روزنامه جمهوري اسلامي 28/08/1383 صفحه سياسي
سفير آمريكا در عراق مغز متفكر جنگ هاي كثيف در آمريكاي لاتين




مصاحبه با يكي از اساتيد دانشگاه اوتاوا در كانادا
اشاره :
دولت آمريكا جوخه هاي مرگي را در عراق تشكيل داده است كه توسط آنها عراقي ها را به قتل مي رساند و سپس ادعا مي كند كه اين كار تروريست هاي عراقي است و بايد براي مبارزه با تروريسم در عراق بماند تا آنكه آن كشور را تبديل به كشوري دموكراتيك كند.
تاريخ آمريكا و سابقه جنگ آمريكا عليه افغانستان و عراق به وضوح بيانگر اين مطلب است كه دموكراسي و حقوق بشر تنها بهانه اي است كه دولت آمريكا با نام آنها مي خواهد نيروهاي خود را به منطقه گسيل كند و نفت آن را در اختيار خود بگيرد.
راديو انگليسي برون مرزي كشورمان در اين خصوص مصاحبه اي را با « مايكل چودوفسكي » استاد اقتصاد دانشگاه اوتاوا در كانادا و رئيس مركز تحقيقات جهاني سازي كانادا و مولف كتاب « جنگ و جهاني سازي » انجام داده كه نظر خوانندگان گرامي را به آن جلب مي كنيم .
س : نظرتان در خصوص انتصاب جان نگروپونته كه جنايت هاي زيادي را در طول تاريخ مرتكب شده است , به عنوان سفير آمريكا در عراق توسط دولت بوش چيست و چرا شما وي را يك حاكم نظامي مي خوانيد
ج : همانطوري كه مي دانيد جان نگرو پونته قبلا سفير آمريكا در هندوراس بوده است و اين امر به دهه 1980 برمي گردد .
وي مسئول نظارت بر مزدوراني بود كه در هندوراس مستقر شده بودند و در حملات شركت مي كردند. اسناد و شواهد مستدلي وجود دارند كه اثبات مي كنند جان نگرو پونته در تشكيل جوخه هاي مرگ ارتش هندوراس دخيل بوده است . اين جوخه هاي مرگ از حمايت واشنگتن برخوردار بودند. حتي گروه هاي حقوق بشر در داخل آمريكا نيز به اين امر اشاره كرده اند.
زماني كه جان نگرو پونته به عنوان سفير آمريكا در عراق منصوب شد , دولت هندوراس نيروهاي خود را از نيروهاي ائتلاف عقب كشيد چرا كه آنها « دوران سياه » را كه طي آن جان نگروپونته سفير آمريكا در كشورشان بود , از ياد نمي برند. بنابراين نگروپونته را مي توان يك حاكم نظامي ناميد نه يك سفير.
س : آيا مقامات آمريكايي همانطوري كه ادعا مي كنند براي استقرار دموكراسي و دفاع از حقوق بشر وارد عراق شده اند و آيا فكر نمي كنيد كه نگروپونته خودنمادي از يك دولت استبدادي و سلطه طلبي باشد
ج : مسلما نگروپونته يك سفير نيست وي فرماندار غيرنظامي در كشور عراق است كه مي خواهد جريانات منطقه اي را به نفع واشنگتن هدايت كند. وي تجربه زيادي در جنگ هاي كثيف مخصوصا در تشكيل جوخه هاي مرگ و ترور افراد دارد. همچنين تجربه نشان داده است كه اينگونه افراد تجربه خوبي در اجراي عمليات مخفيانه و قتل و كشتار شهروندان غيرنظامي با حمايت نيروهاي اشغالگر دارند.
بنابراين چگونه مي توان قبول كرد نماينده دولتي كه در جنگ هاي كثيف و تشكيل جوخه هاي مرگ و عمليات مخفيانه و كشتار غيرنظامي ها دخيل بوده است , واقعا به فكر ايجاد دموكراسي و حقوق بشر در كشور ديگر باشد
س : منظورتان از عمليات مخفيانه چيست چه كسي اين عمليات را كنترل مي كند و چه افرادي در آن دست دارند و آيا اين امر در عراق نيز جريان دارد
ج : منظور عمليات است كه لزوما مستقيما توسط نيروهاي نظامي ارتش آمريكا صورت نمي گيرند بلكه توسط گروه هاي مسلح انجام مي پذيرند.
