آخرين قسمت
دكتر محمدرضا جواهري
مطالب و پيام هاي يك آيه پيرامون آب
در كتاب آسماني پيامبر گرامي اسلام حضرت محمدبن
عبدالله (ص ) كه معجزه « جاويدان » و « جهاني » و « جامع و
كامل » , در ميان معجزات قولي و كلامي انبيا و امامان (ع )
است به همه نيازهاي بشر توجه شده است و با شناسايي عميق
تمام نيازهاي انسان در ابعاد گوناگون زندگي مادي و معنوي
پاسخ مناسب براي آنها ارائه كرد است و همه نيازهاي حقيقي و
واقعي آدميان را تامين نموده است . آب و مسايل مرتبط با آن ,
از قبيل منابع آب و نقش آب و وضع مطلوب و مناسب برخورد
انسان با آب و غير اينها كه از محورهاي اساسي زندگي بشريت
است نيز در قرآن مجيد بيان شده و مورد توجه جدي قرار
دارد. ورود و تكرار واژه « ما » به معناي « آب » , شصت مرتبه
در اين كتاب شريف و دقت و تامل در موارد كاربرد واژه هاي
« سقي » و « شرب » و « عين » و « نهر » در قرآن , اهميت و جايگاه
آب در اين كتاب الهي نشان مي دهد.
از ميان آن شصت آيه در اين مجال اندك صرفا مطالب و
پيامها و درسها و رهنمودهاي يك آيه بيان مي گردد.
در سوره بقره در داستان حضرت موسي (ع ) و بني اسرائيل
چنين آمده است : واذاستسفي موسي لقومه فقلنا اضرب
بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عينا قد علم كل اناس
مشربهم . كلوا و اشربوا من رزق الله و لا تعثوا في الارض
مفسدين . و (به ياد آوريد) زماني را كه موسي براي قوم خويش
طلب آب كرد. به او دستور داديم : « عصاي خود را به سنگ
بزن ! » ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشيد و جاري شد
(بطوري كه ) هر يك از (طوايف دوازده گانه بني اسرائيل ) چشمه
مخصوص خود را مي شناخت . (گفتيم ) از روزي هاي الهي
بخوريد و بياشاميد و در زمين فساد نكنيد . (69 )
در اين آيه مباركه نكات زير مطرح است :
1 ـ آب رزق الهي و روزي خدادادي
2 ـ ارزش سهميه بندي آب براي استفاده همگان
3 ـ اختصاص هر يك از چشمه هاي دوازده گانه به يك
طائفه از بني اسرائيل
4 ـ لزوم استفاده بجا و مناسب از آب آشاميدني
5 ـ آشاميدن , نخستين و بهترين و مهمترين راه مصرف آب
6 ـ كم آبي و كمبود آب و نيازهاي فراوان , راهنماي لزوم
برنامه ريزي براي بهره گيري مطلوب از آب
7 ـ ناروا بودن تجاوز به سهميه ديگران
8 ـ جوشيدن آب به فرمان خدا از سنگ با ضربه عصاي
چوبي موسي (ع ) و پيدايش دوازده چشمه
9 ـ درخواست آب آشاميدني از سوي موسي (ع ) براي
بني اسرائيل
10 ـ درخواست آب آشاميدني از سوي موسي (ع ) براي
بني اسرائيل
11 ـ توجه انبيا الهي به تامين نيازهاي مادي مردم
12 ـ لزوم درخواست همه چيز حتي آب خوردن از خدا
13 ـ سهميه بندي و توزيع منظم و عادلانه و حساب شده ,
ضامن امنيت و صفا
14 ـ دقت در منافع و گوارايي آب مانع فساد و عامل روي
آوردن به صلا و شكر خدا
15 ـ تغيير در قوانين طبيعي با اراده خداوند
16 ـ ضرورت روشن بودن معجزه انبيا براي هدايت بشر
17 ـ اول تامين نيازها و سپس بازداشتن و نهي كردن
18 ـ خداوند آفريننده آب گوارا و منشا پيدايش آب
19 ـ نقش آب در رفع تشنگي و دوري از فساد
20 ـ زمين , سنگ و چشمه يكي از منابع آب (70 )
با تركيب نكات و مطالب بيست گانه مذكور و تقريب آنها به
هم , پيامها و درسهاي اين آيه مباركه در ده محور بررسي و
تبيين مي گردد.
1 ـ آب رزق الهي و روزي خدادادي است , جمله « كلوا
واشربوا من رزق الله » اين مطلب را بيان مي كند , چون به جاي
نام بردن از عين و چشمه يا ما و آب , واژه رزق الله را آورده
است . بنابراين خداي متعال آب را پديد آورده و براي استفاده
انسانها در زمين قرار داده است .
2 ـ ارزش سهميه بندي آب براي استفاده همگان مطلب
ديگر است . در ميان بني اسرائيل دوازده طايفه بود و به معجزه
الهي با خوردن عصاي حضرت موسي (ع ) به سنگ مخصوص ,
دوازده چشمه جوشيد و جاري شد. مطابق اين آيه براي بني
اسرائيل در آن بيابان خشك و بي آب و علف به لطف الهي آب
پديدار گرديد و در ميان آنان سهميه بندي شد و براي اين كه
اختلاف پيدا نكنند آب پديدار شده به گونه اي بين دوازده
طايفه قسمت شد كه هر طايفه چشمه مخصوص خود را
مي شناخت , پس توزيع منظم و عادلانه و حساب شده مايه
امنيت و صفاست .
