سامانه اينترنتي « گويا نيوز » به نقل از مجله ژون آفريك نوشت : هفت
خطاي جورج بوش در عراق , وي را با مشكل روبرو كرده است .
اين سامانه به نقل از مجله فرانسوي زبان ژون آفريك افزود : آقاي بوش
در قلعه اي از باورها و تخيلات خودش زنداني شده و راهي به بيرون ندارد
زيرا وي از افراد خردمند و اهل استدلال دوري كرده است .
بوش همزمان سه هدف را دنبال مي كند , مبارزه با تروريسم , تسخير و
تسلط بر منابع جديد نفتي و يك تصور خيالي از تمدن جهاني كه خود بوش
و هم مسلكان وي پايه گذاري كرده اند.
در نتيجه اين مبارزه سه گانه و همزمان , بوش به ناچار نيروهاي خود را
پخش كرده و با اين كار عملا تروريسم را تقويت كرده است .
دلايل خطاي بوش عبارتند از :
1 ـ بيش از يك سال است كه از كشورهاي ديگر , بزرگ و كوچك فاصله گرفته
و بخصوص با بي اعتنايي آشكار نسبت به سازمان ملل متحد , عملا خود را در
انزواي جهاني قرار داده است . يعني جنگي را با تصورات باطل درباره سلاح
كشتار جمعي آغاز كرده و براي تدبير و تجربه كشورهاي ديگر حتي هم
پيمانانش در پيمان آتلانتيك ذره اي ارزش قائل نشده است و به تصور اينكه
حق به تنهائي متعلق به اوست در برابر ديگران خود را محق دانسته و به اين
ترتيب خود را در اشتباهي گزاف غوطه ور كرده است .
بوش عاقبت هم مجبور شد در مقابل فرانسه , آلمان و روسيه به
كنفرانسي در مصر تن بدهد. عجيب آنكه مردمي كه در ابتداي حمله به صدام
براي او جشن گرفته بودند , آنها را هم شديدا آزرده خاطر كرده است .
2 ـ او استناد به مطالب خلاف واقع مي كند تا عمليات تهاجمي خود را حق
جلوه دهد , ولي حق دستاويزي براي اعمال قدرت اوست . او از خطر عراق
براي آمريكا صحبت مي كند در حالي كه همگان مي دانند عراق با وجود
تسليحات فوق العاده اي كه در زمان جنگ با ايران به دست آورده بود موفق
نشد در اين جنگ پيروز گردد.
بوش ادعا مي كند علت حمله اش به عراق براي اين بوده است كه
مي خواسته است گلوي يك ديكتاتور را فشار بدهد در صورتي كه بوش با
تمام ديكتاتورهاي روي زمين روابط بسيار نزديكي دارد و با اينگونه رژيم ها ,
براي بدست آوردن نفت , همه جور ساخت و پاختي مي كند. همانطور كه همه
مي دانند كره شمالي را كه يك قدرت اتمي مي باشد , راحت گذاشته است .
3 ـ نيروهايش را در تمام مناطق متفرق مي كند . بعد از حمله به افغانستان و
عراق , پايگاههايي در الجزيره و آسياي مركزي و قطر ايجاد كرده و همواره
سوريه , سودان و عربستان سعودي را مورد تهديد قرار
مي دهد.
سفارتخانه هايش همه جا رنگ جنگي به خود گرفته اند تا حدي كه انتظار
مي رود بزودي سفرايش با جليقه ضد گلوله از خانه خارج شوند.
4 ـ عملكرد وي باعث توسعه تروريسم شده است , يعني اينكه به عوامل بن
لادن حق داده , چشم انداز يك جنگ ميان شرق و غرب را برپا
كنند.
باندهاي عجيب و غريب در عراق ظهور مي كنند , روزي نمي گذرد كه
توطئه تازه اي رخ ندهد , همچنين خارجي ها در معرض خطر سو قصد يا
گروگانگيري دائمي هستند.
