روزنامه جمهوري اسلامي 11/09/1383 صفحه كتاب و كتابخواني
انقلاب و پيروزي




كتاب « انقلاب و پيروزي » كه خاطرات و كارنامه آيت الله هاشمي رفسنجاني در سال هاي 1357 و 1358 مي باشد , زير نظر محسن هاشمي و به اهتمام عباس بشيري توسط دفتر نشر معارف انقلاب در 656 صفحه منتشر شده است . اين كتاب كه تصاويري هم زينت بخش صفحات آن مي باشد , شامل چهار فصل است . نام فصول چهارگانه كتاب مذكور چنين مي باشد.
فصل اول : گذري بر دوران مبارزه
فصل دوم : روزهاي انقلاب و پيروزي
فصل سوم : تثبيت انقلاب
فصل چهارم : ضمائم
بخش ضمائم كتاب انقلاب و پيروزي شامل گاهشماري وقايع انقلاب اسلامي , تصاوير , اسناد و مدارك و واژه نامه است .
برخي از عناوين مطالب ساير فصول كتاب نيز چنين مي باشد : ريشه هاي نهضت , ساواك و مبارزه با مخالفان , روزهاي زندان , نماز جمعه در زندان , تحقيق قرآني در زندان , تحريم جشن هاي نوروز 57 , رمضان خونين , دولت آشتي ملي , جمعه خونين , زنان در ميدان مبارزه , امام و پايان دوره تبعيد , مهر ماه و خيزش دوباره انقلاب , سيزده آبان و دولت نظامي , شوراي انقلاب در نهان , محرم و پيروزي خون بر شمشير , انقلاب الله اكبر , شاه و آخرين روزهاي سلطنت , كنفرانس گوادلوپ , ژنرال آمريكايي در ايران , اعلان رسمي تشكيل شوراي انقلاب , روز سرنوشت , سرنوشت بختيار , آرامش در پناه ايمان و توكل , سيماي انقلاب و نخستين حضور , تولد كميته هاي انقلاب , توطئه انحلال ارتش , پذيرش جهاني انقلاب , تولد حزب جمهوري اسلامي , شهيد بهشتي و سازماندهي حزب , نخستين نوروز انقلاب , توطئه در كردستان , اعلان رسمي استقرار جمهوري اسلامي و عناوين متعدد ديگر.
در سرآغاز كتاب « انقلاب و پيروزي » , آيت الله هاشمي رفسنجاني , مقدمه اي درباره مجموعه خاطراتش و همچنين درباره كتاب حاضر نوشته اند كه آن را مرور مي كنيم :
باتوفيقات الهي , موفق شديم از طريق نوشته ها , سخنراني ها , مصاحبه ها و يادداشت ها , تاريخ معتبر و مختصري از انقلاب اسلامي ايران ثبت كنيم و آن را به جامعه فرهنگي كشورمان , عرضه نمائيم . مطمئنا اين اثر و ساير آثاري از اين دست , مي تواند , مرجعي باشد كه بااستفاده از آنها كار تدوين تاريخ انقلاب توسط محققان و پژوهشگران متعهد امروز و آينده به درستي شكل بگيرد.
خاطرات تدوين شده
خوانندگان محترم احتمالا مي دانند كه از سال 1360 تاكنون , هر روز كارها و خاطرات خودم و نيز حوادث مهم داخلي و خارجي را در صفحه اي از تقويم متعلق به همان روز نوشته ام به طوري كه اكنون بيست و دو جلد از آن دست نوشته ها موجود است و براي حفظ و حراست مطمئن از آنها , در رايانه هم وارد شده و به تدريج , آماده چاپ و انتشار مي گردد.
