
انگيزه دوري از گناه
لو لم يتوعدالله علي معصيته لكان يجب ان لا يعصي شكرا
لنعمه .
نهج البلاغه , حكمت 290
ترجمه : اگر حتي خداوند , بندگانش را , از نافرماني كردن و
گناه ورزيدن نترسانيده بود , باز هم واجب بود انسان , مرتكب
هيچ گناهي نشود تا به اين وسيله , در برابر نعمتهاي او ,
سپاسگزاري كرده باشد.
شرح : كسيكه گناه ميكند و فرمان خداوند را به جاي
نمي آورد , در حقيقت , نعمت هايي را كه خداوند به او داده
است , تباه ميكند. زيرا چنين كسي , براي آن كه بتواند گناهي را
مرتكب شود , ناچار بايد تمام نيروهائي را كه در وجودش
هست , به كار ببرد. در حاليكه خداوند , اين نيروها را , براي گناه
و نافرماني كردن به او نداده است .
كسي را در نظر بگيريد كه مي خواهد , برخلاف فرمان
خداوند , مرتكب گناه شود. وبطور مثال , دست به دزدي بزند :
تمام اعضا بدن آن شخص , بايد وظايف خود را , با تمام
نيرويي كه دارند انجام دهند , تا او توانايي انجام چنين گناهي را
داشته باشد.
ششهاي او , بايد بطور مرتب هواي تازه را به خود بگيرند ,
تا او نفس بكشد و زنده بماند , قلبش بايد بطور منظم در حال
تپيدن باشد , تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه
دارد , چشمهايش بايد توانايي ديدن داشته باشند , تا او راه
خود را ببيند , پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن
باشند , تا او در مسيري كه با چشمش مي بيند , پيش برود ,
گوشهايش بايد توانايي شنيدن داشته باشند , تا او صداي
نزديك شدن مردم را تشخيص بدهد و از خطر فرار كند ,
دستهايش بايد توانايي كار و حركت داشته باشند. تا او درها را
باز كند واشيا را بردارد , مغزش بايد كار خود را انجام دهد , تا
ساير اعضا بدنش از آن فرمان بگيرند , و وظايف خود را اجرا
كنند... و اگر يكي از اين اعضا , يعني يكي از نعمتهايي كه
خداوند به انسان داده است , كار خود را به درستي انجام ندهد ,
شخص گناهكار , قادر به انجام گناه نخواهد بود.
پس مي بينيد كه گناهكار , براي آنكه در برابر خداوند ,
مرتكب گناه و نافرماني , شود , از همان امكانات و نيروهايي
استفاده مي كند , كه خداوند , آنها را , براي انجام كارهاي
درست ونيك به او داده است . به اين ترتيب , آيا شخص
گناهكار , با انجام هر كدام از گناهان خود , نعمتها و نيروهايي را
كه از خداوند دارد , تباه و حرام نمي كند
البته خداوند , به بندگان خود هشدار داده , و آنها را از گناه
و نافرماني , بيمناك كرده است . ولي اگر خداوند چنين بيم و
هشداري هم نداده بود , و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به
خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد , باز هم حق
نداشت نعمتهاي خداوند را تباه كند. يعني در برابر نعمتهاي
ديدن , شنيدن , بوئيدن , حركت , تپيدن قلب , تنفس ششها ,
انديشيدن , توانايي انجام كارهاي گوناگون داشتن , و هزاران
نعمت ديگر , انسان بايد قدرشناس باشد , و به شكرانه اين
نعمتهاي بزرگ و با ارزش , هرگز مرتكب گناه و نافرماني
خداوند نشود.
زندگي دنيوي , دليل زندگي اخروي
عجبت لمن انكرالنشاه الاخري و هو يري النشاه
الاولي .
نهج البلاغه , حكمت 126
ترجمه : در شگفتم , از كسيكه زندگي اين دنيا را مي بيند ,
را قبول ندارد. ] آخرت [ وباز زندگي دنياي ديگر
شرح : كسيكه با درك و توانائي , در زندگي اين دنيا نظر
كند , سراسر دنيا را , پر از نشانه هايي خواهد ديد كه از قدرت
آفرينش خداوند حكايت ميكنند. و كسيكه قدرت آفرينش
خداوند را , با عقل و بينش بررسي كند , هرگز مسئله آخرت
وزندگي پس از مرگ را انكار نخواهد كرد.
