
دهه 1340 دهه اوجگيري اقتدار ضدصهيونيستي ياسرعرفات , دهه
1350 دهه ترديدهاي سياسي وي و دهه 1360 دهه شروع روند سازش
نامبرده مي باشد.
عرفات برخلاف دهه آخر عمر خود در جواني دوران پرتلاشي از مبارزه
با رژيم اشغالگر قدس را گذراند . در سال 1327 رژيم اسرائيل در بيش از
70 درصد خاك فلسطين كه تحت استعمار انگليس بود , تاسيس شد . عرفات
ابتدا به سوي گروه اخوان المسلمين در مصر گرايش پيدا كرد , اما به زودي به
انديشه مبارزه مسلحانه روي آورد تا در جبران آنچه كه فلسطيني ها آن را
نكبت سال 1327 توصيف مي كنند , بكوشد .
عرفات كه پس از فارغ التحصيلي در رشته مهندسي در پي كار به كويت
رفته بود , احساس كرد وظيفه دفاع از ناموس فلسطين بر شانه هاي او سنگيني
مي كند. وي براي مبارزه با اشغالگران فلسطيني در همان كويت به همراه
چندين تبعيدي فلسطيني در 1344 جنبش فتح را پايه گذاري كرد . عرفات
خود همواره با افتخار از دوران مبارزه دراين جنبش سخن مي گفت . سه سال
پس از آن فتح و ساف بهم پيوستند و يك سال بعد در سال 1348 عرفات كه
خود را در راس مبارزات فلسطيني ها جاي داده بود سرانجام به رياست ساف
برگزيده شد.
بر اساس اسناد رسمي , ياسر عرفات قبلا در سال 1335 درجريان بحران
سوئز و جنگ متعاقب آن ميان اعراب و اسرائيل به عنوان ستوان در ارتش
مصر خدمت كرده بود. تخصصي كه عرفات در اين مدت در زمينه مواد
منفجره و تخريب پيدا كرد , او را براي هدايت شاخه نظامي جنبش فتح ,
موسوم به العاصفه (تندباد) كه در سال 1344 آغاز به كار كرده بود آماده
ساخت . وظيفه العاصفه انجام حملات چريكي عليه اسرائيل , از خاك اردن ,
لبنان و غزه بود. غزه در آن زمان تحت كنترل مصر بود.
اسرائيل در سال 1346 شكست كوبنده اي به اعراب تحميل و كرانه
باختري و نوار غزه رانيز اشغال كرد. پس از آن فتح گروه موثري بود كه به
جنگ با اسرائيل ادامه داد . ياسر عرفات در سال 1347 به خاطر دفاع
شجاعانه از شهر اردني كرامه در برابر نيروهاي برتر اسرائيلي زبان زد شد.
واقعه كرامه باعث دلگرمي فلسطيني ها و تقويت جايگاه جنبش ملي آزادي
فلسطين در مقايسه با كشورهاي عرب شد كه در تلاش خود براي رودرويي با
رژيم صهيونيستي همواره شكست خورده بودند.
در سال 1348 , عرفات رياست كميته اجرايي سازمان آزادي بخش
فلسطين را كه چهار سال قبل توسط سازمان كشورهاي عرب تاسيس شده
بود به عهده گرفت .سازمان آزادي بخش فلسطين ابتدا در اردن مستقر بود اما
مبارزان اين سازمان در شهريور سال 1349 از سوي ملك حسين , پادشاه
وقت اردن , اخراج شدند. در آن سال هزاران نفر از آوارگان فلسطيني در اردن
قتل عام شدند و به لبنان كوچ كردند.بعدها از آن واقعه به « سپتامبر سياه »
تعبير كردند. عرفات اعضاي سازمان آزادي بخش فلسطين را به بيروت ,
پايتخت لبنان برد.
