روزنامه جمهوري اسلامي 11/08/1383 صفحه سياسي

چرا كلينتون به حمايت از كري برخاست
* مسلمان ستيزي , استراتژي ديكته شده آمريكا براي دولتهاي جنوب شرق آسيا
چرا كلينتون به حمايت از كري برخاست


خبرگزاري جمهوري اسلامي : اين روزها كه تنور رقابتهاي انتخاباتي در آمريكا رفته رفته به داغ ترين حد خود نزديك مي شود , گويي بخت يار نامزد دمكراتهاي آمريكا شده و يكي از معروفترين چهره هاي سياسي آن كشور از « جان كري » اعلام حمايت كرده است .
« بيل كلينتون » , رئيس جمهوري سابق آمريكا به تازگي و در اقدامي غيرمنتظره به حمايت از نامزد دمكراتهاي كشورش برخاسته و اين تصور بوجود آمده كه محبوبيت قابل توجه وي در ميان مردم آمريكا به عنوان يكي از روساي جمهوري موفق آمريكا قطعا كفه ترازوي رقابتها را تاحدي به نفع « كري » سنگين تر خواهد كرد.
مقامات حزب دمكرات آمريكا اعلام كرده اند كه « بيل كلينتون » براي كمك به مبارزات انتخاباتي سناتور كري طي هفته گذشته در يك گردهمايي در ايالت « پنسيلوانيا » حضور يافت .
به اعتقاد دستياران كري , محبوبيت فوق العاده بيل كلينتون در بين راي دهندگان آمريكايي باعث خواهد شد كه او بتواند در ايالتي همچون پنسيلوانيا كه هيچيك از دو نامزد بر ديگري برتري ندارد , راي دهندگان را به نفع جان كري بسيج كند.
حضور بيل كلينتون در كنار سناتور كري آن هم در روزهاي پاياني و سرنوشت ساز مبارزات انتخابات اين سئوال را در ذهن بسياري از تحليل گران و حتي مردم عادي ايجاد كرده است كه رئيس جمهوري سابق آمريكا در گرداب پرتب و تاب اين رقابتها كدامين هدف را نشانه رفته است
طبيعي است كه كلينتون بدون چشم داشت دست به چنين « حربه » اي نزده و بطور قطع درصدد است تا از طريق حمايت جان كري و نشاندن وي بر كرسي رياست جمهوري آمريكا , خواسته هاي خود را برآورده سازد.
روزنامه « الشرق الاوسط » چاپ لندن در شماره روز شنبه گذشته خود گزارشي جالب تحت عنوان « تلاش كلينتون براي كسب سمت دبيركلي آينده سازمان ملل » را منتشر كرد.
در بخشي از اين گزارش اين سئوال مطرح شده است كه آيا بيل كلينتون رئيس جمهوري سابق آمريكا بعنوان اولين آمريكايي سمت دبيركلي سازمان ملل را بدست خواهد آورد
پاسخ به اين پرسش را منابع بسيار نزديك به كلينتون به اين شكل مطرح ساخته اند , كلينتون از همان لحظه خاتمه دوران رياست جمهوري خود و ترك كاخ سفيد , چشم به كرسي دبيركلي سازمان ملل متحد دوخته بود.
طبق اظهارات اين منابع , كلينتون بطور كاملا جدي درصدد است به جاي « كوفي عنان » دبيركل فعلي سازمان ملل كه تا پايان سال آينده ماموريتش در اين سازمان پايان خواهد يافت , تكيه زند.
اگرچه مقر اصلي سازمان ملل در قلب آمريكا واقع شده است اما باگذشت نزديك به 6 دهه از زمان تاسيس اين سازمان , هيچ يك از دبيران كل آن از آمريكا نبوده اند.
به هرحال عليرغم اين كه آمريكا تاكنون در احراز سمت دبيركلي سازمان ملل سهمي نداشته است اما نفوذ و سلطه واشنگتن بر اين سازمان جهاني به ويژه در سالهاي اخير را نبايد ناديده گرفت و اقدامات يك جانبه آمريكا از جمله حمله نظامي به عراق به خوبي بيانگر اين واقعيت است .
