تاريخ زندگي انساني در سرزميني كه ما امروزه آنرا فلسطين مي ناميم به
بيش از 500 هزار سال قبل برگردد . بخاطر موقعيت جغرافيايي اين منطقه كه
بين آفريقا و آسيا و همچنين در حاشيه اروپا قرار گرفته همواره اقوام مختلفي
در آن سكونت يافته و يا از آن مهاجرت نموده اند كه همين مسئله تاريخ آنرا
با پيچيدگي مواجه ساخته است . يافتن دقيق تاريخ اولين انسانهايي كه در
اين سرزمين مي زيسته اند مساله اي است كه در باب آن اختلافات بسياري
وجود دارد. در عين حال به چند دوره تاريخي آن در ذيل اشاره مي شود :
عصر حجر (600,000 تا 4000 سال قبل از ميلاد :
كشف اسكلتهاي انساني متعلق به اين عصر نشانگر وجود حيات دراين
سرزمين بوده است . مردماني در كنار رودخانه ها و درياچه ها مي زيسته اند. در
آن زمان كه اروپا دچار عصر يخبندان بوده اين سرزمين دوره خشك و
مرطوبي را پشت سر مي گذاشته است . چادر نشينان به تدريج در اين سرزمين
سكني گزيدند و با رام كردن حيوانات و كشت و زرع غلات , شيوه هاي
جديدي از زندگي را توسعه دادند. بدين ترتيب در اين سرزمين مهارتهاي
جديد و سازمانهاي اجتماعي شكل گرفتند.
عصر مس و برنز(از 4000 تا 1200 سال قبل از ميلاد) :
به تدريج دهكده هايي در نزديكي رودخانه ها بوجود آمد و جاي
اردوهاي موقت را گرفت . در مصر و ناحيه اي واقع در بين دو رودخانه
بين النهرين كه امروزه عراق قسمتي از آن را تشكيل مي دهد امپراطوريهايي پا
گرفتند. در حاليكه سرزميني كه آن را كنعان مي ناميدند همچنان يك سرزميني
پراكنده و بي سروته باقي ماند . در حدود 1800 قبل از ميلاد حضرت ابراهيم
گروهي از چادرنشينان را از ناحيه بين دو رودخانه بين النهرين به كوههاي
كنعان هدايت كرد . (1 )
در دوره كنعانيان در حدود 1805 حضرت ابراهيم (ع ) كه احتمالا از
عربهاي « اموري » موسس دولت بابلي در عراق بود به بلاد شام مهاجرت كرد
و پس از مدتي در « شكيم » نابلس در فلسطين مستقر شد و چندي نكشيد كه
به بئرسبع آمد . در حدود سال 1794 قبل از ميلاد , حضرت ابراهيم (ع )
صاحب فرزندي بنام اسماعيل شد.اسماعيل جد اعراب عدناني است و كسي
است كه فلسطين و پيامبر (كه به عدنيان نسب مي برد) و مسلمانان را به
يكديگر پيوند داد . زيرا با كمك پدرش كعبه شريف را بنا كرد . حدود 14 سال
پس از تولد اسماعيل (ع ) حضرت ابراهيم از زن اولش سارا صاحب فرزند
دومي بنام اسحاق شد.اسحاق بعدها پدر يعقوب (ع ) شد كه به « اسرائيل »
ملقب گرديد و اين لقب بر تمام اعقاب او اطلاق شد... يعقوب و پسرانش كه
بيش از ده نفر شده بودند در حدود سال 1656 قبل از ميلاد به سبب قحطي
از فلسطين به مصر مهاجرت كردند. در مصر فراغنه آنها را به بردگي گرفتند و
آنها پس از اقامتي طولاني به سركردگي حضرت موسي (ع ) ناگزير مصر را
ترك كردند و به فلسطين آمدند(2 ) موسي (ع ) نتوانست مهاجرين
بني اسرائيل را به اين سرزمين برساند و ليكن با راهنمايي يوشع مابقي
بني اسرائيل به اين سرزمين آمدند. تقريبا اين امر مسلمي است كه مهاجرين
بني اسرائيل تمام اين سرزمين را فتح نكردند بلكه تنها پاره اي از مناطق
كوهستاني را از دست كنعانيان گرفتند. در حاليكه فلسطينيان قديم « كرت »
و دشت ساحلي را در تسخير خود داشتند . Crete
عصر آهن (1200 تا 586 ق . م )
فلسطينيان و كنعانيان استفاده از آهن را توسعه داده و بيشتر اين سرزمين
را در كنترل خود درآوردند.اين عمل فلسطيني ها و كنعانيان , بني اسرائيل را
مجبور ساخت تا سيستم قبيله اي بدون انسجام خود را به يك پادشاهي
متمركز تبديل نمايند.اولين پادشاه آنها « شائول » بوده است كه پايتخت خود
قرار داد . دوران حكومت وي تقريبا از 1023 تا 1004 قبل از Ceva را در
ميلاد بود.
