روزنامه جمهوري اسلامي 07/08/1383 صفحه عقيدتي

* اهميت « زكات » در اسلام
استفتائات
درس هاي رمضان (1 )
* اهميت و جايگاه « آب » در قرآن
اهميت « زكات » در اسلام




« نظام معنويت و اقتصاد در اسلام » عنوان كتابي است كه از آيت الله احمد محسني گركاني كه به تازگي توسط انجمن فرهنگي هنري استان مركزي منتشر شده است . گزيده اي از مطالب اين كتاب را تقديم خوانندگان گرامي مي كنيم :
اگر در مقام علت يابي واقعي باشيم و از دروازه قرآن و حديث عبور كنيم و از خداوند متعال و ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين پاسخ قطعي و حرف آخر را تقاضا كنيم قرآن به ما مي گويد : « اگر اهل شهرها و روستاها ايمان و تقوي داشته باشند ما بركات زمين و آسمان (مادي و معنوي ) را برايشان فراوان و ارزاني مي داريم » « و لو ان اهل القري امنوا واتقو لفتحنا عليهم بركات من السما والارض » (اعراف , 96 )
اميرالمومنين (ع ) در وصيت به فرزندانش و تمام مردان و زنان با ايمان مي فرمايد : « شما را به خدا , شما را به خدا زكات را از ياد نبريد , اداي زكات , خشم و غضب پروردگار را فرو مي نشاند و شما را سعادتمند در دو جهان مي كند.
پيامبر گرامي اسلام (ص ) مي فرمايد : چند چيز است اگر امتم آن را انجام ندهند. خداوند آنها را به تنگدستي و خشكسالي , نايابي مواد غذايي گرفتار مي كند , يكي از آنها نپرداختن زكات است « فاذا لم يفعلوا ذلك ابتلوا بالقحط و السنين »
اصحاب رده , از دين برگشتگان
در تاريخ اسلام مي خوانيم گروهي بعد از وفات پيامبر اكرم (ص ) مرتد شدند و به « اصحاب رده » معروف گرديدند. آنها جمعي از طوائف (بني طي عطفان و بني اسد) بودند كه از دادن زكات به ماموران و عاملين حكومت اسلامي خودداري كردند و با اين عمل پرچم مخالفت برافراشتند. آنها مخالف صد در صد حكومت نبودند اما يك حكم اسلامي زكات را قبول نداشتند. به مصداق آيه شريف « نومن ببعض و نكفر ببعض » بودند مي گفتند : « اما الصلوه فنصلي واما الزكاه فلا » (نماز را مي خوانيم ولي زكات نمي دهيم ) مسلمانان وفادار به قرآن به دنبال اين جريان , تصميم گرفتند با اين گروه مرتد به پيكار برخيزند. سرانجام با آنان جنگيده و آنها را در هم كوبيدند. مرتد كسي است كه بعد از قبول اسلام منكر اسلام يا يكي از احكام آن گردد در اين صورت مرتد فطري است و كشتن او واجب است و توبه اش قبول نمي شود و اموالش بورثه داده مي شود و همسرش بر او حرام است .
پروردگارا ايمان ما را آنچنان محكم گردان كه بتوانيم در برابر آزمايش ها استقامت كنيم و از پيمان شكنان نزد خداي متعال نباشيم .
زكات پايه سعادت جامعه را محكم مي كند
اگر برنامه وصول زكات به طور دقيق به اجرا در آيد , يكي از پردرآمدترين منابع مالي اسلام است و با هزينه كردن صحيح آن در راه هاي مقرر , (مصارف هشتگانه ) , نظم و آرامش و آباداني سراسر جامعه اسلامي را فرا مي گيرد و امنيت اجتماعي اطمينان خاطر در زندگي , حاكم مي شود. فاصله طبقاتي و بدبيني بين طبقه مرفه و فقير از بين مي رود , قانون تامين اجتماعي به معني واقعي كه با هدف فقرزدايي مطرح است به اجرا در مي آيد.
قرآن بر نيازمنديهاي اجتماعي انگشت گزارده و اصرار بر هزينه كردن درآمد كلان زكات در موارد هشتگانه دارد.
زكات ريشه فقر مادي و فرهنگي را مي خشكاند.
