بسم الله الرحمن الرحيم
درباره قطعنامه دوشنبه 9 آذر شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي
اتمي نكات ناگفته زيادي وجود دارد كه مطرح كردن آنها به مسئولين پرونده
اتمي كشورمان براي درست برخورد كردن با طرف هاي درگير , كمك مي كند تا
از منافع ملي و مصالح كشور دفاع نمايند و ضايعات را به حداقل ممكن
برسانند. بعضي از اين ناگفته ها را در قالب چند نكته در اين مقاله ميآوريم .
اولين و مهمترين نكته اينست كه در برابر تصميم قطعي و حساب شده و
شيطاني غربي ها براي تجديدنظر در « ان . پي . تي » با توجه به سرگرمي هائي كه
اين قطعنامه براي ما بوجود ميآورد , فرصت زيادي نداريم . اين تجديدنظر
قطعا در بهار آينده صورت خواهد گرفت و همانطور كه روزنامه جمهوري
اسلامي در تاريخ 27 آبانماه گذشته تذكر داد , آمريكا و اروپا براي
انحصاري تر كردن فناوري هسته اي , حداقل دو محدوديت جديد و بسيار
مهم را بر اين پيمان اضافه خواهند كرد يكي ممنوعيت خروج اعضا از
پيمان و ديگري ممنوعيت برخورداري از چرخه سوخت يا غني سازي
اورانيوم براي كشورهائي كه تاكنون به آن دسترسي نيافته اند.
هرچند اين هر دو محدوديت با روح اساسنامه آژانس بين المللي انرژي
اتمي و حتي پيمان منع توليد و گسترش سلاح هاي اتمي « ان . پي . تي »
مخالف است , ولي آمريكا و اروپا هر كاري را كه براي انحصاري تر شدن
قدرت خود لازم بدانند انجام ميدهند همانگونه كه جعل حق وتو براي 5
كشور نيز خلاف فلسفه وجودي سازمان ملل است اما متاسفانه وجود دارد و
بسيار هم مورد سواستفاده قرار ميگيرد. فلسفه وجودي آژانس بين المللي
انرژي اتمي نيز كمك به كشورها براي رسيدن به فناوري صلح آميز
هسته ايست و پيمان منع توليد و گسترش سلاح هاي اتمي نيز براي جلوگيري
از توليد و گسترش سلاح هاي اتمي منعقد شده و هيچ مشكلي با فناوري
هسته اي ندارد , اما اكنون آمريكا و اروپا درصدد هستند كشورها و ملت ها را
از اين حق طبيعي و بسيار ارزنده محروم كنند و فناوري هسته اي را براي
هميشه در انحصار خود نگهدارند.
ايران , اگر در يكي دو ماه آينده برخورداري كامل از فناوري هسته اي و
بويژه چرخه كامل سوخت را براي خود تثبيت نكند با تجديدنظري كه در
« ان . پي . تي » صورت خواهد گرفت براي هميشه از چرخه سوخت محروم
خواهد شد . به نظر ميرسد هدف اصلي قطعنامه دوشنبه 9 آذر شوراي حكام
اينست كه ايران را براي هميشه از چرخه سوخت محروم كند. اينكه در اين
قطعنامه بر تعليق كامل و نامحدود غني سازي تكيه شده و همه تصميمات به
ميل و اراده آژانس موكول گرديده , در واقع نتيجه اي جز اين ندارد كه اين
تعليق مدتها ادامه يابد و غربي ها با استفاده از اين فرصت , تجديدنظر
مطلوب خود را اعمال نمايند و ايران را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند.
دومين نكته به سياست « به مرگ بگير تا به تب راضي شود » مربوط است
كه اروپائي ها در يكسال و نيم گذشته در جريان مذاكراتشان با ايران آنرا
دنبال مي كنند . اين سياست , در قطعنامه دوشنبه 9 آذرماه جاري با برجستگي
خاصي نمايان شد. سه كشور اروپائي ابتدا پيش نويس بسيار تندي تهيه
كردند و بعد از هفت دور مذاكره و چهار بار تغيير سرانجام آنچه را كه به
تصويب رسيد به شوراي حكام ارائه كردند. اينكه اعضا هيئت ايراني اين
قطعنامه را بسيار مثبت ميدانند به همين دليل است كه آنرا با آنچه ابتدا
پيشنهاد شده بود مقايسه مي كنند و طبيعي است كه در اين عرصه , خود را
پيروز احساس نمايند. اما واقعيت اينست كه اروپائي ها به آنچه ميخواستند
رسيدند و اين قطعنامه هدف اصلي آنها را كه محروم ساختن كامل و
نامحدود ايران از غني سازي بود تامين كرد.
