90 عكس از عكاسان ايراني و خارجي در خانه عكاسان
هشتادمين نمايشگاه از سري نمايشگاه هاي « خانه عكاسان
ايران » وابسته به حوزه هنري با به نمايش گذاشتن نزديك به
90 عكس از عكاسان ايراني و خارجي از 6 آبان تا 5 آذر ماه در
محل نمايشگاه هاي دوره اي خانه عكاسان ايران بر پا شده
است .
اين آثار در 3 تالار اين نمايشگاه ارائه خواهد شد , در تالار
شماره يك بيش از 50 عكس از آثار « داريوش محمدخاني » با
عنوان « كيانا » اسطوره اي در آيين ايران باستان با چهار عنوان
« آب , باد , خاك و آتش » به نمايش گذاشته شده است در تالار
شماره 2 نيز 25 عكس از آثار « سكينه جهانگيرپوري » با عنوان
« سنگ » كه پايان نامه دانشجويي وي است به نمايش گذاشته
شده است . در تالار شماره 3 كه به نمايش آثار عكاسان
خارجي اختصاص دارد , آثار « هورست هامان »
) كه در عكس هايش نگاهي به معماري Horst Hamamm (
شهر نيويورك را دارد به نمايش درآمده است .
آثار اين نمايشگاه , همزمان با برپايي نمايشگاه از طريق
قابل رويت خواهد بود . WWW.Iranipc.com آدرس اينترنتي
فراخوان چهارمين دو سالانه حجم سازي معاصر تهران
انجمن هنرمندان مجسمه ساز ايران با همكاري مركز
هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همراهي
فرهنگستان هنر ايران چهارمين دوسالانه مجسمه سازي معاصر
تهران را در بهار سال 1384 برگزار مي كنند .
بنا به گزارش روابط عمومي موزه هنرهاي معاصر تهران :
اين دو سالانه با هدف گسترش كمي و كيفي مجسمه سازي در
ايران , ايجاد فضاي رقابتي و بسترسازي براي كشف و بروز
استعدادها و گسترش زبان هنر معاصر و گشودن چشم اندازهاي
نوين در بين هنرمندان و جامعه ايران برگزار مي شود.
بنا بر همين گزارش : چهارمين دوسالانه مجسمه سازي
معاصر تهران به كليه شيوه هاي بياني مجسمه سازي معاصر
توجه داشته و هيچگونه محدوديتي در زمينه ارائه شيوه ها ,
ايده هاو به كارگيري مواد و تكنيك قائل نمي باشد. اين دو
سالانه به كيفيت ساختاري وتوانمندي هاي بياني و تكنيكي ,
سوابق و فعاليت ها و حضور هنرمندان در فضاي هنر معاصر ,
نگرش پويا و معاصر هنرمندان به سنت هاي فرهنگي و هنري
گذشته سرزمين ايران توجه دارد.
دو سالانه مجسمه سازي تهران فاقد بخش خارج از
مسابقه و مدعو مي باشد. هنرمندان داوطلب مي توانند حداكثر
تا تاريخ 83,8,25 فرم شركت در دو سالانه را از دبيرخانه
چهارمين دوسالانه مجسمه سازي معاصر تهران واقع در
ميدان فلسطين , شماره 189 , طبقه چهارم دريافت و براي
كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 6952122 تماس حاصل
نمايند.
نمايش داستانهاي قرآني توسط گروه ميثاق , در بخش جوان
بخش جوان دوازدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم ,
در كنار طرحهاي نوين آموزشي و مخاطب پذيري طرح نمايش
داستانهاي قرآني را نيز در دست اجرا دارد.
دو نمايش « يوسف گم گشته » و « نوح » هر شب از ساعت
هشت تا ده شب در محل بخش جوان نمايشگاه اجرا مي شود.
گروه تئاتر « ميثاق » چند سالي است با به تصوير كشيدن
مفاهيم , قصص و حكم قرآن كريم در قالب نمايش , فعاليت
خود را در اين زمينه متمركز كرده است . اعضاي اين گروه
همگي از دانشجويان رشته علوم قرآن و حديث هستند و
براساس تحقيق و مطالعه داستانهاي قرآني را استخراج نموده
و آن را به صورت نمايشنامه درآورده و به اجرا مي گذارند.
