پدر كه محافظه كار است ,
پسر لات كه عاشق ديوانه است و شوهر كه متعصب عقب مانده و مشكوك
است در بدبختي زن نقش دارند و زنان (دختر و مادرش ) همه تحت ستم اين
مردان نشان داده مي شوند. « دو زن » كه با استقبال زيادي مواجه شد و
جايزه هايي از جشنواره هاي خارجي همچون ونيز گرفت شديدا به دو قطبي
بودن جامعه و تقابل زن و مرد مي انديشد و آن را به تصوير
ميكشد.
داستان فيلم « قرمز » نيز به زني (هستي ) تعلق دارد كه به خاطر وضعيت
رواني شوهرش (ناصر) و سو ظن ها و آزار و اذيت هايش مي خواهد از او
جدا شود , اما شوهر قبول نميكند و مي گويد كه او را دوست دارد. آنها به
دادگاه مي روند زن خواهان استقلال است و مي خواهد كار كند , اما شوهر به
اين بهانه كه او با رئيس خود سر و سري دارد از كار كردن او جلوگيري
مي كند. دادگاه راي به بازگشت زن به خانه و كار نكردن زن مي دهد. اما اين
مسئله نيز از آزار مرد نمي كاهد و زن دائما تحت شكنجه رواني قرار مي گيرد.
آنها دوباره به دادگاه مي روند كه دادگاه حكم مي كند كه مرد به پزشكي قانوني
برود تا سلامت روانيش مشخص شود. مرد تصميم به شكنجه زن تا حد مرگ
مي گيرد و او را در زير زمين خانه پدريش شكنجه مي كند. زن فرار مي كند و
در بيمارستان بستري مي شود و پس از دستيابي به سلامت به خانه باز
مي گردد. يك شب شوهرش برمي گردد و در درگيري با زن خود كشته مي شود.
فيلم « شوكران » نيز سياقي فمينيستي دارد. در اين فيلم شخصيت اول كه
مرد (محمود بصيرت ) و بسيار جاه طلب است براي كمك به دوست
مصدومش كه رئيس يك شركت صنعتي مي باشد از زنجان به تهران مي آيد.
در بيمارستان با پرستار بخش (سيما رياحي ) آشنا مي شود و با او صيغه
مي كند. پس از مدتي مرد كه زن دارد از كار خود پشيمان مي شود و مي خواهد
رابطه را تمام كند اما زن او را رها نمي كند. چرا كه حامله شده است , در
حالي كه مرد به او گفته بود نبايد حامله شود. زن تقاضاي سقط جنين را رد
مي كند و در صدد برمي آيد كه وارد زندگي مرد شود. مرد به تهديد پدر دختر
كه مردي معتاد و بازنشسته است مي پردازد و باعث طرد دختر از خانه پدرش
مي شود. دختر به زنجان مي رود تا زندگي مرد را به آتش بكشد , اما دلش به
حال همسر او مي سوزد و به تهران باز مي گردد كه در اتوبان تصادف مي كند و
مي ميرد. در همان موقع مرد همراه همسرش , كه با هم از تهران باز گشته اند ,
از كنار جسد او رد ميشوند , مرد كه از مرگ او مطلع شده , در حالي كه
وحشت كرده است از اين وضعيت راضي به نظر مي رسد چرا كه ديگر
زندگيش در خطر نيست و مي تواند به رياست خود بر شركتي كه حالا رئيس
آن شده است , ادامه دهد.
بدين ترتيب هر سه فيلم به موضوع ستمكاري مردان در حق زنان
پرداخته است . با اين رويكرد , هر سه فيلم شاخص هاي فيلم فمينيستي را
دارند. زيرا هر سه فيلم , رويكردي به سود زنان دارند و موضوع اصلي در
آنها , مسايل زنان و تجربه آنان از زندگي است .
به هر صورت شاخص فيلم هاي نيمه دوم دهه هفتاد , پرداخت به مساله
زنان و ستم بر آنها بوده است . به گونه اي كه برخي از آنها تا حد نگاه بسيار
مثبت به زن و منفي نسبت به مردم پيش مي رود. در حقيقت اسطوره مردانگي
و زنانگي در اينجا مي شكند. زن با اعتراض خود در فيلم هاي اين دهه , ميل به
دگرگوني جهان مي كند و مرگ اسطوره را رقم مي زند. اسطوره سازي
مضاعف از زنانگي در دهه شصت , عامل انتقال به وضعيت زنان در سينماي
دهه هفتاد بود , عامل انتقالي كه با اعطاي اقتدار به زن زمينه را براي اسطوره
شكني فراهم كرد. زنانگي در اينجا وجهه طبيعي شده خود را به كنار مي نهد
و واقعيت تاريخي اش را عيان مي كند. زن از دنياي اسرارآميز و اسطوره اي
خود فرود مي آيد و همسنگ مرد قرار مي گيرد. اين , نوعي همسنگي معمولي
نيست , بلكه با قدرتي كه او اكنون يافته است , راه براي شوريدن بر خدايگان
تاريخي اش يعني مردان باز مي شود. چنين است كه ابتدا در نيمه اول دهه
هفتاد , زن با مرد همسنگ مي گردد و سپس در نيمه دوم اين دهه بر مرد
مي شورد و هستي او را زير سئوال مي برد .
