روزنامه جمهوري اسلامي 18/08/1383 صفحه عقيدتي

تزكيه نفس و رابطه تعهد و تخصص
درس هاي رمضان (9 )
استفتائات
جنس كفاره و مصرف آن

امام خميني , مدافع بزرگ « قرآن »
تزكيه نفس و رابطه تعهد و تخصص


گزيدده ديدگاههاي اخلاقي و تربيتي امام خميني
قسمت سوم
پيشرفت حقيقي در سايه تخصص و تعهد اسلامي
اشكال ما اين است كه مواجه هستيم با اشخاصي كه بدون توجه به مشكلات و بدون توجه به خواست هاي ملت به مجرد اينكه گفته مي شود كه فلان مركز بايد اسلامي باشد آنها مي گويند يعني تخصص نباشد. اينها مي خواهند كه به دنيا ارائه بدهند كه اسلام با علم و تخصص مخالف است . در صورتي كه آيات قرآن كريم آنقدر راجع به علم و راجع به دانش سفارش فرموده است كه شايد در ساير كتب ديگر نباشد. اسلام با تخصص , با علم , كمال موافقت را دارد لكن تخصص و علمي كه خدمت ملت باشد در خدمت مصالح مسلمين باشد , يك صحبت اين است كه ما متخصص نمي خواهيم . كه اين را به طور تبليغات نسبت مي دهند به بعضي مثلا مسلمين كه وقتي مي گويند بايد در دانشگاه انقلاب فرهنگي بشود بايد دانشگاه ها اسلامي باشد , اينها از اين فورا منتقل مي كنند مطلب را به اينكه دانشگاه ها ديگر طبيب لازم ندارد , متخصص طب نمي خواهد. متخصص صنعت هاي پيشرفته نمي خواهد. فقط بايد بروند آنجا و مسائل , احكام اسلامي را بگويند. اين از شيطنت هائي است كه شايد بعضي از افراد و گروه ها نسبت به اسلام و انجمن هاي اسلامي كه گفته مي شود و خصوص انقلاب فرهنگي اينطور تبليغات مي شود. اينها نمي دانند كه مقصود ما كه مي گوئيم بايد تمام گروه ها , تمام نهادها وبخصوص دانشگاه كه مركز علم است و مغز متفكر جامعه است . ما كه مي گوئيم بايد اينها اسلامي باشد. نمي گوئيم كه ما احتياج به متخصص نداريم . تا آنجا اسلام كوشش دارد براي متخصص كه در احكام عادي هم , در احكام شرعي هم متخصص تر را ميزان قرار داده است . راي متخصص تر را ميزان قرار داده است . ما مساله ديگري مي گوئيم . راي متخصص تر را ميزان قرار داده است . ما مساله ديگري مي گوئيم , درد ما يك درد ديگري است . درد اين است كه كشور ما را آنطور در اين سنين زيادي كه خارجي ها پا به آن باز كردند و خصوصا در اين 50 سال دوره سياه پهلوي آنطور تبليغات كرده بودند و كردند كه آنها مي خواهند در ذهن ملت ما و جوان هاي ما متمركز كنند كه ايران و اسلام از عهده اينكه يك علمي را , يك تخصصي را , يك صنعتي را ايجاد كند عاجز است . ما حتما بايد يا دستمان را در همه چيزها به طرف شرق و كمونيست دراز كنيم يا دستمان را به طرف آمريكا و ممالك غربي سرمايه داري , آنطور تبليغات كرده اند كه مي گويند بايد ما در تمام چيزها از سر تا به پا غربي بشويم يا شرقي باشيم . من در تركيه كه بودم مجسمه آتاترك را كه در بعضي ميدان ها گذاشته بودند و دستش را بلند كرده بود , گفتند كه اين دست را طرف غرب بلند كرده و مي خواهد بگويد كه ما بايد هر چه داريم از غرب بيايد. در ساير ممالك اسلامي هم تبليغات را طوري كرده بودند كه ما در هر امري بايد مستشار از غرب يا از شرق بياوريم و اصلا مغز ايراني لايق اين نيست كه يك كار مثبتي بتواند انجام بدهد , حتي كشاورزي هم نمي تواند. اين يك برنامه اي بوده است كه ريخته شده بوده است و تبليغاتي كه در دنبال اين برنامه به طور وسيع بود باور آورده بود ملت ما را , بسياري از افراد ما را به اينكه ما هيچ نداريم و نمي توانيم هم داشته باشيم ما بايد حتما برويم يا به طرف غرب و در بلوك غربي واقع بشويم تا آنها به ما ترحم كنند و حاجت هائي كه ما داريم آنها برآورده كنند و يا بايد به طرف شرق كمونيست برويم تا آنها اين عمل را انجام بدهند.