حتي ممكن است قتل ها و ترورهايي توسط عراقي هاي دست نشانده آمريكا و كساني كه مورد حمايت نيروهاي اشغالگر هستند , صورت بپذيرد. و اين همان كاري است كه دولت آمريكا در آمريكاي مركزي مرتكب شد. دولت آمريكا نيروهاي نظامي خود را به اين منطقه نفرستاد. بلكه جوخه هاي مرگ را فرستاد تا آن قتل و كشتارها را انجام دهند.
طبق سوابق كنگره آمريكا , جان نگروپونته در نقض حقوق بشر در آمريكاي مركزي بسيار نقش داشته است . با اين حال دولت آمريكا هم اكنون اين تروريست را براي گرداندن سفارت آمريكا در عراق و مبارزه با تروريسم در اين كشور گمارده است و اين امر ناقض ادعاهاي آمريكاست . جوخه هاي مرگ افرادي هستند كه در عراق مورد حمايت دولت آمريكا هستند و با دستورات آن دولت مرتكب اين قتل ها مي شوند.
اگر به مطبوعات غربي نيز توجه كنيد آنها از عبارت مقاومت مردمي استفاده نمي كنند بلكه مي گويند كه تروريست ها مرتكب يك عمل تروريستي شده اند.
هرگاه هم شهروندان عراقي كشته مي شوند آن را به گردن خود عراقي ها مي اندازند و عراقي ها را سرزنش مي كنند. البته بنده نمي توانم بگويم كه اين جوخه هاي مرگ عراقي هستند يا آمريكايي , و مهم اين است كه از واشنگتن دستور مي گيرند و با حمايت واشنگتن اين قتل ها را مرتكب مي شوند.
س : يكي از اهداف پروژه قرن جديد آمريكا انقلاب در امور نظامي است يعني توسعه سيستم جديدي از تسليحات . اعضاي اين پروژه چه كساني هستند سياست هاي آنها در قرن بيست و يكم چه چيزهايي است و از چه طريقي مي خواهند به اهداف خود دست پيدا كنند
ج : پروژه قرن جديد آمريكا علاوه بر اينكه يكي از موسسات نومحافظه كاران و مغز متفكر آمريكاست , سندي است كه پس از روي كار آمدن جرج بوش نوشته شد و خواستار تغيير ساختار سيستم دفاعي اين كشور شد.
اعضاي اين پروژه , دولتمردان برجسته آمريكايي من جمله ديك چني , معاون رئيس جمهور ولفوويتز , معاون وزير دفاع مي باشند. اين افراد بخشي از حلقه محافظه كاران نو در آمريكا هستند كه خواستار توسعه سيستم جديدي از تسليحات پيچيده من جمله سيستم تسليحات هسته اي هستند. اين بسيار مهم است كه متوجه باشيم آمريكا ديگر كشورها را به خاطر دنبال كردن برنامه هاي هسته اي محكوم مي كند ولي خود نسل جديدي از بمب هاي هسته اي را توليد مي كند و مي خواهد از آنها در جنگ هاي متعارف استفاده كند.
ما ديگر در دوران جنگ سرد نيستيم و استفاده از تسليحات هسته اي بايد آخرين مرحله باشد و در صورت نداشتن هيچ چاره ديگري مورد استفاده قرار بگيرند ولي دولت بوش و محافظه كاران نو در پروژه قرن جديد آمريكا سياست هاي هسته اي اين كشور را تغيير داده اند و ما در رسانه ها كمتر شاهد انعكاس واقعيات هستيم . در دسامبر گذشته سناي آمريكا استفاده از تسليحات تاكتيكي هسته اي را مورد تصويب قرار داد.
اين تسليحات كه بمب هاي هسته اي كوچك ناميده مي شوند قدرت تخريبي معادل يك تا شش برابر بمب هايي را دارند كه در جنگ هيروشيما مورد استفاده قرار گرفتند.
به عبارت ديگر اين بمب ها تفاوتي با كلاهك هاي متعارف ندارند. دولت آمريكا بسيار سعي مي كند كه مردم آمريكا را متقاعد سازد كه اين بمب ها هيچ ضرري براي مردم ندارند. به دليل اينكه در زيرزمين منفجر مي شوند. اين تنها يك جنبه از انقلاب در امور نظامي كشور آمريكاست .
