روزنامه جمهوري اسلامي 13/08/1383 صفحه مقالات
آمريكا در سراشيبي سقوط




مروري بر اوضاع آشفته جامعه آمريكا به مناسبت 13 آبان , روز ملي مبارزه با استكبار جهاني
اشاره
سيزدهم آبان سالروز تبعيد حضرت امام خميني (ره ) به تركيه در سال 1343 , كشتار دانشجويان و دانش آموزان در دانشگاه تهران و سالروز تسخير لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام در سال 1358 است . اين روز به عنوان « روز ملي مبارزه با استكبار جهاني » نامگذاري شده است و از آنجا كه اين سه مناسبت , ريشه در خوي استكباري و دخالت هاي پنهان و آشكار آمريكا در كشورهاي مختلف جهان به ويژه چند دهه دخالت مستقيم در كشورمان داشته است , لذا بر آن شديم تا نگاهي اجمالي به اوضاع و احوال داخلي بزرگترين كشور دنيا از لحاظ قدرت اقتصادي و نظامي داشته باشيم تا ببينيم كشوري كه اينك خود را طلايه دار دموكراسي و مدافع حقوق بشر قلمداد مي كند , چه وضعيتي داشته و چه آينده اي پيش روي دارد , هرچند كوس رسوايي و فضاحت آمريكا پس از اشغال دو كشور افغانستان و عراق بيش از پيش نواخته شده و جاي هيچ گونه ابهامي را براي افكار عمومي نگذاشته است .
اعتراف شخصيت هاي آمريكايي به معضلات پيچيده اين كشور
اين واقعيت غيرقابل انكار است كه آمريكا ثروتمندترين كشور دنياست , اما آنچه بديهي است اينك ثروتمندترين كشور دنيا به لحاظ گرفتارآمدن در دام فقر معنوي , امروز از غلبه بر بحران هاي عظيم سياسي , اجتماعي و فرهنگي خود درمانده گشته است .
« ريچارد نيكسون » , رئيس جمهور اسبق آمريكا در اشاره به واقعيت مذكور مي نويسد : « آيا ثروتمندترين كشور جهان نبايد به اين واقعيت تن در دهد كه ما بالاترين هزينه سرانه بهداشت را در جهان داشته باشيم اما هنوز 38 ميليون نفر از مردم ما از بهداشت و درمان كافي برخوردار نباشند , چون پولش را ندارند ! ثروتمندترين كشور جهان نبايد به اين واقعيت تن دردهد كه در آمريكا (كشوري كه جمعيتش يك بيستم جمعيت جهان است ) پولي كه خرج موادمخدر و وسايل غيرمجاز مي شود , برابر با كل هزينه كشورهاي ديگر است ! ثروتمندترين كشور جهان نبايد به اين واقعيت تن دردهد كه ما بيشترين نرخ جنايات را در جهان داشته باشيم و شمار آمريكائياني كه در مدت جنگ خليج فارس در ايالات متحده كشته شدند , بيست برابر كساني باشد كه در ميدان جنگ به قتل رسيدند !
ثروتمندترين كشور جهان نبايد به اين حقيقت تن دردهد كه يك طبقه محروم هميشگي به وجود بيايد و وجود آن شهرهاي ما را آن قدر ناامن كند كه ديگر جاي زندگي نباشد. وضع بسياري از شهرها امروزه از آن روزي كه پرزيدنت جانسون برنامه جامعه بزرگ را به راه انداخت بدتر است » .