نتيجه گيري
آنچه آمد تحليل فيلم هاي پرفروش چهار دهه سينماي ايران از دهه
1340 تا 1370 بود . اكنون بايد به طرح فرضيه تحقيق پرداخته و درستي يا
نادرستي آن به آزمون گذاشته شود.
فرضيه : نگرش نسبت به زنان در فيلم هاي سينماي ايران در طول چند
دهه گذشته , از يك نگرش پدرسالارانه به سوي نوعي نگرش فمينيستي تغيير
يافته است .
اگر به فيلم هاي پرفروش اين دهه ها و ويژگي هاي آنها نگريسته شود , اين
فرضيه به تاييد مي رسد. از فيلم هايي مثل قيصر , ممل آمريكايي و در امتداد
شب كه صبغه اي مردمدارانه دارند تا فيلم هايي مثل دو زن و قرمز كه
صبغه اي زن مدار دارند تغييراتي اساسي در نگرش به زنان بوجود آمده
است . بدين صورت كه اگر شاخص هاي سنجش فمينيستي بودن يك موضوع
را اين بدانيم كه اولا موضوع عمده آن موقعيت و تجربه هاي زنان را در
جامعه نشان دهد , ثانيا جهان را از ديدگاه زنان تفسير كند و ثالثا ديدگاه
انتقادي و فعالانه اي به سود زنان داشته باشد , مي توانيم آن را به سينماي
ايران انطباق دهيم كه همراه با روند مدرنيته نوعي فمينيسم را تجربه كرده
است . اگر از فيلم هاي دهه چهل و پنجاه بخواهيم توصيف دقيق تري بدهيم
مشاهده مي كنيم در اين فيلم ها مدار همه چيز مردها هستند و زنها معمولا
نقشي حاشيه اي دارند يا اينكه در آنها ارزش هاي مادري و همسري وفادار
بودن تقديس مي شود و هيچكدام از شاخص هاي بالا كه بتوان داراي ويژگي
فمينيستي بدانها اطلاق كرد در آنها ديده نمي شود. يعني نه مدار موضوعي
اين فيلم ها تجربيات زنان هستند نه اينكه جهان را از ديدگان زنان تفسير
مي كنند و نه ديدگاهي انتقادي به سود زنان دارند. بلكه معمولا ارزش هاي
سنتي در آنها وجود دارد و به مادر و معشوقه بودن يعني چيزي كه زنان
هميشه تاريخ بوده اند تاكيد مي شود . اما به مرور در دهه هاي 60 و70 اين
روند تغيير كرد . به طوري كه در دهه 60 معدود فيلم هايي بودند كه اگر نه همه
اين شاخص ها , ولي بعضي شان در آنها ديده ميشد و به هر صورت زنان هم
پاي در عرصه جامعه گذاشته و در كنار مردان به فعاليت پرداختند و بالاخره
در دهه 70 و مخصوصا نيمه دوم آن فيلمهايي با سياق فمينيستي ساخته
شدند كه بسياري از ويژگي اول را دارد كه موضوعش تجربه زن از جهان
مي باشد هم ويژگي دوم يعني تفسير زنان از جهان و هم نگاهي انتقادي به
سود زنان در آن به تصوير كشيده شده است .
