
اشاره
هر شيفته اي كه دل به مدينه روانه كند , بر غربت قبرستان بقيع ناله
مي كند. تربت مطهر چهار امام معصوم (ع ) تنها با سنگ چين هايي نمايان
است كه زائر آن اجازه زيارت ندارد و بايد به دل گريه كند.
بقيع سند مظلوميت هميشگي شيعه است و بررسي و آگاهي از پيشينه آن
ضروري است تا گوشه اي از جايگاه تاريخي و اجتماعي پيشوايان شيعيان را
نمايان سازد.
هشتم شوال سالگرد تخريب حرم ائمه بقيع است و بر اين اساس پايگاه
اطلاع رساني « رسا » گفت وگويي با حجت الاسلام محمدصادق نجمي ,
پژوهشگر و محقق تاريخ انجام داده است . وي كتاب « تاريخ حرم ائمه بقيع »
را نگاشته كه حاوي نكات جالبي در اين باره است .
وي درباره پيشينه قبرستان بقيع و اينكه نزد پيامبر اكرم (ص ) و ائمه
اطهار(ع ) از چه منزلتي برخوردار بوده است , مي گويد :
بقيع اولين مدفن و مزاري است كه به دستور رسول اكرم (ص ) و بوسيله
مسلمانان صدر اسلام به وجود آمده است . اين مدفن مقدس و تاريخي در
اصل « بقيع الغرقد » و در قرن هاي اخير گاهي « جنه البقيع » نيز گفته مي شود.
ابن اثير مي گويد : « در لغت , بقيع به محل وسيعي كه داراي درخت و يا ريشه
درخت باشد , گفته مي شود و چون مكان بقيع پيش از آن داراي درخت غرقد
و ريشه هاي آن بود پس از قطع اين اشجار نيز با همان اسم معروف گرديد » .
در بقيع اولين كسي كه از انصار دفن شده است « اسعد بن زراره » و از
مهاجرين « عثمان بن مظعون » بوده است . سمهودي مي گويد : « پس از فوت
ابراهيم فرزند رسول خدا(ص ) آن حضرت به صحابه فرمودند ابراهيم را به
سلف صالح ما عثمان لاحق كنيد و در كنار او به خاك بسپاريد. » او مي گويد
پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع , مردم مدينه علاقه مند شدند پيكر اقوام و
عشيره خود را در آنجا دفن كنند و هر يك از قبايل مدينه درختان و ريشه هاي
بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند.
در فضيلت بقيع حديث هاي متعددي از رسول خدا نقل گرديده است .
ازجمله در حديثي فرمودند : « از بقيع هفتاد هزار نفر كه صورتشان مانند ماه
چهارده شبه است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت
مي شوند. » در حديث ديگر آمده است كه رسول خدا(ص ) در بقيع حضور
يافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب مي كردند : « درود بر شما , خداوند , ما
و شما را بيامرزد شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم در پي شما خواهيم آمد » .
حرم ائمه بقيع كه در كتب تاريخ به عنوان مشهد و حرم اهل بيت (ع )
معروف گرديده , در سمت غربي و منتهي اليه بقيع واقع شده است . در اين
حرم مطهر قبر چهارتن از ائمه اهل بيت , امام مجتبي , امام سجاد , امام باقر و
امام صادق عليهم السلام در كنار هم و به فاصله 2 تا 3 متري اين قبرها , قبر
عباس عموي گرامي رسول خدا(ص ) قرار گرفته و در كنار آن نيز قبر ديگري
است كه متعلق به فاطمه بنت اسد است . قبل از ويراني ساختمان اين حرم
مطهر همه اين قبور شش گانه در زير گنبد و داراي ضريح زيبايي بودند.
همچنين مدفن تعدادي از همسران , فرزندان , اقوام و عشيره پيامبر اسلام و
جمع كثيري از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد بي شماري از شهدا و علما
در اين قبرستان قرار دارد.