اگر ما , با دقت و شعور و انصاف , به دنياي خود نگاه كنيم ,
به روشني مي بينيم كه انسان و حيوان و گياه , و بالاخره تمام
موجودات زنده اين دنيا , از « نيستي » به وجود آمده اند. پس
خداوندي كه قادر بوده است اين زندگي و اين همه موجودات
زنده را , از « نيستي » به « هستي » بياورد , باز هم قدرت آن را
خواهد داشت كه پس از مرگ ونابودي اين موجودات , يكبار
ديگر آنها را زنده كند.
اگر در زندگي انسان دقت كنيم , از يك نظر , خواهيم ديد كه
خداوند , در همين دنيا هم , ريشه و اصل زندگي انسانها را در
دل خاك قرار داده , و در وقت لزوم , افراد بشر را , از خاك به
وجود آورده است .
ابتدا , ريشه زندگي و اصل وجود ما , در دل همين خاكهاي
بياباني پنهان بوده است . از دل اين خاكها , گندم و برنج و سبزي
و ميوه و ديگر گياهان خوردني روئيده اند. قسمتي از روئيدنيها
را , پدر و مادر ما خورده اند. قسمت ديگري را نيز حيوانات
خورده اند , تا زنده بمانند و بزرگ شوند و به صورت غذاي
انسان درآيند. يعني پدر و مادر ما , وقتي گوشت حيوانات را نيز
خورده اند , در حقيقت , از غذايي استفاده كرده اند كه اصل آن ,
باز هم از خاك بوده است .
به اين ترتيب , پدر و مادر ما , با خوردن خوراكي هائي , كه
در هر حال , از زمين بدست مي آيد , به زندگي خود ادامه
داده اند و بزرگ شده اند. بعد , وجود ما , همچون يك ياخته , در
پشت و شكم آنها , پيدا شده است . آنگاه ما شروع به رشد
كرده ايم , صاحب دست و پا و چشم وگوش و مغز و ساير
اعضا بدن شده ايم و سرانجام , به صورت يك انسان كامل , از
شكم مادر , به اين جهان قدم گذاشته ايم .
تمام اين مراحل , از وقتي كه ذرات هستي ما , در دل خاكها
بوده , تا وقتي كه اين ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده , و
سپس به صورت انسان درآمده است , با قدرت آفرينش
خداوند طي شده است .
پس مي بينيم كه خداوند , قبلا , يكبار قدرت خود را , در
همين دنيا , نشان داده و ما را , از خاك به خود آورده است . به
اين ترتيب , خدايي كه چنين قدرتي دارد , يكبار ديگر هم , قادر
به انجام اين كار خواهد بود. يعني , وقتي ما بميريم و به مشتي
خاك مبدل شويم , دوباره , در روز قيامت , خداوند ما را , از دل
خاكها بيرون مي آورد , و به ما « هستي » و زندگي مي دهد , تا
براي رسيدن به حساب كارهايمان , در صف محشر آماده
شويم .
در خلوت هم از گناه بپرهيزيد
اتقوا معاصي الله في الخلوات فان الشاهد هو
الحاكم .
نهج البلاغه , حكمت 324
ترجمه : در خلوت و تنهايي هم , از گناه و نافرماني خدا
بپرهيزيد , زيرا همان كسي كه گناه شما را ميبيند (يعني
خداوند) خودش نيز درباره آن , داوري خواهد كرد.
شرح : گروهي از افراد كوته فكر هستند , كه گمان مي كنند اگر
در خلوت و تنهايي , مرتكب گناه شوند , و كسي شاهد گناوه
آنها نباشد , از كيفر و مجازات در امان خواهند بود. غافل از
آنكه خداوند , در همه جا حاضر است , و در خلوت و تنهايي
هم , شاهد اعمال بندگان خويش است .