كميته جوان نمايشگاه با هدف انتقال روزآمد پيامها و
مفاهيم قرآني و رويكرد هر چه بيشتر جوانان به مضامين قرآني
از طريق هنرهاي نمايشي , اقدام به اجراي اين نمايش ها نموده
است . شايان ذكر است گروه ميثاق از افتتاح نمايشگاه دوازدهم
دوبار در بخش جوان اقدام به برپايي نمايشگاه كرد كه با
استقبال خوب بازديد كنندگان مواجه بوده است .
دومين جشنواره مسابقات اينترنتي قرآن كريم در بخش جوان
دومين جشنواره ملي مسابقات اينترنتي قرآن كريم در
بخش جوان دوازدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم شامل
شش مسابقه طراحي انيميشن , طراحي و بلاگ قرآني , داستان
نويسي قرآني و در مسابقه كتبي با عناوين , معني و مفاهيم قرآن
كريم و تصوير شناسي مي باشد.
اولين جشنواره مسابقات اينترنتي بخش جوان سال گذشته
در نمايشگاه يازدهم با دو مسابقه برگزار شد.
علاقمندان به شركت در اين مسابقه در هر شرايط سني
مي توانند با مراجعه به بخش جوان يا ورود به سايت
WWW.Quran festival.com و WWW.motoghi.com
دراين مسابقه شركت نمايند.
موضوع مسابقات اين جشنواره قرآن و مهدويت با نام
قرآن و انتظار است .
آخرين مهلت شركت در دومين جشنواره ملي مسابقات
اينترنتي هفده آبان مي باشد و مراسم اهدا جوايز در بيست و
ششم ماه رمضان همزمان با افتتاحيه نمايشگاه در بخش جوان
برگزار خواهد شد.
قانون كپي رايت فيلم هاي ايراني در امارات
پخش فيلم هاي ايراني به صورت غير قانوني از شبكه هاي
فيلم ها به دليل فقدان CD ماهواره اي و يا فروش غير مجاز
قانون كپي رايت در ايران همواره براي توليد كنندگان اين گونه
آثار مسئله ساز بوده است .
استفاده از حق قانوني كپي رايت مي تواند اينگونه سو
استفاده از آثار را با پيگرد قانوني مواجه سازد.
اتحاديه تهيه كنندگان در صدد است با اجراي قانون كپي
رايت در امارات براي 80 فيلم ايراني قدم نخست را در اين
زمينه بردارد.
غلامرضا موسوي سخنگوي اتحاديه تهيه كنندگان در اين
زمينه اظهار داشته كه قانون كپي رايت ثبت شده در امارات
قابل پيگيري در تمامي كشورهايي است كه اين قانون در آن
وجود دارد. وي همچنين اظهار اميدواري كرده كه پس از اين
80 فيلم اين اقدام در مورد ساير فيلم ها نيز انجام شود .

يادداشت
صدا و سينما; له يا عليه تئاتر
|
امين قره لر
صدا و سيما رسانه اي ملي , فراگير و تاثيرگذار است و به تعبير حضرت
امام (ره ) دانشگاه جامعه است . در اين دانشگاه رشته هاي گوناگون و متنوع
تدريس مي شود و هر كس بنا به دانش , ذوق و علاقه اش مايل است تا از اين
دروس و برنامه ها سود ببرد. بنابراين همانگونه كه انتخاب تركيب استادان
يك دانشكده و يا يك رشته تحصيلي براي برنامه ريزي هاي دانشگاه بسيار
حياتي و پراهميت است , انتخاب برنامه سازان , مجريان , روش ارائه برنامه ها
و...نير خطير و پراهميت است .
اين مقدمه كوتاه از اين جهت آورده شد كه بدانيم اهميت دادن صدا
(راديو) و سيما (تلويزيون ) به يك پديده و يا جريان و برنامه سازي در
خصوص آن مي تواند آن پديده يا جريان را حمايت يا محو كند.