دفاع استراتژيك , سيستم دفاعي موشك هاي بالستيك , ميليتاريستي كردن فضا , تسليحات جديدي متعارف , سيستم تسليحات الكترومغناطيسي و جنگ هاي فضايي از ديگر اهداف دولت بوش در قرن جديد است .
به عبار ديگر آنها از منابع مختلف براي تسلط بر دنيا استفاده مي كنند. پروژه قرن جديد آمريكا به صراحت بيان كرده است كه هدف دولت آمريكا به راه انداختن جنگ هاي چندجانبه و هم زمان مي باشد. آنها مي خواهند نقش كلانتر را بازي كنند و به عنوان پليس جهاني در همه جا حضور داشته باشند و در امور داخلي ديگر كشورها دخالت كنند.
اين تسليحات , كشورهاي مستقل را هدف قرار مي دهند و هدف آنها تسلط بر منابع نفتي دنيا مي باشد.
س : آيا فكر مي كنيد كه هيچ نظارت بين المللي بر صدور نفت عراق و درآمدهاي نفتي عراق وجود دارد آيا مي توان به آمار و ارقامي كه دولت آمريكا ارائه مي كند , اعتماد كرد و آيا اين پول ها براي منافع مردم عراق هزينه مي شوند يا براي تامين خواسته هاي شركت هاي آمريكايي
ج : بلافاصله پس از اشغال عراق , دولت آمريكا تمامي بخش هاي اقتصادي اين كشور را به سمت خصوصي سازي سوق داد. به غير از صنعت نفت عراق كه هنوز تحت كنترل نيروهاي اشغالگر است .
آنها نمي خواهند كه شركت هاي روسي و اروپايي به غير از انگليس نقشي در كنترل نفت عراق داشته باشند و مي خواهند كه يك ائتلاف آمريكايي , انگليسي در خصوص درآمدهاي نفتي عراق تصميم گيري كند.
آنها مي خواهند بر صنعت نفت عراق تسلط پيدا كنند و تمامي درآمدهاي نفتي آن را در دست بگيرند.
نيروهاي اشغالگر به فكر اقتصاد و بازسازي اين كشور نيستند و فقط نفت آن را مي خواهند.
عراق هم اكنون كشوري مفلس و فقير است . سيستم آبرساني آن فعال نيست . برق در بسياري از بخش هاي آن قطع است . اقتصاد اين كشور نابوده شده است . تنها بخشي كه باقي مانده صنعت نفت اين كشور است كه دولت آمريكا و انگليس روي آن دست گذاشته اند و مي خواهند سود آن را به شركت هاي آمريكايي و انگليسي برسانند.
س : رهبران آمريكايي و رفقاي آنها در وال استريت جنگ را حق مسلم خود براي دفاع از ارزش هاي دمكراتيك مي دانند ولي آيا آنها به حقوق ديگر كشورها براي به راه انداختن يك جنگ پيشگيرانه و به منظور دفاع از دموكراسي نيز معتقد هستند
ج : سئوال بسيار خوبي است . آمريكا ادعا مي كند كه جنگ پيشگيرانه را براي دفاع از دموكراسي و مبارزه با تروريسم به راه مي اندازد. ولي اگر به تجربه آمريكا در ديگر كشورها نگاه كنيد مي بينيد كه هر يك از كشورهايي كه مورد هدف آمريكا قرار گرفته اند , يا از لحاظ جغرافيايي و استراتژيكي مهم و يا از لحاظ منابع نفتي غني هستند. و اين الگوي دموكراتيك كردن كشورهاي ديگر توسط آمريكاست , وجود يا عدم وجود دموكراسي در ديگر كشورها از ديدگاه آمريكا بستگي به اين دارد كه بتوانند دست نشانده خود را در آن كشورها بگمارند. نمونه عراق را درنظر بگيريد , آيا هم اكنون دموكراسي در عراق حاكم است
عراق هم اكنون از كدام مزيت ها بهره مي برد كه در دوران صدام حسين نمي برد
س : نقش مقاطعه كاران دفاعي و نظامي آمريكا را در سياست خارجي اين كشور و روابط آنها را با دولتمردان آمريكايي منجمله ديك چني , ولفوويتز و رامسفلد چگونه ارزيابي مي كنيد
ج : آنها نقش زيادي در شروع جنگ و حتي تداوم آن دارند. آنها با انعقاد قراردادهاي نظامي , نيروهاي ويژه خود را در عراق به كارگيري مي كنند , آنها در تهيه تسليحات جنگي نيز دخيل هستند و حتي مزدوراني توسط شركت هاي خصوصي در عراق به كارگيري شده اند كه اين شركت ها جز شركت هاي فرعي مقاطعه كاران دفاعي و نظامي هستند. اين شركت هاي اسلحه سازي نه تنها كلاهك هاي هسته اي توليد مي كنند , بلكه در خصوص چگونگي استفاده از آنها با پنتاگون مشورت مي كنند و در واقع نقش بسيار مهمي در شكل گيري سياست هاي هسته اي آمريكا دارند. به جرات مي توان گفت كه آنها خط مشي نظامي و استراتژي دفاعي آمريكا را تعيين مي كنند.