امام صادق عليه السلام مي فرمايد : كسيكه در تنهايي
مرتكب گناه مي شود , مثل كسي است كه در يك كشتي , داخل
اطاقك خصوصي خود , نشسته است و كف آن را سوراخ
مي كند. گر چه كسي شاهد اين عمل زشت و نادرست نيست , تا
از آن جلو گيري كند , يا آن شخص را به مجازات رساند , ولي
چنين كسي , مجازات عمل خود را خواهد ديد , زيرا به خاطر
كار زشت او , ديگران هم صدمه خواهند ديد. چون سرانجام ,
آب دريا , از سوراخ آن اتاقك بالا خواهد آمد , و همه كشتي را ,
با تمام سرنشينان آن غرق خواهد كرد.
پس گناه , اگر در خلوت و تنهايي هم صورت گيرد , هم
شخص گناهكار را به مجازات خواهد رسانيد , هم بر روي
جامعه اثر بد خواهد گذاشت
از سوي ديگر , انسان در رابطه با خدا , بايد بداند كه : هر
چند در خلوت و تنهايي مرتكب گناه شود , كسي هم شاهد او
نباشد , ولي خداوند , او را مي بيند و شاهد گناه اوست . به اين
ترتيب , شخص گناهكار , در روز رستاخيز , از داوري خداوند
توانا و بينا كه خود , آن گناه را ديده است ـ هيچ راه فراري
نخواهد داشت .
رابطه عقل و گفتار
اذاتم العقل نقص الكلام
نهج البلاغه , حكمت 71
ترجمه : هنگامي كه عقل انسان كامل گردد , گفتارش كوتاه
ميشود.
شرح : انسان , هر اندازه كه عقل و شعورش بيشتر شود و به
سوي كمال برود , به همان نسبت , كمتر حرف ميزند و در
عوض بيشتر فكر مي كند.
كسانيكه زياد حرف مي زنند و جلوي زبان خود را
نمي گيرند , عقلشان كم و فكرشان كوتاه است . بهمين دليل ,
هنگام سخن گفتن , درباره آنچه مي گويند , فكر نمي كنند , و هر
چه به زبانش آيد , بدون فكر و انديشه , بيان مي كنند.
اما برعكس , افراد عاقل , تا زماني كه موضوعي را خوب
بررسي نكرده اند , در باره خوب و بد آن نينديشيده اند , سخني
بر زبان نمي آورند. به همين دليل , شخص عاقل , كمتر حرف
مي زند , چون مقداري از وقت خود را , به فكر كردن درباره
گفتاري كه ميخواهد بر زبان آورد , مي گذراند.
حضرت علي عليه السلام , در جمله ديگري ميفرمايد : زبان
عاقل , در پشت عقل او قرار دارد. »
يعني : شخص عاقل , عقل خود را پيش از زبانش به كار
مي اندازد. در هر كاري , اول فكر مي كند , عقل و شعور خود را
به كار مي گيرد , و هنگامي كه به درستي سخن خود مطمئن شد ,
زبان به گفتار مي گشايد. در حاليكه شخص نادان , پيش از آنكه
فكر خود را بكار اندازد , شروع به حرف زدن مي كند , و چه بسا
كه با سخنان بي معني و حساب نشده اش , هم خود و هم ديگران
را بزحمت و ناراحتي دچار مي سازد.
جامعيت قرآن
وفي القرآن نبا ماقبلكم و خبرما بعد كم و حكم
مابينكم .
نهج البلاغ , حكمت 313
ترجمه : سرگذشت نسلهاي پيشين شما , و خبرهاي مربوط
به نسلهاي آينده شما , و احكام و دستورات مربوط به اموري
كه بين شما جاري است , همه در قرآن آمده است .
شرح : آنچه انسان , در زندگي اين جهاني خود به آن
نيازمند است ,
بطور كلي , خارج از اين سه مورد نيست :
نخست , ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او , در
گذشته , چگونه بوده اند , چگونه زيسته اند , چه ها
مي انديشيده اند , چه سرانجامي داشته اند , و در چه وضعي و
حالي در گذشته اند.
