روزنامه جمهوري اسلامي 05/09/1383 صفحه مقالات

زمينه هاي ظهور
خورشيد را براي ظهور آفريده اند
فروغ جان
زمينه هاي ظهور


مهدي يوسفيان
بارها از خود پرسيده ام : « آيا زماني خواهد آمد كه در جهان فقط سخن از دوستي و صميميت باشد و همه از عشق و محبت و صفا سخن گويند ايثار و گذشت و همياري در زندگي انساني جلوه كند آيا روزي را خواهيم ديد كه پدران , شرمنده و خجالت زده از روي همسران و فرزندان خود نباشند و در هنگام برگشت به خانه كوله باري از شرم به همراه نداشته باشند كه نتوانسته اند رفاه و آسايش درخور خانواده خود را فراهم كنند
آيا ايامي خواهد رسيد كه مادران مجبور به انجام كار اقتصادي مخالف با شان خود نباشند و بتوانند با خاطري آسوده محيط خانواده را گرم كنند و با تبسم خود , خستگي از روي شوهران بزدايند و فرزندان برومند و شايسته اي پرورش دهند آيا روزگاري را خواهيم ديد كه كودكان به دنياي كودكي خود برگردند و نغمه هاي شادي آنان گوش فلك را پر كند
آيا مي توان دوراني را تصور كرد كه ديگر اشك غربت و سوگ در گوشه چشم كودكي نلغزد و به خاطر كمك به وضع معيشت خانواده مجبور به ترك تحصيل و انجام كارهاي سخت و فوق توانش نباشد و به آينده اي روشن چشم بگشايد و زندگي را شيرين ببيند
به راستي آيا چنين خواهد شد ايا من هم مي توانم در آن روزگار شيرين زندگي كنم آيا اين ايام مي تواند زودتر و زودتر باشد ايا انسان مي تواند چنين سرنوشتي را زودتر رقم بزند و آيا از من نيز كاري ساخته است در جواب اين سوالات بايد شرايط و زمينه ها را دانست و اختيار انسان را در تحقق آنها بررسي كرد.
شرايط ظهور
براي حركت اصلاحي و انقلاب عظيم بشري و نجات انسانيت با قيام بزرگ موعود حقيقي عالم انساني حضرت مهدي (عج ) چهار شرط ذكر شده و مانند هر قيام اصلاحي ديگر بايد اين چهار زمينه و شرط فراهم باشد.
1 ـ طرح و برنامه
هر جنبش و خيزش كه براي درهم شكستن وضع موجود جامعه و برقراري وضع مطلوب اعلام موجوديت مي كند , نياز به دو گونه طرح و برنامه دارد :
1 ـ بهترين نوع حركت براي نابودي ناهنجاري و زشتي ها و راهبردي ترين شيوه مبارزه با پليدي ها.
2 ـ قانوني مناسب و كامل براي پايه گذاري و حركت روبه رشد جامعه براي تحقق هنجارها و رسيدن به وضعيت آرماني .
در قيام بي نظير بقيه الله الاعظم (عج ) نيز اين شرط بايد موجود باشد. برنامه اي صحيح و كامل و منظم براي مبارزه با سوداگران مرگ و پلشتي به گونه اي كه به فتح همه سنگرها و انهدام كامل و نابودي قطعي آنها بيانجامد و در وراي آن با قانوني جامع , بهترين روش زندگي براي مردم رقم بخورد و انسانها با اجراي آن از جامعه اي مطلوب در رفاه و امنيت برخوردار شوند.
اين شرط در مورد قيام حضرت فراهم است . خداوند بزرگ و مهربان با عمل و حكومت و قدرت لايتناهي خود و با آشنايي كامل از حالات و واقعيات انسانها با توجه به دو بعد روح و جسم آنها برنامه اي جامع و مناسب تدوين نموده و تحت نام دين اسلام و كتاب قرآن نازل نموده است . اين برنامه كه باتوجه به تمام ابعاد وجودي آدمي تهيه شده و در اختيار پيامبر خاتم (ص ) قرار گرفته بود و اينك در نزد حضرت مهدي (عج ) مي باشد.
2 ـ رهبري توانا
شرط ديگر براي يك حركت سازنده , وجود رهبري آگاه , توانمند و دلسوز است تا با آشنايي كاملي كه از برنامه و هدف و زمينه ها و موانع دارد , با مديريتي صحيح و قاطع , حركت اصلاحي را به سرانجام مطلوب برساند. شايد بر اين اساس بتوان كلام خداوند را معني كرد : « الم تر الي الملا من بني اسرائيل من بعد موسي اذقالوالبني لهم ابعث لنا ملكا نقاتل في سبيل الله »
اين شرط نيز در مورد قيام بزرگ حضرت ولي عصر(عج ) فراهم است زيرا رهبر اين حركت عظيم جهاني شخصيتي است كه در دامان امامت پرورش يافته , به سرچشمه وحي متصل است , به قرآن و معارف دين احاطه كامل دارد و مورد تاييد الهي مي باشد. بيش از هزار و صدسال در ميان مردم عمر پربركت خويش را گذرانده و ملتها , دولتها. حركتها و قيامهاي مختلف را به نظاره نشسته است .
