روزنامه جمهوري اسلامي 10/09/1383 صفحه عقيدتي

* مبارزات استقلال طلبانه شهيد مدرس
يادي از پدر بزرگوار
استفتائات
تقليد(2 )
مبارزات استقلال طلبانه شهيد مدرس




اشاره
دهم آذر مصادف است با سالروز شهادت عالم نستوه و وارسته و يكي از الگوهاي بزرگ مبارزه با « استعمار خارجي » يعني شهيد آيت الله سيد حسن مدرس , يكي از ابعاد و جلوه هاي مبارزات ضد استعماري اين روحاني آزاده در مجلس قانونگذار كشور به تجلي و عينيت درآمد. به همين مناسبت به گوشه هايي از اين مبارزه وقفه ناپذير اشاره مي نمائيم .

با انتخاب نمايندگان تهران و ولايات از سوي مردم و گردآمدن انتخاب شوندگان در تهران , مقدمات تشكيل مجلس دوم فراهم شد. جلسه افتتاحيه مجلس عصر روز دوشنبه اول ذيقعده 1328 هـ . ق با خطابه احمد شاه قاجار گشايش يافت و در حقيقت اولين جلسه رسمي دوره دوم مجلس در روز سه شنبه دوم ذيقعده 1328 هـ . ق با حضور 62 نفر از نمايندگان ملت تشكيل شد و به انتخاب هيات رئيسه خود پرداخت .
اما شهيد مدرس در بدو تشكيل و افتتاح مجلس دوره دوم حضور نداشت پس از 194 جلسه در تاريخ 28 ذيحجه الحرام 1328 هـ . ق در مجلس حضور يافت و رئيس مجلس در جلسه 195 در اين باره چنين بيان داشت :
خدمت آقاي مدرس با كمال مسرت به جهت ورودشان به مجلس شوراي ملي عرض تبريك مي گويم و دعوت مي كنم به موجب قانون اساسي مراسم قسم را به عمل بياورند. »
مدرس در جواب گفت : بنده هم تشكر مي كنم و حاضر هستم , در اين موقع سيد حسن مدرس به محل نطق آمده , مطابق صورت قسمنامه اصل 11 قانون اساسي قسم ياد نموده , ورقه قسمنامه را امضا نمود.
اولين مرتبه كه شهيد مدرس به ايراد نطق پرداخت روز شنبه 19 محرم الحرام 1329 هـ . ق در جلسه دويست مجلس بود و ما از اين جلسه مدرس را به عنوان عالم طراز اول و ناظر بر قوانين مجلس مشاهده مي كنيم و اثر پربركت اين الگوي فضايل انساني را نظاره گر هستيم كه نه تنها مجلس دوم كه مجالس بعد تا دوره ششم تحت تاثير وجود تابناك اوست . آن شهيد به گفته خودش كه مي گويد « خواندن و شنيدن تاريخ برايم روشن كرد كه بايد به علم سياست بيشتر انديشيد , علم تاريخ و علم سياست مكمل يكديگرند. » بايد در چنين مجلس كه مظهر آرمانهاي مردم مسلمان ايران است و امت مسلمان براي تاسيس آن جانفشاني كرده , ثابت و استوار بايستند و مهربانانه از حريم اسلام و حاكميت امت مسلمان دفاع كند.
مجلس دوم در حقيقت گشايش ميدان مبارزه پارلماني و سياسي مدرس بود. اين مجتهد عاليقدر وقتي قدم به ساحت مجلس گذاشت اغلب گمان مي كردند شايد وي يك روحاني معمولي است و با آنكه آوازه مبارزاتش را در اصفهان با عوامل ستم و زورگويي و نفاق كم و بيش شنيده بودند , نمي توانستند باور كنند كه اين سيد لاغر اندام با عصاي چوبي و لباس كرباسي بزودي تمام عوامل را بدست گرفته , و در بحث و استدلال كسي حريفش نمي شود.
