روزنامه جمهوري اسلامي 12/08/1383 صفحه عقيدتي

* درس هايي از نهج البلاغه
درس هاي رمضان (5 )
مرجع كل شيعه
نماز ستون دين است
استفتائات
درس هايي از نهج البلاغه




انگيزه دوري از گناه
لو لم يتوعدالله علي معصيته لكان يجب ان لا يعصي شكرا لنعمه .
نهج البلاغه , حكمت 290
ترجمه : اگر حتي خداوند , بندگانش را , از نافرماني كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود , باز هم واجب بود انسان , مرتكب هيچ گناهي نشود تا به اين وسيله , در برابر نعمتهاي او , سپاسگزاري كرده باشد.
شرح : كسيكه گناه ميكند و فرمان خداوند را به جاي نمي آورد , در حقيقت , نعمت هايي را كه خداوند به او داده است , تباه ميكند. زيرا چنين كسي , براي آن كه بتواند گناهي را مرتكب شود , ناچار بايد تمام نيروهائي را كه در وجودش هست , به كار ببرد. در حاليكه خداوند , اين نيروها را , براي گناه و نافرماني كردن به او نداده است .
كسي را در نظر بگيريد كه مي خواهد , برخلاف فرمان خداوند , مرتكب گناه شود. وبطور مثال , دست به دزدي بزند :
تمام اعضا بدن آن شخص , بايد وظايف خود را , با تمام نيرويي كه دارند انجام دهند , تا او توانايي انجام چنين گناهي را داشته باشد.
ششهاي او , بايد بطور مرتب هواي تازه را به خود بگيرند , تا او نفس بكشد و زنده بماند , قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد , تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه دارد , چشمهايش بايد توانايي ديدن داشته باشند , تا او راه خود را ببيند , پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن باشند , تا او در مسيري كه با چشمش مي بيند , پيش برود , گوشهايش بايد توانايي شنيدن داشته باشند , تا او صداي نزديك شدن مردم را تشخيص بدهد و از خطر فرار كند , دستهايش بايد توانايي كار و حركت داشته باشند. تا او درها را باز كند واشيا را بردارد , مغزش بايد كار خود را انجام دهد , تا ساير اعضا بدنش از آن فرمان بگيرند , و وظايف خود را اجرا كنند... و اگر يكي از اين اعضا , يعني يكي از نعمتهايي كه خداوند به انسان داده است , كار خود را به درستي انجام ندهد , شخص گناهكار , قادر به انجام گناه نخواهد بود.
پس مي بينيد كه گناهكار , براي آنكه در برابر خداوند , مرتكب گناه و نافرماني , شود , از همان امكانات و نيروهايي استفاده مي كند , كه خداوند , آنها را , براي انجام كارهاي درست ونيك به او داده است . به اين ترتيب , آيا شخص گناهكار , با انجام هر كدام از گناهان خود , نعمتها و نيروهايي را كه از خداوند دارد , تباه و حرام نمي كند
البته خداوند , به بندگان خود هشدار داده , و آنها را از گناه و نافرماني , بيمناك كرده است . ولي اگر خداوند چنين بيم و هشداري هم نداده بود , و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد , باز هم حق نداشت نعمتهاي خداوند را تباه كند. يعني در برابر نعمتهاي ديدن , شنيدن , بوئيدن , حركت , تپيدن قلب , تنفس ششها , انديشيدن , توانايي انجام كارهاي گوناگون داشتن , و هزاران نعمت ديگر , انسان بايد قدرشناس باشد , و به شكرانه اين نعمتهاي بزرگ و با ارزش , هرگز مرتكب گناه و نافرماني خداوند نشود.
زندگي دنيوي , دليل زندگي اخروي
عجبت لمن انكرالنشاه الاخري و هو يري النشاه الاولي .
