
مقاله اي به قلم : فهمي هويدي نويسنده و محقق مصري
اعتصاب اسرا ادامه دارد اما آيا اعراب به جز سخنراني با انتشار بيانيه و
اعلام همبستگي و درخواست از جامعه جهاني براي تلاشي جهت تحقق
خواسته هايشان كار ديگري از دستشان برنمي آيد .
بايد اعتراف كرد كه واكنش ضعيف كشورهاي عرب در قبل جنگ
شكم هاي خالي كه بيش از 8 هزار اسير فلسطيني روزهاست آن را آغاز
كرده اند نمايانگر رخوت و سستي در امت عرب است . چرا كه تنها در چند
پايتخت عربي همايش ها و تظاهرات نمايشي برگزار و بيانيه هايي در
محكوميت اقدامات اسرائيل صادر شد و از جامعه جهاني و سازمان هاي
بين المللي خواسته شد تا براي نجات اسرا از وضعيتي كه در آن بسر مي برند
تمام تلاش خود را بكار گيرند.
شكي نيست كه تظاهرات و اعتراض از نظر تبليغاتي بسيار خوب است
اما سوال اين است كه چرا حرف و سخن به عمل تبديل نمي شود و چرا ما
خود حرف مي زنيم اما از ديگران مي خواهيم عمل كنند مساله نگران كننده
آن است كه برگزاري تظاهرات و همايش فقط جنبه تبليغاتي و حالت رفع
تكليف داشته باشد.
نمايندگان يكي از احزاب سياسي مصر دو يادداشت بسيار شديداللحن
در زمينه موضوع اسرا آماده كردند كه يكي از آنها را به دبيركل اتحاديه عرب
و ديگري را به نماينده دبيركل سازمان ملل متحد در قاهره تسليم كردند! در
يادداشت اول از دبيركل اتحاديه عرب خواسته شده بود كه براي واداركردن
جامعه جهاني به تحت فشار قراردادن رژيم صهيونيستي براي بهبود
وضعيت اسراي فلسطين تمام تلاش خود را بكار گيرد و در يادداشت دوم نيز
سازمان ملل متحد به عنوان مسئول جان هزاران اسير در بند رژيم
صهيونيستي شناخته شد!!!. اما از همه جالب تر آنكه در اين پيام اقدامات
اسراييل نقض تمام موازين و معاهدات بين المللي اعلام و از سازمان
بهداشت جهاني خواسته شده بود براي نجات جان اسرا دست به اقدامات
لازم بزند.
اين حزب سپس با حضور صدها نفر از اعضاي خود همايشي ترتيب داد
كه در آن تني چند از سياستمداران , هنرمندان و شعرا با اسراي
اعتصاب كننده اعلام همبستگي كردند. اين مراسم تا نيمه شب به طول
انجاميد و آنگاه همه با ضميري آرام و درحالي كه اداي تكليف كرده بودند به
خانه هاي خود بازگشتند!!!.
به طور حتم آنچه در قاهره انجام شد در دمشق , امان و بيروت نيز تكرار
مي شود. اين بدان معناست كه تلاش براي اسرا فقط به مسائل تبليغاتي و
اطلاع رساني و اعلام همبستگي و همدردي محدود مي شود و اقدامي عملي
صورت نخواهد پذيرفت .
البته منظور من همه نيستند بلكه آنهايي هستند كه در قبال اين موضوع
بي تفاوت رفتار مي كنند گويي كه هيچ ارتباطي به آنها ندارد. آنهايي كه از
عمليات شهادت طلبانه ابراز تاسف كرده و حسرت خون اسراييلي ها كه گاهي
بر زمين مي ريزد را مي خورند اما رود خروشان فلسطينيان را كه بيش از نيم
قرن است جريان دارد , نمي بينند. آنهايي كه مقاومت مسلحانه در برابر
اشغالگران را كه در منشور ملل متحد جاي شمرده شده تروريسم و رفتار به
دور از تمدن مي خوانند و همواره خواستار مبارزه غيرنظامي , مسالمت آميز و
بدون خشونت هستند. اين همان ديدگاه برخي فرهنگيان و عمده سازمان هاي
به اصطلاح مدافع حقوق بشر و جامعه مدني است كه از سوي غربي ها
حمايت مي شود.
