كتاب « تاملي در شكل گيري آموزش و پرورش و آموزش عالي » را
موسسه فرهنگي قدر ولايت در 223 صحفه منتشر كرده است . عناوين
فصول چهارگانه كتاب مذكور چنين مي باشد : تشكيل مدارس و دانشگاه
اعزام دانشجو به خارج از كشور , تشكيلات وزارتخانه هاي فرهنگ و
معارف و آموزش كشور و متوليان وتاثيرگذاران بر فرهنگ , آموزش و
پرورش و آموزش عالي كشور در بخشي از مقدمه اين كتاب , چنين
مي خوانيم :
بررسيها نشان مي دهد كه استعمار براي سلطه گري خود در ايران ـ و
هر كشور ديگري سه مرحله را طي كرده و مي كند مرحله اول , شناسايي
وكسب اطلاعات لازم است . دراين مرحله , عوامل متعددي بكارگيري
مي شوند تا اطلاعات لازم كسب شود. عواملي چون : سفارتخانه ها و
عوامل رسمي كنسولگري ها و هياتهاي اعزامي , مستشرقين و اسلام
شناسان غربي , مستشاران و پزشكان و مستخدمين غربي , اقليتهاي
سياسي و شبه مذهبي مانند بهايي ها و بابي ها , هيئتهاي تبشيري و تبليغي
غرب , تجار و بازرگانان و هيئتهاي اقتصادي كشورهاي استعماري ,
جاسوسان و ماوران اطلاعاتي و عناصر نفوذي , نخبگان و روشنفكران
وابسته و مرعوب و غرب زده , انجمنها واحزاب و محافل سري وآشكار
وابسته , در اين مرحله اطلاعات لازم را براي استعمار بدست آورده و
نيازهاي مراكز اطلاعاتي وسياستگذاري غرب را تامين
نموده اند.
مرحله دوم , تنظيم اصول و طرح ريزي تهاجم يعني تعيين استراتژي
تهاجم است . در اين مرحله آماجهاو ابزارهاي تهاجم به هريك از اين
آماجها , مشخص و برنامه ريزي شدند. تغيير ساختار و سازمان سياسي
و روي كار آوردن قدرتمندان وابسته و مطيع , انحراف در عقايد و
باورهاي ديني و ملي مردم , تاثيرگذاري در آداب و رسوم و فرهنگ ملي
وتحميل فرهنگ خود , جدايي دين از سياست و انزواي روحانيت
ازامور مردم و حكومت , هويت زدايي از نسل جوان كشور , ايجاد مراكز
ومجامع فرهنگي و حزبي و آموزشي و هنري بر اساس الگوها و
نظريه هاي غربي , ترويج و انتشار افكار ترجمه اي و اقتباسي و جلوگيري
از رشد استعدادها و توليد فكر و علم , از جمله اين اصول و طرح
ريزيهاست .
ابزارهاي مختلف و متنوع و بعضا پيچيده اي در اين تهاجم
بكارگيري شده اند. روزنامه ها و مجلات , راديو و تلويزيون , كتاب , فيلم
و تئاتر , موسيقي , شعر , مراكز ومحافل شهوتراني , جشنواره ها , ماهواره
واينترنت (درعصر حاضر) , احزاب وجمعيت ها , محافل فراماسونري ,
دربار , اساتيد و معلمان غرب زده , رفاه زدگي و اشرافيگري
ومصرف گرايي , الگوسازي و... از جمله ابزارهاي بكار گرفته شده
هستند.
ابزارها و عوامل برشماري شده , عمدتا در روشهايي چون ,
شبهه آفريني , هويت زدايي , تحريف , استهزا و سخريه , شهوات , لاقيدي
و اباحيگري , اعتياد و فساد , مدگرايي و تجدد , تفرقه , ياس آفريني , بي
مسووليتي , دنياپرستي , سرگرمي و تن پروري , اختلاف طبقاتي ,
خودباختگي , تحميق و... فعال مي شوند.
مرحله سوم , مرحله عمليات است . هماهنگ سازي بين ابزارهاي
مورد استفاده , پشتيباني مادي و رواني و فضاسازي لازم براي عوامل
دست اندركار , فشار سياسي و اقتصادي بر دولتمردان براي پذيرش
وهمراهي , استفاده از ابزار قدرت و تهديد نظامي براي مرعوب كردن و
نااميد كردن مردم , مهمترين اقدام استعمارگران در اين مرحله است تا
اينكه اقدامات انجام شده در داخل رابه سوي اهداف , هدايت و به
پيروزي برسانند.
كتاب حاضر , چگونگي عملكرد استعمارگران را در هدف بسيار
مهمي چون آموزش و پرورش و دانشگاهها , نشان مي دهد فرهنگ هر
كشور و آموزش و پرورش آن , ركن اساسي استقلال ياوابستگي است .
استعمار بخوبي مي داند كه با تسلط بر فرهنگ و آموزش هر كشور
مي تواند , بدون احتياج به نيروي نظامي , آن كشور را زير سلطه خود
بگيرد و بر مقدرات و منابع آن حاكم گردد.
به تعبير امام خميني « اگر فرهنگ جامعه اي وابسته و مرتزق از
فرهنگ مخالف باشد , ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف
گرايش پيدا مي كند و بالاخره در آن مستهلك مي شود و موجوديت خود
را در تمام ابعاد از دست مي دهد. استقلال و موجوديت هر جامعه از
استقلال فرهنگ آن نشات مي گيرد و ساده انديشي است كه گمان شود با
وابستگي فرهنگي , استقلال در ساير ابعاد ديگر يا يكي از آنها امكان پذير
است . بي جهت و من باب اتفاق نيست كه هدف اصلي استعمارگران كه
در راس تمام اهداف آنان است , هجوم به فرهنگ جوامع زير سلطه
است .اتفاقي نيست كه مراكز تربيت و تعليم كشورها و از جمله كشور
ايران از دبستان تا دانشگاه مورد تاخت و تاز استعمارگران خصوصا
غربي ها واخيرا آمريكا و شوروي قرار گرفت و زبان ها و قلم هاي غرب
زدگان و شرق زدگان , آگاهانه يا ناآگاهانه و اساتيدغرب زده و شرق زده
دانشگاه ها در طول مدت تاسيس دانشگاه هاو خصوصا دهه هاي
اخير , اين خدمت بزرگ را براي غرب و شرق انجام دادند. »
بررسي روند شكل گيري و عملكرد مديران ارشد نظام آموزشي
كشور در تاريخ معاصر , نشان مي دهد كه استعمار با اطلاع از اهميت آن ,
با يك برنامه ريزي دقيق در ايجاد واداره مدارس ودانشگاهها , دخالت
وسيع داشته است . عيسي صديق , بنيانگذار دانشگاه تهران , به دعوت
موسسه صهيونيستي راكفلر به آمريكا مي رود و با كپي برداري از سيستم
دانشگاههاي آن كشور , نسخه دانشگاه تهران را تهيه مي كند و به دعوت
رضاخان به تاسيس آن اقدام مي نمايد.

|