روزنامه جمهوري اسلامي 13/08/1383 صفحه سياسي
تاملي دوباره در « 13 آبان »




مقدمه
روز سيزدهم آبان در فرهنگ اسلامي و انقلابي ما به عنوان « يوم الله » شناخته شده است . اين روز بزرگ به دليل تقارن با سه رويداد مهم در تاريخ كشور ما به عنوان يكي از روزهاي حساس , تعيين كننده و سرنوشت ساز انقلاب اسلامي ايران بشمار مي رود.
تبعيد حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه ) به تركيه در 13 آبان 1343 , كشتار وحشيانه دانش آموزان در 13 آبان سال 1357 در بحبوحه انقلاب اسلامي و سرانجام , تسخير انقلابي لانه جاسوسي آمريكا در 13 آبان 1358 اگر چه به ظاهر سه رويداد متفاوت بودند و در سه مقطع مختلف زماني به وقوع پيوستند ولي هر يك در شكل دادن به حركت اسلامي و انقلابي مردم نقش خاص خود را داشتند و به دليل آنكه هر سه رخداد , در بطن خود هويت مبارزه با استكبار و ايادي آن را دارد , اين روز بزرگ پس از پيروزي انقلاب , به عنوان « روز ملي مبارزه با استكبار » ناميده شده و همه ساله در اين روز مراسم ويژه اي در جامعه و به ويژه در مدارس كشور برگزار مي شود.
اهميت اين مناسبت و شناساندن رويدادها و تحولات واقع شده در اين روز بزرگ و تاريخي از آن جهت براي نسل دانش آموز حائز اهميت است كه بدانند هر سه رويداد يادشده به نوعي در احيا فرهنگ استقلال , خودباوري و بيگانه ستيزي كشور و جامعه ما نقش داشته و هر سه رخداد سبب رشد و تحكيم عزت انقلابي مردم ما شده است . در حقيقت ما شكوه , سربلندي و اقتدار امروز خود را مرهون ايستادگي و مقاومتي هستيم كه در برابر آمريكا و رژيم ستم شاهي دست آموزش در داخل كشور از خود نشان داديم و 13 آبان در هر سه مقطع تاريخي خود جلوه گاه همين مقاومت بود.
مقاله حاضر به بررسي اين سه رويداد پرداخته و سپس تحليلي مقايسه اي از اين سه واقعه مهم و تاريخي ارائه كرده است .
نگاهي به تبعيد حضرت امام خميني
در سيزدهم آبان سال 1343 , حضرت امام خميني رحمت الله عليه توسط ماموران رژيم آمريكائي شاه بازداشت شدند و پس از انتقال از قم به تهران , به تركيه تبعيد گشتند. اين تبعيد كه يك سال پس از سركوب قيام خونين 15 خرداد و در پي انتقاد حضرت امام از سياستهاي رژيم ستمشاهي از جمله اعتراض شديد مشاراليه به تصويب لايحه استعماري كاپيتولاسيون در مجلس شوراي ملي به وقوع پيوست , سرفصلي تازه از حركتي بود كه مبارزه با استبداد داخلي و سلطه و نفوذ بيگانگان به ويژه آمريكاي جهانخوار را در كانون توجه خود قرار داده بود. حركت امام كه پشتوانه عظيمي از حمايت مردمي و نخبگان فكري , مذهبي و روشنفكري جامعه را با خود به همراه داشت ريشه در مباني اسلام داشته و دين را راهنماي عمل خود قرار داده بود.