عموما دردهاي اجتماعي در دو مورد , فقر مادي و فرهنگي خلاصه مي شوند. قرآن در آيه مصرف زكات هر دو جهت را كاملا در نظر گرفته و به كار بردن كلمه « انما الصدقات » كه ويژه بيان انحصار است يعني تنها چاره درمان اين بلاي عظيم جامعه اسلامي (فقر مادي و فرهنگي ) را در گرفتن زكات و هزينه درست , در موارد هشتگانه دانسته و بر انحصار آن اصرار مي ورزد كه اين است و جز اين نيست كه راه خوشبختي و سعادت جامعه همين است .
آيه شريفه , مبلغ قابل توجهي از بيت المال , را به فقيران و ناتوانان اختصاص داده كه با اين اقدام عقلايي شكاف بزرگي را كه از راه فقر و گرسنگي در جامعه ايجاد شده ترميم كند و بخش مهم ديگر را كه عنوان « في سبيل الله » (راه خدا) دارد براي آموزه هاي ديني و تربيت نسل جوان و به طور كلي صرف ترويج و تبليغ فرهنگ عالي اسلام قرار داده است و يا در راههاي منافع عمومي جامعه كه والي اسلام صلاح بداند هزينه نمايد.
از سوي ديگر تاليف قلوب بيگانگان « والمولفه قلوبهم » را از نظر دور نداشته و مي خواهد از اين طريق , نهال شجره طيبه را در دل ها بنشاند و جامعه ظلماني و سياه را با فرهنگ نوراني قرآن روشن كند و از منجلاب بدبختي و سقوط نجات دهد. به اين ترتيب جامعه اي كه برنامه نماز و زكات را در كنار هم قرار بدهد سعادتمند و خوشبخت مي شود همان گونه كه نماز بي زكات , نماز نيست , زكات بي نماز هم زكات نيست .
امام باقر(ع ) فرموده : خداوند متعال زكات و نماز را در كنار يكديگر قرار داده « قرن الزكاه بالصلاه » و فرموده « واقيموا الصلاه و اتوالزكاه » نماز به پا داريد و زكات بدهيد. سپس فرمودند هر كه نماز بپادارد و زكات ندهد مثل اين است كه نماز نخوانده است .
از چه زماني گرفتن زكات در اسلام رسميت يافت
نزول آيات 156 سوره اعراف , آيه 3 سوره نمل و 4 سوره لقمان , و 7 سوره فصلت و 4 سوره مومنون اگر چه در مكه مي باشد. وجوب زكات هم از آنها استفاده مي شود و مسلمانان را موظف به انفاق (زكات ) نموده كه اين وظيفه اسلامي را انجام دهند. اداي زكات در آيات مذكوره نشانه ايمان به خدا و اعتقاد به آخرت بيان شده است .
ولي هنگامي كه پيامبر اكرم (ص ) به مدينه آمد , بعد از تشكيل حكومت اسلامي و تاسيس بيت المال در دومين سال هجرت آيه مباركه « خذمن اموالهم صدقه » درباره مشروعيت گرفتن زكات نازل شد و از آن زمان , پيامبر معظم اسلام (ص ) از طرف خداوند رسما مامور به گرفتن زكات گرديد.
بايد توجه داشت آياتي كه در مكه نازل گرديده , بر اصل وجوب اجمالي زكات دلالت داشته , به اين معني كه مومنين موظف بوده اند مقداري از اموال خود را به فقرا بدهند. اما از حيث مقدار , هنوز تحت برنامه و نصاب معين , قرار نگرفته بود. از همين نظر است كه بعضي از مفسرين احتمال داده اند كه وجوب زكات در مكه بدون حد و نصاب بوده و پس از نزول آيه 103 سوره توبه در مدينه و تشكيل حكومت اسلامي گرفتن آن تحت برنامه اي مشخص و نصاب معيني رسميت و مشروعيت پيدا كرده است .
قرآن و مصرف زكات
« انما الصدقات للفقرا و المساكين و العاملين عليها و المولفه قلوبهم و في الرقاب و الغارمين و في سبيل الله . و ابن السبيل , فريضه من الله » (سوره توبه , آيه 60 )
اصناف هشتگانه و مستحقين دريافت زكات
1 ـ نيازمندان و تهي دستان
2 ـ مستمندان كه در اداره زندگي خود درمانده اند
3 ـ متصديان وصول زكات
4 ـ دلجويي شدگاني كه (با دادن زكات به آنها) به اسلام الفت پيدا مي كنند.
5 ـ آزاد كردن بردگان
6 ـ بدهكاران و وام داران درمانده
7 ـ انفاق در راه خدا
8 ـ در راه ماندگان , آنان كه زاد و توشه سفرشان تمام شده و درمانده شده اند.