3 ـ جملات « كلوا واشربوا من رزق الله ولا تعثوا في الارض
مفسدين » لزوم استفاده بجا و مناسب و شايسته و مطلوب از
آب آشاميدني را مي رساند. آيه مباركه امر مي كند از رزق الهي
بياشاميد و فساد نكنيد.
4 ـ جمله « كلوا و اشربوا من رزق الله » شرب و آشاميدن را
نخستين و مهمترين نوع بهره برداري از آب مي داند , پس تا
زماني كه نياز به آب براي آشاميدن و رفع تشنگي وجود دارد
نوبت به كارهاي ديگر نمي رسد.
5 ـ كم آبي و كمبود آب راهنماي لزوم برنامه ريزي براي
بهره گيري مطلوب از آن است . در آن بيابان آب نبود با
درخواست حضرت موسي از خدا آب پديد آمد و چون در
ابتدا آبي وجود نداشت و سپس با لطف الهي آب به آنان رسيد
و نياز آنان هم فراوان و گوناگون بود حضرت موسي (ع ) و
بني اسرائيل به لزوم برنامه ريزي براي استفاده درست از آب
رسيدند.
6 ـ ناروا بودن تجاوز به سهميه آب ديگران پيام ديگر اين
آيه است . پيوند جملات « قد علم كل اناس مشربهم » و « كلوا و
اشربوا و لا تعثوا في الارض مفسدين » روشنگر اين مطلب است .
خداي متعال با ضربه عصاي موسي (ع ) دوازده چشمه بوجود
آورد كه هر يك از طوائف دوازده گانه بني اسرائيل چشمه
مخصوص خود را شناخت و بنابر اين آب سهميه بندي شد و
تجاوز افراد هر طائفه به طائفه ديگر ناروا بود و اين تجاوز
نوعي فساد است كه در پايان آيه نهي شده است .
7 ـ جوشيدن آب به فرمان خدا از سنگ با ضربه عصاي
موسي (ع ) مطلب ديگري است كه در اين آيه آمده است .اين
معجزه آنقدر روشن بود كه جاي ترديد براي هيچكس باقي
نگذاشت و نشان داد قوانين طبيعي تحت اراده خداوند است و
با اراده او قابل تغيير مي باشد و با خوردن عصاي چوبي به
سنگ آب آشاميدني گوارا جوشيد و جاري گرديد , پس جاري
شدن آب با زدن عصا به سنگ يك معجزه است و دوازده
چشمه براي دوازده طايفه معجزه ديگري است .
8 ـ در پي درخواست آب از موسي (ع ) از سوي بني
اسرائيل , حضرت موسي (ع ) براي آنان درخواست آب نمود و
جمله « اذا ستسقي موي لقومه » دلالت بر اين مطلب دارد كه
انبياي الهي در فكر نيازهاي مادي مردم هستند و تامين اين
نيازها را نيز رسالت خود مي دانند , پس دين به دنياي مردم هم
كار دارد و پيامبران علاوه بر آخرت به آباداني دنياي انسانها نيز
توجه مي نمايند. حضرت موسي (ع ) به دنبال استسقا , با وحي
الهي عصاي چوبي را به سنگ مخصوص زد و آب جوشيد و
جاري گرديد بنابراين خداي متعال , پيامبران را در راه تامين
نيازهاي مادي مردم نيز كمك و ياري مي كند.
9 ـ همه چيز را بايد از خدا خواست . مطابق جمله « اذ
استسقي موسي لقومه » حضرت موسي (ع ) از خداوند براي
قوم خويش طلب آب نمود , پس همه چيز حتي آب خوردن را
از خدا بخواهيم .
10 ـ توجه به منافع فراوان آب و گوارايي آب آشاميدني ,
راهنماي دوري از فساد و ترك آن و روي آوردن به صلاح و
شكر خداست . براي جلوگيري از فساد و جهت دعوت به سوي
حق بايد از محبت ولطف خدا مايه گذاشت و به آن توجه
نمود. جملات « كلوا و اشربوا و لا تعثوا في الارض مفسدين » ما
را به اين مطلب راهنمايي مي كند كه بايد چيزي به انسان داد و
سپس چيزي را از او درخواست كرد , بايد به نيازهاي واقعي او
توجه داشت و پس از برآوردن آن نيازها , او را نهي كرده و از
انجام كاري بازداشت چون انسان در سايه نعمت الهي و محبت
و لطف خدا است كه به شكر نعمت و صلاح روي آورده وفساد
را ترك مي كند , بنابراين بهره گيري از نعمت هاي الهي نبايد
زمينه ساز فساد باشد و نبايد انسانها نعمت هاي الهي را در راه
فساد به كار گيرند.
