جام ششم
دعا و انتظار , دو تكليف مهم دوران غيبت
در گفتار گذشته به اختصار از حقوق و مراحم آن بزرگوار
بيان مختصري آمد و گفتيم كه اين حقوق و الطاف بي ترديد , در
مقابل , تكاليف و وظايفي را در پي خود دارند. اكنون برآنيم تا
به پاره اي از اين وظايف اشاره نموده و به دو وظيفه اصلي يعني
انتظار و دعا بيش تر بپردازيم .
1 ـ تكليف شناخت
به مقتضاي روايت شريف نبوي كه « من مات و لم يعرف
امام زمانه مات ميته حاهليه : هر كه بميرد و امام زمانش را
نشناسد , به مرگ جاهليت مرده است » , نخستين وظيفه ما
نسبت به آن بزرگوار , وظيفه معرفت و شناخت حضرتش
مي باشد كه اين وظيفه از شناخت اوليه و ابتدايي نسبت به
احوالات آن حضرت آغاز مي شود و تا درجاتي كه خدا
بخواهد پيش خواهد رفت . البته , بايد دانست كه منظور از اين
شناخت , معرفت همراه با پذيرش و تصديق قلبي است نه
صرف انباشته كردن اطلاعات و محفوظات .
2 ـ تكليف پيروي از فقها
آن بزرگوار در توقيع مشهور خود در جواب « اسحاق بن
يعقوب » چنانچه در « احتجاج » و اكثر كتب معتبره است تكليف
مردم را در زمان غيبت كبري , رجوع به راويان احاديث
دانسته اند و مي فرمايند :
« اما الحوادث الواقعه فارجعوافيها الي رواه احاديثنا فانهم
حجتي عليكم و انا حجه الله ... »
« در آن چه از حوادث و وقايع جديد كه پيش مي آيد , به
راويان احاديث ما رجوع كنيد كه ايشان حجت من بر شما
هستند و من حجت خدا هستم ... »
البته , مسلم است كه آن دانشمند حديث شناس مي بايد
صفاتي داشته باشد , چه علما و چه عملا و با احراز جميع اين
ويژگي هاست كه بر مكلف لازم است تا مطالب خود را از وي
بگيرد.
3 ـ تكليف مراقبه
بايد بداني كه آن بزرگوار در زمان غيبت ما را به حال خود ,
يله و رها نكرده است كه هرچه بخواهيم بكنيم و يا نكنيم , بلكه
حضرتش نسبت به حال شيعيانشان مراقب و مواظب هستند كه
خود مي فرمايند :
« فانا نحيط علما بانبائكم و لايعزب عنا شي عن اخباركم »
« ما به خبرهاي شما آگاهي داريم و از اخبارتان چيزي بر ما
پوشيده نيست . »
و در جايي ديگر مي فرمايند :
« ... و انا غيرمهملين لمراعاتكم و لاناسين لذكركم و لو
لاذلك لنزل بكم البلا و اصطلمتكم الاعدا , ... »
و... ما در مراعات حال شما اهمال نمي كنيم و ياد شما را
فراموش نمي كنيم كه اگر چنين نبود , بلا يا بر شما فرود مي آمد و
دشمنان بر شما چيره مي گشتند... »
حال كه آن پدر مهربان اين گونه در انديشه و مراعات كار
فرزندان خويش است , شرط غيرت و ادب نيست كه ما شب و
روزمان را در غفلت و فراموشي از حضرتش سپري كنيم .
4 ـ دعا بر آن حضرت
از جمله وظايف و تكاليف بسيار مهم مردم در زمان غيبت
آن بزرگوار , دعا براي سلامتي و براي فرج آن حضرت است كه
خود مي فرمايند :
« واكثرواالدعا , بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم . »
« و براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه آن فرج شماست . »
خداي متعال چنين اراده كرده است كه دعا در تعجيل
ظهور آن حضرت موثر باشد و نه تنها در امر ظهور موثر باشد
كه حتي در فرج و گشايش شخصي براي عموم و خصوص افراد
نيز موثر باشد. از اين روست كه ائمه معصومين (ع ) حتي قبل
از ولادت آن بزرگوار براي فرج ايشان دعا مي كردند و ديگران را
به دعا براي سلامتي و مهمات آن حضرت به خصوص فرج
حضرتش سفارش مي فرمودند. لذا كتب ادعيه ي ما , پر است از
اين نمونه دعاها كه قبل از ولادت امام (ع ) , بر زبان اجداد
طاهرينشان براي سلامتي و طول عمر و رفع مشكلات و فرج آن
حضرت , جاري شده است و نيز براي دعاي بر حضرتش فوايد
فوق العاده زيادي از روايات برمي آيد كه تنها به تعدادي از آن ها
اشاره مي كنيم :
1 ـ اين دعا سبب زيادشدن نعمت هاست .
