روزنامه جمهوري اسلامي 30/08/1383 صفحه امام
امام خميني و مجامع بين المللي




محمود لطيفي
مقدمه
سالها پيش وقتي مي شنيديم كه سياستمداري هوشمند! در برابر چشم و گوش مسلمانان مومن و معتقد , به صراحت مي گويد : فلان حكم و فلان سنت در زمان پيامبر بود و پيامبر بدان فرمان داده بود اما من آن را تحريم و مرتكبان آن را مجازات مي كنم , شفگت زده مي شديم كه مگر ممكن است يك انسان مسلمان لاابالي , تا چه رسد به حاكم مسلمانان و خليفه پيامبر و مدعي سروري مومنان ! چنين با صراحت در برابر نص وحي و قرآن از « من » و « حكم من » سخن بگويد! و كسي بر او نياشوبد و دهان و دندان او را در هم نشكند ! اما مروز نه تنها از چنين حادثه اي شگفت زده نمي شويم كه خود نيز در زمره آنان و مدافع آنان قرار مي گيريم .
مگر نه اين است كه قرآن مي گويد : كيف و ان يظهر و اعليكم لايرقبوافيكم الا ولاذمه يرضونكم بافواههم و تابي قلوبهم و اكثرهم فاسقون (1 ) ـ چگونه آنان را متعهد به گفته هايشان مي شمريد در صورتي كه اگر به شما دست يابند درباره شما نه خويشاوندي را مراعات مي كنند و نه تعهدي را. شما را با زبانشان راضي مي كنند اما دلهايشان نمي پذيرد. بيشتر آنان از راه حق منحرفند ـ آنگاه در مقابل چنين هشدار صريحي عده اي نه يك بار و دوبار بلكه هر روز و هر سال با غربيان توافق مي كنند و به سخن آنان دل مي بندند! و مگر نه اين است كه قرآن مي گويد : واعدوالهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوكم و آخرين من دونهم لاتعلمونهم الله يعلمهم ... (2 ) و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاي آماده بسيج كنيد. تا با اين توانايي ها , دشمن خدا و دشمن خودتان وديگراني را كه شما از اهدف آنان آگاه نيستيد ولي خدا آگاه است بترسانيد.
اما در مقابل اين حكم صريح قرآن و عقل , عده اي از طرح ممنوعيت ساخت سلاح هسته اي دم مي زنند!! مشكل اصلي اين است كه اگر ثبات قدم و استقامت در برابر شيطان و ايادي آن را از دست بدهيم , فروغلطيدن در دامن كفر و بدعت به سادگي و بي هيچ هزينه اي جز پياده شدن از كرامت و عزت و چوب حراج زدن بر تمامي ارزشها و عظمتها امكان پذير است . اگر خداي بزرگ پيامبر خاتم خود را هشدار مي دهد كه : وان كادوا ليفتنونك عن الذي اوحينااليك لتفتري علينا غيره و اذالا تخذوك خليلا. ولو لاان ثبتناك لقد كدت تركن اليهم شيئا قليلا. اذا لاذقناك ضعف الحياه و ضعف الممات ثم لاتجد لك علينا نصيرا(3 )
و چيزي نمانده بود كه تو را از آنچه به سوي تو وحي كرده ايم گمراه كنند تا غير از آن را بر ما ببندي و در آن صورت تو را به دوستي خود بگيرند. و اگر تو را استوار نمي داشتيم قطعا نزديك بود كمي به سوي آنان متمايل شوي , در آن صورت , حتما تو را دوبرابر در زندگي دنيا و دوبرابر پس از مرگ عذاب مي چشانيديم , آن گاه در برابر ما براي خود ياوري نمي يافتي ـ در اين صورت حساب ما پاك است !!