در سال 1353 عرفات ناگهان با حركتي نمايشي وارد صحنه ديپلماتيك
جهان شد. وي در سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل به نمايندگان گفت
« من با شاخه زيتون و سلاح يك جنگجوي آزاد آمده ام , نگذاريد شاخه
زيتون از دستم بيافتد. »
در دهه 1350 كوچ اجباري فلسطينيان به خاك لبنان و انتقال پايگاه
مبارزان به آن كشور كه دچار بحران فرقه اي و جنگ داخلي بود , باعث
افزايش بي ثباتي لبنان شد . در سال 1361 آريل شارون , وزير دفاع رژيم
صهيونيستي با استفاده از ساختار سياسي و نظامي و نيز بي ثباتي لبنان ,
دست به حمله اي جنجال آفرين به اين كشور زد. سازمان آزادي بخش
فلسطين از آنجا نقل مكان كرد; ارتش صهيونيستي بيروت را به محاصره در
آورده بود و خروج عرفات را شرط باز كردن حصر خود قرار داده بود. قبل از
اين تهاجم گسترده نيز در اسفند سال 1356 رژيم صهيونيستي بخش هايي از
جنوب لبنان را به اشغال خود در آورده بود . در سال 1367 شوراي ملي
فلسطين شاخه فتح استقلال دولت فلسطين به مركزيت بيت المقدس را اعلام
كرد.
اين عمليات به سفر عرفات به تونس در شمال آفريقا , كه ميان او مرزهاي
اسرائيل فاصله زيادي مي انداخت , منجر شد. در زمان محاصره بيروت با
ميانجي گري چندين كشور موافقت نامه اي امضا شد مبني بر اينكه عرفات و
يارانش در كشورهاي متعددي مستقر گردند و در مقابل آمريكا امنيت
پناهندگان فلسطيني در لبنان را تضمين كند. اين در حالي بود كه در فاصله
كمي بعد از اين معاهده آوارگان فلسطيني در صبرا و شتيلا به دستور مستقيم
شارون قتل عام شدند.

تبعيد به تونس آغازگر سال هاي انزوا براي عرفات بود و او در سال
1366 باشروع انتفاضه اول دركرانه باختري و غزه , درد دوري را بيش از هر
زمان حس كرد. براي عرفات بسيار سخت بود كه از اوج رهبري مبارزات ضد
اشغالگري فلسطينيان پايين بيايد. با آنكه انتفاضه سنگ بناي معلومي داشت
او مي خواست از دور رهبري آن را در اختيار بگيرد و انحراف وي نيز از
مبارزه خالصانه در راه آرمان هاي فلسطين از همين نقطه آغاز شد. در سال
1367 كه عرفات اعلاميه استقلال فلسطين را قرائت كرد هرگونه خشونت را
مردود دانست و خواستار حل مشكلات از طريق گفت و گو شد.
در سال هاي پاياني دهه 1360 و سال هاي آغازين دهه 1370 ياسر
عرفات هويت چريكي خود را با مشخصه هاي يك رهبر سياسي عوض كرده
بود. از همان زمان اشتباهات ياسر عرفات يكي پس از ديگري ظاهر شد.
عرفات كه خود را پرچم دار آرمان فلسطيني ها مي دانست . در سال 1370 با
ازدواج با سها تاويل , از يك خانواده ثروتمند مسيحي اهل فلسطين , جهان
را به حيرت افكند. سهوه دختر عرفات حاصل اين ازدواج است .
عرفات مبارز بدي نبود اما درك سياسي پاييني داشت , به همين علت
تغيير عرصه مبارزه به عرصه سياست اشتباهات او را دو چندان كرد. اشتباه
بزرگ وي در عرصه جديدي كه وارد آن شده بود سه سال پس از آغاز
انتفاضه اول جلوه گر شد و هزينه سنگيني نيز بابت آن پرداخت . او در بحران
كويت از صدام حسين دفاع كرد و باعث شد , در نظر بسياري از مسلمانان
فلسطين و ساير كشورهاي اسلامي وجهه خود را از دست بدهد , به طوري كه
آرمان فلسطينيان نيز نزد ساير مسلمانان تاحدي تحت الشعاع حركت اين
رهبر فلسطيني قرار گرفت .
تحت تاثير پيامدهاي اين خطا , اشتباهات بعدي عرفات در عرصه
سياست در سطح خاورميانه آغاز شد. وي كه در پي ترميم وجهه رهبري
تاثيرگذار نزد فلسطينيان بود. چاره اي جز صلح با اسرائيل از موضع ضعف
براي خود نمي ديد. از آن زمان به بعد , عرفات به طور دائم توسط بازيگران
صهيونيستي و آمريكايي صحنه خاورميانه , بازي خورده است .
