روزنامه جمهوري اسلامي 14/09/1383 صفحه سرمقاله
بيراهه اي كه در ماجراي عراق ميرويم


بسم الله الرحمن الرحيم
برگزاري اجلاس ها , سمينارها , كنفرانس ها و به قول اعراب « موتمرات » ي كه هيچ نتيجه اي ندارند , به طنزي تاريخي تبديل شده كه در جهان عرب با موضوع فلسطين گره خورده است . اكنون كه به 17 آذر , سالگرد آغاز انتفاضه فلسطين , نزديك ميشويم , مناسب است يادآور شويم كه 39 سال بعد از تاسيس رژيم غاصب صهيونيستي , مردم فلسطين در سال 1366 به اين نتيجه رسيدند كه بايد بي اعتنا به سران كشورهاي عربي و رهبران سازمان آزاديبخش فلسطين و بقيه سازمانهاي مدعي مبارزه براي آزادي فلسطين , راه ديگري را طي كنند كه از راه اجلاس ها و سمينارها و كنفرانس ها جداست و فقط با تكيه بر اراده و ايمان مردم متكي است , راهي كه به زودي « انتفاضه » نام گرفت و كليه محاسبات سياسي اطراف ماجراي فلسطيني را درهم ريخت .
اكنون عراق نيز گرفتار اجلاس ها و كنفرانس ها و سمينارها شده است . اجلاس وزراي كشور چند كشور منطقه كه همسايگان عراق هستند (ايران , كويت , عربستان , تركيه و سوريه ) باضافه مصر (كه البته معلوم نيست با چه توجيهي در كنفرانسي كه با عنوان همسايگان عراق تشكيل مي شود شركت مي كند) و خود عراق و نماينده دبيركل سازمان ملل متحد در امور عراق كه هفته گذشته در تهران تشكيل شد , قطعنامه اي صادر كرد كه در آن هيچ اشاره اي به اشغال عراق توسط ارتش هاي بيگانه و ضرورت پايان دادن به اين اشغال نشده است .
البته از اين اجلاس توقعي هم نبود , زيرا زائده اي از اجلاس شرم الشيخ بود كه با هدف مشروعيت بخشيدن به حضور نظامي آمريكا در عراق و توجيه همه جنايات آمريكا عليه مردم عراق تشكيل شده بود و ژنرال كالين پاول وزيرخارجه مستعفي آمريكا محور اين اجلاس بود. در اجلاس شرم الشيخ مقرر شد وزراي كشور چند كشور همسايه عراق و مصر و نماينده دبيركل سازمان ملل در تهران گردهم بيايند و بدون كوچكترين اشاره اي به اشغال نظامي عراق توسط آمريكا و ضرورت پايان يافتن سريع اين اشغال , بر اموري تاكيد نمايند كه اولا با منافع آمريكا در تضاد باشد و ثانيا به توجيه جنايات آمريكا در عراق كمك نمايد. اشاره به اموري از قبيل همكاري براي امنيت مرزها , مبارزه با قاچاق كالا , اسلحه و مواد مخدر , توسعه اقتصادي و بازسازي عراق و تاكيد بر مشاركت مردم در انتخابات , اموري هستند كه با منافع آمريكا هيچ تضادي ندارند درحاليكه تروريست خواندن كساني كه در برابر اشغالگران مقاومت مي كنند , در جهت منافع آمريكاست و دست آمريكا را براي سركوب هرچه بيشتر مخالفان و كساني كه با اشغالگران مبارزه مي كنند باز ميگذارد.
در قطعنامه پاياني اجلاس وزراي كشور همسايگان عراق در تهران , علاوه بر اينها هيچ اشاره اي به جنايات عظيم آمريكا در فلوجه نشد و شركت كنندگان در اين اجلاس از كنار اين فاجعه بزرگ كه هنوز جنازه هاي قربانيان آن در خيابانها و كوچه پس كوچه هاي اين شهر افتاده اند با سكوت معناداري عبور كردند! از دولت مصر كه نوكر آمريكاست انتظاري جز اين نيست , ولي ساير كشورها بويژه جمهوري اسلامي ايران چگونه ميتواند بر اين ننگ سرپوش گذارد كه فقط چند روز بعد از پايان فاجعه بزرگ فلوجه و جنايات كم نظير آمريكا در اين شهر و قتل عام زن و مرد و كودك و پير و جوان و تخريب ده ها مسجد و بيمارستان و هزاران خانه و تقريبا با خاك يكسان كردن شهر و تجاوز به نواميس مسلمانان , هيچ عكس العملي در اجلاس خود در تهران عليه اينهمه جنايت نشان نداده اند قبل از اجلاس تهران , همين ننگ در اجلاس وزراي خارجه همين كشورها در شرم الشيخ پيش آمد. شايد بتوان گفت در شرم الشيخ چون مصري ها و آمريكائي ها همه كاره بودند امكان گنجاندن محكوميت جنايات آمريكا در قطعنامه وجود نداشت . اما در مورد اجلاس هاي شرم الشيخ و تهران , دو سئوال بي پاسخ وجود دارد كه جمهوري اسلامي ايران درباره آنها هيچ توجيهي ندارد. يك سئوال اينكه وزير امورخارجه ايران در كنار وزير خارجه آمريكا كه جنايت فلوجه را مرتكب شده و قبل از آن در نجف مرتكب آنهمه جنايت شده و هر روز در عراق آنهمه مسلمان را ميكشد , چرا شام خورد و با او دست داد و... و سوال دوم اينكه چرا در اجلاس تهران كه ايران ميزبان بود جنايات آمريكا در عراق بويژه نجف و فلوجه و ادامه اشغال نظامي عراق توسط آمريكا و انگليس محكوم نشد
همزمان با اجلاس تهران , رئيس جمهور كشور ما و 200 نماينده مجلس خواستار پايان اشغال نظامي عراق شدند و استقلال و امنيت و تماميت ارضي عراق را در گرو خروج اشغالگران از اين كشور دانستند ولي متاسفانه اين فريادها هيچ انعكاسي در اجلاس وزراي كشور كشورهاي همسايه عراق , كه همان زمان در تهران جريان داشت , پيدا نكرد و اين اجلاس با قطعنامه اي كه در واقع ادامه اهداف اجلاس شرم الشيخ , يعني مشروعيت بخشيدن به اشغال عراق توسط آمريكا و توجيه جنايات آمريكا در عراق , را تامين ميكرد پايان يافت ! و تاسف بيشتر آنكه رسانه ملي ما و تعدادي از باصطلاح كارشناسان سياسي ! نيز از اين اجلاس تمجيد كردند و حاضر نشدند واقعيت ها را بيان كنند.
براستي با اينهمه انحراف از مسير واقعيت هائي كه در كنار گوشمان و در برابر چشمانمان در جريان است , به كجا ميرويم آيا باور داريم كه آنچه در عراق ميگذرد , بخشي از همان استعمار كاملا جديدي است كه رهبر معظم انقلاب روز چهارشنبه گذشته برروي آن انگشت گذاشتند و گفتند درصدد بلعيدن منابع حياتي جهان است يا نه با توجه به اينكه اين واقعيت را نميتوان انكار كرد يا ناديده گرفت , ما با اين بيراهه اي هم درباره عراق ميرويم , چه هدفي را دنبال مي كنيم و موضع ما در برابر اين استعمار كاملا جديد چيست