پسرش حضرت داود كه وي را به فرزندي پذيرفته بود جانشين وي
گرديد . وي تقريبا از 1004 تا 965 قبل از ميلاد حكومت را برعهده داشت .
حضرت داود بيت المقدس را تسخير نمود و ضمن پايتخت قراردادن آن
را در آن قرار داد كه معتقد بودند Arkof the convenant صندوقي موسوم به
اين صندوق حاوي چندين لوح است كه ده فرمان موسي بر آن نوشته شده
است . سپس تقريبا از 965 تا 928 قبل از ميلاد حضرت سليمان موفقيتهاي
پدرش را اساس پيشرفت خود قرار داد. وي بخاطر مهارتهاي ادبي خود
مورد توجه قرار گرفت . دوره پادشاهي حضرت سليمان اغلب به عنوان عصر
طلايي اسرائيل مطرح مي شود كه تقريبا در سال 950 قبل از ميلاد اولين
معبد در بيت المقدس (هيكل اول ) ساخته شد.
بعد از مرگ حضرت سليمان پادشاهي به دو گروه يعني « اسرائيل »
و « يهودا » تقسيم شد.
در حدود سال 721 قبل از ميلاد آشوريان (امروزه در كردستان در شمال
عراق زندگي مي كنند) اسرائيل را مورد تجاوز قرار داده و آن را تسخير
نمودند. در نتيجه اين تهاجم اسرائيلي ها پراكنده شدند و به ده قبيله گمنام
تبديل گشتند . حدود سال 586 قبل از ميلاد نيز بابليان يهودا را تسخير
نموده و بيت المقدس را با اولين معبد آن ويران نمودند . (3 )
عهد ايرانيان :
قوم يهودا به بابل تبعيد وليكن در سال 538 قبل از ميلاد سيروس
(كورش ) پادشاه ايران كه سال قبلش بابل را فتح كرده بود به آنها اجازه داد به
موطن خود برگردند. در يك مراسم مذهبي بيت المقدس و معبد آن (هيكل
دوم ) از نو ساخته شد(كتاب عهد عتيق زكريا به تصورات بازسازي پرداخته
است .همچنين عزيز و نحيما به بازسازي بيت المقدس و معبد آن
پرداخته اند) . (4 )
دوران هلنيستيك :
با شكست امپراطوري ايران بدست اسكندر و مرگ زودهنگام
وي .امپراطوري اسكندر بين فرماندهانش تقسيم شد و سلوكوس كنترل
سرزمين فلسطين را بدست گرفت . از زمان تبعيد يهوديان , كاهنان اعظم
بسياري از وظايفي را كه در گذشته به عهده پادشاهان بود دارا
شدند.سلوكي ها براي تضمين سلطه خود مي بايست اين قدرت كاهن اعظم را
نيز تحت كنترل خود درمي آورند وليكن گسترش نفوذ آنها بر مذهب زاينده
Maccabean شورشي بود كه در سال 167 قبل از ميلاد آنرا برادران مكابيان
در زمان حكومت آنتيوكوس چهارم نموده بودند. مكابيان سلسله هايمونيان
را به راه انداخته و سلطه يهود را بر تمام فلسطين و بلنديهاي جولان و
ساحل شرقي گسترش دادند. اين دوره را نيز دوره طلايي ديگر يهوديان
مي دانند كه شايد بتوان آنرا با امپراطوري داود نبي و سليمان قابل قياس
دانست . (5 )
دوره روم (63 ق . م تا 324 ب . م ) :
فلسطين به يك قلمرو دولت روم تبديل شد چرا كه درگيريهاي داخلي
قدرت اين سرزمين را تضعيف ساخته و از اينرو كارايي آن به عنوان حايل
بين روم و دشمنان روم كاهش يافت و ليكن اداره اين منطقه از طرف دولت
روم به « هيروديس » كبير واگذار شد ولي با مرگ هيروديس و بي كفايتي
پسرش دولت روم , خود كنترل اين سرزمين را بدست گرفت . دوره تصدي