در پائيز سال 1370 مذاكرات صبح خاورميانه در مادريد ايتاليا به
ميانجي گري آمريكا و روسيه آغاز شد. از سوي ديگر عرفات در نروژ
مذاكراتي محرمانه را از طرف فلسطينيان رهبري مي كرد , اين مذاكرات
محرمانه در سال 1372 به امضاي معاهده اسلو انجاميد كه طبق آن رژيم
صهيونيستي متعهد شد حقوق يك دولت مستقل فلسطيني به رياست ياسر
عرفات را در مناطق كرانه باختري و نوار غزه به رسميت بشناسد. در آن زمان
عرفات و اسحاق رابين به خاطر اين تلاش هايشان جايزه صلح نوبل دريافت
كردند . در سال 1375 نيز عرفات معاهده قاهره را امضا كرد كه طبق آن رژيم
صهيونيستي مي بايست براي خروج از محدوده هاي مشخص شده
برنامه ريزي مي كرد.
بزرگترين ضربه اي كه عرفات به آرمان هاي اصيل مسجدالاقصي و از
طرفي به وجهه خود و سازمان مطبوعش نزد ساير مبارزين وارد ساخت , به
رسميت شناختن كشور اسرائيل در بخش اعظم سرزمين هاي اشغالي بود. در
روز 22 شهريور سال 1372 ياسر عرفات و اسحاق رابين , نخست وزير
وقت اسرائيل , پس از مذاكرات محرمانه با ميانجي گري ديپلمات هاي نروژي
در محوطه كاخ سفيد ظاهر شدند. عرفات هرگز صهيونيست ها و اهداف آنان
را نشناخته بود. اين به اصطلاح رهبر فلسطينيان در همان مذاكرات به
اشغالگران امتيازي ننگين بخشيد و در مقابل , تعهداتي دريافت كرد كه هيچ
گاه از حد و قول و قرار خارج نشد.
دو طرف موافقت نامه اي را با نام اعلاميه اسلو امضا كردند كه به
فلسطينيان اجازه خودگرداني در نوار غزه و شهر اريحا دركرانه باختري را
مي داد و در مقابل سازمان آزادي بخش فلسطين وجود كشور يهودي را به
رسميت مي شناخت . اين امر بليط عرفات براي برخورداري از حمايت
آمريكا بود. اما مبارزين و رهبران فلسطيني اين حركت را توهيني به مقاومت
در جهت بازپس گيري فلسطين تلقي كردند.
هر چند عرفات يك سال بعد به زعم خود پيروزمندانه به غزه بازگشت ,
اما فرآيند صلح كه وي به عنوان تنها راه حل رهايي فلسطينيان از مشكلات
اشغال به آن مي نگريست , هرگز راه درستي را نپيمود , زيرا از بنيان فاسد بود ,
عرفات پس از آنكه غده سرطاني اسرائيل را در خاورميانه و در قلب
سرزمين هاي اشغالي به رسميت شناخته بود , همواره به دنبال حل مسائلي
همچون معضل يهوديان اسكان يافته درنواحي اشغالي , آينده فلسطينياني كه
در سال 1327 آواره شده بودند و تقسيم عادلانه بيت المقدس
بود.

ياسرعرفات خود را در بازيابي چهره سابق موفق مي ديد. اما در ماه آبان
سال 1374 اسحاق رابين ترور شد و عرفات به عنوان رئيس تشكيلات
خودگردان فلسطين براي تعيين نقش خود و ادامه تعهد اسرائيلي ها و
فلسطيني ها به آنچه وي « صلح شجاعان » ناميده بود , به تكاپو افتاد. در سال
1375 عرفات مجددا معاهده اي را كه قرارداد « واي ريور » ناميده شد , امضا
نمود. در پايان نافرجام مذاكرات صلح خاورميانه كنفرانس كمپ ديويد
قرارداشت كه در آن عرفات نتوانست با ايهود باراك و كلينتون بر سر مسائل
مهم باقيمانده نظير سرنوشت بيت المقدس , بازگشت آوارگان , شهرك هاي
غيرقانوني در كرانه باختري و نوارغزه و مسائل مرزي و تقسيم آب به توافق
برسد.