چنين به نظر مي رسد كه بين النهرين نخست تحت اشغال آمريكا در آمده
و سپس تبديل به كانون اصلي تروريسم بين المللي شده است , بطوري كه
وابستگان بن لادن عملا جنگ ميان شرق و غرب را به راه انداخته اند , گوئي
بوش دارد نقشه هاي بن لادن را اجرا مي كند , چون روز به روز جوانان
مسلمان از روي وحشت و ترس , خود را به آغوش خشونت پرتاب مي كنند.
از همه بدتر نمايش خشونت هاي الغريب و قربانيان آن و هزاران قرباني
بمباران هاي آمريكايي باعث مي شود كه توده مسلمانان فرياد اعتراض خود را
از عمليات بزرگترين ابرقدرت جهاني به آسمان بلند كنند بطوري كه رهبران
اين كشورها يعني كشورهائي نظير عربستان و مصر و پاكستان در نظر
مردمشان تبديل به مجريان اين جنايات قلمداد مي شوند.
بوش بدون مطالعه , دستگاه اداري و ارتش عراق را منحل كرد و همين امر
موجب تشديد خشونت ها شده است .
5 ـ به نظر مي رسد آقاي بوش سه هدفي را كه گفتيم در آن واحد دنبال مي كند
در صورتي كه تنها مبارزه با تروريسم در نزد مردم جهان عملي قابل قبول
است ولي گوئي اين بهانه هم تاثير خودش را از دست داده و نفت هم در
حالي كه عامل عمده جلوه مي كند , صدورش جبران مخارج اشغال و مرمت
خرابكاري ها را نمي كند , بخصوص اينكه زمستان هم دارد از راه مي رسد و
قيمت نفت هم در اين يكسال دو برابر شده است .
6 ـ در نتيجه گوش فرا دادن به ناصحين بي خبر از دنيا , بوش متوجه افزايش
كينه و عداوت ملت ها نسبت به خود و آمريكا نيست .
به عنوان نمونه مي توان از حمايت بي دريغ وي از اسرائيل نام برد كه
خشم و غضب ملل مسلمان را بوجود آورده است .
مسلمانها شاهد يك رفتار دوگانه آمريكا هستند زيرا درست در زماني كه
جنايات روزانه دولت اسرائيل بر همگان آشكاراست , سختگيري و تندخوئي
آمريكا را نسبت به خود به حق نمي دانند.
شارون تصميمات سازمان ملل را به هيچ مي شمارد , براحتي به مرزهاي
همسايگان عرب خود تجاوز مي كند , اسرائيل خود را مجهز به سلاح اتمي
مي كند , مثل برگ درخت زن و كودك را در فلسطين به خاك و خون مي كشد و
اماكن مسكوني اين مردم را با ساكنين اش تخريب مي كند.
7 ـ بوش وقتي كه ذخيره نفتي اش به آخر رسيد عكس العمل نامعقول از خود
نشان مي دهد . پس از حمله 20 شهريور 1380 به كشورش , وي « فيل هاي »
ارتش خود را براي از بين بردن « پشه هاي » تروريسم اعزام
مي دارد.
فرانسه به او توصيه مي كند قبل از واردشدن به عمليات نظامي كمي
بيانديشد و اين توصيه فرانسه را خيانت به خود دانسته و به هم پيمانانش
دستور مي دهد اين كشور را به باد ناسزا بگيرند.
وقتي مردم عراق با اشغال نظامي كشورشان مخالفت مي كنند شهرهاي
اين كشور را بمباران مي كند.
اما وقتي ايالات متحده از اين جنگ فرسوده شد و كشته هاي زيادي از
خودبجاي گذاشت در آن موقع خواهد ديد كه اين تهاجم بي فايده بوده
است , در عين حال متوجه خواهد شد كه باز هم براي مبارزه با تروريسم به
ديگر كشورها نيازمند است .
اينها حقايقي است كه آمريكا براي آتيه روابطش با دنياي خارج بايد از
آنها درس بگيرد و اين ابرقدرت جهاني عاقبت , به يك ديد توام با واقع بيني
برسد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

|