روزنامه جمهوري اسلامي 26/08/1383 صفحه سرمقاله
وعده آب نبات !


بسم الله الرحمن الرحيم
يكي از دست اندركاران پرونده هسته اي كشورمان نارضايتي خود از توافقي كه ديروز در تهران ميان ايران و سه كشور اروپائي اعلام شد را با اين عبارت اعلام كرد كه : مرواريد غلتان داديم و آب نبات گرفتيم .
ورود به عمق توافق هسته اي ديروز و دقت در محتواي موافقتنامه اي كه منتشر شده , نشان ميدهد اين سخن با كمي خوشبيني همراه است و عبارت درست اينست كه گفته شود : مرواريد غلتان داده ايم و وعده آب نبات گرفته ايم نه خود آب نبات .
بسياري از كارشناسان زبده و خبره و افراد صاحب تجربه در مسائل سياسي و علماي صنعت هسته اي از ابتداي داستان مذاكره ايران با سه كشور اروپائي بر دو نكته تاكيد ميكردند. اول آنكه اصولا مذاكره با اين كشورها به دليل آنكه ما با آنها طرف نيستيم بلكه با آژانس بين المللي هسته اي طرف هستيم , كار نادرستي است . دوم آنكه غرب , اعم از اروپا و آمريكا , به چيزي كمتر از توقف كامل غني سازي و تعطيلي كامل چرخه سوخت صنعت هسته اي ما رضايت نخواهد داد.
براي كساني كه سال گذشته حاضر نبودند اين واقعيت ها را بپذيرند , اكنون دليلي براي توجيه دفاع از مذاكره با اروپائي ها باقي نمانده است . آنها در مذاكرات پاريس , اصرار داشتند ايران , تعليق كامل و نامحدود غني سازي را بپذيرد ولي هيئت ايراني تعليق موقت 6 ماهه را قابل قبول ميدانست . آنچه اكنون ايران پذيرفته است همان توقف غني سازي است لكن تحت عنوان تعليق كامل و دراز مدت . تعبيراتي از قبيل داوطلبانه , غيرحقوقي و صرفا سياسي نيز چاشني بيانيه شده اند تا مصرف داخلي داشته باشند و هيئت ايراني باز هم بتوانداز موفقيت بزرگي ! كه نصيب ملت ايران كرده سخن بگويد و براي مدتي ديگر همه را در حالت تعليق نگهدارد.
اگر بازي با الفاظي از قبيل تعليق و داوطلبانه را يك بازي كودكانه بناميم كاملا جا دارد. زيرا با توجه به اينكه در متن توافقنامه تاكيد شده است كه ايران به تعليق غني سازي مادام كه مذاكرات درازمدت ادامه دارد متعهد است , تعبيراتي مانند « داوطلبانه » هيچ مفهومي نخواهند داشت . در اين موافقتنامه تصريح شده است :
« به منظور اعتماد بيشتر , ايران به طور داوطلبانه تصميم گرفته است كه برنامه تعليق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري و مشخصا توليد و واردات سانتريفوژهاي گازي و قطعات آنها , مونتاژ , نصب , آزمايش و كار كردن سانتريفوژهاي گازي , هرگونه اقدام براي جداسازي پلوتونيوم و يا ساخت يا اجراي تاسيسات جداسازي پلوتونيوم و كليه آزمايش ها يا توليد در هر تاسيسات تبديل اورانيوم شود.
آژانس از اين تعليق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد كه بر آن نظارت و آن را تاييد كند. تعليق به موقع انجام خواهد گرفت به شكلي كه آژانس بتواند قبل از اجلاس نوامبر شوراي حكام اجراي آن را تاييد نمايد. تعليق زماني كه مذاكرات براي يك توافق مورد قبول دو طرف درخصوص ترتيبات دراز مدت پيش مي رود ادامه خواهد يافت . »
ملاحظه مي شود كه اروپائي ها تعهد بسيار جامع و محكمي از هيئت ايراني گرفته اند و جاي هيچگونه توجيهي نيز باقي نگذاشته اند. به همين دليل است كه رسانه هاي اروپائي ديروز با آب و تاب از موفقيت اروپا در مذاكرات تهران خبر دادند و تصريح كردند ايران تعليق كامل غني سازي را پذيرفته و حتي تعدادي از آنها كلمه توقف را بجاي تعليق بكار بردند.
