روزنامه جمهوري اسلامي 27/08/1383 صفحه سياسي

* « اسلام ستيزي » ريشه اصلي طرح صهيونيستي « هانتينگتون »
* هوبر : اسرائيل , ناقض 800 قطعنامه سازمان ملل است
« اسلام ستيزي » ريشه اصلي طرح صهيونيستي « هانتينگتون »




از هنگاميكه نظريه « برخورد تمدن ها » مطرح شده مدت زمان زياد نمي گذرد. « ساموئل هانتينگتون » نظريه پرداز يهودي الاصل آمريكايي در سال هاي اوليه دهه 1990 با مطرح كردن نظريه « برخورد تمدن ها » شكل گيري نظام جهان پس از فروپاشي بلوك كمونيسم را برپايه برتري قهرآميز تمدن و فرهنگ غرب تفسير نمود.
هانتينگتون برخلاف ساير نظريه پردازان غربي بويژه آمريكايي ها كه تقويت اقتصاد و در اختيار گرفتن بازارهاي جهاني را عامل و اهرم قدرتمند براي تسلط بر جهان تحليل مي كنند , رويكردي كاملا جديد ارائه نموده كه هم اكنون در قالب « نظم نوين جهاني » خميرمايه و اساس استراتژي فرامرزي ايالات متحده آمريكا است .
نظريه هانتينگتون با تحليل تاثير وقايع دوران جنگ سرد و رويدادهاي دو دهه اخير بر روابط بين الملل و جغرافياي سياسي جهان , بر ناكامي دنياي غرب در غربي سازي كشورهاي جهان سوم علي الخصوص خاورميانه از طريق سلطه اقتصادي تاكيد مي كند و علت آن را وجود فرهنگ ها و تمدن هاي قدرتمند و غني حاكم بر بخشهاي وسيعي از جهان سوم اعلام مي نمايد و چنين نتيجه مي گيرد كه آينده سياستهاي منطقه اي و بين المللي را « جدال هويتي و فرهنگي » يا همان برخورد تمدن ها تعيين مي كند. براين اساس , وي اولين فرد در جهان غرب بود كه بر نقش فرهنگ هاي متفاوت منطقه اي بر روابط بين الملل , اصرار و از آن به عنوان يك چالش بزرگ و تاثيرگذار در مقابل سلطه طلبي آمريكا بر جهان سوم ياد كرد.
هانتينگتون در مقاله اي كه در سال 1372 در يك نشريه سياسي آمريكا به چاپ رساند , تصريح كرد كه طي سالهاي جنگ سرد و حتي در دهه هاي 80 و 90 نه تنها كشورهاي جهان سوم در روند غربي شدن قرار نگرفته اند بلكه با استفاده از ادبيات و فرهنگ منطقه اي و نيز بهره گيري از ابزارهاي مدرن غربي , شاخص هاي موردنظر تمدن غرب را در نظام بين الملل به مخاطره انداخته اند و بيم آن مي رود كه اين تمدن بگونه اي تدريجي و فزاينده بر ساختار قدرت كشورهاي غربي بويژه آمريكا تاثير بگذارد. هانتينگتون در تحليل خود ضمن هشدار به آمريكا و اروپا , پيش بيني مي كند كه « تمدن غرب تا سال 2025 بتدريج فرومي ريزد و سه تمدن موجود ديگر ممكن است جاي آن را بگيرند. »
« تمدن كنفوسيوسي » به محوريت چين , « تمدن ارتدوكسي » به محوريت روسيه و « تمدن اسلامي » به محوريت ايران , سه تمدن قدرتمندي است كه هانتينگتون از آن بعنوان جايگزين « تمدن غرب » و علل فروپاشي آن نام مي برد. او با انگشت گذاردن بر روي ايران بعنوان مهمترين تهديد تمدن غرب , تصريح مي كند كه ايران به دليل دارا بودن مناسبترين شرايط فوق استراتژيك منطقه اي و جمعيتي (جوان ) و نيز در اختيار داشتن منابع غني تحت الارضي , همراه با مديريت متاثر از فرامين و مقررات اسلامي در مقايسه با ساير تمدن هاي منطقه اي , از توانايي هاي بالقوه براي جايگزيني تمدني برخوردار است . هانتينگتون راهكار برون رفت از اين مخاطرات و تغييرات تمدني را تضعيف و نابودي منبع تهديد مي داند.
