روزنامه جمهوري اسلامي 20/08/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

* ايران اتمي
* كلام اسلامي
* عقل در اخلاق از نظرگاه غزالي و هيوم
ايران اتمي




كتاب « ايران اتمي » را كه گزارشي از پرونده فناوري هسته اي ايران است , توسط سيد عبدالمجيد اشكوري تاليف شده و انتشارات هماي غدير آن را در 254 صفحه منتشر كرده است . در فهرست اين كتاب شش فصلي , عناوين زير ديده ميشود : چيستي انرژي هسته اي , ضرورت دست يابي ايران به فناوري صلح آميز هسته اي , انرژي هسته اي و معاهدات بين المللي , ايران و انرژي هسته اي , تاريخچه فعاليت سازمان انرژي اتمي ايران , ايران و پروتكل الحاقي , طرح ايجاد حساسيت جهان عليه ايران , قطعنامه شوراي حكام , حوادث پس از امضاي بيانيه تهران و عناوين متعدد ديگر.
در صفحاتي از كتاب « ايران اتمي » چنين مي خوانيم :
آمريكايي ها نهايتا در سال 1381 به اسناد و مداركي دست يافتند كه گوياي فعاليت هاي ايران براي دسترسي به چرخه سوخت بود.
در واقع آمريكايي ها توانستند با توجه به عوامل زير , به اين موفقيت غرور آفرين نظام جمهوري اسلامي پي ببرند :
1 ـ تصاوير ماهواره اي كه آمريكايي ها از سايت هاي هسته اي ايران گرفته بودند.
2 ـ اطلاعاتي كه منافقين با جاسوسي جمع آوري و به آمريكايي ها داده بودند.
3 ـ اطلاعاتي كه بعضي از كشورهاي طرف معامله با ايران در اختيار غربي ها , آژانس و بويژه آمريكايي ها قرار داده بودند.
4 ـ اطلاعاتي كه اعضاي برخي از جريان هاي سياسي منعكس كرده بودند.
افشا اطلاعات پس از يك دوره 18 ـ17 ساله و پس از دستيابي ايران به فناوري هسته اي موجب گرديد , جمهوري اسلامي ايران رسيدن به اين فناوري را رسما در پاييز 1381 اعلام نمايد.
اعلام رسمي دستيابي به فناوري هسته اي موجي از تبليغات عليه كشور را به دنبال داشت و در سال 1382 آمريكايي ها فشار خود به ايران را افزايش دادند و شوراي حكام نيز با صدور قطعنامه شديد اللحن , خواستار توقف كليه فعاليت هاي هسته اي ايران و همچنين امضاي پروتكل الحاقي گرديد...
رهبر فرزانه انقلاب اسلامي , دستيابي ايران به فناوري هسته اي را از زاويه اعتقادي و ملي نگريسته و آن را امري واجب و وظيفه ملي مي داند كه مي تواند عامل نفوذ بخش ايران در جهان باشد. ايشان در اين خصوص مي فرمايند :
ملت ايران نيز مانند كشورهاي مختلف , در صدد است انرژي مورد نياز خود را از نيروگاه هسته اي تامين نمايد , چرا كه در غير اين صورت از قافله علم , باز هم عقب خواهد ماند. بنابراين , تلاش براي دستيابي به فناوري هسته اي و ديگر فناوري هايي كه ايران را به اوج قله علم نزديك كند , امري واجب و وظيفه ملي است و ملت و دولت ايران برخلاف خواست خائنيني كه اهداف آمريكا را دنبال مي كنند , با پايداري در برابر فشارهاي مراكز سلطه جهاني , اين هدف اساسي را دنبال خواهد كرد. »
« آمريكايي ها مي دانند كه اگر ايران اسلامي و ملت ايران بر قله رفيع اين فناوري بايستد , سخن حق او كه دعوت به استقلال و عزت و سرافرازي است , در افكار عمومي جهان , بويژه مسلمانان ـ نفوذ بيشتري خواهد يافت . »
