روزنامه جمهوري اسلامي 17/08/1383 صفحه مقالات

چگونه امام علي (ع ) را ياري كنيم
قرآن از زبان امير(ع )
عرضه 120 عنوان كتاب با موضوع حضرت علي (ع ) در بخش ناشران نمايشگاه قرآن
* اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع ) از نگاه ديگران
چگونه امام علي (ع ) را ياري كنيم


« اعينوني بورع واجتهاد و عفه و سداد »
« مرا با ورع و تقوي , تلاش و كوشش , خويشتنداري و عفت , ثبات و استواري كمك كنيد. »
پيوند معنوي انسان با پيشوا و مقتدا , ريشه امامت و پيشوايي است كه بدون آن , اساسا مفهوم پيشوايي و امامت , معني و مصداقي نخواهد داشت . تفاوت رابطه اي كه بين امام و ماموم ـ يعني پيشوا و پيرو ـ وجود دارد با ساير اقسام روابط مانند رابطه استاد و دانشجو , والدين و فرزند , دو همسر يا دو دوست در همين « پيوند فكري و عملي » است كه نقطه وصل معنوي ماموم و پيرو , با امام و پيشواست . هر قدر استحكام و عمق اين پيوند بيشتر شود , پيروي از پيشوا , نتيجه و بازدهي متعالي تر و كامل تري خواهد داشت و قرب و نزديكي ماموم به امام بيشتر خواهد شد و نيل به كمال مطلوب و سعادت ابدي ـ كه جز در پرتو پيوند با خليفه الله و انسان كامل تحقق نخواهد يافت ـ حاصل خواهد گشت .
از ديدگاه امام علي (ع ) هر مامومي , امامي دارد كه به او اقتدا مي كند و از تابش دانش وي بهره مي برد و جوهره امامت و ولايت , همين پيوند عملي و علمي است . اما قله انديشه و چكاد عمل و رفتار امامي همچون اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع ) آنچنان بلند و با عظمت است كه براي پيروان عاشق او , دور از دسترس مي نمايد. اين واقعيتي است كه امير عاشقان , خود بدان واقف است و صريحا بيان مي كند كه : « شما نمي توانيد همچون رفتار من , عمل نمائيد » . پس چه بايد كرد رهنمود امام (ع ) اين است كه « مرا با ورع , مجاهدت , عفت و استواري ياري كنيد. »
« ورع » يعني خداترسي , خودداري از انجام گناه , تقوي و پرهيزگاري .
ورع , شعار متقين و همراه و همگام تقوي و اساس و پايه آن است . زينت و زيبائي مومن و برترين صفتي كه يك انسان مي تواند داشته باشد , ورع و پرهيزگاري است . مراقبت و حفظ خويش از آلوده شدن به هر انديشه اي يا رفتاري و يا گفتاري . ورع موجب حيات و تحرك معنوي انسان و واسطه تزكيه و پاك شدن روح و جان انسان است و همين خصلت , انسان را از سطح ماديت و حيوانيت برمي كشد و به افق انسانيت ـ كه همان برخورداري از نفحه الهي و حركت در مسير خليفه اللهي است ـ مي رساند. بدون ورع و تقوي , هيچ تلاش و رفتاري نمي تواند زمينه سعادت و فلاح انسان را فراهم سازد.
« اجتهاد » يعني تلاش و كوشش سخت و مجدانه , تمام سعي خود را بكاربردن براي رسيدن به تعالي و سعادت , همت ورزيدن براي خودسازي و آمادگي مبارزه با كژي ها و كاستي ها. بدون اين تلاش و سعي , پيوند بين ماموم با امامش حاصل نخواهد شد.
كسي كه تلاش و سعي را فروگذارد و همت و كوشش براي خودسازي و رشد نداشته باشد , به جايي نخواهد رسيد. اولين مرحله و مهم ترين گام در جهاد , جهاد با نفس است ـ به معني تلاش براي غلبه بر شهوات و خواست هاي نامحدود حيواني ـ و البته چنين جد و اجتهادي با تمرين , تكرار , مراقبت , استواري , محاسبه و عزم راسخ حاصل مي شود.
« عفت » يعني پارسايي , پاكدامني , خويشتنداري در برابر شهوات و تمايلات حيواني و زمام نفس را در دست داشتن . بدون پاكدامني و خويشتنداري در برابر شهوات , مجال و فرصتي براي گرايش هاي عالي انساني و الهي فراهم نخواهد شد. بخصوص جواني و زيبايي , دو نعمت بزرگي است كه بدون « عفت » نمي تواند در جهت تعالي و تكامل انسان بهره برداري شود , به همين جهت از منظر حضرت علي (ع ) , زكات زيبايي , عفت و حفظ خويش از دستبرد نامحرمان است . كسي كه خلق و خوي عفت را در خود بپرورد و ريشه دار كند , بار گناهش كم مي شود و ارزش او نزد خداوند بالا مي رود. در حقيقت عفاف وسيله اي است براي صيانت و حفظ نفس و پاك كردن آن از پستي ها و زشتي ها.
« سداد » يعني استواري و درستي گفتار و كردار , بي عيب و نقص بودن و معقول و منطقي بودن رفتار و سخن . سفارش قرآن كريم نيز همين است كه در نظر و گفتار , استواري و درستي را درنظر بگيريد و گفتار شما « قول سديد » باشد. در هر كاري و هر سخني مراقبت كردن كه خلاف رضاي الهي نباشد و در هر اظهارنظري دقت كردن كه سست و بي پايه و بيهوده نباشد , مقتضاي سداد است .
امام علي (ع ) از پيروان خود مي خواهند كه اكنون كه نمي توانند به قله هاي عمل و رفتار آن حضرت برسند , آن حضرت را با اين چهار ويژگي كمك كنند و ورع , كوشش , عفت و درستي كلام و عمل را رعايت كنند و بدينوسيله امام متقين و پيشواي مومنين را در راهي كه براي آن حضرت هدف نهايي و غايي است ـ كه همانا راه تعالي انسان ها و نزديك شدن آنان به تقوي و ايمان است ـ ياري و كمك رسانند. آيا گامي براي ياري اماممان برداشته ايم !
برگرفته از كتاب چهل گام

