
« عدنان حسن منصور » سفير فوق العاده و تام الاختيار لبنان در تهران در
مصاحبه اي اختصاصي با روزنامه جمهوري اسلامي به چند سوال راجع به
تحولات خاورميانه , فشار آمريكا و فرانسه و اسرائيل بر لبنان , مناسبات
بيروت ـ دمشق و نيز روز جهاني قدس پاسخ داد.
عدنان منصور كه در خرداد سال 1378 پيش از فرار زبونانه نظاميان
صهيونيست از جنوب لبنان عهده دار سفارت لبنان در تهران گرديد ,
فارغ التحصيل رشته علوم سياسي و اقتصادي از دانشگاه « سن ژوزف »
فرانسه است . او به سه زبان انگليسي , فرانسوي و عربي تسلط كامل دارد و
تاليفات متعددي در امور سياسي دارد. مصاحبه ايشان را با هم
مي خوانيم
ثقطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل كه با فشار آمريكا و فرانسه به
تصويب رسيد رويدادهائي مانند روابط تاريخي بيروت و دمشق , اقدام
مجلس لبنان در تمديد دوره رياست جمهوري آقاي « اميل لحود » و نيز
همكاريهاي دفاعي و نظامي سوريه و لبنان را به چالش كشانيده است . به
اعتقاد جنابعالي علت اصلي اين جبهه گيري عليه اتحاد سوريه و لبنان
چيست
قبل از پرداختن به قطعنامه شماره 1559 شوراي امنيت , لازم مي دانم به
روابط مستحكم و تاريخي ميان لبنان و سوريه اشاره نمايم و اين حقيقت را
ذكر كنم كه روابط لبنان و سوريه فراتر از روابط متعارف ميان دو كشور
دوست و همجوار است و پيوندهاي عميق و ديرينه تاريخي و اهداف
سرنوشت ساز و منافع مشترك از خصوصيات بارز اين روابط مي باشد ,
علاوه بر آن تهديدهاي مشترك و مستمري دو كشور را هدف قرار داده و
بخشهايي از خاك دو كشور بوسيله رژيم صهيونيستي اشغال شده است .
لبنان از سال 1975 تا 1990 دوران بسيار سختي را بدليل جنگ هاي
داخلي داشته , و سرانجام تمام گروههاي لبناني به كمك و مساعدت سوريه
در نشست « طائف » عربستان به توافق دست يافتند. در مراحل بعدي نقش
سوريه در تحقق صلح و آرامش در لبنان بسيار موثر بود و با كمك سوري ها
صفحه تاريك جنگ داخلي براي هميشه در لبنان بسته شد.
مسئله تمديد دوره رياست جمهوري در لبنان مطلب تازه اي نيست و
مسبوق به سابقه است . پس از انتهاي دوره رياست جمهوري « الياس
هراوي » نمايندگان ملت لبنان با درك شرايط موجود و با تعديل قانون
اساسي , رياست جمهوري او را براي مدت سه سال تمديد نمودند و پس از
پايان اين دوره سه ساله آقاي « سپهبد اميل لحود » انتخاب گرديد. آقاي
لحود در دوران شش ساله رياست جمهوري خود , در حمايت شجاعانه و
همه جانبه از مقاومت ملي لبنان و نيز اصرار بر عقب نشيني ارتش رژيم
صهيونيستي از خاك لبنان , سنگ تمام گذاشت .
در سال 2000 با خروج سربازان اسرائيل از جنوب لبنان اين پيروزي
تاريخي تحقق يافت و پس از انتهاي دوران رياست جمهوري آقاي لحود ,
مجلس نمايندگان لبنان اراده ملت را براي تمديد رياست جمهوري وي براي
سه سال ديگر , عينيت بخشيد و با راي قاطع 96 نماينده از مجموع 128
نماينده مجلس لبنان , به تصويب رسيد.
يادآور مي شوم قبل از تمديد رياست جمهوري آقاي لحود بعضي
اظهارنظرهاي خارجي بر استقلال لبنان در تعيين سرنوشت خويش تاكيد
مي نمودند و برخي ديگر نيز نسبت به حضور سوريه در لبنان انتقاد كرده و
سوريه را به دخالت در امور داخلي لبنان متهم مي كردند. اما هنگاميكه لبنان
تصميم به تمديد رياست جمهوري آقاي لحود گرفت , بيدرنگ برخي
طرفهاي خارجي , شوراي امنيت را جهت بررسي موضوع لبنان دعوت كرده
و سرانجام قطعنامه شماره 1559 صادر گرديد .
