كفي بالموت واعطا , و كفي بالتقي غني .
مرگ براي پندآموزي و « تقوا » براي توانگري بس
است .
پيامبر اكرم (ص )
قل الحق علي كل حال , ووادالمتقين , واهجر الفاسقين , و
جانب المنافقين ولا تصاحب الخائنين .
در هر حال حق بگو و با متقين دوستي كن و فاسقان را ترك
كن و از منافقان كناره كن و با خائنان هم صحبت
مشو.
اميرالمومنين (ع )
ان كلا يصير الي الاخره , والذي نرغب فيه منها رضي الله
والدرجات العلي من الجنه التي يورثها من كان تقيا.
راستي هر كس به آخرت ميگرايد و آنچه ما به وسيله آن
شيفته ايم رضاي خدا و درجات بلند بهشت است كه هر كس
متقي است آنرا به ارث ميبرد.
اميرالمومنين علي (ع )

|
آمادگي
|
فرشته مرگ بر داوود نبي (ع ) وارد شد. داود (ع ) پرسيد : كه
هستي پاسخ داد : من كسي هستم كه از پادشاهان هراسي به دل
ندارد و قصرهاي سر به فلك كشيده آنان جلوگيرش نخواهد بود و
رشوه هم نمي پذيرد.
داود(ع ) گفت : پس تو بايد ملك الموت باشي كه براي گرفتن
جانم آمده اي اما من هنوز آماده نيستم .
ملك الموت گفت : فلان كس كه همسايه ات بود و فلاني كه از
بستگانت بود كجا هستند !
داود(ع ) گفت : (مدتي است كه ) مرده اند.
ملك الموت گفت : آيا مرگ آنها براي توجه و آمادگي توكافي نبود
(وقتي كه انسان مرگ ديگران را با چشم خود ببيند بايد بداند كه
روز مرگ او هم در پيش است ).
(نقل از كتاب خاطرات امير مومنان (ع ) انتشارات دفتر تبليغات
اسلامي قم )
ملاقات دوست
چون خداوند متعال اراده فرمود كه ابراهيم (ع ) را قبض روح
كند , فرشته مرگ را به جانب او روانه كرد. ملك الموت بر
ابراهيم (ع ) وارد شد و سلام كرد. ابراهيم (ع ) سلام او را پاسخ گفت
و از او پرسيد : آيا براي قبض روحم آمده اي يا فقط براي اطلاع
ملك الموت گفت : براي قبض روحت آمده ام .
ابراهيم (ع ) (به لقب « خليل الله » و دوستي خدا شهرت داشت و
همگان او را بدين صفت مي شناختند. ابراهيم (ع ) از اين اشتهار
بهره جست و در اين واپسين دقايق زندگي به طرز جالبي دوستي
خود و خدا را بهانه كرد و آن را به رخ كشيد و) به ملك الموت گفت :
« آيا تا به حال ديده شده است كه دوستي , جان دوستش را
بگيرد ! »
فرشته مرگ از پاسخ ابراهيم (ع ) درماند و سخن او را به ساحت
كبريايي خدا انتقال داد. از مقام ربوبي , پاسخ ابراهيم (ع ) صادر
گشت كه به ابراهيم بگو :
« آيا تا به حال ديده اي كه دوستي از ملاقات دوستش خرسند
نباشد ! همانا دوست به ديدار دوستش مشتاق است . »
(نقل از كتاب خاطرات امير مومنان (ع ) ـ انتشارات دفتر تبليغات
اسلامي قم )

|
تزكيه نفس و رابطه تعهد و تخصص
|
گزيده ديدگاههاي اخلاقي و تربيتي امام خميني
آخرين قسمت
رسانه هاي گروهي
اهميت انتشارات , مثل اهميت خون هائي است كه در
جبهه ها ريخته مي شود. و « مداد العلما افضل من دما
الشهدا » دما شهدا اگرچه بسيار ارزشمند و سازنده است ,
لكن قلم ها بيشتر مي توانند سازنده باشند و اصولا شهدا را
قلم ها مي سازند و قلم ها هستند كه شهيدپرورند.
