
كتاب « سلطه رسانه اي صهيونيسم در آمريكا » را زهرا
سمواتي نوشته و موسسه چاپ و نشر عروج وابسته به موسسه
تنظيم و نشر آثار امام خميني آن را در 127 صفحه منتشر كرده
است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : سلطه
رسانه ها , جهان و سلطه رسانه هاي غرب , جريان يك طرفه
اطلاعات , صهيونيسم و رسانه , صهيونيسم سياسي ,
صهيونيسم فرهنگي , صهيونيسم آمريكايي و ويژگي هاي آن ,
استراتژي صهيونيسم بر كنترل اخبار جهان , نفوذ صهيونيسم
در رسانه هاي بين الملل , سلطه صهيونيسم در رسانه هاي
آمريكا , نفوذ صهيونيسم در راديو و تلويزيون آمريكا , نقش
صهيونيسم در جهت دهي افكار آمريكاييان در تلويزيون بر ضد
مسلمانان , خشونت در سينماي صهيونيسم , استراتژي
صهيونيسم در مطبوعات و مجلات آمريكايي و عناوين متعدد
ديگر.
در صفحاتي از كتاب مذكور مي خوانيم :
وابستگي اطلاعاتي و ارتباطي بيشتر كشورهاي جهان سوم
به غرب كه از آن به عنوان جريان يك طرفه اطلاعات و اخبار
ياد مي شود. از جمله موانع اساسي توسعه نظام ارتباطي و
مطبوعاتي كشورهاي جهان سوم است .
نتايج تحقيقات پژوهشگران حاكي است , اكثريت قريب به
اتفاق حجم اخبار بين المللي كه از رسانه هاي كشورهاي جهان
سوم انعكاس و انتشار مي يابد , به وسيله چند كارتل خبري
بين المللي تهيه و مخابره مي شود. حتي كشورهاي جهان سوم
همجوار نيز اخبار يكديگر را به نقل از اين كارتلهاي خبري
بازگو مي كنند , بنابراين تحقيقات , اين وضع محدود به اخبار و
اطلاعات نمي شود بلكه مشابه آن را در تمامي محصولات
فرهنگي اعم از فيلمهاي سينمايي , كتاب , امواج ماهواره اي و
شبكه هاي كامپيوتري مي توان ديد.
تصوير جهان سوم كه در رسانه هاي غربي به نمايش
درمي آيد , معمولا ناقص و تحريف شده است و تصوير جهان
غرب كه توسط آژانسهاي بين المللي به جهان سوم انعكاس
مي يابد. به همين نسبت غيرواقعي است . به عنوان مثال بنا بر
پژوهشهاي انجام شده , تروريسم , همواره به عنوان يك حربه
تبليغاتي از سوي مقامات رژيم صهيونيستي و آمريكا در مورد
جمهوري اسلامي ايران به كار گرفته مي شود و مقامات دولتي
براي توجيه هرگونه سياستي در قبال ايران از اين عنوان
استفاده مي كنند . به طوري كه 54 درصد مطالبي كه در اين
خصوص ايراد شده , در رسانه هاي رژيم صهيونيستي بوده
است .
بنابراين حكومتهايي كه در زمينه فن آوري ارتباطات داراي
توان بالا و عملكرد قدرتمند هستند , نه تنها بر افكار عمومي
سيطره مي يابند , بلكه در سطح بين المللي نيز بر سياستهاي
جهاني اعمال كنترل مي كنند. طي قرن اخير بزرگراههاي
ارتباطي براساس ميزان پيشرفت فن آوري و بهره برداري صحيح
از دستاوردهاي آن , توسط كشورهاي پيشرفته به عنوان يك
بازوي قوي و قدرتمند براي سلطه بر جهان سوم عمل مي كند ,
اين بزرگراهها با جهت دادن به افكار عمومي , جريان يك سويه
اطلاع رساني را در كنترل گرفته و از ورود واقعيات در جامعه
جهاني جلوگيري مي نمايند. وسايل ارتباط جمعي كه به عنوان
اهرمهاي بزرگراههاي ارتباطي عمل مي كنند در پيدايش افكار و
فرهنگهاي نوين نقش اساسي دارد.....