امروز ما نيازمند شهيد مدرس هستيم تا به سر ما فرياد زند : شايد مشيت خداوند بر اين امر قرار گرفته باشد كه آزادي و استقلال ما به زور از ما سلب شده ولي سزاوار نيست كه ما خودمان به امضاي خود آن را از دست داده و ترك كنيم . (4 )

نگاه حضرت امام به نقش مجامع و سازمان هاي بين المللي براساس مباني اعتقادي اسلام و فرهنگ ناب قرآن است . ايشان معتقد بود :
روابط ما با تمام خارجي ها براساس احترام متقابل خواهد بود. در اين رابطه نه به ظلمي تسليم مي شويم و نه به كسي ظلم خواهيم كرد , و در زمينه ي تمام قراردادها , براساس مصالح سياسي , اقتصادي , اجتماعي و فرهنگي ملت خودمان عمل خواهيم كرد . (5 )
او با صراحت مي فرمود :
جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند , و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد... ما اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاده ي جهان است و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامي و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مباني عقيدتي و تربيتي اسلام و همچنين به اصول و روشهاي مبارزه عليه نظامهاي كفر و شرك آشنا مي سازد . (6 )
قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنها مطمئن باشند كه اگر خميني يكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستي است ادامه مي دهد و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام , اين پابرهنه هاي مغضوب ديكتاتورها , خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مي نمايند , سلب خواهد كرد . (7 )
حضرت امام علاقه مند بود تا :
يك حزب به اسم « حزب مستضعفين » در تمام دنيا به وجود بيايد و همه مستضعفين با هم در اين حزب شركت كنند , و مشكلاتي كه سر راه مستضعفين است از ميان بردارند , و قيام در مقابل مستكبرين و چپاولگران شرق و غرب كنند و ديگر اجازه ندهند كه مستكبرين بر مستضعفين عالم ظلم كنند و نداي اسلام را و وعده ي اسلام را ـ كه حكومت مستضعفين بر مستكبرين است و وراثت ارض براي مستضعفين است ـ متحقق كنند . (8 )
و بالاخره دلسوزانه مي فرمود :
انقلاب اسلامي , تاكنون كمين گاه شيطان و دام صيادان را به ملتها نشان داده است . جهانخواران و سرمايه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنيم و هشدار ندهيم و حال آنكه اين وظيفه ي اوليه ي ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صدا زنيم كه اي خواب رفتگان ! اي غفلت زدگان ! بيدار شويد و به اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد. برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست ! و نيز فرياد كشيم سريعا قيام كنيد كه جهان ايمن از صياد نيست !(9 )
حضرت امام با درك دقيق نظم سياسي حاكم بر جهان درپي آن بودند تا نظمي عادلانه و براساس منافع ستمديدگان را پي ريزي نمايند , زيرا از نظر ايشان سازمانهاي يبن المللي موجود پرداخته ي دست استعمارگران و به عنوان ابزاري براي سلطه ي بيشتر بر مستضعفان تدارك ديده شده است . نگاهي گذرا به سخنان آن بزرگوار ما به اين باور مي رساند كه دل بستن به اين سازمانها و مراجعه ي به آنها با فرهنگ سياسي حضرت امام منافات دارد زيرا :
1 ـ اين موسسات در خدمت منافع غرب و استكبار جهاني هستند :
