در يك روز گرم تابستان سال 1245 هـ . ش جواني پاك نهاد
و كوچ نشين از تبار قشقايي وارد شهر اصفهان شد. مي گويند تار
نوازندگي اش خراب بود و در پي تعمير آن آمده بود. نام و نشان
استاد تارساز را پرسيد. يحياي ارمني ـ تارساز معروف مقيم
جلفا ـ را نشانش دادند اما پندي نيز به او هديه كردند كه به سان
پيكاني بر دل و جانش نشست .
به او گفتند : « به دنبال كار بهتري برود. علم بياموزد كه بهتر از
آن است . » (1 )
آن پند كوتاه چنان تاثير شگرفي بروي گزارد كه او را از دامان
كوهها به آغوش حجره و مدرسه كشانيد و اين درحالي بود كه
چهل سال (2 ) عمر وي مي گذشت . او جهانگيرخان قشقايي
بود.
طلوع
حكيم جهانگيرخان قشقايي به سال 1205 هـ . ش (3 ) در
استان فارس ديده به جهان گشود . (4 ) او فرزند محمدخان
قشقايي دره شوري دهاقاني بود(5 ) از سن چهل سالگي درس و
تحصيل را در مدرسه « صدر » كه يكي از معروفترين مدارس
علميه شهر اصفهان بود , آغاز كرد . (6 ) با عشق و علاقه بي نظير و
تلاش چشمگير به فراگيري دانش پرداخت . پس از چندي , چنان
مدارج كمال و ترقي را پيمود كه گوي سبقت را از همگان ربود و
يكي از بزرگان , عالمان , فقيهان و نام آوران اصفهاني شد.
اساتيد
او فلسفه و حكمت را نزد علامه شيخ محمدرضا قمشه اي
متخلص به « صهبا » آموخت . فقه و اصول را در محضر حاج
ملاحسين علي تويسركاني و محمدباقر و ميرزا محمد حسن
نجفي فرا گرفت . پزشكي را در خدمت ملاعبدالجواد ـ طبيب
معروف اصفهاني ـ دوره ديد. در حكمت , عرفاني , فقه , اصول ,
رياضي و هيئت استاد مسلم و جامع علوم معقول و منقول شد و
سپس به تدريس و نشر آموخته هاي خويش اقدام كرد . (7 )
حكيم قشقاي و علم فلسفه
آنچه بيش از هر چيز برآوازه اين عالم فرزانه افزوده تخصص
و چيره دستي وي در حكمت و فلسفه است .
او چنان حكيمانه و با ظرافت عمل كرد كه پس از چندي نه تنها
تصوير ناخوشايند فلسفه را از اذهان جامعه زدود بلكه دانستن و
آگاهي از فلسفه را مايه بالندگي طلاب نمود . (8 )
تبحر وي در اين دانش به قدري بود كه از اطراف و اكناف
ايران پهناور به جلسات درسش مي شتافتند . (9 )
وظيفه تدريس
اين حكيم فرهيخته معمولا يك يا دو ساعت پس از طلوع
آفتاب , به مسجد « جارچي » كه كلاس درسش بود , مي رفت و سه
درس پياپي مي گفت . نخست به درس فقه مي پرداخت و كتاب
« شرح لمعه دمشقيه » را تدريس مي كرد. سپس به فلسفه اهتمام
مي نمود و « شرح منظومه » ملاهادي سبزواري مي گفت . پس از
اين دو , درس اخلاق مي داد و به اين شيوه , فلسفه را دوشادوش
فقه و اخلاق پيش مي برد . (10 )
روزهاي پنج شنبه و جمعه به تدريس رياضي و هيئت مشغول
بود. گاهي نيز به تدريس نهج البلاغه مبادرت مي كرد و آن را با
فلسفه و حكمت تحليل مي نمود. كتاب اسفار و شفا را نيز با بياني
شيوا و روان تدريس مي كرد و گاه گاه به آموزش « شرح نفسيي »
مي پرداخت . (11 )
تواضع و فروتني
اين عالم رباني در اوج مقام و شهرت , بسيار متواضع و
فروتن بود. ساده و معمولي لباس مي پوشيد و همواره لباس
ايلاتي به تن داشت . قباي راسته , زير جامه گشاده و كلاه پوستي
مي پوشيد و فقط وقتي كه براي برپايي نماز جماعت به مسجد
مي رفت , شال كمرش را باز مي كرد و به جاي عمامه بر سر
مي بست . (12 )
نگارنده كتاب دبستان الفرصه كه از نزديك وي را درك كرده
است , چنين توصيفش مي كند : « شخصي است عالم , فقيه ,
حكيم , اديب , اريب , حليم , بردبار , محجوب , صاحب اخلاق
حميده و صفات پسنديده . » (13 )
غروب
اين عارف و عالم عامل سرانجام در شب يكشنبه سيزدهم
ماه رمضان 1328 هجري قمري (14 ) يعني حدود سالهاي
1288 تا 1289 شمسي , پس از چهل سال تدريس و نشر علم ,
چشم از جهان فرو بست .