وي درباره زمان ايجاد و بارگاه ائمه بقيع معتقد است : گرچه پس از
گذشت قريب به يك قرن از تخريب حرم مطهر ائمه بقيع و از بين رفتن تمام
آثار اين بناي باشكوه و معنوي , نمي توان همانند ساير ابنيه تاريخي و مذهبي
از آثار آن به عظمت و قدمتش پي برد و تاريخ بناي آن را به دست آورد. آنچه
از منابع مختلف به دست مي آيد تا حدي مي تواند ما را با تاريخ و چگونگي
ساخت اين حرم شريف آشنا سازد و بيانگر وضع اين بناي فخيم و پرشكوه
معنوي در طول تاريخ گردد. اجمال تاريخ اين حرم مقدس اين است كه قبور
ائمه بقيع از ابتداي دفن داراي ساختمان و به مرور زمان گنبد و بارگاه بوده
است و در قرون متمادي داراي خادم و دربان و داراي ظريف ترين و
گرانبهاترين ضريح و صندوق با زيباترين روپوش و داراي فرش و قنديل
بوده است .
آنهايي كه با تاريخ مدينه آشنايي دارند , مي دانند كه در آن زمان رسم بود
كه جنازه افراد متشخص و مورد احترام به جاي گورستان عمومي در داخل
منزل دفن مي شد و در برخي از موارد اين منزل تبديل به آرامگاه خانوادگي
مي شد. به عنوان مثال مي توان به دفن شدن عبدالله پدر گرامي رسول
خدا(ص ) در خانه اشاره كرد. در كنار قبرستان بقيع خانه هاي زيادي وجود
داشت كه يكي از آنها متعلق به عقيل بن ابي طالب بود. اين خانه به آرامگاه
خصوصي و خانوادگي اقوام و فرزندان رسول خدا(ص ) مبدل گرديد و اولين
كسي كه در داخل آن دفن شد پيكر فاطمه بنت اسد بود. پس از آن عباس
عموي پيامبر در اين خانه دفن گرديد . « ابن شبه » متوفاي 262 هـ . ق و از
قديمي ترين مورخان و مدينه شناسان مي گويد : « عباس بن عبدالمطلب در
داخل خانه عقيل و در كنار قبر فاطمه بنت اسد دفن شده است » . اين جمله
صريح را مورخ و مدينه شناس معروف « سمهودي » و « احمد بن عبدالحميد »
نيز در كتاب خود نقل نموده اند. اين خانه به همان شكل تا زمان امام حسن
مجتبي (ع ) باقيمانده بود كه آن حضرت در وصيت خود به برادرشان تصريح
كردند تا بدن مطهرشان را در كنار قبر رسول الله (ص ) به خاك سپارند و اگر
بني اميه مخالفت كردند , در كنار قبر مادرشان حضرت فاطمه (س ) دفن
شوند. البته شيخ مفيد(ره ) و طبرسي اين وصيت را چنين نقل مي كنند كه آن
حضرت فرمودند در كنار فاطمه بنت اسد دفن شوند. به اين وصيت عمل شد
و پيكر مطهر امام حسن مجتبي (ع ) در اين خانه دفن شد. پس از آن حضرت ,
پيكر مطهر امام سجاد , امام باقر و امام صادق عليهم السلام در كنار جد
بزرگوارشان امام مجتبي (ع ) دفن گرديد كه اسناد و مدارك فراواني در اين
زمينه وجود دارد.
ساخت حرم و بارگاه در بقيع در چند مرحله صورت گرفت . پس از زمان
بني اميه كه شيعيان در سخت ترين شرايط به سر مي بردند و حتي جرات
اظهار عقيده خود را نداشتند , عباسي ها به روي كار آمدند و در اين زمان بود
كه شيعيان به آزادي هايي دست يافتند , تا جايي كه « سفاح » به حقانيت امير
مومنان (ع ) اعتراف كرد و اقدام به بازگرداندن فدك به بني الحسن نمود.
