جنگ جهاني دوم يك نيروي محركه تغييرناپذير براي پيدايش دولت
يهود بود , نكته اي كه صهيونيستها هميشه بر آن تاكيد مي كردند اين بود كه
يهوديان تحت آزار باقي خواهند ماند , مگر اينكه سرزميني متعلق به خود
داشته باشند. مطرح كردن ادعاي دروغين راجع به قتل عام يهوديان در زمان
نازي ها اين نكته را تائيد مي كرد. اين در حالي بود كه صداي فرياد اعراب
فلسطين كه چرا آنها بايد بهاي گناهان اروپائيان را بپردازند , بجائي نرسيد.
در اين ميان بريتانيا كه خود را قادر به حل مسئله نمي ديد , در 1947 تصميم
گرفت تا كل مسئله را به سازمان ملل بسپارد. بعد از مدتي سازمان ملل
قطعنامه اي در رابطه با مسئله فلسطين صادر كرد كه فلسطين را به بخش
عرب نشين و يهودنشين تجزيه كرده بود. بعد از قطعنامه سازمان ملل درباره
تجزيه فلسطين و اعلام بريتانيا مبني بر اينكه نيروهاي خود را تا 15 مه
1948 از فلسطين بيرون خواهد كشيد , اسرائيل اعلام موجوديت كرد . در 15
مه در حاليكه انگلستان آخرين نيروهاي خود را از فلسطين خارج مي كرد ,
يهوديان طي اعلاميه اي اعلام نمودند : « با استناد به حق تاريخي و طبيعي مان
و با اتكاه به قدرت قطعنامه مجمع عمومي سازمان ملل , استقرار يك كشور
يهود در سرزمين اسرائيل را كه كشور ا « اسرائيل » نام خواهد داشت در اينجا
اعلام مي كنيم .1 پس از اعلان موجوديت رژيم صهيونيستي ترومن رئيس
جمهور وقت آمريكا تنها چند ساعت پس از دريافت اين خبر , دولت
اسرائيل را به رسميت شناخت , يك روز پس از تاسيس دولت اسرائيل
ارتش كشورهاي مصر , سوريه , ماورا اردن , يمن و عربستان با هدف
بازپس گيري فلسطين از صهيونيستها وارد اين سرزمين شدند.
اما اين جنگ بعلت عدم انسجام نيروهاي عرب و حمايت هاي دول غربي
منجر به برتري نظامي اسرائيل گرديد و كشورهاي عرب تنها موفق شدند
بيت المقدس , كرانه غربي و نوار غزه را به تصرف درآورند2.
دلايل صهيونيستها براي اشغال فلسطين و پاسخ اعراب
از بعد از جنگ جهاني دوم تاكنون , بيش از 50 كشور تازه تاسيس در
جهان بوجود آمده است كه اسرائيل نيز يكي از آنهاست . در عين حال ,
تاسيس اسرائيل از چند جهت استثنا است . در حاليكه ديگر كشورها برپايه
مردمي بوجود آمدند كه از قبل در سرزمين خود مي زيستند و ادعاي
حاكميت و استقلال داشتند , اسرائيل متكي بر تجمع مردمي پديد آمد كه از
نقاط مختلف جهان به فلسطين رفتند و اين پيش از آن بود كه خود ساكنان
فلسطيني بتوانند حاكميت خود را بر سرزمين شان اعمال نمايند.
تجمع يهوديان در فلسطين تحت لواي نهضت صهيونيسم بود و آنها
قبل از آنكه به حاكميت برسند , كوشش مي كردند كه در فلسطين براي خود
هويتي ملي بوجود آورند.