يكي از برنامه هاي نسبتا پرطرفدار شبكه فرهنگ راديو , برنامه جمعه ها با
تئاتر است كه روزهاي جمعه از ساعت 8 تا 12 پخش مي شود و متاسفانه
قرار است از زمان اين برنامه كاسته شده و بين ساعت 10 تا 12 همين روز
پخش شود. در واقع قرار است مدت پخش اين برنامه كاهش يابد.
نگارنده دليل اين كاهش را درست نمي داند. شايد برنامه ريزي هاي
خاصي وجود دارد كه ناچار از كم كردن ساعت برنامه ها و از جمله اين برنامه
است . اما نكته اينجاست كه تنها برنامه ويژه تئاتر كه به شكلي كاملا
تخصصي , متنوع و تاثيرگذار در كل صدا و سيما پخش مي شود , همين برنامه
جمعه ها با تئاتر است .
بنابر اين نكته مورد تاكيد اين يادداشت صرفا كم شدن ساعات برنامه
جمعه ها با تئاتر نيست , بلكه بي توجهي فراگيري است كه نسبت به تئاتر در
رسانه هاي ملي مي شود. در حاليكه مي دانيم بسياري از نويسندگان , بازيگران
و عوامل صحنه عموم برنامه ها , سريال ها و... هنرمندان تجربي و
تحصيلكردگان تئاتر هستند. تلويزيون و راديو از تئاتر سود مي برند , اما
نسبت به خود تئاتر , تبليغ و گسترش آن كم توجه وبي اعتنايند و يك برنامه
كه مختص اين هنر است و به شكلي ويژه به آن مي پردازد بدين گونه تضعيف
مي شود.
اكنون كه رشته تئاتر به لحاظ آكادميك گسترش چشمگيري يافته و بنا به
گفته يكي از كارشناسان , فقط در حيطه دانشگاه هاي رسمي و دولتي سالانه
حدود هزار نفر در اين رشته پذيرفته شده و در همين حدود فارغ التحصيل
مي شوند , صدا و سيما بايد به معرفي درست و مفصل اين هنر در قالب
برنامه هاي متعدد و متنوع همت گمارد , نه آنكه از همين حجم ناچيز نيز كم
كند. تلويزيون و راديو بايد رابطه دوستانه تري با تئاتر برقرار كنند و اين هنر
را كه به حمايت كامل دولت نياز دارد , از ياد نبرند. قطعاة اگر تئاتر تضعيف
شود , يعني تعداد هنرمنداني كه به واسطه اين هنر مي آموزند كه بازي كنند ,
بنويسند , كارگرداني كنند و... نيز راه به تلويزيون نيافته و صدا و سيما از اين
نيروها و استعدادها بي بهره مي شود.

|
گشت و گذاري در سينماي رو به امحا
|
الهام بهرامي
نگاهي به فيلمهاي اشك سرما , لاك پشت ها هم
پرواز مي كنند , بيل رابكش
اشاره
سينماي ايران , اين روزها اصلا حال و روز خوبي ندارد. گو اينكه برخي
اوقات شوك هايي به آن وارد مي شود و با به اكران درآمدن بعضي آثار (عموما
كميك ) رنگ و روي تازه و كوتاه مدتي مي گيرد. اما آنچه پايدار است , بي
رونقي گيشه ها و صندلي هاي خالي بسيار است كه حتي همان چند تماشاگر
معدود حاضر در سالن را نيز غصه دار مي كند. آنچه در زير مي خوانيد اشاره
به چند فيلم و چند سينماي پايتخت است و نكاتي كه شايد به مسوولان
يادآور مي كند كه مراقب اين بيمار رو به احتضار باشند.
سكانس اول ; لاك پشت ها هم پرواز مي كنند.