قيامي كه امام آغاز كرده بود و رژيم شاه تصور مي كرد با تبعيد معظم له قادر به متوقف كردن آن خواهد بود , خصوصيتي متمايز از ساير خصوصيات مبارزات پيشين مردم داشته است . ويژگي حركت امام اين بود كه برخلاف حركتها و مبارزه هاي قبل , « هدف اصلي » را نشانه گرفته بود و شاه را مقصر اصلي مي دانست . پيش از اين نهضت , سياستمداران و مبارزان سياسي يا جرات مخالفت با اصل رژيم سلطنتي را نداشتند , يا اصولا به براندازي آن معتقد نبودند و يا احيانا با مطرح كردن شعار « شاه بايد سلطنت كند نه حكومت » به وجود شاه مشروعيت مي دادند. آنان درصدد بودند تا با انتقاد به دولت و يا قواي انتظامي , آزاديهائي كسب كنند و روزنامه و نشريه اي منتشر سازند و بتوانند نمايندگاني به مجلس بفرستند. در حقيقت آنان مي خواستند با بودن ريشه , با شاخه مبارزه كنند. اما ويژگي حركتي كه به رهبري امام خميني آغاز شد اين بود كه حرف دل مردم را كه شاه و دربار را عامل همه فسادهاي داخلي و خيانتهاي بيگانگان مي دانستند , شعار خود قرار داده بود و تيشه بر ريشه رژيم پوسيده و كهن و فاسد سلطنتي مي زد. اين ويژگي يكي از انگيزه هاي اصلي شاه براي تبعيد حضرت امام بود. غافل از آنكه تبعيد معظم له سبب توقف اين حركت نخواهد شد.
ويژگي بعدي نهضت امام خميني اين بود كه هيچ نوع گرايشي , نه در مكتب و نه در عمل , به بيگانه نداشت . اين نهضت به دليل اسلامي بودنش از بطن مردم جوشيده بود. از آنجا كه در انديشه اسلامي نهضت , انحرافي از صراط مستقيم الهي وجود نداشت در خط مشي سياسي و مبارزاتي آن نيز انحرافي به سوي شرق و غرب در كار نبود. امام خميني از همان آغاز آمريكا و انگليس و شوروي را عامل بيچارگي مردم ايران معرفي كردند و مبارزه با بيگانگان را آغاز نمودند . و لذا وقتي در 13 آبان سال 1343 حضرت امام توسط رژيم شاه به خارج از كشور تبعيد گرديدند , همه قدرتها و دولتهاي سلطه گر ياد شده با همه اختلافات سياسي كه با يكديگر داشتند از اين اقدام شاه پشتيباني كردند و مواضع سياسي ويا رسانه اي آنها حاكي از حمايت آنان از اين اقدام بود.
امام به مدت يك سال و يك ماه در تركيه به حالت تبعيد به سر بردند و سرانجام در مهر سال 1344 به عراق منتقل شدند ايشان در اين كشور به مدت 13 سال تحت نظارت توام با فشار رژيم بعثي عراق بودند . سپس در بحبوحه انقلاب اسلامي , و در نتيجه افزايش اختناق رژيم بغداد تصميم به خروج از عراق و عزيمت به كويت گرفتند ولي رژيم كويت تحت فشار رژيم شاه , از پذيرش امام و هيئت همراه امتناع ورزيد در نتيجه حضرت امام خميني براي آنكه تريبونهاي آزادتري در اختيار داشته باشند تا بتوانند فرياد مظلوميت انقلاب ملت ايران را آزادانه تر به گوش جهانيان برسانند , در مهر سال 1357 رهسپار فرانسه شدند و در دهكده اي به نام « نوفل لوشاتو » در حومه پاريس اقامت گزيدند . امام طي 4 ماه اقامت خود در فرانسه ابعاد اسلامي , مردمي و ناوابستگي انقلاب اسلامي ايران را از طريق دهها خبرنگار خارجي كه نزد وي مي آمدند براي جهانيان تشريح كردند و در همين مدت انقلاب اسلامي را تا مراحل پيروزي آن هدايت و رهبري كردند. سپس در يوم الله 12 بهمن 1357 در ميان استقبال ميليوني و تاريخي ملت سربلند ايران اسلامي به كشور بازگشتند . امام خميني در طول هجرت 14 ساله خود به روشنگري افكار عمومي مردم ايران و جهان نسبت به ماهيت رژيم ستمشاهي و زمينه سازي براي يك انقلاب و دعوت مردم ايران به قيام عليه اين رژيم پرداختند. دعوتي كه با استقبال مردم مواجه شده و توانست رژيم منحط شاهي را سرنگون ساخته , طومار حيات ننگين نظام 2500 ساله شاهنشاهي در ايران رادر هم بپيچد. به همين دليل است كه نقطه شروع اين دوره هجرت يعني 13 ابان 1343 و همچنين نقطه پايان آن يعني 12 بهمن 1357 در فرهنگ انقلاب ما به عنوان « يوم الله » نامگذاري شده است .