صهيونيسم آمريكايي
هنگامي كه يهوديان پراكنده در جهان به طمع به دست
آوردن زمينهاي بكر و ارزان و حاصلخيز به مناطق شمالي « مي
سي سي پي » ايالت متحده امريكا هجوم آوردند و با اسلاف
يهودي خود كه صنايع پوشاك را در اين نقطه ايجاد كرده بودند
بهانه كرده و براي اشتغال سرازير شدند. هيچ كس باور نمي كرد
كه اين اقليت ناچيز به بانفوذترين و موثرترين اقليتها در ايالات
متحده تبديل شوند. در حال حاضر جمعيت يهوديان امريكا
حدود 5,5 ميليون نفر است و اينان آنچنان نفوذي در تمام
عرصه هاي اين كشور پيدا كرده اند و از آنچنان ثروتي در دنيا
برخوردارند كه روساي جمهور آمريكا چشم به آراي اين اقليت
دوخته اند.
پس از استقرار يهوديان در ايالات متحده آنان براساس
تعاليم تورات به جمع آوري ثروت و تملك زمين و منابع
زيرزميني و معادن طلا و نقره اين كشور پرداختند و پس از
مدتي به فرمانروايان اقتصادي اين كشور تبديل شدند. پس از
حضور و پيروزي ايالات متحده آمريكا در جنگ جهاني دوم
عملا اين كشور وارد معاملات بين المللي شد و اين امر به
رسميت شناختن رژيم اشغالگر قدس در سال 1948 م (1327
هـ.ش ) ظهور پيدا كرد و از اين زمان فرمانروايان رسانه هاي
جهاني در اين كشور به هجوم عليه مناطق ديگر جهان براي
تسخير فكرها و انديشه ها پرداختند.
ويژگيهاي صهيونيسم آمريكايي
.1 تاثيرگذاري مادي بر سياستمداران , انديشمندان و افراد
صاحب نفوذ و شست و شوي فكري آنها با مفاهيم
صهيونيستي ;
.2 ايجاد ارتباط بين منافع آمريكا و صهيونيسم ;
.3 نابود كردن مخالفان صهيونيست و ساكت كردن مخالفان
سياستهاي رژيم صهيونيستي به هر طريق ممكن , از تطميع و
ترغيب گرفته تا تهديد و كشتار;
.4 رخنه به ميان اقشار صاحب نفوذ در افكار عمومي و تحت
تاثير قرار دادن آنها.
.5 تسلط بر وسايل تبليغاتي و ارتباط جمعي ;
.6 تسلط بر اساتيد دانشگاهها و انديشمندان و ادبا و غيره .
خصوصيات اصلي رفتار صهيونيسم در آمريكا
.1 نشان دادن اتحاد شديد منافع آمريكا با منافع رژيم
صهيونيستي و سازمان صهيونيسم بين الملل و انفكاك ناپذيري
اين منافع از يكديگر;
.2 ايجاد تصور ذهن در رهبران و مردم آمريكا در مورد انطباق
انديشه هاي صهيونيستي با تفكر امريكايي ;
.3 نفوذ در گروهها و اقشار مختلف اجتماعي يهوديان و تحت
سلطه درآوردن آنها و تبديل انحصاري خود به عنوان تنها
نماينده يهوديان ;
.4 القاي تفكر صهيونيستي و ايجاد ارتباطات و مناسبات در
سازمانهاي مختلف ديني اجتماعي امريكايي ;
.5 ايجاد سيستم تفتيش ذهني و تلاش براي مرعوب كردن
هرگونه تفكر ضد صهيونيستي به همراهي با فاشيسم و يا ضد
يهودي گري به نحوي كه كسي را ياراي مقابله با آنها نباشد.