مسئولان پرونده ايران بايد با هوشياري بيشتري به صحنه مذاكره بروند
و با فشارهائي كه براي گرفتن امتياز به طرف مقابل وارد مي كنند به او مجال
توسل به سياست « به مرگ بگير تا به تب راضي شود » را ندهند. اين ,
سياستي است كه ما بايد در پيش بگيريم و از حداكثر شروع كنيم تا بتوانيم به
ميزان قابل قبولي از حقوقي كه مقررات بين المللي براي ما در نظر گرفته است
برسيم . متاسفانه اكنون برعكس است , يعني وقتي قطعنامه شوراي حكام با
صراحت , ما را از غني سازي بطور كامل و نامحدود محروم مي كند , برطبل
شادي ميكوبيم و اين واقعه را يك موفقيت بزرگ ميناميم و از باده اين
پيروزي ! سرمست ميشويم و به همديگر تبريك ميگوئيم !
و سومين نكته آنكه مسئولان پرونده ايران بايد از اهرم هاي تبليغاتي و
همينطور تخلفات آژانس و آمريكائي ها و اروپائي ها حداكثر بهره برداري را
براي تحت فشار قرار دادن آنها و امتياز گرفتن از آنها بعمل آورند.
همانطور كه رسانه هاي غربي همزمان با مذاكرات اروپائي ها با ايران و
اجلاس شوراي حكام به فضاسازي عليه ايران و به نفع غرب و آژانس
مي پردازند , مسئولان پرونده ايران نيز بايد از رسانه هاي خودي براي تحت
فشار قرار دادن غربي ها و آژانس بهره برداري كنند. متاسفانه نه تنها چنين
كاري صورت نمي گيرد بلكه اين توقع وجود دارد كه رسانه ها حتي اقدام به
نقد عملكرد هيئت مذاكره كننده نيز نپردازند! علاوه براين , بعضي از اعضا
هيئت مذاكره كننده تلاش مي كنند نقد كنندگان را جنگ طلب معرفي كنند و
راه را براي كوتاه آمدن بيشتر در برابر زياده خواهي هاي غرب هموار نمايند.
تلويزيون هرچند اين روزها درحال تجديدنظر در شيوه اطلاع رساني خود در
اين زمينه است اما هنوز در اختيار تبليغات يكطرفه هيئت مذاكره كننده قرار
دارد و اين به مصلحت كشور و خود تلويزيون كه بايد منعكس كننده
واقعيت ها و نقد كننده عملكردها باشد نيست .
اهرم هاي ديگري از قبيل چشم پوشي آژانس بين المللي انرژي اتمي
نسبت به زرادخانه اتمي رژيم صهيونيستي , ناديده گرفتن تخلفات آمريكا و
ساير كشورهاي صاحب سلاح هاي اتمي از پيمان منع توليد و گسترش
سلاح هاي اتمي كه آنها را موظف به نابود ساختن اين سلاح ها مينمايد ولي
آنها بجاي نابود ساختن هر روز آنها را گسترش و افزايش ميدهند , اتخاذ
سياست هاي دوگانه نسبت به كشورها كه نمونه اي از آنرا در همين اجلاس
اخير در مورد ناديده گرفتن غني سازي 77 درصدي كره جنوبي مشاهده
كرديم و آلت دست آمريكا بودن آژانس بين المللي انرژي اتمي , وجود دارند
كه مسئولان پرونده اتمي ايران ميتوانند از اين اهرم ها براي وادار كردن
آمريكا و اروپا و آژانس به عقب نشيني و احقاق حقوق قانوني ايران
بهره برداري نمايند ولي متاسفانه چنين كاري صورت نمي گيرد. استفاده از
اين اهرم ها قطعا با حمايت ساير كشورها نيز همراه خواهد شد و از كارائي
زيادي برخوردار خواهد شد و به مسئولان پرونده اتمي ايران براي تثبيت
حقوق ملت ايران و جلوگيري از تحقق توطئه هاي آمريكا و اروپا كمك
زيادي خواهد كرد.

|