
سرانجام ياسر عرفات رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين پس از نزديك به
يك ماه دست وپنجه نرم كردن با بيماري مرموزي كه تاكنون علت آن مشخص
نشده و يا حداقل در اختيار افكار عمومي قرار داده نشده است در بيمارستان
نظامي « پرسي » پاريس درگذشت .
در اين ميان برخي گزارشها حكايت از مسموم كردن عمدي عرفات توسط
عوامل رژيم صهيونيستي دارد. اين احتمال از آنجا قوت گرفت كه گزارش هاي
پزشكي در فلسطين , اردن وفرانسه از وجود نوعي سم در خون عرفات خبر دادند.
« اشرف الكردي » پزشك مخصوص فلسطيني نيز خواستار كالبد شكافي پيكر
عرفات براي تشخيص علت مرگ وي شده است . پزشكان فرانسوي در روزهاي
اوليه بستري شدن عرفات اعلام كردند نوعي سم در خون وي مشاهده كرده اند و
حتي گزارش شد كه نمونه هايي از خون وي براي تعيين سم مذكور به آلمان و
آمريكا ارسال شده است . (1 ) با اينحال , پس از آن , خبري در اين مورد انتشار
نيافت و نتيجه آزمايشات مذكور تاكنون همچنان در هاله اي از ابهام قرار دارد.
علت مرگ عرفات هرچه باشد يك واقعيت مسجل است و آن اينكه , با مرگ
عرفات و خروج وي از صحنه سياسي , تحولات فلسطين چشم انداز تازه اي به
خود گرفته است . در اين ميان آينده تشكيلات خودگردان به عنوان ميراث سياسي
عرفات مورد توجه كارشناسان سياسي قرار گرفته است . براي بررسي موقعيت
حكومت خودگردان در دوران پس از مرگ عرفات , روند شكل گيري اين
تشكيلات را مرور مي كنيم .
تاسيس حكومت خودگردان
برگزاري اجلاس مادريد درباره فلسطين در سال 1370 را بايد سنگ بناي
تشكيلات خودگردان دانست . در اين اجلاس كه پس از به رسميت شناختن
موجوديت اسرائيل توسط سازمان آزاديبخش فلسطين با شركت رهبران ساف و
نمايندگان رژيم صهيونيستي برگزار شد , مقرر گرديد در ازاي پايان يافتن
اقدامات ضد اسرائيلي از سوي سازمان آزاديبخش فلسطين كه خود را نماينده
ملت فلسطين مي خواند , اسرائيل اجازه دهد اين سازمان در بخش هايي از
فلسطين اشغالي يك حكومت خودمختار تشكيل دهد. سپس در اجلاسي كه دو
سال بعد در شهر اسلو در نروژ برگزار گرديد طرفين در مورد محدوده اختيارات
حكومت آتي فلسطيني ها توافق كردند. براين اساس طرف فلسطيني اجازه يافت
در « نوار غزه و شهر اريحا » حكومت خود را تشكيل دهد . در 28 ارديبهشت سال
1373 نخستين گروه از پليس تشكيلات خودگردان در شهر اريحا تشكيل گرديد
و در سوم مرداد ماه همان سال ياسر عرفات رئيس ساف وارد غزه شد و رياست
تشكيلات خودگردان را به عهده گرفت .
تشكيلات خودگردان و شخص عرفات از همان ابتداي ورود به فلسطين
اشغالي در جهت تحكيم پايگاه قدرت خود اقدام به محدود كردن فعاليت
گروه هايي نمود كه با سياست هاي سازشكارانه مخالفت مي كردند. در همين
راستا , در ارديبهشت سال 1374 , تحت فشار اسرائيل و آمريكا حكومت
خودگردان اقدام به جمع آوري سلاح هاي موجود در دست فلسطيني ها كه براي
مقابله با صهيونيست ها استفاده مي كردند , نمود.