از آنجا كه نامزدي كلينتون براي كسب سمت مذكور بدون حمايت دولت آمريكا كارچندان ساده اي نخواهد بود , از اين رو براي مشخص شدن سرنوشت كلينتون ابتدا بايد منتظر سرنوشت انتخابات رياست جمهوري اين كشور بود.
البته در صورت پيروزي بوش در انتخابات , بايد قضيه نامزدي كلينتون براي دبيركلي سازمان ملل را منتفي دانست زيرا بعيد به نظر مي رسد جورج بوش با نامزد شدن كلينتون براي احراز اين سمت موافقت و از آن حمايت كند چراكه در آن صورت نقش « دمكراتهاي آمريكا » در جهان پررنگ تر خواهد شد. اما چنانچه سناتور كري بعنوان رئيس جمهوري بعدي آمريكا برگزيده شود , به احتمال قوي بايد منتظر حضور اولين آمريكايي در راس سازمان ملل متحد بود واين همان فرصتي است كه بيل كلينتون از مدتها پيش در كمين آن نشسته است .
در صورتي كه كري و كلينتون هردو به خواسته هاي خود كه به ترتيب همان كرسي رياست جمهوري و دبيركلي سازمان ملل است دست يابند , باتوجه به روابط دوستانه ميان آنها بعنوان مطرح ترين عوامل دمكراتهاي آمريكا , بايد منتظر تحول قابل توجهي در ساختار سازمان ملل بود و بطور قطع اين سازمان جهاني بيش از پيش تحت نفوذ و سلطه آمريكا قرار خواهد گرفت .
كلينتون درحالي چشم به بالاترين كرسي سازمان ملل دوخته است كه ملتها و جوامع ستمديده در سراسر دنيا آرزو مي كنند روزي فرارسد كه سازمان ملل از بند سلطه ها رهايي يابد و به وظايف اصلي خود كه همان « حفظ صلح و امنيت جهاني » , « احترام به اصل تساوي حقوق و استقلال ملتها » و « توسعه روابط بين المللي » است , بپردازد.
سازمان ملل درست 59 سال پيش در روز 24 اكتبر سال 1945 ميلادي (آبان 1324 ) پس از خاتمه جنگ جهاني دوم و با هدف ترويج صلح و جلوگيري از جنگ در جهان تاسيس شد اما هر از گاهي به ويژه طي سالهاي اخير جهان شاهد نقض صريح قوانين اين سازمان از جانب قدرتهاي سلطه طلب از جمله حمله نظامي آمريكا به افغانستان و عراق بوده است .
از : محمدرضا منافي
كلينتون درصدد است تا با حمايت از « جان كري » و بالا بردن شانس پيروزي وي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا , خواسته خود را در احراز مقام دبيركلي سازمان ملل جامه عمل بپوشاند

مسلمان ستيزي , استراتژي ديكته شده آمريكا براي دولتهاي جنوب شرق آسيا




به بهانه كشتار 84 مسلمان تايلندي توسط نيروهاي امنيتي اين كشور
كشته شدن 84 مسلمان فلسطيني در جريان گردهمايي اعتراض آميز دوشنبه گذشته در يكي از استان هاي جنوبي تايلند , جوامع اسلامي را متاثر و نظر محافل خبري را به خود جلب كرد. ماجرا از اين قرار بود كه حدود دو هزار نفر از مسلمانان منطقه « تاك باي » در استان جنوبي « ناراتيوت » تايلند به دستگيري شش نفر از نيروهاي داوطلب امنيتي بومي معترض گشته و خواستار آزادي آنها شدند. مقامات دولت مركزي اين شش نفر را به اتهام گزارش دروغ و همچنين سرقت مسلحانه بازداشت كرده بودند.
در پي برگزاري تظاهرات اعتراض آميز مسلمانان , پليس وارد عمل شد و با شديدترين صورت ممكن به سركوب آنها پرداخت به گونه اي كه گزارش هاي رسيده حاكي است صحنه هايي كه از سركوب و قلع و قمع تظاهركنندگان توسط رسانه هاي تصويري به نمايش درآمد تعجب افكار عمومي در كشورهاي مختلف را نسبت به شدت عمل پليس برانگيخت .