بدون شك قطعنامه شوراي امنيت يك اقدام ظالمانه و اجحافي در حق
لبنان بوده است . قطعنامه مذكور منعكس كننده حقايق موجود نبوده و
چنانچه به اختيارات و وظايف شوراي امنيت بنگريم اين سوال را مطرح
مي كنيم كه آيا تمديد رياست جمهوري از طريق نمايندگان ملت و در
چارچوب قانون اساسي , امنيت و صلح جهاني را تهديد كرده است كه
شوراي امنيت به درخواست يك يا چند كشور جهت بررسي اين مسئله گرد
هم مي آيد ! آيا اصلاحات انجام شده در قانون اساسي لبنان نخستين
اصلاحي است كه در جهان اتفاق افتاده !
آيا هيچ قانون اساسي تاكنون بازنگري نشده و مدت رياست جمهوري
در برخي كشورها بدون هياهو تمديد نشده بدون اينكه نگراني جامعه جهاني
برانگيخته شود ! آيا تحولي كه در قانون اساسي لبنان انجام گرفت صلح
جهاني را بيش از جنايات و نسل كشي و قتل عام و انهدام منازل مسكوني
مردم بي دفاع و مظلوم فلسطين توسط ماشين جنگي رژيم صهيونيستي
تهديد مي كند و آيا اين تغييرات بيشتر از آنچه اكنون در عراق اتفاق مي افتد ,
جامعه جهاني را تهديد مي كند !
البته علت اساسي صدور قطعنامه اخير به هيچوجه مسئله تمديد دوره
رياست جمهوري و يا ادعاي دخالت سوريه در امور داخلي لبنان نيست .
بلكه اين اقدام جهت تسويه برخي حسابها انجام گرفته و علت آن مواضع
مشترك , استراتژيك و هماهنگ ميان سوريه و لبنان در مورد موضوعات
اساسي مربوط به لبنان و سوريه و كل منطقه مي باشد. همچنين مواضع
سوريه و لبنان در خصوص طرح آمريكايي خاورميانه جديد و نيز ايستادگي
لبنان در مقابل حل مسئله فلسطين به روش رژيم صهيونيستي از ديگر
علت ها است .
صلح مورد قبول لبنان , صلحي است كه براساس حق و عدالت
پايه ريزي شده باشد , صلحي دائم و فراگير كه با عقب نشيني اسرائيل از تمام
مناطق اشغال شده كشورهاي عربي و از جمله كشتزارهاي لبناني شبعا و
تشكيل دولت مستقل فلسطيني , محقق مي شود.
قطعنامه 1559 شوراي امنيت , مصداق منطق زور و زياده خواهي و
دخالت در امور داخلي ديگران و يك نمونه بارز از برخورد دوگانه است . اي
كاش به جاي قطعنامه مذكور كه يك تصميم ظالمانه در حق لبنان بوده ,
قطعنامه اي از سوي شوراي امنيت صادر مي گرديد تا به قتل عام و جنايات
اسرائيل در فلسطين اشغالي خاتمه دهد و يا خرابكاري و اشغال عراق را
متوقف كند.
ثآيا جنابعالي دست صهيونيست ها را در تصويب قطعنامه اخير آمريكا و
فرانسه در شوراي امنيت دخيل نمي دانيد
نقش اسرائيل در تصويب قطعنامه اخير هر چه باشد , رويكرد جديدي از
جانب اسرائيل در تعامل با لبنان و سوريه و جهان عرب نخواهد بود. زيرا
يك مناقشه تاريخي و اساسي در منطقه وجود دارد كه از زمان تاسيس دولت
اسرائيل در سال 1948 آغاز گرديد و طي آن لبنان و سوريه در طول ربع قرن
گذشته مورد تجاوز اسرائيل قرار گرفته اند. اسرائيل خواهان حل و فصل
مناقشه خاورميانه و مسئله فلسطين براساس اهداف و منافع خود و با تكيه بر
نيروي نظامي مي باشد. اسرائيل در حالي خواهان تحقق صلح در منطقه است
كه همزمان خواهان ادامه اشغال مناطقي از خاك لبنان و سوريه است و
خواهان به فراموشي سپردن قطعنامه شوراي امنيت (شماره 194 ) در
خصوص حق بازگشت پناهندگان فلسطيني به خانه و كاشانه خود مي باشد.