« كورنل وست » استاد دانشگاه هاروارد آمريكا نيز طي سخناني در سيزدهمين كنفرانس سالانه موسسه ملي كثرت گرايي در واشنگتن , با اعتراف به فقر معنوي ملت آمريكا و در اعتراض به سياست هاي اشتباه سردمداران كاخ سفيد درزمينه هاي فرهنگي اظهار داشت : « ملتي كه دنيا را از نظر اقتصادي و نظامي فتح كند ولي روح خود را از دست بدهد , چه فايده اي دارد »
وي با بيان اين كه شعارهاي پيروزمندانه كاخ سفيد و وال استريت , فريب دهنده است , گفت : « اين شعارها مرا به ياد اروپاي قبل از جنگ جهاني اول مي اندازد كه درآن امنيت , ترقي و كاميابي جز توهمي بيش نبود. در اين جا (آمريكا) بازار , همه را طلسم كرده و ما قدرت هاي جادويي را به آن نسبت مي دهيم و به اين سبب بيل كلينتون رئيس جمهوري آمريكا با جرات در مقابل ملت مي ايستد و با جسارت مي گويد كه زمان , زمان رونق است ! اما با يك نگاه دقيق تر به جامعه درمي يابيم كه ما تا به چه اندازه مبتلا به فقر فزاينده معنوي , پوچي و خلا اخلاقي هستيم و شمار روزافزون خودكشي ها , بي خانماني ها و سقط جنين ها خود گواه اين فقر معنوي ماست . »
وي با انتقاد از دولتمردان آمريكا در مورد مسئله تقسيم ثروت و برابري نژادي در آمريكا افزود : « رياكارانه است كه گفته شود ما گفتمان نژادي خواهيم داشت ولي بودجه فدرال را طوري تنظيم كنيم كه مسئله مليت و نژاد در آن حساب شده است . »
جامعه بحران زده آمريكا
گزارش هاي موجود ضمن تاييد نگراني هاي نخبگان جامعه آمريكا , حاكي از وخامت اوضاع اجتماعي اين كشور است . مروري اجمالي بر وضعيت اجتماعي ايالات متحده , عمق آسيب هاي وارده را به خوبي عيان مي گرداند.
« در سال 1995 بالغ بر 4,9 ميليون آمريكايي تحت كنترل قضايي بودند . از اين تعداد 2,8 ميليون نفر به مجازات هاي تعليقي محكوم شده بودند و 671 هزار نفر در آزادي مشروط به سر مي بردند . 958704 نفر در زندان هاي دولتي و 95034 نفر در زندان هاي فدرال و 446 هزار نفر در زندان هاي محلي محبوس بودند.
اين ارقام بدان معنا هستند كه از هر 189 نفر , يك نفر در زندان به سر مي برد كه افزايش قابل توجهي نسبت به آمار سال 1980 را نشان مي دهد . از آن زمان به بعد اين رقم همواره افزايش داشته است به نحوي كه در سال 1997 تعداد مجرمان در آمريكا به 5,5 ميليون نفر رسيد . از اين پس آمريكايي ها از ابعاد اين « بلواي دايمي » و آمار 8 ميليون فقره دزدي كوچك , سه ميليون فقره دزدي مسلحانه , 1,6 ميليون فقره دزدي اتومبيل و يك ميليون فقره حمله مسلحانه , 639 هزار فقره كلاهبرداري , 102 هزار فقره تجاوز و 23 هزار فقره قتل كه تازه ترين آمار جرم و خيانت در آمريكاست , متعجب نمي شوند . اين آمار نشان مي دهد هر سال 6 تا 10 درصد بر ميزان جرم و خيانت در حومه شهرهاي بزرگ و در شهرهاي كوچك كه در گذشته بسيار امن بودند , اضافه مي شود.
پليس فدرال آمريكا هر 22 دقيقه يك فقره قتل , هر پنج دقيقه يك فقره تجاوز , هر 49 ثانيه يك فقره دزدي , هر 30 ثانيه يك فقره حمله مسلحانه و هر دو ثانيه يك فقره دزدي مسلحانه را گزارش مي كند. قاچاق موادمخدر كه در سال 1987 درآمد محدودي داشت , اكنون به سودآورترين شغل بدل شده است .