در همين زمان روسها در آذربايجان از هر گونه ستم به مردم روي گردان نبودند , حتي براي دستگيري و مجازات ستارخان و باقرخان تلاش مي كردند و درصدد بودند تا آنان را همچون ثقه الاسلام تبريزي به قتل برسانند. طرفداران محمد علي شاه با تحريك روسها در نواحي اردبيل و ميان ايلات و عشاير دست به فعاليت زده , از مردم امنيت و آسايش را سلب نمودند. در فارس و خوزستان صولت الدوله به موجب نداشتن حسن تفاهم با سردار اسعد بختياري و امير مفخم , همراه با شيخ خزعل زمينه عصيان و آشوب را فراهم كردند.
دستهاي مرموز از نواحي شمال و جنوب روز به روز بر ناامني افزودند. مجلس در مقابل سه نيروي مخرب و توطئه برانگيز هجوم قواي روس در شمال , ورود قواي انگليس از هند به ايران به بهانه حفظ اتباع خود و اختلافات داخلي , قرار گرفت . با از خود گذشتگي نمايندگان و حمايت بي دريغ مردم , مجلس دوم توانست نقش سياستهاي استعماري و آشوب داخلي را بظاهر فرونشاند ولي خود گرفتار مشكلاتي شد كه موجوديت مجلس را تهديد نمود. غرب زدگان باتوجه به فرهنگ پارلماني اروپا در مجلس نفوذ كردند و دو گروه تندروها را زير لواي حزب دموكرات و ميانه روها را زير پرچم حزب اعتدال تشكيل دادند كه محصول اين جناح بندي و پاشيدن بذر تفرقه جز ناامني و ايجاد خونريزي و كشتار عده اي ثمر ديگري نداشت . گروه سوم نيز آزاد و منفرد بودند. شهيد مدرس با درايت و تيزبيني و استدلال قوي خود كوشيد تا اين غوغاي اسف انگيز را خاموش كند و در مقابل اين سه گروه بايستد. او عضو هيچ كدام از اين جناحها نبود ولي شخصيت والايش ايجاب كرد كه هر گروهي براي تقويت و موجه نمودن تشكيلات خود , آن وجود والا را به خود منسوب كند , غافل از آنكه مدرس معتقد بود : « طبيعت (فطرت ) و عقل بشر , براي تعظيم و تسليم (به اين و آن ) خلق نشده است , اگر زانوها (پيش اين و آن ) خم مي شوند مسلما از عقل و طبيعت (فطرت ) سرپيچي كرده اند. »
مخالفت با اولتيماتوم روس
موقعيت حساس ايران , بي كفايتي زمامداران و نفوذ كامل سياست خارجي و بي خبري سلاطين قاجار اين فرصت را فراهم ساخت كه ايران در معرض تجزيه قرار گيرد و در فرصتهاي مناسب قسمتهايي از آن جدا گردد. چنانچه در معاهده « گلستان » و « تركمنچاي » بخشهايي از نقاط شمالي كشور از ايران جدا و به روسيه منضم گرديد. دخالت بيگانگان به حدي رسيد كه ناصرالدين شاه گفت :
« مي خواهم به شمال مملكت بروم سفير انگليس اعتراض مي كند , مي خواهم به جنوب بروم سفير روس اعتراض مي كند. اي مرده شوي اين مملكت را ببرد كه شاه حق ندارد به شمال و جنوب مملكت مسافرت نمايد. »
دخالت بيگانگان حتي در امور شخصي شاه هم ديده مي شود.
آلمانيها بندري را در خليج فارس اجاره كردند و راه مستقيمي را از هامبورگ تا اين بندر در نظر گرفتند و مدرسه آلمان تاسيس كردند. تركان عثماني كه متحد آلمان بودند در اواخر سال 1284 هـ . ش نواحي شمال ايران و اطراف درياچه اروميه را اشغال كردند. اين وضع موجب آن شد كه انگليسيها و روسها موافقتنامه اوت 1907 م (1286 هـ . ش ) را در مورد تقسيم مناطق خود در ايران منعقد كنند.