آنگاه , مي خواهد بداند كه پس از مرگ او , دنيا چه صورتي
خواهد داشت , و نسلهاي آينده در چه اوضاع و شرايطي
خواهند زيست , و احوال آنها , در دنياي آينده چگونه خواهد
بود.
و سپس ميخواهد بداند : در حال حاضر , در دوران بين
گذشته و آينده , كه خود در آن زندگي مي كند , با مردم چگونه
بايد رفتار كند , و اموري را كه بين او و ديگران جاري است ,
چگونه سرو سامان دهد. تا به راه نادرست نرود و در طريق
آسايش و رستگاري گام بردارد.
قرآن مجيد , كلام الهي و آسماني ما مسلمانان , كتاب
سازنده و روشنگري است كه اين سه موضوع مهم و حياتي را ,
براي ما , به روشني و بدون ترديد با ابهام , توضيح داده است .
پس ما , اگر مي خواهيم با درك و آگاهي زندگي كنيم و در
منجلاب گمراهيها فرو نرويم , و به سوي سعادت گام برداريم ,
بايد قرآن را به دقت بخوانيم , معني آن را درك كنيم , و مفاهيم
آن را دستور زندگي خويش قرار دهيم , و دستورات و احكام آن
را به كار بنديم .
(منبع : پندهاي كوتاه از نهج البلاغه , از آثار بنياد
نهج البلاغه )
حضرت علي (ع ) :
هنگامي كه عقل انسان كامل گردد , گفتارش كوتاه
مي شود.
حضرت علي (ع ) :
اگر حتي خداوند , بندگانش را از نافرماني كردن و
گناه ورزيدن نترسانيده بود , باز هم واجب بود
انسان مرتكب هيچ گناهي نشود تابه اين وسيله در
برابر نعمت هاي او سپاسگزاري كرده باشد.

|
درس هاي رمضان (5 )
|
علي شيرازي
قرآن مجيد در آيه دوم سوره انفال مي فرمايد : « انما
المومنون الذين اذا ذكرالله و جلت قلوبهم و اذا تليت عليهم
آياته زادتهم ايمانا و علي ربهم يتوكلون » ـ مومنان كساني
هستند كه هرگاه نام خداوند برده شود , دلهايشان ترسان
مي گردد; و هنگامي كه آيات او بر آن ها خوانده شود , ايمانشان
فزون تر گردد; و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.
چه نعمتي خداوند به ما ارزاني داشته است . نعمتي كه
وقتي بر انسان ها خوانده مي شود , ايمان آن ها افزايش پيدا
مي كند. راه حق را مي يابند. از هوا و شيطان مي برند و تنها براي
خدا تلاش مي كنند.
شايد به همين علت , خداوند در آيه 87 سوره حجر از
قرآن با صفت عظيم ياد مي كند و مي آورد : « و لقد آتيناك سبعا
من المثاني والقرآن العظيم » ـ ما سوره حمد و قران بزرگ را به
تو داديم . اين نعمت را هم در ماه مبارك به ما مي دهد; « شهر
رمضان , الذي انزل فيه القرآن » . پس بر ماست كه به علت تشكر
اين هديه بزرگ الهي در ظرف رمضان , بيش از گذشته به قرآن
روي آوريم . تلاوت يك آيه , ثواب يك ختم قرآن دارد. اگر اين
تلاوت همراه با تدبر و عمل باشد چه نتيجه اي را عايد انسان
مي سازد.
عظمت قرآن به حدي است كه خداوند در آيه 21 سوره
حشر مي فرمايد : « لو انزلنا هذاالقرآن علي جبل لرايته خاشعا
متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم
يتفكرون » ـ اگر اين قرآن را بر كوهي نازل مي كرديم , مي ديدي
كه در برابر آن خاشع مي شود و از خوف خدا مي شكافد! اين ها
مثال هايي است كه براي مردم مي زنيم , شايد در آن بينديشند.