با اين وصف , اكنون بايد ببينيم اين فيلم هاي فمينيستي و زن گرا در
چارچوب كداميك از رويكردهاي نظري ستمگري جنسيتي قرار مي گيرد , هر
سه فيلم زن گرايانه , قرمز » , « دو زن » و « شوكران » در چارچوب رويكرد
ستمگري مي گنجند , قرمز در چارچوب فمينيسم روانكاوانه , نياز عاطفي مرد
به زن و ترس از دست دادن همسرش را نشان ميدهد كه باعث ميشود او به
آزار زن بپردازد. عشق خودخواهانه در اين فيلم , آشكارا به مردان نسبت داده
مي شود و ريشه هاي اين خودخواهي مردانه در تربيت مردان در خانواده اي
پدرسالار كاويده ميشود. فيلم دو زن ديدگاهي راديكال نسبت به مسئله زنان
دارد و ستم بر زنان را محصول پدر سالاري و جامعه مردسالار ميداند. در
اينجا اساسا همه مردان منافعي خاص براي تسلط بر زنان دارند , پدر , شوهر
و عاشق لات از پيشرفت زن جلوگيري مي كنند. هنجارها و قوانين جامعه نيز
در اين فيلم به كمك پدرسالاري مي آيند تا انقياد زنان را مستحكم تر كنند.
دختر تا تصميم مي گيرد زندانش را رها كند با حرف مردم و قانون مواجه
مي شود. در فيلم شوكران بانوعي فمينيسم سوسياليستي مواجهيم . مرد با
تكيه بر قدرت اقتصادي خود , زني را بازيچه هوسهاي خود مي كند. در اينجا
ساخت پدر سالار نيز به كمك قدرت اقتصادي مرد مي آيد تا هرگونه فكر و
كنش مستقل را در زن خفه كند. پدر , دخترش را از خود مي راند و بي پناه رها
مي كند. در اينجا رهايي به درد زن نمي خورد , زيرا چنان وابسته به مردان
است كه اگر بخواهد بدون آنها راه بپويد نصيبش مرگي خوفناك در سكوت و
تنهايي جاده است . با اين همه نميتوان به طور قطعي برچسب نظري خاصي
به اين فيلم ها زد. در هر سه فيلم عناصري از هر سه رويكرد ستمگري مي توان
يافت .
با وصف آنچه آمد مي توانيم بگوييم كه هنوز نمي توان به طور كامل از
وجود يك نوع خاص رويكرد فمينيستي در سينماي فمينيستي ايران سخن به
ميان آورد. بلكه در تحليل , نظريه هاي مختلف مي توانند مكمل هم باشند.
نيمه اول دهه هفتاد را بايد يك دوره انتقالي در سينماي ايران در زمينه
پرداخت به مسائل زنان به شمار آورد. در اين دوران زنان كوشش
مي كنند در سينماي ايران به عنوان شخصيت هاي درجه اول فيلم , خود
رانشان دهند و حق استقلال و موجوديت خود را به اثبات برسانند.
شاخص فيلم هاي نيمه دوم دهه هفتاد , پرداخت به مساله زنان و ستم بر
آنها بوده است , به گونه اي كه برخي از آنها تا حد نگاه بسيار مثبت به زن و
منفي نسبت به مرد پيش مي رود.

|
رويدادهاي فرهنگي هنري
|
موزه هاي هنرهاي معاصر ميزبان همايش بين المللي هنر و جهاني شدن
موزه هنرهاي معاصر تهران ماه آينده ميزبان همايش بين المللي هنر و
جهاني شدن با حضور گروهي از هنرمندان , نويسندگان و انديشمندان از
سراسر جهان خواهد بود.
به گزارش ستاد خبري همايش هنر و جهاني شدن مركز مطالعات و
تحقيقات هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در راستاي ماموريت خود
مبني بر مطالعه و شناخت تحولات دستاورهاي هنري در جهان و به منظور
بررسي و تبيين نقش هنر در روند جهاني شدن همايشي را باعنوان هنر و
جهاني شدن با شركت انديشمندان داخلي و خارجي ماه آينده در تهران
برگزار خواهد كرد.
هدف اصلي از برگزاري اين همايش اتخاذ سياست ها وتدابيري است كه
بتواند با تجهيز افكار وانديشه ها به تعامل و برخورد هوشمندان با روند
جهاني شدن در عرصه هنر بيانجامد.
همايش بين المللي هنر و جهاني شدن به همت مركز مطالعات و
تحقيقات هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و باحضور انديشمندان
سراسر جهان در تاريخ 27 و 28 دي ماه در تهران برگزار مي شود .
چهارمين جشنواره فيلم سبز در ارديبهشت ماه 84 برگزار مي شود
رشت ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : دكتر شعبانعلي نظامي مدير
كل حفاظت محيط زيست استان گيلان گفت : چهارمين جشنواره فيلم هاي
محيط زيست ايران , ارديبهشت ماه 84 همزمان با سراسر كشور در استان
گيلان سبز برگزار خواهد شد.