2 ـ باعث دوري شياطين و ناراحتي آن هاست .
3 ـ امام زمان عليه السلام نيز در حق او دعا مي كنند .
4 ـ شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حال او مي شود .
5 ـ باعث استجابت دعاي اوست .
6 ـ باعث رفع بلايا مي شود .
7 ـ باعث آمرزش گناهان است .
8 ـ سبب وسعت روزي است .
9 ـ سبب تعجيل در فرج آن بزرگوار است .
10 ـ سبب طولاني شدن عمر است .
11 ـ وفاي به عهد و پيمان خداوندي است .
12 ـ تعاون و هم كاري در كارهاي نيك و تقوي است
13 ـ دعاي پيامبراكرم (ص ) و ائمه (ع ) شامل حالش خواهد
بود.
14 ـ ثواب كمك به مظلوم را دارد .
15 ـ هنگام مرگ به او مژده مي دهند و با او به نرمي رفتار
مي شود.
16 ـ فضيلت رعايت و اداي امانت برايش حاصل مي شود .
17 ـ خداي متعال در عبادت او را تاييد مي فرمايد .
18 ـ مايه ي خشنودي و رضايت خدا و رسول و ائمه (ع )
است .
19 ـ فرشته ها نيز برايش دعا مي كنند .
20 ـ حساب آدمي را آسان مي سازد .
اگر كسي بخواهد از مفصل فوايد و نتايج دعا براي آن
حضرت آگاه شود , مي تواند به كتاب « مكيال المكارم في فوائد
الدعا للقائم (ع ) مرحوم موسوي اصفهاني مراجعه كند , آنجا
90 فايده بر دعاي آن بزرگوار ذكر شده و مفصلا مورد بحث و
موشكافي قرار گرفته است .
5 ـ انتظار
انتظار فرج آن حضرت نيز هم رديف دعاي بر آن بزرگوار از
تكاليف مهم دوران غيبت شمرده شده است تا جايي كه
فرموده اند :
« افضل العباده انتظار الفرج »
نيز امام صادق (ع ) فرموده اند ,
كسي كه بميرد از شما كه منتظر اين امر باشد , مانند كسي
است كه در خيمه ي آن حضرت است . »
اميرالمومنين (ع ) نيز , منتظر را هم چون كسي مي داند كه به
خون خود در راه خدا غوطه مي خورد.
اين انتظار كه نخست يك حالت قلبي و روحي براي منتظر
است به تدريج در تمامي احوال و اعمال او تجلي و بروز
مي يابد تا جايي كه او هر آن و لحظه خود را آماده ي آن حضور
و آن قيام شكوهمند مي بيند و از هيچ آمادگي براي چنين
لحظه اي كوتاهي نمي كند. از اين رو , منتظر , يك پارچه شور و
شعور و آمادگي كامل براي ظهور حضرتش را خواهد داشت .
چنين انتظاري وظيفه اصلي شيعه در دوران غيبت شمرده
شده و اجر آن نيز اجر شهيد به خون غلتان در راه خدا خواهد
بود.
آري , از آنجا كه ظهور حضرتش وقت ندارد و به فرمايش
پيامبر اكرم (ص ) , همچون فرارسيدن قيامت بغته و ناگهاني
است :
« مثل رستاخيز مهدي , هم چون قيامت است كه شما را
ناگهان در بر مي گيرد و جز خدا , كسي آن را آشكار نمي سازد. »
هم چنين به فرمايش امام صادق (ع ) :
« هر كس وقتي براي ظهور بيان نمايد , دروغ گفته است و ما
براي اين قيام , نه در گذشته تاريخ تعيين كرده ايم و نه در آينده
خواهيم كرد. »
از اين رو , آمادگي منتظر نيز مي بايد هميشگي و مداوم
باشد , مباد كه نداي دل نشين او از كنار كعبه به گوش رسد و
همگان را به ياري طلبد و ما در غفلت وعدم آمادگي باشيم .
از ديگر وظايف دوران غيبت مي توان به اين موارد نيز
اشاره كرد :
6 ـ انجام اعمال مستحبي به نيابت و از جانب آن حضرت
(مانند نمازهاي مستحبي , قرائت قرآن , زيارت مشاهد ائمه (ع )
و...)
7 ـ دستگيري از ضعفاي شيعه ,
8 ـ دادن صدقه براي سلامت آن بزرگوار .
9 ـ قصد جدي براي ياري آن حضرت به هنگام ظهور .
10 ـ تجديد عهد و پيمان همه روزه با آن بزرگوار .