اسرائيل بدنبال تحقق صلحي است كه در آن بخش اعظم سرزمين فلسطين را
در اختيار خود داشته باشد اما مردم اين سرزمين را در مناطق اشغال شده
محدود نمايد. صلح مورد نظر اسرائيل با مخالفت قاطع لبنان و سوريه
مواجه شده زيرا هرگز چنين صلحي در منطقه پايدار نخواهد بود.
در حقيقت , مواضع حق طلبانه سوريه , لبنان و جمهوري اسلامي ايران
در برابر زورمداري و منطق تجاوز اسرائيل و طرح صلح آن , علت اصلي
فشارها و تهديدات و توطئه هايي است كه عليه لبنان و سوريه و جمهوري
اسلامي ايران شكل مي گيرد.
ث هنگامي كه جنگ داخلي 14 ساله لبنان , تمام زير ساخت هاي اين كشور را
تهديد مي كرد و هيچيك از راه حل هاي ارائه شده كارساز نبود براساس
دعوت اتحاديه عرب و توافقنامه اجلاس طائف سربازان سوري براي ايجاد
ارامش در لبنان مستقر شدند . اما اكنون كه قطعنامه 1559 حضور نظامي
سوريه را زير سوال برده است , چرا اتحاديه عرب موضعگيري شفاف و
مشخصي ندارد
قبل از هر چيز , لازم مي دانم اشاره كنم كه حضور نيروهاي سوريه در
لبنان به دعوت يك طرف نبوده , بلكه در چارچوب توافقنامه هاي دو جانبه
ميان لبنان و سوريه , صورت گرفته است . همكاري و تعامل با كشور سوريه از
طريق نهادهاي قانوني و هيئتهاي بلند پايه دو كشور صورت مي گيرد و
بنابراين حضور سوريه در لبنان منطبق با اراده و خواست دو كشور بوده ,
بخصوص اينكه لبنان در آن شرايط تازه از جنگ 14 ساله خارج گرديده و
حضور نيروهاي سوريه در لبنان نقش بسيار مساعدي در هماهنگي با دولت
لبنان جهت برقراري صلح و ارامش و امنيت داخلي , ايفا نموده و سايه
تروريست را از لبنان , دور ساخته است .
يادآوري مي كنم كه حضور ارتش سوريه در لبنان , موقتي مي باشد و
موضوع عقب نشيني نيروهاي سوريه منوط به اراده و تصميم مسئولان دو
كشور مي باشد و چنانچه لبنان تصميم بگيرد , اين امر محقق خواهد شد. اما
در شرايط فعلي ضرورت ايجاب مي كند كه اين حضور ادامه پيدا كند و
همكاري و هماهنگي دو كشور قويتر گردد. اتحاديه كشورهاي عرب درواكنش
به قطعنامه 1559 شوراي امنيت در كنار لبنان ايستاد نيز از توافقنامه طائف
حمايت مي كند و خود يكي از طرفهاي مهم آن بوده است . اتحاديه كشورهاي
عربي , شرايط و خواسته هاي لبنان را درك مي كند و از همكاري سوريه و
لبنان پشتيباني مي نمايد. مواضع اتحاديه عرب هرگز از حمايت و تاييد
مواضع سوريه و لبنان فاصله نداشته است .
در عين حال لازم مي دانيم بر اين نكته تاكيد كنيم كه اتحاديه عرب
نمي تواند در برابر قطعنامه اي كه از جانب شوراي امنيت صادر گرديده ,
موضع بگيرد و آن را رد نمايد گر چه ديدگاه مختلفي در اين زمينه دارد.
همانطوريكه لبنان نيز هرگز چنين قطعنامه اي را رد نكرده است . ما در ارتباط
با اين قطعنامه پرسشهاي اساسي داريم و نقطه نظراتي ارايه مي دهيم و
تماسهائي با كشورهاي ذيربط برقرار مي كنيم و حقايق جاري لبنان را براي
آنان توضيح مي دهيم و ديدگاههاي خود را با دلايل متعدد , مستند مي كنيم .