كوه متلاشي مي شود! اما گاهي در قلب سخت تر از سنگ
انسان اثر نمي كند; چرا چون حقيقت قرآن و عظمت آن را
نمي يابد. اهل دل و معنا , با تلاوت قران بر ايمانشان افزوده
مي شود , ليكن انسان هاي ناآگاه و كافري كه از دو لب مبارك
پيامبر(ص ) آيات الهي را مي شنوند و به آواي روحبخش وحي
گوش مي كنند , مي گويند : « لا تسمعوا لهذاالقرآن والغوا فيه
لعلكم تغلبون » ـ گوش به اين قرآن ندهيد و به هنگام تلاوت آن
جنجال كنيد , شايد پيروز شويد!
آنان آن قدر از جاذبه قرآن مجيد مي ترسيدند كه هنگام
تلاوت حق توسط پيامبر گرامي اسلام (ص ) شروع به هياهو و
جنجال مي كردند تا صداي زيباي تلاوت قرآن پيامبر(ص ) به
گوش مردم نرسد. اوج هراس كفار و مشركان از اين مساله كه
نشانه جاذبه شگفت انگيز قرآن است ـ آنجا بود كه به كساني كه
قصد تشرف به مسجدالحرام و زيارت بيت الله را داشتند ,
مي گفتند : در داخل مسجد پنبه اي در گوش هاي خود فرو كنيد تا
صداي پيامبر اكرم (ص ) را نشنويد; مبادا مسحور
شويد!
اينان قرآن را نشناخته اند. افرادي كه نسبت به قرآن معرفت
دارند , حاضرند جان را فداي قرآن كنند , زيرا مي دانند قرآن
مجيد موهبتي بي نظير است كه در اختيار انسان قرار داده شده
تا با عمل به قوانين آن در زندگي خويش , دنيايي آباد , آزاد , امن
و امان و مملو از معنويت به همراه آخرتي عزتمند و زيبا و آرام
را براي خود ترسيم نمايند.
امروز دشمنان اسلام نيز معترفند و معتقدند كه اگر جهان
اسلام « قرآن » را زنده مي كرد و به فرمان آن گردن مي نهاد , آن
چنان نيرومند و پيشرفته مي گشت كه هيچكس قادر به تسلط بر
مسلمانان نبود. اين حقيقت را اهل دل و معنا يافته اند و به آن
گردن نهاده اند و با پياده كردن دستورات قرآن كريم در روح
خويش , براي خود شخصيت والا و تكامل يافته اي ترسيم
نموده اند كه قرآن در آيه دوم سوره انفال بدان اشاره مي كند.
چه مي شود كه ما نيز اهل دل و معنا شويم و چون آيات
الهي بر ما خوانده شود , ايمانمان زياد گردد. اين در صورتي
است كه عظمت قران براي ما روشن شود. قرآني كه امروز
غيرمسلمانان نيز به بزرگي آن اعتراف كرده اند.
« كارلايل » ـ مورخ و دانشمند معروف انگليسي مي گويد :
« مزاياي اوليه قرآن و اركان اساسي آن مربوط به حقيقت و
احساسات پاك و عناوين برجسته مسائل و مضامين مهم آن
است كه هيچگونه شك و ترديد در آن راه نيافته و پايان تمام
فضائل را كه موجب تكامل و سعادت بشري است دربرداشته و
آن ها را به خوبي نشان مي دهد.
« گوته » ـ شاعر و دانشمند آلماني ـ مي گويد : « ساليان
درازي كشيشان از خدا بي خبر ما را از پي بردن به حقايق قرآن
مقدس و عظمت آورنده آن محمد(ص ) دور نگاه داشته بودند ,
اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذارده ايم , پرده هاي
جهل و تعصب نابجا از بين مي رود و به زودي اين كتاب
توصيف ناپذير (قرآن ) عالم را به خود جلب نموده و تاثير
عميقي در علم و دانش جهان كرده , سرانجام محور افكار مردم
جهان مي گردد! »
اين ها حرف غيرمسلمانان است . بالاتر اين كه ابوالعلاي
معري ـ متهم مبارزه با قرآن ـ مي گويد : « امتياز و جاذبه اين
كتاب به قدري است كه اگر يك آيه از آن در ميان كلمات
ديگران قرار گيرد , هم چون ستاره اي فروزان در شب تاريك
مي درخشد! »
اگر اين نور در قلب سياه وارد شود , آن را دگرگون مي كند ,
تا چه رسد به دل پاكي كه تلاش دارد با روي آوردن به قرآن و
عمل به آن , همه وجودش را با نور قرآن منور سازد.