پاورقي :
69 ـ بقره (2 ) , آيه .60
آيه 160 سوره اعراف (7 ) هم جملاتي شبيه همين آيه
دارد.
70 ـ در استخراج برخي از نكات مذكور از دو كتاب زير
استفاده شد :
الف ـ فرنگ قرآن , كليد راهيابي به موضوعات و مفاهيم
قرآن كريم , اكبر هاشمي رفسنجاني و محققان مركز فرهنگ و
معارف قرآن , انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ,
چاپ اول 1379 , ج 1 , ص 28 تا .39
ب ـ محسن قرائتي , تفسير نور , موسسه در راه حق , چاپ
دوم , پائيز 1376 , ج 1 , ص 146 و .147
در قرآن كريم « آب » و مسائل و موضوعات مرتبط
با آن از قبيل نقش آب و وضع مطلوب و مناسب
برخورد انسان با آب به عنوان يكي از محورهاي
اساسي زندگي بشريت , بيان گرديده و مورد توجه
جدي قرار گرفته است , به طوري كه واژه « ما » به
معناي آب , شصت مرتبه در اين كتاب شريف مطرح
شده است .
قرآن كريم « آب » را از رزق و روزي هاي بزرگ
خداوند معرفي مي كند و بر لزوم استفاده و
بهره وري صحيح از آن تاكيد مي نمايد و به
شكرگذاري به درگاه خالق يكتا و پرهيز از فساد و
تباهي در زمين و تامل و انديشه در نعمت هاي الهي
فرمان مي دهد.

|
آيت الله قاضي , عالم ظلم ستيز
|

دهم آبان 1358 سنگر خونبار محراب بار ديگر خونين گرديد و
آيت الله قاضي طباطبائي به دست فردي از گروهك منحرف و
مزدور فرقان چهره در خون كشيد و شهيد شد.
عالم مبارز و دانشمند توانا آيت الله سيدمحمد علي قاضي
طباطبائي فرزند حاج ميرزا باقر در سال 1333 قمري در تبريز ديده
به جهان گشود.
تحصيلات مقدماتي علوم ديني را از پدر بزرگوار و عم گرامي
خود ميرزا اسدالله در مدرسه طالبيه تبريز آموخت و در هنگام قيام
مردم تبريز به اتفاق پدرش توسط رضاخان به تهران تبعيد شد و پس
از چند ماه توقف در تهران و ري به تبريز مراجعه نمود. سپس به
حوزه علميه قم مشرف و مشغول تحصيل علوم مذهبي گرديد. در
دوران تحصيل از محضر مراجع عظام آيت الله حجت , آيت الله صدر ,
آيت الله بروجردي و امام خميني كسب علم نمود. بعد از آنكه در قم
از محضر علما بهره برد. راهي حوزه علميه نجف شد و در آنجا نيز از
محضر علما بزرگي چون آيت الله حكيم , عبدالحسين رشتي , ميرزا
باقر زنجاني , بجنوردي و علامه محمدحسين كاشف الغطا , كسب
فيض كرد. سرانجام بعد از چند سال به ايران بازگشت و در تبريز
اقامت گزيد.
در تبريز آيت الله قاضي نماينده تام الاختيار امام بودند و از اين
جهت مسئوليتي سنگين برعهده داشتند , آيت الله قاضي از هنگامي
كه مبارزه با طاغوت را بر خود فرض نمود , هيچگاه در اين مورد
كوتاهي و قصور نورزيده و همواره به مبارزه و حركت در مسير حق
مي انديشيدند و مردم را نسبت به مسائل و مشكلات روشن
مي نمودند . بويژه بعد از سال 1341 شمسي همزمان با اوج گيري
مبارزات مردم مسلمان كه به رهبري امام خميني صورت گرفت ,
ايشان نيز فعالتر از گذشته به مبارزه عليه رژيم پرداختند , به همين
جهت رژيم شاه اين عالم مبارز را در زندان قزل قلعه محبوس و سپس
به شهرهاي بافت كرمان و زنجان تبعيد نمود. شهيد قاضي تحت
فشارهاي روحي و جسمي كه از جانب رژيم به ايشان وارد شده بود
بيمار شدند و مدت سه ماه در بيمارستان بستري گرديدند. پس از
آنكه شهيد قاضي سلامتي نسبي خود را بدست آورد و از بيمارستان
خارج شد رژيم وي را به عراق تبعيد كرد. پس از اتمام دوره تبعيد ,
ايشان به ايران بازگشت و در تبريز اقامت گزيد.
آيت الله قاضي پس از استقرار در تبريز مبارزات خويش را
همچون گذشته براي سرنگوني رژيم طاغوت و به ثمر رساندن
انقلاب اسلامي ادامه داد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز در راه
خدمت به اسلام و انقلاب همت گماشت و توطئه هاي فراواني را كه
در خطه آذربايجان از جانب استكبار جهاني عليه انقلاب اسلامي
طرح ريزي ميشد وي با تدبير و كارداني نقش بر آب ميكرد و بويژه
در زمينه آگاه سازي مردم نسبت به حزب آمريكائي خلق مسلمان و
توطئه هاي آن تلاش فراوان مي نمود.