شما شايد در طول اين مجالسي كه اينها درست كرده اند يك جا پيدا نكنيد كه اگر امريكا يا ديگران كه قدرتهايشان زياد است , منافعش با يك مملكت ضعيفي تصادم پيدا بكند. اينها يك كاري براي شان كرده باشند . (10 )
...اين مجالسي كه اينها درست كردند و ما را محكوم كردند , آن از اول معلوم بود كه ما محكوم هستيم . براي اينكه مجلسي است به فرمايش خود كارتر تحقق پيدا مي كند و آن ها تخلف از قول ابرقدرتها نمي كنند... يك سازمانهايي هم هست كه مال آنهاست . آنها حق وتو دارند و بزرگها هر جايي برخلاف مصلحت آنها باشد وتو مي كنند و ماها هيچ حقي نداريم جز اينكه مصيبت بكشيم و صدايمان در نيايد . (11 )
2 ـ اين سازمانها براي بازي دادن و اغفال ملل كوچك تاسيس شده اند :
اساسا هر تشكيلاتي كه اين ابرقدرتهاي بزرگ در آن دست دارند اين تشكيلات تشكيلاتي است كه بايد به نفع آنها تمام شود. همين سازمان ملل , همين جلساتي كه در خارج هست , شوراي امنيت , همه ي اينها در خدمت ابرقدرتها هستند و براي بازي دادن ساير كشورهاست و لذا براي خودشان وتو قرار مي دهند... ما به ابرقدرتها آنقدر سوظن داريم كه اگر يك مطلب راستي هم بگويند , اعتقادمان طوري مي شود كه براي اين مصلحتي گفتند كه مردم را اغفال كنند . (12 )
در طول اين پنجاه و چند سال كه ما گرفتار اين مسائل و مصائب بوديم اين مجلس ها براي ما چه كردند اينها همين است كه يك وقتي منافع بزرگها ايجاب بكند اينها به نفع بزرگتر ها فعاليت بكنند حفظ بكنند و يك كلاهي هم سر ما بگذارند... ما را مي خواهند بازي بدهند و ما هم بازي مي خوريم . (13 )
3 ـ اين موسسات تماشاچي و مويد جنايات ستمگران هستند و سوگمندانه بايد اعتراف كنيم كه اين واقعيت تلخ را در سالهاي اخير در جريان اشغال افغانستان و عراق و بويژه جنايت هاي رژيم اشغالگر قدس مشاهده مي كنيم . حضرت امام در خطاب به جانبازان مي فرمايد :
اي كاش اعضاي سازمان ملل و شوراي امنيت حاضر بودند و شما معلولين عزيز را مي ديدند و آثار جرم دولت آمريكا و دست نشاندگان آن را مي ديدند پس حكم صادر مي كردند كاش كاخ نشينان , حال دردمندان ما را مشاهده مي كردند تا به جنايات دولت جبار آمريكا دامن نزنند . (14 )
حضرت امام در مقامي ديگر تصريح مي كند :
سازمانهاي بين الملل و حقوق بشر با سكوت خود در برابر جنايات جانيان آنان را در جنايتشان تشويق مي كنند . (15 )
4 ـ داشتن حق وتو يا حكومت جنگل . حضرت در تحليل دقيقي معتقد است كه اين سازمان ها به دليل اينكه بانيان آنها مردم و ملت ها نبوده اند و بلكه توسط جانيان و جنگ افروزان تاسيس شده اند , در نتيجه جهت گيري آنها جز زور و ظلم و جنايت نمي تواند باشد :
.....اين سازمانهايي كه خود , ساخته ي خود نيستند و از ملتها نيستند بلكه چند تا دولت بزرگ اينها را درست كرده اند. يك وقت مي بيني كه هر يك بساطي درست مي كنند يك صورتي درست مي كنند با هم چه مي كنند و يك دسته زيادي راي به آن طرف مي دهند و بعد هم آمريكا مي آيد وتو مي كند , اين از آن حكومت جنگل بدتر است .... حكومت جنگل حكومت قلدري است , لكن اينها حكومت نمي كنند و بدتر از جنگل عمل مي كنند و به خورد ملتها مي خواهند بدهند كه سازمان حقوق بشر ما داريم , سازمان ملل متحد ما داريم ..... وقتي همه ي اينها مي دانند راي برخلاف , اثر ندارد براي اينكه امريكا ايستاده و با يك « نه » تمام مي شود , اين كار لغوي نيست كه اينها مي كنند كي را مي خواهند بازي بدهند ..... بدتر از اين جنايت و بدتر از آن وحشيگري در عالم نيست , حكومت هاي جنگل باز يك فطرتي دارند , روي آن فطرتشان هم باز ظلمشان را بالسويه مي كنند , اما اين سازمانها و آنهايي كه با دست آنها , با دست جنايتكار آنها اين سازمانها درست شده است , آنها تمام حيثيت و انسانيت بشر را از بين مي برند با اسم اينكه , طرفدار حقوق بشر هستيم . (16 )
