روزنامه جمهوري اسلامي 16/08/1383 صفحه امام
امام خميني : ما ميتوانيم




علي معصومي (وزوايي )
قصد نداريم از دستاوردها و پيشرفت علمي و فني جمهوري اسلامي ايران سخن بگوييم و از افتخاراتي كه انقلاب اسلامي در اين زمينه به دست آورده است , فهرستي ارائه بدهيم ; زيرا موضوع مذكور از چنان ابعادي برخوردار است كه در اين مجال نمي توان به آن پرداخت . فقط ميخواهيم به اين نكته اشاره كنيم كه اكنون توان علمي و فني جمهوري اسلامي ايران به حدي اوج گرفته است كه دشمنان جهاني اسلام كاملا احساس خطر كرده و در صدد برآمده اند به هر نحوي كه ممكن است از اقتدار علمي و فني ايران جلوگيري نمايند. بنابراين , اكنون ايران اسلامي درگير يك جنگ تمام عيار علمي و فني با غرب است و جبهه بزرگ اين جنگ نيز فعلا مساله دست يابي ايران به فناوري هسته اي است .
ترديدي نيست كه پشتوانه همه وحشي گري هاي جهان غرب و پشتوانه سلطه استكبار در سرزمين هاي ديگر , چيزي غير از توان علمي و فني آن نيست ; تواني كه اساس قدرت نظامي و پشتوانه زورگويي هاي غربي ها نيز محسوب مي شود. به همين دليل است كه مجموعه جهان غرب به شدت از توان روزافزون علمي و فني ايران نگران شده است . غربي ها مي پندارند اگر جهان اسلام به قدرت علمي و فني موثري دست يابد , دوره زورگويي و دوره استثمار سيصد ساله غرب به پايان خواهد رسيد. زماني هم دوره قلدري غرب مضمحل خواهد شد; زيرا در فرهنگ غرب هيچ ارزش و اصالتي وجود ندارد و كاملا ضدانساني است و همين كه قلدري و زور از پشت آن برود , به سرعت مضمحل مي گردد.
تمام موفقيت هايي كه فناوران , دانشمندان و صنعت گران متعهد و مومن ايران اسلامي بعد از انقلاب اسلامي به دست آورده اند; نتيجه اين است كه آن ها خودباختگي , زبوني و احساس ناتواني را كه سال ها و دهه ها و قرن ها از سوي استكبار و عوامل داخلي اش القا شده بود , كنار گذاشتند و با صداي بلند اعلام كردند : « ما مي توانيم ! »
متاسفانه در تاريخ معاصر ايران ; يعني از زمان قاجاريه تا سقوط رژيم پهلوي , در عرصه علم و فن و صنعت , چيزي غير از « ما نمي توانيم » شعار نبوده است . در دوره قاجاريه و پهلوي , به دليل حاكم بودن افراد بي عرضه و تسلط عوامل استعمار بر اركان سياسي و اجتماعي و فرهنگي كشور , هميشه به جوانان پرتوان ميهنمان اين گونه القا مي شد كه نمي توانيم صنعت گر و فناور شايسته اي باشيم , ما نمي توانيم مخترع و كاشف و نوآور باشيم و ما نمي توانيم دانشمند و مدير قابلي باشيم
ما نمي توانيم به تنهايي و خارج از حمايت قدرتهاي غربي از كشور و ميهنمان دفاع نماييم , و...
خلاصه اين كه پيوسته به گوش مردم و جوانان از « ما نمي توانيم » ها گفته مي شد و اگر هم كسي مي خواست بگويد « ما مي توانيم » , عوامل استعمار وي را خفه مي كردند و بلايي به سرش مي آوردند كه ديگر كسي از « توانستن » سخن نگويد.
گرچه « ما نمي توانيم » كه در تاريخ معاصر ايران از دهان عوامل شناخته شده داخلي دشمن بيرون آمده است , فراوان مي باشد , ولي براي نمونه فقط دو مورد را ذكر مي كنيم . نمونه اول مربوط به دوره رضاخان و نمونه دوم مربوط به دوره محمدرضا خان است .