آيت الله قاضي از آنجا كه از كوشش در راه اهداف اسلام و
پيشبرد انقلاب اسلامي لحظه اي كوتاهي نميكرد و پيوسته با عوامل
فتنه جو و توطئه گر مبارزه مي نمود , هميشه مورد بغض شديد دشمن
قرار داشت تا جائيكه به آن شهيد بزرگوار دروغهاي زيادي
مي بستند و تهمتهاي فراواني ميزدند و ايشان را تهديد به قتل
مي نمودند. وي نيز مردانه در برابر اينگونه تهديدها ميگفت : مرا
تهديد به قتل ميكنند , من از شهادت نميترسم آماده ام و از خدا
مي خواهم .
يكي از نمودهاي روشن شخصيت آيت الله قاضي وجود علم
وافر در ايشان بود. وي گذشته از آنكه مقالات مفيد و محققانه اي در
پاره اي از مجلات ديني عرب زبان از خود به يادگار گذاشته اند.
صاحب تاليفات فراواني نيز ميباشند كه تعدادي از آنها هنوز به
صورت خطي ميباشد و در مجموع حدود 30 اثر مكتوب از آن
بزرگوار به صورتهاي مختلف به يادگار مانده است .
شهيد آيت الله قاضي , گذشته از آنكه در علم و دانش صاحب
نام و مشهور بود از نظر اخلاقي نيز از چهره هاي ممتاز بشمارمي رفت
و بسياري از صفات نيك را در وجود خودش جمع ساخته بود. روحيه
ظلم ستيزي و قاطعيت از صفات بارز ايشان بود. يكي از ياران
نزديك آن شهيد درباره خصوصيات ايشان چنين
مي گويند :
روحيه ايشان بسيار انقلابي و اراده ايشان از هر جهت قاطع بود.
وقتي تصميم ميگرفت از هيچ چيز نمي ترسيد , در برابر دشمنان
شديدا متهور و سازش ناپذير و در برابر دوستان هميشه مودب ,
خاضع و متواضع بود. از نظر قلم , ايشان قلم عربيش بصورت جديد
در سطح خيلي عالي و فوق العاده بود , كه كتابها و حتي مقالات زيادي
در مجلات مصر از ايشان چاپ شده كه بسيار مفيد بوده است .
اطلاعات ادبي شان بسيار وسيع بود , آگاهيشان در رابطه با تفسير و
نهج البلاغه و تاريخ ائمه اطهار بسيار وسيع بود. در اين جهت
كتابهاي زيادي نوشته است .
مطالعات و تتبع او كم نظير بود و در مطالعه حوصله زياد داشت .
هر كتابي كه ميگرفت قبل از اينكه مطالعه كند در جايش نمي گذاشت
و در قفسه قرار نمي داد , كتابخانه بسيار معظمي داشت كه كتابهاي
خطي بسيار ارزنده اي از اجدادشان بارث رسيده بود و خودشان هم
مقداري خريده بودند. كتابخانه او شايد بتوان گفت در ايران از
كتابخانه هاي شخصي بسيار كم نظير است و خيلي كتابهاي مفيد
داشت . از نظر اعتقاد به مسئله ولايت فقيه ايشان از سال 42 وقتي
صحبت ميشد , روي مساله ولايت فقيه تكيه ميكرد و لذا به امام امت
شديدا معتقد بود و علاقه داشت , از اولين كساني بود كه در
آذربايجان شرقي تقليد امام را به مردم توصيه ميكرد و بخصوص بعد
از آيت الله حكيم ايشان مردم را به امام خميني قدس سره الشريف
ارجاع ميدادند.
آيت الله قاضي از شهادت بعنوان يك آرزوي بزرگ ياد ميكرد
و گاهي رسيدن به اين آرزوي بزرگ را خاضعانه از خداوند طلب
كرده و ميگفت :
« كاش من هم مثل آقاي مطهري روزي شربت شهادت بنوشم . »
سرانجام شش ماه پس از شهادت استاد مطهري ايشان نيز به
آرزوي خود رسيدند . وي در تاريخ دهم آبان ماه سال 1358 هنگامي
كه نماز مغرب و عشا را در مسجد شعبان بجا آورده و عازم منزل
بودند پس از عمري تلاش در راه احياي ارزشهاي ديني و كوشش در
جهت خودسازي و مبارزه بي امان فرهنگي ـ سياسي عليه مظاهر
الحادي , در سنگر دين بدست گروهك منحرف و مزدور فرقان به
شهادت رسيدند و با شهادت خود دنيايي افتخار نصيب خويش كرده
و يك جهان رسوايي براي دشمنان خويش باقي گذاشتند.

|
استفتائات
|
استعمال دخانيات
سوال : آيا بخار غليظ و دود سيگار و تنباكو و مانند اينها اگر
به حلق برسد روزه را باطل مي كند
حضرت امام (ره ) : احتياط واجب آن است كه روزه دار دود سيگار و تنباكو
و مانند اينها را هم به حلق نرساند ولي بخار غليظ روزه را باطل نمي كند ,
مگر اين كه در دهان به صورت آب درآيد و فرو دهد.