سازمان صهيونيسم بين الملل جهت گيري اصلي را در
آمريكا براي كمك مالي , معنوي و نظامي دولت آمريكا به
اسرائيل از تمام راههاي ممكن فراهم آورده است و براي اين
كار افكار عمومي آمريكا را توجيه مي كند و ارتباط مستقيم با
محافل رهبري اين كشور را به صورت امري عادي درآورده
است . همچنين چه در دوران جنگ سرد و چه پس از آن با
افزايش تنش و ايجاد تصور وجود دشمن براي نظام آمريكا
سياستمداران امريكايي را مرعوب خويش مي كند و از آن بهره
مي برد....
نفوذ صهيونيسم در رسانه هاي بين الملل
بدون شك يكي از ظريف ترين حوزه هاي نفوذ صهيونيسم
در ايالات متحده و به طور عام در كل دنيا رسانه ها مي باشند.
نمادهاي فرهنگي چون مطبوعات و مجلات از ديرباز و وسايل
ارتباط جمعي جديد همچون راديو و تلويزيون , سينما ,
موسيقي و.... از عناصر مورد توجه يهوديان بوده است .
دايره المعارف يهود , آماري را در خصوص يهوديان و
مطبوعات و مجلات منتشر نموده است كه نشان از مورد توجه
بودن نمادهاي فرهنگي در بين يهوديان است كه نشان از مورد
توجه بودن نمادهاي فرهنگي در بين يهوديان است . « يهوديان
بين سالهاي 1728 تا 1904 ميلادي , حدود 975 روزنامه و
مجله (هفته نامه , ماه نامه , فصلنامه , گاهنامه , سالنامه ) به چاپ
رسانيده اند و اين آثار در 17 زبان و در 25 كشور به چاپ
رسيده است . آمار تفكيكي اين مطبوعات و مجلات بدين شرح
است : 579 اثر در كشورهاي اروپاي غربي و شرقي , 298 اثر
در امريكاي شمالي , 3 اثر در امريكاي جنوبي , 69 اثر در آسيا ,
25 اثر در مصر و شمال افريقا , 11 اثر در اسرائيل » .
در آمريكا كنترل رسانه هاي شكل دهنده افكار عمومي
حالتي يكپارچه دارند. تمامي اين رسانه ها اعم از تلويزيون ,
راديو , مجلات , كتابها , فيلمهاي سينمايي با يك صدا صحبت
مي كنند و هر يك ديگري را تقويت مي كند. علي رغم وجود
تنوع , هيچ تفاوت واقعي ميان آنها وجود ندارد و هيچ گونه
منابع حقيقي متفاوتي در دسترس توده هاي مردمي كه به آنها
امكان ارائه تفكر ديگري را بدهد وجود ندارد. آنها با يك
ديدگاه , نسبت به جهان مواجه هستند. جهاني كه با يكصدا
چنين خطاب مي كند : « يهوديان شالوده انسانيت هستند » .
ماهيت درست داستان قتل يهوديان , اينكه اسرائيل را بايد به
عنوان يك حقيقت ايجاد شده پذيرفت , مخالفت با يهوديت
يعني ضد يهوديت , عراقي ها در جنگ خليج افراد بدي بوده اند ,
در سيستم بانكداري سرمايه داري يهودي بين المللي هيچ
ايرادي وجود ندارد , اسلام همواره به عنوان يك تهديد
محسوب مي شود , اينكه كشورهايي چون ايران , سودان و ليبي
به عنوان حاميان تروريست به شمار مي آيند , قتل عامهاي
انجام شده توسط اسرائيل نوعي دفاع قانوني به شمار مي آيد ,
اينكه رهبر سياهپوست امريكا به نام لوئيس فراخان يك
متعصب نژادپرست است و غيره ..... اينها تماما نگرشي از
جهان است كه توسط اربابان رسانه ها در آمريكا ارائه مي شود
تا از منافع و اهداف خويش حمايت كنند و اصراري كه بر چنين
مواضعي دارند واقعا نامحدود و بي حساب است . مردم امريكا
افكار خود را با چنين ايده هايي تطبيق مي دهند براساس آن راي
مي دهند و زندگي خود را به نوعي شكل مي دهند تا با آن
مطابقت پيدا كند.....