طبيعي است در چنين شرايط و با برداشته شدن همه موانع , شيعيان خاندان
عصمت و به ويژه سادات بني الحسن در تعمير وتوسعه مدفن ائمه بقيع و
تبديل خانه عقيل به حرم به عنوان يك وظيفه ديني و نماد مذهبي اهتمام
ورزند. همچنين انتساب عباسي ها به عباس عموي پيامبر(ص ) مهمترين
انگيزه براي شيعيان آن دوره بود كه به تعمير و توسعه بارگاه جد خود اقدام
كنند . براساس مدرك تاريخي پيكر مطهر امام صادق (ع ) در سال 148 هـ . ق و
پس از دوران خلافت سفاح و منصور در سال هاي 136 تا 157 هـ . ق در
داخل حرم و پس ازتبديل شدن خانه عقيل به مسجد و زيارتگاه عمومي در
كنار قبور ائمه سه گانه دفن شده است . متاسفانه در مورد تغيير و تحولي كه
پس از اين تاريخ تا قرن پنجم در اين حرم شريف به وجود آمده است , اطلاع
دقيق و مستند تاريخي در دست نيست ولي با توجه به بحث هاي گذشته , به
يقين اين حرم در طول اين سه قرن نيز مورد توجه عباسيان و شيعيان بوده و
در هر فرصت ممكن به تعمير و تجديد بناي آن اهتمام ورزيده اند.
اما مرحله بعدي تجديد بناي حرم از قرن پنجم آغاز شده كه
خوشبختانه اسناد و مدارك تاريخي زيادي در اين زمينه وجود دارد. طبق
مدارك مسلم تاريخي , گنبد و بارگاه حرم ائمه بقيع كه از نظر استحكام و
ارتفاع , ظرافت و زيبايي برهمه قبه هاي موجود در بقيع تفوق داشته و به
مدت هشتصد سال سر بر آسمان مي سوده و نظر مورخان و جهانگردان را به
خود جلب مي كرد , به دستور « مجدالملك ابوالفضل اسعدبن محمدبن موسي
ابراوستاني القمي » , وزير بر كيارق از سلاطين سلجوقي در بين سال هاي
486 الي 498 هـ . ق ساخته شده است . در اين زمينه مورخ معروف « ابن اثير »
در حوادث سال 495 هـ . ق مي گويد : « در اين سال امير مدينه منظور بن
عماره حسيني دنيا را وداع گفت و او معماري را كه از اهالي قم بود و از سوي
مجدالملك بلاساني براي ساختن قبه حسن بن علي و عباس عموي پيامبر در
مدينه به سر مي برد , به قتل رسانيد. » همچنين مرحوم عبدالجليل قزويني
زنده (در سال 556 ) در كتاب النقض مي گويد : « قبه حسن بن علي كه عباس
بن عبدالمطلب پدر خلفا آنجا مدفون است مجدالملك فرموده
است » .

شايد بهترين راه براي به دست آوردن كيفيت اين بناي شريف و
مشخصات آن , مراجعه به ثبت مشاهدات و خاطرات مورخان و جهانگردان
باشد. مشخصات « قبه اي بزرگ و سر به فلك كشيده و بسيار مستحكم »
مشترك در بين مشاهدات مورخان مي باشد; جهانگرداني همچون « ابن
جبير » و « ابن نجار » در قرن هفتم , « خالد بن عيسي البلوي المغربي » و « ابن
بطوطه » (جهانگرد معروف ) در قرن هشتم .
در چند مرحله تعميراتي در اين بارگاه صورت رفته است . اولين تعمير
در حرم ائمه بقيع در سال 519 هـ . ق و پس از گذشت بيست و چهار سال از
ايجاد ساختمان آن مي باشد كه به دستور « مستر شد بالله » . خليفه عباسي
انجام گرفته است , « سمهودي » در كتاب خود مي گويد كتيبه اي در طاق سمت
قبر عباس وجود دارد كه تاريخ دقيق تعميرو سلطان وقت را نوشته است . »
دومين تعمير در حرم بقيع بين سال هاي 623 و 640 هـ . ق به وسيله يكي
ديگر از خلفاي عباسي به نام « مستنصر بالله » انجام گرفته است . اين موضوع
را نيز سمهودي در كتاب خود و براساس كتبيه اي كه در بالاي محراب حرم
بقيع نصب شده است , ثابت مي كند.