در سه دهه گذشته , هشتاد ميليون نفر به جمعيت آمريكا اضافه شده است كه 20 درصد اين عده را مهاجرين جديد از آسيا و آمريكاي لاتين و آفريقا تشكيل مي دهند. در اين مدت , در بين جمعيت قريب به سيصد ميليوني آمريكا , جنايت چهار برابر شده است . خشونت بين طبقات مختلف و افراد , ده برابر بالا رفته است و نسبت طلاق در خانواده ها از 30 درصد به 70 درصد افزايش يافته و تعداد كودكان نامشروع دوازده برابر شده است .
تجارت موادمخدر در بين جوانان آمريكايي مرسوم شده و امنيت داخلي در آمريكا حتي در مدارس ابتدايي و متوسطه به وضع بحراني رسيده است . عده زندانيان در اين سه دهه از يكصد هزار نفر به بيش از يك ميليون نفر تجاوز كرده است و در يك آمار جديد 70 درصد از مردان آمريكايي اظهار كرده اند به همسران خود وفادار نبوده اند.
امروزه بيش از هر موقع ديگر افكار عمومي آمريكا حاضر است از تخلفات اخلاقي و قانوني رهبران سياسي خود گذشت كند , زيرا حرمت چنين اعمالي در جامعه آمريكا از بين رفته است . چند سال قبل شهردار واشنگتن به علت تخلفات قانوني و استعمال و خريد و فروش موادمخدر به زندان محكوم شده بود. مجددا در انتخابات به همين سمت انتخاب گرديد.
گزارش هايي از اين قبيل . اين نكته را به ما گوشزد مي كند كه :
در شناخت و تحليل واقعيات تمدن آمريكايي , بايد از سطحي نگري پرهيز نمود چرا كه به رغم تصوير زيبايي كه سياستمداران آمريكايي از روياي زندگي آمريكايي براي دنياي خارج ترسيم مي كنند , اين رويا براي جمع بزرگي از مردم اين كشور به صورت يك كابوس درآمده است و اساسا نظامي كه بر پايه يكتاپرستي بازار به وجود آمده , باعث رواج خشونت , جنايت , موادمخدر , فرار و انواع و اقسام شست وشوي مغزي مي شود و نابودكننده هر فرهنگ و تمدني است .
نابرابري , فقر و بي ارزش شدن نهاد خانواده
گزارش هاي موجود حاكي از اين واقعيت است كه برخلاف تبليغات رسانه اي آمريكا , حقوق اساسي انسان ها در اين كشور پايمال مي گردد تا آنجا كه ميليون ها نفر آمريكايي در وحشت تامين امنيت درازمدت خانواده خود به سر مي برند و درصد فزاينده اي از مردم درخط فقر و نااميدي هستند.
در آستانه ورود به هزاره سوم ميلادي نابرابري نژادي همچنان در آمريكا پابرجاست و آمار مربوط به قتل و ساير جنايات در كليه بخش هاي اين جامعه وحشت آور است . همچنين ميزان قتل , تجاوز و بهره كشي جنسي و بهره كشي از فرزندان و همسران به طور تكان دهنده اي بالاست .
بافروپاشي و تزلزل نهاد مهم خانواده در اين جامعه امروز نمونه ايده آل خانواده تحت فشار اداره مي شود ـ اگر اصلا اداره شود! ـ و خانواده هاي از هم پاشيده به صورت مسئله اي پيش پاافتاده درآمده است . گذشته از آنكه بيشتر سالخوردگان ـ مگر اينكه ثروتمند باشند ـ آرزو دارند فقط تحمل شوند.
با تضعيف نهاد خانواده ديگر پدر در بسياري از خانواده ها چهره باابهتي ندارد. و در برنامه هاي تلويزيوني اغلب اوقات پدر به عنوان دلقك تصوير مي شود. مادران هرچه كمتر و كمتر در مقام تربيت كنندگان قابل اتكا و قابل احترام ديده مي شوند.