ائتلاف اين دو قدرت رقيب , ايران را به سه منطقه تقسيم كرد : منطقه شمال تحت سلطه روسيه , منطقه جنوب تحت اختيار انگليس و منطقه مركز كه بي طرف ماند. با اين پيمان كشوري مستقل به وسيله دو قدرت متجاوز هدف غارت رسمي قرار گرفت . انعقاد اين قرارداد مردم را به هيجان آورد واعتراض از هر سو بلند شد و مجلس به مخالفت با آن برخاست .
دولت روسيه پيوسته تعهداتي مخالف استقلال ايران مي خواست . از جمله اين رفتار استعماري مساله اولتيماتوم به ايران بود. كارشناسي به نام مورگان شوستر به مدت سه سال به عنوان خزانه دار كل كشور استخدام و مامور امور مالي ايران گرديد.
در اينجا بود كه كينه توزي دولت روسيه بروز كرد و اولتيماتوم ننگين ذيحجه 1329 هـ . ق را با همداستاني دولت انگليس تنظيم كرد و آن را مانند تير خلاصي بر پيكر استقلال نيمه جان ايران خالي كرد. مواد اين تهديد ننگين به قرار زير است :
1 ـ دولت ايران مستر شوستر خزانه دار كل را معزول كرده , از خدمت خود اخراج نمايد.
2 ـ دولت ايران متعهد شود كه از اين تاريخ به بعد بدون رضايت روسيه وانگلستان مستشار و مستخدم از كشورهاي ديگر استخدام نكند.
3 ـ مخارجي كه دولت روس براي لشكر كشي به خاك ايران تحمل كرده , بايد توسط دولت ايران پرداخته شود. دولتين براي دريافت جواب تنها 48 ساعت وقت تعيين مي كنند و تهديد مي نمايند در صورتي كه دولت ايران در ظرف اين مدت مواد اولتيماتوم را قبول نكند , قزاقان روس به سوي قزوين پيشروي خواهند كرد و سراسر ايران را اشغال خواهند نمود.
علت مخالفت مزبور اين بود كه شوستر مشغول رسيدگي به امور مالي ايران بود و ادامه فعاليت وي منافع و امتيازات و در نتيجه نفوذ سياسي روس و انگليس را قطع مي نمود , در ضمن از مالكان بزرگ , شاهزادگان و اشراف كه وابسته به روس و انگليس بودند ماليات گرفته مي شد. چنانچه شوستر اموال و املاك برادر محمدعلي ميرزا (شعاع السلطنه ) را كه تابع روسها شده بود ضبط نمود.
در مجلس دو نفري كه بيش از همه در مقابل اين اولتيماتوم شوم به مقابله برخاستند , شهيد خياباني و آيت الله مدرس بودند.
اواخر دوره دوم مجلس بود كه قدرت طلبي روسيه تزاري به حد اعلاي خود رسيد و قواي نظامي آن در بخشهايي از ايران تمركز يافت و اگر انتخابات دوره سوم برگزار مي شد نمي توانست جلو اين مداخله و نفوذ روزافزون را بگيرد. بر اين اساس شهيد مدرس به فكر آن افتاد كه تا انتخابات روند طبيعي خود را بيابد , مجلس را تمديد كند. از اين رو رسما در جلسه 321 از ادامه فعاليت مجلس دوم طرفداري كرد . اما در اين ميان دولت روسيه تزاري به ايران اولتيماتوم چهل وهشت ساعته داد. مدرس با پذيرش آن مخالف بود و مجلس نيز با اين حركت مخالفت نمود.