به دشواري مي توان نقش تلويزيون را در شكل دهي افكار
عمومي مردم امريكا ناديده گرفت . دكتر جرج گربنر رئيس سابق
دانشكده ارتباطات دانشگاه پنسيلوانيا اينگونه اظهار مي دارد :
تلويزيون بيش از هر نهاد ديگري ارزشها و فرمهاي رفتاري
امريكايي ها را شكل مي دهد و هر چه بيشتر به تماشاي
تلويزيون بپردازيم , بيشتر جهان را آنگونه كه از طريق تلويزيون
نمايش مي دهند باور مي كنيم حتي اگر خيلي گمراه كننده باشد.
مانند صنعت فيلمهاي سينمايي امريكا , تلويزيون امريكا نيز
تحت تسلط يهوديان و صهيونيسم است . در حالي كه يهوديان
امريكا تنها 2 الي 3 درصد كل جمعيت اين كشور را شامل
مي شوند ليكن به گفته ايروينگ پيرلبرگ نويسنده يهودي
امريكا , بيش از 40 درصد از نويسندگان تلويزيون امريكا
يهودي هستند....
صهيونيسم و ستارگان سينما
با توجه به مواردي كه در قبل ذكر گرديد , مي توان گفت
تسلط صهيونيسم بر سينماي جهان به يك جنبه محدود
نمي شود و به طور كلي ابعاد زير را دربرمي گيرد :
.1 سيطره بر سرمايه گذاريهاي شركتهاي توليدي فيلم ;
.2 سيطره بر شركتهاي توزيع فيلم در جهان به منظور
ترويج افكار صهيونيستي ;
.3 سودهاي كلان اقتصادي ;
.4 سيطره بر صنعت نويسندگي سناريو و خلق ستارگان
سينمايي ;
.5 توزيع فيلم جهت اهداف مورد نظر صهيونيسم .
پس مي توان نتيجه گرفت كه استراتژي صهيونيسم جهاني
عميق و درازمدت است كه فقط به توليد فيلمهاي صرفا
صهيونيستي محدود نمي شود بلكه امكان تسلط اقتصادي بر
توليد جهاني فيلم را با انواع موضوعاتش براي صهيونيستها
ممكن مي سازد.....
امروزه حتي هاليوود نيز منكر اين واقعيت نيست كه
بسياري از مهره هاي كليدي در سينماي امريكا , (صرف نظر از
تخصص ايشان در زمينه هاي گوناگون سينمايي ) صرفا به دليل
اينكه يهودي يا يهودزاده اند , از ميان اقوام خود برگزيده شده و
مدارج ترقي را پيموده اند.
اصولا در نظام اداري پيچيده هاليوود قوانين نانوشته
بسياري وجود دارند كه يكي از آنها رجحان يهوديان در تمامي
زمينه هاي هنري , رسانه اي و تخصصي است . قاعده بازي آن
است كه همواره يهوديان در اولويتند و اگر يك يهودي از مرام
سياسي صهيونيسم نيز جانبداري كند , طبعا مدارج ترقي در
هاليوود را با سرعت بيشتري خواهد پيمود. اما اگر همين
هنرمند يهودي بي طرف باقي بماند يا ندرتا بر خلاف نظام
تبليغاتي صهيونيسم گام بردارد , به سهولت از گردونه هاليوود
بيرون خواهد افتاد.
در نظام مافيايي هزار چهره هاليوود , براي يك هنرمند ضد
صهيونيست حتي اگر يهودي باشد , جايي وجود ندارد و
سرنوشت تلخ بزرگترين هنرمند تاريخ سينما چارلز اسپنسر
چاپلين گواهي است بر اين مدعالله
در سراسر امريكا تنها سه مجله خبري به نامهاي تايم ,
نيوزويك و گزارش امريكا و جهان وجود دارد.