تاكنون سه جلد كتاب از متن همان يادداشت ها كه متعلق به سال هاي 1360 , 1361 و 1362 مي باشد , با عناوين « عبور از بحران » , پس از بحران » و « آرامش و چالش » منتشر شده است . اين خاطرات ابتدا به ترتيب در روزنامه هاي همشهري , جمهوري اسلامي و جام جم انتشار يافت و سپس به صورت كتاب در نوبت هاي متعدد و در چند هزار نسخه چاپ و منتشر شده و مورد استقبال و تشويق قرار گرفت و در شبكه جهاني اينترنت هم در سايتهاي متعدد و بدون كسب اجازه از ناشر , انتشار يافته است .
همراه هر يك از كتابهاي مذكور مجموعه اي چند جلدي حاوي سخنرانيها , مصاحبه ها , نامه ها , بيانيه ها , پيامها و خطبه هاي نماز جمعه ها نيز , كه متعلق به همان سالها هستند , به چاپ رسيده است و چون متن خاطرات و كارنامه بسيار مختصر است اين مجموعه گسترده , توانسته است پاسخ گوي سئوالات خوانندگان و رفع كننده ابهامات موجود در حوادث تاريخي مورد اشاره در خاطرات , براي محققان و انديشمندان جستجوگر باشد و اين همه , نقطه آغازي براي مطالعه و بررسي تاريخ معاصر ايران به صورت زمانبندي دقيق و روز شمار است , كه قطعا كار پژوهش را آسان تر مي نمايد.
به نظر ميرسد جاي چنين اقدامي در زمينه آثار مكتوب تاريخ انقلاب خالي است و نياز جدي براي آن وجود دارد و به همين دليل تصميم داريم اين كار را در سالهاي آينده نيز ادامه دهيم و با دريافت پيشنهادها و انتقادات نواقص آن را رفع نمائيم .
نكته مهم اين است كه ثبت اين يادداشت ها با دقت و امانت داري كامل و بدون دخالت دادن سليقه و خواست شخصي يا جناحي صورت گرفته و بي طرفي ـ كه شرط تاريخ نگاري صحيح است ـ مراعات شده است . اكنون هم هنگام چاپ و نشر , سعي مي شود كه در آن دستكاري نشود , جز در موارد محدودي كه سري از اسرار كشور و نظام و جامعه و يا آبرو و حيثيت شخص و يا شخصيت و يا جرياني در ميان باشد كه خوشبختانه موارد اندكي پيش آمده كه چنين شده باشد و نياز كمتري به ناديده گرفتن آن نوشته ها , ايجاد شده است و البته در موارد مبهم نيز از افراد مرتبط با هر موضوع يا حادثه سئوال مي شود.
جداي از آنچه ذكر شد , بخش ديگري از خاطرات و زندگي من در كتاب دو جلدي « دوران مبارزه » آمده است , اين اثر همانند سري خاطرات دست نوشته , متكي به يادداشت ها و اسناد مضبوط خودم نيست . در دوران مبارزه از لحاظ حفاظتي مناسب نبود تا كارها و گفته ها ثبت شود , زيرا به دست عوامل رژيم مي افتاد و اسرار نهضت و مبارزه لو مي رفت و ضررها و خطرهاي فراواني در برداشت . ضمن آنكه در آن ايام , اغلب حوادث و كارها از نظر سير تاريخي , آن چنان اهميتي نداشت كه به عنوان كارنامه و خاطرات ثبت و ضبط شود.