امتناع ثعلبه از پرداخت زكات
داستان ثعلبه را به شرحي كه در تفسير مجمع البيان آمده است مي خوانيم : او در ايام فقر و تهيدستي به محضر رسول معظم اسلام (ص ) شرفياب شد :
فقال للنبي (ص ) ادغ الله ان يرزقني مالا , فقال يا ثعلبه قليل تودي شكره خير من كثير لاتطيقه امالك في رسول الله اسوه حسنه ثم اتاه بعد ذلك , فقال : يا رسول الله . ادع الله »
به حضرت عرض كرد از خداوند بخواه كه مال فراواني روزي من گرداند. حضرت به او فرموداي ثعلبه مال كمي كه بتواني شكرش را ادا كني بهتر است از مالي كه فراوان باشد و نتواني تحمل كني و حقش را ادا بنمايي . آيا بهتر نيست كه تو از پيغمبر پيروي نمايي و به وي تاسي كني و به همين زندگي ساده قانع باشي , اما ثعلبه دست بردار نبود. دفعه ديگر خدمت حضرت خواسته خود را تكرار كرد و گفت به خدايي كه شما را به راستي به پيامبري مبعوث فرموده است سوگند ياد مي كنم كه اگر خداوند به من سرمايه بدهد , حقوق آن را مي پردازم , پيغمبر گرامي (ص ) براي او دعا كرد. زماني نگذشت كه بر اثر دعاي حضرت خداوند از راه گوسفندداري ثروت فراواني به او داد و گوسفندانش آنقدر افزايش يافت كه نگهداري آنها در مدينه ممكن نبود. ناچار در يكي از آبادي هاي اطراف مدينه مسكن گزيد , توسعه مالي و كثرت گوسفندان ثعلبه به جايي رسيد كه ناچار شد از اطراف مدينه به محل دوردستي برود آنچنان سرگرم زندگي مادي شد كه از فيض جماعت و جمعه محروم شد « فاشتغل بذالك عن الجمعه والجماعه » سپس امر گرفتن زكات صادر شد.
مامورين جمع آوري زكات از سوي پيغمبر اكرم (ص ) نزد ثعلبه آمدند « لياخذ الصدقه فابي و بخل و قال ما هذه الا اخت الجزيه فقال رسول الله : يا ويح ثعلبه »
تا زكات اموال او را بگيرند. او از دادن زكات امتناع كرد. نه تنها امتناع و خودداري نمود , بلكه اصل مشروعيت زكات را زير سئوال برد و آن را انكار كرد و گفت زكات چيزي جز جزيه نيست و من جزيه نمي دهم . اگر زكات بدهم چه فرقي بين من و اهل كتاب مي باشد و قطعا مسلمان از پرداخت جزيه معاف است .
سرنوشت طغيان ثعلبه و تيره بختي او
ثعلبه از پرداختن زكات اموالش خودداري كرد و زكاتي را كه منشا پاكيزگي روان وبركت مالش مي گرديد. جزيه ناميد. وقتي خبر اين كلام به پيغمبر اكرم (ص ) رسيد. فرمود : « واي بر ثعلبه » (يا ويح ثعلبه ) در اين هنگام وحي آسماني نازل گرديد « و منهم من عاهدالله لئن اتنا من فضله لنصدفن و لنكونن من الصالحين » . (سوره توبه , آيه 75 )
بعضي از مسلمانان با خداوند پيمان مي بندند كه اگر باري تعالي از فضل خود به ما عطا نمود صدقه مي دهيم و از بندگان صالح خواهيم بود , چون كه از فضل خود به آنها عطا كرد باز بخل ورزيدند و سرپيچي كردند و از اداي وظيفه رويگردان شدند. « فلما اتهم من فضله بخلوا به و تولوا و هم معرضون »
ثعلبه با آلودگي ارتداد از دنيا رفت
پس از نزول آيه , بعضي از دوستان ثعلبه نزد وي آمدند. او را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند , كه چرا زكات اموالت را كه امر الهي بود پرداخت ننمودي . به خاطر بخل و نافرماني ات آيه نازل گرديده . ثعلبه سخت مضطرب شد. تعدادي از گوسفندان را با خود برداشت و به مدينه آمد و حضور رسول بزرگوار اسلام (ص ) رسيد.
حضرت تا او را ديد فرمود : « يا ويل ثعلبه » واي بر ثعلبه » با شرمساري گفت : يا رسول الله (ص ) زكات آورده ام . دستور فرماييد از من تحويل بگيرند , حضرت فرمود درباره عمل ناروايت آيه نازل شده , آيه را كه نمي شود از قرآن حذف كرد , به همين جهت زكات تو قبول نمي شود.