وي در خصوص برگزاري جشنواره فيلم سبز گفت : سازمان حفاظت
محيط زيست با هدف ارتقا و رشد سطح آگاهيهاي عمومي و زيست محيطي
از طريق هنر تصوير و جذب مخاطبان خود با همكاري و همگامي هنرمندان و
علاقمندان به هنر فيلم سازي اقدام به برگزاري جشنواره دو سالانه فيلم
محيط زيست ايران با عنوان « جشنواره بين المللي فيلم سبز » نموده كه در
سال هاي 77 ـ79 ـ 81 برگزار شده و به حول قوه الهي در ارديبهشت سال
84 چهارمين دوره جشنواره بين المللي فيلم سبز را برگزار خواهد شد .
دكتر نظامي در مورد اهداف برگزاري اين جشنواره گفت : هدف از
برگزاري جشنواره كه سازمان حفاظت محيط زيست كشور آن را توسط
دبيرخانه جشنواره هدايت و برنامه ريزي مي نمايد , شناخت و معرفي آثار
برتر در سطح بين المللي كه در ربع قرن اخير نسبت به محيط زيست انجام
شده و در بخشي از آن محيط زيست كشورها وهمچنين كشورمان از نگاه
تصوير است و از سويي حضور و ورود هنرمندان اين صنف به موضوع
محيط زيست و طبيعت در سوژه هاي فيلم سازي را در بردارد.
وي گفت : علاقمندان براي شركت در اين جشنواره مي توانند آثار خود
را تا پايان اسفند ماه 83 در كاست هاي ويدئويي و ... به دبيرخانه جشنواره
بين المللي فيلم سبز به نشاني ـ تهران ـ صندوق پستي 19585 ـ 868 ارسال
نمايند.
هشتمين جشنواره تئاتر خياباني در مريوان
مريوان ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : هشتمين جشنواره تئاتر
خياباني مريوان با حضور مسئولين و روحانيون شهرستان و استان ,
هنرمندان و عامه مردم كار خود را آغاز كرد.
در اين مراسم پس از تلاوت آياتي از قرآن مجيد , دبير جشنواره گزارشي
از روند كار اجرايي جشنواره ارائه داد و گفت : كه 14 استان كشور 85 اثر را
به جشنواره ارسال , كه پس از بازبيني , 14 نمايش از 8 استان , به بخش
مسابقه راه يافتند. در ادامه آقاي سرداري معاونت اداره كل فرهنگ و ارشاد
اسلامي كردستان ضمن تشكرو قدرداني از حضور مسئولين و هنرمندان
جايگاه هنر در استان كردستان را مورد بحث قرار داده و با اشاره به حضور
پرشور نيمي از استانهاي كشور در اين جشنواره , اظهار اميدواري كرد كه
سال آينده جشنواره به صورت سراسري برگزار شود. وي خاطرنشان كرد كه
امسال سال نمايش در كردستان بوده و جشنواره هاي متعدد تئاتر در اين
استان برگزار شده و در چند روز آينده هم سنندج ميزبان تئاتر منطقه اي
خواهد بود. به گزارش خبرنگار ما در ادامه آقاي فرهنگ مسئول كانون تئاتر
خياباني مركز هنرهاي نمايشي گفت انشاالله با تلاش و رايزنيهاي مسئولين
استان و مركز هنرهاي نمايشي جشنواره تئاتر خياباني مريوان سال آينده در
سطح ملي برگزار مي شود. وي با اشاره به شروع نمايشهاي خياباني باحضور
8 گروه در كشور , اظهار داشت درحال حاضر در كشور 300 گروه نمايش
خياباني مشغول فعاليت ميباشند.
جشن كتاب نيشابور برگزار گرديد
نيشابورـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : دوازدهمين هفته كتاب
نيشابور با تقدير از خادمان كتاب و كتابداران كتابخانه هاي عمومي به كار
خويش پايان داد. طي مراسمي كه در تالار اديب كانون هنر اداره فرهنگ و
ارشاد اسلامي نيشابور با حضور مسئولين اجرايي شهرستان متخصصين ,
انديشمندان و خادمان كتاب برگزار گرديد. در اين مراسم توسط استاد حسن
ناظر نيشابوري (محقق ) تكلمه اي درباره كتاب قرائت گرديد و همچنين استاد
محمدپروانه شاعر معاصر شعري را در منقبت كتاب و كتابخواني سرود و
گروهي از هنرمندان انجمن نمايش در گروه تئاتر سايه به اجراي نمايش طنز
پرداختند و از خادمان عرصه كتاب , محققين , مسئولين , ناشرين , خيرين و
كتابداران , كتابخانه هاي سطح شهرستان با اهدا جوايز تقدير به عمل آمد.

|
|