اما حجم انبوه اسناد و مداركي كه از فعاليتهاي انقلابي من در سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك ) بود , پرداختن به اين دوره و نوشتن خاطرات مربوط به آن را آسان ساخت , تا جايي كه , « مركز اسناد انقلاب اسلامي » و « بنياد تاريخ انقلاب » كه مسئوليت تدوين تاريخ انقلاب را برعهده گرفته اند و اين كار را با انجام مصاحبه با دست اندركاران مبارزه و با جمع آوري اسناد مربوط , پيگيري مي كنند , پيشقدم تدوين و تنظيم خاطرات آن سالها شدند و در نخستين گام آقايان حميد روحاني و عبدالمجيد معاديخواه مصاحبه هاي متعدد و طولاني با اينجانب برگزار كردند و سپس آقاي معاديخواه , زحمت تنظيم مطالب مصاحبه ها و تلفيق آنها را به اسناد موجود در آرشيو سازمان اطلاعات و امنيت رژيم شاه و ساير آرشيوها را متحمل شدند و زير نظر فرزندم محسن و در « دفتر نشر معارف انقلاب » , كه نهادي غير انتفاعي است و براي همين كار هم تاسيس شده تا از طريق فروش آثار , هزينه چاپ و نشر كتابها را تامين كند , كار به پايان رسيد و نتيجه آن آماده سازي مجموعه اي دو جلدي بنام « دوران مبارزه » شد كه در بيش از يكهزار و پانصد صفحه و همراه با صدها سند و عكس , در بيست هزار نسخه چاپ و منتشر شد و هم اكنون نيز مدتي است كه ناياب شده و متقاضيان به انتظار چاپ هاي بعدي اند.
خلا در تدوين خاطرات
در اين ميان سه سال 1357 , 1358 و 1359 از لحاظ خاطرات و كارنامه من خالي بود , گر چه در كتاب دوران مبارزه اشاراتي به حوادث سال 57 شده است , ولي نياز به كار بيشتر و روشن كردن زواياي تاريك آن سال هم احساس مي شود.
اتفاقا اين سه سال بيشتر از سالهاي ديگر احتياج به كار تحقيق و حفظ زمينه هاي ثبت تاريخي دارد , زيرا در اين سالها تحت تاثير تنشهاي دوران مبارزه , ثبت اسناد و انتشار اخبار مورد غفلت بوده و حوادث مهم و فراوان آن يا اصلا ثبت نشده اند و يا خيلي مختصر ثبت شده اند.


از سوي ديگر , سرعت ورق خوردن كتاب تاريخ انقلاب در آن سالها , خيلي بيشتر از سالهاي بعد است , اين سالها به تمام معناي كلمه بستر انقلابي واقعي و بديع بوده كه روزانه شاهد تحول و دگرگوني و حادثه هاي مهم است .
نكته ديگر آنكه بسياري از تاريخ سازان آن دوره , به رحمت خدا پيوسته اند , يا شهيد شده اند و يا به مرگ طبيعي دار دنيا را وداع گفته اند. برخي نيز گوشه نشيني اختيار كرده و منزوي و بي تفاوت شده اند و بعضي ها هم به صفوف ضد انقلاب پيوسته اند.
اين دسته آخر كه حقايق تاريخ را به گونه اي نادرست مي بينند و يا عمدا رويدادهاي تاريخي را تحريف مي كنند , به خاطر فراغت و فرصتي كه دارند , بيشتر وقتشان صرف تاريخ نگاري از نوع ضد انقلابي ميشود و چون بخشي از آثار آنها به خاطر غير واقعي بودن , اجازه انتشار نمي يابد با تبليغ و تحريك رسانه هاي بيگانه , نسل جوان را به مطالعه آثارشان برمي انگيزند و طبيعي است كه حرص و عطش اين نسل كم نيست زيرا كه « الانسان حريص علي مامنع » .
اگر از اين فرصت محدود , براي بيرون كشيدن حقايق تاريخي از سينه مبارزان نسل اول انقلاب و افراد موثر آن استفاده نشود و اقدامي شايسته براي ثبت و ضبط حقايق انقلاب صورت نگيرد , بيم آن مي رود كه بخشي از حقايق مهم تاريخ انقلاب مدفون شوند و به جاي آن بافته هاي دشمن بي پروا در قلب حقايق و يا خيال بافي هاي افراد بي اطلاع بنشيند.
هر چند كه در اين راه گامهائي ارزشمند از طرف تاريخ سازان نسل اول انقلاب و جمع زيادي از محققين و انديشمندان متعهد كشور برداشته شده است , وليكن در مقابل رويداد عظيم و ماندگار انقلاب اسلامي , قطعا كارهاي برجاي مانده , بسيار بيش از اينست كه به انجام رسيده است .