آنكه ما اصرار داريم به اينكه دانشگاه كه مغز متفكر يك ملت است بايد از وابستگي هاي به شرق و غرب كنار برود و نمي شود كه كنار برود الا اينكه فرم اسلامي را پيدا بكند , آن اين نيست كه دانشگاه ما نبايد علم و صنعت تحصيل كند بلكه بايد فقط همين آداب صلوه را به جا بياورد! اين يك مغالطه اي است كه تا صحبت دانشگاه اسلامي و اينكه بايد انقلاب فرهنگي پيدا بشود , فرياد مي زنند آنهائي كه مي خواهند ما را به طرف شرق و عمدتا به طرف غرب بكشانند , اين است كه اينها با تخصص مخالفند , با علم مخالفند.
ما با تخصص مخالف نيستيم , با علم مخالف نيستيم , با نوكري اجانب مخالفيم . ما مي گوئيم كه تخصصي كه ما را به دامن آمريكا بكشد يا انگلستان . يا به دامن شوروي بكشد يا چين , اين تخصص , تخصص مهلك است , نه تخصص سازنده . ما مي خواهيم متخصصيني در دانشگاه تربيت بشوند كه براي ملت خودشان باشند , نه براي كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف غرب . ما مي خواهيم كه تمام اداراتي كه در اين كشور هست و تمام جاهائي كه صنعت مي خواهند ايجاد كنند و مي خواهند در صنعت بزرگ بشوند و در علم , ما مي خواهيم اين علم و صنعت و همه چيزها در خدمت ملت باشد , نه در خدمت اجانب , تخصصي كه در خدمت اجانب است ضررش از همه چيزها بالاتر است .
علمي كه ما را بكشد به طرف آمريكا يا شوروي , آن علم , علم مضر است , آن علمي است كه براي ملت ها هلاكت مي آورد. اشخاصي كه در دانشگاه سابق تربيت شدند الا قليلي از آنها , اينها براي كشور ما اگر ضرر نداشتند , كه داشتند , نفعي نداشتند. ما مي خواهيم يك دانشگاهي داشته باشيم در خدمت خود ملت , در خدمت ايران , نه دانشگاهي داشته باشيم كه در شعار اين باشد كه ما مي خواهيم كه ايران متمدن آباد داشته باشيم و رو به دروازه تمدن برويم وقتي كه واقعش را ديديم و ديديد , از همه جهات وابسته بوديم . ما با دانشگاهي كه ما را وابسته به خارج بكند , هر خارجي مي خواهد باشد. ما با آن دانشگاه از اساس مخالفيم ما دانشگاهي مي خواهيم كه ما را از وابستگي ها بيرون بياورد , ما را مستقل كند , تمام كشور ما را مستقل كند و از وابستگي ها خارج كند. ما متخصص مي خواهيم و اسلام با تخصص موافق است و اسلام در راس ادياني است كه از علم و تخصص تمجيد كرده و مردم را دعوت كرده است . حتي دعوت كرده است كه هر جا يافتيد علم را , حتي از هر كافري يافتيد , آن را بگيريد , اما بايد بگيريد و در خدمت اسلام و كشور باشد. نه علم را بگيرند و بر ضد كشور خودتان استعمال كنيد.
ما مي خواهيم يك دانشگاهي داشته باشيم و يك كشوري داشته باشيم كه اين وابستگي مغزي ما را كه مقدم بر همه وابستگي ها و خطرناكتر از همه وابستگي هاست نجات بدهند. ما اساتيد دانشگاهي را مي خواهيم كه آن اساتيد بتوانند مغزهاي جوان هاي ما را مستقل بار بياورند. غربي نباشند. شرقي نباشند , رو به غرب نايستند , آتاترك 3 نباشند و تقي زاده 4 هم نباشند. ما مي خواهيم يك دانشگاهي داشته باشيم . بعد از چند سال ديگر تمام حوائج خودمان را , خودمان تحصيل كنيم . ما با تخصص هيچ مخالفتي نداريم و آن چيزي را كه ما با آن مخالفيم وابستگي مغزهاي جوان هاي ما به خارج و شرق و غرب است كه دانشگاه هاي ما الا عده معدودي يا در صدد نبودند كه اين وابستگي را بردارند يا در صدد بودند كه وابسته كنند اين مغزها را به خارج . ما مي خواهيم كه اگر چنانچه مرضي پيدا كرديم اينطور نباشد كه بگويند بايد حتما بروند به انگلستان , حتما بروند به آمريكا , ما مي خواهيم كه همانطور كه يك آمريكائي اگر مريض شد به ايران نمي آيد و يك انگليسي اگر مريض شد به ايران نمي آيد يك ايراني هم اگر مريض شد , جاي ديگر نرود. ما