نهج البلاغه , حكمت 126
ترجمه : در شگفتم , از كسيكه زندگي اين دنيا را مي بيند , را قبول ندارد.]آخرت [وباز زندگي دنياي ديگر
شرح : كسيكه با درك و توانائي , در زندگي اين دنيا نظر كند , سراسر دنيا را , پر از نشانه هايي خواهد ديد كه از قدرت آفرينش خداوند حكايت ميكنند. و كسيكه قدرت آفرينش خداوند را , با عقل و بينش بررسي كند , هرگز مسئله آخرت وزندگي پس از مرگ را انكار نخواهد كرد.
اگر ما , با دقت و شعور و انصاف , به دنياي خود نگاه كنيم , به روشني مي بينيم كه انسان و حيوان و گياه , و بالاخره تمام موجودات زنده اين دنيا , از « نيستي » به وجود آمده اند. پس خداوندي كه قادر بوده است اين زندگي و اين همه موجودات زنده را , از « نيستي » به « هستي » بياورد , باز هم قدرت آن را خواهد داشت كه پس از مرگ ونابودي اين موجودات , يكبار ديگر آنها را زنده كند.
اگر در زندگي انسان دقت كنيم , از يك نظر , خواهيم ديد كه خداوند , در همين دنيا هم , ريشه و اصل زندگي انسانها را در دل خاك قرار داده , و در وقت لزوم , افراد بشر را , از خاك به وجود آورده است .
ابتدا , ريشه زندگي و اصل وجود ما , در دل همين خاكهاي بياباني پنهان بوده است . از دل اين خاكها , گندم و برنج و سبزي و ميوه و ديگر گياهان خوردني روئيده اند. قسمتي از روئيدنيها را , پدر و مادر ما خورده اند. قسمت ديگري را نيز حيوانات خورده اند , تا زنده بمانند و بزرگ شوند و به صورت غذاي انسان درآيند. يعني پدر و مادر ما , وقتي گوشت حيوانات را نيز خورده اند , در حقيقت , از غذايي استفاده كرده اند كه اصل آن , باز هم از خاك بوده است .
به اين ترتيب , پدر و مادر ما , با خوردن خوراكي هائي , كه در هر حال , از زمين بدست مي آيد , به زندگي خود ادامه داده اند و بزرگ شده اند. بعد , وجود ما , همچون يك ياخته , در پشت و شكم آنها , پيدا شده است . آنگاه ما شروع به رشد كرده ايم , صاحب دست و پا و چشم وگوش و مغز و ساير اعضا بدن شده ايم و سرانجام , به صورت يك انسان كامل , از شكم مادر , به اين جهان قدم گذاشته ايم .
تمام اين مراحل , از وقتي كه ذرات هستي ما , در دل خاكها بوده , تا وقتي كه اين ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده , و سپس به صورت انسان درآمده است , با قدرت آفرينش خداوند طي شده است .
پس مي بينيم كه خداوند , قبلا , يكبار قدرت خود را , در همين دنيا , نشان داده و ما را , از خاك به خود آورده است . به اين ترتيب , خدايي كه چنين قدرتي دارد , يكبار ديگر هم , قادر به انجام اين كار خواهد بود. يعني , وقتي ما بميريم و به مشتي خاك مبدل شويم , دوباره , در روز قيامت , خداوند ما را , از دل خاكها بيرون مي آورد , و به ما « هستي » و زندگي مي دهد , تا براي رسيدن به حساب كارهايمان , در صف محشر آماده شويم .
در خلوت هم از گناه بپرهيزيد
اتقوا معاصي الله في الخلوات فان الشاهد هو الحاكم .
نهج البلاغه , حكمت 324
ترجمه : در خلوت و تنهايي هم , از گناه و نافرماني خدا بپرهيزيد , زيرا همان كسي كه گناه شما را ميبيند (يعني خداوند) خودش نيز درباره آن , داوري خواهد كرد.
شرح : گروهي از افراد كوته فكر هستند , كه گمان مي كنند اگر در خلوت و تنهايي , مرتكب گناه شوند , و كسي شاهد گناوه آنها نباشد , از كيفر و مجازات در امان خواهند بود. غافل از آنكه خداوند , در همه جا حاضر است , و در خلوت و تنهايي هم , شاهد اعمال بندگان خويش است .