وقتي بنا باشد كه سازمانهاي بزرگ دنيا اختيارش دست چهار پنج نفر باشد , اين را نمي شود گفت كه اين امنيت بشر , سازمان طرفدار بشر..... چهار پنج نفر همه چيزها را دارند , هر كاري همه بكنند يك نفر بگويد « نه » تمام مي شود. حق وتو يك امري است كه هيچ آدمي نمي تواند بپذيرد... هيچ انسان نابالغي هم نمي تواند بپذيرد كه ما مي خواهيم همه دنيا بر عدالت باشند لكن اختيار دست اين دو نفر , اين چند نفر باشد. آن يكي مي ريزد افغانستان , اگر يك بگويند « چرا » مي گويد : غلط كردي . آن يكي مي ريزد به ـ مثلا ـ بيروت و امثال ذلك , اگر چنانچه بخواهند در آنجا حرفي بزنند , مي گويند : غلط كردي . (17 )
5 ـ سازمانهاي بي محتوا , متاسفانه امروزه در دنيا حقيقت يافت نمي شود و هر چه همت مجازي و عاريتي و تنها در حد حرف و اصطلاح خلاصه مي شود. و يقينا كساني كه در اين ميان در پي حق خويش و يا احقاق حقي هستند , نمي توانند از نشستن بر كنار اين ميزهاي مجازي و بلغور نمودن و گفتن و شنيدن اصطلاحات مجازي به حقيقت برسند :
دنيا امروز گرفتار جهانخواران و غارتگران است كه كشورها را به آتش مي كشند و غارت مي كنند و نيز گرفتار وابستگان آنان است كه منافع ملتها و كشورهاي خود را فداي منافع ابرقدرتها مي كنند و همچنين گرفتار سازمانهاي دست نشانده ي قدرتهاي بزرگ بويژه امريكاست كه با اسم بي محتواي شوراي امنيت و عفو بين الملل و حقوق بشر و از اين قبيل مفاهيم بي محتوا كه به قدرتهاي بزرگ خدمت مي كنند و در حقيقت مجري احكام و مقاصد آنان و مامور محكوم نمودن مستضعفان و مظلومان جهان به نفع قدرتهاي بزرگ جهانخوار هستند . (18 )
اصلا الفاظ بكلي از محتواي خودش خالي شده ... شما خودتان برويد دنبالش , ببينيد كجا يك لفظي از قبيل اين الفاظي كه متعارف بوده .... محتواي خودش را دارد , كدام يك از اينها , آن معنايي كه هست , آن معنا از او اراده مي شود . (19 )
6 ـ سازمانهاي دروغين و دروغگو , در اين سالهاي اخير بيشترين و بزرگترين دروغها توسط همين سازمانهاي جعل بين المللي ادعا شده است , چهل سال است يك رژيم غاصب بي ريشه و بي فرهنگ و نژادپرست داراي قدرت اتمي است و هديه كننده ي اين اسلحه ي مرگبار كشوري مدعي دموكراسي و قانون و حقوق ! مانند فرانسه است و كسي نمي تواند بگويد كه وجود اين قدرت اتمي همانند يك غده ي بدخيم سرطاني در منطقه فسادآور است و خطرناك اما اگر كشوري با جمعيتي دهها برابر و تمدني ريشه دار بخواهد از انرژي اتمي براي امور عادي زندگي بهره بگيرد و از وابستگي به ابرقدرتها خود را نجات دهد به انواع اتهام ها متهم مي شود :
سازمان عفو بين المللي , كه من بايد بگويم : « سازمان جعل بين المللي » , « سازمان كذب بين المللي » در يك بيانيه اي كه صادر كرده است , همان تهمت هايي كه در صدر اسلام به اسلام , به رسول خدا و به اولاد و اتباع او مي زدند , زايد بر او را بر كشور , زده اند. همان دروغهايي كه اتباع يزيد منتشر مي كردند , امروز همين سازمان عفو بين المللي به اصطلاح منتشر مي كند , يك همچو دروغهايي را.