راديو و تلويزيون يك دانشگاه عمومي است
راديو و تلويزيون يك دستگاهي است كه هم در طرف
تبليغات فاسد اهميت زيادي دارد و هم در طرف تبليغات
صحيح .... اين دستگاه ها , تمام مطبوعات اينطور است منتها
اهميت تلويزيون بيشتر از همه است , اهميت راديو تلويزيون
بيشتر از همه است , اين دستگاه ها , دستگاه هاي تربيتي است ,
بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاه ها تربيت بشوند , يك
دانشگاه عمومي است . دانشگاه ها , دانشگاه هاي موضعي است ,
اين يك دانشگاه عمومي است , يعني دانشگاهي است كه در
تمام سطح كشور گسترده است ....
بايد اين دستگاه , دستگاهي باشد كه بعد از چند سال تمام
قشر ملت را روشن كند , تمام را مبارز بار بياورد , تمام را متفكر
بار بياورد , تمام اينها را مستقل بار بياورد , آزادمنش بار بياورد ,
از غربزدگي بيرون كند , استقلال به مرم بدهد. اين از همه
چيزهائي كه در اين دستگاه ها هست مهمتر است و وظيفه دارد
كه با مردم , حكم معلم و شاگرد داشته باشد. اشخاص
نويسنده , اشخاص گوينده , اشخاص فهيم , اشخاص مطلع در
اينجا صحبت بكنند , فرصت به آنها بدهند در اينجا صحبت
بكنند. زيادند اشخاصي كه پيشنهاد اين معاني را مي كنند , به
اينها بايد فرصت بدهند و آنها صحبت بكنند.
به جاي آن چيزهائي كه به درد ملت نمي خورد يا مضر به
حال ملت است يك چيزهاي مفيد را به مردم بدهند و يك
غذاي مفيدي به مردم بدهند , مردم را تغذيه كنند به غذاهاي
صحيح , سالم .
مطبوعات در خدمت اجانب
ما يكي از گرفتاري هاي بزرگمان در زمان طاغوت گرفتاري
به دست مطبوعات بود. طاغوت مهره هائي كه در خدمت او
بودند و در خدمت اجانب , انتخاب مي كرد و زبده هاي آنها را
انتخاب مي كرد براي اداره مطبوعات و براي تبليغات به ضد
اسلام و به ضد كشور , لكن با آب و رنگ اسلامي و ملي . من
نمي دانم كه صدمه اي كه كشور ما و اسلام از مطبوعات در زمان
طاغوت ديد بيشتر بود يا صدماتي كه از ساير ارگان هاي
طاغوتي .
مطبوعات كه حامل پيام ملت و حامل پيام اسلام بايد
باشد و مبلغ احكام اسلام و مجري احكام اسلام و مهذب
جامعه بايد باشد و اخلاق را در جامعه بايد پخش بدهد ,
اخلاق الهي را , در زمان طاغوت درست برعكس همه اين
معاني ماموريت داشتند كه كشور ما را با آن تبليغات دامنه دار
اين رسانه هاي طاغوتي , تمام مسائل اسلامي و تمام مسائل
كشوري را به طرف منافع طاغوتي سوق دهند و صدمه اي كه
اسلام از مطبوعات و رسانه هاي طاغوتي خورد از كمتر
دستگاه هائي خورد و آنقدر كه جوان هاي ما را اين مطبوعات
فاسد و آن مجله هاي فاسدتر و آن راديو و تلويزيون هاي
فاسدتر به فساد كشيدند معلوم نيست كه مركز فساد آنقدر به
فساد كشيده باشند. اين مجلات بود و اين مطبوعات و راديو و
تلويزيون و تمام اين رسانه هاي گروهي بود كه جوان هاي ما را
به جاي اينكه به طرف دانشگاه بكشد , به طرف علم و ادب
بكشد , به طرف فساد كشاند.