در سال 1379 يك بار ديگر مردم آزادي خواه فلسطين باعث شدند
عرفات بيشتر احساس تنهايي و انزوا كند. درآنسال پس از كارشكني هاي
متعدد صهيونيست ها با آغاز انتفاضه مسجدالاقصي آخرين ميخ بر تابوت
فرآيند صلح اسلو كوبيده شد. انتفاضه تازه اي كه اكنون عرفات در كانون آن
بود در كرانه باختري و نوار غزه زاده شده بود. رژيم صهيونيستي به شدت
عرفات را تحت فشار قرارداد تا از انتفاضه جلوگيري كند , اما او قدرت اين
كار را نداشت . عرفات از سوي جورج بوش رئيس جمهور كنوني آمريكا به
تلاش براي مختل كردن روند صلح متهم شد. بوش ملاقات با عرفات را هيچ
گاه نپذيرفت و شارون را مرد صلح ناميد.
در سال 1380 در پي ادامه موجي از حملات انتحاري , آريل شارون ,
دشمن سال هاي قديم , عرفات را به تحريك ترور در خيابان هاي اسرائيل
متهم كرد و در مقرش در كرانه باختري تحت حصر در آورد
تشكيلات عرفات در كرانه باختري بارها به وسيله جنگنده ها و تانك هاي
صهيونيستي هدف قرار گرفت . تلاش هاي بوش و شارون براي وادار كردن
عرفات به اصلاح ساختار حكومت خودگردان از سوي اكثر فلسطينيان
استقبال نشد. رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه عرفات دو راه حل پيش رو
دارد : تبعيد از سرزمين هاي اشغالي يا تسليم شدن و در غير اين صورت
ارتش صهيونيستي او را هدف قرار خواهد داد.
پس از انتفاضه دوم خشم فلسطينياني كه پس از سال ها ايمان خود به
فرايند صلح و رهبري عرفات را از دست داده بودند , سكان رهبري فلسطين
به دست خود آنان سپرد. با اين حال عرفات تا آخرين لحظه عمر پرفراز و
نشيب خود از نگراني هاي خود براي روند صلح خاورميانه سخن مي گفت و
در راه احياي آن تلاش مي كرد.
بمب گذاري هاي انتحاري با تلافي جويي سنگين صهيونيست ها مواجه
شد و عرفات را بيش از پيش در مقر فرماندهي اش در رام الله محصور و
منزوي ساخت . عرفات در اين مدت اجازه نداشت از مقر خود در رام الله
خارج شود و حصر او تا زمان انتقالش به بيمارستاني در فرانسه ادامه داشت .
وي دوازده روز پس از خروج از رام الله در همين بيمارستان درگذشت .
يوسف لپيد , وزير دادگستري اسرائيل اولين مقام اسرائيلي بود كه درباره
درگذشت ياسر عرفات اظهار نظر كرد و او رامانع اصلي صلح ميان اسرائيل و
فلسطيني ها خواند. وي گفت : « به همين دليل از ياسر عرفات متنفرهستم .
عرفات متوجه نبود كه تروريسمي كه در خاورميانه آغاز شد , به همه جهان
راه خواهد يافت . » وي افزود : « خوب شد كه جهان از شر آقاي عرفات راحت
شد. » جورج بوش كوچك رئيس جمهوري آمريكا نيز به ذكر اين مطلب اكتفا
كرد كه تغيير رهبر فلسطين شانس تحقق صلح در خاورميانه را افزايش
خواهد داد. گروه هاي مبارز فلسطيني نيز درگذشت عرفات را تسليت گفتند و
در سرزمين هاي اشغالي عزاي عمومي اعلام كردند. مقامات كشورهاي
مختلف نيز مرگ وي را به ملت فلسطين تسليت گفتند. مرگ او مي تواند پايان
دوگانگي تقابل فلسطينيان با اشغالگران صهيونيست باشد. دوگانگي كه
فرسايش توان مقاومت مردمي را در برابر اسرائيل در پي داشت .
با استفاده از پايگاه اطلاع رساني « رسا »
مرگ عرفات به دوگونه نگري فلسطينيان در مقابله با صهيونيستهاي اشغالگر پايان
خواهد داد
دهه 1340 دهه اوجگيري اقتدار ضدصهيونيستي عرفات , دهه 1350 دهه
ترديدهاي سياسي وي و دهه 1360 دهه شروع روند سازش نامبرده
مي شود
زيرنويس عكس ها :
عرفات و نتانياهو
عرفات , كلينتون و اسحاق رابين
عرفات و هيلاري (همسر كلينتون )

|