....انسان عار دارد كه بگويد , در عصري زندگي مي كنيم كه تمام ارزشها فداي قدرتهاست , فداي منافع مادي است و براي خود جز منافع مادي چيزي را ارزش نمي دانند . (20 )
اينها بخش اندكي از ويژگيهاي اين موسسات استعمار پرداخته و استكبار ساخته است و بنابراين :
آيا سران قوم نمي دانند و نديده اند كه مذاكرات سياسي با سياستمداران قدرتمند و جنايتكاران تاريخ , قدس و فلسطين و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر ستمگريها و جنايات افزوده خواهد شد (21 )
آيا به راستي نمي دانند كه انگليس و فرانسه و آلمان چه امكاناتي براي صدام تهيه نموده و او را پشتيباني كردند!! آيا باز هم به قول و وعده اينان اعتماد مي كنند راستي مگر تبعيت از ام ـ پي ـ تي وحي منزل و واجب عقلي است مگر آنان كه همكاري نكردند چه ضرري بردند ـ هند و پاكستان و كره ـ و آنان كه همكاري كردند چه چيزي ديدند .
بنابراين :
آن مجالس پيش ما ابدا ارزش ندارد و هر چه محكوم كنند ما را , غلط مي كنند , محكوم كردند , غلط كردند , اشتباه كردند. (22 ) لابد اين را هم شنيديد كه لاهه ايران را محكوم كرد . حالا ديگر خواب به چشم ايرانيها نمي رود! لاهه محكوم كرد! اين لاهه مدتهاست ; اين سازمانها مدتهاست كه اسرائيل را در اين شرارتهايش محكوم كردند و هيچ اعتنا به آنها نكرد. هيچ غلطي هم اينها نكردند . (23 )
شايد عده اي خوشخيال و يا خودباخته بگويند : موضوع اسرائيل جدا و او در حمايت امريكاست , ولي در مورد ايران بي اعتنايي به اين سازمانهاي بين المللي باعث آن مي شود تا زمينه ي اجماعي بين المللي پيش آيد و استكبار بر فشارهاي خود بيفزايد يا حتي حمله كند. پاسخ اين گونه تحليل هاي ذلت پذيرانه اين است كه مگر تشديد فشارها بر عراق و حمله به آن در اثر مخالفت عراق با مصوبات سازمانهاي بين المللي پيش آمد , و مگر سازمان ملل هنوز كه هنوز است حمله به عراق را به ادعاي خود نامشروع نمي داند!! پس , زهي خيال باطل !