در چهارم خرداد ماه 1374 , شيمون پرز و عرفات توافق نامه ديگري در شهر
طاباي مصر امضا كردند . در دهم بهمن ماه 1374 عرفات از سوي مجلس
فلسطين به عنوان رئيس تشكيلات خودگردان انتخاب و در 22 بهمن ماه سوگند
ياد كرد.
در چهارم ارديبهشت 1375 شوراي ملي فلسطين در بيست و يكمين جلسه
خود در غزه , تغييراتي در بندهاي منشور ملي فلسطين ايجاد كرد. اين تغييرات در
پي فشارهايي صورت گرفت كه از سوي رژيم صهيونيستي و آمريكا اعمال مي شد
واشنگتن و تل آويو خواستار حذف بندهايي از منشور ملي فلسطين بودند كه در
آنها بر نابودي اسرائيل تشكيل شده بود و ايجاد رابطه با اين رژيم را رد مي كرد.
اين بندها در جلسه مذكور از منشور ملي فلسطين حذف گرديد.
اعلام رسمي شكست مذاكرات سازش موسوم به كمپ ديويد دوم را نيز بايد
از اتفاقات شاخص در عمر حكومت خودگردان دانست . اين مذاكرات كه با
وساطت كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا و با شركت عرفات و باراك در
جريان بود سرانجام در پنجم مرداد ماه 1379 بر سر بند مربوط به حاكميت بر
شرق بيت المقدس به شكست انجاميد.
روي كار آمدن شارون در 16 ديماه 1379 تشكيلات خودگردان را با چالش
جديدي مواجه ساخت . شارون كه با شعار سركوب اعتراض هاي فلسطيني ها و
تامين نظرات افراطي صهيونيستها سركار آمد از همان آغاز , تشكيلات خودگردان
را تحت فشار قرارداد تا مانع اقدامات ضد صهيونيستي مبارزان فلسطيني شود.
رژيم صهيونيستي در 23 آذرماه 1380 , پس از حمله به مقر ياسر عرفات , اين
محل را به محاصره نظامي در آورد كه تا زمان مرگ وي , اين محاصره ادامه يافت .
جايگاه اجتماعي حكومت خودگردان
اكنون سئوالي كه پس از گذشت يك دهه از تشكيل حكومت خودگردان در
اذهان مطرح است اين كه آيا حكومت خودگردان از چه جايگاهي در ميان
فلسطينيان برخوردار است . آيا اين حكومت مي تواند تحقق آرمان ملتي باشد كه
بيش از نيم قرن براي آزادسازي سرزمين خود مبارزه كرده است و يا حداقل
شايستگي نمايندگي مردم فلسطين در صحنه بين المللي را دارد آيا اصولا اين
تشكيلات قادر است وطني براي فلسطيني ها ايجاد كند
با امضاي قرارداد اسلو در سال 1372 , بسياري از ناظران با خوش بيني به
اين گمان افتادند كه دوران اختلافات اسرائيل و اعراب به سرآمده است . زيرا هم
اسرائيل به هدف خود يعني « امنيت و صلح » دست يافته و هم اينكه سازمان
آزاديبخش فلسطين توانسته است به نمايندگي از كليه فلسطيني ها حكومتي را
ايجاد كند. در اين زمان حتي اين فكر مطرح بود كه نيم قرن مبارزه قهرآميز
فلسطيني ها با اسرائيل نتيجه اي به بار نياورد و اين مذاكره بود كه توانست
فلسطيني ها را به تحقق خواسته هايشان اميدواركند. گرچه همان هنگام نيز اين
تفكر با مخالفت هاي شديدي از سوي برخي شخصيتها و گروهها مواجه بود و
آنها با استناد به پيشينه عملكرد صهيونيستها , هرگونه خوشبيني نسبت به آنان را
ساده لوحانه و دور از واقعيت مي دانستند با اينحال رهبران ساف رغبتي نسبت به
پذيرش اين اعتراضات نداشتند.