امور كفن و دفنش را بنابر وصيتي كه داشت , يكي از علما و
عرفاي اصفهان به نام آخوند ملامحمد كاشي (م 1333 هـ . ق )
انجام داد و پيكر مطهرش را در قبرستان « تخت فولاد » اصفهان
به خاك سپرد.
تنها اثر تاليفي برجاي مانده از او , شرحي است كه بر
نهج البلاغه نگاشته است . (15 )
سيد مرتضي حسيني
(1 ) بامداد , مهدي ; تاريخ رجال ايران ; تهران : كتابفروشي زوار ,
1347 هـ . ش . , ج 1 , ص .284
(2 ) انصاري جابري , حسن ; تاريخ اصفهان ; ص .103
(3 ) جزمي , عبدالكريم ; رجال اصفهاني ; بي نا , 1328 هـ . ش . ,
ص .39
(4 ) تاريخ اصفهان , ص .103
(5 ) همايي , جلال الدين ; ديوان طرب اصفهاني ; تهران :
كتابفروشي فروغ , ج 1 , ص .69
(6 ) تاريخ اصفهان , ص .103
(7 ) هنرفر , لطف الله ; اصفهاني ; كتاب جوانان , 1346 هـ . ش . ,
ص .229
(8 ) ديوان طرب اصفهاني ; ج 1 , ص .70
(9 ) ركن زاده , محمدحسين ; دانشمندان وسخن سرايان فارس ;
كتابفروشي اسلاميه , ج 2 , ص .161
(10 ) ديوان طرب اصفهاني ; ج 1 , ص .70
(11 ) اصفهان , ص .230
(12 ) و (13 ) حسيني شيرازي , محمد نصير; دبستان الفرصه ;
بي نا , ص .137
(14 ) دانشمندان و سخن سرايان فارس ; ج 2 , ص .162
(15 ) تاريخ رجال ايران ; ج 1 , ص .284

|
در باره يك روز بزرگ
|
26 آبان 1383 در تاريخ انقلاب اسلامي روز ويژه اي لقب
گرفت چرا كه در آن روز , اعلام خودكفائي ايران اسلامي در
توليد گندم صورت گرفت از اين رو , با تبريك اين روز فرخنده به
ملت ايران , ذكر نكاتي ضروري است .
1 ـ ايران اسلامي از نظر مساحت و وسعت يك صدم جهان
است و از نظر جمعيت نيز همينطور ولي از جهت ظرفيت و منابع
و مواد اوليه معدني , گاز و نفت , رتبه سوم تا پنجم جهان را
داراست و در موضوع كشاورزي نيز به سادگي مي تواند دويست
ميليون نفر را تغذيه نمايد , زيرا داراي 50 نوع آب و هواي متنوع
است و همه گونه محصول از زعفران و زيتون و برنج و موز و
مركبات , حبوبات و غلات تا سردرختي و بوته اي و گرمخانه اي
در همه نقاط كشور و يا عمده آن را مي تواند بعمل آورد , فقط
همت مي خواهد و حميت ; حمايت مي خواهد و هدايت ; هدف
مي خواهد و نظارت ; اصل را بر توليد داخلي و مصرف داخلي و
صادرات مي خواهد نه اينكه اصل را بر واردات 24 ميليارد
دلاري در سال 82 بگذاريم .