قرآن از زبان امير(ع )


آگاه باشيد! همانا اين قرآن پند دهنده اي است كه نمي فريبد , و هدايت كننده اي است كه گمراه نمي سازد و سخنگويي است كه هرگز دروغ نمي گويد. كسي با قرآن همنشين نشد مگر آن كه بر او افزود يا از او كاست , در هدايت او افزود و از كوردلي و گمراهي اش كاست .
آگاه باشيد كسي با داشتن قرآن , نيازي ندارد و بدون قرآن بي نياز نخواهد بود.
پس درمان خود را از قرآن بخواهيد و در سختي ها از قرآن ياري بطلبيد , كه در قرآن درمان بزرگترين بيماري ها يعني كفر و نفاق و سركشي و گمراهي است . پس به وسيله قرآن خواسته هاي خود را از خدا بخواهيد , و با دوستي قرآن به خدا روي آوريد , و به وسيله قرآن از خلق خدا چيزي نخواهيد. زيرا وسيله اي براي تقرب بندگان به خدا , بهتر از قرآن وجود ندارد.
آگاه باشيد كه شفاعت قرآن پذيرفته , و سخنش تصديق مي گردد. آن كس كه در قيامت , قرآن شفاعتش كند , بخشوده مي شود و آن كس كه قرآن از او شكايت كند , محكوم است . در روز قيامت ندا دهنده اي بانگ مي زند كه : « آگاه باشيد امروز هركس گرفتار بذري است كه كاشته و عملي است كه انجام داده , جز اعمال منطبق با قرآن » .
پس شما در شمار عمل كنندگان به قرآن باشيد , از قرآن پيروي كنيد , با قرآن خدا را بشناسيد و خويشتن را با قرآن اندرز دهيد , و راي و نظر خود را برابر قرآن متهم كنيد و خواسته هاي خود را با قرآن نادرست بشماريد.

عرضه 120 عنوان كتاب با موضوع حضرت علي (ع ) در بخش ناشران نمايشگاه قرآن


120 عنوان كتاب با موضوع حضرت علي (ع ) در بخش ناشران دوازدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم عرضه شده است .
به گزارش ستاد خبري نمايشگاه قرآن معاون كميته بخش ناشران اين نمايشگاه گفت : از تعداد 120 عنوان كتاب با موضوع حضرت علي (ع ) , 44 عنوان در باره خود امام و 76 عنوان كتاب با موضوع نهج البلاغه به چاپ رسيده است .
وي افزود : كتاب شناسي حضرت علي (ع ) , مولود كعبه , قضاوتهاي حضرت علي (ع ) , سيماي حضرت علي (ع ) , سيره عملي حضرت علي (ع ) , و زندگي حضرت علي (ع ) از كتابهاي منتشره شده در نمايشگاه قرآن هستند.

اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع ) از نگاه ديگران




امام علي بن ابيطالب (ع ) ابر مرد تاريخ بشر بعد از رسول خدا(ص ) بي بديل , بي نظير و بي همتاترين است .
در جمع جميل جمله انبيا و اوصيا(ص ) تنها اوست كه در تشريح مناقب و توصيف فضايلش فرموده اند. « اگر او نبود , خلقت محمد بن عبدالله (ص ) و جهان هستي تحقق پيدا نمي كرد. »
او را « مدينه العلم » خوانده و دشمنش را دشمن خدا دانسته اند , اوست كه دوستي با او نشانه ايمان و دشمني اش را نشانه كفر خوانده اند.
مقسم جهنم و بهشت مي باشد , عاشق او سياح فردوس برين و مخالف او غوطه ور در اعماق جهنم است .
كلام او را از كلام همه بشر در طول تاريخ اعلي يافته اند و به جز قرآن كريم هيچ صحيفه و رساله بشري قابل مقايسه با نهج البلاغه اش نيست .
آري , هزاران منقبت و فضيلت از آن امام همام و مولاي اتقيا در فصاحت , بلاغت , عقل , هوش , ذكاوت , رشادت , شجاعت , ايمان , اخلاص , عرفان , صدق , صفا , وفا , يتيم نوازي , ظلم ستيزي و ظالم سوزي و... روايت شده است .
« جرج جرداق » در كتاب « صوت العداله و الانسانيه » به نقل از « مورخ مشهور مصري دكتر شبلي شميل » مي نويسد : « علي (ع ) تنها كسي است كه همانند ندارد » .
« پطروسفسكي » مورخ شهير روسي و استاد دانشگاههاي تفليس و لنينگراد در كتاب « اسلام در ايران » مي نويسد : « علي (ع ) تربيت يافته دامان محمد(ص ) از عمق جان به اسلام و پيامبرش مومن و تا سر حد عشق و شور پايبند به دين بود , سلحشوري كه صداقت در گفتار , درستي در كردار داشت و نمونه كامل اولياي الهي بود. »
« ويل دورانت » نويسنده كتاب « تاريخ تمدن » در صفحه 62 جلد 11 كتاب خود چنين آورده است : « علي (ع ) در جواني هم نمونه كامل تواضع , تقوي , نشاط و اخلاص در راه دين بود او زيباروي , خوش منظر , نيكو خصال , انديشمند و پايبند پيمان بود. »
« كرنيكوي » انگليسي در جمع اديبان و انديشمندان با صدايي بلند در پاسخ سئوالي راجع به اعجاز قرآن مي گويد : « قرآن را برادر كوچكي است كه نام مباركش نهج البلاغه است . آيا براستي كسي مي تواند مانند آنرا عرضه كند ! »
پروفسور « ويلفرمادلونگ » آلماني نيز مي گويد : « علي (ع ) در نظر ستايشگرانش , اسطوره اي از انسان كامل و سرمشقي از اسلام ناب است . »
« ديالاخوا » خاورشناس معروف چنين گفته است : « علي آن كسي است كه در قضاوت بديل نداشت , بر اجراي قوانين الهي پاي مي فشرد , بسيار منصف و تهديد و نويدش قطعي بود. »
« توماس كارلايل » درمدح حضرت علي (ع ) چنين مي سرايد : نمي شود از مدح علي (ع ) خودداري كرد زيرا او شريف القدر , عظيم الشان , سرچشمه رحمت و احسان , مظهر بزرگي و دلاوري و در عدالت و شجاعت بي نظير بود , فرمان او به فرزندانش راجع به كيفيت مجازات قاتلش , بهترين گواه است » .
« هانري كربن » فرانسوي هم اينگونه مي نويسد : « بعد از قرآن و احاديث پيامبر اسلام (ص ) , نهج البلاغه در درجه اول اهميت قرار دارد. »
« جرج جرداق » نويسنده نامي لبناني پيرامون امام علي (ع ) مي گويد : « اي جهان چه مي شد اگر تمام قدرتت را به كار مي بردي و در هر عصري همانند علي (ع ) را با آن عقل , قلب , زبان و ذوالفقارش به عالم بشريت مي بخشيدي » .
« ژان پل سارتر » فيلسوف معروف فرانسوي نيز در اين باره اظهار مي دارد : « علي (ع ) يك انسان مطلق بود » .
« ابوبكر » در خصوص حضرت علي (ع ) مي گويد : « شنيديم كه پيامبر(ص ) فرمودند سرپل صراط , عقبه اي است كه كسي جز با جواز علي توان عبور ندارد » .
« عمربن خطاب » كه تاريخ حكايتهاي فراوان از او و علي بن ابيطالب (ع ) روايت كرده , بيش از 70 بار گفته است كه « اگر علي نبود , عمر هلاك مي شد » .
عمر همچنين افزوده است : « شنيديم كه رسول خدا فرمود اگر آسمان ها و زمين را در يك كفه ترازو و ايمان علي (ع ) را در كفه ديگر بگذارند , ايمان علي (ع ) سنگين تر است . »
« عثمان بن عفان » در رابطه با علي (ع ) گفته است : « رسول خدا فرمود , نگاه به علي (ع ) عبادت است » .
« عايشه » به نقل از پيامبر اكرم (ص ) گفته است : « علي (ع ) اولين كسي است كه به من ايمان آورد و آخرين كسي خواهد بود كه با من وداع خواهد كرد و اولين كسي است كه در قيامت با من ديدار خواهد كرد. »