اگر برنامه وصول زكات به طور دقيق به اجرا درآيد , يكي از پردرآمدترين منابع مالي اسلام است و با هزينه كردن صحيح آن در راههاي مقرر , نظم و آرامش و آباداني سراسر جامعه اسلامي را فرا مي گيرد و فاصله طبقاتي از بين مي رود و فقرزدايي محقق مي گردد.
قرآن كريم مبلغ قابل توجهي از بيت المال را به فقيران و ناتوانان اختصاص داده تا با اين اقدام عقلايي شكاف بزرگي را كه از راه فقرو گرسنگي در جامعه ايجاد مي شود ترميم نمايد. همچنين بخش ديگري از آن را به ترويج فرهنگ اسلامي براي تربيت نسل جوان اختصاص داده است تا در كنار « فقر مادي » , « فقر فرهنگي » نيز مرتفع شود.

استفتائات


استفاده از اسپري
سوال : شخصي مبتلا به « آسم » و نفس تنگي است و نوعي داروي طبي استعمال مي كند و آن دارو به صورت پودر گاز از راه دهان به ريه ها مي رسد و باعث تسكين مي گردد , و گاهي روزانه چندين بار از آن استفاده مي كند و بدون آن نمي تواند به راحتي تنفس كند , آيا اين شخص روزه اش باطل مي شود
حضرت امام (ره ) : اشكال ندارد.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : داروي نامبرده در فرض سوال , كه بر استعمال آن اكل و شرب صدق نمي كند , مبطل روزه نيست .
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : اگر بصورت گاز رقيق وارد بدن مي شود مانعي ندارد و روزه اش صحيح است .
حضرت آيت الله بهجت : اگر چيزي شبيه بخار غليظ يا دود غليظ وارد حلق نمي كند روزه صحيح است .
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : موجب بطلان روزه نمي شود. ولله العالم .
حضرت آيت الله سيستاني : اگر به شكل مايع وارد مجراي خوردن و آشاميدن نشود مانعي ندارد.
حضرت آيت الله حاج شيخ يوسف صانعي : ظاهرا مبطل نيست , و خوردن و آشاميدن محسوب نمي شود.
حضرت آيت الله خامنه اي : اگر ماده اي كه از طريق دهان وارد ريه مي شود فقط هوا باشد به روزه ضرر ندارد. اگر ماده مذكور هواي فشرده همراه با دارويي هر چند به صورت گاز يا پودر باشد و وارد حلق بشود صحت روزه محل اشكال است و در صورتي كه روزه گرفتن بدون استعمال آن ممكن نيست يا مشقت دارد , استفاده از آن جايز است . ليكن احتياط آن است كه مبطل ديگري انجام ندهد و در صورت تمكن (بدون استفاده از آن ) روزه ها را قضا نمايد.
حضرت آيت الله نوري همداني : به مقدار ضرورت اشكال ندارد.
حضرت آيت الله اردبيلي : اگر از گلو پايين نرود و يا محسوس نباشد اشكاي ندارد ولي در صورت امكان , در شب استفاده شود نه در روز

درس هاي رمضان (1 )


علي شيرازي
قرآن مجيد در آيه 183 سوره بقره مي فرمايد : « يا ايهاالذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم » « اي كساني كه ايمان آورده ايد , روزه بر شما واجب شد , همانگونه كه برپيشينيان واجب گرديد.
آيا انسان هاي ماقبل , از اديان ديگر نيز چونان مسلمانان روزه مي گرفتند يا اين كه روزه آن ها با ما تفاوت داشت پاسخ اين است كه آنان روزه مي گرفتند , اما روزه آن ها با ما فرق داشت . روزه نخستين به گونه ديگري بود و تنها پس از اذان مغرب , روزه داري مي توانست غذابخورد و تا 24 ساعت روزه بود .
روزه اي كه امروز بر ما واجب است , مثل روزه پيامبران و اوليا الهي عليهم السلام است . اين منتي است كه ايزد يكتا بر امت پيامبر مكرم اسلام (ص ) گذاشت و آن ها نيز چونان اوليا روزه مي گيرند.
حال كه اينگونه است , پس بايد روزه ما روزه كامل باشد. امساك از خوردن وآشاميدن و برخي مبطلات را رها كردن , در مرحله نازله روزه است . طبق مقررات فقهي حد وجوب همين است , با اين روزه تكليف ساقط مي شود. اما آيا به آن هدف مشخص الهي مي رسيم يا نه
مرحله بعدي , كنترل فكر وقلب و چشم و گوش و زبان است . همه اين جوارح لطف اوست . ما از خود چيزي نداريم . پروردگار جهانيان مرحمت نموده و ما بايد با كنترل آن ها , شاكر اين همه نعمت الهي باشيم . قلب و گوش و فكر و... از نعمتهاي بزرگ اوست . او با تنظيم دستگاه بينايي به گونه اي چشم را آفريد كه به صورت منظم به هم بخورد. مژه ها بر روي هم قرار بگيرد , تا رطوبت چشم تنظيم , و بينايي حفظ شود. مي دانيد چقدر سخت بود اگر اين روش كنترلي دچار نقص مي شد مي دانيد چقدر دشوار بود اگر پوست بشر فعاليت هاي انفعالي اش دچار ركود مي شد پزشكي با هزار سختي , به علت نقص فعاليت چشمي اش , بادست چشم را باز و بسته مي نمود. يك ثروتمند كه ماشين و زيبايي و تمكن داشت , مي گفت : به علت عدم فعاليت دستگاه فعل و انفعالات پوستي , بدنش بد بوست و كسي حاضر نيست با او ازدواج كند! چقدر ما به فكر اين همه نعمت و نبود نقص جسماني در خويشتن هستيم او اين همه نعمت را داد تا خطا نرويم . گناه نكنيم . ارتكاب گناهان و معاصي موجب شكسته شدن شخصيت انساني خودمان مي شود.
در ماه مبارك بايد نگاه ها را كنترل كرد. بايد چشم هم روزه بگيرد. قلب و گوش هم روزه باشند. بايد زبان در كنترل ما قرار گيرد. دروغ نگوييم . تهمت نزنيم . غيبت نكنيم .
نبي مكرم اسلام (ص ) به فردي كه از ايشان درخواست نمود , راهي را براي او بنمايانند و نصيحتي به او بكنند كه در دنيا و آخرت سعادتمند شود , فرمودند : « اصدق و لاتكذب و اذنب من المعاصي مماشئت » راست بگو و دروغ نگو , و هر گناهي كه خواستي انجام بده !
او با خود گفت : پيامبر كه نفرمودند دزدي نكن , نفرمودند غيبت نكن , نفرمودند نماز بخوان , و.. پس مي شود ساير گناهان را انجام داد. هر كار كه خواست بكند. ديد اگر كسي سئوال كند چه مي كني اگر راست بگويد دستش رو مي شود و اگر دروغ بگويد كه از آن نهي شده است . فهميد ريشه همه بدي ها دروغ است . ريشه همه خيرها و خوبي ها , راستي است . ابي ذر با راستي نجات يافت . پيامبر در باره وي فرمودند : راستگوتر از ابوذر كسي نديدم !
در ماه مبارك تصميم بگيريم راستگو باشيم . دروغ نگوئيم . هر دو به « زبان » بر مي گردد. بايد زبان را كنترل كرد. روزه فكر و قلب و چشم وگوش و زبان , روزه را خاص مي كند.
اگر مكروه را هم علاوه بر حرام ترك كرديم , روزه , « خاص خاص » مي شود. اين روزه دار به مستحبات هم عمل مي كند. حال كه سفره الهي گسترده است . روزه دار واقعي بهترين برداشت را از سفره رمضان دارد. به نوافل و دعا و مناجات و تلاوت قرآن مي پردازد. به اشك مي نشيند. همه زشتي ها را از وجودش مي زدايد و به جاي آن جانش را با رايحه عشق معطر مي كند.
امت پيامبر بايد با اين روزه , راه كمال را بپيمايد. بايد به اوليا نزديك شوند. حال كه همچون آن پاكان مهمان رمضانند , بايد سعي كنند با مراقبت هاي آن بزرگواران از رمضان بهره ببرند و به خدا نزديك تر گردند

اهميت و جايگاه « آب » در قرآن




دكتر محمدرضا جواهري
قسمت اول
واژه « ما » به معناي آب در قرآن كريم , معجزه جاويدان خاتم الانبيا و المرسلين (ص ) شصت بار وارد شده , چهل و پنج بار در بيست و شش سوره مكي و پانزده بار در پانزده سوره مدني به كار رفته است و تكرار اين واژه در قرآن با توجه به موارد كاربرد واژه هاي « سقي » و « شرب » و « عين » و « نهر » در قرآن روشنگر اهميت و جايگاه آب در اين كتاب آسماني است . (1 )
خداوند پديد آورنده آب
در منطق قرآن , خداوند قرار دهنده آب در زمين و منشا پيدايش آب و بوجود آورنده آب گوارا و آب آشاميدني مناسب است .