به طور كلي بايد گفت آن چه از كردار و رفتار , كه ما را به
ايشان نزديك مي نمايد و موجب محبت و دوستي آن حضرت
مي شود , وظيفه و تكليف ما نسبت به حضرتش به حساب
مي آيد. چنانچه در آن توقيع شريف خطاب به شيخ مفيد
مي فرمايند :
« پس هر كس از شما بايد بدانچه او را به محبت و دوستي
ما نزديك مي كند , عمل نمايد واز آنچه موجب ناراحتي و
نارضايتي ماست , احتراز و دوري كند. »
پروردگارا , همه ما را به وظايف و تكاليف خود در زمان
غيبت , نسبت به حجت خودت بيش از پيش آشنا كن و توفيق
عمل بر طبق اين معرفت را عنايت فرما.
سلمان غديري

|
« محبت » در پي « معرفت »
|

در اين نوشتار پس از بيان ويژگيهاي محبت , محب و
محبوب , معرفت به عنوان راه ايجاد محبت معرفي مي گردد.
نتيجه آن است كه اگر بر ميزان و كيفيت شناختمان به حضرت
صاحب الامر(عج ) بيفزاييم . قهرا بر محبت و گرايش قلبي ما
نسبت به آن وجود شريف , افزوده خواهد شد و در پس آن , آثار
حاصل از اين محبت , زندگي ما را رنگ مهدوي بخشيده و به
ما در طي طريق انتظار نيرو مي دهد.
« محبت » حالتي است ميان محب و محبوب كه سرچشمه
آن قلب و درون است , ليكن نمود آن در ظاهر و در افعال و
اعمال محب به روشني پيداست . محبتي كه جلوه عيني پيدا
مي كند , و به محب جهت مي بخشد.
محبت , امري طرفيني است . محب مي سوزد و محبوب
جذب مي كند. محب تمنا مي كند و محبوب دامان خويش را
براي تمناي محب مي گستراند.
حال بايد ديد محبت آدمي به كدام محبوب تعلق مي گيرد
اينجاست كه بحث فطرت و خصايص فطري انسان مطرح
مي شود.
ويژگي فطري انسان
انسان فطرتا كمال جو است . مطلوب انسان هرچه باشد ,
خصيصه فطري كمال طلبي باعث مي شود پس از نيل به آن
مطلوب , باز هم قانع نشده و مرتبه اي فوق آن را طلب كند.
براين اساس ما به عنوان يك انسان , همواره در پي يافتن
فرد اكمل هستيم و سعي در نزديك شدن و همانندي با وي
داريم . برخي انسانها كمال را در قدرت مي دانند , لذا كسي را كه
از قدرت بيشتري برخوردار است ستاره آمال خويش مي سازند
و همواره در جهت آشنايي و تقرب به او در تلاشند. برخي
ديگر كمال را در علم مي دانند و...
با وجود اين ميل فطري قوي , تشخيص ندادن مصداق
حقيقي باعث مي شود كه انسانها مصاديق بدل را دنبال كنند و
دچار سرخوردگي و پوچي گردند. اما آن مطلوبي كه كاملترين ,
زيباترين , پرقدرت ترين و مجموعه اي از « ترين ها » است (البته
در امور خير و نيكو) چيست يا بهتر بگوييم : كيست
اگر سعي در ارضا حقيقي تمايلات فطري خويش (همان
فطرتي كه الهي است ) داشته باشيم , در خواهيم يافت كه همه
هر آن چه در نهاد ما تب و تاب نيل بدان هست , در امام زمان
وجود دارد.
انسان ني از نيستان جدا مانده اي است , كه ناله غم و
غربت او تنها پس از نيل به مقام قرب حق , آرام مي گيرد و اين
غرقه ي درياي حيرت , تنها پس از رسيدن به حق است كه
ساحل امن و امان را درك مي كند و كشش فطري او به جواب در
خور خويش مي رسد.
خداوند آفريننده ما , حجتي برايمان و در سر راه
زندگي مان نهاده كه دقيقا وجودش مطابق با خواستها و
نيازهاي فطري ماست . اگر طالب جماليم و صاحبان جمال را
دوست مي داريم , جلوه ي جمال حق او است كه همه ي
زيباييها را در خود جمع كرده است . همانطوريكه جد گراميش
فرمود : « المهدي طاووس اهل الجنه » (1 ) , « وجهه كالقمر
الدري » (2 ) , كان وجهه الكوكب الدري » (3 ) .
و همينطور ساير مواردي كه مطلوب فطرت سليم است ,
نوع كامل و به عبارت بهتر كاملترين آنها , در وجود
صاحب الامر هست .