آسيب پذيري نسل جوان و نوجوان آمريكايي
نسل جوان و نوجوان آمريكا در بستر فرهنگ مبتذل و مادي گرايانه متحمل خسارت هاي عظيمي گرديده است . بزرگ شدن بچه ها در خانواده هايي كه پدر و مادر آنها از يكديگر جدا شده اند و فرستادن آنها به مدارس پرجمعيت و عدم كنترل آنها در تماشاي برنامه هاي خشن تلويزيوني همگي سبب بروز جنايات بيشتر مي شود.
امروزه در فضاي مسموم جامعه آمريكا هر بچه اي به طور متوسط تا قبل از پايان دوره ابتدايي تصوير (رسانه اي ) حدود هشت هزار قتل را تماشا كرده است .
كارشناسان با بررسي واقعيت هاي قشر نوجوان و جوان جامعه آمريكا بر اين عقيده اند كه : ناهنجاري هاي نسل جوان اين كشور , تهديدي نسبت به ثبات و سلامتي اجتماعي جامعه آمريكا در قرن 21 مي باشد . چرا كه براساس مستندات موجود در هيچ دوره اي از تاريخ اجتماعي ملت آمريكا , مقطع سني ده تا چهارده ساله با اين طيف وسيع از خطرات مواجه نبوده است .
يك سوم كودكان سيزده ساله آمريكايي معترفند كه حداقل يك بار از مواد مخدر استفاده كرده اند. ميزان خودكشي در بين كودكان ده تا چهارده ساله در سال 1364 تا 1371 به دو برابر رسيده است و خشونت و بزهكاري در بين آنها از سال 1359 تا 1371 دو برابر شده است . از هر پنج كودك ده تا چهارده ساله آمريكايي يكي در خانواده تك والديني بزرگ مي شوند. مصرف سيگار در بين كلاس هشتمي ها از سال 1370 تا 73 سي درصد افزايش يافته و به 18,6 رسيده است .
دانشگاه نوريسترن آمريكا هم با اعلام نتايج تحقيقات خود در زمينه فوق گزارش داد تعداد جوان هفده ساله آمريكايي كه مرتكب قتل شده اند طي ساليان 1985 تا 1991 (121 درصد) افزايش يافته است . شمار قاتلان شانزده ساله آمريكايي هم در طي همين زمان به ميزان 58 درصد رشد يافته است و ارتكاب جنايت و تبهكاري در بين جوانان پانزده ساله آمريكايي از رشدي معادل 127 درصد برخوردار بوده است .
بنابر آمار وزارت دادگستري آمريكا تعداد نوجوانان زير هجده سال كه به دليل ارتكاب جرائم زنداني هستند طي سال هاي 1985 تا 1997 , دو برابر شده است .
ارمغان شوم فرهنگ مادي براي آمريكاييان
اوضاع اجتماعي جامعه آمريكا امروزه بيانگر فاجعه اي است كه به نام تمدن , گريبانگير بخش مهمي از غرب گرديده است . وضعيت كنوني آمريكا حاكي از اين است كه مادي گرايي , آرمان گرايي را تحت الشعاع قرارداده , آمريكا خشن ترين جامعه در جهان مي باشد , آمار مربوط به قتل و ساير جنايات در كليه بخش هاي اين جامعه وحشت آور است و تمايلات جنسي نيز به وحشي گري و خشونت كشانده شده است .
ارمغان شوم مادي گرايي افراطي , مخاطرات عظيمي است كه آسايش را از جامعه آمريكا ربوده و به همين علت اكنون « سرطان جنايت و خشونت » , جامعه آمريكا را تهديد مي كند.
گزارش هاي معتبر موجود به خوبي مبين تهديدات مورد اشاره است . از سال 1344 تاكنون نرخ جرائم خشونت آميز بااستفاده از اسلحه 355 برابر شده كه به راستي تكان دهنده است . شمار آدمكشي به طور سرانه چهار تا پنج برابر كشورهاي اروپايي و غربي است و تعداد تجاوز و دزدي هاي مسلحانه بالاتر است .