نقش رسانه هاي گروهي در غرب زدگي جامعه
راديو تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئاترها از
ابزارهاي موثر تباهي و تخدير ملت ها , خصوصا نسل جوان
بوده است . در اين صد سال اخير بويژه نيمه دوم آن چه
نقشه هاي بزرگي از اين ابزار , چه در تبليغ ضد اسلام و ضد
روحانيت خدمتگزار و چه در تبليغ استعمارگران غرب و شرق
كشيده شد و از آنها براي درست كردن بازار كالاها خصوصا
تجملي و تزئيني از هر قماش , از تقليد در ساختمان ها و
تزئينات و تجملات آنها و تقليد در اجناس نوشيدني و
پوشيدني و در فرم آنها استفاده كردند , به طوري كه افتخار
بزرگ فرنگي مآب بودن در تمام شوون زندگي از رفتار و گفتار و
پوشش و فرم آن بويژه در خانم هاي مرفه يا نيمه مرفه بود و در
آداب معاشرت و كيفيت حرف زدن و به كار بردن لغات غربي در
گفتار و نوشتار به صورتي بود كه فهم آن براي بيشتر مردم
غيرممكن و براي هم رديفان نيز مشكل مي نمود , فيلم هاي
تلويزيون از فرآورده هاي غرب يا شرق بود كه طبقه جوان زن و
مرد را از مسير عادي زندگي و كار و صنعت و توليد و دانش
منحرف و به سوي بي خبري از خويش و شخصيت خود و يا
بدبيني و بدگماني به همه چيز خود و كشور خود حتي فرهنگ و
ادب و مآثر پرارزش كه بسياري از آن با دست خيانتكار
سودجويان به كتابخانه ها و موزه هاي غرب و شرق منتقل
گرديده است .
مجله ها با مقاله ها و عكس هاي افتضاح بار و اسف انگيز و
روزنامه ها با مسابقات در مقالات ضدفرهنگي خويش و ضد
اسلامي , با افتخار , مرم بويژه طبقه جوان موثر را به سوي غرب
يا شرق هدايت مي كردند. اضافه كنيد بر آن تبليغ دامنه دار در
ترويج مراكز فساد و عشرتكده ها و مراكز قمار و لاتار و
مغازه هاي فروش كالاهاي تجملاتي و اسباب آرايش و بازيها و
مشروبات الكلي بويژه آنچه از غرب وارد مي شد و در مقابل
صدور نفت و گاز و مخازن ديگر , عروسك ها و اسباب بازي ها و
كالاهاي تجملي وارد مي شد و صدها چيزهايي كه امثال من از
آنها بي اطلاع هستيم و اگر خداي نخواسته عمر رژيم سرسپرده
و خانمان برانداز پهلوي ادامه پيدا مي كرد , چيزي نمي گذشت
كه جوانان برومند ما , اين فرزندان اسلام و ميهن كه چشم اميد
ملت به آنها است , با انواع دسيسه ها و نقشه هاي شيطاني به
دست رژيم فاسد و رسانه هاي گروهي و روشنفكران غرب و
شرق گرا از دست ملت و دامن اسلام رخت برمي بستند يا
جواني خود را در مراكز فساد تباه مي كردند و يا به خدمت
قدرت هاي جهانخوار درآمده و كشور را به تباهي مي كشاندند.
خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر
مفسدين و غارتگران نجات داد.
اكنون وصيت من به مجلس شوراي اسلامي در حال و
آينده و رئيس جمهور و روساي جمهور ما بعد و به شوراي
نگهبان و شوراي قضايي و دولت در هر زمان آن است كه
نگذارند اين دستگاه هاي خبري و مطبوعات و مجله ها از اسلام
و مصالح كشور منحرف شوند و بايد همه بدانيم كه آزادي به
شكل غربي كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران
مي شود , از نظر اسلام و عقل محكوم است و تبليغات و مقالات
و سخنراني ها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي
و مصالح كشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان
جلوگيري از آنها واجب است و از آزادي هاي مخرب بايد
جلوگيري شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف
مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري
اسلامي است , به طور قاطع اگر جلوگيري نشود , همه مسوول
مي باشند; و مردم و جوانان حزب اللهي اگر برخورد به يكي از
امور مذكور نمودند , به دستگاه هاي مربوطه رجوع كنند و اگر
آنان كوتاهي نمودند , خودشان مكلف به جلوگيري
هستند.