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : بنابر احتياط روزه دار بايد از استعمال
دخانيات اجتناب كند , و سيگار نكشيدن جان انسان را در خطر قرار
نمي دهد , و ترياك هم حكم سيگار را دارد هر چند اعتياد به ترياك حرام
است . والله العالم .
حضرت آيت الله بهجت : از دود سيگار و تنباكو احتياط واجب اجتناب است
و بخار غليظ هم آن طور كه از وسيله استفاده مي شود خالي از اشكال نيست .
حضرت آيت الله سيستاني : احتياط واجب آن است كه روزه دار بخار غليظ ,
دود سيگار , تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند.
حضرت آيت الله حاج شيخ يوسف صانعي : دود سيگار , تنباكو و مانند آن بنابر
احتياط واجب , مبطل روزه است .
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : بنابر احتياط واجب , روزه دار نبايد دود
سيگار يا قليان را به حلق برساند.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : كشيدن سيگار , قليان و چپق اشكال دارد و
اگر عمدا انجام دهند احتياط واجب قضاي روزه است : بلكه استفاده از
دخانيات در غير حال روزه نيز خالي از شبهه حرمت نيست .

|
درس هاي رمضان (3 )
|
علي شيرازي
آيات 183 تا 185 سوره بقره درباره روزه و رمضان
است .
آيه 186 همان سوره سخن از دعا و نيايش دارد . قرار گرفتن اين
آيه در جمع آيات مربوط به روزه , مفهوم تازه اي به آن
مي بخشد , چرا كه روح هر عبادتي , قرب به خدا و راز و نياز با
اوست .
واژه دعا با واژه رمضان در كنار هم قرار مي گيرند , زيرا هر
دو واژه , پيوندي ناگسستني با ذات احديت دارند. بايد از ظرف
رمضان براي دعا بهره برد. دعا در ماه رمضان يعني خود را در
آغوش حق قراردادن و با او نجوا كردن . رمضان ماه خدا و
براي خودسازي است . دعا نيز يك نوع عبادت و خضوع و
بندگي است . و انسان به وسيله دعا توجه تازه اي به ذات
خداوند پيدا مي كند , و همانطور كه همه عبادات اثر تربيتي
دارد , دعا هم داراي چنين اثري خواهد بود.
خداوند كريم و مهربان به آدمي اجازه گفتگو داد. با او
سخن بگوييم . با او درد دل كنيم . از او بخواهيم . هدف اجابت
نيست . در نگاه عرفاني به دعا , زيبايي ذاتي دعا مطلوب است .
او اذن چنين گفتگويي را داده است . ترسيم چنين رابطه اي نيز
از طرف پروردگار تبيين مي شود. لهذا بايد در دعايمان با زبان
اوليا الهي , با خداوند بزرگ به گفتگو بنشينيم . هر چقدر به
اين مهم توجه داشته باشيم و معرفتمان بيشتر باشد. از تجلي
الهي بهره زيادي مي بريم .
در اين راز و نياز عارفانه ديگر سخن از دور بودن يا نزديك
بودن خدا نيست . دعا كننده خدا را در نزد خود مي بيند. او را
شاهد مي داند و شاهد مي گيرد.
فردي از پيامبر(ص ) پرسيد : آيا خداي ما نزديك است تا
آهسته با او مناجات كنيم يا دور است تا با صداي بلند او را
بخوانيم
آيه نازل شد : « و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب
دعوه الداع اذادعان » ـ هنگامي كه بندگانم از تو درباره من
سئوال مي كنند , به آنها بگو من نزديكم دعاي دعاكننده را به
هنگامي كه مرا مي خواند , پاسخ مي گويم .
هدف زيبايي ذاتي دعا است , اما پاسخ هم دارد , اگر گاهي
جوابي نگرفتيم بايد اول درون خود را بررسي كنيم . آيا گناهمان
مانع است يا خواسته امان اگر اجابت شود , خسران دنيايي يا
آخرتي دارد. گاهي جواب مي گيريم , توجه نداريم !
گفت : موسي به خدايت بگو فرمودي : « ادعوني استجب
لكم ـ بخوانيد مرا تا اجابت كنم شمارا! من آمدم و پاسخي
نگرفتم . موسي به خدا پيام را رساند , پاسخ گرفت : به بنده ام
بگو , همان اشك تو اجابت من است ! همان دعا , توفيق
رب الارباب است .
هر گاه شرايط دعا جمع باشد , اجابت مي شود. گر چه مهم
حالت اضطراري است . اين حالت را خدا دوست دارد. التماس
بنده را دوست دارد. در رمضان بايد در درون خويش اين حالت
را تقويت كنيم . دعاهاي ماثوره مربوط به رمضان نيز همين بعد
را پي مي گيرد. در ماه رمضان مفاهيمي كه در ادعيه ماثوره
است , اوج گفتگوي با خداست كه از مهم ترين آن ها مي توان به
دعاي سحرهاي ماه مبارك ـ منقول از امام باقر(ع ) ـ و دعاي
ابوحمزه ثمالي ـ منقول از امام سجاد(ع ) ـ اشاره
نمود.