عيسي بضراني (27 تا 30 ميلادي ) عامل مهمي در بوجود آمدن يك شورش
مذهبي و سياسي شديد گرديد . اين شورش تقريبا در سال 66 ميلادي به
اولين انقلاب منتهي شد . بعد از محاصره طولاني بيت المقدس در سال 70
ميلادي « تيتوس » فرمانده رومي از سد ديوار شهر گذشت و پس از فتح معبد
آنرا ويران ساخت . با ويران ساختن اين معبد انجام مراسم نيايش و قرباني
براي يهوديان غيرممكن گرديد بنابر اين تئوري جديد « جامعه يهوديها تنها
با تبعيت از يك قانون مشترك مي توانند همچنان با يكديگر منسجم باقي
بمانند » را ارائه نمودند و به اين ترتيب « ربيع يوحنان بن زكي » مجمع قضايي
عالي به نام « سن هدرين » (شوراي عالي مذهبي اسرائيل در اورشليم قديم كه
مركب از 71 عضو بوده و در كليه امور مذهبي و جنايي و مدني صلاحيت
قضايي داشته اند)را مجددا در « يالين » تاسيس نمود. در چند قرن بعدي تمام
قوانين شفاهي مربوط به زندگي يهود توسط گروهي در مجموعه اي بنام
« تلمود » جمع آورش شد(مجموعه قوانين شرعي و عرفي ) , بدنبال ويران
ساختن معبد بسياري از يهوديان به بردگي فروخته شده و يا به كشورهاي
خارجي در سرتاسر جهان تبعيد شدند. ولي بيت المقدس همچنان به عنوان
مركز فلسطين باقي ماند. اما امپراطوري « هادريان » تصميم گرفت اين شهر را
بطور كامل ويران نمايد. زيرا اين شهر مركز توجه آرزوها و آرمانها
ناسيوناليستي تازه اي قرار گرفته بود. اين ويران سازي منجر به قيام ديگري
Bar Kochba گرديد (از سال 132 تا 135 م ) رهبري اين قيام را « باركوخبا »
به عهده داشته است . وي براي مدت كمي حكومت كرد ولي رومي ها بالاخره
را به روي ويرانه هاي شهر Aelia Capitolina توانستند وي را شكست داده و
بيت المقدس ساختند. از ورود يهوديان به شهر جديد ممانعت به عمل آمد و
نقل مكان Golan و بلنديهاي جولان Galilee آنها به منطقه « جليل »
كردند . (6 )
دوره بيزانس (324 تا 640 م ) :
در سال 330 ميلادي امپراطوري كنستانتين با گرويدن به كيش جديد ,
مسيحيت را به رسميت شناخت و آنرا حمايت نمود و به تبع آن برخي از
مكانها كه به دوران حيات حضرت عيسي مسيح مربوط مي شد را تقديس
كرد. همين سياستها عامل توجه مردم به اين مكانها و جذب زائران زيادي به
اين سرزمين مقدس شد و با ورود آنها پيشرفت عظيمي حاصل شد مثل
كليساها , صومعه هاي متعدد و توسعه شهري , بدين ترتيب وسعت
بيت المقدس گسترش يافت و به همان اندازه اي رسيد كه در حكومت
« هيروديس كبير » بوده است . از ديگر اتفاقات مهم اين دوره قيام سامريها در
سال 529 ميلادي و ديگر تهاجم ايرانيان به اين سرزمين و چپاول و غارت
بيت المقدس در سال 614 ميلادي مي باشد . (7 )
دوره اعراب بدوي نخستين (640 تا 1099 ميلادي ) :
فلسطين از هفتصد سال قبل از ورود مسلمين بعنوان جزئي از منطقه شام
زير سلطه حكومت روميان بوده و در زمان طلوع اسلام در اثر محاربات پي
در پي كه بين روم و ايران درمي گرفت وضع بسيار آشفته و متزلزلي داشت .