دستگاه ديپلماسي لبنان تلاشهاي فراواني را از طريق كانالهاي بين المللي
جهت بيان حقايق و ايجاد تصوير و درك صحيح از شرايط لبنان نزد
كشورهايي كه در تصويب قطعنامه 1559 نقش اساسي داشته اند , انجام داده
و مي دهد.
ث به نظر جنابعالي برنامه هاي دولت آقاي « عمر كرامي » نخست وزير جديد
لبنان در برابر فشارهاي غرب بويژه قطعنامه تبعيض آميز شوراي امنيت
چيست
زود است كه در مورد برنامه هاي دولت جديد لبنان سخن بگوييم , زيرا
دولت جديد مي بايست برنامه هاي خود را جهت اخذ راي اعتماد به مجلس
نمايندگان لبنان تقديم نمايد. البته ذكر اين نكته ضروري است كه آقاي عمر
كرامي نخست وزير لبنان يك شخصيت سياسي ملي و قومي است و در
راهبرد لبنان در تعامل با كشور سوريه و نيز تعامل با موضوعات حياتي منطقه
و جامعه جهاني و بخصوص مسئله فلسطين , گام خواهد نهاد و بر آزادي
باقيمانده سرزمينهاي اشغالي لبنان تاكيد خواهد كرد. وي همچنين در داخل
لبنان نيز همت خويش را در جهت حل مشكلات و رفع موانع پيشرفت
اقتصاد ملي , خواهد گمارد. البته سياستهاي كلي كشور ثابت خواهد ماند.
وي محورهاي اساسي سياستهاي كلي لبنان را تلاش جهت تحقق
توسعه و رشد داخلي و ايجاد راه حلهاي علمي براي مشكلات اقتصادي و
اجتماعي , تلاش در جهت تحقق امنيت داخلي و مبارزه باگونه هاي مختلف
تروريسم , تلاش در جهت پايان اشغال كشتزارهاي شبعا و ديگر مناطق
لبناني از دست رژيم غاصب اسرائيل , تاكيد بر نفي اقامت دائمي پناهندگان
فلسطيني و تلاش در جهت بازگشت آنان به خانه خود , تحكيم روابط ممتاز
با كشور سوريه و فعال كردن حوزه هاي همكاري مشترك دو كشور , پايداري
در ايجاد همگرائي كشورهاي عربي , تلاش در جهت برقراري بهترين روابط
دو جانبه با كشورهاي مختلف جهان بخصوص اروپا و آمريكا بر پايه اصول
حق و عدالت و برابري و احترام متقابل برشمرد.
ث جناب سفير اجازه بدهيد از مسايل مربوط به لبنان خارج شويم و به
مصائبي كه ملت فلسطين سالهاست با آن دست به گريبان هستند , بپردازيم .
چنانچه اطلاع داريد جنايات رژيم صهيونيستي عليه فلسطيني هاي مظلوم به
پديده اي روزمره تبديل شده و بي تفاوتي جهاني نيز به اين وضعيت كمك
كرده است . به عقيده جنابعالي با چه راهكاري مي توان اين روند را متوقف
نمود. در اين راه وظيفه كشورهاي اسلامي بويژه دولتهاي عرب چيست
بدون شك آنچه كه در حال حاضر در فلسطين اشغالي اتفاق مي افتد بدور
از تصور بوده و يك فاجعه بزرگ انساني است كه نظير آن به ندرت اتفاق
افتاده است وجه متمايز آن اينست كه اين فاجعه بزرگ در برابر ديدگان
جهاني و هيئتهاي بين المللي و سازمانهاي حقوق بشر اتفاق مي افتد.
جنايات اسرائيل در فلسطين اشغالي بدون شك نيازمند اقدام فوري جامعه
جهاني است . هيچ فرد عاقل و آزاده از تقصير و بي تفاوتي سازمانهاي بين
المللي و منطقه اي و هيئتهاي حقوق بشر در ارتكاب اين فاجعه , نمي گذرد.
بي تفاوتي اين سازمانهاها باعث جري شدن و گستاخي رژيم صهيونيستي
در تشديد جنايات خود گرديده است . آنان در حاليكه فجايع انساني و
روزانه را در فلسطين و عراق نظاره مي كنند اما كوچكترين واكنشي از خود
نشان نمي دهند جنايات اسرائيل نه تنها مردم بي دفاع فلسطين را تهديد
مي كند بلكه امنيت كل جهان را تهديد مي كند متاسفانه در جهان امروز
برخي ها نگاه دوگانه نسبت به مشكلات دارند , در حاليكه از آلام و جنايات و
فجايع اسرائيل چشم پوشي مي كنند.