نگاهي به كشتار دانش آموزان
در سيزدهم آبان سال 1357 و در گرماگرم انقلاب اسلامي ايران , دهها تن از دانش آموزان و دانشجويان كه براي انجام تظاهرات و ابراز خشم و نفرت خود نسبت به جنايات رژيم ستمشاهي در محوطه دانشگاه تهران تجمع كرده بودند , آماج گلوله هاي دژخيمان رژيم آمريكائي شاه قرار گرفته و به شهادت رسيدند. به دليل بسته بودن درهاي دانشگاه هيچيك از دانش آموزان نتوانستند از برابر آتش گلوله هاي بي رحمانه دژخيمان رژيم ستمشاهي بگريزند و اين امر تلفات آنان را افزايش داده بود. اين جنايت هولناك كه توسط دولت به اصطلاح « آشتي ملي » شريف امامي صورت گرفت , برگ ديگري از پرونده انقلاب خونين مردم مسلمان ايران بود. انقلابي كه به ويژه قشر جوان جامعه همچون دانش آموزان و دانشجويان سهم بزرگي در تدوين و پيروزي آن داشتند.
كشتار دانش آموزان مظلوم وبي دفاع در دانشگاه تهران و به گلوله بستن نوجواناني كه در يك دست كتاب ودفتر خود و در دست ديگر مشت كوچك خود را گره كرده بودند تا با فرياد خويش بيعت خود را با رهبر و مقتداي خود اعلام نمايند , بيان كننده اوج سفاكي قساوت و سنگدلي دژخيمان بوده است . قربانيان حادثه 13 آبان 57 در حقيقت به خون نشستگان و شهيدان دو سنگر علم و ايمان بودند.
فاجعه 13 آبان 57 بعد از فاجعه 17 شهريور آن سال كه كمتر از 2 ماه پيش از آن به وقوع پيوست دومين جنايت هولناك و نابخشودني دولت خونريز شريف امامي بود . در حالي كه عمر سياسي اين دولت از 70 روز تجاوز نمي كرد . ابعاد جنايت تكان دهنده رژيم رو به احتضار شاه در 13 آبان سال 1357 به حدي بودكه وقتي در برنامه اخبار شبانگاهي گزارش تيراندازي مستقيم سربازان به سوي دانش آموزان در دانشگاه , از شبكه سراسري تلويزيون پخش شد وزير علوم حكومت شاه از مقام خود بلافاصله استعفا داد و فرداي آن روز كابينه شريف امامي نيز تحت فشار جامعه و بازتاب جنايات رژيم در عرصه بين المللي , سقوط كرد. اين سقوط , در حقيقت مقدمه به قدرت رسيدن يكي ديگر از مزدوران سرسپرده شاه و آمريكا به نام ارتشبد غلامرضا ازهاري بود.
فاجعه 13 آبان سال 1357 مظهري از حضور جوانان و نوجوانان در صفوف به هم فشرده نهضت اسلامي بود و نشان مي داد كه اين نهضت برخلاف انقلابهاي ديگر متكي به قشر يا گروه خاصي از مردم نيست بلكه تمامي اقشار جامعه , اهداف و آرمانهاي خود رادر بستر اين انقلاب و در پرتو رهبري واحد آن جستجو مي كنند. به خاطر بزرگداشت مقام و منزلت قشر دانش آموز كه آينده سازان كشور و مشعل هاي پرفروغ علم و دانش در فرداي جامعه هستند , روز كشتار وحشيانه دانش آموزان در فرهنگ اسلامي ما به عنوان « روز دانش آموز » شناخته شده و همه ساله در مدارس كشور كه كانونهاي علم و تربيت نسل آتي جامعه هستند مراسمي در بزرگداشت اين روز و ارج نهادن به مقام و منزلت دانش آموزان و دانش پژوهان برگزار مي شود.