مجله تايم با تيراژ هفتگي 4,1 ميليون عدد توسط يكي از
شركتهاي وابسته تايم وارنر منتشر مي شود كه در سال 1989
در ادغام با شركت اصلي تشكيل شد. رئيس هيات مديره آن
يك يهودي به نام جرالد لوين است .
نيوزويك با تيراژ هفتگي 3,2 ميليون و مجله گزارش
امريكا و جهان با تيراژ هفتگي 2,3 ميليون منتشر مي گردند .
هزاران ناشر در امريكا وجود دارند و از ميان آنها تعداد
كمي بدون كنترل و يا حداقل كنترل يهوديان فعاليت دارند.
تعدادي از آنها نيز جرات دارند كه كتابهايي به چاپ رسانند كه
مورد تاييد يهوديان نمي باشد. اما اين دسته از كتابها غالبا در
تيراژ پايين و به ندرت به دست افراد خاصي از مردم امريكا
مي رسد.
اين بخش عظيم انتشاراتي كاملا به دست يهوديان اداره
مي شود. از اين ميان شش شركت انتشاراتي بزرگ كتاب در
امريكا وجود دارد , سه مورد آن توسط يهوديان اداره مي شود و
يا در مالكيت آنهاست . اين سه شركت انتشاراتي به ترتيب
راندوم هاوس , سايمون و شوستر و تايم وارنر تريد گروپ
مي باشد.
خانواده نيوهاوس صاحب راندوم هاوس هستند و
مديريت تايم وارنر برعهده جرالد لوين است . يكي ديگر از
انتشاراتيهاي مهم انتشارات وسترن است . هر چند از لحاظ
تيراژ در رتبه 13 قرار دارد , اما در ميان انتشاراتيهاي كتابهاي
كودكان در رديف نخست قرار دارد و 50 درصد از بازار را به
خود اختصاص داده است . رئيس آن يك يهودي به نام ريچارد
برنشتاين است .
استراتژي صهيونيسم در مطبوعات و مجلات امريكايي
به طور كلي با توجه به موارد فوق مي توان گفت كه يهوديان
در ايالات متحده به دو صورت سعي نموده اند در اين عرصه و
اصولا در رسانه هاي نوشتاري نفوذ يابند.
.1 گاهي خود با تاسيس و به راه انداختن يك روزنامه و
مجله سعي مي كنند مطالب و سخنان و ديدگاههاي خود را القا
كنند. بدين معنا كه يك يهودي با ايجاد يك نشريه به گسترش
عقايد خويش و يا نشر ديدگاههاي صهيونيستي اقدام مي كند.
.2 گاهي با حمايت از يك سردبير و يا يك مدير مسئول و
يا تحت فشار قرار دادن مسئولين يك نشريه به القاي
ديدگاههاي مورد نظر خود اقدام مي كنند.
هر دوگونه در ايالات متحده آمريكا مصداق دارد و
بخصوص در مورد خط مشي دوم , لابي صهيونيسم فعاليت
بسيار ويژه اي دارد و با ايجاد گروههاي ويژه سعي در انحراف
افكار عمومي از مواضع ضد اسرائيلي و يهودي نموده است .
بدين معنا كه با ايجاد يك خط قرمز در خصوص ديدگاههاي
مختلف در امور خاورميانه و اصولا يهوديت , نشريات را
متوجه اين نكته مي كند كه در نوشتن مطالب متنوع پيرامون
اسرائيل و يا يهود آزاد نيستند و با فشار وارد كردن بر اينگونه
نشريات آنها را به محدوديت هايي گرفتار مي كند.