2 ـ مي گويند در طول 45 سال اخير و حداقل در 25 سالي كه
جمهوري اسلامي ايران بدست با كفايت مردم بوجود آمده , براي
اولين سال است كه جمهوري اسلامي در توليد گندم 14 ميليون
تن كه بيش از 11 ميليون آن را به سيلوها و انبارها تحويل
داده اند , خودكفا شده و مي تواند ادعا كند ديگر وارد كننده گندم
نيست و حتي مي تواند صادر كننده باشد.اين موضوع جاي
سپاسگزاري از خداوند متعال به دليل باران رحمت و از
مسئولين به دليل برنامه ريزي و حمايت و كشاورزان به دليل
زحمت وفداكاري و دهها فرد و دستگاه ديگر كه تلاش كردند به
چنين دستاوردي برسيم , دارد.
3 ـ خودكفائي در توليد گندم مي تواند زمينه ساز خودكفائي
در توليد ذرت و دان مرغ , روغن , برنج , چاي , شكر و دهها
محصول ديگر باشد زيرا زمينه مساعد است و حمايت نيز وجود
دارد , بايد برنامه ريزي و حمايت و تبليغ را ادامه دهيم و موانع را
از سر راه برداريم كه پيامبر اسلام فرمود « ويل بقوم يا كلون مالم
يزرعوا ويلبسون مالم ينسجوا , » واي برمردمي كه خود نكاشته را
مي خورند و خود نبافته را مي پوشند. « گاندي » با پوشيدن پارچه
نخي توليد هندوستان نساجي استعمار انگليس را فلج كرد.
, علي عليه السلام مي فرمايد : « من وجدما و ثرابا ثم
افتقرفابعده الله » هركس آب و خاك داشته باشد و نيازمند باشد ,
از رحمت خدا بدور است , چرا كه دو سرمايه خدادادي آب و
خاك بهره نگرفته است . مي گويند اگر ساحل رود نيل در سودان
كشت و زرع بشود , آن كشور از فقر نجات پيدا مي كند.
4 ـ اكنون مي بايست در مصرف سرانه نان و محصولات ديگر
نهايت دقت را بنمائيم . به اندازه نياز , نان ورشته و ماكاروني و
شيريني و دهها كالاي ديگر را بخريم و در نگهداري آن نهايت
دقت را بنمائيم و در مصرف صحيح آن كوشش لازم مبذول
داريم . وجود نان خشكه و برنج اضافي در زباله , گواه
مسئوليت ناپذيري و اسراف و تبذير در خانه ها مي باشد و
خداوند كريم دستور « كلواو اشربوا ولاتسرفوا ان الله لايحب
المسرفين » را صادر فرموده است . سرانه مصرف نان در جهان
كمتر از صد كيلو در جهان است ولي در ايران حدود 200
كيلوگرم مي باشد. رسول اكرم فرمود « اكرموا الخيز » نان را تكريم
نمائيد. اگر در مصرف تجديدنظر نكنيم با بوجود آمدن
خشكسالي و يا عوامل ديگر , باز وارد كننده خواهيم شد آنهم از
كانادا و آمريكا و استراليا.
5 ـ در تهيه نان و نوع آن بايد تجديدنظر كنيم . بايد آرد بعمل
آمده همراه با سبوس باشد تا هضم آن در دستگاه گوارش سهل
باشد. بايد توليد نان را انبوه كنيم و بسته بندي شده تا مقرون به
صرفه شود و هزينه زياد نداشته باشد. بر نانوايان , از تهيه آرد تا
پخت و فروش آن نظارت علمي و اداري بشود تا از پرت و هدر
رفتن اين نعمت الهي جلوگيري شود.
سيد رضا اكرمي

|
ضرورت ساماندهي قوانين و مقررات
|
طرح تاسيس « سازمان قوانين و مقررات كشور » كه چندي
پيش توسط تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي
پيشنهاد گرديد , مي تواند گام مهمي در جهت ساماندهي قوانين
و مقررات و علمي شدن روش قانونگزاري در كشور قلمداد
شود.