تعمير سوم حرم شريف متعلق به اوايل قرن سيزدهم هجري است كه به
دستور سلطان محمود عثماني انجام گرفته است . فرهاد ميرزا كه در سال
1292 هـ . ق به حج مشرف شده است , مي نويسد : « تعمير بقعه مباركه در بقيع
از سلطان محمودخان در سنه يكهزار و دويست و سي و چهار هجري به
دست محمدعلي پاشاي مصري و به امر سلطان واقع شده است . » اما نكته
جالب در اينجا ويژگي ها و خصوصيت هاي حرم شريف است كه نظر بسياري
از مورخان را به خود جلب كرده است و به اختصار به اين ويژگي ها اشاره
مي كنم . اول آنكه حرم بقيع . هشت ضلعي بوده است . براي نمونه ميرزا
محمدحسين فراهاني كه در سال 1302 هـ . ق اين حرم شريف را زيارت كرده
است , مي گويد « چهار نفر از ائمه اثني عشر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ
است كه در بقعه بزرگي كه به صورت هشت ضلعي ساخته شده است واقع اند
و اندرون و گنبد آن سفيدكاري است » .
دوم آنكه حرم بقيع داراي دو در بوده است . « ابن نجار » مدينه شناس
معروف متوفاي 647 هـ . ق مي گويد : « بقيع داراي دو در بوده است كه يكي از
آنها هميشه و درتمام ساعات روز به روي زائرين باز بوده است . »
سوم بارگاه بقيع محرابي هم داشته است . سمهودي يكي از كتبيه ها را در
بالاي محراب ذكر مي كند و چهارم آنكه حرم بقيع خادماني نيز داشته است .
اين خدام شامل كفش دار و زيارتنامه خوان بود. امين الدوله در سفرنامه خود
مي نويسد : « يكشنبه يازدهم محرم 1316 هـ . ق هواي بقيع و زيارت ائمه
هدي كردم . آنجا جز حاج صادق يزدي و يك ضعيفه كفش دار و يك سقا
كسي نبود. كليددار , متولي و زيارتنامه خوان هنوز نيامده بودند » همچنين در
برخي سفرنامه ها براي حرم تزئيناتي ذكر شده و اينكه اين حرم صحن
نداشته است .
آنچه از تاريخ به دست مي آيد اين است كه قبور ائمه بقيع و جناب
عباس از قديم الايام و بلكه پيش تر از قرن هفتم تا زمان تخريب داراي
ضريح هاي متعددي بوده اند كه به مناسبت نزديكي و اتصال قبور ائمه (ع ) ,
همه آنها در داخل يك ضريح و قبر عباس عموي پيامبر(ص ) به علت فاصله
آن با اين قبور داراي ضريح مستقل بوده است . همه مورخان از ظرافت و
زيبايي اين ضريح ها تعريف و تميجد كرده اند.
در تاريخ , براي اولين بار كه از صندوق قبور ائمه بقيع سخن به ميان
آمده به وسيله جهانگرد معروف « ابن جبير » (متوفاي 614 هـ . ق ) مي باشد .
او مي گويد : « قبرشان بزرگ و از سطح زمين بلندتر و داراي ضريحي از چوب
مي باشد كه بديع ترين و زيباترين نمونه از نظر فن و هنر است و نقوشي
برجسته از جنس مس بر روي آن ترسيم و ميخ كوبي هايي به جالب ترين شكل
در آن تعبيه شده كه نماي آن را هرچه زيباتر و جالب تر نموده است » و
عده اي مورخ ديگر كه شبيه به اين تعابير را به كار برده اند. از آنجايي كه اين
ضريح از نظر ظاهري شبيه ضريح حرم كاظمين (ع ) و عبدالعظيم حسني (ع )
است و اين ضريح ها به دستور مجدالملك ساخته شده است , مي توان گفت
اولين ضريح بقيع نيز به دستور مجدالملك ساخته شده است . همچنين دو
ضريح ديگر نيز براي بقيع ساخته و نصب شده است كه سومين آنها تا زمان
تخريب اين حرم پابرجا بوده است . مرحوم سيدمحسن مي گويد : « در
اصفهان ضريح ديگري از فولاد به صورتي ظريف و زيبا ساخته شد كه در
قسمت بالاي آن اسما حسني با آب طلا و خط زيبا ترسيم شده بود كه با
سختي فراواني به جده منتقل و به خاطر ممانعت سران مدينه سه سال
متوقف و با پرداخت مبالغ كلاني به مخالفان , در حرم نصب گرديد. »
تخريب بارگاه شريف بقيع
حجت الاسلام نجمي درباره ويراني اين مكان شريف گفت : يكي از آفات
بزرگ و خطرناك تمام مذاهب و آيين ها , كج فهمي و تندروي ها و
برداشت هاي غلط و انحرافي و به اصطلاح قرائت هاي خودساخته از دين
است كه در مقاطع مختلف از ميان پيروان همان مذاهب به وجود آمده و
موجب تضعيف و تفرقه درآن مذهب گرديده است . از مصاديق و نمونه هاي
بارز چنين انحراف فكري و برداشت هاي ناروا , گروه خوارج هستند كه در
حال حيات رسول خدا و در ميان جامعه آن روز به وجود آمدند و در زمان
اميرمومنان (ع ) گسترش يافته و سرانجام آن بزرگوار به دست يكي از عوامل
همين گروه به شهادت رسيد. يكي از اوصاف خوارج كه در احاديث بدانها
تاكيد شده , كثرت عبادت و تقيد آنان به نماز و روزه و قرائت قرآن است , به
حدي كه عبادت ساير مسلمانان نسبت به عبادت آنها حقير و كم مي نمايد.