در سوره ملك آمده است , قل ارايتم ان اصبح ماوكم غورا فمن ياتيكم بما معين . بگو : « به من خبر دهيد اگر آبهاي (سرزمين ) شما در زمين فرو رود , چه كسي مي تواند آب جاري و گوارا در دسترس شما قرار دهد ! » (2 )
در سوره مرسلات آمده است : و جعلنا فيها رواسي شامخات و اسقيناكم ما فراتا. و در آن (زمين ) كوههاي استوار و بلندي قرار داديم , و آبي گوارا به شما نوشانيدم . (3 )
در سوره واقعه نيز اين پرسش آمده است : افرايتم الما الذي تشربون , اانتهم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون . آيا به آبي كه مي نوشيد انديشيده ايد آيا شما آن را از ابر نازل كرده ايد يا ما نازل مي كنيم ! هر گاه بخواهيم , اين آب گوارا را تلخ و شور قرار مي دهيم , پس چرا شكر نمي كنيد !(4 )
در سوره هاي حجر و نحل و فرقان (5 ) نيز خداوند نازل كننده آب آشاميدني معرفي گرديده است .
در سوره رعد هم , خدا به عنوان منشا پيدايش آب و قرار دادن نهرها در زمين چنين توصيف شده است : هوالذي مد الارض و جعل فيها رواسي و انهارا. و او كسي است كه زمين را گسترد و در آن كوهها و نهرهايي قرار داد . (6 )
منابع آب در قرآن
در قرآن منابع آب در شش منبع « آسمان » و « ابر » و « چاه » و « دريا » و « زمين » و « كوه » بيان شده است . (7 )
قرآن در سي و سه آيه از بيست و هشت سوره , آسمان را منبع آب شناسانده است . در سوره بقره مي فرمايد : ... و انزل من السما ما ... اي مردم ! پروردگار خود را پرستش كنيد , آن كسي كه شما , و كساني را كه پيش از شما بودند آفريد تا پرهيزكار شويد. آن كسي كه زمين را بستر شما و آسمان (جو زمين ) را همچون سقفي بالاي سر شما قرار داد و از آسمان آبي فرو فرستاد و به وسيله آن ميوه ها را پرورش داد تا روزي شما باشد بنابراين براي خدا همتاياني قرار ندهيد در حالي كه مي دانيد . (8 )
در سوره نحل فرو فرستادن آب از آسمان توسط خداي متعال را اينگونه بيان مي كند : هوالذي انزل من السما ما لكم منه شراب . او كسي است كه از آسمان آبي فرستاد كه نوشيدن شما از آن است . (9 )
در هفت آيه قرآن از « ابر » به عنوان منبع آب ياد شده است در اين آيات ابرها عامل بارش باران (10 ) و وزش باد , عامل تشكيل و تراكم ابرهاي باران زا و انتقال آنها و ريزش آب از آنها (11 ) معرفي گرديده است .
در سوره اعراف چنين آمده است : و هوالذي يرسل الرياح بشرا بين يدي رحمته حتي اذا اقلت سحابا ثقالا سقناه لبلد ميت فانزلنا به الما فاخرجنا به من كل الثمرات كذلك نخرج الموتي لعلكم تذكرون . او كسي است كه « ابرها » را بشارت دهنده در پيشاپيش (باران ) رحمتش مي فرستد , تا ابرهاي سنگين بار را (بردوش ) كشند , (سپس ) ما آنها را به سوي زمينهاي مرده مي فرستيم و به وسيله آنها , آب (حيات بخش ) را نازل مي كنيم و با آن از هر گونه ميوه اي (از خاك تيره ) بيرون مي آوريم , اين گونه (كه زمينهاي مرده را زنده كرديم ) مردگان را (نيز در قيامت ) زنده مي كنيم , شايد (باتوجه به اين مثال ) متذكر شويد . (12 )
در پنج مورد نيز « چاه » منبع آب است و مطابق اين آيات , استفاده از آب چاه داراي سابقه تاريخي است (13 ) و استخراج آب از چاه به دست كاروانيان مصر (14 ) و آب كشي موسي (ع ) از چاه براي گوسفندان شعيب (15 ) هم بيان شده است .