مسلمين با نشاط و تازه نفس به آساني اين سرزمين را از دست روميان
گرفتند. پيغمبر اكرم (ص ) در اواخر عمر خود لشكري به رياست « اسامه
بن زيد » براي فتح شام تهيه ديد ولي قبل از آنكه لشكر حركت كند حضرت
وفات نمودند سپس ابوبكر به اين منظور لشكري اعزام نمود و به آنها دستور
داد « از جنايت و تندروي اجتناب كنيد , نبايد بچه ها و پيرمردان و زنان را
بكشيد , اعضاي بدن كسي را قطع نكنيد , درختان را نبريد و نسوزانيد ,
حيوانات را بي جهت نكشيد » اين لشكر قسمت هاي جنوب شامات را گرفتند
و بعد قسمتهاي شمالي هم جز متصرفات اسلامي درآمد . (8 )
جنگهاي صليبي (1099 تا 1291 ميلادي ) :
صليبيون در پانزدهم ژوئن 1099 ميلادي بيت المقدس را اشغال نمودند
و تمام ساكنان مسلمان آن را قتل عام نمودند.
دوره مملوكها (1291 تا 1517 ميلادي ) :
از آنجائي كه مملوكها در مصر مشغول مبارزه براي كسب قدرت و دفاع
از سوريه در مقابل مغولها بودند. فلسطين با ركود و عقب ماندگي مواجه
گشت و مناطق مسكوني يهوديان از نو ساخته شد . (9 )
دوره عثمانيان (1517 تا 1918 ميلادي ) :
تركهاي عثماني در سال 1517 به رهبري سلطان سليم اول توانستند در
جنگي عليه مملوكيان به پيروزي برسند و در سال 1453 قسطنطنيه را اشغال
كنند. آنها مصر را به فلسطين متصل كردند تا امپراطوري خود را در آفريقا
گسترش دهند. سلطان دوم عثماني به نام « سليمان والامقام » به خاطر ساخت
مجدد ديوارهاي شهر بيت المقدس از وجهه خوبي برخوردار است . ولي در
دوره پادشاهان بعدي امپراطوري عثماني نشانه هايي از ضعف وسستي را از
خود نشان داد . در سال 1838 اولين كنسولگري انگليس در بيت المقدس
افتتاح شد و به مدافع يهوديان و دروزيها در سوريه و فلسطين تبديل شد.
در سال 1893 « سر موسي مونت فيور » يهودي در لندن پيشنهادي مبني
بر تشكيل كشور اسرائيل ارائه داد كه بسياري از مسيحيان ذي نفوذ از
پيشنهادهاي وي حمايت كردند . در سال 1878 گروهي از يهوديان بومي
بيت المقدس اولين مستعمره يهوديان را تشكيل دادند و گروهي از يهوديان
روسيه در سال 1882 به فلسطين مهاجرت نمودند . (10 )
حكومت قيمومت انگليس (1919 تا 1948 ميلادي ) :
از جمله اتفاقات اين دوره مي توان به موارد ذيل اشاره كرد : بيانه پالفور ,
ملاقاتهاي حيم وايزمن و اميرفيصل در كنفرانس صلح پاريس , سومين موج
مهاجرت كه بين سالهاي 1919 تا 1928 جمعيت يهوديان فلسطين را
تقريبا به سه برابر رساند و تشكيل تشكلهاي يهودي موسوم به « جنبش
پيشروان » در سال 1923 , هيستادروت , اتحاديه جهاني كارگران يهود
وهاگانا , همچنين چهارمين موج مهاجرت طي 1924 تا 1928 ميلادي
مي باشد. همچنين تهاجم به منطقه اي در شرق رودخانه اردن توسط
اميرفيصل , استقلال اردن هاشمي در سال 1946 , قتل عام حبرون در سال
1929 توسط افراطيون يهودي , پنجمين موج مهاجرت در سال 1933 ,
اتخاذ برنامه « بيلت مور « در سال 1942 توسط كنفرانس صهيونيستهاي
آمريكا.