به عنوان مثال , درباره ي عدالت خواهي و روش
پسنديده ي حضرت در حكومت و... مي توان به رواياتي اشاره
نمود :
رسول خدا(ص ) فرمود : زمين را از عدالت پر مي كند تا
جايي كه مردم به فطرت اولي خود باز مي گردند , نه خوني به
ناحق ريخته مي شود و نه خوابيده اي را بيدار مي كنند . (4 )
ختم نموده است خداوندگار
در رخ تو صنعت صورتگري
معرفت راه رسيدن به محبت
محبت تابع معرفت و شناخت است و هرچه شناخت
بيشتر شود , محبت شديدتر خواهد بود . (5 )
راه ايجاد و تعميق محبت به ولي عصر(عج ) آن است كه
انسان به صاحب الزمان (عج ) به عنوان مطلوب كامل خويش
معرفت حاصل كند و ابعاد وجودش را بشناسد تا نهايتا به اين
باور برسد كه مصداق اكمل هر خيري در وجود حجت عصر
است .
اين شناخت و معرفت دو لايه و يا به تعبيري دو سطح
دارد.
معرفت در سطح عام كه همان جنبه ي عقيدتي است , يعني
شناخت امام مفترض الطاعه , و معرفت خاص كه شناخت امام
است , با لحاظ ويژگيها و توصيفاتي كه در عبارات معصومين و
ادعيه و زيارات در خصوص ايشان آمده است .
لذا شناخت امام و حجت هر زماني , همواره مورد تاكيد
بوده است . نظير : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته
الجاهليه » .
مشكل امت اسلام پس از پيامبر(ص ) , عدم معرفت به
حجت زمان خود بود. امام مجتبي (ع ) نيز از همين ناحيه ضربه
خورد و حادثه كربلا هم معلول همين امر بود. كما اينكه بسياري
از دشواريها و مسائل و مشكلات امروز جامعه ما هم مستقيما
از عدم شناخت ولي زمان نشات مي گيرد.
مفتاح و گره گشاي دشواريهاي ما در مسير ارتباط با امام
زمانمان و بهره مندي بيشتر از وجود ذي جود او , معرفت به او
است .
اگر بپذيريم كه اولا فطرتا انسان كمال جو است و ثانيا
وجود ولي عصر(عج ) كاملترين مطلوب , پس چرا محبوب
غالب افراد چيزي جز وجود نازنين امام زمان (عج ) است مگر
مي شود انسان خلاف فطرت و سرشت خويش عمل
كند
پاسخ در اين جمله نهفته است كه « به دليل نقص معرفت » .
در واقع اگر فردي مصداق واقعي آن كمالات و خيرات را
درست تشخيص ندهد , به كوي مهدي (عج ) راه نمي برد و به
دامان او عرض نياز نمي كند. مصاديق جايگزين را دنبال
مي كند. اگر معرفت به امام زياد شود , قطعا بر محبت به او نيز
افزوده مي شود تا جايي كه شخص , جز او را شايسته محبت
ورزيدن نمي داند , چشم را مي خواهد براي ديدن رخسار او ,
گوش را بخاطر شنيدن كلام او و جانش را براي نثار به پاي قدم
او.
باشناخت امام زمان (عج ) جان واله و شيداي ما , گمشده
خويش را يافته و به امن و امان و طمانينه مي رسد , آنگاه كه
معرفت به مولا حاصل شود , قدم جاي پاي او گذاشته مي شود
و كلام انسان همان خواهد شد كه مولاي محبوب مي پسندد و
عمل انسان آن خواهد شد كه مولاي محبوب مي خواهد و...
بزرگان گفته اند عشق آمدني است , آوردني نيست .
مرتضي نائيني
پاورقي :
1 ـ منتخب الاثر , ص .147
2 ـ معجم احاديث المهدي , ج 1 , ش .72
3 ـ منتخب الاثر , ص .185
4 ـ بحار , ج 52 , ص .290
5 ـ المحجه البيضا , 8 كتاب محبت و شوق .

|
اسلام و روابط بين الملل
|

محمدعلي تسخيري
دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
اسلام , كه خاتم اديان الهي و جامع نظامات فردي و
اجتماعي است , ديني است جهان شمول كه براي تحقق اهداف
زير براي همه انسانها از سوي خداوند متعال نازل شده است .
1 ـ گسترش توحيد و عبوديت حق متعال : « ولقد بعثنا في
كل امه رسولا ان اعبدواالله و اجتنبوا الطاغوت فمنهم من
هدي الله و منهم من حقت عليه الضلاله فسيروا في الارض
فانظروا كيف كان عاقبه المكذبين » (النحل : 36 )
2 ـ گسترس عدالت فردي و اجتماعي بين انسانها : « لقد
ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم
الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس
وليعلم الله من ينصره ورسله بالغيب ان الله قوي عزيز »
(الحديد : 25 )
3 ـ گسترش فضائل اخلاقي و ايجاد رافت و رحمت و صلح
و همزيستي در روابط بين انسانها. (يزكيهم و يعلمهم الكتاب و
الحكمه » و قال « ص » « انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق »
4 ـ رشد فكري , فرهنگي و شكوفايي استعدادهاي دروني
انسانها در تمامي زمينه هايي كه در فطرت بشر نهاده شده است .
« هوالذي بعث في الامين رسولا منهم يتلو عليهم آياته و
يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه و ان كانوا من قبل لفي
ضلال مبين » (الجمعه : 2 ) به تعبير حضرت امير(ع ) (ليثيروا
دفائن النفوس )
5 ـ آزاد ساختن انسانها از اسارت طاغوتهاي دروني و
بيروني . « ويضع عنهم اصرهم والاغلال التي كانت عليهم »
6 ـ ايجاد اتحاد و برادري بين انسانها و از ميان بردن
اختلافات « كان الناس امه واحده فبعث الله النبيين مبشرين و
منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
فيمااختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما
جاتهم البينات بغيا بينهم فهدي الله الذين آمنوا لما اختلفوا
فيه من الحق باذنه والله يهدي من يشا الي صراط مستقيم »
(البقره : 213 )
براي رسيدن به اهداف فوق , خداوند متعال نظامات
مختلف سياسي اجتماعي , فرهنگي , عبادي , تربيتي و اخلاقي
هماهنگ با فطرت انسانهارا تشريع و پي ريزي نموده و در كتاب
و سنت به وديعت نهاده و نيروي عقل و اجتهاد را نيز به
انسانها عطا كرده تا با بهره گيري از آن عرصه هاي مختلف
زندگي خويش را تحت يك رهبري و حكومت , مديريت
نمايند. و از آنجا كه اين دين خاتم اديان است و مبتني بر اشباع
نيازهاي فطري است , بنابر اين تا آخرالزمان همه انسانها در
همه كره خاكي بايد بدان متدين و براساس تعاليمش رفتار
نمايند.
اين جهانشمولي ويژگي مهمي است كه در آيات مختلف
قرآن و سخنان معصومين هم بارها به آن اشاره شده است .
« وان يكادالذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لماسمعوا الذكر
و يقولون انه لمجنون و ماهوالا ذكر للعالمين » (القلم : 51 )
« قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جمعيا الذي له
ملك السماوات والارض لا اله الاهو يحيي ويميت فامنوا بالله
و رسوله النبي الامي الذي يومن بالله و كلماته و اتبعوه لعلكم
تهتدون » (الاعراف : 158 )
اما واقعيت امروز جهان چيز ديگري است . هزار و
چهارصد سال پس از نزول قرآن از جمعيت نزديك به هفت
ميليارد نفر روي كره زمين حدود يك چهارم مسلمان هستند.
ساير انسانها يا به اديان ابراهيمي يهود و مسيحيت گرايش
دارند يا پيرو اديان غيرالهي موجود مثل بوديسم و هندوئيسم
هستند. انسانهاي بسياري هم به هيچ دين الهي يا غيرالهي
وابستگي نشان نمي دهند.
امت واحده اسلامي هم تكه تكه شده در محدوده هاي
جغرافيايي و سياسي مستقل از يكديگر با نظامهاي حكومتي
مختلف بسر مي برند. از اين روي الزامات مختلفي ايجاب
مي كند كه اين آئين مقدس براي تنظيم روابط سياسي اقتصادي
و بين المللي با واحدهاي مختلف سياسي دروني و بيروني
مجموعه عظيم امت اسلامي قوانين و دستورات حقوقي و
فقهي پيش بيني نمايد تاامت اسلامي در رفتارهاي سياسي و
حركت بين واقعيت هاي موجود و اهداف متعالي پيش روي , و
براساس اصول و مباني اسلامي راه توازن را پيش گيرد و راه
رسيدن به آرمانهاي مقدس الهي را هموار سازد.
هرچند اين قواعد و مباني حقوقي به طور دسته بندي شده
و از پيش تنظيم گشته در منابع اصلي دين عرضه نشده است اما
با تامل , تفكر در آيات شريفه قرآن و روايات وارده از پيامبر
اكرم (ص ) و ائمه معصومين همچنين از رفتارهاي سياسي ,
عهدنامه ها , پيمان ها , جنگ ها و برخوردهايي كه با ديگران
داشته اند مي توان آنها را استنباط نمود.
به طور كلي مجموعه هاي جغرافيايي ـ سياسي موجود در
جهان امروز را مي توان به صورت زير همچنان كه فقها تقسيم
كردند دسته بندي نمود.
اول ; دارالاسلام
همه سرزمينهايي كه تحت سيطره مسلمانها به سر مي برند
بدون در نظر گرفتن مرزهاي حغرافيايي , « دارالاسلام » هستند و
اصل آن است كه همه تحت يك پرچم , يك رهبري , يك قانون
با هويت واحد , عواطف مشترك و روابط برادرانه به سر برند.
زيرا همه متعلق به امت بزرگ اسلامي هستند ولي اين منظور
جامه عمل نپوشيده و تنها در سايه رهبري حضرت ولي عصر و
صاحب العمر والزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تحقق
خواهد يافت و ما از خداوند متعال مسئلت مي نمائيم كه از
ممهدان حكومت حضرتش باشيم و انقلاب مقدس اسلامي و
رهبري شايسته عبد صالح خدا حضرت آيت الله خامنه اي به
آن دولت بيدار متصل گردد.
ولي درحال حاضر كه نزديك به شصت واحد جغرافيايي ـ
سياسي جدا از هم مسلمانان را دربر گرفته رسالت دولتها بايد
براساس اصول زير باشد :
1 ـ تقدم مصالح امت بزرك اسلامي برمنافع ملي و قومي
كشورها. كه اين امر را ميتوان از متون گوناگون استفاده كرد.
2 ـ همكاري هاي سياسي , اقتصادي , فرهنگي و علمي
براساس مصالح و منافع مشترك . (وتعاونوا علي البروالتقوي
ولاتعاونوا علي الاثم والعدوان ).
3 ـ مسئوليت مشترك همه كشورها در برابر مشكلات و
بحرانهاي بوجود آمده در هر يك از اجزا امت اسلامي . (كلكم
راع و كلكم مسوول عن رعيته ).
4 ـ نزديك سازي نظامهاي سياسي و اقتصادي حاكم بر
كشورها. به علت وحدت احكام اسلامي .
5 ـ نزديك سازي قوانين و مقررات سياسي , اقتصادي و ...
براي رسيدن به يك قانون اساسي واحد. كه امت اسلامي را از
ديگر امم مشخص ميسازد « ان هذه امتكم امه واحده وانا ربكم
فاعبدون » .
6 ـ اتخاذ مواضع مشترك و پشتيباني مسئولانه از يكديگر
در مجامع بين المللي . از باب (تكافل و تعاضد).
7 ـ همبستگي و تكامل در زمينه هاي حقوقي , اقتصادي و
سياسي .
8 ـ ايجاد اتحاديه هاي سياسي , اقتصادي و ... در زمينه هاي
مختلف بازرگاني , بانكداري , نظامي و امنيتي .
9 ـ تلاش جهت تامين نيازهاي صنعتي , كشاورزي و
اقتصادي يكديگر جهت قطع وابستگي به كفار.
10 ـ ايجاد نهادها و سازمانهاي منطقه اي و فرامليتي در
امور فرهنگي , آموزشي و خيريه .
11 ـ تاكيد بر آرمانهاي مشترك و عواطف برادرانه اسلامي
و تقريب بين مذاهب در نظام تربيتي و كتب درسي مدارس و
دانشگاهها و در تبليغات رسانه اي .
12 ـ و بالاخره تلاش و حركت آگاهانه براي رسيدن به
وحدت كامل .
اصل يازدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز كه
برگرفته از فقه مترقي اسلام است مي گويد :
به حكم آيه كريمه « ان هذه امتكم امه واحده و اناربكم
فاعبدون » همه مسلمانان يك امت اند و دولت جمهوري
اسلامي ايران موظف است سياست كلي خود را برپايه ائتلاف
و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آورد تا
وحدت سياسي , اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق
بخشد.
پرواضح است كه كشورها و ملتهاي اسلامي و رهبران
فكري و سياسي آنان در راه دستيابي به اهداف فوق بايد
هوشيارانه عمل كرده متوجه كيد دشمنان و تفرقه افكني آنان
بوده هرگونه حركت انحرافي و بدخواهانه را خنثي ساخته و در
دام افراط و تفريط كه موجب مشوه شدن چهره اسلام ناب
محمدي مي شود , گرفتار نشوند.