آنها مدعي بودند كه از نظر تاريخي , قدمت سكونت يهود در فلسطين
عهد باستان و بستگي مذهبي به آن , رجعت آنها را به « ارض موعود » توجيه
مي كند. در طول تاريخ , دولت يهود چند بار بدست همسايگان نيرومند آن
نابود شد , يهوديان به اطراف و اكناف جهان پراكنده شدند.3 ادعاي آنها , در
واقع مربوط به نواحي ميان نيل تا شط فرات است . « بن گورين » اولين
نخست وزير اسرائيل كه در شكل گيري اسرائيل و سياستهاي آن بسيار موثر
بود در 1950 در جمع دانشجويان دانشگاه عبراني اورشليم گفت :
« اسرائيل بايد مشتمل بر كليه سرزمينهايي شود كه بين نيل و شط واقع
است ... اين امپراطوري هم از راه تهاجم بنا خواهد شد و هم از راه
سياست . » 4
سياستمداران ديگر اسرائيل نيز از اين تمايلات توسعه طلبي متكي بر
برداشتهاي نهادگرايانه مذهبي عاري نبودند. « مناحيم بگين » و اسحق شامير
در واقع ادامه دهندگان راه بن گورين بوده اند. « گلداماير » نخست وزير پيشين
اسرائيل نيز همين راه را تعقيب مي كرد و عقايد كم و بيش مشابه با ديگران
داشت . از لحاظ قانوني , صهيونيستها اعمال خود را به تصميمات جامعه
ملل , دوره قيمومت بريتانيا و اعلاميه بالفور و بويژه مصوبات سازمان ملل
متحد مستند مي كنند. بنظر آنها , مطابق اين اسناد , جامعه بين المللي حق
مراجعت يهود به فلسطين و استقرار دولت اسرائيل را به رسميت شناخته
است . « گلداماير » وزير خارجه وقت اسرائيل پس از جنگ 1956 طي نطقي
در مجمع عمومي سازمان ملل چنين گفت :
« شش ميليون يهودي در كشتار نازيها نابود شدند. بازماندگان , اينك به
سرزمين خود بازمي گردند. نه بعنوان مهاجر غيرقانوني از نظر يك حكومت
قيم , كه بسوي استقبالي كه ارمياي نبي پيش بيني كرده بود : فرزندان به
سرزمين خود بازخواهند گشت . » 5
دلايل اعراب در رد دعاوي صهيونيستها
در مقابل دعاوي صهيونيستها , فلسطينيان نيز دلايل تاريخي , قانوني و
بشردوستانه خود را دارند. بنظر حقوقدانان فلسطيني , چطور است كه كليه
يهوديان عالم حق دارند در فلسطين كه حدود دو هزار سال قبل نياكانشان
آنرا رها كرده اند مستقر شوند , اما همين اشخاص كه براي يهود چنين حقوقي
قائل هستند , معتقدند كه به هيچ وجه ممكن نيست يك فلسطيني , كه فقط
چنددهه قبل اجبارا از آنجا پراكنده شده است به آن سرزمين
بازگردد
« فرضا همه يهوديان , با شور و اشتياق و به حق در جستجوي وطن
باشند , اما آيا حق دارند كه وطن ملت فلسطين را , كه افراد آن نيز اشتياق و
حق دارند ... از دستشان بيرون بياورند » 6
« ... مسلم است كه از دو هزار سال پيش كليه پيوندهاي قضايي و سياسي
يهوديان از فلسطين گسيخته بوده است . حقوق تاريخي , وابسته به اعمال و
اجراي واقعي تسلط و فرمانروايي است ... وگرنه عرب نيز مي تواند به استناد
اينكه هشت قرن بر اسپانيا حكومت مي كرده است , تصرف آن اقليم را ادعا
كند و ... » 7
به نظر اين حقوقدانان , يهوديان از لحاظ حقوقي نيز در فلسطين داراي
« حقوق تاريخي » نيستند. چرا كه نمي توان يهودياني را كه از اقطار اروپا به
فلسطين آمده اند , وارثان عبريان قديم سرزمين مقدس دانست . بسياري از
اروپاييان در قرون وسطي به دين يهود گرويدند. نهضت عظيم گرايش به دين
يهود , كه يهوديان بيزانس محرك آن بودند , در قرن هيجدهم اتفاق افتاد.
همين نهضت در قفقاز رسوخ كرد و اخلاف همين ها بودند كه در اروپاي
مركزي , روسيه , لهستان و آمريكا پراكنده شدند و نياي مهاجران به اسرائيل
و حتي بيشتر رهبران آنرا تشكيل مي دهند. بنابراين , يهود فقط قومي مذهبي
نيست و از لحاظ نژادي پيوندي نامتجانس دارد.
بنظر حقوقدانان فلسطيني , يهوديها زبان مشترك ندارند و با وجود
تشويق زبان عبري , هنوز بيشترشان به زبان اجتماعاتي سخن مي گويند كه در
آنها زيست مي كردند. تنوع عادات و سنن آنها به تنوع اجتماعاتي است كه در
آنها زندگاني دارند. تاريخ مشترك ندارند و جز در ادوار كوتاه , كشوري به
معني اخص تشكيل نداده اند. البته لازم به ذكر است كه « بن گورين » نيز معتقد
بود كه :
« امري كه يهوديان را به يكديگر پيوند مي دهد دين نيست زيرا جنبش
صهيونيسم مشتمل بر عناصر متدين و بي دين است . رشته پيوند آنان نژاد هم
نيست , زيرا پس از اين همه تفرقه , نژاد آنان مخلوط شده است . زبان نيز
نيست , چه زبان عبري طي قرنها در شرف ازبين رفتن است و بيشتر يهوديان
جهان نه آنرا مي دانند و نه به آن سخن مي گويند رشته پيوند واقعي , ايمان
داشتن به بازگشت به اسرائيل است . »
بنظر حقوقدانان فلسطين كليه اقوام و امم حق دارند كه سرنوشت خود
را تعيين كنند , اما بديهي است كه اجراي چنين اصلي منحصرا به سود قومي
عمل مي شود كه در سرزمين خود زندگاني كند , نه به سود قومي كه فقط
پيوند ديني دارد و بيست قرن پيش , بر سبيل حادثه اي زودگذر , در فلسطين
تصميم ] حقوقدانان [ بوده و اينك باز در آن اقليم گرد آمده است . بنظر اينها
سازمان ملل در 1947 مبني بر تقسيم فلسطين اساسا محكوم به بطلان است
زيرا مجمع عمومي نه براي ايجاد كشورها واجد صلاحيت است و نه براي
انحلال آنها8.
به هر حال استدلالهاي حقوقدانان فلسطيني راه بجايي نبرد و رژيم
صهيونيستي به پيشروي خود در خاك فلسطين ادامه داد و بر سياست
توسعه طلبي و اشغال فلسطين تاكيد ورزيد و با تند شدن تدريجي آهنگ
مهاجرت يهوديان به فلسطين , معارضه اعراب با آنها شدت گرفت . اوج
معارضه هنگامي فرا رسيد كه انگلسان قواي خود را از فلسطين بيرون كشيد و
صهيونيستها تاسيس اسرائيل را بطور رسمي اعلام نمودند. همانطور كه ذكر
شد پس از پايان حكومت قيمومت و اعلام موجوديت دولت اسرائيل ,
نيروهاي مصر , اردن , عراق , سوريه , لبنان و نيز قوايي به نمايندگي عربستان
سعودي براي حمايت از برادران عرب خود وارد فلسطين شدند و اولين
جنگ كامل اعراب و اسرائيل در 1948 آغاز شد .
عوامل زمينه ساز در اشغال فلسطين
براي شناخت اسرائيل و چگونگي تولد آن و جهت آشنايي با مشكلات
امروزين فلسطين بايد تاريخ خاورميانه را از اواخر قرن 19 ميلادي تا به
حال مطالعه كرد چرا كه نظريه تشكيل دولت يهودي اولين بار بطور عملي
توسط تئودور هرتصل ـ بنيانگذار و پدر اسرائيل ـ در كنفرانس بال سوئيس
در سال 1897 مطرح شد و بعد از آن توسط حييم وايزمن , مناخيم بگين و
ديگران دنبال شد كه در نهايت در سال 1948 منجر به تاسيس كشور
اسرائيل گرديد. عواملي چند را مي توان بعنوان زمينه ساز تاسيس اسرائيل نام
برد :
1 ـ پشتوانه اقتصادي يهوديان
يهوديان دنيا در قرون معاصر به علت يكسري محدوديتها و نداشتن
كشوري مستقل , داراي انسجام و يكپارچگي نبودند بهمين دليل به رشد
اقتصادي و تجاري بعنوان يكي از راههاي پيشرفت خود نگاه مي كردند. در
نتيجه در بسياري از كشورهاي دنيا همانند فرانسه , انگلسان , آمريكا و...
يهوديان سررشته امور تجاري و اقتصادي را در دست داشتند و همين قدرت
اقتصادي يكي از پشتوانه هاي اصلي يهوديان در تشكيل كشور اسرائيل بود.
يهوديان با قدرت اقتصادي خود از يكطرف سعي كردند سران اسلامي را
تطميع كنند. بعنوان مثال هرتصل در پيشنهادي كه به سلطان عثماني مي دهد
مي گويد حاضر است تمام بدهيهاي اين امپراطوري را بطور كامل تسويه كند
بشرطي كه منطقه فلسطين را در اختيار يهوديان بگذارد , از طرف ديگر
ثروتمندان يهودي در تسهيل و تسريع ورود مهاجران يهودي به فلسطين
نقش بسزايي داشتند و در حالت سوم نيز يهوديان ثروتمند در دربار
انگلستان و سپس آمريكا اهرم موثري در هدايت سياست آن قدرتها بنفع
اسرئيل بودند.
2 ـ ضعف امپراطوري عثماني
امپراطوري عثماني در اوايل قرن نوزدهم به ضعيفترين شكل خود در
بيش از 400 سال عمر خود رسيده بود تا جاييكه به مرد بيمار ملقب شده
بود , ضمن اينكه ضعف امپراطوري عثماني با تشديد روحيه ملي گرايي
اعراب همراه شده بود. اعراب كه در طول چندصد سال حكومت تركها بر
خود احساس تبعيض مي كردند در جنگ جهاني اول فرصت را مغتنم
شمردند و با همراهي انگليسيها عليه عثماني وارد نبرد شدند و تاثير زيادي
در تسريع شكست عثماني داشتند.
3 ـ موقعيت شناسي دقيق يهوديان در قبال اتفاقات
يهوديان متوجه بودند كه بزرگترين قدرت جهاني در قرن 19 و نيمه اول
قرن 20 انگلستان مي باشد بهمين جهت سعي كردند منافع خود را با منافع
انگلستان همسو كنند. يهوديان در دو جنگ جهاني در كنار متفقين عليه آلمان
وارد جنگ شدند و در مقابل بعنوان بديهي ترين پاداش خود , همكاري
انگلستان را در تشكيل كشور يهود در فلسطين , خواستار بودند.
4 ـ رقابت قدرتهاي بزرگ در خاورميانه
منطقه خاورميانه بدليل موقعيت تجاري و استراتژيكي اش تقريبا در
تمام دوران , مورد نظر قدرتهاي بزرگ بوده است . در نيمه اول قرن بيستم
انگلستان و فرانسه بعنوان دو قدرت رقيب هر كدام خواهان اقليتي تحت
نفوذ , براي اجراي مطامع استعمار انگلستان باشند. بزرگترين مستعمره
انگلستان يعني هندوستان در آسيا قرار داشت و آبراه سوئز بعنوان شاهراه
حياتي براي انگلستان تلقي مي شد و هر تهديدي عليه اين آبراه , تهديد عليه
منافع انگلستان به حساب مي آمد. يهوديان هم از اين موقعيت استفاده كرده
و خود را بهترين حافظ منافع انگلستان در منطقه معرفي مي كردند.
5 ـ ريشه هاي تاريخي ـ مذهبي يهوديان در فلسطين
يهوديان مدعي اند كه از جهت تاريخي فلسطين به قوم يهود تعلق دارد و
از جهت مذهبي هم , بناي هيكل سليمان , مدفن حضرت داود , مدفن
حضرت سليمان و وعده هاي تورات در بخشايش سرزمين نيل تا فرات به
يهوديان را بعنوان مدعاي خود ذكر مي كنند و به همين دلايل مذهبي ـ
تاريخي بسياري از مناطق پيشنهادي ديگر چون اوگاندا , آرژانتين , قبرس ,
العريش و... را بعنوان موطن رد كردند.
6 ـ شخصيت هاي موثر صهيونيسم
شخصيتهاي با نفوذي چون هرتصل و حييم وايزمن از صهيونيستهايي
بودند كه تلاش زيادي در اين راه كردند. هرتصل تلاش شبانه روزي زيادي
متحمل شد تا اينكه توانست براي اولين بار سران صهيونيسم دنيا را در
كنگره بال گرد هم جمع كند و بطور عملي پايه كشور اسرائيل را بنيان نهد.