امام صادق عليه السلام مي فرمايد : كسيكه در تنهايي مرتكب گناه مي شود , مثل كسي است كه در يك كشتي , داخل اطاقك خصوصي خود , نشسته است و كف آن را سوراخ مي كند. گر چه كسي شاهد اين عمل زشت و نادرست نيست , تا از آن جلو گيري كند , يا آن شخص را به مجازات رساند , ولي چنين كسي , مجازات عمل خود را خواهد ديد , زيرا به خاطر كار زشت او , ديگران هم صدمه خواهند ديد. چون سرانجام , آب دريا , از سوراخ آن اتاقك بالا خواهد آمد , و همه كشتي را , با تمام سرنشينان آن غرق خواهد كرد.
پس گناه , اگر در خلوت و تنهايي هم صورت گيرد , هم شخص گناهكار را به مجازات خواهد رسانيد , هم بر روي جامعه اثر بد خواهد گذاشت
از سوي ديگر , انسان در رابطه با خدا , بايد بداند كه : هر چند در خلوت و تنهايي مرتكب گناه شود , كسي هم شاهد او نباشد , ولي خداوند , او را مي بيند و شاهد گناه اوست . به اين ترتيب , شخص گناهكار , در روز رستاخيز , از داوري خداوند توانا و بينا كه خود , آن گناه را ديده است ـ هيچ راه فراري نخواهد داشت .
رابطه عقل و گفتار
اذاتم العقل نقص الكلام
نهج البلاغه , حكمت 71
ترجمه : هنگامي كه عقل انسان كامل گردد , گفتارش كوتاه ميشود.
شرح : انسان , هر اندازه كه عقل و شعورش بيشتر شود و به سوي كمال برود , به همان نسبت , كمتر حرف ميزند و در عوض بيشتر فكر مي كند.
كسانيكه زياد حرف مي زنند و جلوي زبان خود را نمي گيرند , عقلشان كم و فكرشان كوتاه است . بهمين دليل , هنگام سخن گفتن , درباره آنچه مي گويند , فكر نمي كنند , و هر چه به زبانش آيد , بدون فكر و انديشه , بيان مي كنند.
اما برعكس , افراد عاقل , تا زماني كه موضوعي را خوب بررسي نكرده اند , در باره خوب و بد آن نينديشيده اند , سخني بر زبان نمي آورند. به همين دليل , شخص عاقل , كمتر حرف مي زند , چون مقداري از وقت خود را , به فكر كردن درباره گفتاري كه ميخواهد بر زبان آورد , مي گذراند.
حضرت علي عليه السلام , در جمله ديگري ميفرمايد : زبان عاقل , در پشت عقل او قرار دارد. »
يعني : شخص عاقل , عقل خود را پيش از زبانش به كار مي اندازد. در هر كاري , اول فكر مي كند , عقل و شعور خود را به كار مي گيرد , و هنگامي كه به درستي سخن خود مطمئن شد , زبان به گفتار مي گشايد. در حاليكه شخص نادان , پيش از آنكه فكر خود را بكار اندازد , شروع به حرف زدن مي كند , و چه بسا كه با سخنان بي معني و حساب نشده اش , هم خود و هم ديگران را بزحمت و ناراحتي دچار مي سازد.
جامعيت قرآن
وفي القرآن نبا ماقبلكم و خبرما بعد كم و حكم مابينكم .
نهج البلاغ , حكمت 313
ترجمه : سرگذشت نسلهاي پيشين شما , و خبرهاي مربوط به نسلهاي آينده شما , و احكام و دستورات مربوط به اموري كه بين شما جاري است , همه در قرآن آمده است .
شرح : آنچه انسان , در زندگي اين جهاني خود به آن نيازمند است ,
بطور كلي , خارج از اين سه مورد نيست :
نخست , ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او , در گذشته , چگونه بوده اند , چگونه زيسته اند , چه ها مي انديشيده اند , چه سرانجامي داشته اند , و در چه وضعي و حالي در گذشته اند.
