روزنامه جمهوري اسلامي 07/09/1383 صفحه عقيدتي
جنگ جمل


افكار زنانه بر عايشه غلبه يافت و كينه ديرينه او را همچون كوره آهنگري بتافت , اگر از او مي خواستند تا آنچه را درباره من انجام داده است , با ديگري كند هرگز نمي پذيرفت و چنين نمي كرد...
آتش افروزان « جنگ جمل » به بهانه مكه از مدينه بيرون شدند. در حالي كه حرم و همسر رسول خدا(ص ) را به اين سو و آن سو مي كشاندند , چنانكه كنيز را فروشندگان آن به اطراف مي كشانند.
او را با خود به بصره بردند , در حالي كه زنان خويش را در خانه هاي امن خود نشاندند. كسي را كه رسول خدا(ص ) در خانه و پرده نگاهداشته بود و او را از چشم آن دو (طلحه و زبير) و چشمان ديگران باز داشته بود , به همگان نماياندند. آن هم به همراه لشكري كه يك تن از آنان نبود كه در طاعت من نباشد و دست مرا به ميل و رغبت خود به بيعت نفشرده باشد.
آنها به فرمانگزار من در بصره و خزانه داران و مردمي جز آنان , يورش آوردند : بعضي را با زجر و سختي كشتند و بعضي را با مكر و نيرنگ از پا درآوردند.
به خدا سوگند , آنها , اگر از مسلمانان جز يك تن را به عمد بي آنكه جرمي مرتكب شده باشد ـ نكشته بودند , كشتن همه آن لشكر بر من روا بود , چه آنكه آنها همگي حاضر بودند و از هلاكت مسلماني بي گناه جلوگيري نكردند و با دست و زبان به دفاع از وي برنخاستند.
(اين حال لشكري است كه تنها يك مسلمان توسط آنها كشته شده باشد) پس چگونه بر من روا نباشد كشتن لشكري كه به تعداد خود از جمع مسلمين كشته باشند !
(نقل از كتاب خاطرات اميرمومنان (ع ) انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم )