
به مناسبت سالگرد موضع گيري امام خميني عليه تشكيل سپاه
دين توسط رژيم شاه
علي معصومي (وزوايي )
در تاريخ معاصر ايران , هيچ جريان استعماري و استكباري نمي يابيم كه
با دين ستيزي همراه نباشد. اصولا در تمام جريان هاي فكري , فرهنگي ,
اجتماعي و سياسي كه منشا استعماري داشته و با برنامه ريزي ها و توطئه هاي
استعماري در فضاي عمومي تاريخ معاصر ايران نشو و نما يافته اند ,
دين ستيزي در صدر اهداف و عمليات آن ها قرار داشته است . از سوي ديگر ,
دين ستيزي نيز هيچ گاه از ستيز با روحانيت و حوزه هاي علميه كه نهاد اصيل
و رسمي و پايدار در تبليغ و حراست از اصول و ارزش هاي ديني در تاريخ
ايران مي باشد , جدا نبوده است .
البته به دليل پيوستگي و علاقه شديد و ديرينه مردم ايران با دين , تقريبا
همه برنامه و توطئه هاي دين ستيزانه در پوشش ها و قالب هاي فريبكارانه
اعمال و انجام گرديده و كمتر كسي جرات برخورد و جدال مستقيم با دين را
داشته است .
گرچه مبارزه با دين از دوره مشروطيت شتاب قابل توجه به خود گرفت ,
ولي دوره رضاخان را به دلايلي مي توان اوج دين ستيزي در تاريخ معاصر
ايران دانست . رضاخان كه به تعبير امام خميني هدف عمده اش مبارزه با دين
و روحانيت بود و دين ستيزي در راس برنامه هاي او قرار داشت (تاريخ
معاصر ايران از ديدگاه امام خميني , ص 104 تا 107 ) , مبارزه با دين و جدال
با ارزش هاي اسلامي را تحت پوشش تجدد , ترقي و اصلاحات انجام مي داد
و دستگاه تبليغاتي او چنين تبليغ مي كرد كه مبارزه با روحانيت و حوزه هاي
علميه , ستيز با حجاب و جدال با ارزش هاي ديني , به خاطر اصلاح و سامان
بخشيدن به امور و نهادهاي ديني است و بنا بر اين مي باشد كه با اصلاح اين
نهادها , جامعه بتواند به راحتي پيشرفت كند و دين نيز پوست بيندازد و نو
شود. به تعبير امام خميني , در اين زمان كسي مدعي اصلاحات در حوزه دين
و روحانيت شده بود كه آن قدر سواد نداشت كه متوجه شود روحاني و
روحانيت را با « ها » مي نويسند و يا با « حا » (تاريخ معاصر از ديدگاه امام
خميني , ص 111 ) . رضاخان در روند مبارزه با دين , روحانيت و ارزها و
مباني ديني , از شيوه هاي مختلف و متعددي مثل فريبكاري , اعمال خشونت
شديد , جنگ رواني و تبليغات , تمسك به برخي شيوه هاي فرهنگي و... بهره
برد. فريبكاري ها و اعمال خشونت آميز رضاخان در روند دين ستيزي , دامنه
دراز دارد , همچنان كه شيوه هاي فرهنگي و تبليغاتي دستگاه رضاخاني هم
داستان طولاني دارد و در آن زمان منحرفيني مثل احمد كسروي , شريعت
سنگلجي و... تحت حمايت دستگاه رضاخان به تبليغ عليه دين پرداختند و
در صدد برآمدند اسلام را از ميان بردارند و يا حداقل آن را از محتواي اصيل
تهي كنند و اسلام استعمارپسندي را كه هيچ تضادي با فرهنگ غرب نداشته
باشد , رواج دهند.
رضاخان بيست سال با تمام حدت و شدت و با شيوه هاي مختلف عليه
دين و نهادها و ارزش هاي ديني مبارزه كرد , ولي او نه موفق به ريشه كن كردن
دين شد و نه در تبديل كردن اسلام به يك دين استعمارپسند توفيقي به دست
آورد.
بعد از آن كه پسر رضاخان توسط غربي ها (انگليس و آمريكا) به قدرت
رسيد , تا مدتي به دليل لرزان بودن پايه هاي حكومتش , نتوانست آن طور كه
مي خواست با دين و نهادها و ارزش هاي ديني مقابله كند. اما بعد از كودتاي
28 مرداد 1332 كه با حضور مستقيم و گسترده آمريكا در ايران , رژيم
محمدرضاخان احساس قدرت نمود , به تدريج گام هايي در جهت مبارزه با
دين و نهادها و تشكل هاي ديني برداشت .
مبارزه رژيم شاه با دين و نهادها و تشكل هاي ديني , با شهيد كردن
روحاني مبارز نواب صفوي و سركوب نمودن فداييان اسلام آغاز شد , ولي
به دليل حضور مرجعي قدرتمند مثل آيت الله العظمي بروجردي , هنوز شاه و
اربابانش در دين ستيزي احتياط كردند و با شتاب به اجراي برنامه هاي
دين ستيزانه اي كه از قبل طراحي كرده بودند , پرداختند.
گستاخي رژيم شاه و اربابانش بعد از رحلت آيت الله العظمي بروجردي ,
در اثر يك محاسبه و تحليل نادرست صورت گرفت . آن ها گمان مي كردند ,
حيات قدرتمند حوزه هاي علميه , و بالاتر از اين , رونق و حركت آفريني دين
در آن زمان , وابسته به شخصيت مقتدر آيت الله بروجردي است و با رحلت
ايشان , به راحتي مي توان دين و ارزش ها و نهادهاي ديني را ملعبه قرار داد و
به تدريج آن ها را از صحنه جامعه به در برد. سردمداران رژيم شاه غافل از
اين بودند كه اقتدار و پويايي و نقش فعال دين در جامعه , به ذات دين متكي
است نه به اشخاص . به عبارت ديگر , آن ها نمي دانستند كه اگر قرار بود
حيات اسلام وابسته به اشخاص باشد , مي بايست تاكنون اثري از اسلام
نمانده باشد.
امام خميني در همان زمان به رژيم شاه هشدار داد كه خود را گرفتار
محاسبات غلط نكند و با دين ستيز ننمايد. امام خميني در اين باره فرمود :
دولت تصور نكند با فوت مرحوم آيت الله بروجردي , مي شود به دين لطمه
زد , هزارها آيت الله بروجردي به دين متكي بوده , و دين به آيت الله تكيه
ندارد (صحيفه امام , جلد اول ص 87 ) .
ستيز مستقيم و غيرمستقيم محمدرضا خان با دين كه از سال 1341 , به
طوري كه بخش عمده و حساس تاريخ دهه 40 و نيمه دهه مكرر به مدارس
حوزه هاي علميه , تبعيد امام خميني در سال 1343 , تبليغات مداوم و مكرر
عليه مذهب در دوره موردنظر , فشار و ستيز مداوم و مكرر عليه نهادهاي
ديني , تبعيدهاي گسترده مذهبيون , زندان كردن هزاران مبارز مذهبي ,
شهادت رساندن بسياري از پيروان دين و... بخشي از ستيز مداوم رژيم شاه
از سال 1341 تا سال 1357 محسوب مي شود .
يكي از آخرين توطئه هاي رژيم شاه براي مبارزه با دين , در سال 1350
اعلام و عنوان گرديد. در اين سال , محمدرضاخان فرمان تشكيل « سپاه دين »
را صادر كرد و مقرر شد اين سپاه زير نظر سازمان اوقاف تشكيل و اداره
گردد.