آنگاه , مي خواهد بداند كه پس از مرگ او , دنيا چه صورتي خواهد داشت , و نسلهاي آينده در چه اوضاع و شرايطي خواهند زيست , و احوال آنها , در دنياي آينده چگونه خواهد بود.
و سپس ميخواهد بداند : در حال حاضر , در دوران بين گذشته و آينده , كه خود در آن زندگي مي كند , با مردم چگونه بايد رفتار كند , و اموري را كه بين او و ديگران جاري است , چگونه سرو سامان دهد. تا به راه نادرست نرود و در طريق آسايش و رستگاري گام بردارد.
قرآن مجيد , كلام الهي و آسماني ما مسلمانان , كتاب سازنده و روشنگري است كه اين سه موضوع مهم و حياتي را , براي ما , به روشني و بدون ترديد با ابهام , توضيح داده است .
پس ما , اگر مي خواهيم با درك و آگاهي زندگي كنيم و در منجلاب گمراهيها فرو نرويم , و به سوي سعادت گام برداريم , بايد قرآن را به دقت بخوانيم , معني آن را درك كنيم , و مفاهيم آن را دستور زندگي خويش قرار دهيم , و دستورات و احكام آن را به كار بنديم .
(منبع : پندهاي كوتاه از نهج البلاغه , از آثار بنياد نهج البلاغه )
حضرت علي (ع ) :
هنگامي كه عقل انسان كامل گردد , گفتارش كوتاه مي شود.
حضرت علي (ع ) :
اگر حتي خداوند , بندگانش را از نافرماني كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود , باز هم واجب بود انسان مرتكب هيچ گناهي نشود تابه اين وسيله در برابر نعمت هاي او سپاسگزاري كرده باشد.

درس هاي رمضان (5 )


علي شيرازي
قرآن مجيد در آيه دوم سوره انفال مي فرمايد : « انما المومنون الذين اذا ذكرالله و جلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا و علي ربهم يتوكلون » ـ مومنان كساني هستند كه هرگاه نام خداوند برده شود , دلهايشان ترسان مي گردد; و هنگامي كه آيات او بر آن ها خوانده شود , ايمانشان فزون تر گردد; و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.
چه نعمتي خداوند به ما ارزاني داشته است . نعمتي كه وقتي بر انسان ها خوانده مي شود , ايمان آن ها افزايش پيدا مي كند. راه حق را مي يابند. از هوا و شيطان مي برند و تنها براي خدا تلاش مي كنند.
شايد به همين علت , خداوند در آيه 87 سوره حجر از قرآن با صفت عظيم ياد مي كند و مي آورد : « و لقد آتيناك سبعا من المثاني والقرآن العظيم » ـ ما سوره حمد و قران بزرگ را به تو داديم . اين نعمت را هم در ماه مبارك به ما مي دهد; « شهر رمضان , الذي انزل فيه القرآن » . پس بر ماست كه به علت تشكر اين هديه بزرگ الهي در ظرف رمضان , بيش از گذشته به قرآن روي آوريم . تلاوت يك آيه , ثواب يك ختم قرآن دارد. اگر اين تلاوت همراه با تدبر و عمل باشد چه نتيجه اي را عايد انسان مي سازد.
عظمت قرآن به حدي است كه خداوند در آيه 21 سوره حشر مي فرمايد : « لو انزلنا هذاالقرآن علي جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون » ـ اگر اين قرآن را بر كوهي نازل مي كرديم , مي ديدي كه در برابر آن خاشع مي شود و از خوف خدا مي شكافد! اين ها مثال هايي است كه براي مردم مي زنيم , شايد در آن بينديشند.