3 ـ ياران
از شرايط ديگر يك حركت اصلاحي , وجود ياران و فدائيان خاصي است كه با برنامه ها و اهداف قيام آشنا و به آنها اعتقاد داشته باشد و براي به فعليت رساندن آنها آماده هرگونه تلاش و كوششي باشند. رهبر خود را تنها نگذارند و از ياري او دست برندارند.
روشن است كه بدون يار نمي توان منتظر حركت و اقدامي بود هرچند رهبر آماده باشد و حتي اگر پيامبر باشد. حضرت موسي (ع ) هنگامي كه در كوه طور در آن شب خاطره انگيز با خداوند هم صحبت شد و خداوند لباس رسالت را بر اندام او پوشاند و از او خواست براي هدايت فرعونيان و نجات بني اسرائيل حركت كند , از خداوند تقاضاي ياور نمود : « واجعل لي وزيرا من اهلي هارون اخي اشدد به ازري و اشركه في امري » . (1 )
و يا حضرت عيسي (ع ) براي دعوت مردم به سوي خداوند فرمود « من انصاري الي الله قال الحواريون نحن انصارالله » (2 )
نياز به ياران و همراهان در تاريخ پيامبر اسلام نيز به روشني گواه بر اهميت اين شرط مي باشد. نبي مكرم اسلام با آنكه خاتم پيامبران و اشرف آدميان است . وقتي از جانب خداوند ماموريت يافت تا دعوت خويش را علني كند , اقوام و خويشان را فراخواند و بعد از ابلاغ رسالت فرمود : « ايكم يوازرني علي هذا الامر... » چه كسي از شما مرا در اين امر ياري و مدد مي كند.
وقتي سخن از مهاجرت به مدينه را به ميان آورد , كه دو پيمان عقبه برگزار گرديد و اهل يثرب پشتيباني خودشان را از پيامبر اعلام كردند.
به راستي چرا حضرت علي (ع ) كه در رشادت و شجاعت هماورد نداشت و در جنگ احد حضرت جبرئيل در شان او چنين نغمه سرايي كرد : « لاسيف الاذوالفقار ولافتي الاعلي » . بزرگ پهلواني كه در جنگ خندق با كشتن بزرگاني چون « عمروبن عبدود » و در جنگ خيبر با فتح قلعه عظيم آن و كشتن مرحب خيبري , فتح و پيروزي هاي بي مانندي براي مسلمين به ارمغان آورد , خانه نشين شد و نه تنها خانه نشين بلكه با آتش زدن درب خانه او و سيلي زدن به صورت زهرايش و تازيانه به بازوان تنها ياورش او را براي سالها از صحنه اجتماع منزوي كردند
مگر داستان صلح امام حسن (ع ) را مي توان فراموش كرد كه چگونه حضرت را رها كردند و در نهايت ايشان مجبور به قبول و امضاي صلح نامه شد
و چقدر عبرت آموز است سخن بزرگ بانوي جهان اسلام حضرت زينب كبري (ص ) كه در شب عاشورا به برادرش فرمود : « حسين جان ! آيا ياران را آزموده اي كه فردا تو را تنها نگذارند »
با نگاهي گذرا به تاريخ به خوبي مي توان نقش و جايگاه ياوران را در حركتهاي و خيزش ها دريافت . به راستي چرا غيبت به وجود آمد اگر مردم دست از ياري اهل بيت برنمي داشتند و آنان را تنها نمي گذاشتند و به مسلخ شهادت نمي فرستادند , ايا ما از فيض ظهور امام بي بهره مي مانديم
خوب است به اين نكته اشاره كنيم : همان طور كه عدم همراهي , غيبت ساز است همراهي و ياوري , ظهورآفرين است . مهدي (عج ) نيز براي قيام خود ياور مي خواهد , همراه و فدايي مي خواهد , درد آشنا و فداكار مي طلبد. قيام مهدي هرچند از جهت عظمت و جهان شمولي بي نظير است ولي تحقق آن مانند انقلاب هاي ديگر است . يار مي خواهد , ياراني كه توانايي تحمل و همراهي چنين انقلابي را داشته باشند.