در جريان اين درگيري شش نفر از تظاهركنندگان در محل تظاهرات به قتل رسيدند. البته ماجرا به اين جا خاتمه نيافت و نيروهاي امنيتي پس از ضرب و شتم بدنهاي برهنه كرده تظاهركنندگان , بيش از 1300 نفر از آنان را دستگير و اين تعداد جمعيت را در 6 كاميون نظامي جا داده و به مكاني كه پنج ساعت با مبدا فاصله داشت انتقال دادند كه اين اقدام موجب شد 78 نفر بر اثر ازدهام جمعيت و خفگي جان خود را ازدست بدهند. اين قتل عام اعتراضات گسترده اي از سوي كشورهاي اسلامي را درپي داشت .
اين در حالي است كه نخست وزير تايلند در توجيه اين جنايت به طرز مضحكي اظهار داشت : عامل اصلي كشته شدن اين تعداد مسلمان , روزه بودن و ضعف آنها بوده است و موجب شده است آنها نتوانند تحمل تظاهرات را داشته باشند!(1 )
البته برخورد مقامات دولتي تايلند با مسلمانان جنوب اين كشور چندان غيرمعمول نيز نمي باشد و اصولا مقامات تايلندي در برخورد با مردم اين مناطق رفتار تحقيرآميزي داشته اند و به عقيده ناظران سياسي منطقه , همين نظر نامساعد و تبعيض آميز دولت , بروز كينه هاي قومي و شورش را در پي داشته است . (2 )
منطقه جنوب تايلند از دي ماه سال گذشته تاكنون با خشونت هاي تقريبا هر روزه مواجه بوده و تاكنون 420 كشته برجاي گذاشته است . اين دوره از درگيري ها با حمله چند فرد ناشناس به مقر پليس و به سرقت رفتن تعدادي اسلحه در دي ماه گذشته , آغاز شد. در پي اين حادثه , ناآرامي هاي گسترده اي اين منطقه را فرا گرفت كه از جمله مي توان به قتل عام 32 نفر از مسلمانان در حمله ارتش تايلند به مسجد تاريخي « كروسو » اشاره كرد. در اين جريان « ژنرال پابلوب » فرمانده لشكر چهارم ارتش تايلند كه عملكرد وي ضديت شديدش با جامعه مسلمان را به اثبات رسانده است , با وجود درخواست دولت مركزي مبني بر خودداري از يورش به مسجد مذكور , اين حمله را انجام داد و اين مسجد را بر سر افراد پناه گرفته در آن ويران كرد. در پي اين حمله , دولت مجبور شد اين ژنرال را بركنار كند. اين مسجد در ميان مسلمانان جنوب تايلند از جايگاه عمده اي برخوردار است و مي توان گفت بزرگترين پايگاه مي باشد كه عمده گردهمايي ها و مراسم مذهبي در اين مسجد برگزار مي گردد.
مسلمانان , اقليت محروم تايلند
جمعيت مسلمانان تايلند حدود 6 ميليون نفر مي باشند كه 10 درصد كل جمعيت كشور را شامل مي شوند و در نقاط مختلف كشور پراكنده هستند. اما تمركز بيشتر آنان در استان هاي جنوبي تايلند « ناراتيوت » , « سونگ لا » و « وستون » مي باشد. البته در بانكوك و ساير استانها نيز شماري از مسلمانان ساكن هستند. ريشه رواج اسلام در تايلند به درستي مشخص نيست ولي آنگونه كه « عبدالرحمان بن علي عبدالصمد » رئيس شوراي اسلامي جنوب تايلند مي گويد : برخي مورخان عقيده دارند يكي از تجار مسلمان از كشور ايران و يا از منطقه « حضرموت » در يمن , اسلام را به تايلنده برده است . (3 )
اكثر مسلمانان تايلند را اهل تسنن تشكيل مي دهند و جمعيت شيعيان اندك است كه آنها هم عمدتا در بانكوك حضور دارند . 90 درصد از مسلمانان تايلند جزو « اشاعره » و شافعي مذهب هستند. با اين حال , فعاليت وهابيون در تايلند هرچند مشهود است ولي عمده مسلمانان سلفي مي باشند.