كوه متلاشي مي شود! اما گاهي در قلب سخت تر از سنگ انسان اثر نمي كند; چرا چون حقيقت قرآن و عظمت آن را نمي يابد. اهل دل و معنا , با تلاوت قران بر ايمانشان افزوده مي شود , ليكن انسان هاي ناآگاه و كافري كه از دو لب مبارك پيامبر(ص ) آيات الهي را مي شنوند و به آواي روحبخش وحي گوش مي كنند , مي گويند : « لا تسمعوا لهذاالقرآن والغوا فيه لعلكم تغلبون » ـ گوش به اين قرآن ندهيد و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد , شايد پيروز شويد!
آنان آن قدر از جاذبه قرآن مجيد مي ترسيدند كه هنگام تلاوت حق توسط پيامبر گرامي اسلام (ص ) شروع به هياهو و جنجال مي كردند تا صداي زيباي تلاوت قرآن پيامبر(ص ) به گوش مردم نرسد. اوج هراس كفار و مشركان از اين مساله كه نشانه جاذبه شگفت انگيز قرآن است ـ آنجا بود كه به كساني كه قصد تشرف به مسجدالحرام و زيارت بيت الله را داشتند , مي گفتند : در داخل مسجد پنبه اي در گوش هاي خود فرو كنيد تا صداي پيامبر اكرم (ص ) را نشنويد; مبادا مسحور شويد!
اينان قرآن را نشناخته اند. افرادي كه نسبت به قرآن معرفت دارند , حاضرند جان را فداي قرآن كنند , زيرا مي دانند قرآن مجيد موهبتي بي نظير است كه در اختيار انسان قرار داده شده تا با عمل به قوانين آن در زندگي خويش , دنيايي آباد , آزاد , امن و امان و مملو از معنويت به همراه آخرتي عزتمند و زيبا و آرام را براي خود ترسيم نمايند.
امروز دشمنان اسلام نيز معترفند و معتقدند كه اگر جهان اسلام « قرآن » را زنده مي كرد و به فرمان آن گردن مي نهاد , آن چنان نيرومند و پيشرفته مي گشت كه هيچكس قادر به تسلط بر مسلمانان نبود. اين حقيقت را اهل دل و معنا يافته اند و به آن گردن نهاده اند و با پياده كردن دستورات قرآن كريم در روح خويش , براي خود شخصيت والا و تكامل يافته اي ترسيم نموده اند كه قرآن در آيه دوم سوره انفال بدان اشاره مي كند.
چه مي شود كه ما نيز اهل دل و معنا شويم و چون آيات الهي بر ما خوانده شود , ايمانمان زياد گردد. اين در صورتي است كه عظمت قران براي ما روشن شود. قرآني كه امروز غيرمسلمانان نيز به بزرگي آن اعتراف كرده اند.
« كارلايل » ـ مورخ و دانشمند معروف انگليسي مي گويد : « مزاياي اوليه قرآن و اركان اساسي آن مربوط به حقيقت و احساسات پاك و عناوين برجسته مسائل و مضامين مهم آن است كه هيچگونه شك و ترديد در آن راه نيافته و پايان تمام فضائل را كه موجب تكامل و سعادت بشري است دربرداشته و آن ها را به خوبي نشان مي دهد.
« گوته » ـ شاعر و دانشمند آلماني ـ مي گويد : « ساليان درازي كشيشان از خدا بي خبر ما را از پي بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن محمد(ص ) دور نگاه داشته بودند , اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذارده ايم , پرده هاي جهل و تعصب نابجا از بين مي رود و به زودي اين كتاب توصيف ناپذير (قرآن ) عالم را به خود جلب نموده و تاثير عميقي در علم و دانش جهان كرده , سرانجام محور افكار مردم جهان مي گردد! »
اين ها حرف غيرمسلمانان است . بالاتر اين كه ابوالعلاي معري ـ متهم مبارزه با قرآن ـ مي گويد : « امتياز و جاذبه اين كتاب به قدري است كه اگر يك آيه از آن در ميان كلمات ديگران قرار گيرد , هم چون ستاره اي فروزان در شب تاريك مي درخشد! »
اگر اين نور در قلب سياه وارد شود , آن را دگرگون مي كند , تا چه رسد به دل پاكي كه تلاش دارد با روي آوردن به قرآن و عمل به آن , همه وجودش را با نور قرآن منور سازد.
از همين روست كه نبي مكرم اسلام (ص ) مي فرمايد : « برترين عبادت تلاوت قرآن است . » بايد در ماه مبارك , خصوصا در شب هاي قدر كه قرآن در آن نازل شد ـ انا انزلناه في ليله القدر ـ وجودمان را با اين عبادت آذين بنديم تا بر ايمانمان افزوده شود و از عذاب نيز رها گرديم .
حضرت محمد(ص ) مي فرمايند : « خداوند قلبي را كه قرآن در آن جا دارد , عذاب نمي كند. » قرآن نور است و نور هرگز در آتش نمي سوزد. وجود نور گرفته از قرآن خود قرآن ناطق است . وصل به پروردگار مي شود. ماندني مي گردد. بايد براي ماندگار شدن , با قرآن انس بگيريم و اين انس در رمضان , آسان تر و بهتر است .
بايد در اين ماه بزرگ , قرآن در عمل و زندگي و رفتار و منش ما و حركت عمومي امت اسلامي تجسم پيدا كند. قرآن دستورالعمل يك حيات سعادتمندانه و زندگي توام با عزت است ; و ما بايد تلاش كنيم تا به زندگي قرآني برگرديم و در جاده عزت و عظمت حركت نماييم . ما بايد خودمان را با قرآن تطبيق دهيم .
به يكي از همسران پيغمبر اكرم گفتند كه خلق پيغمبر قرآن را تعريف كن , گفت : « كان خلقه القرآن » ـ خلق پيامبر قرآن بود. نبي مكرم اسلام الگوي ماست و ما بايد مثل آن بزرگوار شويم . بايد به قرآن روي آوريم . علاج تمام دردها و مشكلات ما و دنياي اسلام در قرآن است .
قرآن مي فرمايد : « ان هذاالقرآن يهدي للتي هي اقوم » ـ يعني قرآن , انسان را به بهترين راه , بهترين كار , بهترين نظام , بهترين شيوه , بهترين اخلاق و بهترين روش هاي عمل فرد و جامعه هدايت مي كند.
ما چنين نسخه اي داريم و اگر به آن روي نياوريم و در آن تدبر نكنيم , سخت زيان ديده ايم و خسارت ما بيش از مخالفان قرآن است .
اگر ما دم از خدا و قرآن مي زنيم , بايد تابع قرآن باشيم . « قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني ـ لحبكم الله » ـ اگر كه خدا را دوست مي دارد , دليل صدق او تبعيت از پيغمبر و قرآن است .
در فضاي زندگي اهل ايمان , خصوصا در ماه مبارك بايد قرآن حكومت كند و بركات قرآني موج بزند. شايسته اهل ايمان , چنين رويكرد و نگرشي است . از خداوند بخواهيم كه چنين باشيم .
ادامه دارد....

مرجع كل شيعه


شيخ انصاري , مردي كه « مرجع كل في الكل شيعه » مي شود. آن روزي كه مي ميرد , با آن ساعتي كه به صورت يك طلبه فقير دزفولي وارد نجف شده است , فرقي نكرده است .
وقتي كه خانه او را نگاه مي كنند , مي بينند مثل فقيرترين مردم زندگي مي كند , يك نفر به ايشان مي گويد :
آقا! خيلي هنر مي كنيد كه اين همه وجوهات در دست شما مي آيد , هيچ تصرفي در آنها نمي كنيد.
چه هنري كرده ام
چه هنري از اين بالاتر!! آيا هنري از اين بالاتر هم مي شود !!