سردمداران رژيم شاه پس آن كه يك دهه با شدت و حدت , عليه دين و
نهادها و ارزش هاي ديني مبارزه چندجانبه كردند , حاصل توطئه ها و
دين ستيزي هاي خود را چيزي غير از رشد كمي و كيفي دين در جامعه
نديدند و احساس كردند كه نه تنها جامعه از دين فاصله نگرفته است , بلكه
فضاي ديني هر روز پررنگ تر مي شود و گرايش هدفدار مردم , به ويژه جوانان
به دين , روزافزون است . نگراني سردمداران رژيم شاه زماني بيشتر شد كه
احساس كردند نوع گرايش روزافزون مردم و جوانان به دين , صيغه اي ساده
و يك بعدي نيست بلكه اين گرايش , عمدتا در محور تفكرات انقلابي امام
خميني قرار دارد و مردم و جوانان به پيروي از امام خميني , به اسلامي روي
مي آورند كه هم جنبه فردي و معنوي دارد و هم اين كه از جنبه هاي سياسي و
اجتماعي و... برخوردار است . به عبارت ديگر , سردمداران رژيم شاه متوجه
شدند مردم و جوانان , ديني مي خواهند كه نه تنها نيازهاي معنوي و الهي
آن ها را برطرف كند , بلكه آنان , حكومت , سياست و اداره همه جانبه را نيز از
دين مي خواهند و معتقدند اسلام بايد با تمام ظرفيت معنوي و سياسي و
اجتماعي اش وارد ميدان بشود. اين نگرش به دين , چيزي بود كه امام خميني
سال ها در ترويج آن همت گماشته بود و اساسا هدف مهم قيام و مبارزات
امام خميني همين موضوع بود.
در اين جا به اين نكته بايد اشاره كرد كه رژيم شاه در كنار همه طرح ها و
برنامه هايي كه به طور عموم در سراسر كشور براي مبارزه با دين و نهادها و
ارزش هاي ديني به اجرا گذاشته بود , برخي طرح ها و توطئه ها را نيز به
گونه اي تدوين و سازماندهي كرده بود كه اقشار خاصي هدف دين ستيزي
قرار گيرد. به عنوان مثال , سپاه دانش و سپاه بهداشت و سپاه ترويج , عمدتا
به اين منظور تشكيل شده بود كه در پوشش سوادآموزي به روستاييان و
تامين بهداشت آن ها و به اصطلاح ترويج كشاورزي در روستاها , دين را از
روستاييان بگيرند و يا اين كه اسلام شاهنشاهي و استعمارپسند را در ميان
روستاييان رواج دهند و به تدريج اين قشر عظيم را كه پيوند ديرينه با
روحانيت و نهادهاي اصيل ديني داشت , از اين نهادها جدا كنند. همان طور
كه اشاره شد , نه تنها رژيم شاه از اين طرح هاي خود نتيجه اي نگرفت , بلكه
ساير توطئه هاي ان رژيم نيز در روند دين ستيزي به نتيجه اي نرسيد و
برخلاف ميل رژيم شاه , گرايش به اسلام , به ويژه اسلام ناب و انقلابي , هر
روز افزون تر گشت . همين مساله باعث شد كه شاه در صدد برآيد , سپاه دين
را نيز به سپاه دانش و سپاه بهداشت و سپاه ترويج اضافه كند. شاه با طرح
سپاه دين , از يك سو مي خواست با اسلام اصيل مقابله كند و از سوي ديگر ,
در فضايي كه دين هر روز پررنگ تر مي شد , همرنگي نشان بدهد.
امام خميني در 21 آبان 1350 هـ . ش كه در آن زمان نيز ماه مبارك
رمضان با آبان ماه مطابق شده بود , عليه تصميم رژيم شاه افشاگري فرمود و
ابعاد اين طرح استعماري روشن كرد.