از زمان حكومت قاجاريه تاكنون , يعني حدود يك قرن در
ايران , در قالب يك نظام پارلماني , بطور متوسط هر هفته بالغ
بر دو روز قانونگذاري صورت پذيرفته است و چنانچه
مصوبات مراجع ديگر نظير هيات وزيران , شوراي عالي انقلاب
فرهنگي , آراي وحدت رويه ديوان عالي كشور و غيره را نيز بر
آن بيفزاييم , با حجم انبوهي از قوانين و مقررات مواجه
مي شويم كه فاقد يك ساماندهي مطلوب مي باشد.
به عنوان مثال حجم كتاب « مجموعه قوانين سال 1382 »
كه توسط روزنامه رسمي كشور منتشر شده است بيش از
2400 صفحه مي باشد و فقط در 5 سال گذشته بيش از 9800
صفحه قوانين و مقررات منتشر گرديده است !
وجود قوانين متعارض كه به مرور زمان بر ابهام آنها افزوده
مي شود , مشكلات عديده اي را فراروي كارشناسان قرار داده
است , به نحوي كه هنوز بسياري از اقشار مختلف مردم
نمي دانند كدام فعل يا ترك فعلشان واجد وصف مجرمانه
مي باشد و تشخيص « ناسخ » و « منسوخ » و « عموم » و
« خصوص » براي حقوقدانان نيز به يك امر بسيار مشكل تبديل
گرديده است .
شدت موضوع به حدي است كه قانونگذار نيز هنگام
بررسي طرحها و لوايح جديد , از تحليل نظام مند و بررسي
سابقه حقوقي موضوع ناتوان گرديده و برهمين اساس ماده
قانوني « از تاريخ تصويب اين قانون , كليه قوانين و مقررات
مغاير لغو مي گردد » . به فصل الختام مشترك بسياري از
مصوبات تبديل شده است كه نشان مي دهد حتي قانونگذار
خود نمي داند كه مصوبه جديد با كدام يك از مصوبات يكصد
سال گذشته در تعارض و تغاير است .
بررسي هر طرح و لايحه در صحن مجلس شوراي اسلامي
بايستي مبتني بر گزارشهاي توجيهي و علمي متعدد , منجمله
گزارش توجيه حقوقي باشد كه متاسفانه به دليل فقدان يك
سازماندهي مناسب , اين امر تاكنون مفعول مانده و درخصوص
متدولوژي قانونگذاري و تدوين مقررات , اقدامي كه در عمل
منجر به ارتقاي كيفيت قانونگذاري شود , صورت نپذيرفته
است كه تفصيل آن فرصت جداگانه اي را مي طلبد. در اين ميان
بنظر مي رسد « سازمان تنقيح و تدوين قوانين و مقررات كشور »
كه براساس قانون مصوب سال 1350 تاسيس گرديده , به دليل
عدم ارتباط مستقيم با قوه مقننه نتوانسته است كه به نحو
شايسته ايفاي نقش نمايد.
پس از گذشت يك قرن قانونگذاري , اكنون نوبت
ساماندهي قوانين و مقررات است و طرح تاسيس سازمان
قوانين و مقررات كشور فرصت مناسبي جهت تحقق اين امر و
حركت نظام قانونگذاري كشور به سوي يك نظام علمي و
هدفمند است .
در ساختار جديد سازمان قوانين و مقررات كشور , بايد
اصل برتمركز كليه امور مربوط به تدوين و تنقيح و نشر قوانين
و مقررات باشد و بديهي است كه به دليل پراكندگي اين
موضوع در قواي سه گانه (تقنين در مجلس شوراي اسلامي ,
تنقيح در سازمان تنقيح و تدوين قوانين و مقررات رياست
جمهوري و نشر در روزنامه رسمي قوه قضائيه ) , سازماندهي
آن نيازمند تعامل هر سه قوه مي باشد.
اميد است طرح تاسيس اين سازمان جديد نيز خود
مشمول روش غيرعلمي قانونگذاري نگردد و از حداكثر بار
كارشناسي برخوردار باشد و بخشهاي مرتبط با اين موضوع در
قواي سه گانه با نگاهي كلان در جهت تقويت آن تلاش نمايند.
فرزاد مخلص الائمه

| | |