بعبارت ديگر برخي شرايط مذكور به همراه يكسري شرايط ديگر در زمانهاي
گذشته هم وجود داشته است ولي رهبري ثابت قدم همچون هرتصل نبود تا
بتواند جنبش صهيونيسم را هدايت كند. در مقابل يهوديان , گروهي از سران
عرب قرار داشتند كه نه تنها با اين روند بطور جدي مقابله نكردند بعضا حتي
همكاري هم داشتند.
7 ـ دانش علمي و فني يهود
اين عامل بخصوص در بعد نظامي قابل ملاحظه است . يهوديان در
نيروي نظامي خود از جديدترين و پيشرفته ترين سلاحهاي آمريكا و
انگلستان برخوردار بودند و به پشتوانه همين برتري نظامي بود كه توانستند
در جنگ 1948 بر اعراب پيروز شوند . نيروهاي مخفي نظامي اسرائيل
« هاگانا » , « ايرگون » و « اشترن يالهي » علاوه بر داشتن افراد نظامي تعليم
يافته , در بالاترين سطح ممكن با هم هماهنگي داشتند اما در مقابل اعراب نه
تنها نيروي نظامي قابل ملاحظه اي نداشتند بلكه از جهت هماهنگي هم در
حداقل سطح ممكن قرار داشتند.
8 ـ يهودي ستيزي توسط صهيونيستها
شايد تا حدي غيرقابل قبول باشد كه سران صهيونيسم خود به نوعي
يهودي ستيز بودند به عبارت ديگر سران يهود از كشتار يهوديها در روسيه ,
آلمان نازي يالله نه تنها ناراحت نبودند بلكه حتي خوشحال هم بودند زيرا با
اين شيوه يهوديها مجبور بودند به فلسطين مهاجرت كنند و مشكل تشكيل
ملت يهود نيز راحت تر حل مي شد. در اين باره جالب است كه هرتصل
مي گويد : « ضد يهوديان مطمئن ترين دوستان ما و كشورهاي ضديهود ,
متحدان بالقوه ما خواهند شد. »
در اين مقاله بطور مختصر; رويدادهاي مهم از سال 1897 تا 1948 در
دو قسمت اشاره خواهد شد : در ابتدا , تئوري پردازان و طرحهاي دولت
يهود , اعلاميه كنفرانس بال و تلاشهاي هرتصل , ناسيوناليزم عرب و جنگ
جهاني اول , موافقتنامه سايكس , پيكو , اعلاميه بالفور و فلسطين بعد از
جنگ جهاني اول را مورد بررسي قرار مي دهيم . سپس نيز قيمومت ,
ناسيوناليزم و قيام فلسطيني ها , فلسطين و جنگ جهاني دوم و قضيه فلسطين
و سازمان ملل مورد بحث قرار مي گيرد.
پاورقي :
1 ـ جان گوئيگلي ; فلسطين و اسرائيل , رويارويي با عدالت . ترجمه سهيلا
ناصري , تهران دفتر مطالعات سياسي 1372 ص 92 , 66
2 ـ جان باومن ; تاريخ معاصر جهان 98 ـ.1900 ترجمه يحيي افتخارزاده ,
تهران , نشر هيرمند 1372 ص 315
3 ـ همايون پور , هرمز , ترس , اميد و پيشداوري , تهران , كتاب سرا , 1364
ص 65
4 ـ مسئله فلسطين , گزارش كنفرانس حقوقدانان عرب در الجزاير , ترجمه
اسدالله مبشري , انتشارات خوارزمي 1357 ـ چاپ دوم ص 225
5 - Goldn mair speaks out , Weiden feld and Nicolson , london 3791
6 ـ مسئله فلسطين ص 19
7 ـ همان ص 31
8 ـ همايون پور , هرمز , ترس , اميد و پيشداوري ص 70
بن گورين : اسرائيل بايد مشتمل بر كليه سرزمين هائي شود كه
بين رود نيل تا شط فرات واقع است . اين امپراطوري , هم از راه
تهاجم بنا خواهد شد و هم از راه سياست
ترومن رئيس جمهور وقت آمريكا تنها به فاصله يك ساعت
پس از آنكه بن گورين تاسيس رژيم صهيونيستي را در فلسطين
اشغالي اعلام كرد , اين رژيم را به رسميت شناخت

|