امام خميني در پيامي كه به مناسبت توطئه جديد رژيم شاه , به ملت
مسلمان ايران فرستاد , ابتدا به استعماري بودن و اهداف ضدديني طرح
تشكيل سپاه دين اشاره كرد و سپس فريبكاري رژيم شاه در اين باره را
توضيح داد. همان طور كه اشاره شد , شاه با طرح موضوع سپاه دين ,
مي خواست خود را به اصطلاح ديندار و دل سوز به دين مطرح نمايد , ولي
امام خميني اين نيرنگ شاه را نقش بر آب كرد و فرمود :
نغمه « سپاه دين » در شرايطي ساز مي شود كه دستگاه جبار هر روز
ضربه هاي پيگيري به پيكره اسلام وارد مي كند , و دست جنايتكار اسرائيل را
در تمام شئون اقتصادي , سياسي و نظامي ايران بازگذاشته است . بسياري از
علماي اعلام , خطباي عظام , محصلين علوم اسلامي و ملت شريف ايران در
زندان , تبعيد و تحت شكنجه به سر مي برند , و جوانان غيور وطنخواه , اعدام
و تيرباران مي شوند و يا مقدمات محاكمه و اعدام آنها فراهم مي شود.
(صحيفه امام , ج 2 , ص 396 ) .
امام خميني در بخش ديگر پيام خود , درباره عواقب خطرناك تشكيل
سپاه دين , چنين توضيح دادند :
اينجانب به ملت محترم ايران اعلام خطر مي كنم كه اگر خداي نخواسته ,
ايادي اجانب و دشمنان اسلام در اين مقصد شوم و كمرشكن توفيق پيدا
كنند , اولا علماي اعلام و وعاظ و مروجين اسلام را كنار زده , و ثانيا اسلام و
احكام آسماني آن را محو و نابود مي نمايند. خطر اين سپاه ناميمون كه بايد
در خدمت استعمار , جميع حقايق اسلام را به نفع آنها توجيه و تاويل كند ,
بزرگترين خطري است كه مسلمين و در راس آنها علماي اعلام با آن مواجه
شده اند. آنها در تجربه هاي طولاني خود فهميدند كه علماي معظم اسلام و
وعاظ محترم با مجاهدات پيگير خود ملتها را به نفع اسلام و قرآن سوق داده
هيچ گاه با تهديد و تطميع به نفع دستگاه جبار و اجانب چپاولگر قدمي
برنداشته اند , و با كمال قدرت پستهاي خود را حفظ كرده و مساجد و مجامع
را در خدمت قرآن كريم و اسلام عزيز در دست دارند , و اگر چند نفر معمم
بي حيثيت و از خدا بيخبر به نفع دستگاه جبار قدمي بردارد , مطرود جامعه
علميه و جوامع اسلامي است . لهذا اين نقشه خطرناك را كشيده اند تا به
خيال باطل خود دست علماي اعلام و مبلغين را كوتاه كرده و اسلام را به
وسيله عمال خود بازيچه قرار دهند و اساس ديانت را برچينند تا به مقصد
خود كه قبضه كردن تمام ذخاير كشور است برسند , و ملت مسلم را عقب
مانده و استعمارزده نگه دارند . (صحيفه امام , ج 2 , ص 397 ) .
امام خميني در اين پيام , علاوه بر روشنگري و تشريح پي آمدهاي
خطرناك تشكيل سپاه دين توسط رژيم , به مردم و جوانان , راه مقابله با اين
موضوع را نيز نشان دادند و فرمودند :
اينك بر مسلمين غيور و خصوص نسل جوان روشنفكر است كه با كمال
جديت از اين نغمه ناموزون خانمانسوز اظهار تنفر كنند , و مساجد و محافل
ديني را هرچه بيشتر گرم كنند , و علاقه خود را به اسلام و علماي اعلام و
وعاظ و خطباي محترم ـ دامت بركاتهم ـ بيش از پيش ابراز نمايند , و با اين
اظهار علاقه مشتي محكم به دهان عمال استعمار ـ خذلهم الله ـ بكوبند.
بركافه علماي اعلام وعاظ محترم است كه اگر گلايه هايي از هم دارند ,
ناديده گرفته و خود را مجهز نموده صفوف خود را فشرده تر كرده و د صف
واحد در اين امر حياتي چاره جويي كنند. و بر آنان و ساير دانشمندان و
علاقه مندان به اسلام و استقلال كشور است كه ملت مسلمان , خصوصا
ساكنين قرا و قصبات را از اين فكر شيطاني كه با نام فريبنده « سپاه دين »
مي خواهند دين و استقلال كشور را پايمال كنند , آگاه سازند و با هر وسيله
ممكن مفاسد اين نغمه شوم را به مردم برسانند . (صحيفه امام , ج 2 , ص
398 ) .