يك همچو تخصصي مي خواهيم كه جوري بار بياورد كشور را و جوان هائي كه در راس امور كشور هستند جوري بار بياورد كه اينها مغزهايشان وابسته نباشد و فكري جز اسلام و ايران در سرشان نباشد. ما با تخصص مخالف نيستيم , انجمن هاي اسلامي هم همين طور كدام انجمن اسلامي مي تواند با تخصص مخالف باشد كدام انجمن اسلامي نمي خواهد كه تمام جوان هاي ما در رشته هاي مختلف متخصص باشند و خودكفا باشند همه مي خواهند , لكن دانشگاه هاي زمان سابق را ديديد كه ما بعد از چندين سال , سال هاي طولاني كه دانشگاه داشتيم , آنوقت يك كسي كه به عنوان رئيس مملكت خودش را جا زده بود و آن شاه مخلوع بود , براي آپانديس يكي از بستگان خودش از خارج آدم آورد و طبيب آورد كه عمل كند , براي اينكه او در مغز پوكش مي دانست اين معنا را كه جوري اين ايران را وابسته كرده كه خودشان از عهده اين معنا بر نمي آيند و اگر برآيند هم بايد كاري كرد كه به همه ملتها فهماند كه ما هيچ نيستيم ... مي خواهيم اين فكر را از توي كله ها بيرون كنيم . انجمن اسلامي بايد در صدد اين معنا باشند كه اين فكر از اذهان بيرون كنند و خودشان را بيابند , بعد از اينكه در قرن ها تقريبا خودشان را گم كرده بودند. ما مي خواهيم طوري باشد و افرادي تربيت بشود كه كتاب قانون او 5 در اروپا الان هم مورد استفاده است , نه اينكه كسي باشد كه , اشخاصي باشند كه الفباي مسائل اسلامي را نمي دانند و تا صحبت مي شود مي گويند اسلام نمي تواند. ما يك همچو دانشگاهي مي خواهيم كه همطراز با حوزه هاي علميه اي كه هيچ روز وابستگي نداشته اند به خارج و اگر يك كس , يك نفر , دو نفر وابستگي داشتند , رسوا هستند. ما مي خواهيم دانشگاه باشد كه همفكر باشد با دانشگاه هاي علميه قديمي كه آنها هيچ روز وابسته به خارج نبودند و اگر فردي يا افرادي از آنها منحرف بودند , در بين آنها رسوا بودند. ما مي خواهيم يك همچو مطلبي تحقق پيدا بكند.
تربيت صحيح در پرتو علم و تزكيه
ساده انديشي است كه انسان گمان كند كه يك معلمي كه انحراف دارد , معلمي كه يا طرف شرق است و يا طرف غرب , يا تربيت شرقي دارد يا تربيت غربي , آن را ما معلم قرار بدهيم از براي اين فرزنداني كه نفوسشان مثل آينه صيقلي است و هر چه در او وارد بشود مي پذيرد , ساده انديشي است كه ما جوان هاي خودمانم را به دست معلمي بدهيم كه به طرف شرق مي رود و بچه هاي ما را شرقي كند يا به طرف غرب مي رود و بچه هاي ما را غربي كند. ساده انديشي است كه ما گمان كنيم كه فقط تخصص ميزان است و علم ميزان است , علم الهي هم ميزان نيست , علم توحيد هم ميزان نيست , علم فقه و فلسفه هم ميزان نيست , هيچ علمي ميزان نيست , آن علمي ميزان است و آن عملي براي بشر سعادت است كه تربيتي در آن باشد كه از مربي القا شده باشد , از كسي كه تربيت الهي شده است القا بشود به بشر.
اگر چنانچه در همه مدارس ما , چه مدارس علوم اسلامي و چه مدارس علوم ديگر , اگر در همه آنها اين معنا باشد و انحراف در كار نباشد و استقامت باشد , چندي نمي گذرد كه همه جوان هاي ما كه اميد آتيه اين مملكت هستند , همه اصلاح مي شوند و همه نه شرقي و نه غربي بار مي آيند و همه بر صراط مستقيم واقع مي شوند. ساده انديشي است كه ما گمان بكنيم كه كافي است براي ما اينكه يك اشخاصي باشند داراي علم , اشخاصي باشند كه علم داشته باشند و تربيت , و]بلكه بايد [ لااقل علم داشته باشند و انحراف نداشته باشند. فرضا كه ما بخواهيم كه علم را رواج بدهيم و از علم علما استفاده كنيم , بايد علمي باشد لااقل انحراف نباشد. كار نداشته باشد به شرق و غرب , اينطور نباشد كه معلمين ما و مربي هاي جوان هاي ما , تربيت مسكو شده باشند يا تربيت واشنگتن .