ويژگي بعدي فاصله گرفتن آنها از اسلام و دورشدنشان از روح قرآن است كه
در اثر غرور و تحجر حاضر نبودند از هيچ ناصحي نصيحت بپذيرند. يكي
ديگر از اوصاف خوارج , تكفير مسلمانان بود تا جايي كه هر مسلمان متعهدي
را كه با عقيده و تفكر انحرافي آنان موافق نبود مرتد و خارج از اسلام
مي دانستند.
پس از چندين قرن از ظهور خوارج يعني در آستانه قرن هشتم نمونه اي
ديگر از اين انحرافات ظاهر گرديد. « احمد بن تيميه » در شام مطالبي را در
مسايل مختلف اسلامي خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاواي علما و
پيشوايان به شكل سخنراني و مكتوب منتشر كرد. علما و دانشمندان از شام و
مصر و بغداد در مخالف با نظريات او به ميدان آمدند و به نقد عقايد او
پرداختند و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر كردند. ابن تيميه پس از چند بار
زنداني شدن در مصر و شام , سرانجام در سال 728 هـ . ق در زندان دمشق از
دنيا رفت . وضع به همين منوال بود تا اينكه در قرن يازدهم , در نجد حجاز ,
فردي به نام « محمدبن عبدالوهاب » پا به عرصه حيات گذاشت و پس از
چهار قرن بار ديگر به ترويج و تبليغ عقايد ابن تيميه پرداخت . اما دلايل
مختلفي باعث شد كه ابن وهاب در فعاليت هاي خود موفق شود. ازجمله آنكه
وي در شهر نجد به اظهار و نشر عقايد خود پرداخت كه مردم آن را از افراد
دور از تمدن و معارف تشكيل مي دادند اما ابن تيميه در مركز معارف ديني
قرارداشت . همچنين با متهم كردن ساير مسلمانان به كفر , مردم نجد به غارت
و كسب ثروت تشويق شدند.
فتاواي فقهي وهابيان كه موضوع اصلي بحث ماست , چندين مورد
است . مهم ترين آنها حرمت سفر براي زيارت قبور پيامبران و صالحان و
حرمت تبرك و توسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست .
بنابراين هرگونه توسل و تبرك جستن به ساحت پيامبران و ائمه اطهار شرك
و كفر و بت پرستي محسوب مي شود و موجب حلال شدن مال و جان چنين
افراد است . مرحوم آيت الله امين عاملي در كتاب خود پيرامون عقايد
وهابيان مي نويسد : « اعتقاد وهابيان درباره عموم مسلمانان اين است كه
مسلمين پس از ايمان به كفر برگشته اند و پس از توحيد به شرك گراييده اند.