نگاهي به اشغال لانه جاسوسي
در سيزدهم آبان سال 1358 ساختمان سفارت آمريكا يا به عبارت بهتر , لانه جاسوسي آمريكا در تهران به دليل آنكه اكثر اقدامات خرابكارانه در نظام نوپاي جمهوري اسلامي از داخل اين ساختمان رهبري و فرماندهي مي شد , توسط جمعي از دانشجويان متعهد , تصرف گرديد و به 9 ماه فعاليت جاسوسان ديپلمات نماي آمريكا در ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي , خاتمه داده شد. تصرف لانه جاسوسي آمريكا در تهران نيز به عنوان سومين رخداد تاريخي واقع شده در سيزدهم آبان , دلائل منطقي خاص خود را داشت .
از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 1357 تازمان اشغال سفارت آن كشور در تهران در 13 آبان 1358 ديپلماتهاي آمريكائي مستقر در سفارخانه شان در ايران از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نمي كردند. تماس با سركردگان گروههاي ضد انقلاب , ارتباط حمايتي با شبكه هاي كودتا و براندازي در داخل كشور و از جمله تامين مالي گروهكهاي تروريستي كه در غرب و جنوب ميهن اسلامي ايران به انفجار در لوله هاي نفتي و يا ايجاد ناامني و بي ثباتي در مناطق كردنشين مشغول بودند , از جمله عملكردهاي ماموران سياسي فعال در ساختمان موسوم به سفارت آمريكا بوده است . اينها حقائقي است كه اسناد لانه جاسوسي به خوبي مويد آن است . حتي بعضي از مقامات بلندپايه دولت كارتر پس از شكست وي در انتخابات سال 1359 و ترك قدرت , در كتابهائي كه به عنوان خاطرات خود منتشر كردند , به نقش نامطلوب و مخرب دستگاه حكومتي آمريكا عليه ايران كه از طريق سفارتخانه آن كشور در تهران هدايت مي شد اقرار كردند. سفارت آمريكا در تهران طي زمستان سال 1357 تا پائيز سال 1358 به مركز فرماندهي عمليات جاسوسي و خرابكاري عليه نظام جمهوري اسلامي ايران مبدل شده بود , نظامي كه عمر سياسي آن به يك سال نمي رسيد.
اشغال لانه جاسوسي آمريكا در تهران از ابتدا با حمايت حضرت امام خميني مواجه گرديد. امام , تصرف لانه جاسوسي توسط دانشجويان را به عنوان « انقلاب دوم » لقب دادند و در بيانات و فرمايشات مختلفي كه پس از اين رويداد بزرگ در جمع اقشار مختلف مردم ايراد كردند , اين اقدام انقلابي را مورد حمايت قرار دادند. در اين قسمت , جا دارد كه به فرازهائي از بيانات حضرت امام در اين رابطه اشاره كنيم :
شما جوانها , بتي را كه درست كرده بودند , شكستيد.
دانشجويان مسلمان و مبارزي كه لانه جاسوسي را اشغال كرده اند , ملت را سرافراز كرده اند. اينها (آمريكائيها) خيال نكنند ما همينطور نشستيم و گوش مي كنيم كه هر غلطي آنها مي خواهند بكنند. خير , اينطور نيست . يك انقلاب بزرگتر از انقلاب اول خواهد شد.
همه ملت ما دنبال اين ها هستند (دانشجويان مسلمان تسخير كننده لانه جاسوسي ) ملت ما همه شان با هم موافقند در اينكه اين لانه بايد از بين برود و ما ديگر اجازه اين را نمي دهيم كه در مركز ما در محل ما يك مركز جاسوسي براي جاهاي ديگر درست شود.