ساده انديشي است كه ما گمان كنيم كه بايد همه اينها كه تخصص دارند هر طوري مي خواهند باشند , بايد بيايند و ما از آنها استفاده كنيم . استفاده نمي توانيم بكنيم اگر مرض ظاهري ما را يك متخصص خوب بكند , امراضي باطني براي ما ايجاد مي كند , از يك مرض كم به يك مرض بزرگ , از يك مرض كوچك به يك مرض بزرگ ما را مي كشاند. بايد توجه داشته باشيم ما به همه مسائل . همين حزب بعثي را كه ملاحظه مي كنيد كه الان مبدا اينهمه گرفتاري براي كشور ما و براي كشور مسلم عراق ايجاد كرده است و براي آنجا بيشتر از اينجا ايجاد كرده است , اينها همين ها هستند كه بسياري شان متخصص اند و بسياري شان دانشگاه رفته و از دانشگاه بيرون آمده اند لكن تربيت نداشتند , تزكيه نداشتند. اگر علم باشد و تزكيه نباشد. هم آن رژيم سابق پيش مي آيد و هم اين رژيم صدام . اگر ما تزكيه نكنيم خودمان را و اگر چنانچه همراه با علم تزكيه نباشد. كشور ما هم كشيده مي شود به همان طرف ها و ما هم صدام خواهيم شد. بايد تربيت شما. تربيت معلم , يك تربيت اسلامي باشد , يك تربيت انساني باشد , يك تربيت در صراط مستقيم باشد و الا تربيت مسكو را نمي توانيم بپذيريم و تربيت واشنگتن را هم نمي توانيم بپذيريم .
پاورقي :
3 ـ مصطفي كمال آتاترك پس از جنگ جهاني اول و فروپاشي حكومت عثماني , جمهوري تركيه را تشكيل داد. ولي در دوران حكومت خود تحت عنوان خودسازي كشور فرهنگ و انديشه هاي غربي را به شدت ترويج و باورهاي مذهبي و فرهنگ و تاريخ اسلامي كشور را تضعيف نمود. شعار جدائي كامل دين از سياست , تغيير خط تركيه به لاتين , تغيير لباس و پوشش ملي به پوشش غرب و بي اعتنائي به مذهب و آموزه هاي ديني و مساجد از اقدامات عمده اوست . رضاخان در ايران نيز مشابه اقدامات آتاترك را انجام داد.
4 ـ سيد حسن تقي زاده در سال 1295 قمري در تبريز متولد شد و طي سالهاي 1321 به بعد چندين سال را در خارج گذراند و تحت تاثير فرهنگ غرب قرار گرفت . پس از مشروطيت به عنوان نماينده به مجلس راه يافت و در جريان به توپ بستن مجلس , به سفارت انگليس پناه برد و به سلامت از حادثه گريخت . در مجلس دوم به عنوان رهبر دمكراتهاي مجلس حملات گستاخانه اي عليه باورهاي ديني و مذهبي و دعوت مردم به تقليد از , غرب پرداخت به همين دليل شايع گرديد كه علماي نجف حكم عدم صلاحيت نمايندگي او را صادر كرده اند از اين رو مجددا از كشور خارج و مدت 2 سال در اروپا و آمريكا بسر برد. در دوره رضاخان بعنوان وزير دارائي قرارداد نفت را با انگليس تنظيم و به مجلس برد و به مدت 32 سال انگلستان را حاكم مطلق بر نفت ايران كرد كه موجب بدنامي فراوان براي او شد. او از جمله غرب زدگان مشهوري بود كه نقش فراواني در رواج فرهنگ و باورهاي ـ غربي در كشور داشت . جمله معروف او كه « براي نجات و پيشرفت مملكت بايستي از نوك پا تا فرق سر غربي شد » از مظاهر غربگرائي مفرط اوست .
5 ـ منظور شيخ الرئيس ابوعلي سينا فيلسوف و انديشمند بزرگ اوايل قرن پنجم هجري است كه علاوه بر كتابهاي معتبر در فلسفه , كتاب قانون او در طب نيز از آنچنان اعتباري برخوردار است كه سالها بعنوان مرجع در دانشگاههاي غرب مورد استفاده بوده است .
تخصصي كه ما را به دامن آمريكا بكشد يا انگلستان , يا به دامن شوروي بكشد يا چين , اين تخصص , تخصص مهلك است , نه تخصص سازنده . ما مي خواهيم متخصصيني در دانشگاه تربيت بشوند كه براي ملت خودشان باشند , نه براي كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف غرب .
ما دانشگاهي مي خواهيم كه ما را از وابستگي بيرون بياورد , ما را مستقل كند , تمام كشور ما را مستقل كند و از وابستگي ها خارج كند.

درس هاي رمضان (9 )


علي شيرازي
قرآن در آيه 197 سوره بقره مي آورد : « تزودوا فان خير الزاد التقوي واتقون يا اولي الالباب »
و زاد و توشه تهيه كنيد كه بهترين زاد و توشه تقوا است و از من بپرهيزيد اي صاحبان عقل !
