روزنامه جمهوري اسلامي 10/08/1383 صفحه مقالات

سجاده گشته رنگين
چهل حرف تا خدا
* دوستي امام علي (ع ) , سرمايه جاودان
سجاده گشته رنگين


محراب كوفه امشب در موج خون نشسته
يا عرش كبريا را سقف و ستون شكسته
سجاده گشته رنگين از خون سرور دين
يا خاتم النبيين , يا خاتم النبيين
از تيغ كينه امشب فرقي دو نيم گرديد
رفت آن يتيم پرور , عالم يتيم گرديد
ديگر نواي تكبير از كوفه برنيامد
نان آور يتيمان ديگر ز درنيامد
غمخوار دردمندان امشب شهيد گرديد
امشب جهان ز فيض حق نااميد گرديد
تنها نه خون به محراب از فرق مرتضي ريخت
امشب شرنگ بيداد در كام مجتبي ريخت
امشب به كوفه بذر كفر و ضلال كشتند
غمنامه حسين را امشب به خون نوشتند
امشب در آن كوفه طرح قشون كشيدند
مرغان كربلا را امشب به خون كشيدند
تيغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد
امشب به نام سجاد خط اسارت آمد
امشب به محو خادم , خائن دلير گرديد
آري برادر امشب زينب اسير گرديد
باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان
امشب بناي وحدت در كوفه گشت ويران
امشب جهان زفيض حق نا اميد گرديد
امشب بنام قرآن , قرآن شهيد گرديد
سجاده گشته رنگين از خون سرور دين
يا خاتم النبيين , يا خاتم النبيين
حميد سبزواري

چهل حرف تا خدا


مسابقه دانشجويي حفظ چهل فراز نهج البلاغه توسط فرهنگسراي دانشجو و با همكاري چند تشكل و كانون دانشجويي به مناسبت ماه مبارك رمضان در سطح دانشگاه هاي تهران برگزار مي گردد.
به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي دانشجو , دانشجويان براي آگاهي بيشتر از نحوه برگزاري مسابقه و دريافت جزوات مي توانند به كانون نهج البلاغه دانشگاه صنعتي شريف , كانون قرآن علم و صنعت , بسيج دانشجويي دانشگاه تهران , بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور تهران و يا به فرهنگسراي دانشجو به نشاني خيابان سيدجمال الدين اسدآبادي , خيابان 21 , پارك شفق مراجعه نمايند.

دوستي امام علي (ع ) , سرمايه جاودان




لايحبني الا مومن و لا يبغضني الا منافق « مرا جز مومن دوست ندارد و به من جز منافق بغض و كينه نمي ورزد »
بدون ترديد يكي از شاخص هاي ايمان راستين , جهت گيري و انگيزه دوستي و محبت و عشق است . اين كه چه كسي را يا چه چيزي را و چرا دوست داريم , و از چه كسي يا چه چيزي و چرا نفرت داريم , مشخص كننده عمق و ريشه داري ايمان ماست .
محبت و نفرت , امري دروني , قلبي و نامشهود است كه آثار ونشانه هاي آن در رفتارها و برخوردهاي انسان ظهور و بروز خارجي پيدا مي كند. هرگز نمي توان كسي را مجبور ساخت كه چيزي را شخصي را دوست بدارد يا از آن متنفر باشد , زيرا دوستي و نفرت , براساس معرفت و شناختي كه نسبت به كسي يا چيزي ايجاد مي شود و ميزان قرب و نزديكي كه با آن مقوله احساس مي گردد و نيز درك وتصديق سودمندي آن , در دل ايجاد مي شود. تبديل و تغيير آن يا شدت و ضعف آن نيز به همين عوامل بستگي دارد. كشش و جاذبه اي كه بين محب و محبوب ايجاد مي شود يا فاصله دافعه اي كه بين « مبغض » و « مبغوض » بوجود مي آيد , حاصل شناخت و احساس سنخيت اين دو و ظرفيت و توان محبوب براي برآوردن آرمان ها و نيازهاي محب است . البته همه اموري كه « محبوب » يك شخص است , در يك سطح نيستند بلكه باتوجه به مراتب و درجات سنخيت محب و محبوب , سودمندي محبوب و نيازها و آرمان ها و آرزوهاي محب , سطح و ميزان محبت ها هم متفاوت مي شود : گاهي چيزي يا كسي محبوب بالذات و اصيل است و گاهي محبوب بالعرض و بالواسطه . اگر كساني ثروت را دوست دارند , بخاطر اين است كه آن را وسيله رفاه و لذت مي دانند و رفاه و لذت را تامين كننده خوشبختي , اگر كساني هم عاشق علم و دانش اند بدان جهت است كه با آن احساس سنخيت و نزديكي مي كنند و آن را برآورده كننده آرمان ها و غايت هاي خود مي دانند. اما همه محبت ها و دوستي ها به « حب كمال و سعادت » منتهي مي شود و همه نفرت ها و كينه ها از « تنفر از انحطاط و سقوط و بدبختي » سرچشمه مي گيرد.
انسان ذاتا كمال جو و تعالي طلب است گرچه مصداق ها و موردها را غلط انتخاب كند. به همين جهت در مكتب وحي , همه سعي اوليا الهي بر اين است كه بشر را به محبوب لايق و معشوق حقيقي برسانند و مصداق درست كمال و تعالي را به انسان معرفي كنند.
آري ! محبوب و معشوق حقيقي انسان , تعالي و رشد و جمال و كمال مطلق است كه هر كس هر چه را و هر كه را دوست دارد جمال و كمالي در او سراغ دارد يا آن را موجب رشد و تعالي مي شمارد. و چون خداوند متعال ـ جل جلاله ـ منشا و مخزن و مبدا همه زيبايي ها و كمالات است , پس او محبوب اصيل و بالذات است و براي يك انسان مومن راستين و عارف حقيقي ـ كه با شناخت و درك حقيقت هستي و كسب جهان بيني الهي , به ايمان رسيده است ـ جز « خدا » هيچ محبوب مستقلي وجود ندارد. همه صفات و جلوه هاي زيبايي از آن خدا است , پس همه سپاس ها و ستايش ها هم از آن اوست , همينطور همه محبت ها و عشق ها نيز به او تعلق دارد , و انسان راه يافته هدايت شده , اين حقيقت را دريافته است و آنچه را از خدا مي خواهد و مي جويد همين است كه : « خدايا! من از تو دوستي تو و عشق تو را مي خواهم , و دوستي هر كه تو را دوست دارد , و دوستي هر عملي را كه موجب قرب من به تو مي گردد! »