شايد زمانيكه « ساموئل هانتينگتون » صهيونيست , نظريه خود را مطرح مي ساخت كمتر تحليلگري يافت مي شد كه بر مشابهت اين نظريه با سياستهاي نژادپرستانه صهيونيست ها و نيز استراتژي كنوني آمريكائيها در جهان اسلام پس از حادثه 11 سپتامبر توجه داشته باشد با اين تفاوت كه دامنه فعاليت ها و اقدامات نژادپرستانه رژيم صهيونيستي به سرزمين هاي اشغالي فلسطين , لبنان , اردن , سوريه و مصر محدود مي شود اما سياست هاي سلطه طلبانه آمريكايي ها كه هيچ گونه محدوديتي را قائل نيست در قالبي فريبنده تحت عنوان « اصلاحات در شمال آفريقا و خاورميانه بزرگ » بخش هاي وسيعي از دو قاره آسيا و آفريقا رادربرمي گيرد.
به عبارت ديگر « هانتينگتون » از طريق نظريه خود به برنامه اي مدون , گسترده و فراگير اشاره دارد كه براساس آن صهيونيسم جهاني پس از تسلط بر حكومت هاي آمريكا و كشورهاي اروپايي با بهره گيري از توان نظامي , تبليغاتي و اقتصادي آنان و با هدف ممانعت از فروپاشي « تمدن غرب » و آنچه شاخص ها , اصول و ارزشهاي غربي خوانده مي شود , در صدد مقابله و نابودي ساير تمدن هاي جهاني است و در اين راه خود را ملزم به بكارگيري از تكنولوژي مدرن تبليغاتي و اطلاعاتي مي داند. در اين ميان « تمدن اسلامي » بعنوان يك تمدن زنده و پويا و جمهوري اسلامي ايران بعنوان يك كشور توانمند و استراتژيك اسلامي در راس اولويت هاي صهيونيسم جهاني هم اكنون مورد هجوم سيل تهديدات و تبليغات عوامفريبانه واقع شده و هر روز بر شدت آن افزوده مي شود.
متاسفانه جهان اسلام برخلاف چين و روسيه (محوريت تمدن هاي كنفوسيوسي و ارتدوكسي ) كه علاوه بر در اختيار داشتن تسليحات هسته اي در شوراي امنيت سازمان ملل نيز از « حق وتو » برخوردارند , عليرغم برخورداري از فرهنگ غني , جمعيت انبوه و منابع زيرزميني فراوان , بدليل حاكميت هاي مستبد و وابسته به استعمار كهن و نيز عدم متابعت از دستورات كتاب آسماني كه بر اتحاد سياسي , نظامي و اقتصادي جوامع اسلامي اصرار ورزيده , فاقد هرگونه ابزار قدرت در روابط بين الملل مي باشد و قطعا وجود همين مشخصات و نقاط ضعف سبب هدف گيري « تمدن اسلامي » بعنوان اولويت نخست صهيونيسم جهاني شده است .
صهيونيسم بين الملل با آگاهي از توان و اثرگذاري جمهوري اسلامي بر ملت هاي مسلمان , در صدد مقابله با زمينه هاي نفوذ ارزش هاي واقعي اسلام ناب در جهان اسلام با استفاده از تمام امكانات نظامي ـ فرهنگي ـ سياسي و اقتصادي است .
كتاب پروتكل هاي دانشوران صهيون 1 برنامه هاي عملي صهيونيسم بين الملل براي نابودي « تمدن اسلامي » و تضعيف ايران بعنوان محوريت اين تمدن پويا را به تصوير كشيده كه در ذيل به چند نمونه آن اشاره مي شود.
1 ـ در پروتكل اول آمده « بهترين نتايجي كه از طريق حكومت بر ساير نژادها و ملت ها خواهان تحقق آن هستيم به وسيله خشونت و ترور به دست مي آيد نه با مباحثات آكادميك زيرا هر انساني طالب رسيدن به قدرت است . »
بعد از حادثه يازده سپتامبر كه يك نوع خودزني بود , همانطوري كه بوش گفته بود صهيونيسم بين الملل بطور جدي جنگ صليبي را شروع نمود. غرب با رويه نظامي و فرهنگي و ديپلماتيك و با هدف استقرار ليبرال دموكراسي , غارت خاورميانه و سركوب انتفاضه با ساختن موهومي به نام « تروريسم » تعرضات خود را به كشورهاي اسلامي (اشغال افغانستان و عراق ) شروع نمود.