و تازه : مگر بناست كه پس از اين همه حقايق روشن باز هم چشم و گوش خود را ببنديم و به تقليد از غداره بندان بين المللي اين سازمانها را بي طرف بشمريم و هر چه مستكبران ديكته مي كنند امضا كنيم ! مي گويند : حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام در جريان صلح تحميلي با معاويه روزي براي ياران خود در ضمن سخناني فرمود : الا وان معاويه دعانا الي امر ليس فيه غرو لانصفه فان اردتم الحياه قلبناه منه و اعضضنا علي القذي و ان اردتم الموت . بذلناه في ذات الله و حاكمناه الي الله . فنادي القوم باجمعهم : بل البيعه والحياه . (24 )
معاويه ما را به موضوعي فرامي خواند كه نه عزتمندانه است و نه منصفانه ! پس اگر به زندگي دنيا دل خوش داريد و به آن گرايش داريد , دعوت او را مي پذيريم و رضايت شما را جلب مي كنيم و خار در چشم فرو مي بنديم , و اگر مرگ ـ عزيزانه و غيرتمندانه ـ را طالبيد , جان در راه خدا مي دهيم و معاويه را در آن بارگاه به محاكمه مي كشيم . و به ناگاه حضرت امام حسن از همه سو در كمال ناباوري مي شنود كه فرياد برآورده اند : ما زندگي را دوست داريم و مي خواهيم زنده بمانيم !! و..... امام حسن تنها ماند و تن به صلح داد! ولي مسئولان , گوش هاي خود را باز كنند و بشنوند كه هر روز مردم غيور , فرياد مي زنند : ما اهل كوفه نيستيم , علي تنها بماند و بدانند كه : امريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند.
پاورقي :
1 ـ سوره ي توبه : .8
2 ـ سوره ي انفال : .60
3 ـ سوره ي اسرا : 73 ـ.75
4 ـ مدني , سيد جلال الدين , تاريخ سياسي معاصر ايران ج 1 : .68
5 ـ سياست خارجي و روابط بين الملل از ديدگاه امام خميني , تبيان 28 , موسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني : ص .6
6 ـ همان : ص .44
7 ـ همان : ص .45
8 ـ همان : ص .47
9 ـ همان : ص .52
10 ـ همان : ص .89
11 ـ همان : ص .90
12 ـ همان : ص 91 ـ.92
13 ـ همان : ص .89
14 ـ همان : ص .91
15 ـ همان : ر , ك : ص 95 و .169
16 ـ همان : ص 92 ـ.93
17 ـ همان : ص .94
18 ـ همان : ص .98
19 ـ همان : ص .118
20 ـ همان : ص .97
21 ـ همان : ص .40
22 ـ همان : ص .90
23 ـ همان : ص .103
24 ـ بحارالانوار , علامه ي مجلسي , ج 44 : ص 21 ـ22 به نقل از اعلام الدين ديلمي و اسرالغابه ي ابن ايثر جزري ج 2 : .13
حضرت امام خميني : انقلاب اسلامي ما تاكنون كمين گاه شيطان و دام صيادان را به ملتها نشان داده است . جهانخواران و سرمايه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنيم و هشدار ندهيم و حال آنكه اين وظيفه ي اوليه ي ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صدا زنيم كه اي خواب رفتگان ! اي غفلت زدگان ! بيدار شويد و به اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد. برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست ! و نيز فرياد كشيم سريعا قيام كنيد كه جهان ايمن از صياد نيست !
حضرت امام خميني : دنيا امروز گرفتار جهانخواران و غارتگراني است كه كشورها را به آتش مي كشند و غارت مي كنند و نيز گرفتار وابستگان آنان است كه منافع ملتها و كشورهاي خود را فداي منافع ابرقدرتها مي كنند و همچنين گرفتار سازمانهاي دست نشانده ي قدرتهاي بزرگ بويژه آمريكاست كه بااسم بي محتواي شوراي امنيت و عفو بين الملل و حقوق بشر و از اين قبيل مفاهيم بي محتوا كه به قدرتهاي بزرگ خدمت مي كنند و در حقيقت مجري احكام و مقاصد آنان و مامور محكوم نمودن مستضعفان و مظلومان جهان به نفع قدرتهاي بزرگ جهانخوار هستند
حضرت امام خميني : روابط ما با تمام خارجي ها براساس احترام متقابل خواهد بود. در اين رابطه نه به ظلمي تسليم مي شويم و نه به كسي ظلم خواهيم كرد , و در زمينه ي تمام قراردادها ما براساس مصالح سياسي , اقتصادي , اجتماعي و فرهنگي ملت خودمان عمل خواهيم كرد