دكتر محمود حسابي در بخشي از خاطراتش كه مربوط به چگونگي تاسيس دانشگاه تهران است , چنين نقل مي كند كه چون به فكر تاسيس دانشگاه تهران افتادم , طرحي تهيه كردم و نزد « حكمت » كه وزير فرهنگ بود , بردم . حكمت طرح را پذيرفت ولي ابراز كرد كه همه كاره و رئيس تعليمات عالي « صديق اعلم » است و رضاشاه به او اختيارات زيادي داده است . بنابراين , بايد طرح تو را صديق اعلم تاييد كند. چون طرح را به صديق اعلم فرستادم , مدتي پاسخ نداد. تصميم گرفتم شخصا كار را دنبال كنم . بعد از آن كه وقت ملاقات گرفتم و نزد صديق اعلم رفتم , او بدون آن كه كم ترين رودربايستي نشان بدهد , بر سرم فرياد كشيد و گفت : چه كسي به شما گفته است پايتان را توي كفش خارجي ها بكنيد و براي تاسيس دانشگاه طرح تهيه نماييد. مگر ما مي توانيم به چنين كارهايي دست بزنيم تربيت دكتر و مهندس , كار خارجي ها است , كار اروپايي ها و آمريكايي ها است نه كار ما. ما هفتاد سال ديگر هم نمي توانيم دانشگاه تاسيس كنيم ; هفتاد سال ديگر هم دانشگاه ساختن براي ايران زود است .....
در زمان محمدرضا خان و در آن زمان كه موضوع ملي شدن صنعت نفت مطرح بود , علي رزم آرا منصب نخست وزيري را برعهده داشت . رزم آرا در پنجم تير 1329 با پيشنهاد و حمايت صريح آمريكا و انگليس به نخست وزيري رسيد تا از ملي شدن صنعت نفت جلوگيري نمايد. با نخست وزير شدن رزم آرا , همه مطبوعات و رسانه هاي استكباري دنياي غرب به تعريف و تمجيد از وي پرداختند و اعلام كردند كه اين ژنرال ارتش , بهتر از محمدرضا خان مي تواند موضوع نفت را به نفع غرب حل كند. رزم آرا نيز به سبب قولي كه به اربابانش داده بود , به شدت عليه ملي شدن صنعت نفت موضع گرفت و پيوسته از زبوني و ناتواني ملت ايران در اداره صنعت نفت سخن گفت . وي كار را به جايي رساند كه به مجلس رفت و در آن جا طي سخنراني خود چنين گفت : ايراني ها لياقت و توانايي ساختن لولهنگ (آفتابه گلي ) را هم ندارند تا چه رسد به اين كه بخواهند صنايع پيچيده نفت را اداره كنند.....
گرچه ظهور جريان انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني در فضاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي ايران , از همان ابتدا نسيم توانستن و خودباوري را به پيكر جامعه مي فرستاد تا فضاي سياه و زبونانه دوره استعماري به تدريج از ميان بردارد , ولي با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 , بهترين مصداق توانايي ملت مسلمان رخ نمود و از آن زمان به بعد , فضاي خودباوري و اعتماد به توانايي در ميان ملت مسلمان ايران هر روز پر رنگ تر شد. به ويژه آن كه امام خميني پي در پي با كلام موثر و طوفاني اش هر روز نداي خودباوري و توانايي سرمي داد و به عموم ملت مسلمان ايران , به ويژه به جوانان توصيه مي فرمود كه به توانايي هاي خود در پيمودن راه هاي ساخت و رسيدن به قله هاي موفقيت , يقين داشته باشند.