رهبر معظم انقلاب ضمن تاكيد بر تلاش براي دستيابي به فناوري هسته اي به عنوان امري واجب و وظيفه ملي , بر ضرورت تفكيك بين فناوري هسته اي و سلاح هسته اي نيز همواره تاكيد ورزيده اند. لذا در اين باره ميفرمايند :
« جمهوري اسلامي و ملت ايران براساس منطق اسلام به دنبال بمب اتم نبوده و نيستند. »
« ايران اسلامي دنبال ساخت سلاح اتمي نبوده و نيست , چرا كه براي پيروزي بر دشمنان نيازي به اين گونه وسايل ندارد و همچون 25 سال گذشته با تكيه بر عزم و ايمان و آگاهي و اتحاد ملت , دشمنان ايران از جمله آمريكا را شكست خواهد داد... شوروي سابق با وجود برخورداري از سلاح هسته اي فروپاشيد و اكنون رژيم صهيونيستي با دارا بودن صدها كلاهك هسته اي در برابر فلسطيني هاي مومن و سنگ به دست , درمانده است , چرا كه سلاح اتمي در صحنه هاي عظيم و اساسي , پيروزي به دنبال نمي آورد. »
در پي موفقيت مسئولان نظام و پشت سرگذاشتن توطئه آمريكا , مقام معظم رهبري در جمع كارگزاران نظام با تبيين علل تصميم گيري جمهوري اسلامي در بيانيه تهران تاكيد كردند :
« آنچه اتفاق افتاد , كاري درست و تدبيري براي درهم شكستن توطئه آمريكا و صهيونيست ها بود و اگر طرف هاي گفتگو يا مراكز قدرت جهاني زياده خواهي كنند و مابه نقطه اي برسيم كه منافع كشور و ارزش هاي نظام بخواهد مورد خدشه قرار گيرد , بدون هيچ ترديدي اين روند را قطع خواهيم كرد. »
رضايت آمريكا از حاميان داخلي !
با مرور سخنان عضو برجسته حزب مشاركت از تريبون مجلس , در مي يابيم كه چرا آمريكائي ها تغيير و تحولات پس از دوم خرداد را نقطه عطفي در تاريخ روابط اين دو كشور تلقي كردند و با خرسندي تمام به استقبال آن رفتند و در حمايت از جريان هاي حامي آن , از هيچ اقدامي فروگذار نكردند. اين شادماني و خرسندي را به وضوح مي توان از سخنان « ريچارد كلمن » يكي از سياست مداران معروف آمريكا درك كرد :
« ظاهرا روزهاي تلخ سردرگمي ما با روي كار آمدن اصلاح طلبان سپري مي شود. اصلاح طلبان كه حتي توانستند كرسي هاي نمايندگي مجلس را كه دژ تسخير ناپذيري بود , فتح كنند. ما از اين پس بايد شاهد فروريختن ستون هاي اين نظام سركش و مهار نشدني باشيم . نظامي كه در يك قلم ايالات متحده آمريكا را با اين همه قدرت هسته اي و تكنولوژي به پشت ديواري از تحقير رانده است . من به همه مردم دنيا مي گويم : ما (به ايران ) باز خواهيم گشت . »
شبيه همين اظهارات توام با شادماني را در نطق « استانلي روم » معاون رئيس سازمان امنيت ملي آمريكا , مي بينم . وي در اين رابطه مي گويد :
« آنچه تاكنون همه تحركات ما را براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران با ناكامي مواجه ساخته است , اعتقاد مردم ايران به ولايت فقيه است , چرا كه ولايت فقيه براي ما و گنجينه هاي اطلاعاتي ما يك واژه بي تعريف است , به طوري كه ما به هيچ وجه نمي توانيم محل حضور و ظهور و حتي ميزان برد احكام ولي فقيه را پيش بيني كنيم (!) ما نااميد نيستيم , خوشبختانه احزاب و آدم هاي تازه نفس در ايران , در يك حركت جمعي با ظرافت و وسواس دارند اين خار را از چشم ما بيرون مي كشند(!) »
آمريكايي ها با توجه به دلايلي كه برخي از آنها در سخنان « ريچاردكلمن » و « استانلي روم » با صراحت تمام بيان شده , در حمايت از احزاب و شخصيت هاي مدعي اصلاح طلبي سنگ تمام گذاشتند...