تقوا چيست كه خداوند انسان را به آن دعوت مي كند و آن را بيشترين زاد و توشه معرفي مينمايد. تقوا در اصل از ماده « وقايه » به معني نگهداري يا خويشتن داري است و به تعبير ديگر يك نيروي كنترل دروني است كه انسان را در برابر طغيان شهوات حفظ مي كند , و درواقع نقش ترمز نيرومندي را دارد كه ماشين وجود آدمي را در پرتگاه هاي سقوط حفظ مي نمايد واز تندروي هاي خطرناك باز مي دارد.
تقوا همان احساس مسئوليت و تعهدي است كه به دنبال رسوخ ايمان در قلب بر وجود انسان حاكم مي شود و او را از فجور و گناه باز مي دارد , به نيكي و پاكي و عدالت دعوت مي كند , اعمال آدمي را خالص و فكر و نيت او را از آلودگي ها مي شويد.
علي (ع ) در خطبه 157 نهج البلاغه مي فرمايد : اعلموا عبادالله ان التقوي دار حصن عزيز » ـ بدانيد اي بندگان خدا , تقوا دژي مستحكم و غير قابل نفوذ است .
هم ايشان در خطبه 16 نهج البلاغه مي آورد : الاوان التقوي مطايا ذلل , حمل عليها اهلها و اعطوا ازمتها , فاورد تهم النجه » تقوا مركبي راهوار و آرام است كه صاحبانش بر آن سوار ميشوند , زمام آن ها را به دست مي گيرند , و تا قلب بهشت پيش مي تازند.
امام در خطبه 230 نهج البلاغه مي آورد : « ان تقوي الله مفتاح سداد و ذخيره معاد و عتق من كل ملكه و نجاه من كل هلكه » ـ تقوا و ترس از خدا , كليد گشودن هر در بسته اي است , ذخيره رستاخيز , و سبب آزادي از بردگي شيطان و نجات از هر هلاكت است .
بايد در ماه مبارك دنبال اين توشه باشيم . اين توشه راهگشا و مشكل گشاست . چه كساني مي توانند به اين عظمت دست يابند قرآن مي فرمايد : الذين يومنون با لغيب و يقيمون الصلوه و ممارزقنا هم نيفقون , والذين يومنون بما انزل اليك و ماانزل من قبلك و بالاخره هم يوقنون ـ
پرهيزگاران آن ها هستند كه به غيب ايمان مي آورند و نماز را برپا مي دارند و از تمام نعمت ها و مواهبي كه به آن ها روزي داده ايم , انفاق مي كنند. آن ها به آن چه بر تو نازل شده و آن چه پيش از تو (بر پيامبران پيشين نازل گرديده ) ايمان مي آورند , و به رستاخيز يقين دارند.
اهل تقوا داراي اين پنج خصلت هستند :
1 ـ ايمان به غيب ,
ايمان به ذات پاك پروردگار , عالم وحي , رستاخيز و جهان فرشتگان , و به طور كلي ايمان به آن چه ماوراي حسن است .
2 ـ اقامه نماز ,
تنها در برا بر پروردگار سر تعظيم خم مي كند و ارزشي پيدا كرده كه با خداوند سخن مي گويد و حرف مي زند.
3 ـ انفاق از همه مواهب ,
علاوه بر ارتباط با خدا , دائما با خلق خدا نيز رابطه دارند , و از اموال و علم و عقل و دانش و نيروهاي جسماني و مقام و موقعيت اجتماعي خود و تمام سرمايه هاي خويش به نيازمندان مي بخشند.
4 ـ ايمان به دعوت همه انبيا ,
آنچه همه پيامبران الهي براي هدايت و تكامل بشر آورده اند را قبول دارند چه اين كه همه دعوت به تقوا كرده اند.
5 ـ ايمان به رستاخيز
خلقت انسان را بيهوده نمي شمرند و اعمال وي را در سراي ديگر داراي حساب و پاداش مي دانند.
به همين علت تقواپيشه مي كنند تا در قيامت سربلند باشند. كليه درب بهشت تقوا است و پرهيزگاران با اين كليد وارد قيامت مي شوند و پس از آن به بهشت مي روند و به آنان گفته مي شود : « تلك الجنه التي نورشا و رهن عبادناهن كان تقيا » ـ اين همان بهشتي است كه ما به ارث به بندگان پرهيزگار مي دهيم .
پيامبر گرامي اسلام (ص ) فرمود : خداوند به وضع خانوادگي و نسب شما نگاه نمي كند , نه به اجسام شما , و نه به اموالتان , ولي نگاه به دل هاي شما مي كند , كسي كه قلب صالحي دارد , خدا به او لطف و محبت مي كند , شما همگي فرزندان آدميد , « واحبكم اليه اتقاكم » و محبوب ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست .
آناني كه علي (ع ) در وصفشان مي فرمايد : آن ها شب هنگام بپا مي خيزند , قرآن را شمرده و با تفكر تلاوت مي كنند , جان خويش را با آن در غمي دلپذير فرو مي برند , و داروي درد خود را از آن مي طلبند , هرگاه به آيه اي كه در آن تشويق است برخورد كنند به آن دل مي بندند , و چشم جانشان با شوق تمام در آن خيره ميشود , و آن را نصب العين خود مي سازند , و هرگاه به آيه اي برسند كه در آن تخويف و انزار باشد گوش دل به آن فرا مي دهند , گويي صداي ناله ها و به هم خوردن زبانه هاي آتش مهيب جهنم در گوششان طنين انداز است .
آيا پاداشي بهتر از بهشت براي اينان متصوره است وقتي فرشتگان قبض ارواح روحشان را مي گيرند , به آنان سلام مي كنند و ميگويند : « عليكم ادخلوا الجنه بماكنتم تعملون » ـ وارد بهشت شويد به خاطر اعمالي كه انجام مي داديد.
« جنات عدن يدخلونها تجري من تحيتها الانهار لهم فيها مايشاون » ـ باغ هايي از بهشت جاويدان كه همگي وارد آن مي شوند و نهرها از زير آن جريان دارد و هر چه را بخواهند در آنجا هست !
« كذلك يجزي الله و المتقين » ـ اين پاداشي است كه خداوند براي پرهيزگاران و اهل تقوا قرار داده است .
اهل تقوا به اين عظمت مي رسند قرآن تقوا را بهترين زاد و توشه پرهيزگاري ميداند. زيرا آدمي را وارد بهشت برين مي كند , از جهنم جدا مي سازد و از نعمت هاي الهي بهره مند مي نمايد.
از خداوند بخواهيم تا روز به روز بر درجات پرهيزگاريمان افزوده شود و در پايان رمضان , در رديف متقين واقعي قرار بگيريم . به در درجه اي كه همام رسيد. علي (ع ) اوصاف تقواپيشگان را براي وي برشمرد واز او ترس جهنم و شوق خداوند و عشق به حق جان داد!
ادامه دارد...

استفتائات
جنس كفاره و مصرف آن


سوال : آيا فقط پرداخت پول كفاره به فقير كفايت مي كند
حضرت امام خميني (ره ) : پرداخت پول كفاره به فقير كافي نيست , بلكه بايد طعام (گندم , جو , خرما و برنج ) داد.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : پرداخت پول كفاره به فقير كافي نيست , بلكه بايد طعام (گندم , جو , خرما و برنج ) داد. ولي درصورتي كه به فقير وكالت دهد كه با آن پول از جانب پرداخت كننده , طعام بخرد و تملك كند , مانعي ندارد البته بايد فقير مورد اطمينان باشد.
حضرت آيت الله بهجت : كفايت نمي كند , بلكه بايد طعام (گندم , جو , خرما و برنج ) داد. ولي اگر فقير را در خريد و قبول آن , وكيل كند فقير نيز انجام دهد , كافي است .
حضرت آيت الله خامنه اي : كفايت نمي كند بلكه بايد طعام (گندم , جو , خرما و برنج ) داد. ولي درصورتي كه انسان اطمينان دارد كه فقير به وكالت از وي با مبلغي كه دريافت كرده , يك مد طعام مي خرد و به عنوان كفاره برمي دارد , مي تواند پول يك مدطعام را به او بدهد.
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : اگر به فقير پول بدهد كه طعام بخرد , بايد باهمان پول براي دهنده آن , طعام بخرد و به وكالت از طرف او طعام را به عنوان كفاره بردارد.
حضرت آيت الله سيستاني : در كفاره اگر طعام را به تملك فقير درآورد كافي است و بر فقير واجب نيست آن را بخورد , بلكه مي تواند به ديگري بفروشد.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : دركفاره مي توان قيمت آن را به شخص مستحق داد , به شرط آن كه اطمينان داشته باشد كه مصرف نان مي كند.

امام خميني , مدافع بزرگ « قرآن »


« قرآن در منظومه انديشه امام خميني » عنوان كتابي است از دكتر محمدرضا جواهري كه توسط انتشارات خيرالبريه به بازار نشر راه يافته است .گزيده اي از مطالب اين كتاب را مرور مي كنيم :
اهداف نزول قرآن
گر چه اهداف بعثت انبيا اهداف نزول قرآن با هم پيوند دارد و روشن شدن اهداف مبعث به بحث اهداف نزول قرآن كمك مي كند و همان « اهداف بعثت » را مي توان و بايد « اهداف نزول قرآن » دانست ولي بقا و استمرار و تداوم اهداف بعثت نيز در گرو شناخت قرآن و اهداف جاويدان و ابدي نزول آن است .
