روزنامه جمهوري اسلامي 28/08/1383 صفحه مقالات
مهدي (ع ) در سوره قدر


قسمت دوم وپاياني
محمدرضا حكيمي
امام علي (ع ) در حديثي كه برخي از مقامات خويش را براي « حارث همداني » ياد مي كند مي گويد :
« مرا در شب قدر , همه ساله , نيرويي افزون رسد و اين در فرزندانم كه نگهبانان دينند , چنان آمدن شب و روز , تا قيامت باقي است » . (1 ) .
امام صادق (ع ) به نقل از پدر خويش گويد : « هنگامي , علي (ع ) سوره « انا انزلناه » را مي خواند , و فرزندانش , حسن و حسين , در نزد او بودند. حسين به پدر عرض كرد : اي پدر , وقتي تو اين سوره را مي خواني . شيريني و حلاوت ديگري از آن حس مي شود
علي (ع ) فرمود : اي فرزند پيامبر و فرزند من ! من از اين سوره چيزي مي دانم كه تو (اكنون ) نمي داني . چون اين سوره فرود آمد , جد تو پيامبر(ص ) مرا خواست . وقتي نزد او رفتم , سوره را خواند , آنگاه دست خويش به روي شانه راست من نهاد و فرمود : « اي برادر و وصي من , و اي ولي امت من پس از من , و اي جنگنده بي امان با دشمنان من ... اين سوره , پس از من , از آن توست , و پس از تو , از آن دو فرزند تو است . جبرئيل كه در ميان فرشتگان او برادر من است , حوادث يكسال امت مرا (در شب قدر) به من خبر مي دهد. پس از من اين اخبار را به تو خواهد داد. و اين سوره , در قلب تو , و در قلب اوصياي تو , همواره , نوري تابناك خواهد افشاند , تا به هنگام طلوع سپيده دمان ظهور قائم . » (2 )
ليله مباركه
شب قدر , در قرآن كريم , علاوه بر سوره « قدر » , در سوره « دخان » نيز مطرح گشته است . در آيات آغاز اين سوره , از نزول قرآن در شب قدر , و تعيين امور بر طبق حكمت , سخن رفته است .
« انا انزلناه في ليله مباركه , انا كنا منذرين . فيها يفرق كل امر حكيم . امرا من عندنا , انا كنا مرسلين . » (3 )
ما قرآن را , در شبي با بركت و خجسته (شب قدر) , فرو فرستاديم , تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم .
در اين شب , هر كاري بر طبق حكمت , فيصله مي يابد و تعيين مي گردد .اينهمه به فرمان ماست , كه فرشتگان را فرو مي فرستيم .
در اين آيات نيز , سخن از شب قدر و شب تقدير و بركت است , و سخن از نزول قرآن است , و فرود آمدن فرشتگان به امر خدا. خداوند مي فرمايد : در اين ليله مباركه , قرآن را فرستاديم . در اين شب , هر امري , بر طبق حكمت , فيصله مي يابد , و جدا جدا تقدير و تعيين مي شود.
در اين آيه نيز , فعل به صورت مستقبل (يفرق ) ادا شده است , و دلالت بر استمرار دارد , مي فهماند كه اين تفريق و تحكيم امور , همواره در چنين شبي انجام مي پذيرد.
تنظيم امور , در طول زمان . مستلزم اجمال و تفصيل است , يعني نخست همه امور را بطور كلي تعيين كنند , و سپس جزئيات آن را به جريان تحقق قرار دهند. فرض كنيد شما برنامه و مخارج يكساله خود را , همراه كارها و وظايفي كه داريد , ابتدا در نظر مي گيريد و تعيين مي نماييد. سپس در طول سال , بر طبق آن برنامه تعيين شده , بطور دقيق و منظم , عمل مي كنيد. اين حقيقت كه لازمه طبيعي نظم و تنظيم است , و مربوط است به « تفريق » امور , يعني : فيصله دهي و جدا كردن يك يك امور و مسائل , در حديثي ياد شده است . در اين حدايث , امام صادق (ع ) مي فرمايد :
« ... قال : « فيها يفرق كل امر حكيم » . فكيف يكون حكيما , الا ما فرق ... (4 )
خداوند فرموده است : « در اين شب , هر كاري استوار و با حكمت , معين مي شود » . و چگونه چيزي , استوار و با حكمت تواند بود , مگر آنچه به طور مشخص . برنامه ريزي و تعيين شده باشد
بنابراين , جريان يافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم , با اين همه ژرفي و پهناوري , با ميلياردها ميليارد اجزا و افراد , و با ميلياردها ميليارد قانون و ناموس چنين است كه نخست در برنامه اي دقيق , و تقديري حكيمانه مقرر ميگردد , و سپس در ارتباط با خليفه خدا در زمين (يعني : مجري و ناظر اجرا) , به مرحله تحقق مي رسد. و بدينگونه , اين آيات همه دلالت دارد بر استمرار وجود « حجت خدا » در زمين .