آبان سال 1362 (21 سال پيش ) كه امام خميني يكي از سخنراني هاي معروف مهم خود را درباره لزوم گسترش روح خودباوري و اعتماد به نفس در عرصه علم و فن و صنعت ايراد فرمود , حتي در داخل ايران نيز كمتر كسي مي توانست با اعتقاد كامل , به خود بقبولاند كه دقيقا 21 سال ديگر , و آن هم در همان ماه آبان , پيشرفت جوانان متعهد و دانشمند ايران در يكي از پيچيده ترين شاخه هاي دانش (فناوري هسته اي ) به درجه اي از پيشرفت خواهد رسيد كه يكي از مهم ترين موضوعات بحث انگيز در سطح جهان خواهد شد و مجموعه جهان غرب متحد خواهد شد تا به هر نحوي كه ممكن است اجازه ندهد سرعت پيشرفت دانش هسته اي ايران بيش از اين شتاب بگيرد , ولي براي امام خميني و كساني كه ذهن و قلبشان از شعاع بينش امام خميني روشن شده بود , رسيدن به چنين روزهاي شكوهمندي نه تنها بعيد نبود بلكه خيلي قريب بود. در آن زمان , امام خميني در جمع تعدادي از صنعتگران , مبتكران و مخترعان ميهنمان , از اعتماد به نفس سخن گفتند و به جوان ها فرمودند كه در عرصه دانش و فن به هر مرحله اي كه بخواهند , مي توانند دست يابند , به شرط اين كه شعار ذلت بار و زبونانه دوره سياه پهلوي كه « ما نمي توانيم » بوده , كنار بگذارند و با يقين كامل , شعار « ما مي توانيم » را سر دهند. در آن روز امام خميني خطاب به مخترعان و صنعتگران و اهل فن فرمودند :
من از مشاهده شما برادران كه در راه پيشبرد مقاصد اسلام و پيشبرد مقاصد ميهن مشغول جهاد هستيد تشكر مي كنم , و اميدوارم كه خداوند شما همه برادران را توفيق بدهد كه بيشتر براي كشور خودتان مفيد باشيد. شما مي دانيد كه در رژيم سابق بايد بگوييم كه رژيم بازدارنده بود نسبت به جوانهاي ما , آنها را نه اينكه نمي خواست رشد بدهد , آنها را مي خواست متوقف كند به نفع ابرقدرتها. و لهذا همه جهات اين كشور وابسته شد , و با چپاولهاي بسيار زياد , وابستگان به آن رژيم فرار كردند و يك كشوري كه ورشكسته بود تقريبا , به دست شما جوانان دادند , و شما جوانان برومند كشور هستيد كه بايد جبران آن نقيصه هايي كه در طول تاريخ اين دو جنايتكار , پدر و پسر جنايتكار به اين كشور وارد شد جبران كنيد. و عمده اين است كه شما دو جهت را در نظر بگيريد كه من كرارا عرض كردم , يكي اعتماد به خداي تبارك و تعالي , كه وقتي كه براي او بخواهيد كار بكنيد به شما كمك مي كند , راه را براي شما باز مي كند , در هر رشته كه هستيد راههاي هدايت را به شما الهام مي كند , و يكي اتكال به نفس , اعتماد به خودتان . شما خودتان جوان هايي هستيد كه مي توانيد همه كارها را انجام بدهيد. مخترعين ما مي توانند در سطح بالا اختراع بكنند. مبتكرين ما مي توانند در سطح بالا ابتكار كنند , به شرط اينكه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند , و معتقد بشوند به اينكه « مي توانيم » در رژيم سابق « نمي توانيم » را در بين همه قشرها شايع كردند , به همه گفتند « ما نمي توانيم » و بايد تواناها بيايند و به ما تعليم بدهند , آنها هم كه مي آمدند تعليم نمي دادند , شماها را وابسته مي كردند. امروز كه دست همه آنها بحمدالله قطع شده است وديگر براي آنها جايي در اين كشور باقي نمانده است , اين شما جوانهاي كشور هستيد كه در هر جا هستيد بايد به فكر آتيه كشور خودتان باشيد , حال كشور خودتان باشيد. و لازم است كه با اين دو خصيصه , اتكال به خداي تبارك و تعالي , اطمينان به نفس , با اين دو خصيصه به پيش برويد , و بعد از مدت كوتاهي خواهيد ديد كه راههاي سعادت بر شما باز مي شود , و قدرتهاي بزرگ طمعشان قطع مي شود. و ان شا الله اين كشور يك كشور نمونه مي شود براي كشورهاي ديگري كه آنها هم گرفتار آن تبليغات ابرقدرتها هستند كه نمي گذارند آنها هم رشد بكنند (صحيفه امام , جلد 18 ص 189 و 190 )
همان طور كه مشاهده مي شود , امام خميني به صنعت گران , مخترعان و جوانان اطمينان مي دهد كه اگر توكل به خدا و اعتماد به نفس داشته باشند و « نتوانستن » را از ذهن خود بيرون بريزند , در مدت كوتاهي , راه هاي سعادت و ترقي و پيشرفت در زمينه هاي مختلف علمي و فناوري به رويشان گشوده مي شود. اكنون مدتي است كه اين سخنان امام خميني در عرصه دانش و فن تا حدود چشمگيري مصداق يافته و جوانان متعهد و دانشمند ميهنمان توانسته اند راه هاي سختي را در اين زمينه بپيمايند و در عرصه هايي مثل فناوري هسته اي و.. به موفقيت هاي بزرگي دست يابند و راه هاي روشن و سعادتمندي براي ميهن و ملت بگشايند. بنابراين , رسيدن دانشمندان و صنعتگران و فناوران متعهد ميهن ما به قله هاي بلند دانش و فن , محصول هدايت هاي روشنگرانه امام خميني است و در تمام پيشرفت هايي كه به دست آورده ايم , مرهون تفكر امام خميني هستيم . مسلما اگر به همين منوال , رهنمودهاي امام خميني را در عرصه هاي مختلف فني , علمي , صنعتي و... چراغ راه قرار دهيم , مسيرهاي افتخار آميزتري بر رويمان گشوده خواهد شد. به شرط آن كه مرعوب هياهوي دشمنان نشويم و با صلابت و قدرت , به راه خود ادامه دهيم .