كار انجام شده
مجموعه اين مسائل , احساس وظيفه افرادي مثل من را كه در اكثر حوادث و رويدادهاي تاريخي اين سه سال حضور موثر داشته اند , جدي تر كرده است .
به همين دليل من هم به سهم خود علي رغم گرفتاري ها و مسئوليت هاي روزمره تلاش كرده ام كه در حد وسعم به تمامي درخواست هاي مصاحبه پيرامون حوادث اين دوران , جواب مثبت بدهم و هيچ پرسشي را بي جواب نگذارم و در مناسبتهاي مختلف نيز در سخنراني ها هم از توضيح ابعاد مبهم اين قطعه تاريخ دريغ نكرده ام و خوشبختانه بسياري از اين مصاحبه ها و سخنرانيها هم منتشر شده است و بخشي از حقايق تاريخي آن دوران در اختيار نسل جوان قرار گرفته است . اما همه اينها باعث نشده كه احساس خلا در سلسله خاطرات و كارنامه در اين سه سال , رنجم ندهد.
فرزندم محسن كه مسئوليت دفتر نشر معارف انقلاب را عهده دار است , وقتي پيشنهاد كرد كه مشخصا كاري براي پركردن اين خلا تاريخي انجام شود , من هم با علاقه استقبال كردم و قول همكاري و وقت گذاشتن دادم .
جناب آقاي بشيري كه بسياري از كارهاي ديگر فرهنگي مان را انجام مي دهند , مسئوليت پيگيري اين كار را هم به عهده گرفتند و مقرر شد با بهره گيري از مجموعه مصاحبه ها , سخنرانيها و اسناد موجود و آنچه كه در ساير آثار و نوشته ها وجود دارد , مجموعه اي به عنوان « كارنامه و خاطرات » اينجانب براي اين سه سال تهيه كنند و سپس من آنها را بررسي كنم و آنچه را كه مقرون به حقيقت مي بينم , مشخص نمايم تا به ترتيب زماني به عنوان خاطرات اين سي و شش ماه تنظيم شود.
به تدريج اين مجموع را بررسي كردم و تنظيم و اصلاح شد و اسناد لازم تهيه گرديد و اين مجموعه بارها رفت و برگشت داشت و سرانجام خاطرات دو سال 1357 و 1358 , بعنوان نخستين حاصل اين تلاش , تدوين شد و آماده چاپ و نشر گرديد و اكنون نسخه نهايي آن , تحت عنوان « انقلاب و پيروزي » در دست شماست و طبعا مانند سالهاي ديگر , كتابهاي جنبي هم دارد كه پس از انتشار , مي تواند توضيح گر مطالب مختصر كتاب باشد.
تفاوت مهمي كه اين مجموعه با خاطرات سالهاي شصت به بعد دارد , اين است كه مطالب آن , يادداشت هاي روزانه نيست , اما در مقابل در بيان چگونگي حوادث , برخوردار از تحليل و توضيح است و در متن آن مقدمه و نتيجه گيري دارد , كه جاي اينها در متن خاطرات سالهاي بعد خالي است و اين امر مي تواند آن نقص را تا حدودي جبران كند.
ضمنا با اين شيوه خاطره نويسي جديد , اين فكر براي ما پيش آمده كه براي سالهاي بعد هم با استناد به متون نوشته هاي روزانه , سلسله مطالب تاريخي بدست آمده از آنها , شبيه آنچه در اين كتاب مي خوانيد , تنظيم شود. البته بايد منتظر اظهار نظر اهل نظر و خوانندگان محترم بمانيم , اگر مفيد ديدند دفتر نشر معارف انقلاب آمادگي اين خدمت فرهنگي و كار انقلابي را خواهد داشت .