تجريه و پايان حكومت قيمومت انگليس و جنگ اعراب و اسرائيل :
بعد از پايان جنگ دوم جهاني فلسطين تنها منطقه اي بود كه انگليس
همچنان در آن درگير مبارزه مسلحانه بوده است .انگليس از سازمان ملل در
خواست كرد كه مجمع عمومي با تشكيل يك جلسه ويژه در مورد آينده
فلسطين تصميم بگيرد . از 28 آوريل تا 15 مه 1947 سازمان ملل متحد
جلسات متعددي را براي رسيدگي به مساله فلسطين برگزار كرد بنا به تصميم
گرفت كميته اي بنام كميته مخصوص ملل متحده فلسطين تشكيل شود. بنا به
و توصيه گروه , اكثريت اعضاي كميته سازمان ملل متحد در 29 نوامبر
1948 راي به تقسيم سياسي و وحدت اقتصادي فلسطين داد . طبق نظريه
مزبور كشور فلسطين به دو منطقه عرب و يهود تقسيم مي شد كه شهر
اورشليم (بيت المقدس ) به هيچ يك از مناطق تعلق نداشت و تحت اداره
سرپرستي شوراي قيموميت سازمان ملل متحد قرار مي گرفت . (11 ) به اين
ترتيب اولين گام سازمان ملل متحد در سال 1947 با صدور قطعنامه 181
برداشته شد . (12 )
كميته فوق توانست طرح نظام ويژه بيت المقدس را آماده كند و آنرا در
تاريخ 1948,4,21 به شوراي عمومي سازمان ملل متحد تقديم كرده و
خواستار رهنمودهاي سازمان ملل براي به رسميت شناختن آن به شكل
نهايي گرديد و بر ضرورت منصوب ساختن يك حاكم و زمامدار براي شهر
تاكيد كرد . (13 ) مقارن با اين اوضاع در سال 1948 , جنگهاي خونيني بين
مسلمانان و يهوديان در گرفت كه دست كم 2500 نفر كشته داشت .
در پانزدهم مه 1948 آخرين نيروهاي اشغالگر انگليس فلسطين را ترك
كردند و بدين طريق به حكومت قيموميت اين كشور خاتمه دادند. روز قبل از
ترك آخرين نيروهاي انگليسي بن گوريون اولين نخست وزير دولت يهود
اسرائيل اعلام استقلال كرد و بلافاصله عملياتهاي خشونت بار عليه
فلسطينيها افزايش يافت . پيش از اين نيروهايي از مصر , اردن , عراق , لبنان ,
سوريه و عربستان سعودي در منطقه نفوذ كردند و بدين ترتيب اولين جنگ
بين اعراب و اسرائيل آغاز شد . در پايان ماه مه 1949 يك آتش بس با ابتكار
سازمان ملل متحد به اجرا گذاشته شد. در اين زمان نيروهاي اسرائيل
قسمت عمده فلسطين از جمله مقداري از ناحيه اي كه براي كشور عرب در
نظر گرفته شده بود و همچنين غرب بيت المقدس را در كنترل خود داشتند.
نوار غزه به اشغال نيروهاي مصري درآمده بود و مابقي منطقه از جمله شرق
بيت المقدس و شهر قديمي بيت المقدس نيز به اشغال نيروهاي اردن درآمد.
بايد به اين مساله توجه داشت كه در اين زمان اردن در سازمان ملل عضويت
نداشته است در اين زمان سازمان ملل متحد اسرائيل را به عنوان يك كشور
به رسميت شناخت ولي كشورهاي عرب و چندين كشور ديگر استقلال
اسرائيل را به رسميت نشناختند حتي بيشتر كشورها با اعلام بيت المقدس به
عنوان پايتخت كشور مستقل اسرائيل مخالفت كردند و از مستقر شدن
سفارتخانه هاي خود در اين شهر امتناع ورزيدند.