به گفته عبدالرحمن , مسلمانان تايلند براي شعائر مذهبي اهميت زيادي قائلند و حتي با وجود سني مذهب بودن , علاقه وافري به امام حسين (ع ) دارند آنان روز عاشورا را روز پرفضيلتي مي دانند و در اين روز روزه مي گيرند. نكته قابل توجه درباره جامعه مسلمانان تايلند اينكه عليرغم رواج فرهنگ بي بند و باري در اكثر نقاط تايلند , اين پديده ضداخلاقي در مناطق اسلامي به شدت كم رنگ است .
به گفته اين عالم تايلندي , مذهب اسلام توانسته است تا حدود زيادي از نفوذ مظاهر فساد كه متاسفانه در اكثر مناطق تايلند مشهود است جلوگيري كند. مسائلي مانند روسپيگري , قماربازي و مصرف مشروبات الكلي كه اصولا براي يك بودايي امري عادي محسوب مي شود , در قلمرو زندگي مسلمانان وجود ندارد. نگاهي به تاريخچه اسلام در اين كشور حاكي است مسلمانان تايلند در ابتدا به طور مستقل زندگي مي كردند تا اينكه توسط فرمانروايان , تحت سلطه تايلند درآمده و سرزمينشان نيز ضميمه خاك تايلند گرديد . در سال 1909 ميلادي (1288 شمسي ) طي پيماني كه بين انگليس به عنوان قدرت حاكمه در مالايا و تايلند به امضا رسيد , مرزهاي كنوني بين تايلند و مالزي تعيين گرديد . (4 )
نقش ويژه ارتش در حكومت
نظام حكومتي در تايلند مشروطه سلطنتي است و امور حكومت به دست دولت است . لكن پادشاه مقام والائي در نزد مردم دارد و براي او تقدس قائل هستند. رهبران سياسي و فرماندهان ارتش و صاحبان منابع و سرمايه همگي براي حفظ موقعيت خود در تكريم پادشاه كوتاهي نمي كنند. دولت تايلند با وجوديكه از طريق انتخابات برگزيده مي شود ولي بايد تاييد ارتش و همچنين پادشاه را داشته باشد. يكي از دلايل متهم شدن ارتش به دخالت در امور اداري كشور , وضعيت بخصوصي است كه تايلند در طول سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني با آن رو به رو شد. در اين ميان حمايت آمريكا از ارتش كشورهاي هم مرز هند وچين از جمله تايلند موجب شد ارتش تايلند نيز نقش ويژه اي پيدا كند و از همان زمان زمينه براي دخالت ارتش در زندگي سياسي كشور فراهم گرديد. نقش تعيين كننده ارتش را هم اكنون مي توان در برخورد ژنرال ها با مسلمانان جنوب كشور مشاهده كرد. اين در حالي است نقش مقامات سياسي در اين مناطق كمرنگ تر است .
حوادث تايلند بخشي از سياست سركوب مسلمانان
تشديد بحران مسلمانان در تايلند را بايد در چارچوب سياست واحدي كه به ويژه از سه سال قبل و پس از حوادث 20 شهريور 1380 به جريان افتاده است ارزيابي كرد. اين سياست به بهانه مبارزه با تروريسم مطرح شد , در منطقه شرق آسيا نيز در حال پيگيري است . با نگاهي به تحولات مربوط به جوامع اسلامي در كشورهايي همچون تايلند , فيليپين و اندونزي به روشني مي توان رگه هايي از اين سياست را مشاهده كرد. اين سياست به سردمداري آمريكا هم اكنون به اعمال فشار عليه مسلمانان , تخريب چهره آنها و ايجاد محدوديت هاي اجتماعي و سياسي پرداخته است .


در اين راستا , سال گذشته فيليپين صحنه رويارويي دولت اين كشور با مسلمانان به بهانه سركوب گروه « ابوسياف » بود. در اين جريان ارتش آمريكا مستقيما وارد عمل شد و دوش به دوش نيروهاي فيليپيني در حملات عليه مناطق مسلمان نشين شركت كرد.