اهميت تلويزيون
اين رسانه هائي كه ما الان داريم , چه مطبوعات و مجلات
و روزنامه ها و چه سينماها و تئاترها و امثال ذلك و چه راديو و
تلويزيون , اينها آنچه از همه آن دستگاه ها بيشتر رابطه با انسان
دارد , تلويزيون است , از دو جهت , يك جهت اينكه مطبوعات
هر چه هم تيراژش زياد باشد اولا در سطح يك مملكتي نيست
و ثانيا همه افراد نمي توانند از اين استفاده كنند براي اينكه الان
تقريبا نيمي از جمعيت ما سواد خواندن ندارند 8 تا از
مطبوعات و نوشته ها استفاده كنند. سينماها در يك محيط
محدود مي توانند كار خودشان را انجام بدهند , راديو هم در
همه جا هست , در همه چيز هست لكن فقط از راه سمع است .
آنچه كه در همه كشور يعني آن دهاتي كه در خانه است توي مرز
و هيچ سواد ندارد , لكن چشم و گوش دارد , اين از راديو
تلويزيون استفاده مي كند , هم استفاده سمعي مي كند , هم
استفاده بصري , يعني راديو فقط استفاده سمعي دارد , راديو
تلويزيون استفاده سمعي و بصري دارد , هم آن آدم نقشه ها را
مي بيند و هم طرح ها را مي بيند و هم مي شنود. بنابراين راديو
تلويزيون از تمام رسانه هائي كه هست حساستر است , راديو
تلويزيون مي تواند يك مملكت را اصلاح كند و مي تواند به
فساد بكشد , اين را نه روزنامه مي تواند , نه سينما مي تواند , نه
تئاتر مي تواند , نه تبليغات لفظي كه در منابر است مي تواند
براي اينكه اينها همه شعاعشان محدود است . راديو شعاعش
مثل تلويزيون است لكن فقط سمعي است . تلويزيون , هم
سمعي است و هم بصري , تبليغات تلويزيون مي تواند از راه
سمع مردم را يا تربيت كند يا منهدم كند.
رسانه ها بايد منادي اميد باشند
اميد در خودتان ايجاد كنيد , نويسنده هاي ما , گويندگان ما
همه شان دنبال اين باشند كه به اين ملت اميد بدهند , مايوس
نكنند ملت را , بگويند توانا هستيم , نگويند ناتوان هستيم ,
بگويند خودمان مي توانيم و واقع هم همين طور است ,
مي توانيم , اراده بايد بكنيم . نويسنده هاي ما بهترين خدمتشان
امروز اين است كه اين ملتي كه ايستاده در مقابل شرق و غرب
و نمي خواهد تحت نظام شرق يا نظام غرب باشد , اميد به آنها
بدهند كه مي توانيد تا آخر وابسته به شرق و غرب نباشيد. اگر
اين نويسنده ها , اين گوينده ها به جاي اينكه به هم اشكالتراشي
بكنند , به جاي اينكه به جان هم بريزند , با هم اميد در ملت
ايجاد كنند , اطمينان در ملت ايجاد كنند , استقلال روحي در
ملت ايجاد كنند , اگر اين خدمت را اين رسانه هاي گروهي , اين
مطبوعات , اين نويسندگان , اين گويندگان , اين اطمينان را در
ملت ايجاد كنند , ما تا آخر پيروز هستيم و حيف است كه يك
ملتي كه ايستاده و خون جوانان خودش را داده و همه چيزش
را فداي اسلام و استقلال كشورش كرده , ماها كه گوينده
هستيم , نويسنده هستيم , آنهائي كه در مطبوعات چيز
مي نويسند , در راديو و تلويزيون صحبت مي كنند , حيف است
كه اينها توجه به اين معنا نداشته باشند كه بايد اين ملت را
اميدوار كرد و بايد مطمئن كرد ملت را.