پنتاگون يك جلسه محرمانه را در هشت اوت سال گذشته در مقر نيروي هوايي فرماندهي مركزي در نبراسكا تشكيل داد كه در آن از اعضاي مراكز صنعتي , نظامي و مقاطعه كاران نظامي دعوت شده بود تا در خصوص سياست هاي هسته اي آمريكا بحث و تبادل نظر كنند و از انتشار اين خبر در رسانه ها و مطبوعات اين كشور جلوگيري به عمل آمد.
در اين جلسه كه در سالگرد حمله شيميايي به هيروشيما تشكيل شده بود , انحصاري كردن جنگ هسته اي مورد بحث قرار گرفت .
س : با توجه به پيروزي مجدد بوش در انتخابات آيا فكر نمي كنيد كه وي در صورت عدم ايجاد تغييراتي در سياست هاي خارجي خود در عراق گير خواهد كرد و هر روز بيشتر در اين باتلاق فرو خواهد رفت
ج : عراق هم اكنون تبديل به باتلاقي شده است كه در صورت عدم عقب نشيني از آن هيچ راه خروجي براي نيروهاي اشغالگر نمي ماند. هنوز در عراق هيچ چيزي به حالت اوليه برنگشته است و مردم اين كشور با مشكلات بسيار زيادي روبرو هستند. دستگاه هاي اداري و اجرايي هنوز راه اندازي نشده اند و مشكلات برق , آب , بهداشت , فقر , بيكاري , آموزش و... همچنان روز به روز بيشتر مي شوند و از محبوبيت نيروهاي اشغالگر كاسته مي شود و هرچه تنفر مردم عراق از نيروهاي اشغالگر بيشتر شود , با مشكلات بيشتري روبرو خواهند شد. ولي آمريكا فقط به فكر نفت اين كشور است و به چيز ديگري جز آن نمي انديشد.
احتمال اين هم هست كه جنگ عراق بسط پيدا كند و به كشورهاي همسايه كشانده شود و از طرفي اسرائيل نيز وارد اين جنگ شود. البته اسرائيل وارد اين جنگ شده است ولي نه به صورت رسمي . طبق دستورالعمل پروژه قرن جديد آمريكا و اسناد نظامي آمريكا هدف دولتمردان اين كشور فقط عراق نيست بلكه كل منطقه خاورميانه را پوشش مي دهد و دليل آن هم اين است كه اين كشورها بيش از سه چهارم منابع نفتي دنيا را در اختيار دارند.
« جوخه هاي مرگ » در عراق كساني هستند كه در عراق مورد حمايت نظاميان آمريكائي هستند و با دستورات آنان مرتكب قتل و ترور مي شود
آمريكائيها در شرائطي ديگران را به خاطر فعاليتهاي هسته اي محكوم مي كنند كه خود نسل جديدي از بمب هاي هسته اي را توليد كرده و مي خواهند از آنها در جنگهاي متعارف استفاده كنند
از ديد آمريكائيها وجود يا عدم وجود دمكراسي در كشورهاي جهان بسته به وجود يا عدم وجود عناصر دست نشانده در اين كشورهاست !
« جان نگروپونته » سفير فعلي آمريكا در عراق عامل و طراح اصلي « جوخه هاي مرگ » در آمريكاي لاتين و موج ترورهاي دهه 1980 در آن منطقه است