سفارت آمريكا مركز جاسوسي و توطئه بوده , نه سفارتخانه . اينها (آمريكائيها) مركز توطئه و جاسوسي در مملكت ما قرار دادند. سفارتخانه ها حق ندارند تفنگدار وارد كنند ولي اينها تفنگدار در آنجا داشتند. اسلحه ها در آنجا داشتند. سفارتخانه ها حق ندارند جاسوسي كنند , توطئه كند , ولي اينها جاسوسي مي كردند....
در هر حال به دليل سه رويداد واقع شده در سيزدهم آبان سالهاي 43 , 57 و 58 , اين روز در فرهنگ اسلامي ما در زمره « ايام الله » قرار گرفته و در فرهنگ انقلابي ما به عنوان , « روز ملي مبارزه با استكبار جهاني » شناخته شده است .
مقايسه ماهوي سه حادثه
بي شك اين سه رويداد اگر چه در سه فاصله زماني و با سه هويت متفاوت حادث گرديدند , ولي هر سه حادثه يك پيام داشتند و براي رسيدن به يك هدف مشترك بوقوع پيوستند. بنابراين در يك قضاوت مشترك راجع به هر سه رويداد بايد گفت :
الف ـ هر سه رخداد , در بستر يك حركت شكل گرفتند. حركتي كه استقلال كشور از زير يوغ سلطه آمريكا و تحقق اهداف انقلاب اسلامي ايران را مدنظر قرار داده بودند.
ب ـ هويت جنگ حق و باطل , ويژگي هر سه رويداد بود.
ج ـ هر سه رخداد , جبهه هائي را نشان مي داد كه در يك طرف آن چهره هاي مردمي و در طرف ديگر آن آمريكا يا عمالش قرار داشتند.
د ـ هر سه رخداد در شرائطي شكل گرفتند كه موازنه قوا هيچ تناسبي با يكديگر نداشتند و در موقعيتي كاملا نابرابر بوقوع پيوستند. بنابراين شواهد و قرائن موجود در ظاهر امر حكايت از پيروزي و برتري جبهه باطل داشت .
ه'ـ در هر سه رويداد , قدرتي كه براساس محاسبات , برتر بنظر مي رسيد , مغلوب شد . در حادثه 13 آبان 43 شاه بظاهر قدرت فائق بر بحران بود و امام را بازداشت و تبعيد كرد. اما رژيم شاه نهايتا بازنده بحران گرديد. در حادثه 13 آبان 57 نيز نيروي حكومت نظامي تهران بظاهر قدرت فائق بود و تظاهركنندگان دانشگاه را براحتي قتل عام كرد. اما بركناري دولت شريف امامي در فرداي روز 13 آبان و بقدرت رساندن ژنرال ازهاري و سپس سقوط قطعي رژيم بفاصله سه ماه بعد , نشان دهنده شكست جبهه باطل عليرغم محاسبات ظاهري بود. حتي اگر بركناري شريف امامي و به قدرت رسيدن ازهاري را شكست ندانيم و آن را صرفا « جابجايي كابينه » بناميم , فرار شاه در دي ماه 57 و يا پيروزي انقلاب در 22 بهمن آن سال يقينا يك شكست براي حكومتي بود كه مسئوليت خونريزي عليه دانش آموزان را در سيزدهم آبان سال 57 برعهده داشت .