حضرت امام خميني (قدس سره ) به اين موضوع چنين اشاره دارند :
« ... يك اولتيماتوم درهمان وقت دولت روسيه فرستاد براي ايران و سربازش هم تا قزوين آمدند و آنها از ايران يك مطلبي را مي خواستند كه تقريبا اسارت ايران بود و مي گفتند بايد از مجلس بگذرد. آن را به مجلس بردند و همه اهل مجلس ماندند كه چه بايد بكنند. در يك مجله خارجي نوشته است كه يك روحاني با دست لرزان آمد پشت تريبون ايستاد و گفت حالا كه ما بناست از بين برويم , چرا خودمان از بين ببريم خودمان را راي مخالف داد بقيه جرات پيدا كردند و راي مخالف دادند , رد كردند اولتيماتوم را , آنها (روسها) هم هيچ غلطي نكردند. »
شيخ محمد خياباني نيز همچون صاعقه اي سكوت مجلس را در هم شكست و در مخالفت با اين حركت تجاوزكارانه گفت :
« بعضي سوالاتي است كه جواب آنها از زمانهاي بسيار قديم داده شد و احتياج به جواب مجددي ندارد چنانكه اگر از ملتي سوال شود آيا حاضر هستي آزادي و استقلالت را از دست بدهي , مسلما در جواب خواهد گفت : هيچ قدرتي حق ندارد آزادي واستقلال مرا سلب كند. اميدوارم دولت روس اولتيماتوم خود را پس بگيرد و ملت ايران را از خود نيازارد »
حاج آقا شيخ محمد تقي نجفي نيز در مورد ننگ قبول اولتيماتوم , تلگرافي به تهران زد كه متن آن چنين است :
حضرت حجه الاسلام آقا صدرالعلما دامت بركاته . توسط حضرتين آقاي مدرس و آقاي حاج امام جمعه و... ـ سلمهم الله تعالي ـ به اسلام فروشان اطلاع بدهيد كاري نكنند كه از اسلام خارج شوند. اخبار موحشه از خارجه و داخله مي رسد. در چنين حادثه عظيمه كه اسلام در خطر و مسلمانان اسير كفار مي شوند بدون تصويب عموم علما وناظرين قوم اختتام ندهند. ايران زير بار ننگ نخواهد رفت , اسلام از مسلمانان ياري مي طلبد , باعث خواري آن نشوند. اقل دعا گويان ملت اسلام , محمد تقي نجفي 2 جدي 1320 هـ . ق »
انتشار خبر اولتيماتوم , تهران را تكان سختي داد , مدارس تعطيل شد , بازاريان و كسبه از كار دست كشيدند , وزارتخانه ها و مراكز تجاري تعطيل گرديد. مرد و زن , كوچك و بزرگ به خيابانها ريختند هزاران زن كفن پوش با ناله و افغان در ميان مردم ديده شدند. و اين يكي از مهمترين مراحل حضور زنان ايران در وقايع سياسي اجتماعي است .
پس از نطق شديد مدرس و خياباني و مخالفت مردم و تظاهرات آنان , در مجلس رسمي موفق نشدند براي جواب دادن به دولت روس تصميمي اتخاذ كنند. روسها از قدرت مجلس نگران شدند و مخالفت خود را چنين اظهار كردند :
« مسيو (نراتوف ) جانشين وزير خارجه روس با مستر « اوبرون » نماينده سياسي انگليس در پترسبورغ درباره كارهاي ايران گفتگو كرده و از نيرومندي مجلس شوراي ايران و بيداري كارهاي سياسي رنجيدگي نموده , مي گفت : بايد مجلس انجمني باشد كه به كار قانونگذاري پردازد (از سياست بركنار باشد!) و نيز مي گفت : بايد مجلس سنا باز نمود. اختيار نايب السلطنه (ناصر الملك ) را بيشتر گردانيد. »
(منبع : كتاب شهيد مدرس , ماه مجلس ـ غلامرضا گلي زواره )
شهيد مدرس عالم طراز اول و ناظر بر قوانين مجلس بود و وجود تابناكش براي همه الگوي فضايل انساني بود. او با جانفشاني , ثابت و استوار ايستاد و از حريم اسلام و امت مسلمان دفاع نمود.