« بهمن قبادي » فيلمساز خودساخته اي است كه فعاليتش را در عرصه
سينما , از فيلم هاي كوتاه سينماي جوان آغاز كرد است . قبادي با تمام وجود
و احساسش فيلم مي سازد و به آنچه مي سازد , علاقه و اعتقاد دارد. قبادي
محجوب و كم ادعاست و لبخندي هميشگي بر چهره دارد. اما اين لبخند
هميشگي و اين چهره آرام و دوست داشتني , هنگامي كه مي خواهد از جنگ
و كودكان آسيب ديده از آن تصوير بسازد , نمي تواند تلخي ها و معايب را به
طور كامل پنهان كند. لبخندش تبديل به طنزي مي شود كه در سراسر اثرش
جاري است و در « لاك پشت هالله » هم اين طنز به ياري او و تماشاگران آمده
كه تلخي هاي تكان دهده را تحمل كنند.
آنچه آخرين اثر قبادي را تبديل به فيلمي قابل تامل و بحث برانگيز كرده
است , تنها به يك مورد خاص مربوط نمي شود. قبادي در وهله اول براي
تماشاگران خود قصه اي با همه ويژگيهاي آن تعريف كرده است . بنابراين
اثري كه ساخته بر پايه روابط علي محكمي بنا شده است .
ديگر اينكه به عنوان كارگرداني مسلط بر ابزار , زوايايي را براي به تصوير
كشيدن رويدادهاي اثرش برگزيده كه در كليت اثر , تماشاگر را با خود همراه و
متاثر مي كند.
ويژگي ديگر « لاك پشت هالله » بازي هاي پذيرفتني و روان كودكان و
نوجوانان است . در واقع « محور » اساسي اين فيلم در حيطه بازيگري
نوجواني معروف به ستلايت (ماهواره ) و خواهر و برادري هستند كه خواهر
بچه اي ناخواسته دارد و برادر دو دستش را از دست داده اما قدرت پيشگويي
خارق العاده اي پيدا كرده است .
اين سه بازيگر كاملا موفق و تاثيرگذار , چرخ داستان را مي چرخانند و
بعضا كودكان ديگر نيز به ياري آنها مي آيند. جالب اينكه حتي بازيگر حدودا
چهار ساله فيلم نيز , توانسته در روند داستان , نقشي غير قابل انكار داشته
باشد.
با اين توضيحات , قبادي اثري يكپارچه و مطلوب ساخته است و به حق
نامزد حضور در مرحله « انتخاب جايزه اسكار » نيز شده است .
و دست آخر اينكه قبادي , قوت اثرش را از قصه هاي عاشقانه بي رمق ,
بازيگران به اصطلاح ستاره خوش چشم و ابرو و به كار بردن احساسات و
غرايز تماشاگر پسند , كسب نكرده است و نخواسته است تا در طول اثر به
تماشاگر خود دروغ بگويد و او را اغوا كند
ث تكمله
« لاك پشت ها هم پرواز مي كنند » در سينما سپيده به نمايش درآمده
است . سينما سپيده در حال حاضر يكي از سينماهاي مطلوب پايتخت است .
از امكانات نسبتا خوبي برخوردار است و فضايي كاملا فرهنگي دارد. از نظر
موقعيت جغرافيايي نيز بين دو دانشگاهي واقع شده كه در آنها رشته هاي
هنري و از جمله تئاتر تدريس مي شود. روزي هم كه نگارنده به تماشاي اين
فيلم رفت , پنج شنبه بود. اما متاسفانه , تعداد تماشاگران فيلم به سختي به
سي نفر مي رسيد!
سكانس دوم ; اشك سرما
« در منطقه اي مين گذاري شده در كردستان , جنگي مخفي بين سربازان
محافظ منطقه و برخي كردهاي معاند وجود دارد. كردها مين گذاري مي كنند
و سربازها مين ها را خنثي مي كنند و در اين ميان , سربازها هستند كه بر اثر
غفلت , ناگهان روي مين رفته و كشته مي شوند. كاوه كياني سربازي است كه
تبحر خاصي در كشف و خنثي كردن مين دارد. حضور او در منطقه سبب
مي شود مين ها سريعتر شناسايي شوند و مين گذارها عصباني . آشنايي كاوه با
روناك كه دختري چوپان و در حقيقت جاسوس كردهاست , عواطفي را
مي سازد كه با موقعيت روناك و كاوه سازگاري ندارد. كردها از روناك
مي خواهند كه كاوه را به دام آنها كشانده تا معدومش كنند و فرمانده كاوه از
او مي خواهد كه با كردها و از جمله روناك ارتباطي نداشته باشد و آنها را
كاملا دشمن بداند.