در حادثه 13 آبان 58 نيز يك طرف بحران , آمريكا قرار داشت و طرف ديگر , مردم بودند. در آن زمان بسياري از سياستمداران در ايران و جهان بر اين عقيده بودند كه مقابله با آمريكا و بستن سفارت آن كشور اقدامي خطرناك خواهد بود اما اين كار عملي شد و آمريكائيها را منفعل ساخت و اكنون قريب 26 سال است كه آمريكائيها تمامي تدابير و راههاي ممكن را براي به زانو درآوردن انقلاب پيموده اند ولي در اين حركت به بن بست رسيده اند. بلوكه كردن دارائي هاي ايران , شكل دادن به كودتاهاي متعدد در ايران , تبديل كرن سفارت آمريكا در تهران به يك لانه جاسوسي براي توطئه و تشكل بخشيدن به موجوديت ضدانقلاب , مداخله نظامي مستقيم در خاك ايران (طبس ) , حمايت از رژيم عراق در جنگ تحميلي 8 ساله اش عليه جمهوري اسلامي ايران , اعمال انواع تحريمهاي اقتصادي و تجاري عليه ايران , حمله نظامي به اسكله ها و پايانه هاي نفتي ايران در خليج فارس , ساقط كردن هواپيماي مسافري ايرباس ايران بر فراز خليج فارس و به شهادت رساندن 300 مسافر و خدمه بي گناه آن , اختصاص بودجه 20 ميليون دلاري براي انجام فعاليتهاي براندازي عليه جمهوري اسلامي و حمايت علني از گروهكهاي تروريستي از جمله منافقين , سرفصلهائي از اقدامات آمريكا طي دو دهه اخير عليه جمهوري اسلامي ايران بوده است .
همه اين تلاشها با هدف به شكست كشاندن نظام سياسي برخاسته از انقلاب اسلامي ايران بوده ولي عمدتا به شكست منتهي شده است . در واقع در هر سه رويدادي كه در سيزدهم آبان سالهاي 43 , 57 و 58 در ايران به وقوع پيوست , هيچگونه اميدي به پيروزي وجود نداشت و حداقل اينكه شرائط و قرائن روز , مانع از اميد بستن به نتايج اين رخدادها بود , اما همواره نقطه اوج انقلاب ها و حركتهاي مردمي در اين است كه ناممكن ها را ممكن سازند. نقطه عطف انقلابها در اين است كه از اراده ملتها يك قدرت جديد , برتر و تعيين كننده تر از قدرتهاي مادي مي سازند. اين همان چيزي است كه خداوند در قرآن كريم نيز وعده كرده است . به همين دليل قدرتهاي برخاسته از اراده ملتها معمولا از سوي دشمنان برسميت شناخته نمي شوند و لذا دشمنان معمولا در ارزيابي هاي خود از قدرت نهضتها و انقلابهاي مردمي خطا مي كنند و هميشه شكستشان ناشي از اشتباه در ارزيابي هايشان از توان انقلابهاست .
در ماجراي 17 شهريور 57 , در ماجراي 13 آبان 57 و در ماجراي تبعيد حضرت امام به خارج از كشور , ظاهرا رژيم شاه پيروز بود. اما همين حوادث بود كه زمينه ساز شكست نهائي رژيم و انقراض نظام شاهي در ايران گرديد. در روياروئي با آمريكا نيز همين اعتقاد وجود دارد. بدون اتكا به خدا و به قدرت برخاسته از اراده مردمي نتيجه اغلب روياروئي ها با آمريكا , براساس محاسبات روز شكست خواهد بود. ما صاحب انقلابي هستيم كه از بدو نضج و شكل گيريش متكي به فرمولهاي ظاهري نبوده است . قدرت انقلاب , قدرت مردم , قدرت رهبر و قدرت نظام , عموما ناشي از پيوند با مردم و اتكال به خداوند بوده است . اين ويژگي زمينه ساز موفقيت و پيروزي انقلاب تا به امروز بوده و همين خصوصيت سبب استمرار آن نيز خواهد گرديد. انشاالله .
مآخذ و منابع
صحيفه نور جلد 10 , ص .162
انقلاب نور ـ انتشارات وزارت ارشاد اسلامي ـ 1360 جلد دوم .
زندگينامه سياسي امام خميني ـ محمد حسن رجبي ـ انتشارات وزارت ارشاد اسلامي .
مشاهير سياسي قرن بيستم ـ احمد ساجدي ـ انتشارات محراب قم ـ .1377
انقلاب و ريشه ها ـ حبيب الله طاهري ـ معاونت فرهنگي سازمان تبليغات اسلامي ـ .1369
روزشمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي ـ باقر عاقلي ـ جلد دوم ـ انتشارات نشر گفتار
آرشيو روزنامه هاي كثيرالانتشار.