جريان مذكور در ايران , تنها بخشي از فهرست بلندي است كه آمريكائي ها بدان پرداختند
با ورود چهره هايي همچون شيرزاد در مجلس شوراي اسلامي بود كه « گري سيك » مشاور سابق امنيت ملي و مامور مستقيم سازمان سيا , بلافاصله پس از بازگشت از ايران و ملاقات با برخي از مسئولان و روشنفكران داخلي , مصاحبه اي در آمريكا ترتيب داد و گفت :
« ... من چگونه خوشحالي خود را به شما نشان ندهم , در حالي كه در ايران , موج تازه اي بپا شده كه مصمم است طومار حكومت اسلامي را در هم بپيچد و حكومتي شبيه حكومت ايران در زمان شاه و عربستان سعودي را روي كار آورد. حكومتي بر دو پايه كه هر كس خواست آزاد باشد و هر كس خواست , آن قدر نماز بخواند و تسبيح بيندازد كه پوست انگشت و پيشاني اش ضخيم شود.
من در ايران روشنفكراني را ديدم كه اشارات ما را دنبال مي كنند. آنها ششلولي بالا برده اند تا هر كس را و هر چه را كه با ما ناسازگار است , هدف قرار دهند. »
وي آن آگاه كه مورد سئوال خبرنگاران قرار مي گيرد كه « مثلا چه چيز را هدف مي گيرند » مي گويد :
« مثلا حتي ولايت فقيه را كه من فكر مي كنم در صحراي طبس , تكنولوژي برتر ما را در اراده خود دفن كرد... »
آمريكا از طريق جاسوسي منافقين , تصاوير ماهواره اي و اطلاعاتي كه اعضاي برخي جريان هاي سياسي داخلي براي دشمنان منعكس كردند , توانست درباره فعاليت هاي هسته اي ايران به اطلاعات دست يابد.
ريچارد كلمن سياستمدار معروف آمريكا : جمهوري اسلامي ايران , ايالات متحده را با اين همه قدرت هسته اي و تكنولوژي , پشت ديواري از تحقير رانده است .

كلام اسلامي




كتاب پنج جلدي « آشنايي با برخي مباحث در كلام اسلامي » را سيدمجتبي برهاني تاليف كرده و انتشارات بيت الاحزان آن را در پنج جلد در قم منتشر نموده است .
مباحث علم كلام در زمينه اصول دين و اعتقادات جايگاه والايي دارد و بر هر مسلماني فرض است كه در مورد اعتقادات ديني خود و تحكيم آن ها آگاهي لازم داشته باشد. در بخشي از صفحات مقدماتي كتاب مذكور مي خوانيم :
استاد عبدالمحسن مشكوه الديني در مقدمه « تمهيد الاصول » مي گويد : علم كلام , گفتگو از عقايد ديني و اثبات آن از مفاهيم اوليه مورد قبول خردمندان بر طبق اصول منطقي و بر پايه افكار درست و گاهي جدلي مي باشد. اين علم براي جلوگيري از پوشيده كاري ها و خرده گيري مخالفان دين اسلام به وجود آمد.
محقق سبزواري در حاشيه منظومه مي گويد : متصديان شناسايي حقايق موجودات , طوايفي مي باشند; گروهي تحقيق حقايق را منحصر دانند به فكر و گروهي به رياضت و كشف . دسته دوم عرفا و صوفيه مي باشند. دسته اول يا مقيدند كه موافق با شرع باشد كه اياشن « متكلمين اسلامي » هستند , يا به موافقت انبيا و شرايع مقيد نيستند كه ايشان فلاسفه مشا مي باشند. و دسته اي كه جمع بين رياضت و برهان كرده اند , حكماي اشراقند.
تفتازاني در كتاب « شرح عقايد » مي گويد : علم به احكام فرعي يعني احكام عملي , « علم شرايع و احكام » , و علم به احكام اصلي يعني اعتقادي , « علم توحيد و صفات » خوانده مي شود , كه اين علمي است كه شخص با داشتن آن بر اثبات عقايد ديني براي ديگران از طريق طرح ادله و پاسخگويي به شبهات توان و اقتدار مي يابد.
تهانوي در « كشاف اصطلاحات الفنون » مي گويد : علم كلام , كه اصول دين نيز ناميده مي شود و ابوحنيفه آن را فقه اكبر ناميده , « علم نظر و استدلال » و همچنين « علم توحيد و صفات » ناميده مي شود.
ايجي در كتاب « المواقف » مي گويد : علم كلام , علمي است كه به وسيله آن مي توان با ايراد دلائل و رفع شبهات , عقايد ديني را اثبات نمود و با اقامه براهين قاطع و روشن , خصم را الزام داد.
اين خلدون در « مقدمه » علم كلام را چنين تعريف كرده است : كلام علمي است كه به وسيله ادله عقلي , عقايد ايماني و ديني را اثبات مي كند و دليل گروهي از پيشينيان را كه در اعتقادات خويش راه خطا پيموده اند رد مي كند.