دوم ; دارالعهد والامان
دارالعهد به كشورهاي غيرمسلمان گفته مي شود كه با
مسلمانان ترك مخاصمه يا روابط دوستانه و قراردادها و
همكاريهاي مشترك دارند. كه همه كشورهاي جهان ـ به جز
كشورهاي درحال جنگ با مسلمانها ـ را در برميگيرد قرآن كريم
رابطه دوستانه , حسن همجواري و همكاري با غيرمسلمانان را
در راه رسيدن به اهداف انساني و تامين نيازهاي مادي و
معنوي بلامانع اعلام فرموده :
« لاينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين ولم
يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب
المقسطين » (الممتحنه : 8 )
« الا الذين يصلون الي قوم بينكم و بينهم ميثاق اوجاوكم
حصرت صدورهم ان يقاتلوكم اويقاتلو قومهم ولوشاالله
لسلطهم عليكم فلقاتلوكم فان اعتزلوكم فلم يقاتلوكم والقوا
اليكم السلم فما جعل الله لكم عليهم سبيلا(النسا :
90 )
« الاالذين عاهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئا ولم
يظاهرو عليكم احدا فاتموا اليهم عهدهم الي مدتهم ان الله
يحب المتقين (التوبه : 4 )
« قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سوا بيننا و بينكم الا
نعبدالاالله و لانشرك به شيئا و لايتخذ بعضنا بعضا اربابا من
دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون » (آل عمران :
64 )
و براي حفظ عزت و سربلندي مسلمانان و دور ساختن
آنان از خطرات احتمالي اصول و قواعدي راتشريع فرموده كه
تنظيم كننده روابط متقابل مسلمانان با غير مسلمانان است . اهم
اين اصول حاكم عبارتند از :
1 ـ نفي سبيل يا عدم سلطه سياسي , اقتصادي و فرهنگي كفار
بر مسلمانان :

(ولن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا)
2 ـ تلاش در جهت الگو شدن مسلمانان و جهان اسلام براي
همه مردم دنيا :
(وكذلك جعلناكم امه وسطالتكونوا شهدا علي الناس و
يكون الرسول عليكم شهيدا)
3 ـ تعامل و همكاري بر اساس اصول اعتقادي و عملي
مشترك :
(قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سوا بيننا و بينكم
الانعبدالاالله ولا نشرك به شيئا و لايتخذ بعضنا بعضا اربابا من
دون الله فان تولو فقولوا اشهدوا بانا مسلمون )
4 ـ عدالت و حمايت از مستضعفين :
(و مالكم لاتقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال و
النسا والولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم
اهلها واجعل لنا من لدنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا)
(يا ايهاالذين امنوا كونوا قوامين لله شهدا بالقسط ولايجرمنكم
شنان قوم علي الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي واتقواالله
ان الله خبير بما تعملون )
5 ـ احترام به قراردادهاي بين المللي ووفاي به
پيمانها :
(الاالذين عاهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئا و لم
يظاهروا عليكم احدا فاتموا اليهم عهدهم الي مدتهم ان الله
يحب المتقين )
(ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب ولكن البر
من امن بالله واليوم الاخر والملائكه والكتاب و النبين
وآتي المال علي حبه ذوي القربي واليتامي والمساكين
وابن السبيل والسائلين و في الرقاب واقام الصلاه و آتي الزكاه
والموفون بعهدهم اذ عاهدوا و الصابرين في الباسا والضرا
وحين الباس اولئك صدقو و اولئك هم المتقون )
6 ـ آگاهي و شفافيت : (قل هذه سبيلي ادعو الي الله انا و من
اتبعني )
7 ـ مقابله به مثل با ترجيح جنبه گذشت :
(الشهرالحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدي
عليكم فاعتدوا عليه بمثل مااعتدي عليكم واتقواالله واعلمو
ان الله مع المتقين )
و (واما تخافن من قوم خيانه فانبذ الهيم علي سوا ان الله
لايحب الخائنين .
8 ـ صلح طلبي :
(وان جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل علي اله انه
هوالمسيع العليم )
در فصل دهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است :
اين اصول و ارزشها مبناي سياست خارجي جمهوري
اسلامي ايران قرار گرفته و به تفصيل مورد استناد واقع شده
است .
در اينجا مناسب است به دو عنوان فرعي كه امروز مورد
ابتلاي بسيار در جوامع اسلامي است اشاره اي مختصر
بنمائيم .
اول ـ « امان » يا « ذمام » براي غيرمسلماناني كه در جامعه
اسلامي زندگي مي كنند مثل مسيحيان و يهوديان و زرتشتيان
كه به آنها اهل كتاب گفته مي شود.
همزيستي اين گروهها با مسلمانان و در جوامع اسلامي
تابع قانوني است كه به آن « قرارداد ذمه » گفته مي شود و به
مشمولين آن « اهل ذمه » مي گويند فقهاي اسلامي از شيعه و
سني در كتابهاي فقهي خويش احكام خاصي را براي
« اهل الذمه » بيان كرده اند كه در كتب فقهي آمده است و در اين
مختصر نمي گنجد.
در اصل چهاردهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده
است :
به حكم آيه شريفه (لاينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم
في الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوااليهم
ان الله يحب المقسطين ) دولت جمهوري اسلامي ايران و
مسلمانان موظفند نسبت به افراد غيرمسلمان بااخلاق حسنه و
قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را
رعايت كنند.اين اصل در حق كساني اعتبار دارد كه برضد
اسلام و جمهوري اسلام ايران توطئه و اقدام نكنند.