علل گرايش ساف به سازش
در مورد اينكه چرا اعراب و بخصوص فلسطينيان , حاضر شدند پس از نيم
قرن مبارزه و تلاش , در پشت ميزمذاكره با اسرائيل بنشينند نظرات گوناگوني
وجود دارد. حسنين هيكل روزنامه نگار معروف مصري عامل اصلي را كه باعث
شد صلح اعراب و اسرائيل به اين مرحله نزديك شود , فروپاشي اتحاد جماهير
شوروي مي داند . (2 )
ادوارد سعيد , متفكر و منتقد بزرگ اجتماعي ـ ادبي فلسطين نيز همچون
هيكل عقيده داشت ضعف اتحاد جماهير شوروي سابق و درگيري داخلي و
همچنين بحران اقتصادي ناشي از فروپاشي شوروي اين اختيار را از آن
امپراطوري سابق سلب كرد تا همچون سابق به نقش سنتي و حمايتي خود از
اعراب بپردازد . (3 ) نياز شديد شوروي سابق در آن زمان باعث گرديد كه آمريكا
در قبال اعطاي امتيازات مادي و اقتصادي اين كشور را در بعضي از سياستهاي
خود منجمله جنگ كويت و همچنين كشاندن شوروي به مذاكرات صلح همراه
سازد. علاوه بر تاثيري كه فروپاشي شوروي بر نزديك شدن فلسطينيان به
اسرائيل داشت , جنگ آمريكا و عراق سبب گرديد كه فلسطينيان و بويژه سازمان
آزاديبخش فلسطين از لحاظ مادي آسيب جدي ببيند. دراين جنگ , ياسرعرفات
در يك اشتباه سياسي به حمايت از صدام برخاست و حمايت او باعث گرديد كه
انزجار و عدم اعتماد از طرف اعراب راجع به فلسطينيان ايجاد گردد. عربستان
وكويت كه از تامين كنندگان مالي ساف بودند بخاطر حمايت عرفات از صدام ,
بسياري از كمكهاي خود را قطع نمودند كه اين حالت خود بخود باعث تنهايي
فلسطينيان و نزديك شدن تدريجي آنها به سوي سازش شد. سپرده هاي ساف در
بانكهاي كشورهاي نفت خير خليج فارس مسدود شد و اسطوره اي كه از ساف در
نزد كشورهاي عرب ساخته شده بود , در هم ريخت .
تا سال 1369 كه جنگ عراق عليه كويت به وقوع پيوست حجم كمكهاي
مالي كشورهاي نفت خيز خليج فارس به ساف , بالغ بر يك ميليارد دلار بود كه
علاوه بر قطع شدن اين كمك , بسياري از فلسطينياني كه در كويت مقيم بودند و
براي فلسطينيان ساكن سرزمينهاي اشغالي پول حواله مي كردند از كار بيكار شده
و تعدادي از آنها از كويت اخراج شدند. از سوي ديگر در پناه توجهي كه افكار
عمومي نسبت به بحران خليج فارس داشت , اسرائيل توانست بسياري از
يهوديان را از كشورهاي شوروي و اتيوپي راهي اسرائيل كند.
در اسرائيل نيز بوجود آمدن تحولاتي باعث گرديد كه اين رژيم نيز متقابلا به
سازش بينديشد و گامهاي اوليه را در اين راستا بردارد . در انتخابات سال 1371
اسرائيل , حزب كارگر به رهبري اسحاق رابين به پيروزي رسيد. انتخاب رابين از
حزب كارگر به نخست وزيري رژيم اسرائيل , باعث بوجود آمدن جوي خوش
بينانه و اميدواركننده در بين طرفداران سازش گرديد. گر چه حزب كارگر نيز به
اندازه حزب ليكود براي موجوديت و امنيت اسرائيل اهميت قائل است ولي
رابين معتقد بود كه بايد با ساف گفتگو كرد و ممنوعيت برقراري تماس با ساف را
لغو كرد. حزب كارگر همگام با بسياري از رهبران اسرائيل اعتقاد داشت كه اگر
اختلافات اعراب و اسرائيل به راه حل نهايي نرسد , جهان عرب و مخصوصا
فلسطينيان به سوي تندروي و بنيادگرايي بيشتري كشيده مي شوند. البته برخي ,
اين نظر را كه بر سر كارآمدن حزب كارگر در انتخابات سال 1371 يكي از دلايل
انعقاد قرارداد غزه ـ اريحا بود قبول نمي كنند و اعتقاد دارند كه حزب ليكود نيز
همچون حزب كارگر , به توافق كمپ ديويد دست يافته است و نمي توان يكي از
آنها را صلح طلب و ديگري را جنگ طلب عنوان كرد. آنها نظر خود را اينطور
استدلال مي كنند كه هر دو حزب , ماهيت و هدف واحدي دارند و تغيير شرايط
است كه يكي از احزاب را وادار مي سازد تا در بعضي مواقع چهره خشن و جنگ
طلب بخود بگيرد و مسائل امنيتي كشور , عامل زمان و مشكلات اقتصادي را از
جمله عواملي مي دانند كه حزب كارگر را به سوي مصالحه با سازمان آزاديبخش
فلسطين (ساف ) كشاند.