گرچه آخرين توطئه سازمان يافته شاه در همان زمان با روشنگري هاي
امام خميني , بر اثر شد , ولي سردمداران رژيم شاه , به ويژه برنامه ريزان
فرهنگي اين رژيم , همچنان در پي تدوين طرح و برنامه هايي بودند تا مسير
ديني و فرهنگي جامعه را به نفع را به نفع رژيم شاه و اربابانش منحرف
نمايند. اما آن ها غافل از اين موضوع بودند كه هفت سال ديگر , گرايش به
دين , انقلابي در ايران پديد خواهد آورد كه نه تنها چهره ايران بلكه سيماي
كلي جهان نيز تغيير خواهد داد.
گستاخي رژيم شاه و اربابانش بعد از رحلت
آيت الله العظمي بروجردي , در اثر يك محاسبه و تحليل
نادرست صورت گرفت . آن ها گمان مي كردند , حيات قدرتمند
حوزه هاي علميه , و بالاتر از اين , رونق و حركت آفريني دين در
آن زمان , وابسته به شخصيت مقتدر آيت الله بروجردي است و
با رحلت ايشان , به راحتي مي توان دين و ارزش ها و نهادهاي
ديني را ملعبه قرار داد و به تدريج آن ها را از صحنه جامعه به
در برد. امام خميني در همان زمان به رژيم شاه درباره محاسبه
غلط هشدار داد و فرمود : دولت تصور نكند با فوت مرحوم
آيت الله بروجردي , مي شود به دين لطمه زد , هزارها آيت الله
بروجردي به دين متكي بوده , و دين به آيت الله تكيه ندارد
شاه با طرح موضوع سپاه دين , مي خواست خود را به
اصطلاح ديندار و دل سوز به دين مطرح نمايد , ولي امام
خميني اين نيرنگ شاه را نقش بر آب كرد و فرمود : نغمه « سپاه
دين » در شرايطي ساز مي شود كه دستگاه جبار هر روز
ضربه هاي پيگيري به پيكره اسلام وارد مي كند , و دست
جنايتكار اسرائيل را در تمام شئون اقتصادي , سياسي و نظامي
ايران بازگذاشته است . بسياري از علماي اعلام , خطباي عظام ,
محصلين علوم اسلامي و ملت شريف ايران در زندان , تبعيد و
تحت شكنجه به سر مي برند , و جوانان غيور وطنخواه , اعدام و
تيرباران مي شوند و يا مقدمات محاكمه و اعدام آنها فراهم
مي شود
امام خميني در پيامي كه به مردم فرستاد , علاوه بر
روشنگري و تشريح پي آمدهاي خطرناك تشكيل سپاه دين
توسط رژيم , به مردم و جوانان , راه مقابله با اين موضوع را نيز
نشان دادند و فرمودند : اينك بر مسلمين غيور و خصوص نسل
جوان روشنفكر است كه با كمال جديت از اين نغمه ناموزون
خانمانسوز اظهار تنفر كنند , و مساجد و محافل ديني را هرچه
بيشتر گرم كنند , و علاقه خود را به اسلام و علماي اعلام و وعاظ
و خطباي محترم ـ دامت بركاتهم ـ بيش از پيش ابراز نمايند , و
با اين اظهار علاقه مشتي محكم به دهان عمال استعمار ـ
خذلهم الله ـ بكوبند

|
حديث نور
|
اعلام روز ارتش
1358,1,26
عليرغم تبليغات گسترده دشمنان مبني برانحلال ارتش , امام خميني
ضمن پشتيباني هاي مكرر از ارتش جمهوري اسلامي , روز 29 فروردين
را به عنوان روز ارتش اعلام كردند.