كساني كه مجذوب و عاشق جلوه هاي دنيا شده اند ودوستي و عشق مطلق خود را به مطلوب ها و محبوب هاي مادي و حيواني محدود ساخته اند , در حقيقت بدين علت است كه تنها ظواهر و مظاهر هستي را درك كرده و از معرفت عمق و غايت هستي محروم اند , و چون انسان موجودي است كه به مطلق و بينهايت گرايش دارد , و از طرفي يافته ها و جلوه هاي دنيوي محدود و نازل مي باشند , بنابراين نمي تواند نياز فطري و متعالي انسان را ارضا كند و او را به آرامش و اطمينان برساند. آنچه انسان را به آرامش و امنيت و ايمان مي رساند محبت و ياد خدا و انسان هاي الهي است .
بيان اين حقيقت در كلام پيشواي مومنان امام علي (ع ) هرگز از سر شخصي پرستي و خودخواهي نيست , كه ساخت مقدس آن بزرگوار از اين امور , منزه و پاك است , بلكه حقيقتي است كه پيامبر اكرم (ص ) آن را به عنوان عهد و پيمان خود اعلام كرده اند و دوستي علي (ع ) را , ملاك و شاخص ايمان و نفاق دانسته اند.
آري ! مدعيان دوستي خدا بسيارند. اما دوستي حقيقي خدا , شاخص و علامت صادقي مي خواهد كه مدعيان لاف زن را از محبان صادق و واقعي جدا سازد. و آن دوستي امام علي (ع ) است . زيرا حضرت علي بن ابيطالب (ع ) آيينه تمام نماي جمال و جلال حق است . اوست كه پيشواي عاشق و امام عارفان است . او است كه پيامبر اكرم (ص ) او را صديق اكبر و فاروق اعظم دانسته است . علي (ع ) بزرگترين دوست صادق و عاشق پاكباخته خدا و پيامبر او بوده كه در عقيده و عمل , آن را نشان داده است . علي (ع ) بزرگترين ميزان و شاخص تشخيص حق از باطل و سره از ناسره بوده است . او كه خود را بنده اي از بندگان رسول اكرم (ص ) مي داند و نفس پيامبر (ص ) است .
آيا ممكن است كسي مومن واقعي باشد اما بدون عشق و محبت علي (ع ) و آيا ممكن است كسي بغض و نفرت و كينه علي (ع ) را به دل داشته باشد اما در ادعاي دوستي خدا و ايمان به او , صادق باشد علي (ع ) كه رفتارش و گفتارش , ميزان حق است و صراط مستقيم , و در عرصه ها و صحنه ها و شرايط مختلف و در فراز و نشيب هاي زندگي , ذره اي از حق و عدالت و ايمان عدول نكرده و الگوي جامع انسان كامل و نمونه عالي قرآن ناطق است , بهترين ملاك و معرف براي جدا كردن مومن و منافق است و هم او است كه در كنار كوثر و در عالم محشر , مومن و منافق را جدا مي سازد و بهشت و جهنم را به عدالت تقسيم مي نمايد.
آري ! علي (ع ) را جز مومن دوست نمي دارد و با او جز منافق دشمني نمي ورزد , زيرا دوستي علي بن ابيطالب (ع ) كيميايي است كه جوهر وجود انسان را « علوي » مي سازد و او را به تعالي مي رساند. دوستي اي كه در جان و دل رشته دوانده و بر معرفت و سنخيت با آن در يگانه هستي , استوار باشد. دوستي اي كه بدون آن پيوند با علي (ع ) و خداي علي (ع ) هرگز ميسر نتواند شد. دوستي اي كه خداوند آن را در كلام حكيمش بر هر مسلماني واجب ساخته و اجر رسالت پيامبر اكرم (ص ) دانسته است . دوستي اي كه با پيروي از علي (ع ) به عشق و محبت تعالي , رشد ياينده و رشد دهنده تبديل مي شود و راه نجات و سعادت انسان مي گردد. و همين محبت و عشق است كه مي تواند انسان را تا مرز عصمت بركشد و بالا برد , بگونه اي كه هيچ گناه و زشتي اي دامنگير انسان نشود و به سير معنوي و سلوك روحاني وي , زيان نرساند. چنان باد كه جرعه اي از اين عشق نصيب ما گردد. از اين رو در ماه استجابت دعا و شبهاي نزول قرآن و ليالي قدر , از خدا بخواهيم كه محبت علي بن ابيطالب را در روح و جان ما مستقر گرداند و ما را از مسير هدايت ايشان دور نگرداند. آمين
برگرفته از كتاب چهل گام