2 ـ در بعد فرهنگي , سياسي , ديپلماتيك در پروتكل آمده است : « آزادي سياسي ايده اي بيش نيست و واقعيت خارجي ندارد , اما هر يك از ما بايد بداند كه چگونه در مواقع لزوم از اين طعمه براي جذب گروهها و توده ها به سود حزب خود و نابود كردن حزب مخالف كه حكومت و قدرت را در اختيار دارد استفاده كند.
در اين رابطه كمكهاي آنان به روشنفكران اپوزيسيون تحت عناوين مختلف براي جذب دانشجويان و جوانان در سالهاي اخير بسيار قابل تامل است و برهم زدن و به فساد كشاندن دانشگاهها و جامعه براي انحراف و دوري از واقعيتها و علم و دانش غيرقابل اغماض مي باشد. »
3 ـ سپس در پروتكل دوم مي گويد : « دومين راز كه شرط موفقيت حكومت آينده ما مي باشد اين است كه با ايجاد شكست در طرحهاي ملي , ترويج عادتهاي جديد , برافروختن عواطف , برانگيختن و تحريك و ناراحتي و خستگي از مسائل زندگي چنان جو آشفته اي به وجود آوريم كه هيچكس نتواند جايگاه خود را در اين صحنه كارزار مغلوبه , تشخيص دهد. »
صهيونيسم بين الملل با مهار مجامع و سازمانهاي بين المللي و در اختيار داشتن بزرگترين رسانه هاي ارتباط جمعي در پي نااميدي و سرخوردگي مردم ايران و ساير مسلمانان الگوپذير از جمهوري اسلامي ايران بوده و به مبارزه با دستاوردهاي نظام اسلاميمان مي پردازد.
4 ـ و در پروتكل ششم تصريح دارد : « براي نابود كردن « گوئيم » 2 عشق به عياشي و تجمل پرستي را در بين آنان رواج مي دهيم و آنها را به اين وضعيت تشويق مي كنيم و لذات وخوشيهاي اينگونه زندگي را در نظر آنها جلوه گر مي سازيم زيرا سيري ناپذيري اين گرايش , اگر ريشه هايش استوار شود , به هيچ چيز رحم نمي كند و همه را مي بلعد. »
آيا گسترش اعتياد , فساد , بدحجابي و شبه افكني بي اساس در اعتقادات مردم و مصرف گرائي معنائي جز به دام صهيونيسم افتادن دارد
5 ـ در اواخر پروتكل هفتم نيز مي گويند « زماني كه پادشاهي خود را برپا كرديم واژه هاي آزادي , عدالت و برابري را كه در واقع شعارهاي فراماسونري ماست , به كلماتي تبديل خواهيم كرد كه ديگر اين معناي شعاري را نداشته باشند بلكه مفاهيمي صرفا آرماني را القا خواهند كرد. واژه نخست به « حق آزادي » تبديل خواهد شد و دومي به « وظيفه عدالت » و سومي به « كمال برابري » . بقيه تغييرات به همين شيوه صورت مي گيرد و بدين ترتيب شاخ گاو را در اختيار مي گيريم . »
شيوه هائي كه صهيونيسم بين الملل در عراق و افغانستان بكار برد و در زندانهاي ابوغريب و گوآنتانامو اجرا كرد مصداق تمسخر واقعي شعارهايي چون دمكراسي ـ آزادي ـ حق تعيين سرنوشت و... است
6 ـ در پروتكل هفدهم ادامه مي دهند « اكنون بايد پرسيد : ما چگونه و به چه وسيله توانستيم عوامل ايجاد بي نظمي و اختلال در حكومتهاي « گوئيم » را خلق كنيم يكي از اين عوامل كه موثر بود استفاده از مزدوران و جاسوسان است . ما اين عده را به بهانه اين كه وظيفه شان اعاده نظم است , مي آوريم و آنها با استفاده از پستهاي مناسبي كه در اختيارشان گذاشتيم عوامل اغتشاش و آتش افروزي را فراهم مي آورند و با بكار گرفن بدترين خصلتهاي خويش , يعني خوي ويرانگري , عناد , غرور , استفاده غيرمسئولانه از قدرت و بدتر از همه اينها خودكشي در راه پول , در اين زمينه وارد عمل مي شوند. »
مسائل پشت پرده غائله 18 تير سال 78 , راه اندازي شبكه هاي تلويزيوني متفاوت براي ايجاد آشوب در درون نظام و برهم زدن دانشگاهها , جاسوسي از تاسيسات هسته اي , نفوذ در دستگاههاي اجرائي و قانونگذاري , همه و همه مصداق سياستهاي خبيثانه آنها مي باشد.