شوراي عمومي سازمان ملل در آن زمان سرگرم تصويب طرح آتش بس و
مشغول بررسي به رسميت شناختن اعلام آرامش به منظور متوقف ساختن
جنگ در بيت المقدس بود و نتوانست طرح نظام بين المللي بيت المقدس را
مورد تصويب قرار دهد.
از اين رو شوراي امنيت به دولت قيموميت انگلستان توصيه نمود
استاندار بي طرفي براي اداره بيت المقدس منصوب نمايد بدين ترتيب يك
آمريكايي بنام « هارولد ايفانز » براي اين ماموريت برگزيده شد. وي زمانيكه
از دستيابي به يك راه حل مسالمت آميز بين دو طرف شكست خورد اين
منصب را رها كرده و جاي خود را به « كنت برنادت » كه يك ميانجي
بين المللي بود داد . (14 ) انعكاس جنگ بين اعراب و اسرائيل در دنيا شدت
گرفت . شوراي امنيت سازمان ملل در هشتم مه 1948 « كنت فولكه برنادت »
رئيس صليب سرخ سوئد را مامور وساطت بين طرفين نمود كه با پافشاري و
كوشش زياد جنگ را براي مدتي متوقف ساخت . برنادت در تاريخ
1948,7,8 پيشنهادهايي براي پيشگيري از تضييع حق اعراب به سازمان
ملل ارائه نمود . (15 ) كه در آن آمده بود : « شهر بيت المقدس در منطقه عربي
واقع شده است و هر گونه تلاش براي جدا كردن سياسي يالله (16 ) به همين
خاطر وي روز بعد توسط تروريستهاي صيهونيست به قتل رسيد.و دكتر
« رالف جانتن پانچ » آمريكايي به جاي وي منصوب گرديد . (17 )
وي موفق شد آرامشي را ميان دو طرف در شهر بيت المقدس بوجود
آورد و كشورهاي عربي با اين امر در فضاي ناشي از بوجود آمدن كميته آشتي
كه درپي مصوبه شماره 194 مورخ 1948,12,11 بوجود آمده بود موافقت
نمودند. از وظايف اين كميته پي ريزي يك نظام بين المللي دائمي در شهر
بيت المقدس بعد از موافقت كشورهاي عربي با پاسداري از وحدت شهر بود
در حاليكه موضعگيري يهوديان برپايه قبول وضعيت موجود بود. چرا كه در
آن زمان بر بخش اعظم شهر سيطره داشتند. يهوديان بر اين نكته تاكيد
مي كردند كه نظام بين المللي تنها در مورد اماكن مقدسه شهر در بخش
باستاني تحت كنترل ارتش اردن اجرا گردد.
شوراي عمومي سازمان ملل بار ديگر بر مضموني تاكيد ورزيد كه در دو
قطعنامه 181 و194 و قطعنامه 303 وارد شده بود و از اين رو از كميته
مزبور خواست تا كار تهيه و تنظيم نظام مذكور را دنبال كرده و موضوع
حذف بندهاي غيرقابل اجرا را در نظر بگيرد و از تاثيرپذيري از هرگونه
سياست و اقدامات دولتهاي ذيربط كه در جهت منصرف كردن كميته از
اعلام موافقت با نظام اساسي بيت المقدس و اجراي آن تلاش مي كنند
خودداري كند.