حضرت امام خميني :
يك اولتيماتوم در همان وقت دولت روسيه فرستاد براي ايران ... آنها از ايران يك مطلبي را مي خواستند كه تقريبا اسارت ايران بود و مي گفتند بايد از مجلس بگذرد. آن را به مجلس بردند و همه اهل مجلس ماندند كه چه بايد بكنند. در يك مجله خارجي نوشته است كه يك روحاني با دست لرزان آمد پشت تريبون ايستاد و گفت : حالا كه ما بناست از بين برويم , چرا خودمان از بين ببريم خودمان را راي مخالف داد , بقيه جرات پيدا كردند و راي مخالف دادند , رد كردند اولتيماتوم را.

يادي از پدر بزرگوار


پدر بزرگوارم (مرحوم حاج محمدحسين مطهري رحمه الله عليه ) , از وقتي كه يادم مي آيد (حداقل از چهل سال پيش ) من مي ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمي گذاشت كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تاخير بيفتد.
شام را سرشب مي خورد و سه ساعت از شب گذشته مي خوابيد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و در شب هاي جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مي شد. و حداقل قرآني كه مطالعه مي كرد , يك جز بود. و با چه فراغت و آرامشي نماز شب مي خواند.
در سالهاي اخير با وجود اينكه تقريبا صد سال از عمرش مي گذشت هيچ وقت من نديدم كه يك خواب ناآرام داشته باشد , اين همان لذت معنوي بود كه وي را اين چنين نگه اش مي داشت .
يك شب نبود كه پدر و مادرش را دعا نكند. يك نامادري داشت كه خيلي به او ارادت داشت , هر شب به او نيز دعا مي كرد. خويشاوندان و ذيحقان و بستگان دور و نزديكش را همچنين از ياد نمي برد , حتي يك شب هم نشد كه همه آنها را دعا نكند , اين ها دل را زنده مي كتد.
آدمي كه بخواهد از چنين لذتي بهره مند شود , ناچار بايد لذتهاي مادي را تخفيف بدهد تا به آن لذت عميق تر الهي معنوي برسد.
(به نقل از حكايتها و هدايتها در آثار استادشهيد مرتضي مطهري )

استفتائات
تقليد(2 )


سوال : آيا تقليد لازم است كه مقدم بر عمل باشد و آيا اگر كسي مقارن عمل تقليد نمايد صحيح است يا خير
آيت الله فاضل لنكراني : تقليد همان عمل با استناد به فتواي مجتهد است .
سوال : عمل بدون تقليد آيا مطلقا باطل است يا بطلانش در صورتي است كه مطابق با تقليد صحيح نباشد
آيت الله صافي گلپايگاني : عمل بدون تقليد در صورتي محكوم به صحت است كه مطابق با فتواي مجتهدي باشد كه فعلا وظيفه تقليد از اوست .
آيت الله نوري همداني : اگر طبق فتواي مجتهدي كه مي بايست از او تقليد كند , باشد صحيح است .
سوال : شخصي ده سال بدون تقليد عبادت مي كند , عبادتش چگونه است
آيت الله مكارم شيرازي : بايد هم اكنون تقليد كند و آنچه مطابق دستور مرجع فعلي او واقع شده صحيح است و غير آن را بايد اعاده كند.
سوال : كسي كه از يادگيري مسائل شرعيه مبتلا به خودداري مي كند آيا گناهكار محسوب مي شود
آيت الله بهجت : وجوب يادگيري از باب مقدمه است و مجازات , از جهت ترك واجب و انجام حرام است .
آيت الله ميرزاجواد تبريزي : چنانچه از جهت يادنگرفتن مسائل مورد ابتلا واجبي را ترك كند يا حرامي را مرتكب شود معذور نيست , والله العالم
آيت الله سيستاني : اگر راه احتياط را انتخاب نكند و مطمئن نباشد كه مخالفت حكم الزامي پيش مي آيد گناه است .
آيت الله صافي : بلي , گنه كار است , والله العالم
آيت الله خامنه اي : اگر عدم يادگيري , منجر به ترك واجب و يا فعل حرام گردد گناهكار خواهد بود.