همانطوريكه ملاحظه ميشود به خوبي دو روند فرهنگي و نظامي گري در سياستهاي صهيونيسم بين الملل موج ميزند. آنان ضمن تهديد و مبارزه با دستاوردهاي علمي نظام اسلاميمان از جمله تكنولوژي هسته اي و همچنين ايجاد نارضايتي هاي عمومي و گستردن دامهاي رنگارنگ فرهنگي مفسده انگيز براي نابودي اعتقادات ديني عامه و اضمحلال جوانان , تلاش مي كنند از غالب شدن مردم سالاري ديني در جهان كه منطبق با كرامت , عزت و كمال بشري است (برخلاف نظر آنها كه انسان را حيواني دوپا براي استفاده قوم برتر خود مي دانند) جلوگيري كنند.
مرتضي شاه كرمي
پاورقي :
1 ـ كتاب پروتكل هاي دانشوران صهيون (برنامه عمل صهيونيسم جهاني ) نوشته عجاج نويهض ـ ترجمه حميدرضا شيخي
2 ـ در تعليمات صهيونيسم جهاني دو نوع انسان تصور شده كه يهوديان بعنوان نژاد برتر , انسان نوع اول و ساير انسانها « گوئيم » نامگذاري شده است .
« هانتينگون » با نظريه خود به برنامه مدوني اشاره مي كندكه براساس آن صهيونيسم جهاني پس از نفوذ و سلطه بر حكومتهاي آمريكا و اروپا , از توانائي اين كشورها براي نابودي ساير مظاهر تمدن و بويژه تمدن اسلامي استفاده مي كند
حضور حاكمان مستبد , بي اعتقاد به اسلام و وابسته به استعمار كهن در اكثر كشورهاي اسلامي , صهيونيسم جهاني را در پيشبرد نظريه ضد اسلامي « هانتينگتون » كمك شاياني كرده است

هوبر : اسرائيل , ناقض 800 قطعنامه سازمان ملل است




« احمد هوبر » نويسنده و روزنامه نگار مسلمان سوئيسي در مصاحبه اي با واحد برون مرزي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به چند سوال راجع به جنايات رژيم صهيونيستي و حمايت آمريكائيها از اين رژيم پاسخ داد. با هم اين مصاحبه را مي خوانيم :
س : آقاي هوبر , از آغاز موج تازه حملات رژيم صهيونيستي در 28 سپتامبر تاكنون ده ها فلسطيني بي گناه جان باخته اند و صدها نفر ديگر نيز زخمي شدند. براي متوقف نمودن اين حملات پيش نويس قطعنامه اي به شوراي امنيت سازمان ملل ارايه شد. لكن اين بار نيز آمريكا از حق وتوي خود استفاده نمود و بدين ترتيب مانع از آن گرديد تا خشونت ها پايان پذيرند.
همزمان , وزير امور خارجه آمريكا , كالين پاول , سياست رژيم صهيونيستي را مورد انتقاد قرار داد , آيا اين انتقادات موثر واقع خواهند شد
ج : بايد گفت كه سازمان ملل تاكنون فقط واژه هايي را عليه اسرائيل صادر كرده است . از سال 1948 تا به حال بين 700 تا 800 قطعنامه در شوراي امنيت عليه اسرائيل صادر شده است , بدون آن كه آنها عواقب مشخصي براي اين رژيم داشته باشند. آمريكا سبب و مسئول ناكامي و ناكارآمدي اين نهاد بين المللي است . تنها نتيجه اي كه اين قطعنامه ها داشته اند , اين بوده است كه سبب بي اعتباري و بدنامي اسرائيل در سطح جهان شده اند. بيشتر مردم جهان عليه اسرائيل هستند و تنها دولتي كه هنوز به طور كامل و همه جانبه از اين رژيم حمايت مي كند , دولت آمريكا است .
س : آقاي هوبر , رژيم صهيونيستي و حامي اين رژيم , يعني آمريكا , عنوان مي كنند كه اقدامات نظامي في الواقع در جهت خنثي نمودن حملات فلسطينيان است .
در اينجا ما از يك سو شاهد حمايت آمريكا از رژيم صهيونيستي هستيم . اما از سوي ديگر گاها انتقادي از سوي واشنگتن به خشونت هاي اين رژيم ميشود. ارزيابي شما از اين سياست چيست
ج : اين يك سياست دوگانه است كه آمريكائيان از سال 1948 در رابطه با مناقشه خاورميانه در پيش گرفته اند.