گاهي لابي در نشر و پخش مطالب مخالف با منابع
صهيونيسم و خصوصا مسائل خاورميانه و اسرائيل وارد عمل
مي شود و با دخالتها و كنترلهاي خود , سعي در منحرف ساختن
و يا كمرنگ كردن مخالفتها مي كند. پل فندلي نويسنده جنجالي
آنها بي پرده مي گويند ماجراي روزنامه نگار هارولد.آر. پايتي را
نقل مي كند كه اين ماجرا از نفوذ لابي در مطبوعات و مقالات
ايالات متحده خبر مي دهد....
90 درصد از كل روزنامه هاي آمريكا در مالكيت يهوديان
بوده و توسط آنها اداره مي شود و آنها اين روزنامه ها را به
منظور انتخاب روساي جمهور و نمايندگان كنگره به كار
مي گيرند و آنان را براي اجراي نقشه شوم خود يعني پاكسازي
آمريكاييان سفيد پوست مي خواهند.
برطبق آمار دوره رياست جمهوري كلينتون , حزب يهوديان
رنگين پوست , تعداد سفيدپوستان را از 88 درصد در سال
1964 به 72 درصد در سال 1988 تقليل داده است .
با ارائه اين روند سفيدپوستان (از طريق اين نسل كشي )
تعدادشان به 49 درصد در سال 2040 ميلادي و 24 درصد در
سال 2085 و 9 درصد در 2125 ميلادي كاهش خواهد يافت .
پس از آن سفيد پوستان به طور كامل از صحنه وجود محو
خواهند شد. اين امر بدين دليل ميسر شده كه يهوديان طرفدار
صهيونيسم اتحاد شوروي , مطبوعات ملت مسيحي سفيد
پوست امريكايي را كنترل مي كنند. آنان از مطبوعاتشان در اين
جهت استفاده مي كنند كه به امريكاييان بگويند به چه
بينديشند , روشهاي اخلاقي و فرهنگ امريكاييان را از بين
ببرند و قوانين حقوق مدني نژادپرستانه را از براي از بين بردن
سفيدها طرح ريزي شده , گسترش دهند و سياستهاي اسرائيل
(آمريكا) در خاورميانه را ارتقا دهند...
90 در صد از كل روزنامه هاي آمريكا در مالكيت
يهوديان است و توسط آن ها اداره ميشود. آن ها
اين روزنامه ها را براي انتخاب روساي جمهور و
نمايندگان كنگره به كار مي گيرند.
وابستگي اطلاعاتي و ارتباطي بيشتر كشورهاي
جهان سوم به غرب كه از آن به عنوان جريان يك
طرفه اطلاعات و اخبار ياد مي شود , از موانع
اساسي توسعه نظام ارتباطي و مطبوعاتي
كشورهاي جهان سوم است .
تصوير جهان سوم كه در رسانه هاي غربي به
نمايش در مي آيد , معمولا ناقص و تحريف شده
است و تصوير جهان غرب كه توسط آژانسهاي
بين المللي به جهان سوم انعكاس مي يابد. به همين
نسبت غير واقعي است . به عنوان مثال بنا بر
پژوهشهاي انجام شده , تروريسم , همواره به عنوان
يك حربه تبليغاتي از سوي مقامات رژيم
صهيونيستي و آمريكا در مورد جمهوري اسلامي
ايران به كار گرفته ميشود و مقامات دولتي براي
توجيه هرگونه سياستي در قبال ايران از اين عنوان
استفاده مي كنند . به طوري كه 54 درصد مطالبي
كه در اين خصوص ايراد شده , در رسانه هاي رژيم
صهيونيستي بوده است .
هزاران ناشر در آمريكا وجود دارند و از ميان
آنها تعداد كمي بدون كنترل و يا حداقل كنترل
يهوديان فعاليت دارند. تعدادي از آنها نيز جرات
دارند كه كتابهايي به چاپ رسانند كه مورد تاييد
يهوديان نمي باشد. اما اين دست از كتابها غالبا در
تيراژ پايين و به ندرت به دست افراد خاصي از مردم
آمريكا مي رسد.

|