استاد شهيد مرتضي مطهري (قدس سره ) مي گويد : يكي از علوم اسلامي علم كلام است . علم كلام علمي است كه درباره عقايد اسلامي يعني آنچه از نظر اسلام بايد بدان معتقد بود و ايمان داشت , بحث مي كند , به اين نحو كه آنها را توضيح مي دهد و درباره آنها استدلال مي كند و از آنها دفاع مي نمايد. سپس براي توضيح اين تعريف مي گويد : علماي اسلامي مي گويند مجموع تعليمات اسلامي سه بخش است :
1 ـ بخش عقايد : يعني مسائل و معارف يكه بايد آنها را شناخت و بدانها معتقد بود و ايمان آورد مانند مساله توحيد , صفات ذات باري تعالي , نبوت عامه و خاصه و برخي مسائل ديگر , و البته فرق اسلامي در اينكه چه چيزهايي از اصول دين است و لازم است به آنها ايمان و اعتقاد داشت تا حدودي اختلاف نظر دارند.
2 ـ بخش اخلاق : يعني مسائل و دستورهايي كه درباره چگونه بودن انسان از نظر صفات روحي و خصلتهاي معنوي است ; از قبيل : عدالت , تقوا , شجاعت , عفت , حكمت , استقامت , وفا , صداقت . امانت و غيره .
3 ـ بخش احكام : يعني مسائل مربوط به كار و عمل كه چه كارهايي و چگونه بايد انجام شود; از قبيل : نماز , روزه , حج , جهاد , امربه معروف و نهي ازمنكر , بيع , اجاره , نكاح , طلاق , تقسيم ارث و غيره .
علمي كه متصدي بخش اول است « علم كلام » است و علمي كه عهده دار بخش دوم است « علم اخلاق » ناميده مي شود و علمي كه بخش سوم را بر ذمه دارد « علم فقه » نام گرفته است .
در اين تقسيم آنچه مقسم واقع شده است « تعليمات اسلامي » است . يعني چيزهايي كه جز متن اسلام است , نه « علوم اسلامي » كه اموري را هم , كه مقدمه اي است بر تحقيق درباره تعليمات اسلامي , شامل مي گردد , مانند ادبيات , منطق و احيانا فلسفه .
ثانيا در اين تقسيم ارتباط تعليمات اسلامي با « انسان » مورد توجه قرار گرفته است . چيزهايي كه مربوط است به عقل و انديشه انسان « عقايد » خوانده شده است ; چيزهايي كه مربوط است به خلق و خوي انسان « اخلاق » و نيز چيزهايي كه مربوط است به عمل و كار انسان « فقه » نام گرفته است . به هر حال علم كلام , علم عقايد اسلامي است كه در گذشته به آن « علم اصول دين » يا « علم توحيد و صفات » نيز مي گفته اند.

عقل در اخلاق از نظرگاه غزالي و هيوم




كتاب « عقل در اخلاق از نظرگاه غزالي و هيوم » را حسينعلي شيدان شيد تاليف كرده و پژوهشكده حوزه و دانشگاه آن را در 348 صفحه منتشر نموده است كتاب مذكور از سه بخش و هر بخش نيز از فصول متعدد تشكيل يافته است . عناوين بخش ها و برخي فصول و مطالب كتاب حاضر چنين مي باشد : غزالي و عقل و اخلاق , شيوه هاي كسب معرفت , لزوم جمع ميان عقل و شرع , عقل و وحي و شهود در اخلاق , طبقه بندي علوم و جايگاه اخلاق , نظام اخلاقي غزالي , جايگاه فضايل فلسفي در نظام اخلاقي غزالي , موضع رسمي غزالي درباره سهم عقل در اخلاق , هيوم و عقل و اخلاق , علم طبيعت انساني , آشفتگي علوم رايج , لزوم پرداختن به طبيعت انساني , طبيعت گرايي هيوم , تاثيرها چسن بر هيوم در مخالفت با عقل گرايي , نگاهي به نظام اخلاقي هيوم , تصورات احكام اخلاقي , هيوم و عقل عملي , غزالي و هيوم , تاثيرانگيزشي عقل در اخلاق , و عناوين متعدد ديگر. در بخشي از مقدمه كتاب « عقل در اخلاق از نظر غزالي و هيوم » چنين مي خوانيم :
در اخلاق , چه در ناحيه شناسايي احكام و فضايل اخلاقي و چه در ناحيه عمل كردن به آن احكام , اموري چند ممكن است تاثير داشته باشد , ازجمله : عواطف و احساسات , عقل و استدلال عقلي , وجدان اخلاقي , فهم متعارف , و مانند آن . يعني هر يك از اين عوامل ممكن است ـ دست كم در نگاه نخست ـ در معرفت ما نسبت به اخلاقيات , يا در برانگيخته شدن ما براي انجام دادن افعال اخلاقي موثر و سهيم باشد.