امام خميني (ره ) اهداف عمومي نزول قرآن را در شش محور بيان كرده اند.
رشد جهانيان
درباره اين هدف , امام خميني (ره ) چنين نوشته اند : « قرآن كريم ... براي رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عائله بشري , از مقام شامخ احديت به كشف تام محمدي (ص ) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند برساند »
آري خاستگاه قرآن همه مردم روي كره زمين مي باشند چون خاتم الانبيا والمرسلين براي هدايت همه مردم جهان آمده است و رسالت ايشان راهنمايي همه انسان ها در هر نقطه از كره زمين در هر كشور و هر شهر بوده است . پس كتاب آسماني اين پيامبر هم براي هدايت و رشد همه بشريت نازل شده است . خداوند به پيامبر فرمان داده جهاني بودن رسالت خود را اعلام نمايد و به همه بگويد كه او پيامبر همه انسان ها است و حوزه رسالت او گسترده و وسيع است و همه جهانيان را در برمي گيرد در سوره اعراف آيه 158 اين فرمان الهي خطاب به رسول الله (ص ) آمده است
« قل يا ايهاالناس اني رسول الله اليكم جميعا »
بگو اي مردم ! من فرستاده خدا به سوي « همه شما » هستم .
در آيه ديگر به پيامبر مي گويد :
« و ماارسلناك الا كافه للناس بشيرا و نذيرا و لكن اكثرالناس لايعلمون »
و ما تو را جز براي « همه مردم » نفرستاديم تا آن ها را به پاداش هاي الهي بشارت دهي و (از عذاب او) بترساني , ولي بيشتر مرم نمي دانند (سوره سبا , آيه 28 )
در جاي ديگر چنين آمده است : « تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيرا » .
زوال ناپذير و پربركت است كسي كه قرآن را بر بنده اش نازل كرد تا بيم دهنده « جهانيان » باشد (سوره فرقان , آيه 1 )
قرآن در وصيت نامه سياسي الهي امام خميني
پيامبر گرامي اسلام (ص ) كه دين و مذهب و كتاب آسماني جهاني جاويدان و ابدي را براي هدايت و رستگاري بشر آورد , بر اساس وحي الهي و به فرمان خداي متعال براي تداوم انقلاب اسلامي بزرگ جهاني , بي نظير و جاويدان خويش , برنامه اي روشن و نجات بخش نيز ارائه كرد كه به خوبي و به بهترين صورت ممكن , انسان را به سعادت در دنيا و آخرت راهنمايي مي كند. اين برنامه الهي پيامبر براي هدايت بشر تا روز قيامت درون « حديث ثقلين » نهفته است و مسلمانان جهان بهترين برنامه تكامل و ترقي را با اين حديث شريف نبوي در اختيار دارند. انحطاط و عقب ماندگي مسلمين در جهان با جدايي از ثقلين و دور شدن از آن و بي توجهي به اين حديث شريف شكل گرفت و بنابراين تنها راه رشد و سعادت و پيشرفت و تكامل و تعالي مسلمين , روي آوردن به ثقلين و توجه جدي به درس ها و پيام هاي آن و عمل به اين وصيت پيامبر است . امام خميني (ره ) در وصاياي سياسي الهي خويش براي تداوم انقلاب اسلامي ايران كه جلوه اي از حركت عظيم الهي رسول الله (ص ) در عصر حاضر است همگان را به روي آوردن به حديث ثقلين دعوت كرده اند.
حديث ثقلين در وصيت نامه امام خميني (ره ) داراي سه ويژگي است :
الف : وصيت نامه امام خميني با حديث ثقلين آغاز شده و امام اين حديث را در ابتداي وصاياي خويش حتي قبل از خطبه وصيت نامه نوشته اند.
ب : حديث ثقلين تنها حديثي است كه متن عربي آن در وصيت نامه آمده است .
ج : گر چه همه مطالب وصيت نامه امام , جلوه هاي تفسير كتاب و سنت وشرح آيات و روايات و يادآوري حقايق و معارف الهي است ولي حديث ثقلين تنها حديثي است كه مستقيما مورد شرح و تفسير قرار گرفته است و امام بيش از دو صفحه وصيت نامه را با همه محدوديتي كه داشته , به بررسي و توضيح اين حديث اختصاص داده اند.