مقام هاي طراز اول سياسي آمريكا اعتراف مي كنند كه به دليل وجود تعداد زيادي سلاح گرم دردست مردم , براي بسياري از آمريكايي ها زندگي در ايالات متحده بسيار خطرناك تر از زندگي در سومالي جنگ زده شده است تا آنجا كه در هر صد ساعت در خيابان هاي آمريكا جوانان بيشتري از آنچه درصد ساعت جنگ خليج فارس كشته شدند از دست مي روند.
براساس مستندات موجود بر اثر امواج فزاينده جرم و جنايت , اقتدار معنوي و مادي ايالات متحده را در شهرهاي مختلف آن به ويژه در واشنگتن به چالش كشانده و اخبار موجود حاكي از آن است كه « كنترل واشنگتن , پايتخت آمريكا خارج از قدرت پليس است و اين شهر با 489 فقره قتل در ميان پايتخت هاي دنيا مقام اول را داشته است و خيابان هاي آن به كشتارگاه تبديل شده اند » .
در نيويورك در سال 1960 تعداد قتل ها , 390 مورد بوده كه در سال 1986 به 1987 نفر و در سال 1990 به 2245 نفر افزايش يافت .
امواج ويرانگر جنايت و خشونت همه صفوف و گروه هاي سني جامعه آمريكا را در بر مي گيرد چنانكه قتل و ضرب و شتم در محل هاي كار به بالاترين حد خود طي سال هاي گذشته رسيده است , 1071 آمريكايي در طول سال 1994 در محل هاي كار خود به قتل رسيده اند و بيش از 160 هزار نفر ديگر هم مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
شمار كودكاني كه به ضرب گلوله در ده سال گذشته در آمريكا كشته شدند 94 درصد افزايش يافته است . » طبق آمار , هر دو ساعت يك كودك در آمريكا هدف گلوله قرار مي گيرد.
وضعيت فضاحت بار اجتماعي , اخلاقي و فرهنگي مهد تمدن غرب تا آنجا چهره اين كشور را دگرگون و زندگي عادي مردم را تحت الشعاع خود قرار داده است كه قانونگذاران آمريكا براي مقابله با موج فزاينده فساد و بي بندباري در چند شهر بزرگ اين كشور را به عنوان شهرهاي خطرناك اعلام نمودند و تنظيم كنندگان لايحه قضايي تعداد جرائمي كه حكم اعدام بايد در مورد آنها اجرا شود را از سيزده مورد به شصت مورد افزايش داده اند.
مخدوش شدن حرمت زن در آمريكا
فساد و بي بندوباري كه ريشه در فرهنگ منحط مادي حاكم بر جامعه آمريكا دارد با گذر زمان ابعاد تازه اي يافته است . تفريح آمريكاييان شكل زشت و شرم آوري پيدا كرده است . فيلم ها و ترانه ها , آوازها و نمايش ها به جاي آنكه الهام بخش و پيام آور باشند , هراس آور و زننده شده اند. تجاوز جنسي , استعمال دخانيات , موادمخدر , شيطان پرستي , خشونت , هرزگي و بي بندوباري در شهرهاي مختلف آمريكا اوج گرفته است .
شهرهايي چون واشنگتن , نيويورك , شيكاگو , بوستون , لس آنجلس , سانفرانسيسكو و چند شهر ديگر به عنوان مناطق خطرناك قلمداد شده اند , زيرا هيچ گونه تامين جاني و ناموسي براي زنان وجود ندارد. »
با از بين رفتن شخصيت حقيقي زن در جامعه لجام گسيخته آمريكا زنان علاوه بر از دست دادن امنيت معنوي در تامين امنيت جاني خود با مخاطرات فراواني روبه رو گشته اند تا جايي كه در جامعه آمريكا كارآگاهان شخصي بوش هم قادر به مهار جنايات و تعرض به خانم هاي جوان و دختران نيستند! و تنها رفتن به بيرون از خانه از ساعت هشت شب براي زنان و دختران 100 درصد مخاطره آميز است .