دوم , اقليتهاي مسلمان در جوامع غيراسلامي اقليتهاي
مسلمان در جوامع غيراسلامي هم امروزه از موضوعات بسيار
مهم است .
حدود چهارصد ميليون مسلمان يعني يك چهارم جمعيت
مسلمان جهان در كشورهاي غيراسلامي زندگي مي كنند.اينها
هم داراي حقوق اسلامي و انساني هستند كه بر اساس
كنوانسيونهاي بين المللي به آنان تعلق مي گيرد و بايد براي
استيفاي آن تلاش كنند وامت اسلامي و سازمانهاي بين المللي
اسلامي مثل سازمان كنفرانس اسلامي هم بايد به حمايت و
پشتيباني اين اقليتها بشتابند و نيز داراي وظايفي هستند كه
براساس فقه مترقي اسلامي بر عهده آنان است كه بايد به آن
پايبند باشند.
حفظ هويت اسلامي . آموزش وپرورش خود و فرزندان بر
اساس تعاليم اسلام , بناي مسجد و بناهاي مذهبي , انجام
فرائض ديني , مشاركت فعال در سرنوشت سياسي , اقتصادي و
فرهنگي جامعه , حفظ شعائر اسلامي , رعايت حرمت زنان
مسلمان و تلاش براي ارتقاي وضعيت و موقعيت اجتماعي و
فرهنگي و... از جمله حقوق آنها و رعايت قوانين و مقررات
كشوري كه در آن زندگي مي كنند , وفاي به عهد و پيمان , حسن
رابطه با غير مسلمانان , اخلال نكردن در وضعيت اجتماعي و...
جزو وظايف آنها است كه بايد مورد عمل قرار گيرد.
سوم , دارالحرب به يك تعبير همه سرزمينهايي كه جمعيت
آنهااز كفار هستند و حكومت هايي كه بر آنان سلطه دارند با
جهان اسلام در جنگ هستند « دارالحرب » ناميده مي شوند.
امروز به طور عملي جهاد به كفاري منحصر مي شودكه با
مسلمانان از سرخصومت و جنگ برآيند و به سرزمينهاي
مسلمان تجاوز نمايند كه در اين صورت دفاع يا جهاد دفاعي بر
مسلمانان واجب مي شود. در جنگ با دارالحرب قواعد زير
حاكم است .
1 ـ رعايت ضوابط و مقررات انساني و پيمانهاي بين المللي در
جنگ
2 ـ تاكيد بر عنصر دعوت و روشنگري قبل از شروع به جنگ .
3 ـ عدم تعرض به زنان , كودكان , سالخوردگان , بيماران و
كساني كه توانايي جنگيدن ندارند.
4 ـ عدم استفاده از وسايل كشتار جمعي .
5 ـ آتش نزدن خانه ها , كشتزارها و باغها و درختان دشمن .
6 ـ شبيخون نزدن به دشمن مگر در حال اضطرار .
7 ـ عدم استفاده از سلاحهاي شيميايي وميكروبي
8 ـ باز نكردن سدها به روي دشمن
9 ـ حرمت كشتن اسيران جنگي
10 ـ معالجه زخمي هايي كه اسير مي شوند
11 ـ رعايت كرامت انساني اسيراني كه داراي منزلت ويژه اي
هستند.
12 ـ تهيه لباس , آب و غذا براي اسيران جنگي
13 ـ اسيران را در آفتاب نگاه نداشتن .
14 ـ پذيرش پيشنهاد دشمن مبني بر صلح يا آتش بس در
صورتي كه از روي مكر و فريب نباشد.
پيامبر اكرم صلوات الله و سلامه عليه هرگاه سپاهي را براي
جنگ با دشمن اعزام مي كرد به آنها مي فرمود : « سيروا باسم الله
وبالله وفي سبيل الله وعلي مله رسول الله ... لاتغلوا و لاتمثلوا و
لاتغدروا و لاتقتلو شيخا فانيا ولاصبيا ولا امراه ولاتقطعوا
شجرا الا ان تضطروا اليها و ايما رجل من ادني المسلمين او
افضلهم نظرالي رجل من المشركين فهو جارحتي يسمع كلام الله
فان تبعكم فاخوكم في الدين و ان ابافبلغوه مامنه واستعينوابالله
عليه .
و مولا امير مومنان علي ابن طالب به لشكريان خود دستور
مي داد :
... و لاتمثلوابقتيل واذا وصلتم الي رجال القوم فلا تهتكو
ستراو لاتكشفوا عوره و لاتدخلوا دارا و لاتاخذوا شيئا من
اموالهم الا ما وجدتم في عسكرهم فلا تهيجوا امراه باذي و ان
شتمن اعراضكم و سببن امراكم و صلحاكم . »

|
| |