سرانجام در روزهايي طوفاني , كاوه و روناك در غاري كه محل
جاسوسي روناك است به يكديگر مي رسند. در برابر شرايط مي ايستند و با
فروكش كردن طوفان با شناختي تازه از خود و موقعيتشان به استقبال بهار
مي روند و در آغازين روزهاي سال نو ابتدا كاوه و سپس روناك روي مين
رفته و كشته مي شوند »
« عزيز اله حميدنژاد » كارگردان « اشك سرما » از فيلمسازان علاقمند به
مقوله جنگ و دفاع مقدس است . او در آثار قبلي اش نيز ثابت كرده كه هم با
قصه تعريف كردن آشناست و هم با تصوير كردن قصه , اما در آخرين اثرش
(اشك سرما) خيلي ديرتر از آنچه انتظار مي رود , به شروع قصه اصلي اش
مي رسد. در واقع , بخش عمده اي از فيلم به شناساندن موقعيت , شخصيت ,
ارتباط اشخاص و... در نهايت بسترسازي براي چالش اصلي مي گذرد. و
جالب تر اينكه فيلمساز براي پايان بخشيدن به اثر نيز گويي عجله اي ندارد و
در عين حال كه مشخص است , پايان عشق پاك و بي شائبه روناك و كاوه
نافرجام است , اما كارگردان , اين نافرجامي را به تاخير مي اندازد.
از نكات قوي اثر به جز قصه پردازي و شخصيت پردازي معقول و
پذيرفتني اش , بازي هاي قوي و تاثيرگذار پارسا پيروزفر (كاوه كياني ) و گل
شيفته فراهاني (روناك ) است . اتفاقا در اين اثر نيز فيلمساز به سوي
جذابيت هاي كاذب نرفته و فيلمي سالم را در معرض ديد تماشاگر قرار داده
است . هر چند در نهايت از قصه اي تكراري سود برده است .
ث تكمله
يكي از سينماهاي نمايش دهنده « اشك سرما » سينما عصر جديد است .
در سالني كه بيش از همه شبيه اتاقك يك اتوبوس يا نهايتا يك هواپيماي
ساخت حدود 30 سال پيش است .
سينماي عصر جديد روزي , روزگاري يكي از سينماهايي بود كه افراد
جدي , فيلم دوست و سينماروهاي حرفه اي علاقه زيادي به تماشاي فيلم در
آن داشتند. اما اكنون از اين قشر , خبري نيست . يا اينكه در لابلاي ديگر
اقشار محو شده اند. سالن نمايش دهنده اشك سرما هم علي رغم كوچك
بودنش , پر نشد , ناگفته نماند كه اين سينما نيز در نزديكي دانشگاه تهران و
در منطقه اي كاملا فرهنگي قرار گرفته است .
سكانس سوم ; بيل را بكش !
« بيل را بكش » فيلمي ساخته كوئينتن تارانتينو , يكي از فيلمسازان تجربه
گراي سينماست كه در اين اثر , قصه اي سر راست و ساده را به نحوي عجيب
پيچيده كرده است !
قصه به اين سادگي است كه : « عروس » يكي از اعضاي گروه پنج نفره
آدمكشان است . وقتي او تصميم مي گيرد به قصد ازدواج و تشكيل زندگي
گروه را ترك كند , اين امر به مذاق رييس اش بيل , خوش نمي آيد و به دستور
او همكاران سابق عروس در مراسم ازدواجش حاضر مي شوند و حمام خون
به راه مي اندازند. خود عروس به شكل معجزه آسا از مرگ نجات پيدا مي كند
و پس از چهار سال كه از اغما خارج مي شود , تصميم مي گيرد از رييس و
همكاران سابق خود انتقام بگيرد.