از همين روست كه نبي مكرم اسلام (ص ) مي فرمايد :
« برترين عبادت تلاوت قرآن است . » بايد در ماه مبارك ,
خصوصا در شب هاي قدر كه قرآن در آن نازل شد ـ انا انزلناه
في ليله القدر ـ وجودمان را با اين عبادت آذين بنديم تا بر
ايمانمان افزوده شود و از عذاب نيز رها گرديم .
حضرت محمد(ص ) مي فرمايند : « خداوند قلبي را كه قرآن
در آن جا دارد , عذاب نمي كند. » قرآن نور است و نور هرگز در
آتش نمي سوزد. وجود نور گرفته از قرآن خود قرآن ناطق است .
وصل به پروردگار مي شود. ماندني مي گردد. بايد براي ماندگار
شدن , با قرآن انس بگيريم و اين انس در رمضان , آسان تر و
بهتر است .
بايد در اين ماه بزرگ , قرآن در عمل و زندگي و رفتار و
منش ما و حركت عمومي امت اسلامي تجسم پيدا كند. قرآن
دستورالعمل يك حيات سعادتمندانه و زندگي توام با عزت
است ; و ما بايد تلاش كنيم تا به زندگي قرآني برگرديم و در
جاده عزت و عظمت حركت نماييم . ما بايد خودمان را با قرآن
تطبيق دهيم .
به يكي از همسران پيغمبر اكرم گفتند كه خلق پيغمبر قرآن
را تعريف كن , گفت : « كان خلقه القرآن » ـ خلق پيامبر قرآن بود.
نبي مكرم اسلام الگوي ماست و ما بايد مثل آن بزرگوار شويم .
بايد به قرآن روي آوريم . علاج تمام دردها و مشكلات ما و
دنياي اسلام در قرآن است .
قرآن مي فرمايد : « ان هذاالقرآن يهدي للتي هي اقوم » ـ
يعني قرآن , انسان را به بهترين راه , بهترين كار , بهترين نظام ,
بهترين شيوه , بهترين اخلاق و بهترين روش هاي عمل فرد و
جامعه هدايت مي كند.
ما چنين نسخه اي داريم و اگر به آن روي نياوريم و در آن
تدبر نكنيم , سخت زيان ديده ايم و خسارت ما بيش از مخالفان
قرآن است .
اگر ما دم از خدا و قرآن مي زنيم , بايد تابع قرآن باشيم .
« قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني ـ لحبكم الله » ـ اگر كه خدا را
دوست مي دارد , دليل صدق او تبعيت از پيغمبر و قرآن است .
در فضاي زندگي اهل ايمان , خصوصا در ماه مبارك بايد
قرآن حكومت كند و بركات قرآني موج بزند. شايسته اهل
ايمان , چنين رويكرد و نگرشي است . از خداوند بخواهيم كه
چنين باشيم .
ادامه دارد....

|
مرجع كل شيعه
|
شيخ انصاري , مردي كه « مرجع كل في الكل شيعه » مي شود. آن روزي كه
مي ميرد , با آن ساعتي كه به صورت يك طلبه فقير دزفولي وارد نجف شده
است , فرقي نكرده است .
وقتي كه خانه او را نگاه مي كنند , مي بينند مثل فقيرترين مردم زندگي
مي كند , يك نفر به ايشان مي گويد :
آقا! خيلي هنر مي كنيد كه اين همه وجوهات در دست شما مي آيد , هيچ
تصرفي در آنها نمي كنيد.
چه هنري كرده ام
چه هنري از اين بالاتر!! آيا هنري از اين بالاتر هم مي شود !!