بيائيم با ولي نعمت خود پيمان وفاداري ببنديم و صفوفي به هم پيوسته از ياوران راستين فراهم آوريم تا ظهورش را درك كنيم . حال جاي اين سوال است كه آيا براي قيام حضرت . ياوران خاص لازم است تعداد معين و مشخص بايد فراهم آيند براساس آنچه از روايت به دست مي آيد مي توان ياوران امام را در سه گروه طبقه بندي كرد :
گروه اول : ياران ويژه كه 313 نفر مي باشند و گويا تعدادي از آنان را زنان تشكيل مي دهند.
گروه دوم : كه در روايات بين 10000 تا 15000 نفر نقل شده است . امام جواد(ع ) در حديثي مي فرمايند : « يجتمع اليه من اصحابه عده اهل بدر : ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلا من اقاصي الارض و ذلك قول الله عزوجل : « اين ما تكونوا يات بكم الله جميعا ان الله علي كل شي قدير , فاذا اجتمعت له هذه العده من اهل الاخلاص اظهر الله امره فاذا كمل له العقد و هو عشره آلاف رجل خرج باذن الله عزوجل » . (3 )
گروه سوم : ياوراني كه در هنگامه قيام به صفوف سربازان حضرت مي پيوندند و جز لشگريان حضرت قرار مي گيرند. البته بديهي است كه ياوران , ويژگي هايي متناسب با نوع حركت دارند و بر اين اساس ياراني كه در اين قيام بزرگ شركت مي جويند نيز ويژگي ها. خصوصياتي منطبق و هماهنگ با اين حركت سازنده خواهند داشت .
ممكن است ذهن را نكته اي به خود مشغول كند. نكته اي كه از اعماق روح و دل هر انسان مسلمان و دلسوخته اي بدون مي تراود و آن اين است كه اصحاب و ياران آن عزيز سفر كرده چه ويژگي هايي دارند و آيا ما نيز مي توانيم خود را با اين خصال آراسته كرده و در زمره ياوران او قرار گيريم
4 ـ آمادگي عمومي
يكي از ساير شرايط مهم براي تحقق هر قيام و انقلاب . پذيرش مردمي است . يعني اگر بهترين برنامه را بهترين برگزيده خدا با ياراني منتخب و از جان گذشته بخواهند در جامعه پياده كنند ولي مردم آن را نپذيرند , قطعا به انجام نخواهد رسيد; حتي اگر فاجعه اي مانند واقعه خونبار كربلا پديد آيد , و اين بدان جهت است كه خداوند انسان را آزاد آفريد و به او حق انتخاب و اختيار داد و او را بر سرنوشت خويش مسلط و حاكم گردانيد تا سرنوشتش را آنگونه كه بخواهد رقم زند و هر تحولي كه بخواهد ايجاد كند « ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم » (4 )
اين تغيير مي تواند به تباهي و هلاكت منتهي شود همانند قوم ثمود. وقتي عده اي تصميم به نحر شتر گرفتند و شتر كشته شد و قوم اين را پسنديدند و ابراز رضايت كردند , جهت گيري خود را در جامعه مشخص كردند كه ما نيازي به پيامبري همچون صالح نداريم و برنامه هاي او را نمي پذيريم . و چه انتخاب شومي كردند و براي خود عذاب الهي خريدند.
و نيز مي تواند اين تغيير به سعادت و نيك بختي منتهي شود همانند قوم يونس (ع ) آنان هرچند در ابتدا با حضرت يونس (ع ) به مخالفت بر خواستند و دست رد به سينه او زده و دعوت او را نپذيرفتند ولي چون خود را در محاصره عذاب الهي ديدن به خود آمدند , دست به توبه برداشتند و با همه وجود به خدا رجوع كردند و اظهار ندامت كردند. و اين چه انتخاب ميمون ومباركي بود عذاب از آنان برداشته شد و رحمت و بركت الهي شامل حال آنان گرديد.
اگر حكومت اسلامي پيامبر در مدينه پايه گذاري شد بدان جهت بود كه مردم يثرب خواستند و روزها انتظار مقدم مبارك پيامبر را كشيدند تا آن يگانه دوران و رحمه للعالمين شهر مدينه را به نور خود روشن نمود و حاكميت نبوي را اعلام نمود.
اگر عطر عدالت حكومت علوي در فضاي جامعه اسلامي , جانهاي آدميان را سرمست بوي خويش خود نمود , از آن جهت بود كه مردم علي (ع ) را بر ديگران ترجيح دادند و ولايت او را خريدند.
و اگر ما نيز به دنبال تحقق حكومت مهدوي هستيم تا در پناه آن به بالاترين درجات رشد و كمال دست يابيم , بايد او را بر خود ترجيح دهيم . آري بايد خود بخواهيم و چه شيرين است سخن عزيزي كه غربت تنهايي بر چهره و رخساره اش نمايان است و هر لحظه منتظر دعوت مردمان . بگذار سخن او را با هم ترنم كنيم .