اسرائيل در 49,5,14 با پيمان « لوزان » موافقت كرد . در همين حين در
اين پيمان موارد ذيل منظور شده است :
1 ـ تقسيم فلسطين و حدود و ثغور آن
2 ـ بين المللي كردن بيت المقدس
3 ـ حق بازگشت و يا گرفتن خسارت
كميته مزبور در تاريخ 1950,4,4 با نظام اساسي موافقت نمود و آنرا
تصويب كرد.به علت عدم امكان اجراي اين نظام كه از مخالفت اردن و
اسرائيل با بين المللي كردن بيت المقدس ناشي مي شد. شوراي سرپرستي
موضوع بررسي و تصميم گيري در مورد نظام بين المللي در بيت المقدس به
سازمان ملل متحد محول كرد.در پي اين اقدام تلاشهاي چندي براي ايجاد
اصلاحات در چارچوب بين المللي كردن بيت المقدس صورت گرفت ولي
هيچيك از اين تلاشها نتوانست موافقت شوراي امنيت را بخود جلب كند.
قطعنامه هاي سازمان ملل موارد تجاوز رژيم صهيونيستي را نسبت به
اوضاع قانوني بيت المقدس از طريق تاكيد در قطعنامه هاي پي در پي خود بر
موارد زير در نظر گرفت :
الف ـ عدم قانوني بودن اشغال بيت المقدس و ضميمه نمودن آن
ب ـ درخواست از اسرائيل براي ترك گفتن بيت المقدس
ج ـ تاكيد بر بطلان كليه اقدامات قانونگذارانه و اداري و اسكاني و خريد و
فروش كه اسرائيل به هدف تغيير در اوضاع بيت المقدس انجام داده بود.
درخواست عضويت رژيم صهيونيستي در سازمان ملل متحد مشروط به
احترام اسرائيل به منشور سازمان ملل متحد و بمورد اجرا درآوردن تقسيم
فلسطين در قطعنامه هاي 181 و قطعنامه 194 در مورد حق بازگشت كه مورد
پذيرش قرار گرفت . (18 )
بعد از يك دوره نسبتا آرام جنگ شش روزه آغاز شد و صهيونيستها
توانستند بر تمامي سرزمين فلسطين و بلنديهاي جولان در مرز سوريه و
صحراي سينا در مصر دست يابند. شهر قدس تا پيش از جنگ مزبور تحت
حاكيمت دولت اردن بود اما بر طبق قانوني كه دولت اسرائيل تصويب نمود
شهر قدس , بيت لحم , بيت ناحور و 27 دهكده ديگر ضميمه اسرائيل
گرديد . (19 ) (بعد از آتش بس موقت 1949 اردن كنترل اين شهر را بدست
گرفته بود).
در 27 ژوئن 1967 حكومت اشكول نخست وزير وقت حكومت قدس
شرقي را به مناطق تحت سيطره اسرائيل ملحق كرد. اشكول پس از الحاق
قدس شرقي اعلام كرد سيطره سياسي اسرائيل بر كل شهر خواهد بود. از آن
تاريخ تاكنون سلطه صهيونيستها بر هر دو بخش قدس شريف تداوم داشته
است .
پاورقي :
1 ) كتاب اسرائيل ـ نيل تيلبري
2 ) كتاب تاريخ نوين فلسطين ـ انتشارات اميركبيرـ دكتر عبدالوهاب كيالي ـ
صص 17 و 18
3 ) كتاب اسرائيل ـ نيل تيلبري
4 ) همان
5 ) همان
6 ) همان
7 ) همان
8 ) كتاب اسرائيل و قدس عزيزـ هاشمي رفسنجاني ـ انتشارات آزادي قم
9 ) كتاب اسرائيل ـ نيل تيلبري
10 ) همان
11 ) تاريخ اورشليم صص 259 ـ 260
12 ) القدس ـ القرارات الدوليه الكامله 1947 ـ 1997
ناشر : مركزالاسرا للمواسات و البحوث ـ چاپ بيروت
13 ) همان
14 ) القدس ... ص 2
15 ) تاريخ اورشليم ص 263
16 ) القدس ... ص 2
17 ) تاريخ اورشليم ـ ص 263
18 ) القدس ... ص 10
19 ) تاريخ اورشليم
بيت المقدس و قدس شريف , مكاني است كه از
زمان حضرت ابراهيم (ع ) تاكنون سلطه كنعانيها ,
آشوريها , ايرانيان , يوناني ها , رومي ها , صليبي ها ,
مملوك ها , عثماني ها , انگليسي ها و صهيونيستها را
برخود شاهد بوده است

|