رسانه هاي گروهي بايد در خدمت تهذيب جامعه باشند
رسانه هاي گروهي بويژه صدا و سيما , اين مراكز آموزش و
پرورش عمومي مي توانند خدمت هاي گرانمايه اي را به فرهنگ
اسلام و ايران نمايند. بنگاه هايي كه شب و روز در سراسر كشور
با آنها تماس سعمي و بصري دارند , چه مطبوعات در مقالات و
نوشتارهاي خود و چه صدا و سيما در برنامه ها و نمايشنامه ها
و انعكاس هنرها و انتخاب فيلم ها و هنرهاي آموزنده بايد همت
گمارند و بيشتر كار كنند و از گردانندگان و هنرمندان متعهد
بخواهند تا در راه تربيت صحيح و تهذيب جامعه وضعيت تمام
قشرها را در نظر گرفته و راه و روش زندگي شرافتمندانه و
آزادمنشانه را با هنرها و نمايشنامه ها به ملت بياموزند و از
هنرهاي بدآموز و مبتذل جلوگيري كنند . ملت عزيز در طول 50
سال سياه اخير گرفتار مجلات و روزنامه هاي تخريب كننده و
فاسدكننده نسل جوان و از آنها بدتر سينماها و راديو تلويزيون
بود كه با برنامه هاي خود , ملت را به حد وافر در آغوش غرب و
غرب زده ها غلتانيد و ضررهاي رسانه هاي گروهي از خرابي هاي
توپ و تانك ها و سلاح هاي مخرب بالاتر و بدتر است , چه كه
ضررهاي سلاح ها گذراست و ضررهاي فرهنگي باقي و به
نسل هاي بعد انتقال پيدا مي كند چنانچه ديديد و مي بينيد. و اگر
نبود لطف خاص خداوند منان و تحول برق آساي ملت در
سراسر كشور , نمي دانيم سرانجام اسلام و كشور به كجا كشيده
مي شد. امروز نيز كه از تفاله آن رژيم فاسد عددي باقي مانده
است , اگر به طور قاطع با آنان برخورد نشود , خطر ـ ولو در
درازمدت كشور را ـ تهديد مي كند و سهل انگاري در اين امور
ساده انديشي است . و بر متعهدان است كه كوشش كنند و از
انحرافات گرچه جزيي باشد جلوگيري نمايند.
رسانه ها بايد در مسير ملت باشند
به طور كلي در هر كشوري مطبوعات آن كشور و تلويزيون
و راديو آن كشور بايد در مسير آن ملت و در خدمت ملت باشد.
مطبوعات بايد ببيند كه ملت چه مي خواهد , مسير ملت
چيست , روشنگري از اين طريق داشته بشد و مردم را هدايت
كند. اگر مطبوعاتي پيدا بشود مسير آنها برخلاف مسير ملت
است , راهي كه آنها مي روند غير از راهي است كه ملت مي رود
و بر فرض اينكه ملت هم و دولت هم اجازه بدهند كه بنويسند و
بگويند , لكن مورد تاييد اين ملت نمي تواند باشد و نبايد آن را
حساب كرد كه يك رسانه ملي است و يك روزنامه كشوري و
ملي است و اگر خداي نخواسته در نوشتن و ننوشتن , نوشتن
مقالات انحرافي و ننوشتن مقالاتي كه در مسير ملت است اين
نحو عمل بكنند , اين به نظر مي آيد كه توطئه در كار باشد , اين
غير از آزادي مطبوعات است .
مجله بايد انسان تربيت كند
مجله بايد در خدمت كشور باشد , خدمت به كشور اين
است كه تربيت كند , جوان تربيت كند , انسان درست كند ,
انسان برومند درست كند , انسان متفكر درست كند تا براي
مملكت مفيد باشد. (برگرفته از كتاب ارزشمند « آئين انقلاب
اسلامي » گزيده آرا و انديشه هاي امام خميني , از انتشارات
موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني )
پاورقي :
8 ـ لازم است اشاره شود هنگام ايراد اين سخنراني
حضرت امام در سال 58 تقريبا 52 درصد جمعيت ايران
بيسواد بودند ولي با تشكيل نهضت سوادآموزي توسط ايشان و
تلاشهائي كه طي سالهاي پس از انقلاب اسلامي بوجود آمده
است رقم بيسوادي در كشور براساس آمار سال 1370 به
حدود 28 درصد كاهش يافته است .
راديو و تلويزيون يك دستگاهي است كه هم در
طرف تبليغات فاسد اهميت زيادي دارد و هم در
طرف تبليغات صحيح ... اهميت راديو و تلويزيون
بيشتر از همه است . اين دستگاه ها , دستگاه هاي
تربيتي است , بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاه ها
تربيت بشوند , يك دانشگاه عمومي است .
نويسنده هاي ما گويندگان ما همه شان دنبال اين
باشند كه به ملت اميد بدهند , مايوس نكنند ملت را ,
بگويند توانا هستيم , نگويند ناتوان هستيم , بگويند
خودمان مي توانيم و واقع هم همين طور است ,
مي توانيم , اراده بايد بكنيم .

| | |