تمام موفقيت هايي كه فناوران , دانشمندان و صنعت گران متعهد و مومن ايران اسلامي بعد از انقلاب اسلامي به دست آورده اند , نتيجه اين است كه آن ها خود باختگي , زبوني و احساس ناتواني را كه سال ها و دهه ها و قرن ها از سوي استكبار و عوامل داخلي اش القا شده بود , كنار گذاشتند و به پيروي از امام خميني (ره ) با صداي بلند اعلام كردند : « ما مي توانيم ! »
متاسفانه در تاريخ معاصر ايران , يعني از زمان قاجاريه تا سقوط رژيم پهلوي , در عرصه علم و فن و صنعت , چيزي غير از « ما نمي توانيم » شعار فرمانروايان , مسئولان علمي و فرهنگي و دست اندركاران صنعت و فن نبوده است .
رزم آرا به سبب قولي كه به اربابانش داده بود , به شدت عليه ملي شدن صنعت نفت موضع گرفت و پيوسته از زبوني و ناتواني ملت ايران در اراده صنعت نفت سخن به ميان آورد. وي كار را به جايي رساند كه به مجلس رفت و در آن جا طي سخنراني خود چنين گفت : ايراني ها لياقت و توانايي ساختن لولهنگ (آفتابه گلي ) را هم ندارند تا چه رسد به اينكه بخواهند صنايع پيچيده نفت را اداره كنند.
صديق اعلم , رييس تعليمات عاليه در دوره رضاخان , خطاب به دكتر محمود حسابي گفت : چه كسي به شما گفته است پايتان را توي كفش خارجي ها بكنيد و براي تاسيس دانشگاه طرح تهيه نماييد. مگر ما مي توانيم به چنين كارهايي دست بزنيم تربيت دكتر و مهندس , كار خارجي ها است , كار اروپايي ها و آمريكايي ها است نه كار ما. ما هفتاد سال ديگر هم نمي توانيم دانشگاه تاسيس كنيم , هفتاد سال ديگر هم دانشگاه ساختن براي ايران زود است .
امام خميني خطاب به مخترعان , صنعت گران و فناوران فرمودند : عمده اين است كه شما دو جهت را در نظر بگيريد كه من كرارا عرض كردم , يكي اعتماد به خداي تبارك و تعالي , كه وقتي كه براي او بخواهيد كار بكنيد به شما كمك مي كند , راه را براي شما باز مي كند , در هر رشته كه هستيد راههاي هدايت را به شما الهام مي كند , و يكي اتكال به نفس , اعتماد به خودتان . شما خودتان جوان هايي هستيد كه مي توانيد همه كارها را انجام بدهيد. مخترعين ما مي توانند در سطح بالا اختراع بكنند. مبتكرين ما مي توانند در سطح بالا ابتكار كنند , به شرط اينكه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند , و معتقد بشوند به اينكه « مي توانيم » . در رژيم سابق « نمي توانيم » را در بين همه قشرها شايع كردند. به همه گفتند « مانمي توانيم » و بايد تواناها بيايند و به ما تعليم بدهند , آنها هم كه مي آمدند تعليم نمي دادند , شماها راوابسته مي كردند.
پس لازم است كه با اين دو خصيصه , اتكال به خداي تبارك تعالي , اطمينان به نفس , با اين دو خصيصه به پيش برويد , و بعد از مدت كوتاهي خواهيد ديد كه راههاي سعادت بر شما باز مي شود , و قدرتهاي بزرگ طمعشان قطع مي شود.