كتاب حاضر
مطالب اين كتاب به صورت سلسله و زنجيره حوادث سالهاي 57 و 58 تنظيم شده , نه به عنوان كل تاريخ اين دو سال , بلكه در حدودي كه با نويسنده مرتبط بوده است . بيشتر جنبه خاطرات و كارنامه اي دارد تا جنبه تاريخ نويسي نه به صورت خاطرات سالهاي شصت به بعد است كه عمدتا ثبت خاطرات و اقدامات روزانه و بدون تقيد ارتباط با هم و بدون توضيح و شرح و تحليل و نه به صورت خاطرات دوران مبارزه است كه عمدتا در جواب سئوالات است و آنچه كه پرسشگر مايل به دانستن آن بوده است .
در اينجا سير تاريخ تصاعدي انقلاب , پس از توضيحي درباره ريشه هاي انقلاب , مورد توجه است و فرازهاي مهم تاريخي آن با اشاره به مواردي كه به نويسنده به نحوي مرتبط بوده مفصل تر آمده است .
من بيش از هفت ماه از سال 1357 را در زندان بودم و از طريق ارتباطاتي كه با خارج از زندان برقرار شده بود , در جريان امور انقلاب قرار ميگرفتم ولي پس از آزادي از زندان و اوج انقلاب , بقيه سال را در متن و مركز انقلاب بودم و حضور مستمر و موثري داشتم , پس از پيروزي انقلاب هم با ادامه عضويت در شوراي انقلاب , طبعا با بسياري از امور جاري كشور و انقلاب ارتباط داشتم . اين ارتباط و تاثيرگذاري در سال 1358 بسيار زياد , وسيع و همه جانبه است .
وقايع و رخدادهايي كه به پيروزي انقلاب ختم شد , در اين كتاب قابل مشاهده است . نقش روحانيت و گروههاي اسلامي در حد ارتباطي كه من داشتم , بيان شده است . وضعيت گروههاي سياسي را نيز تا حدودي كه در جريان بوده ام , در بخشهاي مختلف خاطرات آورده ام .
خوانندگان ارجمند با مطالعه كتاب مي توانند عوامل همگرايي و وحدت گروههاي مختلف سياسي عليه رژيم خودكامه پهلوي را در روزهاي اوج گيري انقلاب و زمينه هاي افتراق و اختلاف آنها را در روزهاي بعد از پيروزي , مشاهده كنند و براي سئوالات و ابهاماتي كه درباره موضع گيريهاي سياسي و نيز عملكرد روحانيت مبارز در پس از پيروزي انقلاب مطرح شده است , پاسخي در خور بيابند.
ضمنا جريان هاي برگزاري همه پرسي هاي « تعيين نظام آينده كشور » و « تصويب قانون اساسي » و برگزاري انتخابات « مجلس خبرگان تدوين كننده قانون اساسي » , « اولين دوره رياست جمهوري » و « اولين دوره مجلس شوراي اسلامي » , مورد توجه قرار گرفته و كارنامه شوراي انقلاب و دولت موقت ارائه شده است .


خلاصه آنكه فكر مي كنم ذكر مهمترين وقايع آن روزها , براي نسل حاضر در صحنه انقلاب خاطره انگيز و براي نسل جوان امروز , آموزنده خواهد بود.
بديهي است اگر يادداشتهاي روزانه , آن گونه كه از سال 1360 انجام شد , براي سالهاي پراهميت 1357 و 1358 وجود داشت , مطمئنا كتابي بسيار پربارتر از آنچه تهيه شده است , به دست مي آمد.
سال 1359 نيز از حيث عدم يادداشت خاطرات روزانه , وضعي شبيه اين دو سال دارد , با اين تفاوت كه در سال پنجاه ونه رسم ثبت اسناد در كل كشور , وضع بهتري داشته و به خصوص از آن زمان كه كار مجلس شوراي اسلامي از تاريخ 7 خرداد سال 1359 آغاز شد و من به عنوان رئيس مجلس انتخاب شدم به خاطر ثبت و ضبط اسناد و نشر دقيق و كامل مذكرات و مصوبات مجلس , كار تنظيم خاطرات و كارنامه آسان تر و كتابش پربارتر خواهد بود.