حالت اضطراري كه پيش آمد , چون انسان چشم از عالم
اسباب برمي گيرد و تمام قلب و روحش را در اختيار خدا قرار
مي دهد , دعايش بالا مي رود.
خداوند به همه اوليا الهي اين راه را نشان داده است . در
سوره شعرا نيز آنجا كه سخن از دعاهاي ابراهيم است ,
مي خواهد چنين بنماياند كه هر چه براي دنيا و آخرت
چمي خواهيد بايد از پروردگار بطلبيد , بايد همواره اهل دعا و
راز و نياز و نيايش باشيد.
امام عارفان علي (ع ) بر همين اساس اهل راز و نياز و
مناجات بود. امام سجاد(ع ) بر همين اساس صحيفه سجاديه را
فرياد زد. اوليا الهي و انبيا و پيامبران , همه بدين صورت
مشي مي كردند و رمضان اوج مناجات عارفان بود.
ناله هاي شبانه اميرالمومنين در نخلستان هاي كوفه معروف
خاص و عام است . پيشاني حضرت به خاطر سجده هاي
طولاني پينه بسته بود , چرا كه عاشق خداوند و تشنه راز و نياز
و دعا بود. مي خواست با خدايش حرف بزند!
چه نعمتي داريم , او اذن داده با او سخن بگويم . اهل
معرفت مي دانند يعني چه ! لهذا آنگونه مناجات هايي دارند.
من انسان ضعيف اجازه گفتگو با رب الارباب گرفته ام . من
نيازمند , اذن صحبت با وجود بي نياز و قادر متعال گرفته ام .
عدم اين راز و نياز و دعا , مرگ من و جامعه است .
الكسيس كارل يكي از روانشناسان معروف مي گويد :
« فقدان نيايش در ميان ملتي برابر با سقوط آن ملت است ! »
اجتماعي كه احتياج به دعا را در خود كشته است . دچار فساد
و تباهي خواهد شد. بايد با دعا زندگي كرد. اين راهي است كه
اوليا ترسيم كرده اند. آنان نيز راه خداوند را تبليغ نموده اند.
امروز همه به حق بودن اين راه اعتراف كرده اند.
ديل كارنگي مي گويد : « امروز جديدترين علم , يعني
روانپزشكي همان چيزهايي را تعليم ميدهد كه پيامبران تعليم
مي دادند , چرا به علت اين كه پزشكان رواني دريافته اند كه
دعا و نماز و داشتن ايمان محكم به دين , نگراني و تشويش و
هيجان و ترس را كه موجب نيم بيشتري از ناراحتي هاي ما
است , بر طرف مي سازد.
امروز ما براي سلامتي روحي و رواني خود و هم سلامتي
جسماني خويش , محتاج به راز و نياز و گفتگوي با خداونديم .
براي دعا نيز نيازمند به قلب و روح پاكيم و براي چنين
روح وقلبي , بايد خود را بسازيم . راه خودسازي با توبه آغاز
مي شود و ماه مبارك رمضان بهترين زمان و ظرف براي توبه و
انابه است .
رمضان را قدر بدانيم . رو به سوي او كنيم و با قلبي مملو از
نور معرفت الهي , با او به گفتگو بنشينيم و با ايزد يكتا مناجات
نماييم . مناجات تابئين و شاكين را مرور كنيم . مناجات
حضرت علي (ع ) در مسجد كوفه را بخوانيم . دعاي ابوحمزه را
در سحرها فرياد بزنيم . و از ساير دعاهاي ماثوره نيز غافل
نشويم . تنها در اين صورت است كه حيات پيدا مي كنيم و
همراه با جامعه اي زنده . سعادت دنيوي و اخروي خويش را
ترسيم مي نماييم . و به فرموده امام صادق (ع ) به مقاماتي در نزد
خدا دست مي يابيم كه بدون دعا كسي به آن نمي رسد.
ادامه دارد...

|
سيماي « مسجد » از ديدگاه امام خميني
|
محمدمهدي فجري
قسمت دوم
2 ـ نقش و اهميت اجتماع در مسجد
باتوجه به نقش آفريني عميق دين در ايجاد تشكل هاي
اجتماعي است كه موجب شده تا اسلام در ابتداي نظام دهي
سازمان ديني خود , تاسيس مركز تجمع عمومي مسلمانان را با
نام « مسجد » در اولويت قرار داده و اجتماع در آن را به
نيكوترين وجه ستوده و شديدترين تاكيدات را در راستاي
حفظ اين سنگرهاي توحيدي ابراز دارد.
حضرت امام (ره ) براساس همين شناخت , بارها بر اهميت
اجتماع و حضور فعال در مساجد تاكيد داشته و آن را موجب
تقويت اسلام و نظام مي دانستند :
« مساجد بايد مجتمع بشود از جوانها. اگر ما بفهيم كه اين
اجتماعات چه فوائدي دارد و اگر بفهميم كه اجتماعاتي كه
اسلام براي ما دستور داده و فراهم كرده است , چه مسائل
سياسي را حل مي كند , چه گرفتاري ها را حل مي كند , اين طور
بي حال نبوديم كه مساجدمان مركز بشود براي چند پيرزن و
پيرمرد . » 11
و در جاهاي مختلفي مي فرمودند :
« نماز را در جماعت بخوانيد , اجتماع بايد باشد.