هيچ مهم نيست ! حداكثر كار من كار خركچي هاي كاشان است كه مي روند تا اصفهان و برمي گردند , و در مقابل مقدار پولي كه بعضي از مردم كاشان به آنها مي دهند از اصفهان جنس برايشان خريداري مي كنند و مي آورند , آيا شما ديده ايد كه اينها به مال مردم خيانت كنند خير , چون آنها امين مردم هستند و حق ندارند در اموال مردم به نفع خود تصرف نمايند.
ما هم همين طور امينان مردم هستيم و نمي توانيم از وجوهات و اموالي كه به دست ما سپرده مي شود نفع شخصي ببريم .
اينجاست كه مي بينيم مرجعيت , يك ذره نمي تواند روح اين مرد بزرگ را تحت تاثير خودش قرار دهد و اخلاق او را متغير ساخته و عوض نمايد.
(متفكر شهيد , استاد مرتضي مطهري , سيره نبوي , ص 30 )
لباس فاخر
مرحوم وحيد بهبهاني , يكي از علماي بزرگ شيعه و استاد بحرالعلوم و ميرزاي قمي و كاشف الغطا , بوده و از كساني است كه حوزه علمي و درسي او در كربلا حوزه بسيار پربركتي بوده است .
ايشان دو پسر داشت , يكي به نام آقاي محمدعلي صاحب كتاب مقامع و ديگري به نام آقا محمداسماعيل .
روزي مرحوم وحيد , مشاهده كرد كه عروسش (زن آقامحمداسماعيل ) جامه اي عالي و فاخر پوشيده است . فورا به پسرش اعتراض كرد و گفت :
چرا براي زنت اين جور لباس مي خري
پسرش خيلي جواب روشني داد , گفت : بنا به آيه شريفه قرآن كه مي فرمايد : قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق . مگر اين ها حرام است لباس فاخر و زيبا را چه كسي حرام كرده است
مرحوم وحيد گفت : پسركم , نمي گويم كه اين ها حرام است , البته حلال است , من روي حساب ديگر مي گويم , من مرجع تقليد و پيشواي اين مردم هستم , در ميان اين مردم غني هست , فقير هست , متمكن و غيرمتمكن هست , افرادي كه بتوانند از اين لباسهاي فاخر و فاخرتر بپوشند در جامعه وجود دارند. ولي طبقات زيادي هم هستند كه آنها نمي توانند اين جور لباسها را بپوشند , لباس كرباس مي پوشند , ما كه نمي توانيم اين لباسي كه خودمان مي پوشيم براي مردم تهيه كنيم و نمي توانيم سطح زندگي آنان را با خودمان يكسان كنيم .
ولي يك كار از ما ساخته است و آن همدردي كردن با آنهاست . آنها چشمشان به ماست , يك مرد فقير وقتي كه زنش از او لباس فاخر مطالبه مي كند , يك مايه تسكين خاطر دارد , مي گويد : گيرم , ما مثل ثروتمندها نبوديم , اما مثل خانه آقاي وحيد زندگي مي كنيم , ببين زن يا عروس وحيد , جوري لباس مي پوشد كه تو مي پوشي .
اما واي به حال آن وقتي كه ما هم زندگيمان را مثل طبقه مرفه و ثروتمند بالا ببريم , كه اين يگانه مايه تسلي خاطر و كمك روحي فقرا هم از دست مي رود , من به اين منظور مي گويم : ما بايد زاهدانه زندگي كنيم كه زهد ما همدردي با فقرا مي باشد.
روزي كه ديگران توانستند لباس فاخر بپوشند ما هم لباس فاخر مي پوشيم .
اين وظيفه هم دردي براي همه است , ولي براي پيشوايان امت خيلي بيشتر و دقيق تر است .
(نقل از حكايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد مرتضي مطهري )

نماز ستون دين است


پيامبر خدا(ص ) : مثل نماز مثل ستون خيمه است , اگر ستون محكم باشد طنابها و ميخها و چادر كار آيي دارند , اما اگر ستون بشكند نه طنابي به كار مي آيد و نه ميخي و نه چادري .