امام خميني در وصيت نامه متن « حديث شريف ثقلين » را نوشته و اعتبار سند و دلالت آن را هم بيان كرده اند. منظور از ثقلين در اين حديث . كتاب خدا قرآن , و عترت و اهل بيت پيامبر(ص ) است كه امام قرآن كريم را (ثقل اكبر) ناميده و اهداف نزول ثقل اكبر و مظالمي را كه در طول تاريخ بر آن رفته نوشته اند. بديهي است كه به دليل نقش وحدت آفرين حديث ثقلين و قرآن كريم در جهان اسلام و آثار منحصر به فرد قرآن در جامعه اسلامي وصاياي امام با آن آغاز شده است .
دفاع از قرآن
امام خميني تربيت شده مكتب قرآن و فرزند قرآن بود و همواره به تكليف قرآني خويش عمل مي كرد , پاسدار قرآن و پشتيبان و حامي احكام و قوانين قرآني بود و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نكرد , در ظاهر و باطن با قرآن انس و الفت ديرينه داشت انقلاب اسلامي را براي دفاع از قرآن و تشكيل حكومت قرآني سازماندهي كرد و به پيروزي رساند. زير پا گذاشتن و نقض قوانين قرآني توسط رژيم پهلوي را ديد و احساس خطر كرد و به همه مسلمانان ايراني هشدار داد كه قرآن در خطر است . هنگامي كه در 16 مهر 1341 مطابق 8 جمادي الاولي 1382 در روزنامه ها خبر تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي در هيات دولت انتشار يافت و در متن تصويب نامه اي كه در جرايد درج گرديد قيد و شرط « اسلام » را از شرائط انتخاب كنندگان وانتخاب شوندگان حذف و در مراسم سوگند به جاي قرآن , كتاب آسماني آورده بودند امام خميني (ره ) مبارزه بر ضد آن لايحه را آغاز نمود و ساير مراجع نيز وارد ميدان مبارزه شدند و اين حركت ديني تا لغو آن تصويب نامه با رهبري امام خميني ادامه يافت .
در تلگرافي كه امام به اسدالله علم نخست وزير وقت نوشتند , چنين هشدار داده اند : « عطف به تلگراف سابق اشعار مي دارد , معلوم مي شود بنا نداريد به نصيحت علماي اسلام كه ناصح ملت و مشفق امتند , توجه كنيد , و گمان كرديد ممكن است در مقابل قرآن كريم ... قيام كرد. علماي اعلام قم و نجف اشرف و ساير بلاد تذكر دادند كه تصويب نامه غيرقانوني شما بر خلاف شريعت اسلام , و بر خلاف قانون اساسي و قوانين مجلس است . اگر گمان كرديد مي شود با زور چند روزه قرآن كريم را در عرض « اوستا » ي زردشت و « انجيل » و بعض كتب ضاله قرار داد , و به خيال از رسميت انداختن قرآن كريم , تنها كتاب بزرگ آسماني چند صد ميليون مسلم جهان , افتاده ايد و كهنه پرستي را مي خواهيد تجديد كنيد , بسيار در اشتباه هستيد... اينجانب مجددا به شما نصيحت مي كنم كه به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسي گردن نهيد , و از عواقب وخيمه تخلف از قرآن و احكام علماي ملت و زعماي مسلمين و تخلف از قانون بترسيد , و... مملكت را به خطر نياندازيد , والا علماي اسلام درباره شما از اظهار عقيده خودداري نخواهند كرد »
در سخنراني خويش نيز در اعتراض به اين لايحه با تاكيد بر قانون اساسي فرمودند : « ما از طريق الزموهم بما الزموا عليه انفسهم با ايشان بحث مي كنيم , نه اينكه قانون اساسي در نظر ما تمام باشد بلكه اگر علما از طريق قانون صحبت كنند , براي اين است كه اصل دوم قانون اساسي قانون خلاف قرآن را از قانونيت انداخته است « و الا ما لنا و القانون » ماييم و قانون اسلام , علماي اسلامند و قرآن كريم ... هر چه موافق دين و قوانين اسلام باشد ما با كمال تواضع گردن مي نهيم و هر چه مخالف دين و قرآن باشد ـ ولو قانون اساسي باشد , ولو الزامات بين المللي باشد ـ ما با آن مخالفيم »
در پيامي به ملت ايران , جرم علماي اسلام را از نگاه رژيم پهلوي دفاع آنان از قرآن مي دانند : « كاش مامورين بيايند و مرا بگيرند تا تكليف نداشته باشم . فقط جرم علماي اسلام و ساير مسلمين آن است كه دفاع از قرآن و ناموس اسلام و استقلال مملكت مي نمايند و با استعمار مخالفت دارند »
در بيانيه به مناسبت حمله رژيم به مدرسه فيضيه نوشتند : « خداوند تعالي ان شاالله اسلام و قرآن را حفظ كند »
و در سخنراني پس از حمله رژيم به فيضيه , هدف اجانب را از ميان برداشتن قرآن و سركوبي آن مي دانند و از خطرهايي كه براي قرآن و مملكت قرآن در پيش است سخن مي گويند.