ث به اعتقاد جنابعالي در شرايطي كه سازمان هاي بين المللي و شوراي امنيت
سازمان ملل در برابر جنايات آشكار اسرائيل در سرزمينهاي اشغالي فلسطين
سكوت معناداري را پيشه كرده اند و دولتهاي جهاني نيز در جلوگيري از اين
جنايات قصور مي كنند , چگونه مي توان افكار عمومي ملت هاي مسلمان را به
حمايت از فلسطيني ها بسيج كرد ديدگاه جنابعالي راجع به نامگذاري
آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان « روز جهاني قدس » چيست
اين جمله را براي ثبت در تاريخ اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران از
نخستين روز پيروزي انقلاب شكوهمند خود , مواضع شرافتمندانه و
شجاعانه در حمايت از آرمانهاي حق طلبانه و بخصوص مسئله فلسطين و
مقاومت لبنان در برابر تهديدات رژيم صهيونيستي اتخاذ كرده و در مقابل
جنايات و توطئه هاي گوناگون رژيم صهيونيستي مواضع اصولي اتخاذ كرده
است .
جمهوري اسلامي ايران , نمونه زنده و اسوه رهبري جهان اسلام را
معرفي نمود , هنگاميكه رهبر فقيد و فرزانه خويش يعني امام خميني (ره )
آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را , روز جهاني قدس نامگذاري فرمودند ,
اين حركت يك انفجار عظيم در افكار عمومي جهان اسلام بوجود آورد و
باعث بيداري مسلمانان و گسيل داشتن افكار عمومي به سوي آرمان فلسطين
و حقوق مشروع ملت آزاده فلسطين و بيان ابعاد خطرناك تهديدات مستمر
رژيم صهيونيستي و تهديد صلح و امنيت منطقه خاورميانه
گرديد.
مقابله با تهديدات مستمر رژيم صهيونيستي عليه امنيت ملتهاي منطقه
در فلسطين و سوريه و لبنان , نيازمند همگرايي و وحدت عمل و تصميم
مشترك كشورهاي منطقه واتخاذ راهبردهاي فعال و موثر و اجتناب از
تلاشهاي فردي و پراكنده كه خواست ملتهاي منطقه را (در تحقق عدالت و
صلح ) محقق نمي سازد , است .
اعلام روز جهاني قدس , ابتكاري حكيمانه در دعوت جامعه جهاني
براي اتخاذ تصميم قاطع در جهت پايان جنايات اشغالگران , مي باشد.
مقابله با تهديدات مستمر رژيم صهيونيستي نيازمند
وحدت عمل و تصميم مشترك كشورهاي منطقه و اتخاذ
راهبردهاي فعال وموثر است و در اين راه از اقدامات و
تلاشهاي فردي بايد اجتناب نمود
« روز جهاني قدس » افكار عمومي مسلمانان جهان را به
سوي آرمان فلسطين معطوف نمود و ابعاد خطرناك
تهديدات مستمر رژيم صهيونيستي عليه صلح و امنيت
خاورميانه را برملا ساخت
آنچه در فلسطين اشغالي اتفاق مي افتد فجايع انساني
عليه ملت اين سرزمين است . اين فجايع بزرگ در برابر
ديدگان جهان , سازمان هاي حقوق بشر و سازمان ملل
اتفاق مي افتد
قطعنامه 1559 شوراي امنيت , مصداق منطق زور , زياده
خواهي و دخالت در امور داخلي ديگران است و يك
نمونه بارز از برخورد دوگانه اين سازمان بين المللي به
شمار مي رود. كاش بجاي قطعنامه مذكور اين شورا
قطعنامه ديگري را صادر مي كرد تا قتل عام و جنايات
جاري را در فلسطين و عراق متوقف كند
حضور ارتش سوريه در خاك لبنان موقتي است و در
چارچوب توافقنامه هاي دو جانبه صورت گرفته است .
بنابراين موضوع عقب نشيني اين نيروها منوط به تصميم
مسئولان دو كشور مي باشد و چنانچه لبنان بخواهد , اين
امر محقق خواهد شد

|