امام باقر(ع ) : نماز ستون دين است , مثل آن مثل ستون است كه اگر ستون محكم باشد ميخها و طنابها محكم مي مانند و اگر ستون كج شود و بشكند , نه ميخي استوار مي ماند و نه طنابي .
لقمان (ع ) : در مقام اندرز به فرزند خود , فرمود : فرزندم ! نماز را بر پا دار كه آن در دين خدا , همانند ستون براي خيمه است , اگر ستون راست و استوار باشد طنابها و ميخها و پرده خيمه كار آمدند و اگر ستون راست و استوار نباشد نه ميخ فايده دارد نه طناب و نه پرده خيمه .
امام علي (ع ) : خدا را , خدا را , به نماز توجه كنيد , زيرا نماز ستون دين شماست .
پيامبر خدا(ص ) : نماز , ستون دين است .
نماز از فحشا و منكر باز مي دارد
پيامبر خدا(ص ) : هر كه نمازش او را از كار زشت و ناپسند باز ندارد , جز بر دوري او از خدا افزوده نشود.
امام صادق (ع ) : بدان كه نماز عامل باز دارنده (از سوي ) خدا در زمين است , پس هر كه دوست دارد بداند كه از نمازش چه سودي برده است بنگرد , اگر نماز او را از كارهاي زشت و ناپسند باز داشته است , به اندازه اي كه باز ايستاده از نماز بهره برده است .
پيامبر خدا(ص ) : كسي كه از نماز فرمان نبرد نماز نخوانده است و فرمان بردن از نماز به اين است كه كار زشت و ناپسند باز دارد.
درباره مردي كه با آن حضرت نماز مي خواند و در عين حال مرتكب كارهاي زشت مي شد , فرمود : نمازش , روزي او را از زشتكاري باز خواهد داشت . پس ديري نگذشت كه آن مرد توبه كرد.
درباره مردي كه روز نماز مي خواند و شب دزدي مي كرد , فرمود : نمازش او را از اين كار باز خواهد داشت .
نماز گناهان پيش از خود را مي پوشاند
پيامبر خدا(ص ) : هرگاه به نماز ايستادي و توجه پيدا كردي و ام الكتاب (سوره فاتحه ) را با هر سوره ديگري كه برايت ميسر است , خواندي سپس ركوع رفتي و ركوعش را كامل به جا آوردي و به سجده رفتي و تشهد گفتي و سلام دادي , تمام گناهاني كه از نماز قبل تا اين نماز مرتكب شده اي آمرزيده مي شود.
امام علي (ع ) : هر كه نماز را با معرفت به حق آن به جاي آورد , آمرزيده است .

استفتائات


دختري كه توان روزه گرفتن ندارد
سوال : دختري كه در سن 9 سالگي بالغ شده , اگر روزه گرفتن برايش مشكل است و افطار كند , آيا قضا لازم است يا خير
حضرت امام (ره ) : قضاي روزه ها برعهده او هست و هر وقت توانست بگيرد و براي تاخير هر روز تا رمضان بعد بايد يك مد طعام كه تقريبا ده سير است به فقير بدهد. مگر آن كه در تاخير معذور باشد و پس از آن اگر تاخير شد چيزي بر او نيست .
حضرت آيت الله خامنه اي : ناتواني از گرفتن روزه و قضايش به سبب مجرد ضعف و عدم قدرت , سبب سقوط قضا از او نمي گردد. بلكه قضا آنچه كه در ماه رمضان از او فوت شده بر او واجب است .
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : قضا تنها واجب است اگر روزه گرفتن بر او حرجي بوده است , والله العالم .
حضرت آيت الله بهجت : اگر نمي تواند روزه بگيرد فقط قضا دارد.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : اگر بعد از ماه رمضان تا سال بعد نتواند قضا كند , بايد كفاره مدطعام را بدهد; يعني براي هر روز معادل 750 گرم گندم و مانند آن به فقير بدهد و قضاي اين روزه ها بر او واجب نيست .
حضرت آيت الله سيستاني : اگر نمي تواند روزه بگيرد فقط قضا دارد.