و اكنون , حجت خدا در زمين , و واسطه ي فيض , ولي مطلق , و به تعبير شيخ بهاالدين عاملي : « صاحب اسرار خدايي در اين جهان » (5 ) , امام موعود , قطب دوران , روح جهان , حقيقت زمان , و عدل قرآن , حضرت حجت بن الحسن المهدي است , صلوات الله و سلامه عليه . و او خود , صاحب شب قدر است . و آستان اعلاي او , محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر. در حديث است كه :
« مردمان , در شب قدر , در حال نمازند و دعا , مسئلت كردن از درگاه خدا , و صاحب اين امر , سرگرم است به كار فرشتگاني كه نزد او فرود مي آيند و مقدرات و امور و پرونده ي حوادث سال را پيش او مي آورند ... » (6 )
احتجاج
در قرآن كريم , سخن از خلافت الهي در زمين رفته است خدا به فرشتگان گفت : « از جانب خود , در زمين خليفه اي بگذارم و بگمارم » . (7 ) درباره اين موضوع يادآوري مي كنيم كه مقصود از تعبيرهاي « ولي مطلق » , « ولي كامل » , « ولي زمان » « ولي عصر » , « حجت ناطق » , و « صاحب شب قدر » ... همان « خليفه خدا » است در زمين . و پس از درگذشت پيامبر اكرم (ص ) و پايان يافتن دور نبوت و پيامبري , اين مرتبه بزرگ , از آن اوصياي پيامبر است , يعني : علي و يازده فرزندش .
با توجه به اين حقايق قرآني و اسلامي , چگونه مي توان به ذهن خطور داد كه چنين ارتباطي با خدا و باطن عالم و اسرار تقدير , متعلق به خلفاي عباسي باشد , امثال منصور دوانيقي , و هارون الرشيد , و جعفر متوكل , يا مروان حمار ! آيا اينان مي توانند وارث عهد الهي باشند و خليفه خدا باشند در زمين خلافت , عهد خدايي است و عهد خدايي , جز به پاكان , و نيكان , و معصومان , و مطهران نخواهد رسيد. اينانند كه مي توانند وارث علوم انبيا و حامل عهد خدا باشند , كه « لاينال عهدي الظالمين » ... (8 )
اين است و اينها , كه مسئله شب قدر , و خلافت الهي در زمين , و حضور مداوم آن ـ كه به تعبيري ديگر , ادامه بقاي قرآن است در ارض و ادامه ي حجيت آن در رابطه مستقيم قرار دارد با لزوم امام . و از اينجاست كه « سوره قدر » و « سوره دخان » , از مهمترين دليلهاي حضور و لزوم « امامت حقه » و « خلافت الهيه » است در زمين . و از عظيمترين اسناد تداوم ناموس الهي است , در جهان ارض . و بر اساس اين شناخت قرآني است , كه امام نهم , حضرت جواد(ع ) تعليمي به شيعه مي دهد , بسيار گرانقدر , و معرفت آموز , مي فرمايد :
« با معشر الشيعه ! خاصموا بسوره ان انزلناه في ليله القدر تفلجوا. قر الله انهالحجه الله ـ تبارك و تعالي ـ علي الخلق بعد رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم ) و انها لسيده دينكم , و آنها لغايه علمنا. (يا معشر الشيعه ! خاصمواب « حم والكتاب المبين انا انزلناه في ليه مباركه , انا كنا منذرين » , فانها لولاه الامر , خاصه , بعد رسول الله ... (9 )
« اي پيروان تشيع ! با مخالفان امامت , به سوره ي « انا انزلناه » استدلال كنيد , تا پيروز گرديد . (10 ) به خدا سوگند , اين سوره , پس از درگذشت پيامبر , حجت خداي متعال است برخلق . (11 ) اين سوره , نقطه اوج دين شماست . اين سوره , نشانه ابعاد علم ماست . اي شيعيان ! همچنين به سوره « حم دخان » , كه در آن , آيه « انا انزلناه في ليله مباركه » آمده است , استدلال كنيد! اين سوره (و اين مقام ) , پس از رسول الله , خاص ولي امر (حجت خدا) است در هر عصر... »