اين سياست در اندونزي با ابعاد گسترده تري پيگري گرديد. دولتمردان اندونزيايي تحت فشار غربيها , از ماجراي بمب گذاري تروريستي در جزيره « بالي » كه منجر به كشته شدن 200 نفر شد حداكثر استفاده را جهت سركوب گروههاي اسلامي مخالف غرب صورت دادند. در اين راستا , « ابوبكر بشير » رهبر روحاني بانفوذ اندونزي به بهانه ارتباط با انفجارهاي بالي دستگير شد و به 18 ماه زندان محكوم گرديد . اين در حالي بود كه مقامات امنيتي اندونزيايي اذعان مي كنند تاكنون مدركي دال بر دخالت « ابوبكر بشير » در انفجار بالي به دست نياورده اند و اعلام كردند محكوميت حبس 18 ماهه بشير مربوط به اتهام « نقض قوانين اداره مهاجرت » اندونزي بوده است !(5 )
با اين حال دوران محكوميت 18 ماهه ابوبكر بشير در 11 ارديبهشت گذشته , خاتمه يافت ولي بلافاصله نيم ساعت پس از آزادي , نيروهاي امنيتي وي را مجددا بازداشت كردند. البته بشير , قبل از آزادي اززندان اين حوادث را پيش بيني كرده و گفته بود : به دليل انتقادهايم از سياست آمريكا در منطقه , دولتمردان واشنگتن با اعمال فشار بر مقامهاي اندونزي , مانع آزادي من خواهند شد . (6 ) در همين راستا شبكه بي بي سي اذعان كرد : غرب اندونزي را در زمينه آنچه عزم دولت اين كشور براي سركوب گروه هاي تندروي اسلامي توصيف مي كند تحت فشار قرار داده است . (7 )
اين واقعيات , تائيدي بر وجود اراده اي خارج از قلمرو اين كشورها براي برخورد با مسلمانان منطقه جنوب شرق آسيا است از اينرو وقايع تايلند را نيز نبايد يك حادثه منتزع و بدون دنباله دانست . آنچنانكه منابع مرتبط با حقايق جامعه تايلند مورد تائيد قرار مي دهد مردم تايلند همچون ديگر سكنه آسياي جنوب شرقي مردماني نرم خو و صلح طلب هستند و چنانچه تحريكات سياسي بيگانه نباشد , پيروان اديان مختلف با يكديگر همواره در صلح زندگي مي كنند.
از اينرو حوادثي از قبيل كشتار اخير در تايلند بايد هشداري براي دولتمردان اين كشور باشد كه ابزار سياست هاي موذيانه قدرت هاي غربي قرار نگيرند و نگاه خود را به جامعه مسلمان تصحيح كنند و در اين ميان كشورهاي اسلامي مي توانند با ابزار ديپلماتيك , به عناصري كه مجري اين گونه سياست هاي ديكته شده از سوي قدرتهاي خارجي براي اعمال فشار بر مسلمانان در جنوب شرق آسيا هستند , اين پيام هشدار را منتقل كنند.
منابع :
1 ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي 83,8,5
2 ـ نشريه دفتر مطالعات سياسي و بين المللي
3 ـ سايت اينترنتي « كيهان نيوز »
4 ـ نشريه دفتر مطالعات وزارت خارجه
5 ـ روزنامه جمهوري اسلامي 83,1,16
6 ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي 83,7,25
7 ـ شبكه بي بي سي ـ 83,7,24

برخوردهاي تبعيض آميز دولت تايلند عليه مسلمانان در نواحي جنوب اين كشور از عوامل اصلي بروز شورش و ناآرامي در اين مناطق است
حمايت سنتي آمريكائي از نظاميان و نيروهاي مسلح تايلند , دست آنان را در سركوب جامعه مسلمانان اين كشور بازگذارده است
پس از حوادث 20 شهريور 1380 آمريكا رويكرد برنامه ريزي شده دولتهاي جنوب شرق آسيا , سركوب مسلمانان به بهانه « مبارزه با تروريسم » بوده است
روند مبارزه با حقوق مسلمانان اكنون علاوه بر تايلند , در فيليپين و اندونزي نيز با شدت جريان دارد