در رابطه با علل گرايش ساف , به سازش هنري كيسينجر , وزير امورخارجه
سابق آمريكا معتقد است كه امضاي پيمان غزه ـ اريحا به خاطر خستگي و تحليل
قوا و فرسودگي طرفين ميسر گرديد : فرسايش مادي از نقطه نظر ساف و فرسايش
رواني از نقطه نظر اسرائيل , هنري كيسينجر در مطلب خود به انزوا و تنها ماندن
ياسر عرفات اشاره مي كند كه زماني يكي از ثروتمندترين سازمانهاي آزاديبخش
جهان را اداره مي كرد ولي پس از جنگ خليج فارس تنها مانده بود . (4 )
اختلاف گروههاي فلسطيني با حكومت خودگردان
اختلاف گروههاي فلسطيني كه به گروه هاي مخالف سازش با اسرائيل
موسوم شده اند با حكومت خودگردان ريشه در باورهاي اعتقادي آنها در مواجهه
با رژيم صهيونيستي دارد. اين گروهها عقيده دارند اين رژيم هرگز با مذاكره به
خواسته هاي فلسطيني تن نخواهد داد و هيچ كس در اسرائيل به فكر صلح واقعي
نيست . اين گروهها معتقدند آنچه رژيم صهيونيستي در پي آن است دست يابي به
مصالحه با فلسطيني ها است بدون اينكه عملا امتيازي شاخص به فلسطيني ها
داده شود.
اين گروهها , حكومت خودگردان را يك تشكيلات سازشكار مي دانند كه
حاضر شده است از حقوق مسلم فلسطيني ها و يا حداقل بخش قابل ملاحظه آن
صرفنظر كند.
از سوي ديگر , گروههاي مخالف , حكومت خودگردان را يك تشكيلات
يكجانبه گرا و انحصار طلب مي دانند كه برخلاف وعده ها و شعارهايي كه مي دهد
اعتقادي به شركت دادن ساير گروهها در حكومت ندارد و اين انحصارطلبي به
حدي است كه همه اختيارات و مناصب اصلي در قبضه رئيس اين حكومت و
چند مسئول انگشت شمار است .
اين گروهها معتقدند , قراردادهايي كه با رژيم صهيونيستي امضا شده اين
حكومت را مقيد ساخته است در برابر مبارزات آزاديخواهانه گروههاي فلسطيني
بايستد و حتي در اين راستا به سركوب آنها پرداخته است . مخالفت باحكومت
خودگردان تنها به جنبه سياسي محدود نمي گردد. گردش مالي غيرشفاف و عدم
پاسخگويي به افكار عمومي در مورد نحوه هزينه بودجه هاي اين تشكيلات , از
جمله ديگر مواردي است كه اين گروهها را به اعتراض واداشته است .