معيار انسان
انساني كه در كروه زمين زندگي مي كند , در بسياري از امور با جانوران شريك است . جانوران نفس مي كشند , حركت مي كنند , مي خورند , مي خوابند , توليد مثل مي كنند , اصوات را مي شنوند , اشيا را مي بينند , عواطف و لذتهايي دارند , دردها و آسيبهايي نيز به آنها مي رسد. انسان عادي , از اين جهت ها مانند جانوران و حيوانات است (12 ) . بلكه انسان تربيت نيافته , و انسان گمراه , در بسيار از امور و صفات و احوال حيات مادي , از جانوران نيز پست تر است و ناتوان تر ,
انسان , چه وقت از مرحله حيوانيت مي گذرد و به مرز انسانيت مي رسد وقتي كه به مرتبه طيران آدميت برسد , خويشتن را از حضيض طبيعت رهايي دهد و به اوج واقعيت برساند. انسان تا هنگامي كه همين ظواهر را بنگرد و با همين ظواهر سر و كار داشته باشد و اسير « خور و خواب و خشم و شهوت » باشد , و شناخت درستي از حقايق عالم و حقايق وجود خود نداشته باشد , با حيوانات , فاصله چنداني ندارد. انسان هنگامي از اين مرحله فاصله مي گيرد , كه از حركت در ظاهر. ديدن ظاهر , شنيدن ظاهر , و حضور ظاهري , در مرحله حيات اين جهاني , بگذرد و به مرحله باطن , و ديدن باطن و شنيدن باطن , و حركت در باطن , و حضور باطني برسد. و به سخن ديگر , از وجود ملكي خود فراتر رود و به ملكوت (واقعيت وجودي ماهيت باطني ) خوي پي برد , و به آن برسد , و آن را بيابد , و سپس از راه پي بردن به واقعيت وجودي خويش , به واقعيت وجودي ديگر اشيا و ملكوت آنها نيز پي ببرد و برسد و بيابد.
آنچه به اجمال ذكر شد , در گرو شناخت صحيح از خود و از عالم است و اين شناخت صحيح در گرو شناخت رابط وجودي و ماهيت حقيقي اشيا است . و شناخت دوم , در گرو شناخت « يدالله المبسوطه » است در عالم . و توجه به آن , كه همان « ولي زمان » است يعني : هويت باطنه عالم .
و براي هدايت به همين شناخت است , و باور به همين واقعيت , كه پيامبراكرم (ص ) مي خواهد تا مردم , به « شب قدر » باور آورند زيرا اين باور و اعتقاد , از جنبه نظري و شناختي , موجب مي شود تا شناخت انسان , درست و مطابق واقع و موافق قانون خدايي جهان باشد , و از جنبه عملي و اقدامي , سبب مي گردد تا انسان داراي موضع صحيح , و سياست درست , و رهبري خدايي باشد. و در نتيجه به حركت تكاملي و كمالي دست يابد و به سعادت بزرگ برسد.
شيخ مفيد , با اسناد , آورده است كه حضرت امام جواد(ع ) از پدران خود , از اميرالمومنين (ع ) از پيامبر (ص ) نقل كرده است كه به اصحاب فرمود : « آمنوا بليله القدر , فانه ينزل فيها امر السنه . و ان لذلك ولاه من بعدي : علي بن ابي طالب واحد عشر من ولده » (13 )
شب قدر را باور بداريد! در اين شب تقدير امور سال فرستاده مي شود. اين شب را , پس از من نيز صاحباني است . صاحبان اين شب پس از من , علي و يازده فرزند اويند.
حديث مشهوري نيز , كه از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده است , ناظر به همين حقايق است :
« من مات و لم يعرف امام زمانه , مات ميته جاهليه . »
هر كس , بي آنكه امام زمان خود را شناخته باشد , از جهان برود , همچون مردم دوران جاهليت از جهان رفته است .