اجتماعاتتان را حفظ كنيد , مساجدتان را محكم نگه داريد . » 12
و در سخني ديگر مي فرمايند :
« مسجد مركز تبليغ است , در صدر اسلام از همين
مسجدها جيش ها , ارتش ها راه مي افتاد , مركز تبليغ احكام
سياسي ـ اسلام بوده , هر وقت يك گرفتاري را طرح مي كردند
صدا مي كردند : « الصلوه مع الجماعه » اجتماع مي كردند , اين
گرفتاري را طرح مي كردند , صحبت ها را مي كردند , مسجد مركز
اجتماع سياسي است . اجتماعات خود را هر چه بيشتر در
مساجد و محافل و فضاهاي باز عمومي برپا نماييد . » (13 )
ترس دشمن از مسجد
آنچه در تاريخ مسجد در سراسر ايران و در طول مبارزات
و فعاليتهاي انقلابي بدست مي آيد , مساجد تنها جايگاهي بوده
است كه در فضايي اكنده از وحدت و اخوت و معنويت ,
نيروهاي مبارز و مومن و شجاع را در خود جاي داده و از اين
طريق در جهت بيداري و آگاهي بخشي به توده ها و گروههاي
مختلف مردمي , رسالت خويش را متحقق ساخته است . به
همين دليل است كه دشمنان از مسجد به عنوان مركز نيرومند
پشتيباني انقلاب و ستاد عمليات رهبر انقلاب اسلامي در
هراس و وحشت بوده و با رها مساجد آماج حملات دژخيمان
رژيم سابق قرار گرفته و هم اينك نيز دشمنان داخلي و خارجي
در صدد خلوت كردن و دور كردن مردم به خصوص جوانان از
مساجد مي باشند.
آن بت شكن زمان با درك اين حساسيت دشمنان , بارها
خطر جدايي انقلاب از مساجد را مورد تاكيد قرار داده و
مي فرمودند :
« اگر اين مسجد و مركز ستاد اسلام قوي باشد , ترس از
فانتوم ها نداشته باشيد. ترس از آمريكا و شوروي و اينها
نداشته باشيد. آنروز بايد ترس داشته باشيد كه شما پشت كنيد
به اسلام , پشت كنيد به مسجد . » (14 )
و در بياني ديگر مي فرمايد :
« اي ملت ! مسجدهاي خودتان را حفظ كنيد , روشنفكر
غربي نباشيد , اي حقوقدانها! مسجدها را حفظ كنيد , برويد به
مسجد... تا اين نهضت به ثمر برسد , مملكت شما نجات پيدا
كند . » (15 )
« اين يك توطئه است كه مي خواهند مسجدها را كم كم
خالي كنند. شما بايد هوشيار باشيد كه مسجدهايتان و
محراب هايتان و منبرهايتان را حفظ كنيد و بيشتر از سابق
شمايي كه اين معجزه را از مسجد ديديد كه همه قدرتها را به
هم شكست , نه فقط ابرقدرتها , قدرتهاي ديگر را هم به هم
شكست , نبايد در اسلام سستي كنيد. مسجدها را محكم
نگه داريد و پر جمعيت كنيد . » (16 )
رهبر كبير انقلاب (ره ) با تيزبيني كه در مسائل سياسي
داشتند , خطر جدايي مردم و انقلاب را از مساجد حس
مي كردند و مراقب بودند تا ارتباط مردم با مسجد قطع نگردد.
اسناد تاريخي نشانگر آنست كه ارتباط مردم با مساجد , نقش
بسيار موثري در پيروزي انقلاب اسلامي داشته است و تداوم
آن نيز بستگي به همين ارتباط دارد.
از جمله مواردي كه اهميت فوق العاده حضور مردم در
مساجد را از ديدگاه حضرت امام (ره ) نشان مي دهد. پيامي بود
كه اعلام كردند تمامي اسلحه هايي كه در اوج تظاهرات و
درگيريها به دست مردم افتاده است , به مساجد تحويل داده
شود. اين پيام كه با استقبال همگان مواجه شد , تاكيد ديگري بر
اين مطلب است كه علاوه بر اهميت اجتماع و تجميع در
مسجد , حتي رفت و آمد به اين جايگاه الهي نيز داراي آثار و
بركات و خنثي كننده نقشه هاي دشمنان است , در حاليكه
مكانهاي ديگر نظامي و انتظامي بود كه مي توانست به عنوان
پايگاه جمع آوري معرفي شود , و اين چيزي نيست جز اهميت
حضور و رفت و آمد به مساجد و پيوند و ارتباط جامعه با
روحانيت !!