زيرا آنان در دين بدعت گذاشته اند و به جهت زيارت و تبرك جستن به انبيا
و صالحين به كفر و شرك روي آورده اند , لذا جنگ با آنان واجب و ريختن
خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابيان ) حلال است » بر اين
اساس بود كه آنها به هر جا و به هر شهر و دياري دست مي يافتند قبل از هر
چيز به تخريب مشاهد شريفه و بقاع متبركه مي پرداختند. كشتار وهابيان در
عتبات عاليات صفحه اي سياه در تاريخ اسلام است . در سال 1216 هـ . ق
امير سعود با لشگري بسيار به شهر كربلا حمله ور شدند. تعداد بيست هزار
نفر از اهالي كربلا و زوار كشته شدند و خزانه حرم و تمام تزئينات و
جواهرات حرم به تاراج رفت . همچنين آنان به هنگام تسلط بر طائف و مكه
قبور جد و عموي پيامبر , خديجه همسر پيامبر و بسياري از اماكن مقدسه را
ويران كردند . در ماه رمضان 1344 هـ . ق وارد مدينه شدند و پس از گذشت
چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومين (ع ) در بقيع را به كلي
منهدم كردند و از اين حرم و قبور به جز قطعه سنگ هايي كه در اطراف قبور
نصب كردند اثر و علامتي باقي نماند. به كارگراني كه اين عمل ننگين را انجام
دادند , مبلغ هزار ريال مجيدي دستمزد پرداخت گرديد. تنها حرم مطهر
پيامبر اسلام (ص ) آن هم در اثر ترس از قيام مسلمانان جهان از تعرض و
تخريب مصون ماند كه اگر اين ترس نبود حرم پيامبر اسلام (ص ) پيش از
ساير بقاع مورد تعرض قرار مي گرفت . بعضي از نويسندگان وهابي اين
مصونيت را بدين گونه توجيه مي كنند « كه ما اين گنبد را به عنوان يكي از
گنبدهاي مسجد مي شناسيم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پيامبر والا... » و
اينك با گماردن ماموران تند و خشن و گاهي چوب به دست از نزديك شدن
زائران به اين حرم جلوگيري مي كنند.
يكي از جهانگردان غربي به نام « مستر ريتر » كه به فاصله كوتاه از ويراني
اين حرم , بقيع را ديده , ويراني آنجا را چنين ترسيم مي كند : « چون وارد بقيع
شدم , آنجا را همانند شهري ديدم كه زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و
به ويرانه اي مبدل ساخته است , زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ
و كلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب كهنه چيز ديگري نمي توان ديد. ولي اين
ويراني ها و خرابي ها نه در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلكه با عزم و
اراده انسان ها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاه هاي زيبا و سفيدرنگ
كه نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود , با خاك يكسان گرديده
است . »
چون خبر هولناك ويراني بقاع و هتك حرمت نسبت به حرم شريف ائمه
بقيع در كشورهاي اسلامي انتشار يافت , مسلمانان آن را مصيبتي عظيم و
حادثه اي بس بزرگ نسبت به جهان اسلام تلقي نمودند. تلگراف هاي
اعتراض از سوي علما و مراجع و شخصيت هاي سياسي از عراق و ايران و
هند و ساير كشورها به سوي حاكمان حجاز سرازير گرديد. مجالس درس در
حوزه هاي علميه و نمازهاي جماعت در مساجد تعطيل شد مراسم عزاداري
به عنوان اعتراض و سوگواري تشكيل گرديد ولي چه سود كه اين حادثه
بزرگ و تاسف بار به وقوع پيوست و اين آثار و ابنيه مذهبي و تاريخي كه
قداست بعضي از آنها به بيش از ده قرن مي رسد , به دست گروهي متعصب و
متحجر و بي اطلاع به عنوان ايفاي يك وظيفه واجب مذهبي با خاك يكسان
شد.
البته پس از آن وهابيان دست به مبارزه فرهنگي زدند تا وجود چنين
مكاني را از منابع تاريخ حذف كنند. يكي از ابعاد آن را مي توان در تاليفات
جديد و متنوعي يافت كه در تاريخ حرمين شريفين و مدينه شناسي منتشر
شده است . دراين كتاب ها گزارشي از اين ابنيه تاريخ ثبت نشده است . به
طوري كه گويي اصلا چنين آثاري وجود نداشته است . يكي از اين تاليفات
كه در سال 1412 هـ . ق منتشر شده , كتابي است به نام « تاريخ المعالم
المدينه المنوره قديما و حديثا » به قلم « احمد ياسين » , مولف در اين كتاب
چهارصد صفحه اي تا آنجا كه توانسته است آثار قديمي و تازه هاي مدينه را
از مساجد و قلعه ها و چاه ها با عكس و شرح و تفصيل معرفي نموده ولي از
بقيع . حساس ترين اثر تاريخي مدينه فقط در هفت سطر و به عنوان گورستان
عمومي مردم مدينه ياد نموده است .

|