در دو آيه « دريا » منبع آب هاي گوارا , شيرين , شور و تلخ مي باشد (16 ) و در هفده مورد به شكل هاي گوناگون از « زمين » و پيوند آن با « آب » مطالبي در قرآن مجيد وارد شده است . (17 )
خداي متعال در سوره مومنون مي فرمايد : و انزلنا من السما ما بقدر فاسكناه في الارض و انا علي ذهاب به لقادرون . و از آسمان آبي به اندازه معين نازل كرديم و آن را در زمين (در جايگاه مخصوصي ) ساكن نموديم و ما به از بين بردن آن كاملا قادريم . (18 )
كوه ها در سه سوره از منابع تامين آب است (19 ) در سوره مرسلات در اين موضوع چنين آمده است : الم نجعل الارض كفاتالله و جعلنا فيها رواسي شامخات و اسقيناكم ما فراتا. آيا زمين را مركز اجتماع انسانها قرار نداديم ... و در آن كوههاي استوار و بلندي قرار داديم و آب گوارا به شما نوشانديم . (20 )
نقش آب در قرآن
به نقش آب و آثار و فوائد آن در قرآن توجه زيادي شده است , بررسي و شناسايي اين نقش , اهميت وجايگاه آب در منطق وحي را نشان مي دهد. برخي از آثار و منابع در سيزده محور آورده مي شود : 1 ـ آب و آباداني زمين و پيدايش تمدنها 2 ـ آب وافزايش قدرت 3 ـ آب و بهداشت 4 ـ آب و تغذيه 5 ـ آب و حوادث تاريخي 6 ـ آب و حيات 7 ـ آب و دامداري 8 ـ آب رافع تشنگي 9 ـ آب و زيبايي طبيعت 10 ـ آب و طهارت 11 ـ آب و كشاورزي 12 ـ آب و گياهان 13 ـ نقش معنوي آب (21 )
آب و آباداني
نوزده بار در هفده سوره قرآن نقش آب در زنده شدن زمين و آباداني و عمران آن بيان شده است . (22 )
در سوره نحل آمده است : و الله انزل من السما ما فاحيا به الارض بعد موتها , ان في ذلك لايه لقوم يسمعون . خداوند از آسمان آبي فرستاد و زمين را پس از آن كه مرده بود حيات بخشيد! اين نشانه روشني است براي جمعيتي كه گوش شنوا دارند!(23 )
در سوره فرقان نقش آب را در آباداني شهر و سرزمين مرده اينگونه بيان مي كند : و انزلنا من السما ما طهورا لنحي به بلده ميتا و نسقيه مما خلقنا انعاما و اناسي كثيرا. از آسمان آبي پاك كننده فرو فرستاديم تا بوسيله آن , سرزمين مرده را زنده كنيم و آن را به مخلوقاتي كه آفريده ايم ـ چهار پايان و انسانهاي بسيار ـ مي نوشانيم . (24 )
آب و افزايش قدرت
در دو آيه در سوره هاي انعام و هود , آب فراوان عامل افزايش قدرت است . (25 )
در سوره هود در ضمن رهنمودهاي حضرت هود چنين آمده است : يا قوم استغفروا ربكم ثم توبوا اليه يرسل السما عليكم مدرارا و يزدكم قوه الي قوتكم . الي قوم من ! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد سپس به سوي او بازگرديد تا (باران ) آسمان را پي در پي بر شما بفرستد و نيرويي بر نيرويتان بيفزايد . (26 )
آب و بهداشت
نقش آب در نظافت و بهداشت فردي و اجتماعي در سوره هاي بقره و انفال و فرقان و ص بيان شده است . (27 )
در سوره ص در وحي الهي به حضرت ايوب اين فرمان خد آمده است : اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب . پاي خود را به زمين بكوب ! اين چشمه آبي خنك براي شستشو و نوشيدن است . (28 )
پاورقي :
1 ـ عبدالباقي , محمد فواد , المعجم المفهرس لالفاط القرآن الكريم , داراحيا التراث العربي , لبنان , بيروت , ص 684 و 352 و353 و 377 و 378 و 495 و 496 و 719 و .720
روحاني , محمد , المعجم الاحصائي لالفاظ القرآن الكريم (فرهنگ آماري كلمات قرآن كريم ) , موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي , چاپ دوم , 1372 ش ـ 1414 ق ـ 1994 م , ج 3 , ص 1342 و .1343
2 ـ سوره ملك (68 ) , آيه .30
قرآن مجيد , ترجمه آيت الله ناصر مكارم شيرازي , قم , دارالقرآن الكريم دفتر مطالعات تاريخي و معارف اسلامي . چاپ دوم , 1373 , ص 564
براي ترجمه آيات قرآني از ترجمه مذكور استفاده گرديده است .
3 ـ سوره مرسلات (77 ) , آيه .27
4 ـ واقعه (56 ) , آيه 68 و 69 و .70
5 ـ حجر (15 ) آيه 22 , نحل (16 ) آيه 10 , فرقان (25 ) آيه 48 و .49
6 ـ رعد (13 ) , آيه .3
7 ـ فرهنگ قرآن , كليد راهيابي به موضوعات ومفاهيم قرآن كريم , اكبر هاشمي رفسنجاني و محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن , انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم , چاپ اول 1379 , ج 1 , ص 41 تا .43
8 ـ بقره (2 ) , آيه .22
9 ـ نحل (16 ) , آيه .10
10 ـ يوسف (12 ) , آيه 49 , نور (24 ) , آيه 43 , ذاريات (51 ) , آيه 2 , واقعه (56 ) , آيه 68 و 69 , نبا(78 ) , آيه 14 ,
11 ـ اعراف (7 ) , آيه 57 , روم (30 ) آيه .48
12 ـ اعراف (7 ) , آيه .57
13 ـ يوسف (12 ) آيه 10 و 15 و19 , حج (22 ) , آيه 45 , قصص (38 ) , آيه 23 و .24
14 ـ يوسف (12 ) , آيه .19
15 ـ قصص (28 ) , آيه 23 و .24
16 ـ فرقان (25 ) , آيه 53 , فاطر (35 ) , آيه .12
17 ـ قمر (54 ) , آيه 12 , هود (11 ) , آيه 44 , اسرا (17 ) , آيه 90 , مريم (19 ) , آيه 24 , ص (38 ) , آيه 41 و 42 , نازعات (79 ) , آيه 30 و 31 , بقره (29 ) , آيه 60 و 74 , اعراف (7 ) , آيه 160 , كهف (18 ) , آيه 41 , زمر (39 ) , آيه 21 , ملك (67 ) , آيه 30 , يس (36 ) آيه 33 و .34
18 ـ مومنون (23 ) , آيه .18
19 ـ رعد (13 ) , آيه 3 ; نحل (16 ) , آيه .15
20 ـ مرسلات (77 ) , آيه .27
21 ـ فرهنگ قرآن , كليد راهيابي به موضوعات و مفاهيم قرآن كريم , ج 1 , ص 44 تا .51
22 ـ بقره (2 ) , آيه 164 , اعراف (7 ) , آيه 57 ; نحل (16 ) , آيه 65 , حج (22 ) , آيه 5 و 6 و 63 , فرقان (25 ) , آيه 48 و 49 , نمل (29 ) , آيه 60 , عنكبوت (29 ) , آيه 63 , روم (30 ) , آيه 24 و 48 و 50 , سجده (32 ) , آيه 27 , فاطر (35 ) , آيه 9 , زمر (39 ) , آيه 21 , فصلت (41 ) , آيه 39 , زخرف (43 ) , آيه 11 , جاثيه (45 ) , آيه 5 , ق (50 ) , آيه 9 و 11 , عبس (80 ) , آيه 25 تا 28
23 ـ نحل (16 ) , آيه 65
24 ـ فرقان (25 ) , آيه 48 و 49
25 ـ انعام (6 ) , آيه 6 , هود (11 ) , آيه 52
26 ـ هود(11 ) , آيه .52
27 ـ بقره (2 ) , آيه 222 , انفال (8 ) , آيه 11 , فرقان (25 ) , آيه 48
28 ـ ص (38 ) , آيه .42
در منطق قرآن , خداوند قرار دهنده آب در زمين و منشا پيداش و به وجود آورنده آب گوارا و آشاميدني است . قرآن كريم مي فرمايد : آيا به آبي كه مي نوشيد انديشيده ايد آيا شما آن را از ابر نازل كرده ايد يا ما نازل مي كنيم ! هرگاه بخواهيم اين آب را تلخ و شور قرار مي دهيم . پس چرا شكرگزاري نمي كنيد !
قرآن كريم مي فرمايد : اي مردم , پروردگار خود را پرستش كنيد , آن كسي كه شما را و كساني كه پيش از شما بودند آفريد تا پرهيزكار شويد. آن كسي كه زمين را بستر شما و آسمان را همچون سقفي بالاي سر شما قرار داد و از آسمان آبي فرو فرستاد و به وسيله آن ميوه ها را پرورش داد تا رزق و روزي شما باشد.