حضرت امام (ره ) در بخشي از اين پيام مي فرمايند :
« بايد تمام اسلحه هايي كه در دست مردم است , جمع
شوند. هر كس اسلحه اي پيدا كرد , بايد به مسجد محله خود
ببرد و به امام جماعت مسجد تحويل بدهد , و بعد اين اسلحه ها
از مساجد به كميته آورده مي شود . » (17 )
و به خاطر همين لزوم ارتباط است كه در صدر اسلام و
حتي بعد از آن , تمام خطابه ها و پيام ها و مشورت ها و نيز محل
رفع مشكلات مردم , محل رسيدگي به اختلافات و مسائل
حقوقي و قضائي , مركز آموزش و تعليم و دانش اندوزي و... در
اين مكان مقدس انجام مي گرفته است .
3 ـ توجه به مديريت در مسجد
بحث مهم ديگر در مسجد مديريت و امامت آن است , اين
رسالت ويژه و مهم ـ امامت در نمازـ نوعي رهبري و پيشوايي
است كه لازمه آن اين است كه امام جماعت در حد خود واجد
كمال خصال , روحيات و عملكردهاي پسنديده اي باشد كه
همان كمالات در سطح بالاتر براي رهبري صالح جامعه اسلامي
مطرح مي باشد.
با نگرشي اجمالي به تاريخ مساجد در مي يابيم كه مساجد
تنها براي اداي فرائض ديني نبوده , بلكه علاوه بر پايگاه تجمع
طبقات گوناگون اجتماع براي اداي وظايف شرعي و ديني ,
همواره پايگاهي براي استفاده هاي علمي , فرهنگي , آموزشي
و... براي جوانان بوده است و همانگونه كه مساجد محل
تصميم گيريهاي سياسي و شروع بسياري از حركت هاي
اسلامي و نهضت ها بوده است , در مقابل , روزي كه ارتباط با
دين و مساجد ضعيف يا قطع شده , ضعف و ناتواني و شكست
را براي ملت ها به دنبال داشته است .
در تاريخ انقلاب شكوهمند اسلامي مساجد نقش سازنده
و موثر خود را در تقويت ايمان به هدف و همچنين گردآوري
طبقات گوناگون مردم , به خصوص جوانان ايفا كردند.
با توجه به مطالب فوق جايگاه و نقش مهم امام جماعت
به عنوان اولين برنامه ريز , هم در تقويت بنيه ديني و مذهبي و
هم به منظور بهره برداري مناسب و مفيد از مسائل سياسي ,
اجتماعي و ارتقاي ميزان آگاهي آحاد مردم , آشكار مي شود.
به همين جهت است كه در صدر اسلام مديريت و امامت
مسجد النبي (صلي الله عليه واله ) به عهده شخص پيامبر
(صلي الله عليه واله ) و در غياب ايشان به عهده كساني بوده
است كه به تشخيص آن بزرگوار صلاحيت امامت را داشته اند و
توسط خود حضرت معرفي مي شده اند.
حضرت امام خميني (ره ) نيز با توجه به نقش مهم مسجد
در ابعاد عبادي , سياسي , نظامي و اجتماعي , وظيفه امام
جماعت را بسيار گسترده تر از يك نماز جماعت مي دانستند , و
لزوم شايستگي و احراز صلاحيت امام جماعت را مورد تاكيد
قرار ميدادند و بر اين مسئله تاكيد داشتند كه استقامت هر
مسجد و اهل مسجد بستگي به امام جماعت آن دارد , چرا كه
گاه عدم شايستگي او , موجب انحراف و دوري جماعتي از
مسلمين از مسير حق مي شود. آن فقيد فرزانه
مي فرمودند :
استقامت هر مسجدي واهل هر مسجد به عهده امام مسجد
است . گوينده ها بايد مستقيم باشند تا بتوانند مستقيم كنند.
ائمه جماعات بايد مستقيم باشند تا بتوانند مستقيم كنند
ديگران را . » (18 )
توجه خاص آن بزرگوار بر لزوم دقت و حساسيت در تعيين
و نصب امام جماعت مخصوصا در مساجد خاص و پر
جمعيت تا آنجا بود كه حتي در مواردي شخصا امام جماعت
برخي از مساجد را انتخاب و معرفي مي كردند.
كه اين انتخاب ها از دو جهت حائز اهميت و قابل دقت
مي باشد :
اولا : تعيين و انتخاب امام جماعت مساجد به قدري مهم
و حائز اهميت است كه در بعضي موارد رهبر حكومت اسلامي ,
شخصا اقدام مي فرمودند.
ثانيا : با توجه به تاكيدات مكرر آن بزرگوار بر نقش سياسي ,
اجتماعي و نظامي مسجد , علاوه بر نقش عبادي آن , اين مطلب
به دست مي آيد كه لازم است ائمه جماعات مساجد , افرادي
آگاه به زمان و با تاييد علما انتخاب شوند.
(جهت آگاهي از نمونه هايي از تعيين امام جماعت توسط
شخص حضرت امام (ره ) , به صحيفه نور ج 22 و 19 صفحات
205 و 114 رجوع شود . )
پاورقي :
11 ـ صحيفه نور ج 13 ص 155
12 ـ همان ج 12 ص 148
13 ـ همان ج 9 ص 136
14 ـ همان ج 12 ص 233
15 ـ همان ج 7 ص 58
16 ـ همان ج 12 ص 233
17 ـ همان ج 5 ص 76
18 ـ همان ج 9 ص 397

| | |
| |