اعتصاب كنندگان درون قفس هاي اسراييل و تحت كنترل شديد نظاميان
صهيونيست قرار دارند و خطري براي آنها به شمار نمي روند اما زندان بانها
براي شكستن اعتصاب آنها به سويشان حمله ور مي شوند. البته به جز
آمريكايي ها كه حامي رژيم تل آويو هستند كسي وجود ندارد كه بگويد
اسراييلي هاي مهاجم در زمان حمله در حال دفاع از خود
بوده اند!!!.
اعتصاب اسرا امري است كه نيازمند پشتيباني و تشويق داعيه داران
صلح و آرامش است اما همه آنها سكوت اختيار كرده و در تاييد آن و يا
تشويق طرف اسراييلي به برآورده كردن خواسته هاي اسراي فلسطيني در
زمينه بهبود وضعيت زندگي و برخورد با آنها به عنوان اسير جنگي حتي
كلمه اي نگفتند. چرا كه براساس حكم دادگاه لاهه انتقال اسراي جنگي به
داخل اسراييل يا محاكمه آنها در دادگاههاي اين رژيم به عنوان رژيم دشمن
و اشغالگر مجاز نيست .
پس با اين اوصاف آيا نبايد سكوت داعيه داران صلح و سازمان هاي
مدافع حقوق بشر در اين زمينه را به عنوان دعوت به تسليم در برابر اسراييل
قلمداد كرد
پيش از پاسخ به اين سوال بايد اعتراف كرد كه ما در زمينه پرونده اسرا
كوتاهي كرديم و آن را مورد توجه و در راس اولويت هايمان قرار نداديم . به
رغم وضعيت بد اسرا ما اين پرونده را مسكوت گذاشتيم . اسرا در بيانيه اي
كه به مناسبت آغاز اعتصاب خود صادر كردند براي آنكه مشكلات و
رنج هايشان را به خوبي در اذهان ترسيم كنند نوشتند كه در ابوغريب و
گوانتاناموي اسراييل بسر مي برند. اين مسائل زاييده ديروز يا امروز نيست
بلكه دستكم بيش از سه دهه از عمر آن مي گذرد. دنيا وقتي جنايات
رعب انگيز در ابوغريب و گوانتانامو را ديد بايد مي ايستاد و فرياد مي زد اما
اين كار را نكرد.

رنج ها و آلام 8 هزار اسير فلسطيني در زندان هاي رژيم صهيونيستي
علاوه بر سه هزار نفر ديگر كه اسير ارتش اشغالگر هستند نمونه اي از همين
جنايات است . اما حمله آمريكا به عراق و حوادث خطرناك پس از آن به
ويژه در يك سال اخير تمام توجهات و نگاهها را از اوضاع فلسطين منحرف
ساخت و اخبار آن را در درجه دوم قرارداد. حتي خود مساله حمله نيز مورد
توجه كشورهاي عرب قرار نگرفت . شرمنده ام كه بگويم بي توجهي كشورهاي
عرب به پرونده اسرا باعث شد تشكيلات خودگردان فلسطين نيز به اين
مساله بي توجه شده و آن را در جريان گفت وگو با اسراييل از قلم بيندازد.
در اين زمينه ذكر يك نكته ضروريست و آن اينكه اسراييلي ها در جريان
گفت وگوهاي اسلو از مزدوران فلسطيني خود استفاده كرده و آنها را همكار
ناميدند اما طرف فلسطيني حتي نتوانست مشكل اسرا را حل كند. نتيجه آن
شد كه مزدوران مورد عنايت و حمايت قرار گرفتند اما مبارزان و افراد
شرافتمند به زندان افتادند.