انساني كه خط حركت صحيح را در حيات خود نشناسد , حركات سكنات و فعاليتهاي او در زندگي , در جهت تكامل نخواهد بود. حركت تكاملي انسان , حركت روي خط صحيح « وجود » و « تكليف » و « غايت » است . شناخت اين خط , كه همان « صراط مستقيم » است , بدون شناخت راهنماي خط ممكن نيست و حركت در غير خط , انحطاط است و ابطال فرصت و عمر. به سخن ديگر , حركت تكاملي , حركت به سوي كمال است . بهترين و بالاترين كمال , كمال مطلق است . كمال مطلق خداست .
پس حركت تكاملي , حركت در راه خدا , و به سوي خداست و بايد گفت , حركت تكاملي , منحصر است به حركت به سوي خدا : « لا اله الا الله » . و معلوم است كه حركت به سوي خدا , بدون شناخت « حجت خدا » , كه راهنماي خط است , ممكن نيست . اين است كه حضرت امام رضا(ع ) در حديث مشهور ـ خود را , به عنوان حجت خدا , از شروط « لااله الاالله » مي داند ـ و انا من شروطها.
بنابراين , نشناختن امام , نشناختن خط حركت تكاملي و خصوصيات آن است و نشناختن اين خط , يا مستلزم ركود است و سقوط , يا انحراف و حركت در جهت ضد. و اينها همه , دوري و دور شدن از هدايت است , و سقوط در ورطه ي هلاك و جاهليت .
و همين است كه پيامبر اكرم (ص ) در حديث مشهور « ثقلين » كه ياد شد , دو چيز را با هم , و تفكيك ناپذير , عامل هدايت و نجات شمرده و معرفي فرموده است . قرآن و عترت , يعني : برنامه و راهنما , كتاب و معلم . كتاب بدون معلم و جدا از معلم . و معلم بدون كتاب و جدا از كتاب , مفيد فايده اي چندان نخواهند بود . كتاب حق (نزل الكتاب بالحق ) (14 ) و معلم صادق (و كونوا مع الصادقين ) (15 ) . عامل هدايت تام و تمام است و تمسك به اين هر دو , و پيروي از اين هر دو , مستلزم نجات است . و بيرون آورنده ي انسان است از ظلمات طبيعت و جهل و جاهليت .
بايد كوشيد تا ـ به هر اندازه كه ممكن است ـ با حقيقت زمان , و سر دوران . و روح جهان آشنا شد و به او متوجه گشت تا حيات انسان , حيات بيداري و شناخت باشد و مرگ او نيز مرگ بيداري و شناخت و صعود , نه مرگ جاهليت و سقوط (زيرا انسان هر آنگونه كه زندگي كند , همانگونه مي ميرد) , و تا مرگ انسان . درگاهي باشد , براي ورودي به جهان حيات واقعي , جهان كه فنا و تغير و زوال در آن نيست , جهاني كه « لهي الحيوان » است , حيات است در حيات , و زندگي است در زندگي , و همه چيز آن , حضور است و جاودانگي ...
پاورقي :
1 ـ بشاره المصطفي لشيعه المرتضي » , ص 4 , چاپ دوم , نجف .
2 ـ « البرهان » , ج 4 , ص .487
3 ـ سوره دخان , آيه 5 ـ .3
4 ـ تفسير « البرهان » , ج 4 , ص .487
5 ـ در قصيده معروف او : وسيله الفوز و الامان في مدح صاحب الزمان » , در اين بيت : امام الوري , طودالنهي , منبع الهدي و صاحب « سرالله » في هذه الدار.
29 بيت , از اين قصيده ي بلند و زيبا , با ترجمه , در « ادبيات و تعهد در اسلام » آورده شده است . صفحات 340 ـ .348
6 ـ « نور الثقلين » , ج 5 , ص 641
7 ـ سوره بقره آيه 30
8 ـ سوره بقره آيه .124
9 ـ « كافي » , كتاب الحجه , « باب في شان انا انزلناه في ليله القدر و تفسيرها » , حديث .6
10 ـ يعني : لزوم امام را با اين سوره اثبات كنيد . بپرسيد از آنان كه معناي اين سوره چيست و نزول فرشتگان و عرضه ي مقدرات , در شب قدر بر چه كسي است
11 ـ يعني : پس از درگذشت پيامبر(ص ) نيز اين سوره مصداق دارد و خواهد داشت . بپرسيد : آن مصداق كيست
12 ـ بلكه پاره اي از جانوران , از جهت ديدن برخي موجودات و شنيدن برخي صداها و آگاه شدن از برخي حوادث , از انسان عادي برترند.
13 ـ الارشاد , ص .348
14 ـ سوره بقره , آيه .176
15 ـ سوره توبه , آيه .169