هيچ مهم نيست ! حداكثر كار من كار خركچي هاي كاشان است كه مي روند تا
اصفهان و برمي گردند , و در مقابل مقدار پولي كه بعضي از مردم كاشان به
آنها مي دهند از اصفهان جنس برايشان خريداري مي كنند و مي آورند , آيا
شما ديده ايد كه اينها به مال مردم خيانت كنند خير , چون آنها امين مردم
هستند و حق ندارند در اموال مردم به نفع خود تصرف نمايند.
ما هم همين طور امينان مردم هستيم و نمي توانيم از وجوهات و اموالي
كه به دست ما سپرده مي شود نفع شخصي ببريم .
اينجاست كه مي بينيم مرجعيت , يك ذره نمي تواند روح اين مرد بزرگ را
تحت تاثير خودش قرار دهد و اخلاق او را متغير ساخته و عوض
نمايد.
(متفكر شهيد , استاد مرتضي مطهري , سيره نبوي , ص 30 )
لباس فاخر
مرحوم وحيد بهبهاني , يكي از علماي بزرگ شيعه و استاد بحرالعلوم و
ميرزاي قمي و كاشف الغطا , بوده و از كساني است كه حوزه علمي و درسي
او در كربلا حوزه بسيار پربركتي بوده است .
ايشان دو پسر داشت , يكي به نام آقاي محمدعلي صاحب كتاب مقامع و
ديگري به نام آقا محمداسماعيل .
روزي مرحوم وحيد , مشاهده كرد كه عروسش (زن آقامحمداسماعيل )
جامه اي عالي و فاخر پوشيده است . فورا به پسرش اعتراض كرد و گفت :
چرا براي زنت اين جور لباس مي خري
پسرش خيلي جواب روشني داد , گفت : بنا به آيه شريفه قرآن كه مي فرمايد :
قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق . مگر اين ها حرام
است لباس فاخر و زيبا را چه كسي حرام كرده است
مرحوم وحيد گفت : پسركم , نمي گويم كه اين ها حرام است , البته حلال
است , من روي حساب ديگر مي گويم , من مرجع تقليد و پيشواي اين مردم
هستم , در ميان اين مردم غني هست , فقير هست , متمكن و غيرمتمكن هست ,
افرادي كه بتوانند از اين لباسهاي فاخر و فاخرتر بپوشند در جامعه وجود
دارند. ولي طبقات زيادي هم هستند كه آنها نمي توانند اين جور لباسها را
بپوشند , لباس كرباس مي پوشند , ما كه نمي توانيم اين لباسي كه خودمان
مي پوشيم براي مردم تهيه كنيم و نمي توانيم سطح زندگي آنان را با خودمان
يكسان كنيم .
ولي يك كار از ما ساخته است و آن همدردي كردن با آنهاست . آنها
چشمشان به ماست , يك مرد فقير وقتي كه زنش از او لباس فاخر مطالبه
مي كند , يك مايه تسكين خاطر دارد , مي گويد : گيرم , ما مثل ثروتمندها
نبوديم , اما مثل خانه آقاي وحيد زندگي مي كنيم , ببين زن يا عروس وحيد ,
جوري لباس مي پوشد كه تو مي پوشي .
اما واي به حال آن وقتي كه ما هم زندگيمان را مثل طبقه مرفه و ثروتمند
بالا ببريم , كه اين يگانه مايه تسلي خاطر و كمك روحي فقرا هم از دست
مي رود , من به اين منظور مي گويم : ما بايد زاهدانه زندگي كنيم كه زهد ما
همدردي با فقرا مي باشد.
روزي كه ديگران توانستند لباس فاخر بپوشند ما هم لباس فاخر
مي پوشيم .
اين وظيفه هم دردي براي همه است , ولي براي پيشوايان امت خيلي
بيشتر و دقيق تر است .
(نقل از حكايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد مرتضي مطهري )

|
نماز ستون دين است
|
پيامبر خدا(ص ) : مثل نماز مثل ستون خيمه است , اگر
ستون محكم باشد طنابها و ميخها و چادر كار آيي دارند , اما
اگر ستون بشكند نه طنابي به كار مي آيد و نه ميخي و نه
چادري .