در بخش ضمائم كتاب انقلاب و پيروزي نمونه هايي از اسناد ساواك كه مبين مبارزات مستمر و ديرينه آيت الله هاشمي رفسنجاني مي باشد , درج شده است .اولين سند , مربوط به مبارزات آيت الله هاشمي رفسنجاني در سال 1337 است . دراين سند مي خوانيم :
« محرمانه »
جناب آقاي نخست وزير
محترما به استحضار مي رساند. شهرباني همدان گزارش مي دهد. چون يكي از طلاب علوم ديني به نام اكبر هاشمي , دانش آموز حوزه علميه قم كه به همدان آمده بود در روزهاي تاسوعا و عاشورا مطالب تا اندازه اي تحريك آميز ايراد مي نموده , وسيله مامورين به شهرباني احضار و با پرونده امر تحويل پادگان گرديد. عده اي از علما و معتمدين شهر تقاضاي استخلاص نامبرده را نموده . چون مشاراليه تا اندازه اي خردسال بود و فرمانداري هم از وي تعهد و تضمين كرده كه منبعد رعايت مقررات را نموده و در آن شهر هم توقف ننمايد , مرخص شده است .
رئيس شهرباني كل كشور , سرلشگر علوي مقدم
در يكي ديگر از اسناد مندرج در كتاب مي خوانيم :
درباره ... علي اكبر هاشمي رفسنجاني فرزند علي شغل واعظ ...
نامبرده بالا , يكي از روحانيون افراطي و ناراحت مقيم شهرستان تهران مي باشد , به كرات مبادرت به فعاليت هاي مضره و اقدام عليه امنيت و مصالح كشور نموده و داراي سابقه محكوميت و بازداشتي مي باشد. علي هذا با توجه به اينكه تا حال تنبيهات مقرره در باره مشاراليه تاثيري نداشته و رويه نامطلوب خود را همچنان دنبال نموده است و وجود اين شخص در منطقه تهران موجب سلب آسايش عمومي است و احتمال ايجاد بلوا و آشوب از جانب وي وجود دارد , با ارسال خلاصه اي از پيشينه وي به پيوست خواهشمند است دستورفرماييد نسبت به تشكيل كميسيون امنيت اجتماعي و طرح موضوع و سوابق ياد شده نسبت به طرد وي اقدام و نتيجه به اين سازمان اعلام گردد.
رئيس سازمان اطلاعات وامنيت كشور ـ ارتشبد نصيري
گيرندگان :
1 ـ وزارت دادگستري , به منظور آگاهي و اقدام لازم .
2 ـ فرماندهي ژاندارمري كل كشور(ركن 2 ـ دايره اطلاعات ) , جهت آگاهي .
3 ـ رياست شهرباني كل كشور (اداره اطلاعات ) , به منظور آگاهي .
الف ) مذاكره شود.
ب ) آقاي ازغندي : مذاكره شود.
116 ـ46
آيت الله هاشمي رفسنجاني :
اگر از اين فرصت محدود , براي بيرون كشيدن حقايق تاريخي از سينه مبارزان نسل اول انقلاب و افراد موثر آن استفاده نشود و اقدامي شايسته براي ثبت و ضبط حقايق انقلاب صورت نگيرد , بيم آن مي رود كه بخشي از حقايق مهم تاريخ انقلاب مدفون شوند و به جاي آن بافته هاي دشمن بي پروا در قلب حقايق و يا خيال بافي هاي افراد بي اطلاع بنشيند.
هر چند كه در اين راه گامهائي ارزشمند از طرف تاريخ سازان نسل اول انقلاب و جمع زيادي از محققين و انديشمندان متعهد كشور برداشته شده است , وليكن در مقابل رويداد عظيم و ماندگار انقلاب اسلامي , قطعا كارهاي برجاي مانده , بسيار بيش از اينست كه به انجام رسيده است .