چقدر دشوار است انسان سخن يكي از آكادميست هاي فلسطيني را باور
كند كه در سال 1991 ميلادي يعني پيش از گفت وگوهاي اسلو در
نشست هايي كه با طرف هاي اسراييلي در لندن برگزار شد , شركت كرد. وي
گفت : اسراييلي ها در آن زمان براي آزادي زندانيان همزمان با آغاز اجراي
توافقنامه و تشكيل دولت ملي اعلام آمادگي كردند اما نمايندگان جنبش فتح
كه در نشست شركت كرده بودند خواستار تاخير در اين امر شدند زيرا به نظر
آنها خروج تعداد زيادي زنداني از زندان كه عمدتا از افراد جنبش حماس
هستند محاسبات و موازنه در داخل فلسطين را برهم زده و مي تواند بر سر
راه اجراي توافقنامه مانع ايجاد كند.
انتفاضه كنوني اسرا فقط اعتراض به توهين و آزار و اذيت هاي اعمال
شده از سوي صهيونيست ها در زندان هاي اسراييل نيست بلكه پيامي به
تشكيلات خودگردان فلسطين است كه هم اكنون دچار اختلافات داخلي و
چنددستگي شده است . البته دليل خاصي در دست نيست كه بتوان گفت
اسرا با انتفاضه خود قصد دارند با شكستن سكون موجود در منطقه وضعيت
خود را بهبود بخشند اما مي توان دريافت شرايط آغاز آن بسيار شبيه به
انتفاضه سال 1987 ميلادي است كه يكي از عوامل آن بي توجهي كنفرانس
سران اتحاديه عرب در اما به پرونده فلسطين بود.
انتفاضه اسراي فلسطين علل و عوامل زيادي دارد اما نبايد فراموش كرد
كه مشكلات انساني , اسرا را بسيار خشمگين ساخته و اين مشكلات و رنجها
پس از پيمان اسلو و روي كارآمدن تشكيلات خودگردان فلسطين ابعاد
تازه تري به خود گرفت زيرا تا پيش از اسلو , اسرا مي توانستند خانواده هاي
خود را به صورت منظم ببينند اما حال خانواده ها بايد براي اين كار مجوز
كسب كرده و به اصطلاح مراحل مختلف را پشت سربگذارند. حتي در
بسياري موارد مادران , پدران و فرزندان تا چند سال نمي توانند فرزندان خود
را ببينند.
اين درحالي است كه رژيم صهيونيستي به سبب تكميل ديوار حائل
خواهان اعمال تجربه نظام تبعيض نژادي (آپارتايد) در آفريقاي جنوبي است
كه جهان آن را سالها پيش محكوم كرد. نظامي كه پيش از فروپاشي سياسي از
نظر معنوي و اخلاقي سقوط كرد و به زباله دان تاريخ پيوست . باتوجه به اين
موضوع ميزان اهميت حكم دادگاه لاهه در غيرقانوني اعلام كردن ديوار حائل
مشخص مي شود. اين حكم ثابت كرد كه اسرائيل در كرانه باختري و نوار غزه
اشغالگر است و تمام شهرك ها و طرح هايش در اين مناطق غيرقانوني تلقي
مي شود. اين همان چيزي است كه برخي انديشمندان و حقوقدانان در
اسراييل نسبت به آن هشدار دادند (اين حكم سبب شد طارون گاندي » نوه
« مهاتما گاندي » رهبر فقيد هند كه رياست مركز « مبارزه با خشونت مهاتما
گاندي » در آمريكا را برعهده دارد حمله گسترده اي را عليه ديوار حائل و
اشغالگران صهيونيست آغاز كند).
انتفاضه اسراي فلسطيني فرصت ديگري را براي افشاي جنايات
صهيونيست ها در زندان هاي اين رژيم فراهم آورده كه نسخه مشابه جنايات
آمريكايي ها در ابوغريب و گوانتاناموست از اين رو رسانه هاي گروهي جهان
عرب مي توانند نقشي اساسي در اين زمينه ايفا كرده و موسسات فلسطيني و
كميته هاي بازگشت نيز قادرند با استفاده از اينترنت اينگونه اطلاعات را در
اختيار افكار عمومي قرار دهند.