ايشان در بخشي از پيام خود فرمودند : « ملت ايران موظفند از ارتش
اسلامي استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان نمايند. اكنون ارتش در
خدمت ملت و اسلام است و ارتش اسلامي است , و ملت شريف لازم
است آن را به اين سمت رسما بشناسند و پشتيباني خود را از آن اعلام
نمايند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامي كه حافظ استقلال و نگهبان
مرزهاي آن است جايز نيست و ما و شما و ارتش , برادرانه بايد براي
حفظ و امنيت كشورمان كوشش كنيم و به شرارت اشرار و اختلال
مفسدين خاتمه دهيم . »
دستور قطع رابطه با مصر
1358,2,10
به دنبال انعقاد پيمان خائنانه مصر و اسرائيل , امام خميني با صدور
نامه اي به وزير امور خارجه وقت , فرمان قطع رابطه با مصر را صادر
فرمودند , متن فرمان بدين شرح است : « با در نظر گرفتن پيمان خائنانه
مصر و اسرائيل و اطاعت بي چون و چراي دولت مصر از آمريكا و
صهيونيسم دولت موقت جمهوري اسلامي ايران قطع روابط ديپلماتيك
خود را با دولت مصر بنمايد. »
كارگران , مديران جامعه
1358,2,11
امام خميني در پيامي راديو تلويزيوني به مناسبت روز جهاني
كارگر , از مقام كارگران تجليل نمودند. در بخشي از اين پيام فرمودند :
« اختصاص يك روز به كارگران شايد به لحاظ تشريفات و تعظيم باشد
والا هر روز روز كارگري است و كارگران است , بلكه عالم از كار و كارگر
تشكيل شده است . اينكه ما يك روز را اختصاص بدهيم به كارگر , مثل
اين است كه يك روز را اختصاص بدهيم به نور , يك روز را اختصاص
بدهيم به خورشيد. هر روز نور است و روز نور است , هر روز , روز
خورشيد است , لكن شايد اين براي يك تشريفات و تعظيمي باشد , از
اين جهت مضايقه نيست , لكن اگر واقع بيني باشد , كار و كارگر در تمام
عوالم ما قبل طبيعت و عالم طبيعت و عوالم ما بعدالطبيعه , كار و كارگر
همه جا است و تمام موجودات عالم چه موجودات قبل از طبيعت باشد
و چه موجودات طبيعي باشد و چه موجودات بعد از طبيعت , همه از
كارگر پيدا شده است و كار نظير « وجود » است كه در همه شوون عالم
دخالت دارد. »
ايشان در بخش ديگري از پيام خود اظهار داشتند : « اين كارگرهاي
ما اشخاصي هستند كه مدير جامعه انسانيت هستند. اداره امور
مملكت ها , اداره امور كشورها به دست اينهاست , به دست كشاورزان , به
دست كارگران كارخانه ها و دهقانان و كشاورزان , اينها هستند كه اداره
مي كنند مملكت ها را , اداره مي كنند كشورها را واز اين جهت مدير اين
عالم , عالم طبيعت , يعني در اين نجمه كوچك , در اين زمين كه يك
ستاره كوچك است , اداره امور اين زمين به دست كارگران است و دست
اينهاست كه اداره مي كند و زنده مي كند اين عالم را , زنده مي كند كشور
را. بنابراين اينها عهده دار امر بزرگي هستند , احترام زياد دارند لكن
مسئوليت زياد. »
مطهري , پاره تن امام
1358,2,11
به مناسبت شهادت آيت الله مطهري توسط گروه فرقان , پيامي از
سوي امام خميني منتشر شد. ايشان در قسمتي از پيام مي فرمايد : « من
گرچه فرزند عزيزي را كه پاره تنم بود از دست دادم لكن مفتخرم كه
چنين فرزندان فداكاري در اسلام وجود داشت و دارد. مطهري كه در
طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود , رفت و به ملا
اعلي پيوست لكن بدخواهان بدانند كه با رفتن او شخصيت اسلامي و
علمي و فلسفي اش نمي رود. »

|
|