امام باقر(ع ) : نماز ستون دين است , مثل آن مثل ستون است
كه اگر ستون محكم باشد ميخها و طنابها محكم مي مانند و اگر
ستون كج شود و بشكند , نه ميخي استوار مي ماند و نه طنابي .
لقمان (ع ) : در مقام اندرز به فرزند خود , فرمود : فرزندم ! نماز
را بر پا دار كه آن در دين خدا , همانند ستون براي خيمه است ,
اگر ستون راست و استوار باشد طنابها و ميخها و پرده خيمه
كار آمدند و اگر ستون راست و استوار نباشد نه ميخ فايده دارد
نه طناب و نه پرده خيمه .
امام علي (ع ) : خدا را , خدا را , به نماز توجه كنيد , زيرا نماز
ستون دين شماست .
پيامبر خدا(ص ) : نماز , ستون دين است .
نماز از فحشا و منكر باز مي دارد
پيامبر خدا(ص ) : هر كه نمازش او را از كار زشت و ناپسند
باز ندارد , جز بر دوري او از خدا افزوده نشود.
امام صادق (ع ) : بدان كه نماز عامل باز دارنده (از سوي ) خدا
در زمين است , پس هر كه دوست دارد بداند كه از نمازش چه
سودي برده است بنگرد , اگر نماز او را از كارهاي زشت و
ناپسند باز داشته است , به اندازه اي كه باز ايستاده از نماز
بهره برده است .
پيامبر خدا(ص ) : كسي كه از نماز فرمان نبرد نماز نخوانده
است و فرمان بردن از نماز به اين است كه كار زشت و ناپسند
باز دارد.
درباره مردي كه با آن حضرت نماز مي خواند و در عين حال
مرتكب كارهاي زشت مي شد , فرمود : نمازش , روزي او را از
زشتكاري باز خواهد داشت . پس ديري نگذشت كه آن مرد توبه
كرد.
درباره مردي كه روز نماز مي خواند و شب دزدي مي كرد ,
فرمود : نمازش او را از اين كار باز خواهد داشت .
نماز گناهان پيش از خود را مي پوشاند
پيامبر خدا(ص ) : هرگاه به نماز ايستادي و توجه پيدا كردي
و ام الكتاب (سوره فاتحه ) را با هر سوره ديگري كه برايت
ميسر است , خواندي سپس ركوع رفتي و ركوعش را كامل به
جا آوردي و به سجده رفتي و تشهد گفتي و سلام دادي , تمام
گناهاني كه از نماز قبل تا اين نماز مرتكب شده اي آمرزيده
مي شود.
امام علي (ع ) : هر كه نماز را با معرفت به حق آن به جاي آورد ,
آمرزيده است .

|
استفتائات
|
دختري كه توان روزه گرفتن ندارد
سوال : دختري كه در سن 9 سالگي بالغ شده , اگر روزه
گرفتن برايش مشكل است و افطار كند , آيا قضا لازم است يا
خير
حضرت امام (ره ) : قضاي روزه ها برعهده او هست و هر وقت توانست بگيرد و
براي تاخير هر روز تا رمضان بعد بايد يك مد طعام كه تقريبا ده سير است به فقير
بدهد. مگر آن كه در تاخير معذور باشد و پس از آن اگر تاخير شد چيزي بر او
نيست .
حضرت آيت الله خامنه اي : ناتواني از گرفتن روزه و قضايش به سبب مجرد ضعف
و عدم قدرت , سبب سقوط قضا از او نمي گردد. بلكه قضا آنچه كه در ماه رمضان
از او فوت شده بر او واجب است .
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : قضا تنها واجب است اگر روزه گرفتن بر او
حرجي بوده است , والله العالم .
حضرت آيت الله بهجت : اگر نمي تواند روزه بگيرد فقط قضا دارد.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : اگر بعد از ماه رمضان تا سال بعد نتواند قضا كند ,
بايد كفاره مدطعام را بدهد; يعني براي هر روز معادل 750 گرم گندم و مانند آن به
فقير بدهد و قضاي اين روزه ها بر او واجب نيست .
حضرت آيت الله سيستاني : اگر نمي تواند روزه بگيرد فقط قضا دارد.

| | | |
|