البته براي دلخوشي هيئت ايراني و شايد ايجاد امكانات تبليغاتي جهت مصرف داخلي و اينكه حضرات بتوانند بگونيد اين توافق يك موفقيت براي ايران است , اين جمله نيز در موافقت نامه گنجانده شده است كه « سه كشور اروپائي اذعان دارند كه اين تعليق يك اقدام داوطلبانه اعتمادساز است و نه يك الزام حقوقي » كمااينكه وعده راه يافتن ايران به سازمان تجارت جهاني و عدم حمايت اروپا از منافقين نيز به همين منظور در اين موافقتنامه گنجانده شده است . اينها اموري هستند كه اولا هيچ امتيازي براي ما محسوب نمي شوند و ثانيا در همه موارد آنچه در موافقتنامه آمده وعده سرخرمن است و هيچ تضمين عملي ندارد. اموري از قبيل تروريسم و رفتار اروپائي ها با منافقين , چيزهائي هستند كه ما بايد اروپائي ها را بخاطر آنها سرزنش كنيم و آنها را براي هميشه بدهكار خود بدانيم ولي متاسفانه در اين موافقتنامه برعكس شده و اروپائي ها حق مسلم ما را در زمينه غني سازي از ما سلب كرده اند و درعين حال بدهكاري خود به ما در زمينه تروريسم ومنافقين را هم به عنوان يك امتياز به حساب ما گذاشته اند!
علاوه بر اينها در توافقنامه , ادامه اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي نيز توسط ايران تعهد شده و به اروپا و آژانس اين حق داده شده كه در چارچوب پروتكل الحاقي از تاسيسات هسته اي ايران بازرسي نمايند درحاليكه اين پروتكل به تصويب مجلس نرسيده و قبل از تصويب مجلس , هيچكس حق ندارد چنين اجازه اي را به بيگانگان بدهد كه مفاد اين پروتكل را اجرا كنند. موافقت با اجراي پروتكل , تحت هر عنواني , تاكنون خلاف قانون بوده و از اين پس نيز خلاف قانون است بويژه آنكه ترديدي وجود ندارد كه از طريق اين بازرسي هاي بي حد و مرز , آمريكا و اروپا اقدام به جاسوسي و به دست آوردن اطلاعات مورد نظر خود از هرچه بخواهند مينمايند و اين اقدام آنها با منافع ملي ما در تضاد است .
اكنون هيچ توجيه منطقي براي قانع كردن افكار عمومي نسبت به توافقي كه ديروز در تهران صورت گرفته وجود ندارد. مردم بااعلام آمادگيهائي كه براي حمايت از مسئولان در زمينه ادامه فعاليت هاي هسته اي بويژه غني سازي كرده اند انتظار تسليم شدن در برابر باج خواهي هاي غرب را نداشتند و ندارند . اگر مسئولان كشورمان منتظر اجلاس 5 آذر شوراي حكام هستند , مطمئن باشند از اين اجلاس نيز چيزي عايدشان نخواهد شد. اگر فكر مي كنند پرونده هسته اي ايران با اين تمهيدات به شوراي امنيت نخواهد رفت , اولا هيچ تضميني در اين زمينه وجود ندارد و ثانيا ما نبايد واهمه اي از رفتن اين پرونده به شوراي امنيت داشته باشيم . آيا مسئولاني كه از پشتوانه مردمي , آنهم مردمي انقلابي و مومن و امتحان داده , برخوردارند , سزاوار است در برابر چنين تهديدهائي تسليم شوند !