فساد در حكومت خودگردان
همانگونه كه ذكر شد طي سالهاي اخير , رواج فساد اداري و مالي در حكومت
خودگردان مطرح بوده و مورد اعتراض برخي محافل سياسي قرار داشته است
. هجوم افراد معترض و مسلح به استانداري « جنين » در 10 مرداد ماه گذشته و به
آتش كشيدن استانداري را بايد زاييده گسترش اين پديده دانست . اين گونه
گروه ها مسلح خواستار ايجاد تغييرات اساسي در ساختار حكومت خودگردان و
بركناري افرادي كه به گفته اين گروهها به فساد اداري و اختلاس هاي مالي متهم
هستند , گرديد. گزارش هاي منتشره در باره حكومت خودگردان حاكي است روز
بروز بربدبيني افكار عمومي نسبت به عملكرد اين حكومت بخصوص فسادهاي
مالي وزرا و مسئولين بلندپايه افزوده مي گردد. ميزان اين فسادها بيش از صدها
ميليون دلار ذكر مي گردد(5 ) اين فسادها در حدي بود كه درپي افشا مفاسدي كه
در شركت « البحر » (6 ) بوقوع پيوسته ياسرعرفات آنرا ملي اعلام كرد و پس از
عزل مدير عامل آن « خالد اسلام » , شوراي پنج نفره را بعنوان شوراي مديريت
جديد اين شركت تعيين نمود. از طرفي كشور نروژ كه نقش بسيار فعالي بعنوان
ميانجي در امضاي توافقنامه سازش بين رژيم صهيونيستي و سازمان آزاديبخش
فلسطين ايفا نمود و مدتها رياست كميسيون ويژه ارتباط كشورهاي اعطا كننده
كمكهاي مالي به فلسطينيان را برعهده داشته است از تشكيلات خودگردان
خواست كه رسما در مورد سواستفاده از اموال عمومي فلسطينيان و كمكهاي
اعطا شده به آن تشكيلات توضيح بدهد. درخواست نروژ بر اساس گزارش
ششصد صفحه اي بود كه در آنها تعدادي از وزراي فلسطيني و كارمندان بلند پايه
تشكيلات خودگردان به سواستفاده از صدها ميليون دلار از اموال عمومي متهم
شدند . (7 )
از سوي ديگر در حالي كه مردم عادي فلسطين با شديدترين فشارهاي
اقتصادي دست به گريبان هستند مسئولين بلندپايه تشكيلات خودگردان از
اتومبيلهاي مدل بالا برخوردارند و در منازل بسيار مجلل سكونت دارند. منزل
ابومازن يامحمود عباس كه يكي از طرفين هيئت مذاكره كننده فلسطيني ـ
اسرائيلي بوده و اينك دبير كميته اجرايي ساف است و احتمال جانشيني اش
بجاي عرفات از همه بيشتر است , يكي از زيباترين منازل در منطقه الرمان
است , (الرمان يكي از مرفه ترين مناطق غزه است ) و با هزينه اي بيش از 2,5
ميليون استرلينگ ساخته شده است . روزي نيست كه كارگران مشغول پاك كردن
شعارهايي عليه ابومازن با اين مضمون كه وي بهاي فروش فلسطين را گرفته است
از ديوارهاي خانه اش نباشند. وي منزل مشابهي نيز در شهر رام الله واقع در كرانه
باختري ساخته است . همچنين عظيم ترين منزل در اختيار رئيس دستگاه امنيتي
غزه , محمد دحلان است كه از پنج طبقه روي زمين و دو طبقه زيرزمين تشكيل
شده و به گفته فلسطينيان حداقل داراي 80 اتاق مي باشد . اين موارد تنها به
دحلان يا محمود عباس ختم نمي شود و تجمل گرايي و فساد عارضه اي است كه
به اكثر مقامات فلسطيني سرايت كرده است . (8 )
چالش هاي پيش رو
مرگ ياسرعرفات به دليل نقش محوري و منحصر به فردي كه در رهبري