« مارلين فرانچ » , نويسنده آمريكايي در توضيح و ترسيم فضاي فضاحت بار فرهنگي جامعه آمريكا و نزول و سقوط شخصيت زن در اين جامعه مي نويسد : « زن ها از ديدن بدن هاي خود كه مبدل به كالايي در هنر تجارتي شده است احساس انزجار و تنفر مي كنند » .
وي مي افزايد : « باربرا روبرت در مقاله اي تحت عنوان هيچ جا محيط امني نيست , مي نويسد : طبق برآورد جامعه شناسان , متجاوز از 1,8 ميليون شوهر در آمريكا به طور وحشتناكي زنان خود را كتك مي زنند و 28 درصد از زوج ها اعتراف كرده اند كه بين آنها مرتب كتك كاري اتفاق مي افتد. پژوهشگران عقيده دارند رقم واقعي مرداني كه تاكنون زنان خود را مورد ضرب و شتم قرار داده اند نزديك به 50 درصد از همه زوج ها مي باشد .
وي مي افزايد : « ... يك مرد آمريكايي در هر دوازده ثانيه زنش را كتك مي زند و هر روز چهار مورد از اين ضرب وجرح ها منجر به فوت زن مي گردد! طبق بررسي هاي اف .بي .آي , تعداد تجاوزات به زنان افزايش داشته است . هر ساله حدود 2,5 ميليون زن مورد حمله , تجاوز و سرقت قرارگرفته كه يك چهارم اين جنايت ها توسط افراد فاميل يا دوستان صورت مي گيرد. »
گسترش شديد اعتياد و قاچاق موادمخدر
شهروندان جامعه پر تنش آمريكا كه از منابع آرامش بخش روحاني و معنوي و اتكا به اعتقادات ديني و مذهبي به معناي واقعي آن محروم هستند با سرعت به آغوش موادمخدر پناه مي برند. « باري مك كافوي » رئيس مبارزه با موادمخدر آمريكا با ابراز ناخرسندي شديد از افزايش تعداد جوانان بزهكار در آمريكا و اظهار هراس از گزارش جنايي اداره « اف .بي .آي » كه در آن آمده بود كودكان زير هجده سال كه در رابطه با موادمخدر دستگير شده اند بين سال هاي 91 تا 95 بيش از 27 درصد افزايش يافته است , اظهار داشت : « اين نخستين موج ضعيف از يك طوفان ويرانگر است » .
منابع معتبر پزشكي رسما اعلام نموده اند 2,3 نوجوان آمريكايي قبل از اتمام دبيرستان يكي از اشكال داروهاي مخدر را استفاده مي كنند.
براساس گزارش دولت آمريكا (وزارت بهداشت و خدمات انساني ) استفاده نوجوانان دوازده تا هفده ساله آمريكايي از موادمخدر درسال هاي 1371 تا 1374 به ميزان 78 درصد افزايش يافته است . بنابراين گزارش از سوي اين وزارتخانه هر سال منتشر مي گردد : نسبت افرادي كه سن آنان ميان دوازده تا هفده سال است و حداقل ماهي يك بار كوكايين مصرف مي كنند در سال گذشته 166 درصد افزايش يافته است .
بنابراطلاعات منتشره از سوي روزنامه وال استريت ژورنال تعداد زناني كه در سال 1996 به دليل سوداگري موادمخدر در زندان هاي آمريكا زنداني شدند به 23 هزار نفر مي رسد كه نزديك به ده برابر تعداد زناني است كه در سال 1986 با جرمي مشابه زنداني شده بودند .
اين گزارش مي افزايد : « تعداد زناني كه به دلايل غير از قاچاق موادمخدر در آمريكا زنداني شده اند نيز طي سالهاي 1986 تا 1996 از هفده هزار به 39 هزار رسيده اين درحالي است كه سازمان هاي حقوق بشر گزارش هايي درباره شرايط بد زنان زنداني و تجاوز و تعرض به آنها داده اند » .