بسم الله الرحمن الرحيم
56 سال از عمر حكومت غير قانوني و غاصب صهيونيستي مي گذرد . اگر طي
اين مدت حكومت نامشروع اسرائيل نتوانسته است امنيت و آرامش داخلي خود
را بدست آورد بخاطر تداوم مقاومت صاحبان اصلي سرزمين فلسطين يعني ملت
مسلمان اين سرزمين بوده و اگر عليرغم اين مقاومت مستمر , صهيونيستها
توانسته اند موجوديت خود را در فلسطين تثبيت كنند بخاطر بي تفاوتي و يا
روحيه سازشكارانه دولتهائي است كه در منطقه خاورميانه با سكوت خود زمينه
شكل گيري و رشد اين غده سرطاني را در قلب دنياي اسلام فراهم ساختند.
به عبارت ديگر اگر دولتهاي حاكم بر كشورهاي اسلامي مانند ملت فلسطين
و يا لااقل مانند ملتهاي خويش , از صهيونيسم بيزاري مي جستند و در برابر
جنايات و توسعه طلبي ارضي آنها سكوت نمي كردند , امروز ما شاهد بقا و دوام
اين جرثومه فاسد در سرزمين مقدسي كه به آنان تعلق ندارد , نبوديم .
صرفنظر از چند مقطعي كه شاهد جنگهاي دوره اي ميان دولتهاي اسلامي و
اسرائيل بوديم , اصولا موضع دولتهاي خاورميانه نسبت به پديده صهيونيسم و
اسرائيل , از دو وضعيت زير فراتر نرفته است .
الف : دسته اي از دولتها داراي روابط پنهان و آشكار با اسرائيل غاصب
بوده اند و حتي با گرايشهاي ضد صهيونيستي ملتهاي خويش مقابله كرده اند.
ب : دسته ديگري از كشورها داراي مواضع ضد صهيونيستي بوده ولي اين
مواضع هيچگاه از مرحله تبليغات فراتر نرفته و به ميدان عمل نرسيده است .
حتي سازمان كنفرانس اسلامي نيز كه در سال 1348 با يك انگيزه ضد
صهيونيستي شكل گرفت طي عمر 35 ساله خود هيچگاه نتوانسته است منشا
خدمتي به ملت زجر كشيده ومظلوم فلسطين شود.بخش اعظم اعضاي اين
سازمان را دولتهائي تشكيل ميدهند كه يا با اسرائيل و يا با آمريكا به عنوان
مهمترين متحد راهبردي اسرائيل غاصب , رابطه سياسي دارند. اينگونه كشورها
با داشتن چنين روابطي كه ناقض انگيزه هاي اوليه تاسيس سازمان كنفرانس
اسلامي است هيچگاه نمي توانند به مصوباتي گردن نهند كه محتواي آن نفي
اسرائيل و نفي آمريكا و تحريم اين گونه حكومتهاي جنايت پيشه باشد.
آمريكا و اسرائيل نيز دقيقا بخاطر شناختي كه از روحيه اكثر دولتهاي حاكم
بر كشورهاي اسلامي دارند , براحتي توانسته اند موجوديت نژادپرستانه رژيم
تروريست و نامشروع صهيونيستي را در سرزميني كه اولين قبله گاه مسلمين
جهان محسوب مي شود برقرار سازند.
رژيم صهيونيستي در اين سالها از همه گونه حمايتهاي مالي , نظامي ,
سياسي و اقتصادي آمريكا برخوردار بوده است . اين حمايتها كه در بردارنده
توهين به افكار عمومي ملتهاي مسلمان و دولتهاي حاكم بر كشورهاي اسلامي
است , همچنان ادامه دارد. حتي ميزان كمكهاي آمريكا به متحدان عرب مورد
اعتماد آن كشور از جمله مصر , اردن , تركيه و... هيچگاه همپاي كمكهاي
واشنگتن به تل آويو نبوده است . به قول « فهمي هويدي » نويسنده برجسته
مصري « بدترين توهين آن است كه آمريكائيها هر بار كمكي نقدي در اختيار ما
قرار داده اند چندين برابر آن را بلافاصله در اختيار اسرائيل
گذارده اند. »
نقطه اوج توهين آمريكائيها به كشورهاي اسلامي اعم از دولتها وملتها ,
بخصوص به افكار عمومي ملت فلسطين رفتار آنان در قبال اسرائيل پس از حادثه
20 شهريور سال 1380 آمريكاست . در پي اين حادثه مرموز , آمريكائيها و
صهيونيستها در يك جبهه واحد , هركس و هر حزب و گروه و هردولتي را كه
حاضر به قبول سلطه و زياده طلبي آنان نبود متهم به حمايت از تروريسم كردند و
جبهه اي را عليه آن گشودند. در چهارچوب اين تفكر , تمامي گروههاي اسلامي
در فلسطين و ساير كشورهاي اسلامي « تروريست » خوانده شدند و مورد تعرض
قرار گرفتند.
رفتار آمريكائيها و صهيونيستها در قبال دنياي اسلام طي سه سال اخير به
حدي زننده و وهن آلود بود كه حتي رژيمهاي عرب متحد آمريكا را نيز در منطقه
به واكنش واداشت . تشديد مبارزه عليه گروههاي اسلامي در فلسطين , افزايش
مداخله آمريكا در امور داخلي كشورهاي خاورميانه به بهانه واداشتن دولتها به
مبارزه با گروههاي باصطلاح تروريستي , فشار بر دولتهاي منطقه براي انجام
آنچه « اصلاحات » خوانده شده و موارد ديگر , هر يك رويدادهائي بودند كه در
اين سالها با واكنش و عكس العمل دولتهاي اسلامي در برابر آمريكا و اسرائيل
مواجه گرديده است .
با اين حال صحنه تحولات فلسطين زشت ترين مظهر اتحاد اسرائيل و آمريكا
در برابر افكار و اراده فلسطينيان بوده است . بدين معني كه آمريكائيها در اين
سالها از هرجنايت صهيونيستها عليه ملت فلسطين بدون كمترين مطالعه اي
راجع به چگونگي حادثه , حمايتي بي قيد و شرط داشته و در اين حمايت بهائي
براي افكار عمومي كشورهاي اسلامي قائل نبوده اند.
از اين رو بايد تصريح كرد كه دولتهاي اسلامي بويژه دولتهاي منطقه
خاورميانه بخاطر كوتاهي در دفاع از حقوق و كيان ملت مظلوم فلسطين و بخاطر
سهل انگاري در برابر روند ستم تاريخي صهيونيسم عليه جان ومال و نواميس
سه نسل از اين ملت مسئول هستند و بايد در برابر وجدان عمومي نسل هاي فعلي
و آينده كشورهاي خويش پاسخگو باشند.
روز جهاني قدس فقط روز فرياد عليه اسرائيل نيست , بلكه در اين روز
ملتهاي مسلمان جهان عليه تمامي مظاهر صهيونيسم و گرايشهاي صهيونيستي
در هر جا كه كمترين تمايلي به سمت اين پديده منحوس استعماري و استكباري
وجود دارد , فرياد سر خواهند داد.
الاهرام ـ 1382,7,12

|