افرادي كه با اسرا اعلام همبستگي مي كنند چرا به جاي سپردن مسئوليت
به ديگران , اعتصاب عمومي در جهان عرب و جهان اسلام را دستكم به
مدت يك روز درخواست نمي كنند تا بدين ترتيب جنايات صهيونيست ها را
در برابر افكار عمومي جهان رسوا سازند اگر اين افراد مي خواهيد همبستگي
واقعي خود را نشان دهند چرا در تحريم آكادميك و فرهنگي اسراييل شركت
نكرده و اين رژيم را به سبب مواضع غيرانساني , غيراخلاقي و غيرقانوني در
سرزمين هاي اشغالي محكوم نمي نمايند اما با كمال تاسف وقتي اسم تحريم
مي آيد برخي افراد دست و پايشان از شدت ترس به لرزه مي افتد.
بايد به يادآورد تابستان سال 2002 ميلادي را كه « هامااستيون » و
« هيلاري روز » دو آكادميست انگليسي با انتشار نامه اي سرگشاده در روزنامه
« گاردين » خواستار مجازات اسراييل از سوي نهادهاي فرهنگي و مطالعاتي
اروپايي و موسسه علوم اروپا ازجمله قطع كمك به اين رژيم به سبب عدم
پايبندي به قطعنامه هاي سازمان ملل متحد شدند. اين نامه در آن زمان به
امضاي 123 آكادميست انگليسي رسيد . اما پس از مدتي به شكل طوماري
درآمد كه هزاران نفر از آكادميست هاي كشورهاي مختلف جهان و حتي 10
آكادميست اسراييلي نيز آن را امضا كردند. در اين نامه همكاري آكادميك با
موسسات رسمي اسراييل ازجمله دانشگاههاي اين رژيم و همچنين شركت
در كنفرانس هاي علمي كه در اسراييل برگزار مي شود يا همكاري تحقيقاتي و
مشورتي مورد مخالفت قرار گرفت .
همزمان با اين اقدام , جمعيت ملي موسسات مطالعات عالي انگليس از
تمام موسسات مشابه خواست در روابط آكادميك خود با اسراييل
تجديدنظر كنند. اين روند تا آنجا پيش رفت كه جمعيت استادان
دانشگاههاي انگليس نيز راي به تحريم اعطاي كمك به دانشگاههاي اسرائيل
داد و در نتيجه شمار آكادميست هاي انگليسي شركت كننده در كنفرانس هاي
برگزارشده در اسراييل به ميزان چشمگيري كاهش يافت .
وقتي برخي انگليسي ها اينگونه مي انديشند و هزاران آكادميست نيز با
آنها همراه مي شوند آيا نبايد از خود خجالت بكشيم و بپرسيم آيا ما كاري
جز محكوم كردن و اعلام همبستگي با اسراي مسلمان و عرب فلسطيني از
دستمان برنمي آيد
اخبار مربوط به آلام و مصائب 8 هزار اسير فلسطيني در زندانهاي
رژيم صهيونيستي و 3 هزار اسير فلسطيني ديگر كه در چنگال نظاميان
اسرائيلي هستند , متاسفانه تحت الشعاع رويدادهاي عراق قرار گرفته
است
بي توجهي كشورهاي اسلامي نسبت به سرنوشت نامشخص هزاران اسير
فلسطيني در بازداشتگاه هاي اسرائيل سبب شده كه حتي تشكيلات
خودگردان فلسطيني نيز به اين موضوع بي اعتنا شود
وضعيت اسيران فلسطيني در زندانهاي اسرائيل با وضعيت اسيران
عراقي در بازداشتگاه ابوغريب و همچنين دستگيرشدگان بازداشتگاه
گوانتانامو شباهت دارد

|