« ولو ان اشياعنا وفقهم الله لطاعته علي اجتماع القلوب في الوفا بالعهد عليهم لما تاخر عنهم اليمن بلقائنا » (5 )
آري سنت الهي بر اين قرار گرفته كه تا مردم خود نخواهند و حركت نكنند و آماده مبارزه با ظلم و پذيرش دولت عدل نباشد خدا نيز آن را نخواهد.
« قلت لا بي جعفر انهم يقولون ان المهدي لوقام لاستقامت له الامور عفوالله فقال كلا و الذي نفسي بيده لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله ... » (6 )
بشير مي گويد به امام باقر(ع ) گفتم :
« مردم مي گويند وقتي مهدي قيام كند , كارها خود به خود براي او درست مي شود. حضرت فرمود : هرگز چنين نيست قسم به كسي كه جانم به دست اوست اگر بنا بود كارها خود به خود درست شود براي رسول خدا چنين مي شد. »
و بر همه عاشقان است تا هم در خود آمادگي حضور ظهورش را فراهم نمايند و هم ديگران را آماده پذيرش دولتش كنند و چه زيبا ايامي است . رمضان , ماه خدا , ماه توبه . ماه رحمت و مغفرت ماهي كه در آن شيطان و جنودش به غل و زنجير مي افتند. اصلا چرا من سخن بگويم . بگذار از آبشار وحي محمدي (ص ) جرعه گيريم :
« اي مردم بدرستي كه رو كرده است به سوي شما ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش . ماهي كه نزد خدا بهترين ماهها است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتها , ماهي كه خوانده اند شما را در آن به ميهماني خدا و گرديده ايد در آن از اهل كرامت خدا , نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح دارد و خواب شما ثواب عبادت , و عملهاي شما در آن مقبول است و دعاهايتان مستجاب پس بخواهيد از پروردگارتان به نيت هاي درست و دلهاي پاكيزه از گناهان و صفات ذميمه .
« اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه تعزبها الاسلام واهله و تذل بها النفاق و اهله ... اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبه ولينا و كثره عدونا وقله عددنا » (7 )
پاورقي :
1 ـ سوره طه , آيه .29
2 ـ سوره آل عمران . آيه .52
3 ـ كمال الدين , ج 2 , باب 37 , ح .2
4 ـ سوره رعد , آيه .7
5 ـ احتجاح , 2 ـ 600 ـ ش .360
6 ـ نعمان ـ .284
7 ـ دعاي افتتاح

خورشيد را براي ظهور آفريده اند


روي تو را ز چشمه نور آفريده اند
لعل تو از شراب طهور آفريده اند
خورشيد هم به روشني طلعت تو نيست
آيينه تو را زبلور آفريده اند
پنهان مكن جمال خود از عاشقان خويش
خورشيد را براي ظهور آفريده اند
منعم مكن ز مهر خود اي مه كه ذره را
مفتون مهر و عاشق نور آفريده اند
خيل ملك ز خاك در آستان تو
مشتي گرفته پيكر حور آفريده اند
عيسي وظيفه خوار لب روحبخش توست
كز يك دم تو نغمه صور آفريده اند
از پرتو جمال تو در كوه و بر و بحر
سيناي عشق و نخله طور آفريده اند
سرمايه سرور ما ز درد توست
درد تو را براي سرور آفريده اند
عمري اسير هجر تو بود و فغان نكرد
بنگر دل مرا چه صبور آفريده اند
عشاق را به كوي وصال تو ره نبود
اين راه دور را به مرور آفريده اند
(پروانه ) را در آتش هجران خود مسوز
كو را براي درك حضور آفريده اند
ث محمد علي مجاهدي (پروانه )

فروغ جان


اي حجت كردگار مهدي
اي خاتم هشت وچار مهدي
تنها نه منم اسير عشقت
عالم به غمت دچار مهدي
تا كي ز براي ديدنت من
آواره هر ديار مهدي
مسرورم از اينكه با نگاهت
كردي تو مرا شكار مهدي
ياد تو بود فروغ جانم
در خلوت شام تار مهدي
بر چوبه دار عشق باشد
نام تو مرا شعار مهدي
بيچاره دل شكسته من
دارد ز تو انتظار مهدي
تا از سر لطف پاگذاري
بر ديده اشكبار مهدي
با اين دل بيقرار و زارم
بگذار شبي قرار مهدي
با بنده رو سياه عاصي
يك لحظه بيا كنار مهدي
باناله زار « هاشمي » گفت
دستي به دلم گذار مهدي
هاشمي