تشكيلات خودگردان داشت قطعا بر مسير آينده اين تشكيلات تاثير خواهد
گذاشت . اكنون حكومت خودگران با خروج عرفات از صحنه , همچون ساير
حكومت هاي فردگرا در جهان عرب , با بحران خلا قدرت مواجه است .گرچه
طبق اساسنامه اين حكومت , هم اكنون شخص رئيس مجلس فلسطين جانشين
موقت عرفات شده است و قرار است در بيستم دي ماه انتخابات براي تعيين
جانشين رسمي عرفات برگزار شود ولي ناظران سياسي معتقدند هيچيك از
مقامات حكومت خودگردان از جمله روحي فتوح (رئيس مجلس
فلسطين ) , محمود عباس (رئيس ساف و نخست وزير پيشين حكومت
خودگردان ) , احمد قريع (نخست وزير فعلي حكومت خودگردان ) مروان برغوثي
(دبير جنبش فتح كه در حال حاضر در زندان اسرائيل به سر مي برد) , حيدر
عبدالشافي (سياستمدار و رئيس سابق هيات مذاكره كننده با اسرائيل ) , محمد
دحلان (وزير پيشين امنيت داخلي اين حكومت ) , جبريل رجوب ( دبير شوراي
امنيت ملي فلسطين ) , فاروق قدومي (سياستمدار كهنه كار و رئيس جديد جنبش
فتح ) و حنان عشراوي (سياستمدار با سابقه فلسطيني ) كه هم اكنون به عنوان
جانشينان احتمالي عرفات مطرح هستند از وزن , توان و پايگاه مردمي كافي براي
تسلط كامل بر صحنه سياست فلسطين برخوردار نيستند.
اين در حالي است كه هفته گذشته دو گروه جهاد اسلامي و حماس در
خواست حكومت خودگردان داير بر شركت در انتخابات آتي را در كردند كه با
توجه به ميزان نفوذ اين دو گروه در ميان فلسطيني ها , اين تحول مي تواند ضربه
سنگيني به اين حكومت تلقي گردد و از هم اكنون , نشانه اي از عدم توفيق اين
حكومت در فرماندهي بحران هاي آتي تلقي شود. هر چند اكثر گروههاي فلسطيني
معتقدند هرگونه تفرقه در ميان صفوف فلسطيني ها موجب خرسندي
صهيونيستها در مقطع فعلي خواهد شد ولي اين عامل نمي تواند براي دراز مدت
ناجي حكومت خودگردان وابزار مطمئني براي تسلط به اوضاع به حساب آيد.
بهر حال چنين به نظر مي رسد حكومت خودگردان در آينده با چالش هاي
دشواري روبرو شود و تنها راه براي دوري از اين بحرانها تشكيل يك رهبري
متكي بر حضور همه نيروهاي صحنه سياسي فلسطيني مي باشد.
پاورقي :
1 ـ تلكس خبرگزاري ها ـ .83,8,18
2 ـ نشريه مطالعات فلسطين
3 ـ همان منبع
4 ـ همان منبع
5 ـ روزنامه الحيات 1376,1,18
6 ـ اين شركت متعلق به عرفات بوده است
7 ـ نشريه مطالعات فلسطين
8 ـ نشريه ندا القدس
فلسطيني ها نسبت به رواج فساد سياسي و مالي در حكومت
خودگردان معترض هستند و از اينكه مي بينند با وجود فشارهاي
اقتصادي بر مردم , مسئولين حكومت خودگردان زندگي اشرافي
دارند خشمگين هستند.
به نظر نمي رسد هيچيك از جانشينان احتمالي عرفات قادر
باشد بر بحران خلا قدرت و همچنين مشكل كسب مشروعيت
مردمي فايق آيد.
تحريم انتخابات بيستم دي ماه , توسط دو گروه حماس و جهد
اسلامي , با توجه به پايگاه اين دو گروه در ميان فلسطيني ها ,
موقعيت حكومت خودگران را دشوارتر ساخته است .
تنها راه حكومت خودگردان براي مهار بحران هاي آتي , دوري
از تكروي و تشكيل رهبري فراگير و تقسيم قدرت با همه نيروهاي
موثر در صحنه سياسي فلسطين مي باشد.

|