اما همين داستان سر راست و بدون پيچ و خم , در لفافي از پيچيدگي و
ساختار شكني خاصي تعريف شده كه تماشاگران را گاه متعجب , و گاه
حيرت زده مي كند. و اين اعجاب و حيرت زدگي از همان سكانس اول رخ
مي دهد , جايي كه قهرمان فيلم كه زني تقريبا ميانسال است به سراغ يكي از
اعضاي باند آدمكشان مي رود تا از او انتقام بگيرد. اين صحنه , آنچنان آغاز
مي شود كه گويي قرار نيست قتلي رخ دهد. اما قتل به شكل كامل اتفاق
مي افتد و شوخي بردار هم نيست .
در اين اثر « كارگردان » به ريشه شناسي قتل و دلايل آن نيز پرداخته است
اما , كليت اثر به سمت طنز و به عبارت بهتر « گروتسك » مي رود. يعني
تماشاگر در عين حال كه شاهد فيلمي سراسر خونريزي و قتل و كشتار است ,
اما رگه هاي قوي طنز , انيميشن , تغيير رنگ و فضا و... سبب مي شود كه تمام
صحنه هاي فجيع نيز شوخي به نظر برسد. ضمن اينكه كارگردان , , با
موسيقي هاي معروف نيز شوخي كرده است .
ث تكمله
سالن شماره دو سينما شهر تماشا در ميدان انقلاب , يكي از سالن هاي
نمايش دهنده « بيل را بكش » است و آه و افسوس نگارنده اين سطور زماني به
آسمان رفت كه باز هم در يك روز پنج شنبه شاهد سينمايي بزرگ با
صندلي هاي خالي بود.
شايد اين ساختمان بزرگ كه دو سالن بزرگ دارد , اگر در اختيار هر شغل
ديگري قرار مي گرفت , حداقل سوددهي غير قابل مقايسه اي با وضع كنوني
داشت . تصور مي كنيم كه حتي پول برق كه براي نمايش فيلم و روشنايي
سالن در هر نوبت اكران , صرف مي شود بيشتر از هزينه برگشت پول بليت هاي
همان نوبت است كه سرجمع بيست تماشاگر دارد!
ث دلايل اين اوضاع
هنگامي كه سي دي فيلم هاي در حال اكران در همان حول و حوش
سينماي نمايش دهنده فيلم به بهاي پانصد تومان به فروش مي رسد (معلمان
مامان , شمعي در باد , بيل را بكش و...) و با اين پانصد تومان و در هر زمان
مي توان فيلم را با هر تعداد تماشاگري كه در خانه است , نگاه كرد , چه لزومي
دارد كه كسي وقت بگذارد , پول بسيار بيشتري صرف كند و فيلمي را در
شرايط معمولي و نه مطلوب ببينند
در واقع سئوال اين است كه يك سينما , چه امكاناتي بهتري به جز نشان
دادن تصوير بزرگ تر از تلويزيون , در اختيار تماشاگرانش مي گذارد قطعا
سينما بايد چيزي بيشتري از نمايش دادن صرف فيلم داشته باشد تا كسي يا
كساني يا خانواده اي رغبت به حضور در آن پيدا كنند. شايد نمايش
برنامه هاي جنبي زنده , حضور برخي عوامل فيلم و.. طرح هاي ديگري كه
نياز به كارشناسي دارد , اين اوضاع را بهبود بخشد. ضمن اينكه سينما بايد
سينما به معناي اخص كلمه باشد كه تماشاگر آن را به هر محيط ديگري
ترجيح دهد.
مثلا در همين ايام ماه رمضان , در همان سينماي شهر تماشا , تماشاگري
از مسئول سالن پرسيده با رسيدن به زمان افطار , آيا در اين سينما مكاني
براي روزه گشادن وجود دارد و مسئول سينما پاسخ داد كه در اين يك ماه
بوفه به كلي تعطيل است .
شايد , برنامه ريزي هايي براي مخاطبان سينما در ايام گوناگون سال
بتواند جذابيت رفتن به سينما را افزون كند و الا چنين سينمايي محكوم به
زوال و محو شدن است .

| | |