اگر مقامات آمريكايي صادق بودند مي توانستند به راحتي اين مناقشه را به پايان رسانند. كافي است كه آمريكا كمك هاي ميلياردي خود به اين رژيم را قطع نمايد و يا پرداخت آن را منوط به پايان عمليات خشونت آميز اين رژيم عليه فلسطينيان سازد. اما آنها چنين نمي كنند براي اين كه نمي خواهند در منطقه آرامش و امنيت برقرار شود. به نظر مي رسد كه آمريكائيان و اروپائيان نيز از ادامه تنش سود مي برند.
اين مناقشه از اواسط قرن پيش آغاز شده است . اسرائيل همواره مناطق بيشتري از فلسطينيان و اعراب را به تصرف خود درآورده است . بدون آنكه با اعتراض غرب مواجه شود. طي اين مدت هزاران فلسطيني بي گناه جان خود را از دست داده اند. صدها نفر نيز زخمي و بي خانمان شده اند. بدون اينكه اراده اي واقعي از سوي غرب براي پايان دادن به قتل عام فلسطينيان ديده شود.
انتقاداتي را كه گاها شنيده مي شوند نبايد به هيچ وجه جدي گرفت . غرب نسبت به تروريسم دولتي سكوت اختيار كرده است اما اگر فلسطينيان با اين ترورهاي دولتي به مقابله برخيزند و مقاومت كنند به آنها برچسب ترورزده مي شود.
س : اخيرا نماينده رژيم صهيونيستي در سازمان ملل اين نهاد را به دست داشتن در عمليات تروريستي متهم نموده بود. تا به حال هيچ كشوري اين گونه واضح اين نهاد بين المللي را متهم به شركت در عمليات تروريستي نكرده بود. چگونه است كه نماينده اين رژيم بدون واهمه يك چنين اتهام بزرگي را مطرح مي سازد
ج : او مي داند كه هيچ اتفاقي برايش رخ نخواهد داد چرا كه رژيم صهيونيستي از حمايت كامل آمريكا برخوردار است و سازمان ملل نيز به آلت دست آمريكائيان تبديل شده است .
البته در گذشته نيز اين رژيم چنين رفتاري در مقابل سازمان ملل داشته است . من به خاطر دارم كه اين سازمان پس از جنگ ژوئن 1967 قطعنامه هايي براي تخليه مناطق فلسطينيان و اعراب صادر كرده بود. آن قطعنامه ها كه بسيار واضح بودند از اسرائيل مي خواستند تا بدون درنگ سرزمين هاي اعراب و فلسطينيان را تخليه نمايد. در آن زمان نيز آن قطعنامه ها با انتقاد شديد اسرائيل مواجه شدند , بدون آن كه انتقادات عواقبي براي اين رژيم به دنبال داشته باشند.
س : آقاي هوبر ما همواره شاهد يك مسئله هستيم و آن اينكه ظاهرا برخي كشورها از نظر سازمان ملل حقوق بيشتري دارند , ظاهرا رژيم صهيونيستي نيز در اين سازمان از اختيارات ويژه اي برخوردار است . به چه دليل
ج : دليل آن بسيار ساده است . نفوذ صهيونيست ها در جهان عليرغم جمعيت اندك آنها بسيار زياد است . در تمام جهان تقريبا شانزده ميليون يهودي زندگي مي كنند اما اين تعداد كم به ويژه در آمريكا قدرت و نفوذ غيرقابل تصوري دارند. براي مثال آنها تقريبا هشتاد درصد از رسانه هاي آمريكا را در اختيار خود دارند. حدود هفتاد درصد از كرسي هاي كنگره آمريكا در اختيار آنها است و يا زير نفوذ يهوديان است . علاوه بر اين حدود شصت درصد از كليساهاي آمريكا دردست يهوديان هستند. من اين آمار و ارقام را از خود نياورده ام بلكه محققين يهودي در كتاب هاي متعدد اين آمارها را مطرح نموده اند. بدين ترتيب اين نفوذ گسترده , رژيم صهيونيستي را در موقعيتي قرار داده است كه بتواند هر نوع صداي مخالفي را خفه سازد , عليه سازمان ملل موضع خصمانه اتخاذ نمايد و...
80 درصد رسانه هاي آمريكا , 70 درصد نمايندگان كنگره و 60 درصد كليساهاي اين كشور تحت نفوذ يهوديان هستند .