در ميان اين امور , شايد آنچه , به ويژه از ديدگاه فلسفي . بيش از همه اهميت دارد , تاثير عقل ـ چه نظري و چه عملي ـ در اخلاقي , و جايگاه تعقل در امور و مسايل اخلاقي باشد. به تعبيري ديگر , بررسي ارتباط عقل و اخلاق از مباحث گريزناپذير فلسفي در زمينه اخلاق است .
در اين نوشته , اين مساله را كه « عقل تا چه حد در اخلاق موثر تواند بود » بر نظام فلسفي و اخلاقي دو تن از متفكران يكي اسلامي و ديگري غربي عرضه مي كنيم و مي كوشيم تا پاسخ هر كدام را به اين مساله مهم به دست آوريم . اين دو يكي ابوحامد محمد بن محمد بن محمد بن احمد غزالي طوسي (450 ـ505 هـ) مشهور به امام محمد غزالي , عالم اخلاق و متكلم و فيلسوف مسلمان است كه نظام اخلاقي يي خاص خود دارد و اخلاق ديني او را بسياري ـ كمابيش ـ به ديده قبول نگريسته و از آن تاثير پذيرفته اند; و ديگري ديويد هيوم (1711 ـ1776 ) فيلسوف تجربي مشرب و مورخ انگليسي , كه در اخلاق تدقيقات فراوان كرده و از تاثيرگذارترين فلسفه غرب در دوره فلسفه جديد بوده است .
غزالي و هيوم هر دو به اينكه سهم عقل را در دست يافتن به احكام اخلاقي , و به طور كلي در شناخت همه امور , به لااقل آن فروكاسته اند شهره اند : مبارزه بي امان غزالي با فلسفه مشا و نفي استقلال عقل در احاطه يافتن به بسياري از مسايل از يك سو , و انكار حسن و قبح ذاتي و عقلي ـ به اقتضاي اشعري بودن او ـ از سوي ديگر , از غزالي چهره اي نسبتا عقل ستيز به دست داده است . چنانكه مخالفت شديد هيوم با عقلگرايان , و نيز اينكه اخلاق را يكسره به عواطف و احساسات ارجاع مي دهد و عقل را صرفا برده احساسات مي خواند سبب شده است كه هيوم در شمار منكران توانمندي عقل , به ويژه در اخلاق , درآيد , و بلكه او را « مشهورترين فيلسوف مخالف عقلگرايي در زمينه اخلاق » بخوانند.
از اين رو , اگر اينان به سهمي براي عقل در اخلاق اعتراف كرده باشند , يا قلمروي از آن عقل از هجوم مخالفتهاي آنان در امان مانده باشد , يا تيغ استدلالاتشان نتوانسته باشد برخي از رشته هاي ميان اخلاق و عقل را از هم بگسلد , يا لازمه برخي از آرا و مواضع ديگرشان قبول سهم و تاثيري براي عقل در اين زمينه باشد , در آن صورت آنچه در نهايت به دست مي آيد درخور اعتناي فراوان خواهد بود. بنابراين . شايد اگر به جاي اين دو تن به بررسي ديدگاه كساني مي پرداختيم كه نظري مساعدتر نسبت به تاثير عقل در اخلاق داشته اند , حاصل كار اين مايه اهميت را نمي داشت .
غزالي دست عقل را از رسيدن به احكام اخلاقي كوتاه مي بيند. علم اخلاق فلاسفه (خلقيات ) را هم كه مي پسندد , مي گويد : فيلسوفان اين تعاليم را از صوفيان (اهل دل ) اخذ كرده اند. وي حسن و قبح را از اوصاف ذاتي و نفس الامري اشيا نمي داند , بلكه مي گويد اين دو از اوصاف اضافي افعالند (نفي حسن و قبح ذاتي ).